منبع اخبار فناوری اطلاعات

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


آخرین مطالب


 



فرضیه دوم: آموزش خوددلگرم سازی مادران بر میزان تعارض والد- فرزند از منظر مادران تأثیر دارد.

 

جدول ۷ تحلیل کوواریانس گروه­ ها در متغیرتعارض والد فرزند از دید مادر.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F P اندازه اثر ‌پیش‌آزمون ۸۶۷٫۳۳ ۱ ۸۶۷٫۳۳ ۴۷٫۸۶ ۰۰۱/۰ ۰٫۶۹۵ بین گروه­ ها ۲۳۳٫۵۸ ۱ ۲۳۳٫۵۸ ۱۳٫۳۴ ۰۱/۰ ۰٫۳۸۹ درون گروه­ ها ۳۶۷٫۵۰ ۲۱ ۱۷٫۵۰ کل ۱۲۹۳٫۳۳ ۲۴

نتایج جدول ۹-۴ نیز نشان می­دهد که بعد از تعدیل نمرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین گروه­ آزمایش و گواه وجود دارد به عبارتی مداخله اثر بخش بوده است. (۳۸/۰partial ƞ۲ =؛ ۰۱/۰>p، ۱۳٫۳۴F). ‌بنابرین‏، فرضیه دوم پژوهش مبنی بر اثر بخشی آموزش دلگرمی مادران بر کاهش تعارضات والد- فرزندی تأیید شد.

 

فرضیه سوم؛ آموزش خوددلگرم سازی مادران بر میزان استفاده‌ مادران از الگوی فرزند پروری اقتداری تأثیر دارد. برای آزمون فرضیه سوم نیز از تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده گردید که نتیجه آن در جدول ۱۱ آمده است.

 

جدول ۸ تحلیل کوواریانس نمره مادران دو گروه در متغیر فرزند پروری اقتداری.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F P اندازه اثر ‌پیش‌آزمون ۸۱۳٫۱۲ ۱ ۸۱۳٫۱۲ ۱۹٫۹۶ ۰۰۱/۰ ۰٫۴۸۷ بین گروه­ ها ۲۴۷٫۲۷ ۱ ۲۴۷٫۲۷ ۶٫۰۷ ۰۲/۰ ۰٫۲۲۴ درون گروه­ ها ۸۵۵٫۳۷ ۲۱ ۴۰٫۷۳ کل ۷۵۶۵۶٫۰ ۲۴

با توجه به نتایج جدول می‌توان گفت که پس آموزش دلگرم سازی بر افزایش فرزند پروری اقتداری اثر بخش بوده است. (۰٫۲۲partial ƞ۲ =؛ ۰۵/۰>p،۶٫۰۷ F) داده ها نشان می‌دهد که بین نمرات گروه‌ها پیش و پس از آزمون تفاوت معنا دار ایجاد شده است. بنا بر این فرضیه سوم پژوهش نیز تأیید می‌گردد.

 

 

 

    1. -Satir, V ↑

 

    1. – Huver, R.M.E. Otten, R. De Vries, H. Engels, R.C.M.E. ↑

 

    1. – Bamrind,D ↑

 

    1. – Authoritarian ↑

 

    1. ۴- Authoritative ↑

 

    1. – Permissive ↑

 

    1. -Baumrind,D ↑

 

    1. -Baumrind, D. Larzelere, R.E& Owens, E.B ↑

 

    1. -Kerr, M.Stattin, H.&Özdemir,M ↑

 

    1. -Adler,A ↑

 

    1. – Dinkmeyer, D. C., & McKay,G.D ↑

 

    1. – Evans,T ↑

 

    1. – Thompson, C.L& Rudolph, L. B ↑

 

    1. -Bitter, J.R ↑

 

    1. – Soltz, V ↑

 

    1. – Saadati, H& Lashani, L ↑

 

    1. -Stuart ↑

 

    1. -Moqaddasd, A ↑

 

    1. -conflict ↑

 

    1. -Wats,R ↑

 

    1. – Murray A. straus ↑

 

    1. – Gunnar,M.R& Collins, W.A ↑

 

    1. -Jones, D. J. forehand, R& Beach,S.R ↑

 

    1. -Coleman, M ↑

 

    1. -Ericson, ES ↑

 

    1. – Minuchin,S ↑

 

    1. – Steinberg, A ↑

 

    1. – Sociobiological ↑

 

    1. -Anna freud ↑

 

    1. -detachment ↑

 

    1. – denial ↑

 

    1. – rationalization ↑

 

    1. – projection ↑

 

    1. – Rice,F ↑

 

    1. – Rest, R ↑

 

    1. – Kohlberg, L & Piaget, J ↑

 

    1. -Selman ↑

 

    1. – Haley, J ↑

 

    1. -Smetana, J. G ↑

 

    1. – Meid, M ↑

 

    1. – Rice, F ↑

 

    1. -Meid, M ↑

 

    1. – Hall, S ↑

 

    1. -petersen, A.C ↑

 

    1. – Micucci, J, A ↑

 

    1. – Cohen,S ↑

 

    1. – Helstela. LS ↑

 

    1. – Rueger,S. Y. Malecki, C. K& Demaray, M. K ↑

 

    1. -Freud,Z ↑

 

    1. -Carter, B. McGoldrick, M& Whitbourne, S ↑

 

    1. -Micucci, J. A ↑

 

    1. – Ginsburg, G. S& Bronstein, P ↑

 

    1. -Ohannessian, C. M. Lerner, R.M. Lerner, J. V& von Eye, A ↑

 

    1. – Ijaz, T., & Mahmood, Z ↑

 

    1. – Berk, L ↑

 

    1. -Bamrind, D ↑

 

    1. – Authoritative ↑

 

    1. -authoritarian ↑

 

    1. – permissive ↑

 

    1. -Chronis, A.Raggi, V. L.Clarke, T. L. Rooney, M. E Diaz, Y& Pian, J ↑

 

    1. – Baumrind, D ↑

 

    1. -Demanding ↑

 

    1. – uninvolved ↑

 

    1. -Dinkmeyer, D. C ↑

 

    1. – Impulse ↑

 

    1. – Rothrauff, T. C. Cooney, T. M& An, J. S ↑

 

    1. -Byrne, Haddock & Poston ↑

 

    1. – Chang, L. Schwartz, D. Dodge, K. A & McBride, C ↑

 

    1. – Wasserman, G. A. Miller, L. S. Pinner, E& Jaramillo,B ↑

 

    1. – Bayer, C. L& Cegala, D. J ↑

 

    1. -Frick, P. J& White, S. F ↑

 

    1. -Satir,V ↑

 

    1. – Cohen, S ↑

 

    1. – Meid, M ↑

 

    1. -Encouragement ↑

 

    1. -Corey, G ↑

 

    1. -Watts, R. E& Piterzak, D ↑

 

    1. -Evans, T ↑

 

    1. -Kanz, J. E ↑

 

    1. – Duba, J. D& Watts, R. E ↑

 

    1. -Dreikurs, R & Soltz, V ↑

 

    1. -Benjamin, G. W ↑

 

    1. – Duba, J. D& Watts, R. E ↑

 

    1. – Eckstein, D & Cooke, P ↑

 

    1. – Whiston, S. C& Sexton, T. L ↑

 

    1. – Cheston, S. E ↑

 

    1. – Bahlmann, R & Dinter, L ↑

 

    1. -Self- encouragement ↑

 

    1. -Carlson, C. Clemmer, F. Jennings, T. Thompson, C& Page, L ↑

 

    1. -McKay, G. D& Maybell, S. A ↑

 

    1. – McKay, G. D ↑

 

    1. – Evans, T ↑

 

    1. – Dreikurs-Ferguson ↑

 

    1. -Keturakis, V ↑

 

    1. – Rathert, G. H& Reed, D ↑

 

    1. – Milliren, A. Yang, J. Wingett, W& Boender, J ↑

 

    1. -Dagley, J. C. Campbell, L. F. Kulic, K. R& Dagley, P. L ↑

 

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 08:58:00 ب.ظ ]




– تکلم و مهارت‌های کلامی نابینایان

 

هر چند که ارتباط در زمان نوزادی و آغازتولید صوت در کودکان بینا و نابینا مشابه است، تفاوت‌های تحولی هنگامی که کودکان شروع به تداعی معانی کلمات می‌کنند ایجاد می‌شود ‌در مورد کودکان بینا تحول زبان تقریبا از طریق یکپارچه‌سازی تجربیات دیداری و نمادهای کلمات صورت می‌گیرد کودکان نابینا نمی‌توانند تکلم را از طریق تقلید بصری یاد بگیرند و باید به درون دادهای شنوایی متکی باشند. در نتیجه در افراد ی که نابینای مادر زادی هستند زبان ممکن است به میزان کمتری رشد کند. کاتس فورث روان‌شناسی که خود نابینا بود عقیده دارد افراد نابینا دارای زبان شفاهی هستند. به عبارتی آن ها بر کلمات و تعابیری متکی هستند که با تجارب حسی شان همساز نیست. آن ها ازطریق حواس شنیداری، لامسه و بویایی جهان را کشف می‌کنند و بدین جهت به نظر می‌رسد که زبان آن ها متأثر از این وقایع است. به نظر کاتس فورث (الفاظی) – زبان غیر واقعی- به عنوان وسیله‌ای – جهت کسب مقبولیت اجتماعی وکسب حمایت‌های اجتماعی توسط نابینایان به کار می‌رود (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

– تحرک و جهت یابی

 

فرل [۵۶] (۱۹۸۳) بیان داشت که بدیهی ومسلم است که افراد بینا، حرکات رااز طریق مشاهده حرکات دیگران یاد گرفته باشند. کودکان بینا، از طریق مشاهده حرکات دیگران و تقلید از آن، یاد می‌گیرند که چگونه حرکت کنند. آن ها این حرکات را تمرین می‌کنند و حرکات خودشان را نیز مشاهده می‌کنند، که این پسخوراندی برای تعغیر و اصلاح حرکتشان به آن ها می‌دهد، ولی کودکان نابینا، فرصت مشاهده دیگران و تقلید از حرکات آنان را ندارند. یکی از مهمترین توانایی‌های افراد نابینا و کم بینا برای سازگاری ‌بیشتر این است که آن ها بتوانند در محیط اطرافشان حرکت کنند. تحرک افراد نابینا به میزان زیادی به توانایی شان در درک فاصله ها بستگی دارد. متخصصان دو راه مختلف راکه شخص مبتلا به نقص بینایی می‌تواند از طریق آن اطلاعاتی مربوط به فاصله ها را دز ذهن تجسم بخشند، تشریح کرده‌اند. یکی از راه ها «روش توالی» است ودیگری از طریق رسم نقشه‌ای است که بتواند روابط کلی نقاط گوناگون را در محیط ترسیم کند (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

– تحول اجتماعی و سازش یافتگی شخصیت

 

بدون بینایی، ادراکات ما درباره خودمان و جهان اطراف به طرز چشمگیری متفاوت است. برای یک فرد نابینا این تفاوت‌های ادراکی ممکن است منجر به مشکلات عاطفی و اجتماعی گردد. برای مثال افراد نابینا قادر نیستند حالات و حرکات بدنی افراد را تقلید کنند به همین علت نمی‌توانند یکی از مهمترین مؤلفه‌های مستقیم سیستم ارتباط اجتماعی یعنی (زبان بدن) را رشددهند.

 

ظرافت‌های ارتباط غیر کلامی ممکن است به طور معنی‌داری در قصد و نیت کلمات بیان شده تغیر ایجاد کنند. ناتوانی یک فرد در تحول سیستم ارتباطی غیر کلامی از طریق دریافت نشانه های دیداری (نظیر: تجلیات چهره‌ای و یا حرکات دست) نتایج عمیقی بر تعاملات بین فردی فرد نابینا دارد و وی را نه تنها در دریافت یا تفسیر زبان کلامی بلکه در بیان آنچه که به دیگران می‌گوید دچار مشکل می‌سازد (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

– تحو ل مفهوم خود (تصور از خود)

 

بینایی اولین دستگاه حسی در نوزادان است، زیرا که بیشترین اطلاعاتی که نوزاد ‌در مورد خودشان ومحیط اطرافشان یاد می‌گیرند از طریق سیستم بینایی صورت می‌گیرد. سازمان‌بندی اولیه ادراک بینایی به طور بالقوه در جهت متوجه ساختن نوزادان به عناصری در جهان است که برای بقاء و تحول آن ها بسیار مهم هستند. تفسیر در بحث تحول اولیه خود بیان می‌کند که جنبه‌هایی ازخود را که از طریق ادراک مشخص ومعین می‌شوند، به خصوص ادراک خود در فعالیت با محیط فیزیکی یا اجتماعی، کسب می‌کنند. دو نوع خود از طریق این ادراک تشکیل می‌شود: «خود بین شخصی» که خود و افراد دیگر را به هم متصل یا مجزا می‌سازد، و خود (خود بوم‌شناسی) که خود ومحیط فیزیکی را بهم متصل یا مجزا می‌سازد. این دو جنبه خود در آغاز تولد شکل می‌گیرند و به حیات خود در دوران بعدی زندگی ادامه می‌دهند. بر خلاف انواع دیگر خود که بعدا تحول می‌یابند، این احساسات اولیه خود به طور مستقیم از طریق تجربه ایجاد می‌شوند و مجددا توسط کودک ساخته نمی‌شوند. خود بین فردی به ادراک خود در رابطه با دیگرن مربوط است واز طریق خیره شدن دو جانبه، حرکات بدنی مشروط، کلام‌سازی متقابل و اشاره کردن وتلقین توجه ایجاد می‌شود. بینایی نقش بسیار مهمی در این دو جنبه اولیه احساس خود دارد و کودکان نا بینا در تحول چنین اشکالی از دانش خود، دچار مشکل می‌گردند (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

۲-۶-۳ تأثیر اختلال بینایی در فرایند‌های تحول روانی

 

احساس کودک نابینا از جهان اطراف خود به تدریج و به وسیله سایر حواس برای او فراهم می‌شود، کودک نابینا از درک کلی اشیا» عاجز است، لذا برای شناسایی عالم خارج به کمک دیگران احتیاج دارد. همانطورکه ملاحظه می‌شود کودکان نابینا از لذت مشاهده و در نتیجه تقلید و همانند‌سازی که نقش مهمی در رشد شخصیت فرد ایفا می‌کند محرومند. از یادگیری بسیاری از مطالب و حتی کسب مهارت‌های ساده مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن، رفع احتیاجات روزمره، که کودکان دیگر از آن بهره‌مند هستند ناتوانند. مسلماًً این وضع نامطلوب باعث ایجاد حالت خشم و عصبانیت در کودک می‌شود لذا نابینایان از لحاظ تحصیلی ‌و حرکتی عقب مانده‌تر از سایر اشخاص جلوه می‌کنند.

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:38:00 ب.ظ ]




به اعتقاد رشید و همکاران[۸] (۲۰۱۲: ۵۰) یکی از بحث‌برانگیزترین ناسازگاری‌ها در حیطه مالی رفتاری، اطمینان بیش‌ از حد موجود در سطوح مدیران اجرایی است و توجه زیادی به اطمینان بیش‌ از حد در حیطه مالی شرکت‌ها جلب شده است و پژوهش‌های اخیر، نظیر لین و همکاران[۹] (۲۰۰۵)، بن‌دیوید و همکاران[۱۰] (۲۰۰۷)، چن و همکاران[۱۱] (۲۰۱۱)، وو[۱۲] و لیو[۱۳] (۲۰۱۱) و دشماخ و همکاران (۲۰۱۳) اثرات اطمینان بیش‌ از حد و اختیار عمل[۱۴] مدیریتی را در تصمیم‌گیری‌های مالی کلیدی شرکت، مورد بررسی قرار داده‌اند. به‌کارگیری اختیار عمل مدیریت، همواره در اتخاذ تصمیم‌های سیاست تقسیم سود به وسیله مدیریت نمود می‌یابد. پژوهش‌هایی در بازارهای مالی توسعه‌یافته انجام شده است، ولی بازارهای توسعه‌نیافته و در حال ظهور، هنوز در حال بررسی است (رشید و همکاران، ۲۰۱۲: ۵۰).

 

دنیل و همکاران[۱۵] (۱۹۹۸) بیان کردند که تأثیر اطمینان بیش از حد بر اطلاعات شخصی و خصوصی قوی‌تر است و بر اطلاعاتی که به طور گسترده نگه‌داری و پذیرفته می‌شوند، ضعیف‌تر است. باورهای مدیریت درباره برخی از فرصت‌های سرمایه‌گذاری ممکن است بر اساس اطلاعات شخصی باشد، در حالی که برای دیگران، باورهای مدیر ممکن است به اطلاعات عمومی‌ای که به طور گسترده‌ای در دسترس است، وابسته باشد. اطمینان بیش از حد مدیریت ‌در مورد اول نسبت به دومی تأثیر بیشتری دارد. برای ترکیب این ویژگی اطمینان بیش از حد، باید بین پروژه های ابتکاری (پروژه هایی که بر اساس اطلاعات شخصی مدیریت ارزیابی می‌شوند) و پروژه های رشدی که ‌منعکس کننده فرصت‌های رشد[۱۶] شرکت است و به طور عمومی مشاهده می‌شوند و مدیریت درباره آن‌ ها هیچ اطلاعات خصوصی ندارد، تفاوت قائل شد (دشماخ و همکاران، ۲۰۱۳: ۴۴۶). از این رو در این پژوهش، تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریت بر فرصت‌های رشد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می‌شود.

آلن[۱۷] و مایکلی[۱۸] (۲۰۰۳) بیان کردند که بازار به طور متوسط نسبت به خبر افزایش در سود تقسیمی واکنش مثبت و نسبت به خبر کاهش در سود تقسیمی واکنش منفی نشان می‌دهد. رایج‌ترین توضیح برای این واکنش فرضیه‌های علامت‌دهی است که بر مبنای آن افزایش سود اعلامی به وسیله مدیریت، خبر از جریان‌های نقد بالاتری می‌دهد. بومن[۱۹] (۲۰۰۹) و دشماخ و همکاران (۲۰۱۳) بیان کرده‌اند که اطمینان بیش از حد مدیریت بر این واکنش بازار تأثیر دارد. از این رو، در این پژوهش سعی شده است تا این تأثیر در بورس اوراق بهادار تهران تبیین شود.

 

این مطالعه به ادبیات نوپای تأثیر غیرمنطقی بودن مدیریت بر سیاست‌های مالی شرکت می‌افزاید و در شناسایی یکی از دلایلی که ممکن است توضیح دهد چرا شرکت‌ها سود پرداخت می‌کنند، سهم بسزایی دارد. همان طور که اندازه و سودآوری مهم است، توضیح انحراف‌های مقطعی سود و دلیل تصمیم به تقسیم سود به وسیله مدیران و به‌تبع آن شرکت‌ها نیز مهم است. مدیران نسبت به یک وضعیت خاص (مثلاً تغییر تقاضای سرمایه‌گذاران برای سود سهام) واکنش نشان می‌دهند. در این مطالعه تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مدیران بر عکس‌العمل آن‌ ها نشان داده می‌شود و ممکن است سیاست‌های شرکت را نیز توضیح دهد.

 

سؤال اصلی پژوهش این هست که آیا اطمینان بیش‌ از حد مدیریت می‌تواند به بیان برخی از جنبه‌های سیاست تقسیم سود کمک کند؟ ‌بنابرین‏، تأثیر اطمینان بیش‌ از حد مدیریت بر سیاست تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

 

۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش

 

سیاست تقسیم سود، مورد توجه نظریه‌پردازان مالی قرار گرفته است. این موضوع، یکی از بحث‌برانگیزترین موضوع‌های ادبیات مالی است و هنوز هم جایگاه برجسته‌اش را حفظ ‌کرده‌است. بسیاری از پژوهشگران، نظریه هایی را ابداع و شواهد تجربی ‌در مورد عوامل تعیین‌کننده سیاست سود سهام یک شرکت ارائه داده‌اند. با این حال، موضوع سود سهام هنوز حل نشده است (بن‌ناکور و همکاران، ۲۰۰۶: ۱). سیاست تقسیم سود مهم است؛ نه ‌فقط به‌دلیل مبلغ پولی که در آن درگیر است و ماهیت تکراری تصمیم، بلکه به‌خاطر اینکه سیاست تقسیم سود با اکثر تصمیم‌های مالی و سرمایه‌گذاری که شرکت اتخاذ می‌کند، دارای ارتباط نزدیکی است و درک سیاست پرداخت سود ممکن است به ما برای درک بهتر جنبه‌های دیگر این سیاست کمک کند (آلن و مایکلی، ۲۰۰۳: ۳).

 

تقسیم سود، عاملی اثرگذار بر سرمایه‌گذاری‌های پیش روی شرکت‌ها است؛ هرچقدر که سود بیشتری تقسیم شود، منابع داخلی شرکت به منظور اجرای پروژه های سرمایه‌گذاری، کمتر خواهد شد و نیاز به منابع مالی خارج از شرکت، بیشتر می‌شود که می‌تواند بر قیمت سهام شرکت‌ها در آینده تأثیر داشته باشد؛ لذا، مدیران (با هدف حداکثر کردن ثروت سهام‌داران) همواره باید بین علایق مختلف سهام‌داران، تعادلی را برقرار نمایند تا هم فرصت‌های سودآور سرمایه‌گذاری را از دست نداده باشند و هم سود نقدی موردنیاز بعضی از سهام‌داران را بپردازند؛ ‌بنابرین‏، تصمیم‌های تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت‌ها گرفته می‌شود، بسیار حساس و دارای اهمیت است (مهرانی و تالانه، ۱۳۷۷: ۲۹).

 

در ایران پژوهش‌هایی که بر روی سیاست تقسیم سود صورت گرفته است، هیچ‌کدام ویژگی‌های رفتاری مدیریت را در این بررسی‌ها دخالت نداده‌اند. از آنجا که مسأله سود سهام به طور کامل حل نشده است، در این پژوهش با بررسی تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریت بر سیاست تقسیم سود شرکت‌ها سعی شده است که یکی از این ویژگی‌های رفتاری مدیریت در بررسی سیاست تقسیم سود شرکت‌ها دخالت داده شود، تا به درک بهتر جنبه‌های دیگر سیاست تقسیم سود کمک کند.

 

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:57:00 ق.ظ ]