|
|
|
عزت نفس، یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت و شکوفایی استعداد و خلاقیت افراد میباشد. هرگاه فرد از عملکرد خود ارزیابی مثبتی داشته باشد، باعث افزایش عزت نفس وی و در صورت داشتن ارزیابی منفی از عملکرد خود، عزت نفس او کاهش مییابد. (شاملو، ۱۳۸۸). عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن که از مجموع افکار، احساسها، عواطف و تجربیات هر فرد در طول زندگی ناشی می شود. (شجری،۱۳۹۲).

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که بهچیزی نیاز داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و موقعیت خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده ، اما آن را در حدی نساخته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.

آیا تاکنون شده است که برای روبرو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه . هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟
این ها و نمونه هایی دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ی متعالی است که از آن با عزت نفس یاد میکنیم. جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری، دوست داشتنی است؛ اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. کرامت نفس نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.
وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار میدهد تا ان خواسته را برآورده سازد. گاهی هم حق و دینو شرف و کرامت نفسف زیر پا گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به دست آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟
چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بیحدو مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟
صاحبان عزت نفسف هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر مناعت طبع، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت، زبونی و خفت و خواری نمی کنند.(محمدی،۱۳۹۳)
با توجه به مفاهیم مطرح شده عزت نفس ارزیابی و قضاوت فرد از ارزشمندی خود میباشد و به نگرش مثبت یا منفی شخص از خود دلالت دارد، در صورت ارزیابی مثبت، عزت نفس فرد افزایش و در صورت ارزیابی منفی عزت نفس فرد کاهش مییابد.
۲-۳-۱- بهای وجود:
نماد دیگری از عزت نفس، آن است که انسان، پاسدار کرامت وجودی خویش باشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار نسازد. عزت به معنای صلابت، استواری، نفوذ ناپذیری، تسخیر نشدن، فرونپاشیدن، سست نشدن و سست نبودن است. انسانی عزیز است که به پستی ها و حقارت ها راه ندهد که در زمین دل و جان و زمینه شخصیت او نفوذ کند. کسی عزت نفس دارد که هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خرد کننده ی فسادها و تباهی ها حفظ کند و این جز در سایه خودشناسی و آگاهی به ارزش انسانی و والایی جایگاه معنوی انسان فراهم نمی شود.
انسان خود را با چه چیزی مقایسه میکند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه میدهد و چه میگیرد؟اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟
حضرت علی (ع) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه، فلا تبیعوها الا بها»: (بدانید که برای جانها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جزبهشت نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.)کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهشهای مادینمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.
۲-۳-۲- خواستن، پل ذلت:
کیان وجودی انسان، گاهی به خاطر طلب در هم می شکند. هر کس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر خواستن، آن گوهر را از کف میدهند.
خواستن ، سنداحتیاج است و نشانه فقر و ناداری، گاهی یک آبرو در گرو یک خواستقرار داردو با گشودن دست نیاز ، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یکباره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.
امام علی (ع) فرموده است:«ماء وجهک جامدتقطره السوال، فانظر عند من تقطره؟»: ( آبروی تو، جامد است و با سوال و درخواست ، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی!
و چه زیبا گفته است صائب تبریزی:
دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز پل می کشی که بگذری از آبروی خویش.
بدترین وضع،آن است که حرص وطمع وتکاثرو افزون طلبی، انسان را بهخواستنوادار سازد وبرای دست یافتن به آنچه که ندارد،دست به هر کاری بزند وپیش هرکس وناکسی کوچک شود والتماس وخواهش کند وکوچک شود،غلام وچاکراین وآن گردد،تاازاین رهگذر،چیزی بر، داشتههایش بیفزاید ویابه برخی ازخواستههایش برسد.
مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان،اعتباروشرف خود رادر گرو آن بگذارد؟
مگر پول،چقدر مقدس است که انسان،عزت نفس خویش رابا آن مبادله کند؟
آیا باید به هر خواسته ای رسید؟وهرچه رادلخواست،باید تامین کرد؟پس عفاف وکف نفس وکنترل غرایز وتمنیات و مهار زدن برحرص وآز،برای کجاوکی وچه کسانی است؟!در این داد و ستد،چه میدهیم وچه به دست می آوریم؟سخنی زیبا ازحضرت علی(ع)نقل شده است:«واکرم نفسک عن کل دنیه وان ساقتک الی الرغائب،فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا»؛خویشتن را از هرچه که پست باشد،والاتر بدان و پرهیز کن.هر چند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از خویش می دهی چیزی عوض نخواهی یافت.
مسئله بر سر شرافت و کرامت انسان است . وقتی در این داد و ستد، در مقابل دنیا و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد. چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن» افتاده اند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.نخواه ، تا عزیز بمانی . طمع مدار ، تا سربلند باشی و قانع باش ، تا اسیر نگردی .
این رهنمود مولای آزادگان حضرت علی (ع) است که فرمود:«القناعه تودی الی العز» قناعت ، عزت می آورد . و نیز سخن او است که : «العز مع الیاس»عزت ، همراه با نا امیدی از دست مردم است. به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز ، تا عزیز باشی.(محمدی،۱۳۹۲)
۲-۳-۳- حفظ گوهر عزت:
نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد . انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند ، تا از این طریق، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه ، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام و نااهلان ، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن به این هدف، تنظیم خواصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد ، رابطه ای بر مبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمع ها و خواهش ها.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1401-09-05] [ 01:38:00 ب.ظ ]
|
|
۵: اصل نظارت مداوم
حتی در شرایطی که در آن اجازه قانونی (غالبا در قالب مجوز رسمی) جهت اجرای فعالیت های خاصی اعطا شده است، نهاد مقررات گذار باید اختیار دائم جهت نظارت بر چنین فعالیت هایی را داشته باشد تا اطمینان یابد که در اجرای چنین فعالیت هایی، ایمنی رعایت گردد و فعالیت های مذکور مطابق با شروط مجوز انجام می گیرند. اصل نظارت مداوم بدین معنا است که قوانین هسته ای باید ورود آزادانه بازرسان نظارتی را به کلیه اماکنی که در ان مواد هسته ای استفاده یا ذخیره میشوند، تضمین نماید.

۶: اصل جبران خسارت
با توجه به عوامل فنی متعدد، استفاده از انرژی هسته ای، خطر ایجاد خسارات کلان به افراد، اموال و محیط زیست را به طور بالقوه در خود دارد. به دلیل اینکه تدابیر پیشگیرانه نمی توانند به طور کامل از پتانسیل وقوع چنین خطراتی جلوگیری نمایند، لذا حقوق هسته ای ایجاب میکند که دول اقداماتی را جهت جبران خسارات ناشی از وقوع حوادث هسته ای اتخاذ کنند. (رضایی،۱۳۸۹، شماره ۴۰)
۷: اصل توسعه پایدار
اسناد متعددی در زمینه حقوق محیط زیست، الزام هر نسل به عدم تحمیل فشار ناروا بر نسل های آینده را شناسایی نموده اند. اصل توسعه پایدار بدین معنا است که توسعه اقتصادی و اجتماعی فقط در صورتی پایدار است که محیط زیست جهانی در مقابل تخریب محافظت شود. این اصل بویژه در زمینه فعالیت های هسته ای کاربرد دارد زیرا بعضی از مواد شکاف پذیر و منابع تشعشع یونیزه کننده در دراز مدت خطراتی را برای سلامت و ایمنی انسان و محیط زیست در بر دارند. البته دوام طولانی چنین مواردی در طبیعت، تعیین اینکه چه اقدامی را اکنون میتوانیم در جهت حفاظت مؤثر از نسل های آینده دهیم، دشوار میسازد. یکی از شیوه های کاربرد اصل توسعه پایدار در زمینه فعالیت های هسته ای، الزام نسل فعلی به انجام اقداماتی است که ایمنی هسته ای را در درازمدت امکان پذیر میسازد، بدون اینکه نسل های آینده را از مواهب انرژی هسته ای محروم نموده و از سوی دیگر، به پیشبینی هایی که به نظر میآید در آینده های دور مصداق یابند، اعتماد ننماید.

۸: اصل تبعیت
بسیاری از فعالیت های بشری که در محدوده قلمرو یک کشور رخ میدهند، ممکن است منجر به خساراتی در مناطق فرامرزی آن کشور گردند؛ اعتقاد بر این است که انرژی هسته ای در بردارنده خطرات خاص ناشی از آلودگی رادیو اکتیو است که از مرزهای ملی فراتر می رود. اسناد منطقه ای و جهانی یک
جانبه و دو جانبه متعددی وجود دارند که حقوق بینالمللی انرژی هسته ای را شکل دهند. به هر میزان که یک دولت به رژیم های حقوقی بینالمللی مذکور مقید است، حقوق هسته ای ملی نیز باید نمایانگر تعهداتی باشد که در رژیم های مذکور توسط دولت مورد نظر، به عهده گرفته شده است. علاوه بر این اصلی در حقوق بین الملل عرفی ایجاد شده است بدین مضمون که قلمرو یک کشور نباید به نحوی استفاده شود که موجب بروز خسارت در قلمرو کشور دیگر گردد. بنابرین اتخاذ تدابیر نظارتی در این خصوص ضروری است. در کشورهایی که حقوق داخلی آن ها دولت را به معاهدات خود به خود اعتبار قانونی مقید میداند، وضع قوانین جداگانه ضرورتی ندارد. در بسیاری از کشورهای دیگر تبعیت از تعهدات بینالمللی مستلزم اقدام به وضع قوانین تکمیلی دیگر است.
۹:اصل استقلال
لازم به ذکر است که حقوق هسته ای تأکید ویژه ای بر تأسيس مرجع رسمی نظارت بر فعالیت هسته ای دارد که تصمیمات آن مرجع در خصوص مسایل ایمنی هسته ای نباید توسط سایر نهادهای دخیل در ارتقاء و توسعه انرژی هسته ای مورد مداخله قرار گیرد. با توجه به خطرات عمده ناشی از فن آوری هسته ای، افراد ذی نفوذ باید استقلال مرجع رسمی نظارت بر فعالیت های هسته ای و نظریات کارشناسانه مرجع مذکور در خصوص ایمنی هسته ای را محترم شمارند
۱۰ :اصل شفافیت
بخش عمده ای از توسعه اولیه انرژی هسته ای ریشه در برنامه های نظامی دارد که در جنگ جهانی دوم اجرا شدند. در ان زمان و تا دوران طولانی پس از آن، اطلاعات در خصوص فن آوری و مواد هسته ای به شدت از نظر نظامی مهم بود و از طرف دول به عنوان اطلاعات محرمانه تلقی می شد. با توسعه استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای، ضروری بود که عامه مردم نسبت به ان شناخت پیدا نموده و به آن اعتماد کنند. در نتیجه لازم شد که مردم رسانه های جمعی، قانون گذاران و سایر نهادهای ذی نفع، کاملترین اطلاعات ممکن را در زمینه منافع و مخاطرات ناشی از کاربردهای گوناگون تکنیک های هسته ای جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی در اختیار آن ها قرار داده شود. اصل شفافیت مستلزم آن است که نهادهای دخیل در توسعه، کاربرد و نظارت بر انرژی هسته ای، کلیه اطلاعات مرتبط را در خصوص اینکه چگونه انرژی هسته ای مورد استفاده قرار میگیرد و به ویژه اطلاعاتی در ارتباط با حوادث و وقایع غیرعادی که میتواند بر سلامت و ایمنی افراد و محیط زیست تاثیر بگذارد، در اختیار عموم قرار دهند.
۱۱: اصل همکاری بینالمللی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نتیجه ، بیمه گر اتکایی تا حدود بسیار زیادی تحت نفوذ بیمه گران مستقیم قرار دارد و به همین جهت هر زمان که نیاز به بعضی از شکل های خاص بیمه اتکایی تحقق پیدا میکند . بیمه گر اتکایی نیاز دارد که شرایط بیمه گر مستقیم ( بیمه گران ) و شیوه و سیاست بیمه گری بیمه گر واگذارنده را به طور تمام و کمال بشناسد . بعلاوه در مورد قراردادها او نیاز به دانستن اطلاعات دوگانه زیر هم دارد:

۱- ترکیب پرتفوی بیمه ای شرکت؛ مثلاً یک شرکت ممکن است در زمینه ی بیمه بدنه کشتی متخصص بوده و احتمالاً انواع خاصی از شناورها ، مانند نفت کش ها و یا فله برها را بشناسد و یا این که ممکن است بیمه گر اتکایی به حساب آید که دارای یک پرتفوی تخصصی برای کالای بخصوص و گران قیمتی است .

- منابع و سرچشمه پرتفوی شرکت بیمه؛ مثلاً این که آیا فعالیت شرکت محدود به بازار محلی است که دائماً با مشتریان محلی سروکار دارد و یا این که در یک یا دو بازار دیگر به فعالیت و عملیات بیمه گری اشتغال دارد مانند بازارهایی که در آن خطرات برای اخذ « بیمه مشترک » ارائه میگردند و کارهای ملی و بینالمللی هم از طریق دلالان و واسطه ها ارائه میشوند . در بازار بیمه لندن تنها بیمه گران مستقیم سنتی به دنبال پوشش بیمه اتکایی نیستند ، بلکه انجمن های تعاونی پی.اند.آی[۱۲۴] هم که ارائه دهنده پوشش مسئولیت برای مالکان کشتی هستند از مشتریان این بازار به شمار میروند زیرا معمولاً به وسیله ی بیمه نامه های باربری مرسوم تحت پوشش قرار نمی گیرند . معمولاً این کلوپ ها بر اساس قراردادهای مازاد خسارت تحت پوشش اتکایی قرار می گیرند.
گفتار دوم- توسعه برنامه های اتکایی بیمه باربری طرز برداشت و شیوه ی بیمه گری بیمه گر باربری ممکن است در برنامه ریزی اتکایی بیمه ی باربری و تعیین ظرفیت و سهم نگهداری بر اساس ضوابط و ارجحیت ها و در شرایط خاص تعیین گردد. بنابرین اظهار نظرها، ارائه دهنده یک طرز فکر و برداشت موجود در بازار برای تهیه و تنظیم برنامه ی اتکایی شرکتی است که هم زمان با گسترش و افزایش پرتفوی بیمه باربری، تجربه هم به دست می آورد . این که برنامه اتکایی یک شرکت چگونه تنظیم می شود ، تا حدود بسیار زیادی بستگی به ساختار ، حجم و اندازه پرتفوی بیمه باربری دارد و همان طور که در بالا بدان اشاره شد میتواند از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت باشد . شرکت ها معمولاً تمایل دارند که پرتفوی بابری را به ۴ طبقه مشخص و معین تقسیم بندی کنند که عبارت است از : بدنه ، کالا ، مازاد خسارت ، دکل های حفاری نفت و گاز فلات قاره ای و خطرات مشابه که برای هر کدام از این چهار طبقه برنامه و پوشش اتکایی مجزایی اخذ می نمایند. خواه شرکت بیمه جدیدالتأسیس باشد و یا این که شرکت بیمه ای باشد که تأسیس گردیده و آماده فعالیت در زمینه بیمه باربری است ، باید دقت کافی مبذول گردد که هزینه های اداری تا سرحد امکان پایین نگه داشته شود . بنابرین نیاز به گونه ای از پوشش اتکایی وجود دارد که کاربرد آن کم هزینه و ارزان باشد . بنابرین تنها راه حل مشهود ، همان قراردادهای مشارکت است که شرکت بیمه میتواند بر اساس آن ضمن تعیین سهم نگهداری متعارف ، قادر است که اکثریت کار را اداره نماید بدون اینکه نیاز به کمک و مساعدت اتکایی بیشتری داشته باشد. اگرچه سهم بیمه گر واگذارنده نباید آن قدر ناچیر باشد که صرفاً تمامی کار را به بیمه گر اتکایی واگذار نماید و یک سود بدون خطر را از محل دریافت کارمزدها به دست آورد . لذا در یک قرارداد مشارکت، ۹۰% حداکثر میزانی است که بیمه گر اتکایی آمادگی پذیرش آن را دارد . کارهای اداری یک چنین قراردادی محدود به تهیه کردن صورت حساب های اتکایی است ، البته بیمه گر اتکایی ممکن است در چند سال اولیه از بیمه گر واگذارنده بخواهد که بردروهای لازم را تهیه نماید تا او بتواند کنترلی بر نوع کارهای قبولی ، نرخ های اعمال شده و سیاست بیمه گری او داشته باشد . در بعضی از مواقع شرکت بیمه جدید با موافقت بیمه گر ( بیمه گران ) اتکایی مشارکت ، میتواند اقدام به اخذ پوشش مازاد خسارت برای هر واقعه و یا حادثه بنماید تا بتواند خود را در قبال تجمع خطرات ناشناخته حفظ نماید . تجمع خطرات شناخته شده خود دارای مقوله ی دیگری است ، زیرا چنانچه به شرکت بیمه ای اجازه داده شود که پوششی برای تجمع خطرات شناخته شده اخذ نماید ، به مفهوم کاهش سهم نگهداری شرکت بیمه واگذارنده محسوب گردیده و به ندرت این اجازه داده می شود. در بعضی از موارد ، قرارداد مازاد خسارت با این هدف تنظیم می شود تا علایق بیمه گر واگذارنده و بیمه گر اتکایی قرارداد مشارکت را حفظ نماید که در این صورت آن ها سهم حق بیمه ی خود را از این قرارداد را پرداخت خواهند نمود . بیمه گران دولتی و بازارهای محلی که تعداد بیمه گران اندکی در آن فعالیت می نمایند دارای نیازهای خاص اتکایی میباشند . با توجه به اینکه چنین شرکت هایی قادر نیستند که در خطرات اصلی به صورت بیمه ی مشترک سهیم و شریک گردند ، لذا این شرکت ها به بیشتر از یک قرارداد مشارکت نیاز دارند تا بتوانند پوشش دلخواه را در مورد خطرات بزرگی که بالاجبار صادر می نمایند ، تأمین کند . بنابرین آن ها نیاز به یک قرارداد مشارکت تکمیلی و یک قرارداد مازاد سرمایه اتکایی ( که در جرگه ی بیمه گران باربری به نام قرارداد مازاد لاین معروف است ) و احتمالاً یک قرارداد اتکایی اختیاری – اجباری دارند . بعد از چند سال که از فعالیت و توسعه ی شرکت سپری شد ، شرکت بیمه در موقعیتی خواهد بود که میتواند در وضعیت خود ، هم از نقطه نظر میزان سهم نگهداری شرکت و هم از جهت شکل و فرم قراردادهای اتکایی تجدید نظر نماید . یکی از روش هایی که شرکت بیمه میتواند برگزیند عبارتند از : ۱- اخذ پوشش اتکایی مازاد لاین برای افزایش ظرفیت بیمه گری ، آن هم در زمانی که درآمد حق بیمه مستقیم سهم نگهداریش افزایش یافته است و یا ، ۲- اخذ پوشش مازاد خسارت برای حفظ پرتفوی نگهداری شده در قبال تجمع خسارات ناشناخته . نامعقول و به دور از اصول متعارف است که شرکت های بیمه قراردادهای مشارکت خود را به خاطر استفاده و کاربرد قراردادهای مازاد لاین به دور اندازند ، علی الخصوص در بازارهایی که در آن کار بیمه نویسی بدنه ی کشتی رایج است . معمولاً پوشش اتکایی مازاد لاین با این هدف اخذ میگردد که پوشش اضافی مناسبی را برای خطرات بزرگ تأمین نماید . اگر قرارداد اتکایی مشارکت باربری کالا به دور انداخته شود ، معمولاً قرارداد اتکایی مازاد خسارت متداول جایگزین آن میگردد . امروزه آخرین مرحله ی تکامل و گسترش برنامه های تعداد زیادی از بیمه گران در کاربرد قراردادهای مازاد خسارت به عنوان تنها الگو و روش برای تحت پوشش گرفتن پرتفوی بیمه ی بدنه ی کشتی و باربری کالا قرار دارد . شیوه و عرف جهانی هم دوری گزیدن از قراردادهای نسبی و گزینش قراردادهای غیرنسبی میباشد . گفتار سوم- ظرفیت ها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
افراد خاص ممکن است شادتر از افراد دیگر به نظر برسند، زیرا آن ها از شماره های بالای مقیاس پاسخ استفاده میکنند یا اینکه میخواهند خود را در نظر دیگران و آزمایش کننده خوب جلوه دهند (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).

دلیل دیگر در رابطه با خطاها و مشکلات ارزیابی است که در زمان اجرای این مقیاسها آشکار میشود (داینر و اسکلن، ۲۰۰۳). بنابرین گرچه خود گزارشی نقش اصلی را در تحقیقهای بهزیستی ایفا میکنند، ولی باید از فنون دیگری، برای کسب درک کامل از این مفهوم استفاده شود (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).

روش مناسب دیگری که به اعتبار بخشیدن یافته های ارزیابیهای خود گزارشی کمک میکند، روش نمونه گیری تجربی [۱۲۶]میباشد، این روش توسط سیک زنت میهالی ابداع شده است و طی آن افراد در زمانهای تصادفی اقدام به ثبت احساسات و فعالیتهای خود در یک دوره زمانی میکنند (داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).
در این شیوه ارزیابی، شرکت کنندگان کامپیوترهایی را در کف دست خود حمل میکنند و صدای یک زنگ را به صورت تصادفی در تمام طول روز دریافت میکنند و به محض شنیدن صدای زنگ، یک پرسشنامه زمینه را که روی صفحه کامپیوتر قرار دارد، در رابطه با فعالیتها و حالات هیجانی اخیرشان کامل میکنند. نتایج این داده ها به محققین اجازه میدهد که افت و خیزهای هیجانی را در بیشتر روزها و هفتهها ترسیم کنند و این داده ها را در ارتباط با محیطی که رویدادها در آن رخ داده است تجزیه و تحلیل کنند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴).
استفاده از این نوع مقیاس (روش نمونه گیری تجربی ) نیاز شرکت کنندگان را به یادآوری و کوشش در کسب یکسری گزارشهای عاطفی رفع میکند (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).
فن دیگری که محققین برای ارزیابی بهزیستی استفاده میکنند، پاسخ افراد به تکلیف حساس هیجانی میباشد ؛ برای مثال سدلیتز [۱۲۷]و داینر (۱۹۹۳) از افراد خواستند تا تجربیات شاد زندگیشان را که میتوانند در یک زمان کوتاه به خاطر آورند، یادآوری کنند، زیرا عملکرد در این تکلیف با ارزیابیهای بهزیستی همبسته است و میتوان جانشینی برای مقیاسهایی باشد که کمتر به سبکهای پاسخ و ویژگیهای شخصیتی حساس میباشند (نقل از داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).
روش دیگر، تکلیف تکمیل جمله یا تکلیف یادآوری کلمه میباشد. در این روش تعدادی جملات ناتمام در اختیار افراد قرار میگیرد و از آن ها خواسته میشود که جملات را کامل کنند، راستینگ[۱۲۸] (۱۹۹۸) نشان داده است که افراد شاد نسبت، به افراد ناشاد برای کامل کردن جملات از کلمات مثبت استفاده میکنند. در تکلیف یادآوری کلمه نیز تعدادی کلمه مثبت و منفی در اختیار شرکت کنندگان قرار میگیرد و از آنان خواسته میشود که کلمات را پس از دیدن یادآوری کنند. راستینگ (۱۹۹۸) نشان داده است که افراد شاد نسبت به افراد ناشاد در یادآوری کلمات مثبت سریع تر عمل میکنند (نقل از داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).
روشهای دیگر ارزیابی بهزیستی، شیوه های زیست شناختی است، نظیر اندازه گیری ضربان قلب، پاسخ گالوانیکی پوست، بازتاب یکه خوردن [۱۲۹]،سطح هورمونی و فعالیتهای عصب شناختی (داینر، سبیوس – داینر و تامیر، ۲۰۰۴)، حرارت بدن، دامنه تنفس، حرکات ماهیچه ای مربوط به صورت برای ارزیابی احساسات هیجانی (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳) و ارزیابی هورمونهای استرس زاست (داینر، اسکلن، ۲۰۰۳).
برخی از ابزارهای پرسشنامه ای که برای اندازه گیری بهزیستی به کار میروند عبارتند از : پرسشنامه حالات شخصی که توسط برنز و مارتین (۱۹۹۵) تهیه شده، پرسشنامه شخصیتی آیزنگ [۱۳۰]و پرسشنامه شخصیتی نئو[۱۳۱]و پرسشنامه شادکامی آکسفورد[۱۳۲]که توسط آرجیل و لو (۱۹۸۹) تهیه شده است ( نقل از یزدانی، ۱۳۸۲) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ[۱۳۳]،۱۹۷۸) و پرسشنامه بهزیستی عمومی (دوپی [۱۳۴]) (نقل از کنو[۱۳۵]،لینتونن[۱۳۶] و آیتیو[۱۳۷]،۲۰۰۲).
۲-۷- عوامل و همبستههای بهزیستی
تحقیقات وسیعی در رابطه با همبستگی عوامل جمعیت شناختی و عوامل محیطی دیگر با بهزیستی صورت گرفته است. این یافته ها با کار کانتریل[۱۳۸](۱۹۶۵) در یازده کشور و بر روی ۲۳۸۷۵ نفر ؛ روجرز (۱۹۶۹) و کامبل[۱۳۹]، روجرز (۱۹۷۲) در امریکا ؛ اینگلهارت[۱۴۰](۱۹۹۰) و ونهون(۱۹۹۴)آغاز شد.
این تحقیقات نشان داد که عوامل جمعیت شناختی و محیطی بر روی بهزیستی تأثیر دارند (نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).
این عوامل عبارتند از :
۱٫ سن : (بات و بیزر[۱۴۱]،۱۹۹۷؛ نقل از داینر و میرز، ۱۹۹۷؛ داینر و سا، ۱۹۶۸؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ ریف[۱۴۲]،۱۹۹۱؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ اینگلهارت، ۱۹۹۰ ؛ نقل ا کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱؛ مروزاک و کولانز، ۱۹۹۸؛ بات ولیسیر، ۱۹۷۸؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳ ؛ شهرآرای، ۱۳۸۴).
۲٫ جنس 🙁 رابینسون و رجیتیر[۱۴۳]،۱۹۹۱؛ نقل از داینر و میرز، ۱۹۹۵ ؛ ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ میچالوس، ۱۹۹۱؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛هارینگ[۱۴۴] استوک[۱۴۵]و اکون [۱۴۶]،۱۹۸۴؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱؛ فوجیتا، داینر و ساندویک، ۱۹۹۱؛ نقل از داینر، اسکلن، ۲۰۰۳ ؛ وود[۱۴۷]،رهدز[۱۴۸]و ولن [۱۴۹]، ۱۹۸۹؛نقل از آرجیل ؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳).
۳٫ نژاد: (داینر، ساندیک، سایدلیتز[۱۵۰] و داینر، ۱۹۹۳ ؛ رابینز و ریگر [۱۵۱]، ۱۹۹۱ ؛ استک، سیدلیتز، هارینگ و ویتر، ۱۹۸۵ ؛ نقل از میرز و داینر، ۱۹۹۵ ؛ کروکر[۱۵۲]، میچر[۱۵۳]، ۱۹۸۹ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).
۴٫ منابع و امکانات : (داینر و فوجیتا ۱۹۹۱ ؛، نقل از داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).
۵٫ سلامتی : (کمبل، کانورس [۱۵۴]و راجرز، ۱۹۷۶ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ هنرت[۱۵۵]، کراز [۱۵۶]،نادلر [۱۵۷]و بید[۱۵۸]،۱۹۹۰؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).
۶٫ ازدواج : (گلین [۱۵۹]،۱۹۷۵ ؛ گودیشن[۱۶۰]، ۱۹۸۹ ؛ وایت[۱۶۱]، ۱۹۹۲ ؛ مستکاستا[۱۶۲]،۱۹۹۵؛ داینر کهم [۱۶۳]،ساوایشی، ۱۹۹۸؛ کوردک[۱۶۴]،۱۹۹۱ ؛ مستکاستا، ۱۹۹۷ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵ ؛هارنینگ –هایدر [۱۶۵]و استک، کان و ویتر[۱۶۶]، ۱۹۸۵؛ نقل از داینر و ساوایشی، ۱۹۹۷ ؛ لی، سکمب و شهان، ۱۹۹۱ ؛ کوردک، ۱۹۹۱ ؛ گو، استیل و ۱۹۸۵؛ نقل از داینر و ساوایشی، ۱۹۹۷ ؛ لی [۱۶۷]،سکمب[۱۶۸] و شهان[۱۶۹]، ۱۹۹۱ ؛ کوردک، ۱۹۹۱ ؛ گو، استیل[۱۷۰] وهاگز[۱۷۱]، ۱۹۹۰؛ کاسلر[۱۷۲] و اسکس[۱۷۳]، ۱۹۸۲ ؛ نقل از ادینگتون و شامان. ۲۰۰۵).
۷٫ درآمد : (آرجیل، ۱۹۸۶ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱ ؛ داینر و داینر، ۱۹۹۵ ؛ ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).
۸٫ معنویت و مذهب 🙁 پارگامنت[۱۷۴]، ۱۹۹۸ ؛ کونیگ[۱۷۵]، ۱۹۹۴ ؛ الیسون[۱۷۶]، ۱۹۹۱ ؛ لوین و ویسینگ، ۱۹۹۴ ؛ نقل از زنجانی طبسی، ۱۳۸۳ ؛ الیسون، ۱۹۹۱؛ استرابرنج[۱۷۷]، شما[۱۷۸]، کهن[۱۷۹]، ربرت و کاملان[۱۸۰]، ۱۹۹۸ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵ ؛ بالستون[۱۸۱]، شونراد[۱۸۲] و ونتیس[۱۸۳]، ۱۹۳۳ ؛ کولاسانتو[۱۸۴] و شرایور[۱۸۵]، ۱۹۸۹ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصطلاح «گفتمان» معانی مشترک رویدادها در روابط فردی، الگوی روابط در طول زمان و ایجاد معانی مشترک در سطوح مختلف را شامل می شود. با این وجود مفاهیم مشترک هنگمیکه افراد به دلیل تغییر همسر یا تغییر کشور (یا هر دو) برای معنادار کردن زندگی خود معانی جدیدی را میپذیرند ممکن است به ضرورت یا به اختیار تغییر کند. معانی قدیم و جدید ممکن است درون یا میان نسلها تنش شدیدی ایجاد کند و توافق بر سر معانی مشترک همیشه ممکن نیست. بنابرین برای بسیاری از بزرگسالان و کودکانی که موقعیت و زمینه زندگی آن ها به طور چشمگیری تغییر کرده بسیار مهم است که به مفهوم «زندگی موازی» توجه شود.


گفتمانهای اجتماعی، یعنی توصیفات مشترک دیگران از ما که جنبه هایی از هویت ما را نیز میسازد مثل «تک والد»، «شخص عبوس»، «مادرخوانده» یا «طبقه پایین» نیز مفاهیمی هستند که میتوانند تأثیر منفی زیادی در درمان داشته باشند. با در نظر گرفتن گفتمانهای اجتماعی وسیعتر و تأثیرا خاص آن ها بر افراد و افکار آن ها درباره خودشان، هر خانواده میتواند درک روشنتری نسبت به عوامل مؤثر بر زندگی روزمره خویش داشته باشد.
دیدگاه روانپوشی عمدتاًً مبتنی بر الگوی روانکاوری است، اساساً نظریه ای سایق نگر به شمار میآید، و بر تعامل و تأثیر متقابل نیروهای متضاد درونی فرد توجه دارد. با اینکه درمان مبتنی بر این الگو ظاهراًً فقط به شخصیت فرد بیمار توجه دارد، لیکن تأثیر بافت خانوادگی در تکوین شخصیت عنصر مهمی در این نظریه تلقی می شود.
یکی از طلایه داران خانواده درمانی به نام ناتان آکرمن سعی کرد نظریه روانکاری (با گرایش درون روانی) را به نظریه سیستم ها (با تأکید بر روابط بین فردی) پیوند دهد. او بدهکاری خانواده را ناشی از نارسایی در مکمل بودن نقش ها میان اعضای خانواده و تعارضات ناگشوده دائمی (درون و مابین اعضای خانواده) و همچنین بلاگردانی پیشداورانه میدانست. اقدامهای درمانی او با هدف جداسازی و گرشودن همین آسیبهای در هم تنیده، صورت می گرفت.
امروزه، موضع روانپوش عمدتاًً مبتنی بر نظریه نیروگدازی فردی است. در این نظریه، برخلاف نظریه درون روانی و سایق نگر فروید، بر نیاز اولیه کودکان برای دلبستگی به فرد مراقب، و تحلیل آن دسته از بازنماییهای روانی- یا (افراد)- درونی شده ای تأکید می شود که هنوز هم به دنبال کسب خشنودی از طریق روابط دوران بزرگسالی هستند.
فریمو، اسکینر، و شارف سه نمونه از رویکردهای درمانی مبتنی بر نیروگذاری فردی را ارائه کردهاند. فریمو معتقد است تعارضهای درون روانی نا گشوده ای که از خانواده مبدأ نشأت می گیرند، به شکل فرافکنیهایی که بر روی افراد صمیمی کنونی مثل همسران یا فرزندان میشوند، به حیات خود ادامه میدهند. علاقه او به حل و فصل و نهایتاًً رفع همین درون فکنده هاست؛ فریمو در خلال این فرایند، ابتدا فقط با زوجین کار میکند، بعد، با گروه زوجین مشغول به کار می شود و سپس جلسات مجزایی را با هر همسر و اعضای خانواده مبدأ وی برگزار می کند.
رابین اسکینر مدعی است بزرگسالانی که مشکل ارتباطی دارند، از دیگران انتظارات غیر واقع بینانه ای دارند که به صورت نظامهای فرافکنی است و با کاستیهای دوران کودکی ارتباط دارد. زوجین که غالباً نظامهای فرافکنی ناهمسانی دارند، سعی میکنند موقعیتی را در رابطه زناشویی خویش ایجاد کنند که بتوان تجربه گمشده (گذشته) را با بهره گرفتن از آن احیا کرد، و طرف مقابل کاستی مذبور را جبران کند. زوجین که در اثر این وضعیت ناکام می مانند، ممکن است فرافکنی های مذبور را به سوی یک فرزند هدایت یا به وی منتقل کنند، و لذا کودک بیمار خواهد شد. اقدامات درمانی اسکنیر، به ویژه در نوع گسترش یافته آن، معطوف به تسهیل افتراق و تفکیک میان زوجین است، به نحوی که هر کدام بتواند فردیت و استقلال بیشتری بیابد.
شارف و شارف از رویکردی استفاده میکنند که شدیداًً روانکاوی است، مطالب ناهشیار را فرا میخواند، دست به تفسیر می زند، بینش ایجاد میکند، و برای کمک به خانواده جهت یادگیری نحوه دخالت افراد درونی شده در روابط کنونی خانوادگی، از انتقال و انتقال متقابل استفاده میکند. یک هدف اصلی آن است که اعضای خانواده تأیید کننده نیازهای دلبستگی، فردیت، و رشد و کمال شخصی باشند.
ایوان بوزورمنی –نِگی و همکارانش به ضوابط اخلاقی خانوادگی و میراثهای بین نسلی توجه دارند و نیز این مطلب که عوامل اثر گذار گذشته چه تأثیری بر کارکرد امروزین تمامی اعضای خانواده بر جای میگذارد. در این دیدگاه، خانواده حاوی وفاداریهای نامشهود-یا تعهداتی- است که ریشه در نسلهای گذشته دارد و همچنین حقوق پرداخت نشده ای دارد که باید پرداخت شوند. در رویکرد درمانی بافتِ نگر بوزورمنی- نِگی سعی می شود رفتار مسئولیت پذیر و قابل اعتماد مجدداً تولید شود و حقوق تمامی اشخاص به حساب آید. هلم اشتیرلین نیز در رویکردی مشابه، به این موضوع توجه دارد که خانواده بیماران اسکیزوفرنیایی و همچنین بیماران مبتلا به بی اشتهایی روانی چگونه این حسابهای نامشهود را حفظ میکنند، و بیمارِ آشکار را مأمور حل و فصل این مشکلات زیربنایی میسازند.
خانواده درمانگرهای تجربه نگر/ انسان گرا از رویارویی درمان صریح با اعضای خانواده برای کمک به تسریع سایق طبیعی خانواده جهت رشد و شکوفایی توان بالقوه یکایک اعضا استفاده میکنند. این رویکرد که اساساً غیر نظری و غیر تاریخچه نگر است، بر بینش و تفسیر تأکید دارد. این امر، در وهله اول از طریق تعاملهای خانواده و درمانگر که تجربه ای رشد افزا فراهم می آورد، صورت میگیرد.
کارل ویتاکر و والتر کمپلر دست اندرکاران اصلی رویکرد تجربه نگر هستند. ویتاکر که تقریباً از ۳۰ سال پیش نشانه های بیماران اسکیزوفرنیایی را علایمی دال بر وقفه در رشد و کمال میدانست، کماکان به کار خود با خانواده ادامه میدهد و بر موانع درون روانی و بین فردی برای رشد و پختگی تأکید می ورزد. رویکرد خانواده درمانی وی که غالباً شامل یک یار درمانگر نیز می شود، به قصد تأکید بر تجارب واقعی و همچنین نمادینی که منبعث از فرایند درمان هستند، طراحی شده است و می کوشد تا به روشنگری خانواده بپردازد. ویتاکر گاه این ادعا را دارد که مداخلات وی عمدتاًً تحت مهار ضمیر ناهشیار او قرار دارند و گاهی اوقات، نوعی «رواندرمانی مهملات» را که به منظور یکه خوردن، گیج شدن، و سرانجام به فعالیت درآمدن نظام خانواگی متوقف یا مختل طراحی شده است، اجرا میکند. در طی این فرایند، او در پی تجربه رشدافزا برای خویش نیز هست، و اعتقاد دارد درمانگری که به لحاظ درمانی از این رویارویی نفع شخصی نبرده باشد، چیز چندانی به خانواده ارزانی نخواهد کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پایان نامه -تحقیق-مقاله |
قسمت 31
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در جنگ ایران و عراق پس از چندین دور گفت وگوهایی که بین هیئتهای ایرانی و عراقی با نظارت صلیب سرخ جهانی و بر اساس قطعنامه ی ۵۹۸ شورای امنیت انجام گرفت مبادله ی اسیران از تاریخ ۲۳/۵/۶۹ شروع شد مشکل اصلی در مبادله تعداد اسیران دو کشور بود چرا که ایران حدود هفتاد هزار اسیر نظامی از عراق و حدود چهل هزار نفر اسیر نظامی و غیر نظامی ایران را در اختیار عراق قرار داشت در ابتدا توافق گردید که در مقابل هر۱۰۰۰ اسیر ایرانی، تعداد ۱۷۰۰ نفر از عراقی ها آزاد شوند تا موازنه ی کلی برقرار باشد. اما سرانجام کمیته های قربانیان جنگ هر دو طرف نسبت به تبادل مساوی اسیران به توافق رسیدند. تعداد زیادی از اسیران دو طرف تبادل ولی تعدادی نیز هنوز باقی مانده اند مشکل در عدم اعلام صورت اسیران میباشد و صلیب سرخ جهانی نیز قدرت و ضمانت اجرای لازم جهت وادار نمودن و الزام عراق به دادن لیست اسیران ایرانی را ندارد. این تنها مورد نقض حقوق اسیران در قرن بیست و یکم نیست، اسیران کویتی نیز چنین سرنوشتی دارند، برخی از اسیران جنگ صربستان نیز علیرغم گذشت چندین سال از پایان جنگ هنوز بلاتکلیف بوده و اثری از وضعیت آن ها در دست نیست.
چندین ماده از کنوانسیون های قبلی و فعلی ژنو ناظر به بازگشت اسیران مجروح و بیمار در حین مخاصمات و قبل از خاتمه جنگ توسط دولتهای بی طرف میباشد همچنین اسیران سالمی که مدت طولانی در اسارت بوده اند نیز میتوانند در فهرست اسیران بازگشتی قرار گرفته یا در کشور بی طرف نگهداری شوند.
طبق کنوانسیون ژنو، چند شیوه برای رهایی اسیران قابل تحقق است، از جمله قید شده که میتوان اسیران را به طور دسته جمعی آزاد ساخت (یعنی به طور مثال به آن ها اجازه داد که سرزمین دولت نگهدارنده را ترک گویند) و یا این که به صورت دسته دسته رها شوند، به نوعی دیگر و بر اساس (قول شرف) برای اسیر هم، رهایی حاصل می شود. قسم و قول شرف زندانیان و اسرای جنگی مبنی بر این که اسلحه علیه دشمن به دست نگیرند، موجبات آزادی آن ها را فراهم می آورد. البته باید توجه داشت که اعتبار این قول منوط و موکول به مطابقت آن با قوانین دولت متبوع اسیر است، و در حقیقت بسیاری از دولتها به اعضای نیروهای مسلح خویش اجازه نمی دهند در صورت اسارت، بر اساس قول شرف رهایی یابند. از طرف دیگر چنین عملی مختص جنگهای بسیار طولانی بوده و در قرن حاضر متروک به حساب میآید.


دریافت فدیه و پول در مقابل رهایی اسیران در جنگ های قدیمی مرسوم بود و در نظام فئودالیسم رشد و تا قرن هجدهم ادامه داشت. رهایی اسیران جنگ در مقابل بده بستان های گوناگون میان طرفی مخاصمه در جنگ های معاصر هم وجود دارد و بعضی اوقات اسیران به صورت گروگان در میآیند تا زمانی دستاوردی نصیب دولت نگهدارنده گردد.
طرفین مخاصمه میتوانند موافقت نامه ای برای بازگشت آن عده از اسیران سالم که به مدت طولانی در اسارت بوده اند و یا نگهداری آن ها در یک کشور بی طرف، مشکلات زیادی دارد منعقد نمایند. چنین موافقت نامهای را «کارتل» مینامند که پیمان کتبی ویژه مبادله اسیران است و به کشتی مخصوص حمل و مبادله اسیران نیز گفته می شود که معمولاً به شکل مبادله، بر اساس تعداد ودرجه اسیران صورت میگیرد. اسیران که بر اساس کارتل مبادله و به کشورشان مسترد میشوند در خدمات فعال نظامی شرکت داده نمیشوند.
به طور کلی رهایی و بازشت اسیران جنگی قبل از پایان رسمی منازعه مسلحانه، گرچه در کنوانسیون سوم پیشبینی شده، ولی طبق ارزیـابی خانم « کریستین شلید» بندرت تحقق یـافته و آن مـوارد نادر نیز با انگیزه های تبلیغاتی و بهره برداری های سیاسی همراه بوده، یا این که بخشی از یک تفاهم کلی تر بوده که گروههای دیگری غیر از اسیران را در بر می گرفته است، به علاوه تحول دیگری هم مطرح شده و آن این که اسیران، به طور فزاینده به عنوان بخشی از معاملات و بده بستان ها و وجهالمصالحهی مسائل سیاسی تبدیل گردیدهاند. در جنگ ۱۹۷۳ خاورمیانه مبادله اسیران جنگی، معطوف به رسانیدن آذوقه به ارتش سوم مصر که در محاصره کامل ارتش اسرائیل قرار داشت موکول گردید. هند در خلال مباحثه ی طولانی خویش با پاکستان در مورد بازگشت اسیران پاکستانی، رهایی آن ها را به شناسایی دولت بنگلادش توسط پاکستان موکول کرد. در منازعه ویتنام، جمهوری دموکراتیک در می ۱۹۶۹ رهایی اسیران را به مذاکرات مربوطه به ایجاد دولتی تابع جمهوری دمکراتیک در ویتنام جنوبی منوط نمود. همچنین در سپتامبر ۱۹۷۰ شرطی را افزود که اگر ایالات متحده آمریکا برای خارج ساختن نیروهایش تاریخ معینی را نپذیرد، اصولاً بحث از رهایی اسیران مطرح نخواهد شد.
حقوق مرسوم و عرفی جاری در زمینه رهایی و بازگشت اسیران جنگی، در ماده ۱۱۸ کنوانسیون سوم، دستخوش تغییر عمده ای گردید. ماده ۱۱۸ در پاراگراف اول مقرر میدارد که (اسیران جنگی بعد از توقف مخاصمات فعال، بدون در نظر گرفتن تعداد یا درجات و وضعیت سلامتی آن ها اعمال گردد. این ماده صراحتاً تأکید نموده که در صورت عدم وجود قراردادی در این مورد، در متن هر توافق نامه ای که میان طرفین مخاصمه و به منظور توقف عملیات جنگی منعقد میگردد و یا حتی اگر چنین موافقت نامه ای وجود نداشته باشد. هر یک از طرفین باید بدون تأخیر و به طور یک جانبه بازگشت اسیران جنگی طرف مقابل را عملی سازد.
با توجه به موارد گفته شده در کنوانسیون سوم ژنو ۵ شکل از روشهای آزادی و بازگشت اسیران جنگی به کشورشان پیشبینی شده که در ذیل به شرح و بسط هریک از موارد پنج گانه خواهیم پرداخت.
۲-۲-۱- مبادله اسیران
اگر تمام قواعد بر حسن رفتار با اسیران جنگی به نحو احسن توسط دولت بازداشت کننده اجرا شوند و جمیع اسرای دربند از لحاظ معیشتی در رفاه کامل، آرامش و آسایش باشند، ولی احساس میکنند تمام غمها و غل و زنجیرهای عالم به دوش آن هاست. زیرا بزرگ ترین نعمت الهی از آن ها سلب شده و تار و پودشان شب و روز در انتظار روز موعود یعنی رهایی از قفس شعله میکشد.
بنا بر این حیاتی ترین مسئله برای اسیر آزادی بوده که بهترین روش آزادی نیز مبادله سریع و بی قید و شرط آن ها است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تعداد
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار t
شاخص
گروه
۴۰
۰۳/۱۲۷
۶۷/۱۵
۹۶۰/۰
۷۸
۰۵۰/۰
نابینا
۴۰
۲۰/۱۲۷
۴۷/۱۵
عادی
همان گونه که در جدول ۴- ۵ مشهود است در ارتباط با پرسش اول تحقیق می توان استنباط نمود که بین نمره خودکنترلی افراد نابینا (۶۷/۱۵SD = و ۰۳/۱۲۷M =) و نمره خودکنترلی در افراد عادی (۴۷/۱۵ SD = و۲۰/۱۲۷M =) تفاوت معناداری وجود ندارد (۰۵/۰p>). بنابرین فرض صفر تأیید و بین نمره خودکنترلی نابینایان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود ندارد(۰۵/۰p> ).


سوال دوم: آیا سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟
جدول ۴- ۶ نتایج آزمون تی مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی را نشان میدهد.
جدول ۴-۶ آزمونt مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی
تعداد
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار t
شاخص
گروه
۴۰
۱۰/۴۱
۸۵/۴
۰۰۱/۰
۱۰/۷۰
۴۲/۴-
نابینا
۴۰
۲۰/۳۵
۸۸/۶
عادی
همان گونه که در جدول ۴- ۶ مشهود است بین نمره سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان (۸۵/۴ SD = و۱۰/۴۱M = ) و افراد عادی (۸۸/۶SD= و۲۰/۳۵ M=) تفاوت معناداری وجود داشت(۰۵/۰> p ). به طوری که این تفاوت در سطح معناداری (۰۰۱/۰p = دو دامنه، ۱۰/۷۰ df = و۴۲/۴- t =) مورد تأیید است. همچنین نتایج آزمون لوین برای برابری واریانس ها از لحاظ آماری معنادار (۰۵/۰> p و۷۸/۲ f=) و در نتیجه از آزمون t برای واریانس های نابرابر استفاده گردید. بنابرین در تبیین پرسش دوم پژوهش می توان گفت فرض صفر مردود و بین سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود دارد (۰۰۱/۰>P ).
سوال سوم پژوهش: آیا متغیرهای دموگرافیک(جنسیت،تحصیلات و ترتیب تولد) بر خودکنترلی و سیستم بازداری- فعالسازی رفتاری از افراد نابینا و عادی مؤثر است؟
جدول ۴- ۷ نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب جنسیت را نشان میدهد.
جدول ۴-۷ آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب جنسیت
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار F
متغیر
جنسیت
۶۸/۱۲۷
۸۰/۱۲
۷۸۱/۰
۱
۰۸۷/۰
خودکنترلی
زن
۷۰/۱۲۶
۳۱/۱۷
مرد
۷۱/۱۳
۵۱/۳
۹۱۷/۰
۱
۰۱۱/۰
سیستم بازداری / فعال ساز رفتار
زن
۶۳/۱۳
۹۲/۲
مرد
با توجه به یافته های جدول شماره ۴-۷ تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی جنسیت از تاثیر معناداری بر خودکنترلی افراد مورد مطالعه برخوردار نسبت(۷۸۱/۰P = و۰۸۷/ ۰ F =). در ارتباط با تاثیر جنسیت بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاکی از آن است که جنسیت تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری ندارد (۹۱۷/۰ P =و۰۱۱/۰ F =).
جدول ۴- ۸ نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب ترتیب تولد را نشان میدهد.
جدول ۴-۸ آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب ترتیب تولد
خودکنترلی
سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری
متغیر
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
ترتیب تولد
۲۵/۱۲۱
۲۸۶/۰
۴
۲۷/۱
۴۴/۱۵
۱۱۶/۰
۴
۹۱/۱
فرزند اول
۸۶/۸۲۷
۶۱/۱۳
فرزند دوم
۵۸/۱۲۶
۷۱/۱۲
فرزند سوم
۶۷/۱۳۵
۳۳/۱۳
فرزند چهارم
۸۳/۱۳۲
۳۳/۱۳
فرزند پنجم و بالاتر
همان گونه که در جدول ۴- ۸ مشهود است، تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی ترتیب تولد از تاثیر معناداری بر خودکنترلی در گروههای مطالعه برخوردار نیست ( ۰۵P>/ و ۲۷/۱= F). در ارتباط با تاثیر ترتیب تولد بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاصل از جدول ۴- ۸ حاکی از آن است که ترتیب تولد از تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری برخوردار نیست (۰۵/۰<P و ۹۱/۱ F =).
جدول۴-۹ نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب تحصیلات را نشان میدهد.
جدول ۴-۹ آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب تحصیلات
خودکنترلی
سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری
متغیر
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
تحصیلات
۹۰/۱۲۳
۶۸۱/۰
۴
۵۷۶/۰
۶۰/۱۲
پایین تر از دیپلم
۵۷/۱۲۴
۲۹/۱۳
۲۳۰/
۴
۴۳/۱
دیپلم
۳۲/۱۳۰
۴۵/۱۳
۰
فوق دیپلم
۸۱/۱۲۸
۲۵/۱۵
لیسانس
۵۰/۱۲۸
۷۵/۱۳
فوق لیسانس و بالاتر
همان گونه که در جدول ۴- ۹ مشهود است، تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی تحصیلات تاثیر معناداری بر خودکنترلی ندارد(۰۵/۰<P و۵۷۶/۰F =). آزمون دامنه شفه نشان داد بین نمره خودکنترلی در نمونه مورد مطالعه بر حسب تحصیلات تفاوت معناداری وجود ندارد(۰۵/۰<P). در ارتباط با تاثیر تحصیلات بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاکی از آن است که تحصیلات تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری ندارد(۰۵/۰<P و۴۳/۱F =).
فصل پنجم:
بحث و نتیجه گیری
-
- . Behavior activation system ↑
-
- . Behavior inhibition system ↑
-
- . Barekli ↑
-
- . Langchor ↑
-
- . Beeck ↑
-
- . Chang & et.al. ↑
-
- . Heponiemi ↑
-
- . Harmon-Jones ↑
-
- ۱٫ Krienter& Kinicki ↑
-
- . Bauuchaine ↑
-
- . Fauci & et al ↑
-
- . Rosenkranz and et al ↑
-
- . Colder & Ocuner ↑
-
- . Quay ↑
-
- . Depue ↑
-
- . Mood-Congruency ↑
-
- . Bower ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توکّل دارای آثاری است. برخی از این آثار عبارت اند از:

– رهایی از اضطراب و دلشوره و کم شدن تشویش و نگرانی،
– احساس برخورداری از پشتوانه ای محکم و حمایت حامی قدرتمند که موجب دلگرمی است،
– عدم یأس و دلسردی در صورت عدم حصول نتیجه دلخواه.
قرآن بعد از تذکر به این امر که معبودی جز خدای یگانه نیست، توکل بر او را به عنوان یک امر لازم بر می شمرد((عباسی،۱۳۸۱).) و بندگان را به داشتن این صفت، تشویق میکند. این تشویق از طریق برشمردن آثار معنوی و اخروی و دنیوی توکل صورت میگیرد. در یکجا می فرماید: خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.( سوره آل عمران، آیه ۱۵۹) محبت خداوند برای مؤمنان ارزشمند و با معنا است و اثر تشویقی زیادی بر آنان دارد و در جای دیگری می فرماید: هر کس به خدا توکل کند خداوند برای او کافی است (سوره طلاق، آیه ۳).

تسلیم در برابر اراده الهی
مفهوم دیگری که در فرهنگ اسلام بسیار مورد توجه قرار گرفته است عبارت است از: تسلیم در برابر مشیت الهی و راضی بودن به سرنوشت. با این باور، کدام مصیبت میتواند انسان را درهم بشکند و او را به مرز فروپاشی روانی و اختلال و آشفتگی نزدیک کند. مصیبت و بلا بر ایمان مؤمنان می افزاید و توجه آنان را به اصولی جلب میکند که التفات بدانها به تصحیح مسیر زندگی آنان می انجامد.( سوره بقره، آیه ۱۵۶).
شادکامی
افراد شادکام افکار و رفتارهایی دارند که سازگار و کمک کننده میباشد. اینگونه افراد با دیدگاهی روشن به امور مینگرند. دعا و نیایش دارند. به طور مستقیم برای حل مسائل از خود تلاش نشان میدهند و به موقع از دیگران کمک میطلبند. از سوی دیگر، افراد غیرشادکام، بدبینانه فکر و عمل میکنند. در خیالات فرو میروند. خود و دیگران را سرزنش میکنند و از کار کردن برای حل مشکلات اجتناب میورزند(دینر و همکاران،سال؟)
مفاهیم دیگری همچون باور به علم، احاطه، حکمت، قدرت، تدبیر و رحمت خداوند نیز هر کدام دارای آثار مثبت و سازنده ای بر افکار، احساسات و رفتارهایی هستند که نتیجه نهایی مجموعه آن ها این است که انسان باورمند به آن ها انسانی می شود با شخصیت محکمِ برخوردار از آرامش روان و اطمینان خاطر، صبور و حلیم در برابر شداید و مشکلات و مصائب و مشقّات.هرچه درجه خلوص ایمان و باور به این عقاید و معارف، بیشتر و میزان آگاهی به این شناخت، افزون تر باشد، به همان نسبت، آثار این باورها در اندیشه، احساس و رفتار فرد، ظاهر می شود و به مقداری که در هر یک از ابعاد و جنبه ها کاستی وجود داشته باشد به همان مقدار از آثار مثبت آن کاسته می شود(عباسی،۱۳۸۱).
دین و سلامت روان
جهان بینی آن گاه تکیه گاه یک مکتب و پایه ایمان قرار میگیرد که رنگ و صبغه مذهبی داشته باشد. شناختهای اساسی ما درباره جهان، انسان و همه پدیدههای عالم بر نحوه تفکر، جهتگیری، انتخابها و رفتارهای ما تأثیر دارند. جهان بینی در واقع، کُنش – واکنشها یا بازخوردهای اساسی ما را نسبت به خود، دیگران و هستی شکل میدهد. وحید که اولین اصل از اصول عقاید اسلامی است بر این آگاهیها تأکید میکند که جهان و همه پدیدههای عالم، آفریده هستند و همه به او نیازمندند و او از همه بی نیاز است.(سوره فاطر،آیه:۱۵) .خدا به همه چیز، آگاه و بر همه چیز تواناست (سوره شوری، آیه ۱۲ ؛ سوره حج، آیه ۶)
ابعاد اندازه گیری شده دینداری
ابعاد گوناگون دینداری در پژوهش های انجام شده در این زمینه اندازه گیری شده است. می توان این ابعاد را در موارد زیر خلاصه کرد:
-
- باور مذهبی[۱۷]: باور داشتن در مقابل باور نداشتن، باور قلبی وعمیق در مقابل باور سطحی، باور به خدا،پیامبران و روز واپسین، عقاید و باورهای سنتی.
-
- بعد اجتماعی و سازمانی مذهبی: عضویت اجتماعی و سازمانی مذهب، شرکت در مراسم مذهبی، فعالیت های اجتماعی مذهبی،شرکت در نماز جماعت و یا دعاهای جمعی، دادن کمک های مالی به مساجد و معابد.
-
- بعد فردی و غیرسازمانی مذهب: درخواست چیزی از خداوند، شفاعت، میانجیگری و دعای خیر برای دیگران، تحسین و تشکر،اعتراف و اقرار به گناه، تفکر در آثار خلقت خداوندی، مکاشفه، خواندن قرآن و دعا در خلوت.
-
- بعد ذهنی و مذهبی بودن[۱۹]: چقدر مذهب برای فرد اهمیت دارد؟، تا چه اندازه فرد خود را مذهبی میداند؟
-
- انگیزه مذهبی( درو نسویی/ برو نسویی)
-
- شکوفایی مذهبی ( رابطه معنی دار، رضایت بخش و عرفانی با خداوند)
-
- پیامدها و نتایج مذهبی بودن
- رشد یافتگی معنوی و مذهبی (کونیک و همکاران،۲۰۰۲؛نقل از خدایاری فرد و همکاران،۱۳۷۸).
سلامت روان[۲۱]
مفهوم سلامت روان
لوین سون و همکارانش در ۱۹۶۲ سلامت روان را اینطور تعریف کردهاند: سلامت روان عبارت است از اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود، دنیای اطراف، محل زندگی، اطرافیان مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد، چگونگی سازش وی با درامد خود و شناخت مکانی و زمانی خویشتن دارد(میلانی فر،۱۳۷۸).
سلامت روان به سلامت شناختی و یا عاطفی اطلاق می شود، در واقع این مفهوم در مورد نحوه تفکر، احساس و رفتار ما میباشد. سلامت روان همچنین میتواند به معنای عدم حضور یک اختلال روانی باشد. تقریبا ۲۵ درصد مردم در بریتانیا در طول زندگی خود یک مشکل مربوط به سلامت روان را دارند. گفته می شود که آمریکا بالاترین میزان بروز مشکلات مربوط به سلامت روان در جهان توسعه یافته را دارد. سلامت روان شما میتواند بر روی زندگی روزمره، روابط و حتّی سلامت جسمانی شما تأثیر بگذارد. سلامت روان همچنین دربرگیرنده توانایی یک فرد برای لذت بردن از یک زندگی، برای حفظ توازن بین فعالیت های زندگی و تلاش ها برای رسیدن به انعطاف پذیری روان شناختی میباشد (آیکین[۲۲]، ۲۰۱۰).
بر اساس لغت نامه پزشکی مدیلکسیکن[۲۳]، سلامت روان به بلوغ یا حالت نرمال عاطفی، رفتاری و اجتماعی، و عدم حضور اختلال ذهنی یا رفتاری اطلاق می شود و همچنین به عنوان حالت سلامت روانشناختی در نظر گرفته می شود که در آن، فرد به یک تمامیت رضایت بخش محرک های غریزی مورد پذیرش برای خود و محیط اجتماعی خود میرسد(آیکین،۲۰۱۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دنیس. سی. اسپارکس[۲۳۶]در سال ۱۹۸۰، در مقاله ای با عنوان «بیست و پنج پیشنهاد برای مدیریت زمان »، از بین پیشنهادات ارائه شده در رابطه با مدیریت زمان، تعدادی را که برای افراد مناسب تر بوده برگزیده و از بین آن ها به موارد زیر اشاره دارد : تهیه فهرست فعالیتها و تعیین اولویتهای آن ها، هدفگذاری و ایجاد طرح کار و یادگرفتن اینکه «نه » بگوییم (اسپارکس، ۱۹۸۰).

مایکل. دبلیو. بورن[۲۳۷]در سال ۱۹۷۹، پیشنهاداتی در زمینه بهبود مدیریت زمان مطرح کردهاست که عبارتند از : تعیین اهداف، تحلیل زمان موجود، تفویض مسئولیت به دیگران، سازماندهی آنچه که غیر قابل اجتناب است (بورن، ۱۹۷۹).

پاتریشا. اس. واگر[۲۳۸]در سال ۱۹۸۱، لازمه مدیریت موفق زمان را، برنامه ریزی دقیق، نوشتن اهداف، سازماندهی زمان برای رسیدن به برنامه های کاری میداند و نیز هدفگذاری را وسیله ای برای ارزیابی برنامه ها میداند (واگر، ۱۹۸۱).
یکی از وجوه مدیریت زمان، پیچیدگی آن است که کنترل آن را برای برخی دشوار میسازد. مدیریت زمان از عناصر چندی پدید آمده است که این عناصر به یکدیگر گره خورده اند. تعیین یک موقعیت و مشخص کردن ضایع کنندگان وقت در آن، متضمن تقلا و کوشش فوق العاده ای است (مکنزی ؛ ترجمه رضاپور، ۱۳۷۲).
رابینز[۲۳۹](۱۹۹۲) که یکی از صاحب نظران مدیریت است، اعتقاد دارد که دو نوع زمان وجود دارد :
یکی زمان غیر قابل کنترل و دیگری زمان قابل کنترل. او میگوید بسیاری از افراد، نمی توانند تمام وقتشان را کنترل نمایند. آن ها پیوسته و روزمره به بحرانهای ناگهانی، واکنش نشان میدهند. وقت عمده آن ها صرف پاسخگویی به درخواستها و تقاضاها و نیز توجه به مسائل و مشکلاتی میشود که توسط دیگران ایجاد شده است و این نوع زمان را نمی توان کنترل و مدیریت نمود. در مقابل بخشی از وقت آدمی قابل کنترل است. بسیاری از پیشنهادهای ارائه شده جهت مدیریت زمان، مربوط به استفاده از زمان قابل کنترل است. برای اینکه بخشی از وقت آدمی که قابلیت کنترل دارد، قابل مدیریت کردن است (رابینز، ۱۹۹۲).
«زمان تنها منبعی است، که به محض دستیابی به آن، میباید مصرف شود و آهنگ مصرف آن هم ثابت است. بعضی محققین در نوشته های خود برای افزایش اوقات آموزش از نظر کمّی، پیشنهاداتی ارائه نموده اند، ولی آنچه که بیش از همه مورد نیاز است، استفاده مؤثر از مقدار زمانی است که در دسترس است. برای این امر، برنامهریزی و سازماندهی کافی، مورد نیاز است. در غیر این صورت، زمان بیشتری به هدر میرود. » (میلر[۲۴۰]،۱۹۸۵، ص.۳، دیلون[۲۴۱]، ۱۹۸۱، ص.۴).
وبر[۲۴۲]در سال ۱۹۸۹، برای پیشرفت افراد در زمینه استفاده مؤثر از زمان به منظور انجام فعالیتهای کاری شش پیشنهاد ارائه میدهد : تشخیص بین فعالیت مهم و فعالیت اضطراری، چشم پوشی از انجام بعضی از فعالیتها که نیاز به زمان دارد، تمرکز بر فعالیتی که بیشترین کمک را به فرد میکند، تفویض اختیار، بهبود روابط بین افراد، پیشرفت در زمینه اهداف بلند مدت حیاتی. (وبر، ۱۹۸۹).
بی شاپ[۲۴۳]در سال ۱۹۸۶، برای بهبود مدیریت زمان مراحلی را مطرح میکند که عبارتند از : تحلیل زمان، تعیین مشکلات موجود در زمان، ارزیابی از خود، تعیین اهداف و اولویتها، توسعه فعالیتهای برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، مواجه شدن با مشکلات زمان، تحلیل فعالیتهای روزانه و استفاده مؤثر از تلفن (بی شاپ، ۱۹۸۶).
-
- Seligman , M.E.P. ↑
-
- csikszentmihalyi,M. ↑
-
- Argyle,M. ↑
-
- Myers , D. ↑
-
- The pursuit of happiness ↑
-
- Lu,L. ↑
-
- Fritz,G.H. ↑
-
- Scott,H. ↑
-
- Shannon, C ↑
-
- caroline , L. ↑
-
- Good,T. ↑
-
- Brophy,J. ↑
-
- Levin, K. ↑
-
- Farahany,M.N. ↑
-
- Personalogical ↑
-
- Institutional ↑
-
- Mohan.J. ↑
-
- Gulati,A. ↑
-
- Reidel,J.S. ↑
-
- Pandey.R.P. ↑
-
- Molnar,P. ↑
-
- Crealock,C.M. ↑
-
- introversion – extraversion ↑
-
- neuroticism ↑
-
- psychoticism ↑
-
- self-perception ↑
-
- Hansford , B.C. ↑
-
- Hattie, J.A. ↑
-
- Deluty , R.H. ↑
-
- Halasselt , V. ↑
-
- Bellack, A.S. ↑
-
- Hersen. M. ↑
-
- Bernestein , M.R. ↑
-
- Newman , R.M. ↑
-
- Visual – Spatial. ↑
-
- subjective well-being ↑
-
- life satisfaction ↑
-
- pleasant emotions ↑
-
- feelling of fulfillment ↑
-
- meaning ↑
-
- Diener , E.&Scollon , C.H. ↑
-
- life quality ↑
-
- optimism ↑
-
- hope ↑
-
- Roysamb,E. ↑
-
- Harris , J. ↑
-
- Magnus , P. ↑
-
- Vitterso , J. ↑
-
- Tambs,K. ↑
-
- Suh,E. ↑
-
- Oishi,S. ↑
-
- Natvig , K. ↑
-
- Albrektsen , G. ↑
-
- Qvarnstron , V. ↑
-
- Erikson , E. ↑
-
- Boss , M. ↑
-
- Myers , D.G. ↑
-
- Veenhoven , R. ↑
-
- Kashdan , T.B. ↑
-
- Fuhrere, M.J. ↑
-
- Krause , J.S. ↑
-
- Hampton , N.Z. ↑
-
- Rask,K. ↑
-
- Kurki,p. ↑
-
- Paavilainen,E. ↑
-
- Laippala,P. ↑
-
- Arrindell , W.A. ↑
-
- Wensink,J. ↑
-
- Rosenberg, E. ↑
-
- Stedma,J. ↑
-
- Hatzichristou , C,H. ↑
-
- King , L.A. ↑
-
- Janoff –Bulman , C.H. ↑
-
- Biswas – Diener , R. ↑
-
- Dumant , C. ↑
-
- Larson , R. ↑
-
- Sandvik, E. ↑
-
- Pavot , W. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سرسختی روان شناختی ابتدا مورد توجه کوباسا (۱۹۷۹) قرار گرفت و به عنوان مجموعه ای متشکل از ویژگی های شخصیتی در نظر گرفته شد که در رویارویی با حوادث فشارزای زندگی به عنوان منبعی از مقاومت، همانند سپری محافظ عمل میکند و افراد واجد آن میتوانند به گونه ای کارآمد با مشکلات و فشارهای زندگی مقابله کنند (حقیقی، عطاری، رحیمی و سلیمانی نیا، ۱۳۷۸). کوباسا (۱۹۸۳)، سرسختی را ترکیبی از باورها درباره خود و جهان تعریف کردهاند که از سه مؤلفه تعهد، مهار و مبارزه جویی تشکیل شده است.

باور به تغییر، دگرگونی و پویایی زندگی و این نگرش که هر رویدادی به معنای تهدیدی برای امنیت و سلامت انسان نیست، انعطا ف پذیری شناختی و بردباری در برابر روی دادهای سخت تنش زا و، موقعیت های مبهم را به دنبال دارد .بررسی ها گویای آن است که سرسختی با سلامت جسمی و روانی رابط ه مثبت دارد و به عنوان یک منبع مقاومت درونی، تأثیرات منفی استرس را کاهش میدهد و از بروز اختلال های جسمی و روانی پیشگیری میکند. (زانگ، ۲۰۱۰) در پژوهشی که در بین دانشجو یان چینی انجام گرفت، نشان داد که سرسختی با پنج عامل بزرگ شخصیت ارتباط دارد، به طوری که سه مؤلفه سرسختی (تعهد، مهار و مبارزه جویی ) با روان رنجورخو یی ارتباط منفی و معنادار و با چهار عامل دیگر شخصیت برونگرایی، گشاده رویی،خوشایندی و وظیفه شناسی ارتباط مثبت و معنادار ی دارند . دلاهیج، گیلارد و دام(۲۰۱۰) گزارش کردند که سرسختی با شیوه های مقابله ای سازگارانه ارتباط مثبت و معنادار و با سبکها ی مقابله ای ناسازگارانه ارتباط منفی و معنادار دارند.  نادری و حسینی (۱۳۸۹) نشان دادند که سرسختی روان شناختی و امید به زندگی با هم همبستگی مثبت و معنادار دارند. ویسی، عاطف وحید و رضایی (۱۳۷۹) گزارش دادند که در وضعیت استرس زا کسا نی که از سرسختی بالاتر ی برخوردارند، سلامت روان بیشتری دارند تا کسانی که سرسختی پایین تری برخوردارند. (بابلان، قاسم پور و حسن زاده، ۱۳۹۰).
پیشینه عملی تحقیق
آزموده و همکاران (۱۳۸۶) عنوان کردند که بین جهت گیری مذهبی و متغیرهای شادکامی و سرسختی روانشناختی رابطه معنادار وجود دارد و افراد با جهت گیری درونی نسبت به افراد با جهت گیری بیرونی از تعهد، مهار و مبارزه جویی بیشتری برخوردارند. دیگر نتایج آن ها دلالت می کرد که بین زنان و مردان از نظر سرسختی روانشناختی تفاوت معنی داری هست و دختران از سطح سرسختی روانشناختی قوی تری برخوردارند. نریمانی (۱۳۸۶) نشان داد بین متغیرهای سرسختی روانشناختی، سبک های تفکر و مهارت های اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت معناداری وجود دارد و از سه متغیر پیش بین تنها متغیرهای سرسختی روانشناختی و سبک های تفکر قابلیت پیشبینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را داشتند. درتحقیق کامیار(۱۳۸۶) رابطه معناداری بین عوامل خود انگیزی در هوش هیجانی با عوامل سرسختی دیده نشد. یافته دیگر این پژوهش حاکی بود که زنان و مردان از نظر سرسختی و هوش هیجانی تفاوتی ندارند (یاسمی نژاد، محمدیان و فعلی، ۱۳۹۰). مصاحبی(۱۳۸۳) در پژوهش خود با عنوان رابطه بین رضایت زناشوئی و میزان انعطاف پذیری بین زن وشوهرها به این نتیجه رسید که همسانی در انعطاف پذیری یکی از ویژگی های شخصیتی افراد است که با رضایت از زندگی زناشوئی ارتباط دارد. در پژوهش نادری و همکاران(۱۳۸۸) رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی با رضایت از زندگی سالمندان، نتایج نشان داد که بین هوش معنوی و رضایت از زندگی، همچنین بین هوش هیجانی و رضایت از زندگی رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون با روش ورود نشان داد که متغیرهای هوش معنوی، هوش هیجانی به ترتیب پیشبینی کننده رضایت زندگی بودند. اسماعیل خانی و همکاران(۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان بررسی روابط ساده و چندگانه هوش هیجانی، خود کارآمدی و سرسختی روان شناختی با سبک مدیریت تعارض سازش در دانشجویان، نشان دادند که: الف) بین هوش هیجانی و سبک مدیریت تعارض سازش رابطه معنی داری وجود ندارد. ب) بین خود کارآمدی و سبک مدیریت تعارض سازش رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. ج) بین سرسختی روان شناختی و سبک مدیریت تعارض سازش رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. د) نتایج تحلیل رگرسیون به روش ورود مکرر نشان داد که بین متغیرهای پیش بین با متغیر سبک مدیریت تعارض سازش، همبستگی چندگانه وجود دارد. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون به روش مرحله ای نشان داد که از میان مجموع متغیرهای پیش بین تنها متغیرهای سرسختی روان شناختی و هوش هیجانی به ترتیب، قادر به پیشبینی سبک مدیریت تعارض سازش هستند. در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی و رضایت زناشویی که توسط سلیمانیان و محمدی (۱۳۸۸) انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد بین هوش هیجانی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد و هوش هیجانی به تنهایی ۳۰ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین میکند. همچنین این تحقیق نشان داد بین مؤلفه های هوش هیجانی (توجه، وضوح، بازسازی خلقی) و رضایت زناشویی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. نتیجه تحلیل رگرسیون چند گانه گام به گام نشان داد عامل توجه بیشترین توانایی تبیین تغییرات رضایت زناشویی را دارد و ۱۹ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین میکند. عامل وضوح ۷ درصد و عامل بازسازی ۳ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین کردهاند. نتیجه تحقیق همچنین نشان داد میزان هوش هیجانی در زنان به طور معناداری بیشتر از مردان است در پژوهش کامیار و یزدی (۱۳۸۶) با عنوان بررسی رابطه سرسختی با هوش هیجانی و مقایسه آن در زنان و مردان دانشجوی شاغل دانشگاه های شهر تهران، نتایج نشان داد که بین سرسختی و هوش هیجانی دانشجویان، رابطه معنادار وجود دارد؛ همچنین بین مؤلفه های تعهد، کنترل، و چالش در سرسختی و مؤلفه های خودآگاهی، خودکنترلی، هشیاری اجتماعی و مهارت های اجتماعی در هوش هیجانی رابطه وجود دارد؛ نیز، رابطه معناداری بین مؤلفه های خودانگیزی در هوش هیجانی با مؤلفه های سرسختی دیده نشد. آخرین یافته های این پژوهش حاکی از آن است که زنان و مردان از نظر سرسختی و هوش هیجانی تفاوتی ندارند. فروغی، حسینیان و یزدی (۱۳۸۷)در بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مؤلفه های آن با رضایت زناشویی کارکنان بیمارستان به نتایج زیر رسیدند بین هوش هیجانی و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (r<0.39 p<0.01). همچنین بین مؤلفه های هوش هیجانی (خود آگاهی، همدلی، خودکنترلی و مهارت های اجتماعی) و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین مؤلفه خود انگیزی و رضایت زناشویی رابطه معناداری به دست نیامد. صلاحیان و همکاران(۱۳۸۹) در بررسی رابطه بین هوش هیجانی و بخشودگی با تعارضات زناشویی نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی و بخشودگی زوج ها پیش بین متغیر تعارضات زناشویی بوده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱ . استعداد، یک توانایی بالقوه است که در وجود هر انسانی به ودیعه نهاده شده است؛

۲ . این توانایی بالقوه برای شکوفایی و بروز خود، نیازمند شرایط و بستر مناسب است و چه بسا در صورت فراهم نیامدن امکانات و شرایط مناسب، هرگز بروز نیابد.

۳ . میتوانیم این توانایی بالقوه را به دو دسته عمومی و اختصاصی تقسیم کنیم. به این صورت که تواناییهای عمومی، در میان تمام انسان ها مشترک است و البته بسته به اشخاص مختلف، دارای شدت و ضعف است و تواناییهای اختصاصی نیز آنهایی هستند که در بین انسان ها متفاوت و گوناگون اند و همه انسان ها از آن برخوردار نیستند.
دومین مفهومی که باید به آن توجه کرد، مفهوم آموزش (تعلیم و تربیت) است. البته ما در این جا آموزش[۶۷] را از زاویه اشتغال و استعداد، مورد بررسی قرار خواهیم داد.
درباره رابطه تعلیم و تربیت و استعداد، میتوانیم به دو نکته اساسی اشاره نماییم : نکته اوّل، این است که ترتیب، خود، ابزاری است برای رشد و شکوفایی استعدادها. به طور مثال، در تعریفی از تربیت، آن را «پرورش دادن، یعنی به فعلیت درآوردن استعدادهای بالقوه و درونی در یک شخص» (مطهری، ۱۳۸۱). بیان کردهاند، به طوری که با مراجعه و مطالعه اهداف نهاد «آموزش» در جهان، متوجه خواهیم شد که یکی از اهداف اساسی در همه نظام های آموزش و پرورش، همانا رشد و شکوفایی استعدادهای فراگیران است.
از سوی دیگر، نظام تعلیم و تربیت در هر جامعه ای، تربیت کننده نیروی انسانی[۶۸] مناسب مورد نیاز بخش های مختلف جامعه است و یکی از مهم ترین ابعاد و انواع برنامه ریزی آموزش در هر سازمانی، برنامه ریزی نیروی انسانی[۶۹] است که شامل: برنامه ریزی برای تربیت عموم کارکنان، اعم از کارگران نیمه ماهر تا کاردان ها، مهندسان، دکترها، معلّمان، استادان و سایر متخصصان است. بنا بر این، ملاحظه می شود که برنامه ریزی نیروی انسانی، مستقیما با برنامه ریزی اقتصادی در ارتباط است؛ زیرا هدف آن، تربیت افرادی است که باید چرخ های اقتصاد کشور را به حرکت درآورند( فیوضات، ۱۳۸۰).

این نکته نیز بر همه روشن است که یکی از اساسی ترین انتظارات خانواده ها و دانش آموزان از نظام آموزشی در هر جامعه، کسب آمادگی های لازم برای یافتن یک شغل مناسب در آینده است.
البته آموزش و پرورش، دارای ابعاد بسیار متفاوتی است و نقش بسیار زیادی در توسعه فردی و اجتماعی ایفا میکند، به طوری که بخش گسترده ای از ابعاد و اثرات آن را نمی توان به آسانی اندازه گیری کرد؛ اما به هر حال، یکی از انتظارات اساسی از نظام آموزش و پرورش، تربیت افرادی است که بتوانند در آینده، با بر عهده گرفتن مشاغل و حرفه های مختلف اجتماعی، چرخ های جامعه را به گردش درآورند.
به طوری کلی، آموزش های مربوط به اشتغال را می توان به دو دسته اساسی : ۱)آموزش های پیش از خدمت (اشتغال)[۷۰] و ۲) آموزش های ضمن خدمت[۷۱] تقسیم کرد. آموزش های پیش از خدمت به آموزش هایی گفته می شود که یک نفر، پیش از عهده دار شدن یک شغل، آن ها را فرا میگیرد، مانند آموزش هایی که در مدرسه و دانشگاه، یا در دوره های کارآموزی[۷۲] به افراد، داده می شود. هدف از این آموزش ها نیز آماده کردن فرد برای احراز یک شغل بخصوص است (سیف، ۱۳۸۱).
البته آموزش هایی که در مدرسه و دانشگاه داده می شود، کمتر جنبه اختصاصی و بیشتر جنبه کلّی دارد و در بیشتر موارد، فرد را به صورت نظری برای پذیرفتن شغل، آماده میکند که در این میان باید حساب آموزشهای فنی و حرفه ای و یا دوره هایی که به صورت عملی برای پذیرفتن یک شغل درنظر گرفته میشوند (مانند کارآموزی ها) را جدا کرد.
درباره آموزش های ضمن خدمت، می توان گفت : با توجه به تحولات سریع علوم و تکنولوژی، دانش و اطلاعات افراد برای پاسخگویی به این پیشرفت سریع، ناتوان و ناقص است. از این رو، در دنیای متحوّل امروز، هیچ کس نمی تواند با تکیه بر آموخته های خود در نظام آموزش رسمی، سازگاری مناسب با محیط خود داشته باشد. بنا بر این، بر اساس فلسفه آموزش مستمر، اطلاعات و دانش انسان باید همواره پویا، به روز و در حال تکامل باشد و در هر مرحله ای از زندگی باید در کوران جدیدترین یافته ها و اطلاعات مربوط به حرفه و زندگی اش قرار گیرد (فتحی واجارگاه، ۱۳۷۳). و هدف آن، تجهیز نیروی انسانی شاغل در سازمان ها به دانش ها و مهارت های جدید و مورد نیاز است.
بین آموزش های ضمن خدمت و آموزش های پیش از خدمت، تفاوت هایی وجود دارد که بارزترین های آن ها را می توان به صورت زیر بیان کرد:
در آموزش های ضمن خدمت، برخلاف آموزش و پرورش کلاسیک(رسمی)، با بزرگ سالانی سر و کار داریم که به اقتضای نیازهای حرفه ای و شخصی شان، باید از برخی از دانش ها و مهارت های جدید، اطلاع یابند. از این رو، آموزش های ضمن خدمت، باید نوعی جهتگیری «مشکل گرا» و «کاربردی» داشته باشند. به عبارت دیگر، لازم است محتوا و شیوه این آموزش ها به نحوی باشد که نیازهای حرفه ای و شخصی افراد و مسائلی را که آن ها در محیط کاری و زندگی خویش با آن ها درگیرند، مرتفع سازد (امام جمعه و سعیدی رضوانی، ۱۳۸۱). در حالی که آموزش های پیش از خدمت، بیشتر «نظری» و «کلّی» و «موضوع گرا» هستند و در آن ها، فردِ تحت آموزش، فارغ از مشکلات، آموزش می بیند.
نکته پایانی که درباره آموزش های حرفه ای باید به آن اشاره کنیم، این است که این گونه آموزش ها باید به سه بُعد : دانش[۷۳]، نگرش[۷۴] و مهارت[۷۵]، توجه داشته باشند و این سه بُعد را در هر فردی، برای پذیرفتن شغل، به وجود آورند. البته موضوع آموزش های شغلی، خود، نیازمند بحث گسترده ای است که در حوصله این نوشته نیست.
رابطه استعداد و آموزش با اشتغال مناسب
حال با توضیح دو مفهوم استعداد و آموزش، زمان آن رسیده است که رابطه این دو را با هم و با اشتغالِ مناسب، بیان کنیم.
در یافتن یک شغل مناسب و توفیق و پیشرفت و ارتقا در آن، عوامل متعددی دخیل هستند که دو عامل اساسی آن، استعداد و آموزش است و این بدان معنا است که یک فرد، برای پذیرفتن یک شغل و موفقیت یافتن در آن، از یک طرف، نیازمند آن است که استعداد و توانایی بالقوه را برای انجام دادن آن شغل و حرفه داشته باشد و از سوی دیگر، دانش، مهارت و نگرش های مربوط به آن شغل را نیز در دوره های مختلف آموزشی کسب کند. برای روشن تر شدن بحث، به مثال زیر توجه کنید:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تابآوری۲۵۹۰٪
پرسشنامه مورد استفاده دیگر مربوط به پرسشنامه تابآوری بوده که با توجه به جدول (۳-۳) مشاهده میکنیم ضریب آلفای به دست آمده برای تابآوری ۹۰٪ بوده که این مقدار عالی است و سؤالات در حد عالی گویا بوده اند.


۳-۵-۴-پرسشنامه طرحواره ناسازگار یانگ
پرسشنامهی طرحوارهی یانگ(فرم کوتاه) یک پرسشنامهی ۷۵ سوالی است که برای سنجش ۱۵ طرحوارهی شناختی اولیه، طراحی شده است. این طرحوارهها عبارتند از: محرومیت هیجانی[۱۲۵]، رهاشدگی[۱۲۶]، بیاعتمادی/ بدرفتاری[۱۲۷]، انزوای اجتماعی[۱۲۸]، نقص/ شرم[۱۲۹]، وابستگی/ بی کفایتی[۱۳۰]،آسیبپذیری نسبت به ضرر[۱۳۱]، خود تحول نیافته و گرفتار[۱۳۲]، اطاعت[۱۳۳]، فداکاری، بازداری عاطفی، معیار های سر سختانه[۱۳۴]، استحقاق یا بزرگ منشی[۱۳۵]، خود کنترلی ناکافی و شکست.هر یک از ۷۵ عبارت این پرسشنامه در مقیاس لیکرت ۵ نقطه ای از”اصلأ در مورد من صدق نمیکند”تا”دقیقأ مرا توصیف میکند” نمره گذاری میشود. نمره ی فرد در هر طرحواره با جمع نمرات پنج سوال مربوط به آن طرحواره حاصل میشود که دامنه ی آن در هر طرحواره از ۵ تا ۲۵ است.نمره ی بالاتر نشان دهنده حضور پررنگ تر طرحواره ی ناکارآمد است.در این پرسشنامه از نمره ی کل هم میتوان برای مقایسه استفاده کرد.به دیگر سخن آزمودنی های مورد سنجش را میتوان هم در سطح هر طرحواره و هم در سطح نمره ی کل پرسشنامه با هم مقایسه کرد.این پرسشنامه توسط یانگ و برون[۱۳۶]( ۱۹۹۴)، طراحی شده است. فرم اولیه ۲۰۵ آیتم بود. فرم کوتاه این پرسشنامه در سال ۱۹۹۸ طراحی شد(عباسیان و فاتحی زاده،۱۳۸۲).
پایایی: در مطالعه ولبرن[۱۳۷] و همکاران(۲۰۰۲)،کلیه ی خرده مقیاسهای ۱۵ گانه فرم کوتاه پرسشنامه طرحوارهها از همسانی درونی کافی تا بسیار خوبی برخوردار بودند.آلفای کرونباخ کلیه ی طرحوارهها از(۷۶ ٪ تا ۹۳٪ )، محاسبه شد. نالی (۱۹۷۸ )، ضریب آلفای بالای ۷۰٪ را خوب محسوب میکند.
در مطالعه عباسیان و فاتحی زاده(۱۳۸۲ ِ)، که به منظور اعتباریابی فرم کوتاه پرسشنامه طرحوارههای شناحتی روی دانشجویان اصفهان انجام گرفت،پایایی پرسشنامه به روش همسانی درونی از طریق آلفای کرونباخ ۹۴٪ محاسبه شد.همچنین در این تحقیق پایایی فرم کوتاه پرسشنامه به روش بازآزمایی۶۴ ٪ محاسبه گردید.آزمون t عدم تفاوت میانگین نمرات دو جنس را نشان داد.روایی: در مطالعه ی ولبرن و همکاران(۲۰۰۲)، نتایج تحلیل عاملی از ساختار درونی پرسشنامه قویأحمایت میکند.در مطالعه ی ولبرن رابطه خرده مقیاسهای پرسشنامهی طرحواره با علایم اضطراب، افسردگی و پارانویا سنجیده شد که نتایج از روایی ساختاری پرسشنامه حمایت میکند و نشان میدهد که طرحوارههای شناختی با علایم آسیب شناختی ویژه مرتبط هستند.بارون اف[۱۳۸] هم همسانی درونی و تحلیل عاملی این پرسشنامه را در کره و استرالیا مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که ۱۳ طرحواره از ۱۶ طرحواره دارای نمرات خوبی بودند.
صدوقی و همکاران (۱۳۸۷)، خصوصیات روانسنجی پرسشنامهی یانگ را باحجم نمونه ی ۳۷۰ نفر بررسی کردند.آن ها به این نتیجه رسیدند که هر۱۵ طرحوارهی یانگ در ایران دارای ثبات خوبی میباشند. در این تحقیق ثبات درونی برای هفده عامل به وسیله ضریب آلفای کرونباخ در دامنه ۶۲ ٪ تا۹۰٪ به دست آمد. آلفای کرونباخ برای مقیاس کلی ۹۴ ٪ بود(عباسیان و فاتحی زاده،۱۳۸۲).
این بخش پرسشنامه مربوط به سوالات طرح وارههای ناسازگار است که نتایج آن در ذیل آمده :
جدول (۳-۴) آزمون آلفای کرونباخ بر روی متغیر طرح وارههای ناسازگار
متغیر
تعداد گویه
ضریب آلفا کرونباخ
طرح وارههای ناسازگار
۷۵
۹۶٪
همان طور که در جدول(۳-۴) مشاهده میکنیم ضریب آلفای به دست آمده برای طرحوارههای ناسازگار ۹۶% بوده که این مقدار عالی است و سؤالات در حد عالی گویا بوده اند.
۳-۶- روش اجرای آزمون
به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز این پژوهش، پس از مصاحبه انفرادی با مبتلایان به سوء مصرف مواد که برای درمان به کلینیک های در نظر گرفته شده مراجعه کرده بودند و ارائه توضیحاتی در مورد هدف پژوهش، ضرورت همکاری صادقانه در پاسخگویی به سوالات و دادن اطمینان به افراد در مورد محرمانه ماندن اطلاعات بیان شده از سوی آن ها و بدون در نظر گرفتن محدودیت زمانی به تکمیل پرسشنامه های سبکهای دلبستگی، راهبردهای مقابلهای، طرحوارههای ناسازگار اولیه و تابآوری و همچنین فرم جمعیت شناختی پرداختند، روش اجرا در گروه غیرمبتلا نیز به همین منوال نیز انجام گرفت.
۳-۷- روش تحلیل اطلاعات
در این پژوهش جهت بررسی داده های آماری از نرم افزار ۱۸ SPSSاستفاده شده است. همچنین با توجه به این که نوع تحقیق علی– مقایسه ای است، برای تجزیه و تحلیل یافته های مربوط به سوالات این پژوهش با روش تحلیل واریانس مورد تحلیل و بررسی قرارگرفت.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه
فصل چهارم شامل دو بخش است؛ پس از استخراج داده ها و اطلاعات توسط نرم افزار spss به توصیف و تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. در بخش توصیف داده ها به ذکر آماره های توصیفی که شامل شاخص های مرکزی و پراکندگی، میانگین، میانه، نما و… است و در بخش تحلیل داده ها نیز توسط آمارهای استنباطی به آزمون فرضیات پرداخته شده است.
۴-۲- آمارهای توصیفی
در این قسمت با توجه به آمارها و نمودارهای به دست آمده به توصیف آماری متغیرها پرداخته شده است .
جدول(۴-۱) توزیع افراد بر اساس سن و وضعیت اعتیاد
سن
وضعیت اعتیاد
مجموع
سالم
بیمار
۲۰ تا ۲۹ سال
تعداد
۲۰
۱۲
۳۲
درصد
۴۰٪
۲۴٪
۳۲٪
۳۰ تا ۳۹ سال
تعداد
۱۴
۲۲
۳۶
درصد
۲۸٪
۴۴٪
۳۶٪
۴۰ سال به بالا
تعداد
۱۶
۱۶
۳۲
درصد
۳۲٪
۳۲٪
۳۲٪
مجموع
تعداد
۵۰
۵۰
۱۰۰
درصد
۱۰۰٪
۱۰۰٪
۱۰۰٪
با توجه به جدول (۴-۱) به طور کل تعداد پاسخ دهندگان ۱۰۰ نفر بوده است که ۵۰ نفر آن افراد سالم و ۵۰ نفر دیگر افراد معتاد بوده اند، توزیع سنی افراد در دو گروه بیمار و سالم بدین گونه بوده : در گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال ۲۰ نفر سالم و ۱۲ نفر بیمار، در گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال ۱۴ نفر سالم و ۲۲ نفر بیمار، و در گروه سنی ۴۰ سال به بالا ۳۲ نفر سالم و ۳۲ نفر بیمار بوده اند. تعداد افراد بیمار در گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال کمتر و در گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال بیشتر از افراد سالم بوده است و در گروه سنی ۴۰ سال به بالا با هم برابر بوده اند. جدول زیر نیز توزیع درصدی را نشان میدهد به نحوی که درصد گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال در افراد سالم و درصد گروهی سنی ۳۰ تا ۳۹ سال در افرا معتاد بیشتر است و درصد گروه سنی ۴۰ سال به بالا در دو گروه سالم و بیمار مساوی شده است.
-
- – Atkinson ↑
-
- -Hilgard ↑
-
- -Bowlby ↑
-
- ۴٫Lazarouse ↑
-
- -Marlatt & Gordon ↑
-
- -Miller ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۲-۴- قابلیت خودتنظیمی
خودتنظیمــی در نظر زیمرمن[۱۰](۱۹۹۹) عبارت اســت از برنامه ریزی بر مبنای مشــاهدهی خویشتن که بهطور مداوم رفتار را برای دستیابی به اهداف مورد نظر، پایش میکند. یادگیرنده خودتنظیم، بدون نیاز به نظارت، شخصا برای یادگیری تلاش کرده، به آن جهت بخشیده و یادگیری خود را پایش و ارزشــیابی میکند. افراد خودتنظیم اهداف شــخصی برای خود در نظر می گیرند و برای دســتیبابی به آن ها راهبردهایی را بــهکار میبرند (زمانی امیر، ۱۳۸۵).

خودتنظیمی افراد را قادر می ســازد تا بر افکار، احساسات، انگیزش و رفتار خود کنترل داشته باشــند. بندورا (۱۹۹۱) از وجود فرآیندهای خودتنظیمی مرکزی که رفتــار و تجربه را میانجیگری میکند، دفاع میکند. او پیشنهاد میدهد که بسیاری از رفتار انسانی با آینده نگری تنظیم شــده، به مردم اجازه میدهد که به شیوه فعال عمل کنند و در هدف گذاری شرکت کنند و انگیزه را به چالش بکشند.
۲-۲-۲-۵- قابلیت خودانعکاسی (خوداندیشی)
افراد اندیشــه ها و رفتارها را با اســتانداردهای از قبل تعیینشده مقایســه میکنند و بر اساس این مقایســه، ادراک خودشان درباره توانایی انجام وظایف را بهبود می بخشند (شــاوران، ۱۳۹۰). پاچارز[۱۱](۲۰۰۰) نیز معتقد است که افراد از طریق این قابلیت در مورد تجربه هایشــان احساســی ایجاد میکنند، باورهای شــناختی خود را کشــف میکنند و در ارزیابی خود و تغییر افکار و متعاقب آن رفتارشــان درگیر میشوند.

۲ـ۳ـ راهبردهای یادگیری
منظور از راهبرد یک برنامه یا نقشه کلی است که که از مجموعه عملیات تشکیل می شود و برای رسیدن به یک هدف خاص به اجرا در میآید. راهبردهای یادگیری، دلالت بر روش هایی دارند که فراگیران برای یادگیری استفاده میکنند و ثابت شده است که روش های مؤثری برای افزایش یادگیری فراگیران هستند. راهبردهای یادگیری دامنه گسترده ای دارند و از تکنیک های بهبود حافظه گرفته تا راهبردهای امتحان دادن و مطالعه کردن را در بر می گیرند (نیاز آذری، ۱۳۸۲).
راهبردهای یادگیری حرکتی هدفمند و ارادی هستند که شخص در تلاش برای افزایش پیامد یاد یار مطلوب خود به کار میبرد یا هر فعالیتی که فراگیران آن را در زمان یادگیری به کار میگیرند تا به وسیله آن میزان یادگیری خود را افزایش دهند (سیف،۱۳۹۰).
همچنین کارداش و املوند[۱۲] (۲۰۰۳)، به نقل از وار و داوینگ[۱۳] (۲۰۰۰) راهبردهای یادگیری را اینگونه تعریف کردهاند: «فعالیتهای پیدا و پنهان پردازش اطلاعات که در هنگام رمزگردانی برای تسهیل در اکتساب و اندوزش اطلاعات جدید و نیز بازیابی صحیح اطلاعاتی که قبلاً یادگرفته شده است به کار گرفته میشود».
در نظریه خبرپردازی، یادگیری به عنوان فرایند دریافت محرکهای محیطی به وسیله گیرندههای حسی، گذر این محرکها از حافظه حسی و حافظه کوتاه مدت، به رمز درآمدن و معنی دار شدن، و نهایتاًً قرار گرفتن در حافظه درازمدت تعریف شده است. هر تدبیری که به این منظور توسط روانشناسان کشف و ابداع شدهاند، با نام مهارتهای یادگیری و مطالعه، یا به اصطلاح فنیتر راهبردهای شناختی و فراشناختی نام گذاری شدهاند (سیف ۱۳۹۰).
به گفته سیف (۱۳۹۰)، اسلاوین[۱۴](۲۰۰۶) راهبردهای یادگیری را به راهبردهای شناختی و فراشناختی تقسیم میکند و معتقد است که راهبردهای شناختی برای تسهیل یادگیری و تکمیل تکالیف به کار میرود در حالی که راهبردهای فراشناختی به منظور بازبینی این پیشرفت مورد استفاده قرار میگیرند. به عبارت دیگر راهبردهای شناختی برای پیشرفت و دستیابی به اهداف شناختی استفاده میشوند و راهبردهای فراشناختی جهت نظارت بر این فرایندها به کار گرفته میشوند.
شکل۲-۱ طبقه بندی انواع راهبردهای یادگیری را نشان میدهد.
شکل ۲-۱- طبقه بندی انواع راهبردهای یادگیری
همان طور که در شکل ۲-۱ آمده است راهبردها، عملیاتی هستند فراتر از فرایندهایی که نتیجه طبیعی انجام فعالیتی میباشند. بنابرین ورق زدن صفحات و یا نگاه کردن به یک متن به عنوان یک راهبرد مطالعه، شرایط لازم را ندارند. اکثر راهبردهای مختص به هدف، مربوط به حیطه خاصی است. برای مثال راهبردهای حفظ کردن، شامل تکرار مطالبی است که یاد گرفته میشوند، گروه بندی مطالب قابل سازماندهی به خوشههایی که به علت روابط معنایی با هم تناسب دارند و ایجاد رابطه بین عناصر جداگانه و در نتیجه افزایش قابلیت یادگرفتن آن ها میباشد. راهبردهای درک مطلب عبارتند از: یادداشتبرداری، خلاصه کردن، خط کشیدن زیر مطالب و جواب دادن به سؤالات مربوط به متن. همچنین تعدادی از راهبرهای مختص به هدف برای ایجاد راهحل های مسائل وجود دارد. برای مثال، هنگامی که اطلاعات فرد در مورد حیطههایی کم است، استدلال از طریق تشابه آن حیطه با حیطههای دیگری که برایش شناخته شده است مفید میباشد. به طور خلاصه راهبردهای مختص به هدف زیادی وجود دارد که استفاده کنندگان راهبردها میتوانند برای انواع مختلف حیطههای محتوایی از فعالیت های شناختی مدرسه گرفته مانند حل مسئله ریاضی تا مسلط شدن بر فعالیت های فیزیکی مانند مهارت ها و توالی های حرکتی پیچیده اعمال کنند.

۲-۳- ۱- راهبردهای شناختی
راهبردهای شناختی اقداماتی هستند که ما به آن ها کمک آن ها اطلاعات تازه را برای پیوند دادن و ترکیب کردن با اطلاعات قبلا آموخته شده و ذخیره سازی آن ها در حافظه دراز مدت آماده میکنیم (سیف، ۱۳۹۰).
پروکاپ[۱۵] (۲۰۰۹) راهبردهای شناختی را به عنوان روشی که در آن اطلاعات زبانی پردازش می شود، تعریف کردهاست. که این راهبردها باعث تقویت فرایند تفکر می شود و برای دست یابی به اهداف شناختی مانند درک کردن و حفظ کردن اطلاعات کمک کننده است. و همچنین به کد گذاری و بازیابی اطلاعات نیز کمک میکند(نقل از هوشمند جا، جوانمرد و مرعشی، ۱۳۹۳).
راهبردهای شناختی را از مناظر مختلف مورد توجه قراردادهاند پارک[۱۶] (۱۹۹۵) به دو طبقه از راهبردهای شناختی اشاره کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۶-۲سال های ۱۹۹۳-۱۹۹۹ : تمرکز بر انسان دریافت کننده
تغییر جهت توجه به دریافت کننده در انتقال پیام،دوره زمانی جدیدی را رقم زد که تماما با دوره قبل متفاوت بود.موضوعات پژوهشی جدید به کاوش پیرامون طرف دریافت کننده در این ارتباطات پرداختند و دانش از شریان های مختلف از روان شناسی به نظریه مدیریت برند جریان یافت.نگاه انسانی نگاهی دو سویه است:مصرف کننده به نحو دقیق مورد بررسی واقع می شود و نگاه های انسانی مختلف به برند وارد صحنه میگردد.به این ترتیب،رویکردهای انسان گرایانه[۲۷] و فردگرایانه[۲۸] که به رویکرد مبتنی بر مصرف کننده،رویکرد شخصیتی و رویکرد رابطه ای موسومند در این سالها به منصه ظهور رسیدند.

در طول سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۹ روش های گردآوری داده ها نرم تر شد؛طرح های تحقیقات کمی،کیفی ونیز آمیخته برای مطالعه رابطه میان برند و مصرف کننده به کار گرفته شد.رویکرد رابطه ای اولین رویکردی است که تماما مطالعات کیفی در آن صورت پذیرفت.

- رویکرد مبتنی بر مصرف کننده
در سال ۱۹۹۳،کلر رویکرد کاملا جدیدی را برای مدیریت برند پی ریزی کرد که در آن،برند به عنوان سازه ای شناحتی در ذهن مصرف کننده مورد توجه قرار گرفت.فرض بر این است که یک برند قوی،تداعی های مطلوب،منحصر به فرد و قدرتمندی در ذهن مصرف کنندگان ایجاد میکند.در این حالت در ارتباطات برند توجه از طرف ارسال کننده به سمت دریافت کننده سوق مییابد.در این رویکرد،مصرف کننده مالک برند است،اما کماکان مفروضه ارتباطات خطی وجود دارد.نگاه به مصرف کننده در این رویکرد در روان شناسی شناختی ریشه دارد و طبق این عقیده،رایانه بهترین استعاره برای انسان به عنوان مصرف کننده است.دیدگاه مصرف کننده در سیطره ارتباطات خطی است،چرا که بازاریاب کسی فرض می شود که قادر است مصرف کننده را برای یک اقدام خاص برنامه ریزی کند.این مکتب فکری غالب ترین رویکرد در مدیریت برند تاکنون بوده است.
مدیریت برند در سال های نخستین روی طرف فرستنده در ارتباطات تمرکز داشت.در سال ۱۹۹۳ این قلمرو علمی به ویژه با مقاله ای پژوهشی دستخوش تغییرات بنیادینی گشت.کلر[۲۹] در مقاله ای تحت عنوان “مفهوم سازی،اندازه گیری و مدیریت ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده برند” در مجله بازاریابی منتشر کرد و بروز تغیرات عمده در گستره مدیریت برند را برانگیخت.ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده برند[۳۰] بر این فرض استوار است که برند در ذهن مصرف کنندگان به عنوان یک سازه شناختی[۳۱] وجود دارد و از این رو،عنوان “رویکرد مبتنی بر مصرف کننده” بر آن نهاده می شود.از این مقطع زمانی به بعد تحقیقات مصرف کنندگان تا حد زیادی تحت تاثیر روان شناسی شناختی و نظریه پردازش اطلاعات در انتخاب مصرف کننده[۳۲] قرار گرفته است.تولد رویکرد مبتنی بر مصرف کننده موجب شد که آگاهی ها و علوم از این شاخه های علمی به حوزه مدیریت برند راه یابند.
تا پیش از این دوره،اصول مدیریت برند از وابستگی شدید به اصول ثابت و مفروض در بازاریابی رنج میبرد.مقالات پژوهشی پیرامون مدیریت برند اغلب در زمره مقالاتی به حساب میآیند که در مورد تبلیغات و یا دیگر مفاهیم بازاریابی منتشر می شد.حتی ایده کلیدی “ارزش ویژه برند” مطرح نبود و یا تعریفی مشخص از آن وجود نداشت.همه این مسایل موید آن بود که مدیریت برند،بلوغ نیافته و از لحاظ علمی ناقص و نارس است.با بررسی کامل مفهوم ارزش ویژه برند،شیوه جدیدی طرح ریزی شد که نهایتاً اصول علمی مستقل تری برای مدیریت برند به همراه داشت.
«تعبیر کلر از مدل ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده برند به نحوه وسیعی،پذیرفته ترین و جامع ترین نحوه رویارویی با مقوله برندگذاری را در بازاریابی آمریکایی عرضه کرد» (هولت[۳۳] ،۲۰۰۵)
تاثیر اولیه و عمده این نظریه،پس از طرح در سال ۱۹۹۳،با انتشار کتاب بسیار مهم کلر تحت عنوان مدیریت راهبردی برند:ایجاد،اندازه گیری و مدیریت ارزش ویژه برند همراه شد.
در رویکرد مبتنی بر مصرف کننده ، برند به عنوان سازه ای شناختی که در ذهن هریک از مصرف کنندگان قرار دارد ،مورد تحلیل قرار میگیرد.از این رو،مصرف کننده به نقطه اصلی توجه در این رویکرد تبدیل شده است.در واقع ،مصرف کننده ناگهان به عنوان “صاحب” برند مورد توجه قرار میگیرد.رویکرد مبتنی بر مصرف کننده دیدگاهی از بیرون به درون را در مدیریت برند مطرح میکند.بنابرین این رویکرد،در مقابل رویکردهایی که به شکل دهی راهبرد درونی معطوف هستند،شکل دهی راهبرد بیرونی را شامل می شود.
در این رویکرد،خلق ارزش برای برند از طریق قالب ریزی تداعیات برند[۳۴] در ذهن مصرف کننده سامان مییابد.به این ترتیب،شناخت مصرف کننده جهت این نوع ارزش آفرینی برای برند موضوع محوری محسوب می شود.اما لازم به ذکر است که این رویکرد،نگاهی ویژه به مصرف کننده دارد.مصرف کننده از طریق نظریاتی که در روان شناسی شناختی و نظریه پردازش اطلاعات در انتخاب مصرف کننده مطرح است ،مورد توجه قرار میگیرد.
قله دیگر در مدیریت برند در سال ۱۹۹۷ ایجاد شد.این رویکرد مایل است به برند؛ شخصیتی همچون انسان ببخشد.نگاه انسانی به برند و مصرف کننده ای که به مصرف نمادها مشغول است در پرتو این رویکرد جای می گیرند.مصرف کنندگان به برندها شخصیت می بخشند و از این شخصیت ها در تبیین ارزش نمادین و بیان هویت فردی خود استفاده میکنند.رویکرد شخصیتی ریشه در روان شناسی شخصیت دارد و از فنونی کمی در کنار روش های اکتشافی برای شناسایی و اندازه گیری شخصیت برند بهره میبرد.رویکرد شخصیتی پیش شرطی است برای اکثر آنچه در رویکرد رابطه ای مطرح است.
ایده ارتباط دو سویه میان برند و مصرف کننده اصول علمی مدیریت برند را دستخوش تغییر اساسی کرد.ایده برند به عنوان یک شریک ارتباطی همیشگی بر مبنای استعاره انسانی مشابه رویکرد شخصیتی شکل گرفت.این رویکرد ،رویکرد مبتنی بر گفت و گو را چنان که در رویکرد شخصیتی ایجاد شده بوده در قلمرو مدیریت برند بسط و گسترش بیش تری داد.رویکرد رابطه ای در مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم[۳۵] ریشه داشته و روش های مطرح در آن ماهیتی پدیدارشناسانه[۳۶] دارد.این ریشه ها بیانگر وقوع تغییر در پارادایم ها بود،چرا که با روش های پژوهشی مورد استفاده در رویکردهای اول در مدیریت برند تفاوت و تمایز بنیادین داشتند.
۳-۲-۶-۲سال های ۲۰۰۰ به بعد: تمرکز فرهنگی/محتوایی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدفهای این برنامه عبارتند از :
-
- فراهمآوری امکان همکاری میان کارشناسان توسعه کتاب و کتابخوانی در سطح جهانی، منطقهای، ملی، و محلی
-
- تشویق و حمایت از جریان تبادل اطلاعات
-
-
- کمک به توسعه و ترویج کتاب و کتابخوانی برای مناطق مختلف برابر با تعاریف و برنامه های یونسکو

-
- برآوردن نیازهای فرهنگی و آموزشی
- ایجاد ارتباط میان مناطق محلی و منطقهای برای برطرف کردن کمبودهای اطلاعاتی.
حمایتهای این برنامه نیز شامل موارد زیر است:

-
- توسعه مواد خواندنی برای کودکان و بزرگسالان،
-
- ایجاد و توسعه امکانات برای کتابخانههای روستایی، سیار، نمایشگاههای کتاب و تشویق و ترویج کتابخوانی،
-
- تقویت زیرساختهای تجارت کتاب،
-
- بهبود مهارت کارشناسان که در زمینه تولید و توزیع کتاب مانند تألیف، نشر، چاپ، و فروش کتاب فعالیت دارند،
- ترویج موافقتنامه فلورانس، حق مؤلف جهانی، و دیگر تدابیر بینالمللی، و ایجاد نظام قانونی برای کشورهایی که به برنامه تجارت کتاب پیوستهاند.
بودجه اپرب از محل بودجه جاری یونسکو تأمین میشود، اما کمکهای دیگری نیز از منابع دیگر در اختیار اپرب قرار میگیرد. آموزش برای توسعه انتشارات، مهارتهای حرفهای و بهکارگیری روشهای علمی از کلیدهای اساسی در امر توسعه و نشر کتاب است. از جمله فعالیتهای فرهنگی اپرب آموزش کارشناسان، نویسندگان، ویراستاران، طراحان، مدیران و توزیعکنندگان منابع فرهنگی است. آموزشها از طریق برگزاری کلاسهای کارآموزی، همایشها، و تشکیل کارگاههای آموزشی انجام میشود. برخی از این برنامه ها که تاکنون اجرا شده شامل تولید مواد آموزشی زیست محیطی، نشریات ادواری برای کودکان در سنین مختلف، استفاده از چندرسآنهایها، استفاده از رایانه، نگارش کتابهای علمی برای کودکان و نوجوانان، تصویرگذاری و طراحی، توسعه عادت خواندن، ترجمهی کتابهای ویژه کودکان، توسعه شیوه های چاپ، و بازاریابی و توزیع کتاب است (نجفی،۱۳۸۹). “طرح واژهرسانان (آورندگان واژه ها)، طرحی برای ترویج خواندن با بلندخوانی” بنیاد “بیبلیومدیای” سوئیس[۱۱] و گروه تئاتر “کاباره” [۱۲]، طرح “واژهرسانان” را با مشارکت کتابخانههای عمومی ایالت “وو” [۱۳] اجرا میکنند. در این طرح کاربرانکتابخانههای عمومی خواندن متنی به صدای بلند را به رایگان، به یک شخص و یا یک گروه مورد نظرشان، در محل اقامت آن ها و یا در هر محل دیگری، هدیه میکنند. چون بلندخوانی نقطه تلاقی ادبیات و هنر تأتر است، بیبلیومدیا هنرمندان حرفهای تاتر را هم در این طرح سهیم کردهاست. هنرمندان گروه تأتر کاباره، “واژهرسانان” این طرح هستند. بیبلیومدیا طرح “واژهرسانان” را به رایگان در اختیار کتابخانههای عمومی میگذارد و به آن ها امکان میدهد که با ارائه آن، طیف فعالیتهای خود را گسترش دهند و افراد بیشتری را جذب خود کنند. بیبلیومدیا با اجرای این طرح، خواندن را از طریق کتابخانههای عمومی ترویج میکند و به آن ارج مینهد. هنرمندان تئاتر هم با بلندخوانی متنها لحظههای لذت بخشی را برای شنوندگان خلق میکنند. این طرح در حال حاضر فقط در کتابخانههای عمومی ایالت “وو” به اجرا در میآید و از کتابخانهای به کتابخانه دیگری سفر میکند. بیبلیومدیا قبل از اجرای این طرح در هر کتابخانه، که دو تا سه روز طول میکشد، فهرستی از متنها را در اختیار آن میگذارد. کتابخانه این فهرست را در اختیار علاقه مندان قرار میدهد تا متن، مکان و زمان اجرای آن را انتخاب کنند. متنها را کتابداران متخصص کتابخانههای بیبلیومدیا انتخاب میکنند و میتوانند متناسب هر مناسبتی باشند. (تولد، نامزدی، عروسی … و غیره) بیبلیومدیا اجرای این طرح را از سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۷ میلادی) در ایالت “وو”آغاز کرد. به خاطر استقبال فراوان کتابخانههای عمومی از آن در این ایالت، بیبلیومدیا میخواهد اجرای طرح “واژهرسانان” را به دیگر ایالتهای سوئیس نیز گسترش دهد (وکیلی،۱۳۸۸). “طرح جایزه ترویج کتابخوانی آساهی” هر ساله به گروه یا مؤسسهای اهدا میشود که با انجام فعالیتهای چشمگیر، سهم پایداری در اجرای برنامه های ترویج کتابخوانی کودکان و نوجوانان داشته باشند. فکر ایجاد این جایزه در بیستمین کنگره دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان در سال ۱۹۸۶ در توکیو مطرح شد. روزنامه ژاپنی آساهی – شیمبون از حامیان کنگره توکیو در آن سال بود و برای این که مشارکتش با IBBY همواره تداوم پیدا کند، تعهد کرد که از طرح های ابتکاری و برجسته در ارتباط با ترویج کتابخوانی پشتیبانی مالی کند. بدین ترتیب از سال ۱۹۸۸، هر یک از شعبه های ملی IBBY کاندیداهای خود را به دفتر اعلام میکنند و هیات داورانی مرکب از پنج عضو کمیته اجرایی IBBY ، طرحهایی را که در ارتباط با ترویج کتابخوانی است، مورد بررسی قرار میدهند. این جایزه، شامل یک دیپلم و یک میلیون ین ژاپن است و طی مراسمی در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب در بولونیا / ایتالیا به برنده بهترین طرح اعطا میشود. معرفی برخی از طرحها و نهادهایی که تاکنون جایزه آساهی یا ترویج خواندن را از آن خود کردهاند: “طرح پرورش شوق خواندن در مناطق آسیب پذیر!”[۱۴] طرح پرورش شوق خواندن در مناطق آسیب پذیر پروژهای است برای ترویج خواندن که در مدلین دومین شهر بزرگ در کشور کلمبیا اجرا میشود. بنیاد ترویج خواندن “جوردی سیرا فابرا” نویسنده مشهور اسپانیایی، این پروژه را در ۴ منطقه آسیب پذیر و فقیر نشین مدلین اجرا میکند. در این مناطق، بیشتر از سه میلیون نفر زندگی میکنند. بسیاری از آن ها، افراد بیخانمانی هستند که در اثر فقر، خشونت های اجتماعی و دلایل سیاسی، به زندگی در خیابآنها یا ویرانه ها روی آوردهاند. خشونت و فقر در این بخش های شهر بیداد میکند. در چنین شرایطی، بنیاد سیرا فابرا، در پارک ها، کنار خیابان ها و بسیاری از مکان های غیر رسمی و پر رفت و آمد این محلهها، به ترویج خواندن میپردازد. با جعبه های پر از کتاب در این گوشه و آن گوشه کارگاههای ترویج خواندن برپا میکند، فروشگاه های خیابانی ارزان کتاب به راه میاندازد، فیلمهای مربوط به خواندن و ادبیات و کتاب برای ساکنان نمایش میدهد، نویسندگان را به این محلهها دعوت میکند و با ساکنان نشست های گپ و گفت راه میاندازد. این فعالیتها، همه و همه برگزار میشوند تا کودکان و بزرگسالانی را که شرایط عادی زندگی خود را به دور از کتاب و فرهنگ سپری میکنند، با شوق خواندن و لذت بردن و آموختن آشنا شوند و به آن خو بگیرند. این پروژه تاکنون، موفق شده به ۲۱ هزار نفر از ساکنان این مناطق آسیب پذیر خدمات فرهنگی ارائه کند و بسیاری از سازمان ها، نهاد ها و افراد دیگر را نیز به فعالیت برای ترویج خواندن و فرهنگ در کشور تشویق کند. این پروژه، در سال ۲۰۱۰ جایزه ترویج خواندن آساهی را از دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان دریافت کرد (عالمی،۱۳۸۹). “طرح بنیاد کتابخانه کودکان “اوسو””
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماتیو و زاجاک (۱۹۹۰) یافته های بیش از ۲۰۰ پژوهش در زمینه تعهد سازمانی را با فرا تحلیل مورد بررسی قرارداده اند و به ارائه یک مدل نظری در خصوص سه مقوله : عوامل پیش نیاز و موجب تعهد سازمانی، عوامل همبسته با تعهد سازمانی، و نتایج و پیامدهای تعهد سازمانی دست یافته اند (زکی، ۱۳۸۷).
جدول شماره (۲-۱): طبقه بندی عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی
مقدمات ایجاد تعهد
عوامل همبسته
پیامدهای تعهد سازمانی
ویژگیهای شخصی
ویژگیهای شغل
انگیزه
عملکرد شغلی
سن
جنس
تحصیلات
وضعیت تأهل
سابقه شغلی
سابقه در سازمان
استنباط از شایستگی خود

توانایی
دستمزد
وضعیت نقش:
تنوع مهارت
استقلال کاری
چالش
دامنه شغل
روابط گروه یا رهبر:
خصوصیات سازمانی:
(کلی ، درونی)
درگیر شدن با شغل
فشار شغلی
تعهد شغلی
(با توجه به ارزیابی دیگران، سنجش بازده)
استنباط از راه چاره های دیگر
تمایل به جستجو برای کار دیگر

تمایل به ترک سازمان
میزان توجه به کار
تأخیر
تغییر شکل
رقابت شغلی از:
(کلی، ذاتی، ظاهری)
سرپرستی
همکاری
ترفیعات
ماهیت کار
اقتباس از ماتیو و زاجاک (۱۹۹۰)
-
- -Moorhead & Griffin ↑
-
- -Allen & Meyer ↑
-
- -Mayer & Herscovitch ↑
-
- -Nehmeh ↑
-
- -Carrier & Bourque ↑
-
- -Bolarinwa & Olorunfemi ↑
-
- -Commnuication ↑
-
- -To make Commom ↑
-
- -Peter ↑
-
- -Williams ↑
-
- -Weekley ↑
-
- -Eisenberg,Goodall & Tretheway ↑
-
- – Defleur, Kearney, & Plax ↑
-
- -Koontz ↑
-
- -Bodla ↑
-
- -Chappel and Read ↑
-
- -Newman, and Summer ↑
-
- -Rodriques ↑
-
- -Birrvenu ↑
-
- -Berelson, Bernard and Steiner ↑
-
- -Hoy & Miskel ↑
-
- -One-way communication ↑
-
- -Two-way communication ↑
-
- -Vertical communication ↑
-
- -Down ward communication ↑
-
- -Up ward communication ↑
-
- -Horizontal communication ↑
-
- -Diagonal communication ↑
-
- -Formal communication ↑
-
- -Informal communication ↑
-
- -Dubrin ↑
-
- -Verbal communication ↑
-
- -Nonverbal communication ↑
-
- -Oral ↑
-
- -Non oral ↑
-
- -Berko, Wolvin & Wolvin ↑
-
- -Linear model ↑
-
- -Interactional ↑
-
- -Transactional ↑
-
- -Organizational commitment ↑
-
- -Buchanan ↑
-
- -O’Reily, & Chartmen ↑
-
- -Porter, Steers , Mowday & Boulian ↑
-
- -Williams, & Anderson ↑
-
- -Somers ↑
-
- -Sheldon ↑
-
- -Luthans & Shaveh ↑
-
- -Solalanscik & Fefer ↑
-
- -Northcraft & Neale ↑
-
- -Steers, Mowday & Porter ↑
-
- -Koch & Steers ↑
-
- -Mowday, Porter & Steers ↑
-
- -Brett, Corn & Slecum ↑
-
- -Cohen ↑
-
- -Affective commitment ↑
-
- -Continual commitment ↑
-
- -Normative commitment ↑
-
- -Chang, Chi , & Miao ↑
-
- -Hahn, Lippert, & Paynton ↑
-
- -Triplett ↑
-
- -Roethlisberger & Dickson ↑
-
- -Elton Mayo ↑
-
- -Western Electric Company ↑
-
- -Hamilton ↑
-
- -Tankard ↑
-
- -Wilber Schramm ↑
-
- -University of Illinois ↑
-
- -Bernard ↑
-
- -Bernard & Barret ↑
-
- -Encyclopedia of Business and Finance ↑
-
- -Berlo ↑
-
- -Turkalj & Fosic ↑
-
- -Berko & Wolvin ↑
-
- – Mathieu & Zajac.. ↑
-
- -Hybels, & Weaver. ↑
-
- -Berger ↑
-
- -Corrie ↑
-
- -Seibold and Shea ↑
-
- -Stohl and Cheney ↑
-
- -Shannon & weaver ↑
-
- -Butland ↑
-
- -Holmes & Hundley ↑
-
- -Wood ↑
-
- -Narula ↑
-
- -Look , Wang , Westwood & Crowford ↑
-
- -Choong , Wong & Lau ↑
-
- -Appelbaum, Bailey, Berg, and Kalleberg ↑
-
- -Chen, Tsui, & Farh ↑
-
- -The Pennsylvania State University ↑
-
- – Affective commitment (AC) ↑
-
- -Noor, & Noor ↑
-
- -Đorđević ↑
-
- – Continuance commitment (CC) ↑
-
- -Walsh& Taylor ↑
-
- -Beck, & Wilson ↑
-
- – Normative commitment (NC) ↑
-
- -Suliman, & Iles ↑
-
- -McDonald, & Makin ↑
-
- – Chester bernard ↑
-
- -Henry mintzberg ↑
-
- -Admirstion ↑
-
- -Respect ↑
-
- -Acception ↑
-
- – Communication (2010). In Oxford English Dictionary online ↑
-
- – Pusateri ↑
-
- – Dance ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱- افراد معتاد به علت غیر عقلایی بودن معاملات خود در زمره افراد محجور میباشند؛ ۲- با مقایسه صفات و ویژگی های موجود در افراد سفیه می توان افراد معتاد را هم محجور دانست؛ ۳- در فرد سفیه عاقل بودن، غیر عقلایی بودن تصرف مال، و استمرار وجود دارد که هر سه ویژگی به طور کامل در فرد معتاد وجود دارد؛

۴- درحقوق ایران وضعیت معاملات آن ها مشخص نیست ولی می توان آن ها را غیر نافذ دانست. ۱-۹- روش تحقیق: این تحقیق یک تحقیق کاربردی میباشد چرا که ما در این خصوص قرار است وضعیت این افراد را مشخص وبا تصویب لوایح قانونی به مجلس شورای اسلامی این ابهام را در حقوق موضوعه ایران برطرف نماییم در این صورت با توصیف مواد قانونی و نظریات حقوق دانان به صورت فیش برداری از طریق کتابخانه ای ومطالعه کتب فقهی وحقوقی انجام میگردد.
فصل دوم: موضوع شناسی
قبل از آنکه بحث را شروع کنیم بهتر است که ابتدا در خصوص دو واژه اعتیاد و معتاد از لحاظ لغوی واصطلاحی کاملا توضیح بدهیم و سپس تاریخچه اعتیاد را در ایران و یا سایر جهان شرح بدهیم تا در هنگام استفاده و استعمال این دو واژه در این پژوهش دچار سر در گمی نشویم. ۲-۱-مفهوم اعتیاد و معتاد در این مبحث در قالب دو گفتار مفهوم اعتیاد را از لحاظ لغوی واصطلاحی شرح میدهیم سپس در ادامه به دیگر مباحث خواهیم پرداخت که در گفتار نخست ابتدا مفهوم اعتیاد را بررسی میکنیم. ۲-۱-۱-مفهوم اعتیاد واژه « اعتیاد » از نظر لغوی مصدر باب افتعال از ریشه ی « عاد » است که در فرهنگ لغت معین به معنی عادت کردن و خو گرفتن میباشد . در فرهنگ نامه ی دهخدا اعتیاد به مفهوم « پیاپی خواستن چیزی » آمده است . در سال ۱۹۵۰ کمیته متخصّص تشخیص مواد اعتیادآور که وابسته به کمیسیون بهداشت جهانی است اعتیاد به موادّ مخدّر را چنین تعریف کردهاست :«اعتیاد به موادّ مخدّر مسمومیت حاد یا مزمنی است که مضرّ به حال شخص و اجتماع میباشد و زاییده ی مصرفِ دارویی طبیعی یا صنعتی به شمار می رود و خصوصیات آن عبارت است از : ۱٫ وجود یک تمنّا و احتیاج به ادامه استعمال دارو و به دست آوردن آن به هر طریقی که ممکن باشد. ۲٫وجود یک علاقه شدید یا یک گرایش به ازدیاد میزان مصرف دارو که به نام افزون طلبی مشهور است. ۳٫ یک وابستگی روانی و جسمی به آثار داروهای اعتیادآور بدین نحو که وقتی دارو به معتاد نرسد اثرات روانی وجسمی که به آثار محرومیت از دارو ، موسوم است در وی ظاهر می شود. »[۱] در سال ۱۹۶۴ سازمان بهداشت جهانی واژه ی «وابستگی به مواد»[۲] یا «سوء مصرف دارویی»[۳] را جانشین واژه ی اعتیاد کرد . اعتیاد را وابستگی جسمانی و روانی فرد به مواد مخدر، که ترک آن برای فرد مبتلا سخت باشد، تعبیر میکنند. توضیح آن که، فرد با مصرف مواد مخدر به احساس لذت دست پیدا میکند و با توجه به این که بدن فرد در اثر مصرف ماده مخدر مقاوم می شود و حساسیت سابق را ندارد برای ایجاد حساسیتی که مقدار سابق برای او ایجاد لذت کند، لازم است فرد گرفتار به مرور زمان برمیزان مصرف بیفزاید. در اثر استمرار مصرف، یک نوع وابستگی جسمی و روحی ایجاد می شود، به نحوی که امکان ترک مصرف رفته رفته برای فرد، که به حالت اعتیاد رسیده، سخت می شود. فردی که به چنین حالتی رسیده باشد معتاد نامیده می شود. در این که اعتیاد یک نوع بیماری است یا نه بحث های علمی مختلفی صورت گرفته است و عقیده رایج بر آن است که اعتیاد نوعی بیماری است.و گفته می شود که « با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعات و تحقیقات، اعتیاد به طور کلی و آشکارا در اثر تغییرات ساختاری و کارکردی مغز ایجاد می شود. بنابرین، میتوان گفت که اعتیاد به طور قطع و یقین یک بیماری مغزی است»[۴]  توضیح آنکه فرد به خاطر ناراحتی هائی که داردو برای تسکین آلام جسمی یا روحی خود و به تصور غلط مبنی بر این که استعمال مواد مخدر آلام وی را خواهد زدود و یا تصور این که مصرف مواد مخدر باعث ایجاد شادی و نشئگی در وی خواهد شد، دست به استعمال مواد مخدر می زند. ابتدای مصرف نیز این نیازها برآورده می شود ولی بر اثر مرور زمان و با ایجاد وابستگی روحی و جسمی فرد نسبت به مواد مخدر معتاد می شود. لذا می توان گفت چنین شخصی بیمار است و با استعمال موادمخدر، اعتیاد بر وی عارض می شود. چنین شخصی، که دچار ناتوانی می شود، ذهن جامعه را به یکی ازعناوین «عمل ناپسند» ، « نابهنجار» و یا « مجرم» جلب میکند. ۲-۱-۲-مفهوم معتاد سازمان بهداشت جهانی وابسته به سازمان ملل در این زمینه چنین مقررّ کردهاست : «معتاد فردی است که در اثر استعمال مکرر و مداوم ، متّکی به موادّ مخدّر و یا سایر مواد است و دارای شخصات چهارگانه زیر میباشد: در اثر مصرف مکرر مواد و یا دارو ، عادت روانی ایجاد می شود و این عادت فرد را به علت نیز و تمایل روانی به سوی موادّ مخدّر و یا دارو ، به حد وسواس تشویق و ترغیب نماید؛ برای نگهداری اثری که منظور و مطلوب معتاد است ، مقدار مواد مصرفی افزایش یابد؛ در اثر قطع موادّ مخدّر یا دارو ، علائم خاصی در معتاد ظاهر گردد که آن علائم بستگی به نوع موادّ مخدّر و داروی مصرفی دارد؛ اعتیاد به مواد مخدر یا دارو برای فرد یا جامعه زیان آور باشد.» [۵]
 به طور کل معتادان به دو گروه تفننی و دائمی تقسیم میشوند: (معتاد تفننی فردی است که وابستگی عمیق به موادّ مخدّر ندارد و فقط در برخی مواقع آن را مصرف میکند). میانگین مصرف این افراد در هر ماه، حداکثر چهار بار در هر نوبت ۱ تا ۳ گرم – معمولاً تریاک – میباشد . به طور معمول تعداد معتادان تفننی چندین برابر تعداد معتادان دائمی یا رسمی و یا حرفه ای برآورد می شود .( معتاد دائمی فردی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم مواد ، دچار وابستگی شدید به مواد میباشد . که به دو صورت فکری یا روانی و جسمی ایجاد می شود )[۶] حال که مفهوم اعتیاد ومعتاد را به درستی فرا گرفته، نوبت به آن رسیده تا ابتدا وضعیت حقوقی اعتیاد را در کنوانسیون ۱۹۸۸، ایران وسایر جهان بررسی نماییم سپس در ادامه به تاریخچه اعتیاد بپردازیم. ۲-۲-وضعیت حقوقی اعتیاد در کنوانسیون ۱۹۸۸ در بین کنوانسیون های سازمان ملل متحد (و قبل از آن جامعه ملل) کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و روان گردان مصوب ۱۹۸۸ وین، اولین کنوانسیونی است که به حقوق بشری معتاد به طور خاص توجه کردهاست. این کنوانسیون ضمن آن که با هدف ریشه کنی مواد مخدر در جهان به تصویب رسیده است ولی از حقوق انسانی معتادان نیز غافل نمانده است.

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل سوم
روش شناسی پژوهش
مقدمه
در این فصل به توصیف طرح پژوهش، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری، ابراز اندازه گیری،روش اجرای پژوهش و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته می شود .
طرح پژوهش
پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است .

جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش را تمام معلمان مدارس استثنائی و عادی شاغل در آموزش و پرورش دولتی شیراز که در سال تحصیلی ۹۰-۸۹ اشتغال داشته اند ، تشکیل میدهد .
روش نمونه گیری
برای انتخاب نمونه از جامعه آماری فوق ، از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی استفاده شد . به این منظور از بین چهار ناحیه شیراز دو ناحیه به صورت تصادفی انتخاب شدند ( نواحی دو و چهار ) . نمونه مورد نظر ما شامل ۱۶ مدرسه است که شامل ۴ مدرسه دخترانه و ۴ مدرسه پسرانه در هر دو گروه استثنایی و عادی میباشد . در مجموع تعداد نمونه ها ( معلمین ) در این تحقیق ۱۸۵ نفر میباشند که از این تعداد ۹۴ نفر از معلمین استثنائی ( ۵۳ مرد و ۴۱ زن ) و ۹۱ نفر از معلمین عادی ( ۶۱ مرد و ۳۰ زن ) میباشند .

جدول ۳-۱ : فراوانی و درصد گروه بندی رضایت شغلی معلمان مدارس اسثتنائی و عادی
گروه بندی
اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
پایین
۸
۵/۸
۷
۷/۷
متوسط
۶۲
۶۶
۵۵
۴/۶۰
بهینه
۲۴
۵/۲۵
۲۹
۹/۳۱
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰
جدول ۳-۲: فراوانی و درصد گروه بندی سن معلمان مدارس اسثتنائی و عادی
گروه بندی
اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
زیر ۳۴ سال
۲۸
۸/۲۹
۲۰
۲۲
بین ۳۴تا ۴۰سال
۳۵
۲/۳۷
۴۴
۴/۴۸
بیش از ۴۰سال
۳۱
۳۳
۲۷
۷/۲۹
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰
جدول ۳-۳ : فراوانی و درصد توزیع جنس معلمان مدارس اسثتنائی و عادی
جنسیت
اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
مرد
۵۳
۴/۵۶
۶۱
۶۷
زن
۴۱
۶/۴۳
۳۰
۳۳
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰
جدول ۳-۴ : فراوانی و درصد گروه بندی سابقه شغلی معلمان مدارس اسثتنائی و عادی
گروه بندی
سابقه شغلی
اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
زیر ۱۰سال
۲۸
۸/۲۹
۳۰
۳۳
بین ۱۰ تا۱۵ سال
۳۲
۳۴
۲۲
۲/۲۴
بین ۱۵ تا ۲۰سال
۱۷
۱/۱۸
۲۴
۴/۲۶
بیش از ۲۰سال
۱۷
۱/۱۸
۱۵
۵/۱۶
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰
جدول ۳-۵ : فراوانی و درصد توزیع وضعیت تاهل معلمان مدارس اسثتنائی و عادی
تاهل
اسثتنائی
نرمال
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
مجرد
۱۸
۱/۱۹
۱۰
۱۱
متاهل
۷۶
۹/۸۰
۸۱
۸۹
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰
ابزار اندازه گیری
وسیله جمع آوری اطلاعات در این پژوهش دو نوع پرسشنامه میباشد .
۱-پرسشنامه شادمانی آکسفورد
۲-پرسشنامه رضایت شغلی مقیمی
پرسشنامه شادمانی آکسفورد
از اولین تحقیقات در جهت تهیه آزمونهایی برای ارزیابی بهزیستی روانشناختی که در برگیرنده شادی نیز بوده اند در حدود چهار دهه می گذرد و ابزارهای اندازه گیری مختلفی برای این منظور تدوین شده اند که از بین آن ها ، سیاهه شادکامی آکسفورد(OHI[84]) یکی از رایجترین مقیاس هاست . نسخه اولیه این پرسشنامه در سال ۱۹۸۹ توسط آرگایل ، مارتین و کراسلند[۸۵] به عنوان ابزاری برای اندازه گیری شادی شخصی طرح ریزی شد. در سال ۱۹۹۵، ارتقاء مقیاس و برخی از خصوصیات آن توسط آرگایل و لو مورد بررسی قرار گرفت . طی پانزده سالی که از انتشار OHI می گذرد مطالعات مختلفی با بهره گرفتن از این پرسشنامه به منظور اندازه گیری شادی و هنجاریابی پرسشنامه در کشورهای مختلف ( انگلیس ، آمریکا، کانادا، اسپانیا، چین، ژاپن،استرالیا، تایوان،ایران و برخی کشورهای دیگر ) انجام شده است که نتیجه آن ها معرفی این مقیاس به عنوان یک ابزار نیرومند و معتبر در سنجش شادی بوده است . OHI بر اساس چهارچوب پرسشنامه افسردگی ساخته شده و دارای ۲۹ آیتم چهارگزینه ای است ( هیلز و آرگایل ، ۲۰۰۲) .
در سال ۲۰۰۲ آرگایل و هیلز نسخه ای جایگزین و بهبود یافته از این مقیاس را زیر عنوان پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHI) طرح ریزی و ارائه کردند که متشکل از ۲۹ آیتم (۲۰آیتم از مقیاس قبلی و ۹ آیتم تجدید نظر شده ) است که در یک مقیاس لیکرتی ۶ درجه ای پاسخ داده می شود . تغییر در چهارچوب پاسخ دهی مقیاس ، بنابر ادعای سازندگان آن ، باعث کاهش احتمال پاسخدهی زمینه ای و آمرانه می شود و در جمعیت عمومی و نه فقط بالینی قابل اجراست ( هادی نژاد و همکاران ، ۱۳۸۸) .
با توجه به آنچه گفته شد ، دستیابی به آزمونی معتبر و قابل اطمینان که بتواند برآوردی صحیح از شادکامی در بین معلمان به دست دهد ، هدفی است در خور که محققان را در ارزشیابی وضعیت مطلوب روان شناختی در جمعیت های بزرگی مانند معلمان یاری خواهد داد .
در تحقیقات مختلف ضریب آلفای کرونباخ ۸۷/. تا ۹۲/. ، ضریب بازآزمایی ۵۳/. تا ۹۱/. در فواصل زمانی مختلف گزارش شده است. والیانت[۸۶] (۱۹۹۳ ) روایی آن را در دو نوبت همبستگی ۶۴/. و ۴۹/. ، گزارش کردهاست. در ایران نیز توسط علی پور و نوربالا (۱۳۷۸) اعتبار مطلوبی برای آن گزارش شده است. ضریب پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ ، تنصیف و بازآزمایی به ترتیب برابر با ۹۳/. ، ۹۲/. ، ۷۹/. گزارش شده است ( مطلب زاده، ۱۳۸۳) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۵-۴ آزمون کلمه و رنگ استروپ

آزمون کلمه و رنگ استروپ (گلدن ، ۱۹۸۷) برای سنجش انعطاف پذیری شناختی، مقاومت در برابر تداخل محرکهای بیرونی، و توانایی بازداری کردن یک پاسخ کلامی غالب یا مسلط به کار می رود. عملکرد آزمودنی در سه تکلیف مورد مقایسه قرار میگیرد : خواندکلمات، نامیدن رنگها، و نامیدن کلمات رنگی، در تکلیف آخر، بیمار باید بجای خواندن کلمه رنگ جوهری را که کلمه با آن نوشته شده است(و با لغت مربوط به آن رنگ ناهماهنگ است) با حداکثر سرعت بگوید. در حال حاضر داده های هنجاری این آزمون برای سنین ۷ تا ۸۰ ساله موجود است هبن، میلبرگ (۲۰۰۲، ترجمه حق شناس، ۱۳۸۵).

در این پژوهش از آزمون کلاسیک استروپ استفاده شده. این آزمون سه مرحله دارد. مرحلۀ اول به صورت تصادفی اسم تعدادی رنگ میآید و آزمودنی باید با سرعت هر چه تمام تر و بدون اشتباه کلمات را بخواند.
در مرحله دوم همان رنگها نقاشی میشوند و آزمودنی می بایست آن ها را نام ببرد و در مرحلۀ سوم نام رنگهای آمده ولی کلمه رنگی که نوشته شده با خود رنگ فرق دارد (مثلاً آبی به رنگ سبز نوشته می شود).
آزمودنی باید کلمات را نادیده گرفته و فقط رنگ را نام ببرد. (استروپ ، ۱۹۳۵).
فاطمه قدیری و همکاران در سال ۱۳۸۵ ضریب بازآمایی برای زمان واکنش مرحله اول ۶/۰ و برای تعداد خطاهای همین مرحله ۵۵/۰ به دست آورند و در مرحله دوم آزمایش برای زمان واکنش ضریب پایایی ۸۳/۰ و برای تعداد خطاها ضریب ۷۸/۰ محاسبه گردید و در مرحله سوم ضریب پایایی برای زمان واکنش ۹۷/۰ و برای تعداد خطاها ۷۹/۰ بود.
۳-۶-روش اجرا
در این پژوهش آزمودنی ها از بین بیماران اعصاب و روان دکتر محرری بر اساس ملک تشخیصی DSM-IV و تشخیص روانپزشک و مصاحبه بالینی روانشناس بیمارستان انتخاب شدند. بدین طریق آزمون بر روی بیمارانی که به درمانگاه جهت پیگیری درمان نزد روانپزشک آمدند و همچنین افراد بستری که طول درمان را طی کرده و در سدد ترخیص بودند انجام شد.
برای اطمینان از اینکه بیماران بدون علائم روانپریشی هستند از آنان خواسته شد که پرسشنامه GHQ را انجام دهند، و افرادی که نمرات بالاتر از ۲۲ داشتند از این آزمون حذف شدند (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱). بعد از انتخاب آزمودنی ها با آزمون GHQ با سه آزمون، هوش مهک، آزمون کلمه و رنگ استروپ ، آزمون جور کردن کارتها ویسکانسین مورد ارزیابی قرار گرفتند.
۳-۷- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :
با توجه به هدف تحقیق و همچنین فرضیه های مطرح شده در پژوهش حاضر از روش آمار توصیفی از قبیل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و آمار استنباطی از قبیل : روش تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون بن فرونی و آزمون f یک طرفه به وسیله نرم افزار SPSS انجام شد.
فصل چهارم
یافته های پژوهش
۴-۱ مقدمه
در این فصل یافته های پژوهش در دو بخش آمار توصیفی و جمعیتشناختی، و پاسخ به فرضیه های پژوهش ارائه میگردد. در بخش توصیفی به ارائه نتایج توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش، اعم از میانگین، انحراف استاندارد ، حداقل و حداکثر نمرات، پرداخته می شود. و در بخـش دوم از طریق تحلیل واریانس چند متغیره به تأیید فرضیه های پژوهش پرداخته می شود.
۴-۲ توصیف داده ها
در این بخش، یافته های توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و حداقل و حداکثر نمره های متغیرهای مورد مطالعه پژوهش حاضر بررسی میگردد، که به ترتیبی که در پی می آید، ارائه میگردد:
۴-۲-۱ توصیف متغیرهای جمعیت شناختی
نسبت مردان به زنان در گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی یکسان (۱۵ به ۱۵) ، در گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی یکسان(۱۵ به ۱۵) ، و در گروه بهنجار یکسان (۲۰ به ۲۰) میباشد.
همان گونه که داده های مربوط به توزیع میزان سن در جدول ۴-۱، نشان میدهد، میانگین متغیر سن در بین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی (۹۳/۳۸) بالاتر از میانگین سنی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی (۶/۳۵) و گروه نرمال (۵/۲۹) میباشد. اما بررسی انحراف استانداردهای سه گروه نشان دهنده انسجام بیشتر در گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی نسبت به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افراد بهنجار میباشد. بررسی معناداری تفاوتهای میانگینها با بهره گرفتن از آزمونf، نشانگر تفاوت معنادار سه گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و افراد بهنجار در متغیر سن میباشد.
جدول۴-۱٫ فراوانی و درصد میانگین سن به سال در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار
گروه
میانگین
انحرافاستاندارد
حداقل
حداکثر
تعداد
اسکیزوفرن
۹۳/۳۸
۴۶/۹
۱۹
۵۳
۳۰
افسردگی اساسی
۶/۳۵
۹۳/۷
۱۹
۵۴
۳۰
بهنجار
۵/۲۹
۴۴/۸
۲۱
۶۵
۴۰
جدول ۴-۲٫ آزمون تحلیل واریانس یکراهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنیها در متغیر سن
منابع تغییر
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
درجه معناداری
بین گروه ها
۳۷۳/۱۶۱۴
۲
۱۸۷/۸۰۷
۸۷/۱۰
۰۰۱/۰
درون گروه ها
۰۶۷/۷۲۰۵
۹۷
۲۷۹/۷۴
همان طور که در جدول ۴-۲ مشاهده میگردد، مقایسه میانگین سن در بین گروه ها تفاوت معناداری را نشان داد. که با توجه به میزان f که برابر است با ۸۷/۱۰ و درجه آزادی (۲ و ۹۷) درجه معناداری (۰۰۱/۰)، با ۹۹ درصد اطمینان میتوان گفت بین گروه ها در متغیر سن تفاوت وجود دارد.
به منظور تعیین مکان معناداری از آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد، نتایج در جدول ۴-۳ بیان شده است. جدول حاکی از آن است میزان سن گروه های بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی نسبت به گروه بهنجار به صورت معناداری بالاتر است، ولی پایینتر بودن میزان سن گروه بیماران افسردگی اساسی نسبت به گروه بیماران اسکیزوفرن معنادار نمی باشد.
جدول ۴-۳٫ آزمون تعقیبی جهت سن
سن
اسکیزوفرن
افسردگی اساسی
بهنجار
اسکیزوفرن
*
افسردگی اساسی
*
بهنجار
*
*
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
د) سایر حقوق و تکالیف کشورهای بی طرف:
۱-حقوق کشورهای بیطرف
الف) آزادی حمل و نقل هوایی بازرگانی با کشورهای متخاصم. از دیدگاه حقوقی کشورهای بی طرف میتوانند با کشورهای دیگر حتی کشورهای متخاصم روابط تجاری داشته باشند و هواپیماهای تجاری بی طرف مطابق قانون میتوانند تردد هوایی داشته باشند. محدودیت های این هواپیماها در ماده ۶۷ دستورالعمل رمو آمده است[۲۳۳]

ب) حق پناه دادن به خلبانان فراری کشورهای متخاصم کشورهای بی طرف میتوانند به کلیه افراد نظامی کشورهای متخاصم اعم از فراری، اسیران جنگی و بیماران و مجروحان جنگی پناه دهد و از آن ها نگهداری کند این اعمال جز اعمال بشر دوستانه است و تنها برای این اعمال می شود که خدمتی به بشریت شود و در این راستا کشور بی طرف نباید از بی طرفی عدول کند و آن ها را اسیر جنگی بگیرد و یا از طرف دیگر آن ها را تجهیز کند و باعث تضیف طرف دیگر مخاصمه شود از این رو به کشور بی طرف اجازه داده شد که آنان را در اردوگاه های مخصوص نگهداری نموده یا آزاد کند.

ماده ۱۳ عهدنامه پنج لاهه در خصوص بی طرفی به این مهم اشاره نمود که از باب وحدت ملاک ما این ماده را به جنگ های هوایی تسری میدهیم
پاراگراف آخر ماده ۳۷ کنوانسیون اول ژنو ۱۹۴۹ بیان نموده که زخمداران و بیماران که با موافقت زمامداران محلی به وسیله هواپیماهای بهداری در خاک بی طرف پیاده شوند باید توسط آن کشور بی طرف در مواردی که حقوق بینالمللی مقرر میدارد نگاه داشته شوند تا نتوانند مجدداً در عملیات جنگی شرکت نمایند مگر آنکه در این خصوص قرار دیگری بین دولت بی طرف با دولت های متخاصم داده شده باشد. هزینه بیمارستان و نگاهداری این اشخاص به عهده دولت متبوع آنان خواهد بود.
پ) حق دفاع از قلمرو هوایی خود[۲۳۴]
در خصوص این حق ماده ۴۰ کنوانسیون ۱۹۲۳ لاهه بیان میکند که هواپیماهای نیروی متخاصم باید از ورود به محدوده تحت صلاحیت یک کشور بی طرف خودداری کند و ماده ۴۲ به کشور بی طرف اجازه داده است که با هر وسیله ای مانع از ورود هواپیماهای نظامی نیروهای متخاصم به کشور خود شود و حتی به دولت بی طرف اجازه بازداشت آن ها را داده است.
ماده ۴۶ کنوانسیون لاهه نیز به دولت بی طرف اجازه داده است از هر وسیله ی استفاده کند تا هر هواپیمایی که بیم آمادگی حمله به نیروهای متخاصم از آن می رود، هواپیماهایی که در بین اعضای آن نیروی نظامی هستند، جلوگیری کند و برای سایر هواپیماها مسیر معینی را برای آن هواپیماها مشخص کند و ضمانت هایی را معین کند که آن هواپیما فقط از همان مسیر تردد خواهد نمود.
ماده ۱۰ عهدنامه پنجم لاهه در خصوص بی طرفی نیز به این مهم اشاره نموده است که این اعمال به عنوان اقداماتی خصمانه در نظر گرفته نمی شوند.
ت) اجازه عبور به هواناوهای حامل بیمار و مجروحان جنگی[۲۳۵]
ماده ۱۸۱ دستورالعمل سن رمو بیان نموده است که هواپیماهای پزشکی نیروهای متخاصم فقط با موافقت نامه قبلی میتوانند وارد حریم هوایی کشور بی طرف شوند و باید بعد از ورود بر طبق موافقت نامه عمل کنند و اگر برای بازرسی ملزم به فرود شوند باید در فرودگاه تعیین شده در کشور بی طرف فرود آیند.
در ماده ۱۸۲ پیشبینی نموده که اگر توافق نامه قبلی وجود نداشت و یا به دلیل سرپیچی از مفاد موافقتنامه هواپیما پزشکی وارد حریم بی طرف شد (به دلیل اشتباه یا اضطرار) باید به کشور بی طرف مشخصات شناسایی خود را اعلام کند و در صورت شناسایی این هواپیما به عنوان هواپیمای پزشکی نباید مورد حمله از سوی کشور بی طرف قرار گیرد و مجاز به ادامه مسیر خود میباشد و اگر مشخص شد که هواپیما پزشکی نیست قابل تصرف است و خدمه آن طبق مقررات حقوق بینالمللی در کشور بی طرف بازداشت میشوند.
ماده ۴ عهدنامه پنجم لاهه نیز بیان نموده که کشور بی طرف میتواند اجازه دهند که مجروحان از قلمرو او عبور کنند به شرط آنکه نیروی نظامی و لوازم جنگی همراه آنان نباشند.
ج) حق غنیمت گیری انواع هواپیماهایی که به قلمرو کشور بی طرف تجاوز میکنند.
همان طور که در بند ۳ بیان شد کشورهای متخاصم برای عبور و مرور بر فراز کشور بی طرف باید قواعدی را رعایت کنند و اگر سرباز زنند دولت بی طرف میتوانند آنان را توقیف کنند.
۲)تکالیف کشورهای بیطرف
الف) منع تجهیز و تدارک جنگی متخاصمان:
در ماده ۴۴ کنوانسیون ۱۹۲۳ لاهه آمده است که کمک مستقیم و غیرمستقیم دوست بی طرف به هواپیماهای نیروی متخاصم و دادن مهمات و محموله های لازم برای هواپیما ممنوع است گر چه دولت های بی طرف برای تجارت آزاد هستند اما باید از جانبداری و انجام معاملاتی که تقویت جبهه یکی از متخاصمان شود خودداری کنند [۲۳۶]
کشورهای بیطرف نباید دامنه جنگ را تشدید کنند و کالاهایی که جهت عملیات نظامی لازم است تحویل متخاصمان دهند.[۲۳۷]
ب) منع ارائه اطلاعات نظامی به متخاصمان: [۲۳۸]
دادن اطلاعات نظامی به کشورهای متخاصم موجب خروج ثالث از بی طرفی در جنگ خواهد شد و انجام این کار از سوی کشور بی طرف ممنوع است.
پ) منع اجازه عبور یا توقف به نیروهای متخاصم
ت) عدم جانبداری از طرفین متخاصم
ماده ۹ عهدنامه پنجم لاهه کشور بیطرف را ملزم میکند که با متخاصمان رفتاری یکسان داشته باشد و تمام ممنوعیت های موجود برای متخاصمان به صورت یکسان اجرا و اعمال شود.
ر)سایرحقوق و تکالیف طرف های متخاصم:
۱)حقوق طرف های متخاصم
الف)حق عبور مشروط بر فراز کشور بی طرف:
همان گونه در مفاد قبل ذکر شد هواپیماهای دل حال عبور بر فراز کشورهای بی طرف باید در مسیر معین و زمان معین از فراز آن کشور عبور کرده و هر زمان تقاضای فرود شد جهت بازرسی و نشستن در مکان معین فرود آیند.
ب) حق غنیمت گیری انواع ناوهای هوایی بیطرف که تحت حمایت نظامی کشور متخاصم قرار دارند.
هواناوهای بی طرف تابع حق بازدید و بازرسی میباشند اگر در اثر بازدید و بازرسی مشخص شود که محموله آن ها تابع اصول بی طرفی است حق توقیف و ضبط آن ها وجود ندارد و در صورت اثبات اینکه این هواناوها قواعد بی طرفی را نقض نموده اند می توان آن ها را غنیمت گرفت.
در موارد ذیل اصل بی طرفی رعایت نمی شود:
۱) نفوذ در یک منطقه ممنوعه
۲) مبادرت به قاچاق جنگی
۳) یاری رساندن به دشمن
۴) مقاومت در مقابل بازدید و بررسی [۲۳۹]
۲)تکالیف کشور متخاصم:
الف) احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشور بی طرف
تمامیت ارضی کشور بی طرف مصون از تعرض است مگر آنکه آن گونه که شرح داده شد از بی طرفی خارج شود.
ب) منع مخاصمه از قلمرو هوایی کشور بی طرف
حریم هوایی کشور بی طرف نباید عرصه نبرد واقع شود، دولت بی طرفی ملزم به جلوگیری از نقض حریم هوایی خود میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۵-۲- اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری
تفسیر مضیق قوانین کیفری یعنی این که مجری قانون در سدد کشف اراده قانون گذار باشد و در مقام اجرا نباید مخالف با اراده قانون گذار عمل نماید بنابرین قانون گذار باید در مقام تقنین چنان تصمیم گیری نماید که تفسیر و برداشت خلاف آن صورت نگیرد

۳-۵-۳- اصل تناسب مجازات با جرم و مجرم
اجرای عدالت ایجاب میکند که برای رعایت تناسب مجازات با جرم و مجرم ، مجازات ها با درجه بندی و جرم ها با تقسیم بندی بر اساس شدت و ضعف تعیین گردد تا برای هر مجرم به میزان مسئولیت او تعیین مجازات گردد .
۳-۵-۴- اصل عطف به ما سبق نشدن قوانین کیفری
یکی از اصولی که در قوانین کیفری ماهوی جریان دارد اصل به ما سبق نشدن آن ها میباشد که در تقنین که گاهی جهت جرم زدایی یا حذف مجازات صورت میگیرد به این اصل توجه کامل گردد که در مقام تفسیر واجرای قانون مجریان دچار اشتباه نگردند.
در جمع بندی می توان بیان نمود که، حقوق کیفری بسیار محدود است، زیرا مقنن از مجازات فقط در زمانی استفاده میکند که ارزش های اساسی و حیاتی جامعه مورد تجاوز قرار گرفته و اقدامات پیشگیرانه و ضمانت اجراهای دیگر ناکافی و کارآمدی کافی را نداشته باشند. از این رو مقنن باید ضمن توجه کامل به موازین حقوقی و شرعی که راه درستی را در این باره ارائه میدهند. توجه کاملی هم به معیارها و اصول جرم انگاری به به آن ها اشاره شد، داشته باشد.

فصل چهارم: بررسی اصول و قواعد قانونگذاری قوانین شکلی
۴-۱- تشریفات قانون گذاری در ایران
در امر قانونگذاری، تشریفات و آیین خاصی وجود دارد. ابتدا به نهادهای قانونگذاری اشاره میکنیم، سپس مراحل قانونگذاری و روش های آن را بررسی میکنیم.
۴-۱-۱-نهادهای قانون گذاری
در هر کشوری نهاد یا نهادهایی را به امر قانونگذاری اختصاص دادهاند. در نظام جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر کشورها، تفکیک قوا پذیرفته شده و قوهای تحت عنوان قوه مقننه به رسمیت شناخته شده است تا وظیفه عمده و اصلی آن قانونگذاری و تصمیم سازی باشد. اما نکته متمایز کننده دیگری که در مورد صلاحیت قانونگذاری مجلس شورای اسلامی نسبت به دیگر نهادها می توان بدان اشاره کرد آن است که این مجلس برخلاف دیگر نهادها که به صورت جزئی و موردی و یا در یک موضوع و زمینه خاص صلاحیت وضع قانون دارند از صلاحیت عام قانونگذاری در همه مسائل و زمینه ها در حدود مقرر در قانون اساسی برخوردار است، هرچند ممنوعیت هایی را نیز در باب قانونگذاری برای این مجلس میتوان در قانون اساسی ملاحضه نمود. قانون دارای تعریف و مفهوم حقوقی خاص خویش میباشد. حقوق دانان قانون را به دو دسته عام و خاص تقسیم کردهاند. قانون به معنی عام «تمام مقرراتی است که از طرف یکی از سازمانهای صالح دولت وضع شده است؛ خواه این سازمان قوه مقننه یا رئیس دولت یا یکی از اعضای قوه مجریه باشد»( کاتوزیان:۱۳۸۵، ۱۱۸).
اما قانون به معنای خاص آن گونه که در حقوق اساسی مدنظر است به قواعدی گفته می شود که با تشریفات مقرر در قانون اساسی از طرف قوه مقننه وضع شده و یا از راه همه پرسی به طور مستقیم به تصویب رسیده و پس از آن توسط شورای نگهبان تأیید شده و یا با باقی ماندن اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام برسد. قانون به معنی عام شامل بخشنامه، آییننامه، تصویب نامه و نظام نامه میگردد، اما قانون به معنای خاص تنها شامل قوانین وضع شده از سوی مجلس با تشریفات خاص خود و نتیجه همه پرسی میباشد. علاوه بر مواردی که در معنای خاصِ قانون ذکر شده است مانند مجلس و همه پرسی، موارد دیگری را نیز می توان اضافه کرد که مصوبات آن ها از ماهیت قانون برخوردار باشند مانند برخی مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام(کاتوزیان:۱۳۸۳، ۱۱۲).
به عقیده نگارنده، با این حال اگرچه وظیفه قانونگذاری در درجه اول بر عهده مجلس شورای اسلامی است لیکن باید دانست که قانون اساسی ایران در برخی موارد این حق را به نهادهای دیگر نیز تسری داده یا راه تعمیم آن را باز گذاشته است. چنان که در مورد ارجاع به همه پرسی، خودِ قانون اساسی تصریح دارد. در دیگر موارد نیز به صورت ضمنی این حق شناخته شده است. به همین جهت زمانی که نهاد یا نهادهایی علاوه بر مجلس اقدام به وضع قانون یا مصوبات در حکم قانون بنمایند تعدد مراجع قانونگذاری محقق می شود.
۴-۱-۲-مراحل قانون گذاری
منظور از مراحل قانونگذاری، مراحلی است که مطابق قوانین و مقررات مربوط، مانند آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی, یک طرح یا یک لایحه باید طی کند تا پس از انجام آن مراحل و تشریفات متعدد، تبدیل به قانون شده و به آن عنوان شناخته شود. به طور کلی مراحل و فرایند قانونگذاری از نقطه شروع تا زمانی که به عنوان یک قانون زمان جرا در میآید، در پنج مرحله خلاصه می شود:
مرحله اول: پیشنهاد قانون در قالب طرح نمایندگان مجلس یا لایحه دولت و یا طرح قانونی شورای عالی استان ها
مرحله دوم، بررسی و تصویب قانون که ممکن است به صورت عادی دو شـوری یـا فوری یک شوری، دو یا سه فوریتی باشد.
مرحله سوم:نظارت بر مصوبات مجلس: اسلامی بودن رژیم سیاسی در ایران از یک سو و لزوم مراعات اصل سلسله مراتب قوانین از سوی دیگر ایجاب میکند: اولا: کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلام باشد. ثانیاً: قوانین مصوب مجلس با قانون اساسی مغایرت نداشته باشد، بدین منظور قانونگذار اساسی، در اصول متعدد قانون اساسی وظیفه پاسداری از احکام اسلام و قـانون اساسی و نظارت بر مصوبات مجلس از جهت انطباق آن ها با شرع و قانون اساسی را بر عهده شورای نگهبان گذاشته است( اوصل ۴، ۷۱، ۹۱،۹۴، ۹۶ قانون اساسی).
مرحله چهارم: مرحله چهارم: امضای رئیس جمهور و ابغ برای اجرا
مرحله پنجم: انتشار قانون توسط روزنامه رسمی. ماده ۳ قانون مدنی مقرر میدارد« انتشار قوانین باید در روزنامه رسمی بعمل آید».
۴-۱-۳-روش قانون گذاری
روش قانون گذاری صرفا ناظر به بخش شکلی فرایند تقنین است و به بررسی و احراز تناسب ابزار های انتخاب شده با اهداف اعلام شده و نیز ازمایش انسجام و سازگاری ارزش های غایی و نهایی با ارزش های ابزاری اقدام میکند.
۴-۲- باید ها و نباید های شکلی جرم انگاری
در جرم انگاری باید معیارهای شکلی نیز رعایت شود. آنچه به نظر میرسد در حقوق کیفری ایران میتواند جز بایدها و نبایدهای شکلی جرم انگاری به شمار آید به ترتیب مورد بررسی قرار میدهیم.
۴-۲-۱-لزوم جرم انگاری از طریق مجاری خاص قانونی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در بسیاری از مناطق فقرا مصالحی جز گیاهان برای خانه سازی، یا در واقع برای بر پا کردن آلونکهایشان ندارند.

در مورد گونههای جانوری، با شکار و ماهیگیری انسانهای فقیر جهت تغذیه خود به انواع موجودات زنده روی میآورند و در چنین شرایطی انتظار از آن ها در خصوص اهمیت دادن به حفظ گونههای نادر و رو به انقراض در طبیعت غالباً برآورده نمیشود.
ثروتمندان چگونه تخریب محیط را دامن میزنند؟
ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و مردم ثروتمندی که در کشورهای مختلف زندگی میکنند نیز به اشکال مختلفی در تخریب محیط زیست نقش ایفا میکنند.
بهرهگیری افزونتر از منابع مختلف محیط زیست از ویژگیهای کشورهای ثروتمندتر و طبقات برخوردارتر جوامع است. ثروتمندان کالاها و خدمات بیشتری مصرف میکنند و این مصرف بیشتر در بسیاری مواقع فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.

ثروتمندان با مصرف بنزین بیشتر برای مسافرتهای هوایی و زمینی، برخورداری از تعداد بیشتر خودرو و امکان استفاده از ماشینهای بزرگتر و پرمصرف تر، با خودروهای تک سرنشین و با مسافرتهای تفریحی طولانی جادهای یا هوایی میتوانند به عنوان عامل مؤثری در تخریب محیط زیست عمل کنند. با وجود همه اقدامات طرفداران محیط زیست در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا برای کاهش مصرف بنزین، هنوز شرکتهای خودروسازی و شاید صاحبان شرکتهای تولید و عرضه بنزین مردم را به استفاده از ماشینهایی بزرگتر و در نتیجه پر مصرفتر ترغیب میکنند. در یعضی کشورهای ثروتمند (معمولاً کشورهایی که درآمد نفتی در اختیار دولتهایشان هست) نه تنها مالیاتی جهت احیای محیط زیست از بنزین اخذ نمیشود بلکه حتی (به دلیل ضعف دولتهایشان در سامان دهی منابع موجود در دست دولت که میتواند در تأمین اجتماعی و ایجاد شغل و بیمه و امثال آن صرف گردد) بر روی بنزین یارانه پرداخت میشود و مصرف بنرین را بیشتر میکنند. و ثروتمندان که ماشین بیشتر و سفرهای بیشتر دارند بازهم به محیط بیشتر صدمه میزنند.
افراد ثروتمندتر و کشورهای ثروتمندتر امکان مصرف کالاهای لوکس و کالاهایی که در مقیاسهای کنونی جهانی غیر ضروری محسوب میشود را پیدا میکنند. تولید و مصرف بسیاری از این کالاها با بهرهگیری از منابع محیط، نفت، انرژی، چوب و یا خیلی از مواد کمیاب در طبیعت امکان پذیر میگردد و مصرف بیشتر از آن ها فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.
ثروتمندان با بهرهگیری از امکانات بیشتر برای سفرهای تفریحی به مناطق بکر طبیعت سفر میکنند. برای سفرهای خود دولتها را وادار به احداث جادههایی از بین جنگلها میکنند و طبیعت آنجا را از بین میبرند.
افرادی از این طبقه به جهت امکانات مالی که دارند به شکار به جهت تفریح علاقه نشان میدهند. حتی با وجود بعضی محدودیت های ایجادشده برای این کار در بعی مناطق و بعضی فصول این افراد با دارا بودن قدرت اعمال نفوذ خود، یا با رشوه و تطمیع به عرصهها هجوم میبرند و گاهی که جریمه نقدی در کار است به راحتی جریمه را پرداخت نموده و به از بین بردن گونههای جانوری ادامه میدهند.
اگر فقرا برای سیر کردن شکم خود به گیاهان بومی و گاه کمیاب و در معرض نابودی دست مییازند، ثروتمندان هم به دلایل مختلفی به این اقدامات دامن میزنند. از قرنها پیش تا کنون فقیرترین افرادی از جامعه برای بهرهبرداری از گیاهان دارویی و صنعتی محیطهای طبیعی به کار گمارده میشوند. محصولات آرایشی و بهداشتی و بعضی محصولات سلامتی که به علت کمیابی گران هستند، مورد تقاضای ثروتمندان است و از این رو به انقراض این گونهها در عرصههای طبیعی منجر میشود.
ساخت محصولات زینتی از کمیابترین موجودات زنده روی زمین و تقاضایی که برای آن ها توسط ثروتمندان وجود دارد به تخریب محیط زیست دامن میزند. کلکسیون پروانهها یا گیاهان و گلها و حشرات کمیاب و یا حیوانات تاکسیدرمیشده از جمله مصداقهای اثرات تقاضای ثروتمندان بر محیط زیست است.
ایده کسب درآمد به هر طریق ممکن توسط گروههای صاحب ثروت و کشورهای ثروتمند، به آن ها اجازه میدهد به جنگ افروزی و تولید و فروش صلاحها و انواع تأسیسات و خدمات نظامیبپردازند تا از این طریق درآمد بیشتری را نصیب خود سازند. مرور سوابق نشان میدهد که در جنگها (خصوصاً جنگهای منطقهای و کمتر جنگهای جهانی) کشورهای ثروتمندتر بهره بردهاند و افراد و گروههای ثروتمند داخل کشورها ثروتمندتر شدهاند، ضمن اینکه ثروتمندان غالبا کمترین صدمات را در جنگها میبینند. جنگها و انواع بحرانهایی که در مقدمه آن ها میآید تا بحرانهایی که بعد ار آن میآید، از جمله مهمترین عوامل تخریب محیط زیست در مناطق درگیر میباشد و گاه میتواند اثراتی فرا منطقهای داشته باشد.
ثروتمندان، به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته با بهرهگیری از پول و قدرت و انواع ابزارهایی که در دست دارند به تسخیر عرصههای منابع طبیعی اقدام میکنند، یا قوانین را به شکلی جهت میدهند که به نفع خود در تغییر کاربری اراضی و تخریب عرصههای طبیعی از آن بهره ببرند و یا اگر قوانین به نفع آن ها نباشد با قانونگریزی و رشوه و انواع روشها عرصههای محیط زیست را به خاطر کسب ثروت بیشتر تخریب میکنند. اراضی جنگلها و مراتع و فضای سبز را تبدیل به ویلا و ساختمان و جاده و مجتمع تجاری میکنند و به این گونه به تخریب محیط زیست کمک میکنند.
ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و یا گروههای ثروتمند در داخل کشورها به دلیل قدرتی که دارند، چنانچه برنامه ها، قوانین و لوایح زیستمحیطی بر خلاف منافع آن ها به نظر برسد، از تصویب و یا اجرای آن جلوگیری میکنند. در مجامع بینالمللی محیط زیست بزرگترین آلوده کنندگان اتمسفر کره زمین یعنی آمریکا و چین در تصمیمگیری و تصویب قوانین بینالمللی محیط زیست سنگ اندازی میکنند و بودجههای کافی را در این مسیر هدایت نمیکنند. با وجودی که اثرات به کارگیری سوختهای فسیلی و انواع اقدامات بشری در گرمایش زمین و تغییر اقلیم و عواقب زیانبار آن مورد تأیید قاطبه دانشمندان است، هنوز بسیاری از سیاستمداران در چنین کشورهایی سعی در ایجاد تردید در این موضوع دارند. هنوز شرکتهایی که از مصرف انرژیهای ناپاک در جهان سود میبرند در جهان دانشمندان را به انجام تحقیقاتی ترغیب میکنند که شک و تردید در مورد علل گرمایش زمین ایجاد کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به طور قطع، یکی از اموری که زمینه ساز سعادت و کمال انسان در دنیا و آخرت است، داشتن محیطی سالم و امن است؛ که انسان بتواند در پناه آن، به تربیت جسم و جان خویش بپردازد و اصولاً یکی از وظایف مهم بشر که حفظ جان است، جز با زیستن در محیطی امن و سالم امکانپذیر نیست. بدین سبب، شرط اولیه داشتن روحی سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانی حاصل میشود که انسان از محیط زیست سالم بهرهمند باشد.

از آنجا که انسان به عنوان جزئی از جهان عظیم خلقت، با مجموعه بزرگی از مخلوقات دیگر، از جمله طبیعت و محیط زیست در ارتباط است، بدیهی است که زندگی شایسته او، در گرو تنظیم مناسب روابط با آن ها خواهد بود. اسلام در این باره راهکارهای اساسی ارائه داده است؛[۱۱۱] به طوری که میتوان گفت در اسلام، جامعترین دیدگاه و صحیحترین شیوه تعامل با طبیعت و محیط زیست بیان شده است.[۱۱۲]
با نگاهی به متون دینی و از جمله قرآن کریم میتوان دریافت که محیط زیست و تلاش برای به حفظ و حمایت از آن، برای بهرهمندی بشر از محیط زیستی امن و سالم جهت نیل به کمال، مورد اهتمام اسلام است.

از آنچه گفته شد معلوم میشود که طبیعت و محیط زیست در متون دینی، حق همه انسانها در همه دورانهاست. بنابرین، در مقابل حق استفادهای که خداوند برای انسان در محیط زیست و طبیعت قائل شده است، وظیفهای نیز بر عهده او گذاشته است که آن، حفظ و حمایت و بهرهبرداری صحیح از محیط زیست است؛ زیرا هدف خداوند از در اختیار گذاشتن طبیعت برای انسان این است که جهت رفاه، آسایش و تکامل خود از آن بهرهمند شود. بنابرین، اگر در استفاده از این امکانی که در اختیار او قرار گرفته، زیاده روی کند، بر خلاف آن هدف متعالی اقدام کرده که نتیجهاش به خطر افتادن حیات خود او و دیگران و بازماندن از سیر تکاملی در مسیر سعادت دنیا و آخرت خواهد بود.
به عنوان مثال، علم و فناوری، مهمترین ابزار تصرف انسان در طبیعت است. تلاش علمیو به کارگیری فناوری در طبیعت و محیط زیست برای این است، که انسان بتواند از محیط زیست و طبیعت، جهت فراهم آوردن یک زندگی سعادتمندانه همراه با امنیت و آرامش استفاده کند؛ اما اگر انسان در استفاده از علم و فناوری برای تصرف در محیط زیست زیاده روی کند، ثمرهای جز مقهوریت و مغلوبیت او در مقابل سلطه زندگی ماشینی و صنعتی نخواهد داشت. این همان چیزی است که امروزه شاهد آن هستیم و به طور قطع هم خلاف دستورات و تعالیم اسلام است؛ زیرا اسلام، تسلط بر طبیعت را میخواهد، اما زیاده روی در این امر باعث شده که کار از دست انسان خارج شود؛ به گونهای که سلامت، امنیت و انسانیت او در میان پیچ و مهرههای این زندگی صنعتی و ماشینی گم شده است[۱۱۳].[۱۱۴]
با این همه، تصرف در محیط زیست باید به گونهای باشد که انسان را در جهت دستیابی به حیات طیبه و توسعه متعادل که ضامن ارتقای وضع جسمیو روحی بشر است، یاری کند.[۱۱۵] به عبارت دیگر، تصرف در محیط زیست باید به شیوهای باشد که آدمی را به غایت و هدف خلقت برساند. بدین جهت، استفاده از آن به طور دلخواه و بدون در نظر گرفتن این که این نعمتها وسیلهاند نه هدف، خود باعث گمراهی و انحراف انسان از مسیر حق خواهد بود. انسان به عنوان موجودی مختار، باید به این واقعیت تن دهد، که زمین همان گونه که محل رشد تکوینی و جسمیاوست، باید محیط تکامل روحی و معنوی او نیز باشد؛ و چون اسباب و مقدمات تکامل روحیاش، ارادی و اختیاری است، پس باید به شیوهای عالمانه و مدبّرانه از محیط زیست، برای این هدف متعالی استفاده کند؛[۱۱۶] زیرا رسیدن به تکامل روحی و معنوی بدون بهرهمندی از محیط زیستی امن و سالم امکانپذیر نخواهد بود.
ج. عقل
قاعده «لاضرر ولاضرار فی الاسلام[۱۱۷]» از بنیادیترین قواعد فقهی است که باپذیرش نقش اثباتی آن در احکام شرعی ـ که برخی از فقیهان به آن اذعان نمودهاند میتوان به جبران خسارت ناشی از تجاوز به سرمایه های زیست محیطی به آن استناد نمود؛ زیرا همان گونه که ایراد زیان به سرمایه های مادی و معنوی خصوص بدون جبران نمیماند ایراد خسارت به مهمترین سرمایه طبیعی بشر چگونه میتواند نادیده گرفته شود. منطق حقوق اسلامیبه ما میآموزد تا با قیاس اولویت به ضرورت جبران خسارت ناشی از تجاوز به حقوق محیط زیست حکم نماییم.
حتی در صورت تعارض قاعده لاضرر با قاعده سلطنت «الناس مسلطون علی اموالهم »[۱۱۸]، قاعده لاضرر به جهت تقدم حقوق جامعه و حقوق نوعی بشر، بر حق فرد، بر قاعده سلطنت رجحان دارد و به اصطلاح حقوق اسلامی، قاعده لاضرر دایره سلطه مالک در تصرفات مضرّ بر محیط زیست را تخصیص میزند.
یکی دیگر از قواعد فقهی که در صورتپذیرفتن نقش اثباتی آن در احکام شرعی میتواند در زمینهی جبران خسارت ناشی از تجاوز به محیط زیست مورد استناد قرار گیرد قاعده نفی عسر و حرج است. زیرا عسر و حرجی که از به هم خوردن تعادل اکولوژیک طبیعت برای موجودات زنده و بشر پدید میآید چه بسیار مهمتر از عسر و حرجی باشد که از ناحیه افراد ایجاد میگردد. بنابرین اگر رفع یا کاهش عسر و حرج با جبران خسارت ممکن باشد متجاوز به حقوق محیط زیست به جبران خسارت آن ملزم میگردد.
عقل حفاظت از محیط زیست و جبران خسارت ناشی از تجاوز به آن امری ممدوح و پسندیده میشمرد و به ضمیمهی قاعده ملازمهی هر امری را که عقل به آن حکم نماید شرع نیز به آن حکم میکند؛ میتوان اذعان نمود که شناسایی حقوق محیط زیست و جبران خسارت ناشی از تجاوز به آن از جمله احکام شرع نیز میباشد.
د. بناء عقلا
بنای عقلا بر شناسایی حقوق محیط زیست و جبران خسارت ناشی از تجاوز بر آن استوار است و از ناحیه شارع نیز ردع و معنی در این زمینه در دست نیست. چنان که عدم ردع شارع را کاشف ازپذیرش آن بدانیم بر لزوم جبران خسارت اذعان مینماییم. همچنین بنای عقلا بر مجازات متجاوز به محیط زیست تحقق یافته است؛ چنان که حقوق محیط زیست بینالملل و حقوق کشورها بر آن دلالت دارد.
حقوق محیط زیست بینالملل مشتمل بر معاهدات بینالمللی (مشتمل بر ۳۰۰ معاهده) و قطعنامههای الزام آور و غیرالزام آور است. قطعنامههای غیر الزام آور به سه دسته توصیه ای، حاوی اعلامیههای اصولی و متضمن برنامه های عملی تقسیم میشود. عضویت کشورها از جمله ایران در برنامه محیط زیست ملل متحد (۱۹۷۲)، کنوانسیون تجارب بینالمللی گونههای جانوران و گیاهان وحشی در معرض نابودی (۱۹۷۳)، کنوانسیون رامسر در زمینهی تالابهای مهم بینالمللی (۱۹۷۲) و کنوانسیون منطقهای کویت درباره حمایت و توسعه محیط زیست دریایی و نواحی ساحلی (۱۹۷۸)، اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (۱۹۸۴)، سازمان جهانی دریانوردی (IMO) و کنوانسیون مارپول (۱۹۷۳) به اهمیت کارکرد حقوق محیط زیست بینالمللی و بنای عملی عقلا در زمینهی جبران خسارت و مجازات متجاوز به محیط زیست دلالت نمینماید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بند دوم : موافقت نامه مالزی – ویتنام
یکی دیگر از موافقت نامه های دوجانبه موجود در خلیج تایلند، یادداشت تفاهم مالزی – ویتنام است که در سال ۱۹۹۲ امضا و در ژوئن ۱۹۹۳ لازم الاجرا شد. اگرچه این سند در خصوص چارچوب همکاری دو شرکت ملی نفت طرفین یعنی پتروناس، [۳۹۳] مالزی و پترویتنام[۳۹۴] میباشد، اما یک منطقه اختلافی و مورد ادعای طرفین در فلات قاره خلیج تایلند را نیز شامل می شود. منطقه مورد اختلاف شامل منطقه ای در شمال شرقی سواحل مالزی و جنوب غربی سواحل ویتنام و در قسمت جنوبی منطقه تعریف شده مالزی و تایلند قرار دارد. این منطقه بر روی نقشه در شش نقطه از A تا F تعریف گردیده است و در خصوص مخازن نفتی که از خطوط تعریف کننده منطقه عبور نماید، یک مدل توسعه مشترک در نظر گرفته شده است.[۳۹۵] دوره زمانی این موافقت نامه چهل ساله بوده و در طول مدت آن طرفین با میتوانند آن را اصلاح و مورد تجدید نظر قرار دهند. این توافق نامه به مفهوم توافق طرفین در تحدید حدود دریایی نبوده وخللی بر حقوق حاکمه آن ها در فلات قاره و نیز مواضع آن ها در تحدید حدود وارد نمی سازد. مطابق ماده (۳)۲ این موافقت نامه، منافع حاصله از استخراج نفت و گاز در منطقه مورد نظر پس از کسر هزینه ها به طور مساوی بین طرفین تقسیم میگردد. شیوه اقدام در بهره برداری از مخازن نفت و گاز در منطقه تعریف شده آن است که دو شرکت ملی پتروناس مالزی و پترویتنام ویتنام بر اساس قرار دادی که بین خود منعقد کرده و به تصویب دولتهای متبوع آن ها میرسد، مبادرت به عملیات اکتشاف و استخراج نفت و فروش آن می کند. در این راستا، دو شرکت ملی در ۲۵ آگوست ۱۹۹۳در قراردادی توافق کردند که کمیته مشترک ۸ نفره متشکل از نمایندگان دو شرکت مدیریت و نظارت بر استخراج منابع نفت و گاز را بر عهده داشته باشد. مدل انتخابی قرار داد قرارداد مشارکت در تولید است و بر اساس تصمیم کمیته مشترک مدیریت عملیات اکتشاف و استخراج به شرکت پتروناس واگذار شده است.[۳۹۶] این بدان معنا است که قانون حاکم بر فعالیت اکتشاف و استخراج نفت قانون مالزی میباشد. به عبارت دیگر، اگرچه دو شرکت ملی نفت در قالب توافق نامه و از طریق انتخاب اعضای کمیته مشترک همکاری در عملیات اکتشاف و استخراج نفت مداخله دارند، اما هدایت و مدیریت عملیات توسط شرکت پتروناس مالزی صورت میگیرد. این فرایند به دلیل فقدان قوانین مناسب در زمینه نفت و گاز در ویتنام اتخاذ شده است.[۳۹۷] حل و فصل اختلافات در موافقت نامه ویتنام و مالزی توسط کمیته مشترک منتخب دو شرکت و مقامات این کمیته صورت میگیرد و تنها در صورتی کمیته قادر به حل و فصل موضوع نباشد، دولتها مداخله میکنند. همچنین در صورت کشف مخازن نفت و گاز که از خطوط منطقه تعریف شده عبور و وارد فلات قاره یکی از طرفین می شود دو دولت متفقاً ترتیب نحوه بهره برداری از آن را معین خواهند کرد.

موافقت نامه های مالزی – تایلند و مالزی – ویتنام هر دو به عنوان ترتیبات موقت همکاری بدون تعریف میشوند که دولتها میتوانند بدون خدشه به حقوق حاکمه خود در مناطق مورد اختلاف به توسعه مشترک میادین نفت و گاز می پردازند. با این وجود موافقت نامه ویتنام – مالزی انعطاف پذیر و واقع گرایانه تر و فاقد پیچیدگی های حقوقی همانند موافقت نامه مالزی تایلند است. زیرا رکن تصمیم گیری در خصوص نحوه بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز یعنی کمیته مشترک یک رکن فنی تجاری متشکل از نمایندگان شرکت های ملی نفت طرفین است. در حالی که مقام مشترک در موافقت نامه مالزی تایلند رکنی دولتی متشکل از دو رئیس (هر یک نماینده یک دولت) و تعدادی عضو است که به نمایندگی از دولتهای ذیربط انجام وظیفه می کند.[۳۹۸] موافقت نامه مالزی و تایلند یک منطقه اعمال صلاحیت کیفری در خصوص فعالیت های مجرمانه نظیر آلودگی و ماهیگیری پیشبینی نمود که بر اساس آن در ۹۳۰ مایل مربع دولت مالزی و در ۱۱۰۰ مایل مربع تایلند اعمال صلاحیت می نمایند. البته این خط به معنی خط تحدید حدود فلات قاره محسوب نمی شود. در مقابل در موافقت نامه ویتنام و مالزی به دلیل وسعت کم منطقه تعریف شده و نیز فقدان سابقه چنین اقداماتی چنین صلاحیتی مسکوت مانده است.[۳۹۹]
بند سوم : موافقت نامه استرالیا – اندونزی
دریای تی مور شرقی[۴۰۰] پهنه آبی در جنوب شرقی آسیاست که کشور اندونزی و تی مور شرقی استقلال یافته در شمال آن و استرالیا در جنوب آن قرار دارد و دارای سواحل مقابل میباشند. مذاکرات اندونزی و استرالیا از دهه ۱۹۶۰ میلادی و زمانی که تی مور شرقی مستعمره پرتغال بود شروع شد و تا سال ۱۹۷۲ به طول انجامید.در این سال یک موافقت نامه تحدید حدود بستر دریا بین اندونزی و استرالیا منعقد شد. این خط مرزی از شرق به غرب در امتداد سواحل اندونزی و استرالیا در فلات قاره شروع و در مقابل سواحل تی مور شرقی قطع می شود و مجدداً بعد از این سواحل در مقابل سواحل دو کشور تداوم مییابد.محل قطع خط مرزی دو کشور در مقابل سواحل تی مور ، محدوده ای را به نام شکاف تی مور[۴۰۱] تشکیل میدهد. بعد از انعقاد موافقت نامه فوق، استرالیا مذاکراتی را با دولت پرتغال جهت تحدید حدود دریایی انجام داد، اما منجر به نتیجه نشد و در سال ۱۹۷۴ دولت پرتغال ادعای خود را در خصوص تی مور پس گرفت و جنگ داخلی در اندونزی آغاز شد و در سال ۱۹۷۶ اندونزی تی مور شرقی را استان بیست و هفتم خود نامید. اشغال تی مور شرقی حدود ۲۵ سال به طول انجامید. استرالیا با اتخاذ رویکرد عمل گرا به عنوان تنها کشوری که الحاق تی مور شرقی به اندونزی را مشروع میدانست، مذاکراتی را با اندونزی در خصوص «شکاف تی مور» شروع کرد[۴۰۲]. روند این مذاکرات حدود ده سال به طول انجامید و منجر به موافقت نامه ای میان استرالیا و اندونزی در سال ۱۹۸۹ شد.[۴۰۳]
این موافقت نامه به معاهده Timor Gap شهرت داشت. ابتدا منطقه همکاری دو کشور به سه منطقه A,B,Cتقسیم شد. منطقه A تحت رژیم بهره برداری مشترک با ایجاد مقام مشترک بود و در دو منطقه C,B هر یک از دو دولت وفق قواعد و مقررات خود از طریق واگذاری امر استخراج و اکتشاف به شرکت ها فعالیت میکردند اما ده درصد از عواید را به دولت دیگر پرداخت می کند. به عبارت دیگر در واقع منطقه بهره برداری تحت صلاحیت کامل یک دولت بود اما سهمی نیز به دولت دیگر تعلق میگیرد[۴۰۴]. منطقه B به نحو مذکور تحت صلاحیت استرالیا بود و ده درصد مذکور را به اندونزی می پرداخت و موظف به اطلاع دادن به اندونزی در
-
- ۱- نعمت اللهی، مینو، مبانی مهندسی نفت و گاز،شیراز: انتشارات دانشگاه شیراز، ۱۳۸۴ ص ذ. ↑
-
- ۲- همان. ↑
-
- ۳- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ، جلد سوم،تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۵، ص۲۴۰۶٫ ↑
-
- ۴- افشارحرب، عباس، زمین شناسی نفت،تهران ، انتشارات دانشگاه پیام نور، ۱۳۸۴،مقدمه، ص یک. ↑
-
- – Bitumen. ↑
-
- – Natural Gas. ↑
-
- – Crude oil. ↑
-
- ۳- سحابی، فریدون، زمین شناسی نفت،چاپ ششم ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۶، ص ۱۳٫ ↑
-
- ۴- همان، ص ۱۴٫ ↑
-
- ۵- دریاباری وشتانی، سیدمحمد زمان و بکی حسکوئی، مرتضی؛ سیر یکصدساله صنعت نفت ایران، تحولات حقوقی و اقتصادی، تهران ، نشر یزدا، ۱۳۸۷، ص ۲۲٫٫ ↑
-
- ۶- سحابی،همان. ↑
-
- – Natural Gas. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این ماده در اجرای اصل ۳۵ قانون اساسی پیشبینی شده و ماده ی ۱۲۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری (۱۳۷۸) به عنوان پیینه تقنینی آن میباشد . همچنین در ماده ۱۹۰ آیین دادرسی کیفری (۱۳۹۲) نیز مورد توجه قرار گرفته است. آگاه سازی متهم ، بزه دیده و حتی شاهد از حقوق خود، نقش مؤثری در مراعات حقوق فردی اجتماعی آحاد جامعه دارد. در ماده ۶ قانون جدید آمده است: «متهم، بزه دیده، شاهد و سایر افراد ذی ربط باید از حقوق خود در فرایند دادرسی آگته شوند و ساز و کارهای رعایت و تضمین این حقوق فراهم شود».

مفاد این ماده به نوعی در ماده ۱۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری (۱۳۹۲) نیز بر این موضوع تأکید نموده است. متهم به عنوان فردی که هنوز مجرمیت وی در دادگاه صالح به اثبات نرسیده ، حق دارد تا حقوق شهروندی وی در برابر حاکمیت ، حفظ و حمایت شود. نظامند شدن دامنه ی اختیارات مقامات و مراجع تحقیق ، تعقیب و رسیدگی و محدود شدن دامنه ی دخالت آن ها در حریم خصوصی افراد ، به ویژه در احضار ،جلب،تفتیش و بازرسی منزل و محل کار و اماکن، کنترل مخابرات و مراسلات و …، بخشی از اقداماتی است که به منظور حفظ،توسعه و تحکیم حقوق شهروندی در این قانون لحاظ شده است.قانون جدید «یین دادرسی کیفری در ماده ی ۷ به بیان ضمانت اجرای کیفری عدم رعایت حقوق شهروندی پرداخته و مقرر میدارد: «در تمام مراحل دادرسی کیفری، رعایت حقوق شهروندی مقرر در این قانون و سایر قوانین مربوط از سوی تمام مقامات قضاییع ضابطان دادگستری و سایر اشخاصی که در فرایند دادرسی مداخله دارند، الزامی است.متخلفان علاوه بر جبران خسارت وارده ع به مجزات مقرر ر ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی شدید تری مقرر شده باشد».
شش اصل مذکور جزء اصول بنیادین ، اساسی و مهم دادرسی است و به عنوان زیر بنای قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ محسوب می شود و اگر در مواردی از قانون، با ابهام و اجمال مواجه شدیم یا خلاء قانون مشاهده گردید، می توان از این اصول کمک گرفت.
۴-۳-۷- اصل حفظ حقوق شهروندی
این اصل یکی از اصول بنیادین و مهم میباشد که می بایست قانون گذار از انجا که متهم ، مجرمیت او به اثبات نرسیده است در احضار ، جلب و بازرسی منزل ، کنترل مخابرات و مراسلات و … حقوق شهروندی متهمین را محترم شمرده و از تصویب مقررات ناقض این اصل خود داری نماید.
۴-۳-۸- اصل آگاهی سازی
یکی از حقوق متهم، بزه دیده و شاهد آگاهی و اطلاع از حقوق قانونی خود در فرآند دادرسی میباشد که ماده ۶ قانون آیین دادرسی کیفری مین این اصل میباشد و بیان میدارد که( این افراد باید از حقوق خود در فرایند دادرسی آگاه شوند وسازو کار های رعایت و تضمین این حقوق میدارد فراهم شود ) و قانون گذار باید در مقام قانون گذاری این اصل را مورد توجه قرار داده و از تقنین خلاف این اصل پرهیز نماید.
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱-نتیجه گیری
سلسله مراتب قانونگذاری در نظام حقوقی ایران با تأکید بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارای سه مرتبه ولایت تشریعی خداوند، ولایت تقنینی معصومان و ولایت تقنینی فقیه است و بر قوانین جاری یعنی قانون اساسی، قانون عادی و مقررات دولتی حاکمیت دارند.
در حوزه حقوق و آزادی های فردی، قانونگذاری کیفری استثناء بوده و لذا جرم انگاری در این حوزه نیاز به دلیل دارد، چرا که اصل بر اباحه اعمال و رفتار ماست مگر این که قانونگذار کیفری قبلاً اعمال و رفتاری را ممنوع و به آن وصف جرم داده باشد. به همین خاطر است که قانونگذار اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۷۱مجلس شورای اسلامی را مکلف به قانونگذاری در حدود مقرر در قانون اساسی نموده است. با توجه به اصل ۷۱ قانون اساسی، اختیار مجلس شورای اسلامی در وضع مقررات کیفری و جرم انگاری بیحد و حصر نیست بلکه تابع محدودیتهای مقرر در قانون اساسی میباشد. همچنین با توجه به اصل چهارم قانون اساسی، یکی دیگر از محدودیت های مجلس شورای اسلامی در جرم انگاری، محدودیتهای شرعی است. بر همین اساس، قانونگذار اساسی در اصل هفتاد و دوم مقرر نموده: «مجلس شورای اسلامی نمیتواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد…». با توجه به اصل یادشده و نیز اصل ۷۱ قانون اساسی، شورای نگهبان در بررسی قوانین کیفری باید این مهم را مورد توجه قرار دهد که مجلس شورای اسلامی در حدود اصول مقـرر در قانون اساسی و شرع اقدام به جرم انگاری نموده است و در صورتی که تشخیص دهد اقدام مجلس شورای اسلامی در جرم انگاری رفتارها در حدود مقرر در قانون اساسی نبوده، از تأیید آن خودداری نماید.
علاوه بر رعایت محدودیتهای شرعی در جرم انگاری توسـط مجلس شورای اسلامی، لازم است که این امر با توجه به معیارهای عام مقرر در اصول نهم و چهلم قـانون اساسی صورت گیرد. بر اساس اصول یادشده تنها مجوز ایجاد محدودیت در حقوق و آزادی های مشروع، جلوگیری از ورود خدشه به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیّت ارضی ایران و نیز جلوگیری از اضرار به غیر و تجاوز به منافع عمومی است و تنها در این موارد است که میتوان در حوزه حقوق و آزادی های فردی مداخله کرد. همچنین قانونگذار اساسی معیارهایی را در اصول۲۷، ۲۶، ۲۴ و ۲۸ به عنوان محدودیتهای مشروع توسط قانونگذار عادی بر برخی از حقوق و آزادی های فردی وضع کردهاست. جرم انگاری در حدود مقرر در قانون اساسی به شهروندان این اطمینان را میدهد که آزادی، جان، مال، حیثیت و امنیت آنان مورد تعرض قانونی قرار نخواهد گرفت مگر این که طبق قانون اساسی، استحقاق آن را داشته باشند. در واقع مهمترین کارکرد جرم انگاری دستورگرا، ایجاد توازن بین حقوق و آزادی های فردی و مصلحت عمومی است و نقش شورای نگهبان در این خصوص بسیار پر رنگ و تعیین کننده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۱-مدل های هوش معنوی:
۱- مدل زهر و مارشال)۲۰۰۰): مدل زهر و مارشال، مدل گل نیلوفر است، زیرا نیلوفر سمبل غایی از انسانی است که راه آشکاری جهت ترکیب سنن غربی و شرقی است. این مدل بر نوعی روانشناسی خویشتن مبتنی است و دیدگاه های روانشناسی غرب، فلسفه شرق و علم قرن بیستم را به هم پیوند می

زند. در این مدل به منابع پژوهشی گستردهای تکیه شده است، به گونهای که فلسفه شرق و غرب و علم روز را به هم پیوند می زند. ۶ گلبرگ در مدل ارائه شده توسط زهر و مارشال عبارتند از: خدمت ، پرورش ، دانش، تغییر شخصی، برادری و اخوت، رهبری خدمتگذار(کریچتون، ۲۰۰۸).
۲-مدل هوش معنوی از دیدگاه سیندی ویگلسورث (۲۰۰۴/۲۰۰۸) :
ویگلسورث ۱۲ مهارت را برای هوش معنوی در نظر گرفت و بر اساس همین مهارتها مدلی را نیز ارائه نمود.

جدول شماره ۳: مدل هوش معنوی از دیدگاه سیندی ویگلسورث (زارعی متین و همکاران، ۱۳۹۰)
خودآگاهی برتر
٭ آگاهی از مشاهده جهان خویشتن ٭ آگاهی از
هدف زندگی ٭ آگاهی از سلسله مراتب ارزشها ٭
پیچیدگی تفکر درونی ٭ آگاهی از خود/فراخود
آگاهی فراگیر
٭ آگاهی از بهم پیوستن همه زندگی ٭ آگاهی از
جهانبینی دیگران ٭ وسعت نظر ادراک فضا/زمان ٭
آگاهی از محدودیتها/نیروی ادراک بشر ٭ آگاهی از
قوانین معنوی ٭ تجارب یگانگی ماوراء
خود والاتر/رهبری فراخود
٭ تعهد نسبت به رشد معنوی ٭ حفظ خود والا در
مسئولیت ٭ زندگی هدفمند ٭ پایداری در اعتقادات
٭ راهنمایی خواستن از معنویت
پیشگاه معنوی/رهبری اجتماع
٭ یک عارف و معلم/مربی معنوی مؤثر ٭ یک عارف
و مامور تحولی مؤثر ٭ غمخواری کردن و داوری آگاه
٭ آرامش، حضور آرام و امن ٭ همتراز بودن با
گردش زندگی
۳- مدل آمرام (۲۰۰۷):
آمرام یک تئوری بنیادی جهانی، در خصوص هوش معنوی ارائه نمود. او با ۷۱ نفر از پیروان سنت های مختلف معنوی (بودیسم، مسیحیت، بت پرست، اسلام، صوفی، هندوئیسم، تائوئیسم، یوگا و…) که از نظر اطرافیانشان هوش معنوی داشتند، مصاحبه کرد. اکثریت آن ها از اساتید مذهبی بودند (شیخ، روحانی، کشیش و…) بعضی نیز متخصصین طب یا رهبران تجاری بودند، به طور یکه معنویت را با زندگی خود آمیخته بودند. او با هر یک از آن ها حداقل چهار مصاحبه انجام داد و از آن ها در مورد سوالات زیر توضیح خواست؛ چگونه معنویت شان را بر اساس اعمال روزانه افزایش میدهند؟، معنویت چگونه کار و روابط آن ها را شکل میدهد؟، چگونه از معنویت برای انجام وظایف روزانه خود کمک می گیرند؟ و در پایان از شرکت کنندگان خواسته شد انتقادات خود را در مورد موضوعات مطرح شده در مصاحبه های قبلی مطرح کنند. آمرام با بهره گرفتن از تئوری داده بنیاد و از طریق کدگذاری باز ۷ بعد از هوش معنوی و زیر شاخه های آن را استخراج کرد. این ۷ بعد شامل هوشیاری ، متانت ،معناداری ، تعالی، صداقت، تسلیم شدن (تن در دادن) صلح آمیز به خود و هدایت درونی است (آمرام، ۲۰۰۷/۲۰۰۹).
۴- مدل کینگ (۲۰۰۸):
کینگ نیز چهار بعد را برای هوش معنوی ارائه کردهاست:
تفکر وجودی انتقادی در خصوص مسائل مربوط به هستی، ایجاد معنای شخصی ، آگاهی متعالی، بسط حالت آگاهی(کینگ، ۲۰۰۸).
آمرام (۲۰۰۵) تفکر انتقادی وجودی را ” توانایی برای ایجاد معنا بر اساس درک عمیق از پرسش های وجودی و آگاهی و توانایی جهت استفاده از سطوح مختلف آگاهی در حل مسئله” توصیف میکند. مسائل وجودی موضوعاتی مانند مرگ و مسائل پس از آن و همچنین بررسی منشاء و هدف از زندگی را شامل می شود که گاردنر(۲۰۰۶) چنین پرسش های وجودی را «اساسی ترین پرسش های زندگی» میداند(هیلدبرانت، ۲۰۱۱).
ایجاد معنای شخصی به عنوان توانایی استفاده از تجارب فیزیکی و روحی جهت ایجاد معنا و هدف زندگی بیان گردیده است (ساغروانی، ۱۳۸۹). زمانی که با یک تنگنا مواجه میشویم، تولید معنی شخصی میتواند به حل معنی پایه کمک کند و بنابرین به عنوان یک روش حل مسئله هم عمل میکند (عبداله زاده، ۱۳۸۸). این نیز مورد بحث قرار گرفته که رویاها میتواند از معنی شخصی سرچشمه بگیرند (همان منبع).
آگاهی متعالی نیز ظرفیت تشخیص بعد متعالی خود، دیگران و جهان مادی از طریق هوشیاری است (کینگ، ۲۰۰۷). آمونز (۲۰۰۰) آن را توانایی پیش افتادن از جسم مادی و توسعه آگاهی عمیق تر از یک وجود الهی و یا نفس شخص تعریف میکند. در حقیقت آگاهی متعالی توانایی احساس بعد معنوی زندگی را بیان میکند (عبداله زاده و همکاران، ۱۳۸۸).
توسعه موقعیت هوشیاری که آخرین مؤلفه از هوش معنوی است به توانایی ورود و خروج از حالت های بالاتر معنوی هوشیاری به صلاحدید خود فرد تعریف می شود (عبداله زاده و همکاران). افرادی که از هوش معنوی بالاتری برخوردارند، موقعیت های اوج هوشیاری را تجربه کرده و جهت حل مسائل از منابع معنوی بهره میبرند و فضایل اخلاقی از قبیل تواضع، حق شناسی و گذشت را در آنان به وضوح می توان دید (اسمیت، ۲۰۰۵). به عقیده تارت (۱۹۷۵) آگاهی متعالی در حالات طبیعی بیداری پدیدار می شود در حالی که «توسعه موقعیت های هوشیاری» توانایی فراتر از حالات قبلی وورود به سطوح والاتر معنوی میباشد (کینگ و دکیکو، ۲۰۰۹).
شکل ۱ : مؤلفه های هوش معنوی (اقتباس از: کینک و دکیکو، ۲۰۰۹)
توسعه موقعیت هوشیاری
تفکر انتقادی وجودی
ایجاد معنای شخصی
آگاهی متعالی
با توجه به این که مدل کینگ (۲۰۰۸) از جامعیت بیشتری نسبت به سایر مدل های هوش معنوی برخوردار است، لذا در این پژوهش، برای معرفی و بررسی شاخص های هوش معنوی از مدل کینگ استفاده گرده است.
۲-۱۲-مفهوم کیفیت :
کیفیت، حاکی از درجه ای است که یک محصول با انتظارات مشتری و مشخصات ارائه شده تطبیق دارد. به هر حال کیفیت ارائه خدمات و تولیدات همواره مورد توجه انسانها بوده است. شاید توسعه نوآوری و صنعت نیز، بر مبنای این اصل استوار باشد که انسان هیچ گاه نست به وضع موجود خود راضی نیست و همواره سعی در بهبود آن داشته است. در همین راستا کیفیت در بخش صنعت در دهه های ۱۹۵۰-۱۹۴۰ مورد توجه قرار گرفت و در علوم پزشکی از سال ۱۹۸۰ مطرح شد (رجبی پور میبدی، ۱۳۸۸).
سازمان بینالمللی استاندارد (ISO)، کیفیت را مجموعه ای از مشخصات و ویژگی های یک خدمت یا کالا تعریف میکند تا بتواند نیازهای تضمین شده مشتری را برآورده سازد. هدف نظام کیفیت تامین اعتماد لازم برای مشتری و مدیریت ارشد سازمان هنگام ارائه خدمات است. در این میان بیمارستان ها جایگاه ویژه ای دارند، زیرا هر اشتباه حتی از نوع کوچک میتواند جبران ناپذیر باشد. بنابرین لازم است ارائه خدمات بدون نقص و مطابق با استانداردهای حرفه ای ارائه گردد (درگاهی، ۱۳۸۶)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
حوزه سوم: محدودیت های مختل
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، محدودیت های درونی آن ها در خصوص احترام متقابل و خویشتن- داری به اندازه کافی رشد نکرده است . آن ها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران ، همکاری کردن ، متعهد بودن یا دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند . علاوه بر این ، چنین بیما رانی اغلب خودخواه ، لوس ، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر میرسند . آن ها معمولا در خانواده هایی بزگ شده اند که خیلی سهل انگار و بیش از حد مهربان بوده اند (گاهی اوقات طرح واره استحقاق میتواند شکلی از جبران افراطی طرح واره های دیگرمثل محرومیت هیجانی باشد ) .

معمولا در این قبیل موارد ریشه تحولی اولیه این طرح واره ، محبت بیش از حد نیست .
این بیماران در دوران کودکی ، نیازی نداشته اند از قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن قوانین تبعیت میکردند . آن ها در دوران کودکی ملاحظه دیگران را نمی کردهاند و خویشتن دار نبوده اند. در نتیجه ، در بزرگسالی، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضاء نیاز های آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تأخیر بیندازند .
بیمارانی که طرح واره ی استحقاق / بزرگ منشی دارند ، خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران می دانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قائل اند . بیمارانی که این طرح واره را دارند ، خود را نسبت به رعایت احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است ، موظف نمی دانند . آن ها اغلب اصرار میکنند که میتوانند هر کاری را که دلشان بخواهد، بدون توجه به هزینه ای که این کار برای دیگران دارد ، انجام دهند . آن ها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ دیگران بکشند (مثل موفق شدن ، مشهور شدن و پولدار شدن ) . این بیماران اغلب بیش از حد پر توقع یا سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمی کنند .

بیمارانی که طرح واره ی خویشتن – داری / خود – انضباطی ناکافی دارند ، نمی توانند برای دستیابی به اهداف شان ، خویشتن – داری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند . در شکل های خفیف تر این طرح واره ، بیماران بر اجتناب از ناراحتی خیلی تأکید میکنند : به عنوان مثال سعی میکنند در روابط بین فردی ، تعارضی ایجاد نکنند و از پذیرفتن مسئولیت های بیشتر ، طفره میروند (مژگان صلواتی ، ۱۳۸۸).
حوزه چهارم: دیگر جهت مندی
بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند . آن ها این کار را برای دستیابی به تأیید ، تداوم رابطه ی هیجانی یا اجتناب از انتقام انجام میدهند . این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارند بر پاسخ های دیگران بیشتر از نیازهای خودشان تأکید کنند و اغلب از خشم و تمایلات خودشان ناآگاه هستند . آن ها در دوران کودکی ، آزاد نبوده اند تا از تمایلات طبیعی خودشان پیروی کنند و در بزرگسالی به جای این که از درون جهت دهی شوند از محیط بیرونی تأثیر میپذیرند و از خواسته های دیگران تبعیت میکنند . ریشه تحولی طرح واره های این حوزه ، مبتنی بر پذیرش مشروط[۱۱۱] بوده است : کودکان باید جنبههای مهم شخصیت خود را برای دستیابی به عشق یا تأیید دیگران مهار میکردند . در اکثر این خانواده ها، والدین به جای توجه و اهمیت قائل شدن به نیازهای منحصر به فرد کودک ، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم می دانند .
بیمارانی که طرح واره ی اطاعت دارند، کنترل خود را به دست دیگران می سپارند و در برابر آن ها تسلیم میشوند، زیرا احساس میکنند مجبورند این کار را انجام دهند. کارکرد طرحواره ی اطاعت معمولاً اجتناب از خشم، انتقام یا رها شدگی است. دو شکل عمده ی این طرح واره ی عبارتند از : (۱) اطاعت از نیاز ها : سرکوب تمایلات و خواسته های فرد و (۲) اطاعت از هیجان ها : سرکوب پاسخ های هیجانی ، خصوصاًً خشم. طرح واره ی اطاعت معمولاً با این برداشت همراه است که نیاز ها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیستند. این طرح واره ، اغلب به شکل رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر می شود، در عین حال که نسبت به نیرنگ و فریب خوردن حساسیتزیادی دارد. اطاعت معمولاً منجر به افزایش تدریجی خشم شده و به شکل علائم ناسازگار ظاهر می شود(مثل رفتار منفعل- پرخاشگرانه ، طغیان های غیر قابل کنترل خشم ، علایم روان تنی یا انزوای عاطفی).
بیمارانی که طرح واره ی ایثار دارند ، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایت مندی شخصی ارضاء میکنند . آن ها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران ، دوری از گناه ، دستیابی به احساس ارزشمندی[۱۱۲]و تداوم رابطه ی هیجانی با افراد نیازمند انجام میدهند . بیمارانی که این طرح واره را دارند، اغلب نسبت به رنج دیگران حساسیت زیادی نشان میدهند . آن ها مدام با این احساس دست و پنجه نرم میکنند که نیاز هایشان به طور کافی ارضاء نمی شود و این امر گاهاً منجر به احساس دلخوری آن ها می شود . این طرح واره با مفهوم دوازده مرحله ای «وابستگی بیمار گونه » همپوشی دارد .
بیمارانی که طرح واره ی پذیرش جویی/ جلب توجه دارند ، دستیابی به تأیید یا توجه دیگران را سرلوحه ی زندگی خود قرار میدهند . احساس ارزشمندی آن ها بیشتر به واکنش دیگران بستگی دارد تا واکنش های خودشان . این طرح واره اغلب مسائلی از قبیل اشتغال ذهنی زیاد نسبت به منزلت اجتماعی ، ظاهر ، پول یا موفقیت به عنوان وسیله ای برای رسیدن به تأیید و توجه دیگران را در بر میگیرد . چنین طرح واره ای ، اغلب منجر به تصمیم های سرنوشت سازی در زندگی می شود که غیر قابل اطمینان هستند و نتایج ناگواری در پی دارند (ویشار ،۱۹۵۰ ؛ به نقل از حسن حمید پور ،۱۳۹۰ ).
حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲٫اراده باطنی(اراده حقیقی)
اراده ای که در نفس وجود پیدا کرده و هنوز ابراز نشده باشد خواه ابراز آن به وسیله الفاظ ایجاب و قبول باشد یا به وسیله اشاره یا نوشته یا فعل . در مقابل اراده ظاهری به کار می رود . در این معنی اصطلاح بالا ترجمه volonte intime در حقوق فرانسه است.[۱۷]

۳٫اراده ظاهری(اراده خارجی)
هر گاه اراده ( در عمل حقوقی ) ابراز شده باشد آن را اراده خارجی گویند و این ترجمه اصطلاح volonte declaree میباشد و در واقع اراده خارجی بمعنی اراده اظهار شده داست ( در مقابل اراده حقیقی به کار می رود ) به عبارت دیگر اراده ظاهری را اراده مکشوف به کاشف از قصد انشاء را گویند یعنی مدلول کاشف از قصد انشاء را اراده ظاهری نامیده اند خواه مطابق با تمام خصوصیات اراده خطور کرده در خاطر باشد خواه نباشد.[۱۸]
بند دوم:ویژگی اراده
اراده: قائم به نفس است؛ معلول تصور و تصدیق است؛ کیفیتی نفسانی است؛ دارای وجود ذهنی میباشد؛ از آنجا که قائم به نفس اراده کننده است، دارای وجود خارجی میباشد؛ امری بسیط است؛ اراده عارض بر نفس است و نفس قابل تجزیه نیست؛ لذا قصد هم تجزیه ناپذیر است.[۱۹]
در این جاست که بسیاری از حقوق دانان معتقدند که چون اراده بسیط و تجزیه ناپذیر است، تفکیک آن به دو عنصر قصد و رضا ممکن نیست. لیکن قانون مدنی ایران به پیروی از فقه امامیه، قصد و رضا را دو عنصر مستقل دانسته است.[۲۰]
بند سوم:مراحل شکل گیری اراده
۱٫ مرحله خطور و تصور: ابتدا تصویر خودرو و فروش آن در ذهن نقش می بندد و مورد ادراک قرار میگیرد. این مرحله، آزادی نیست و به طور قهری انجام میگیرد. یعنی اراده و اختیار در تحقق این مرحله نقشی ندارد؛ به دو دلیل: اول آن که با مراجعه به وجدان می توان به قهری بودن خطور پی برد. علاوه بر این در صورت ارادی بودن این مرحله، تسلسل پیش میآید.[۲۱]
۲٫ مرحله سنجش یا تصدیق: در این مرحله تصورات گوناگونی که به ذهن خطور کرده مورد ارزیابی و سنجش قرار می گیرد تا از میان آن ها یکی برگزیده شود. در مثال مذبور پس از خطور خانه و فروش آن به ذهن، شخص جنبه های مختلف آن را بررسی و آثار گوناگون آن رااز جهت سود و زیان و دیگر نتایج اقتصادی و اخلاقی ارزیابی و مفید بودن آن معامله را تصدیق می کند.[۲۲]

۳٫ مرحله تصمیم و رضا: در این مرحله طرف معامله پس از سنجش و ارزیابی فروش خانه و تصدیق به مفید بودن آن شوق به ایجاد آن و تمایل به انجام معامله پیدا می کند. این مرحله را که دراصطلاح علم معقول شوق میگویند در اصطلاح علم حقوق رضا مینامند.[۲۳]
. این تمایل و شوق با تصمیم و عزم ملازمه دارد؛ یعنی با پیدایش میل و رضا به تحصیل مورد معامله، عزم و تصمیمـ که در علم معقول به آن شوق مؤکد میگویند ـ به انجام عمل حقوقی جهت به دست آوردن موضوع معامله ایجاد می شود. برخی حکیمان این حالت را اراده و قصد مینامند.[۲۴]
تا این مرحله، هنوز از قصد انشای معامله نشانی نیست و بر خلاف آن چه گاه تصور می شود، تصمیم مذکور غیر از قصد انشاست؛ چون این تصمیم خالق و سازنده عقد نیست و صرفاً آمادگی روانی برای ایجاد عقد در آینده میباشد.

۴٫ مرحله اجرای تصمیم: تمایل و شوقی که به دنبال سنجش و ارزیابی در انسان پیدا می شود او را به سوی اجرای عملی آن به حرکت در می آورد. در این مرحله معامله کننده برای انشای عمل حقوقی آماده شده و با امضای مندرجات سند معامله یا ابراز لفظی، قصد درونی خود مبنی بر ایجاد عقد را ابراز می کند. این مرحله که مهمترین مرحله از مراحل عمل ارادی است در روند انجام عمل حقوقی نیز مهمترین مرحله بوده قدرت خلاقه و سازنده اراده را نشان می دهد. با انجام این مرحله عمل حقوقی محقق شده و آثار آن پیدا می شود.[۲۵]
با تحلیل مراحل چهارگانه فعالیت روانی تمایز بین رضا و قصد نیز آشکار می شود. رضایت در اعمال حقوقی همان میل و شوقی است که در مرحله تصمیم و پس از مرحله سنجش و ارزیابی و قبل از مرحله قصد و اجرای عملی تصمیم حاصل می شود، ولی قصد انشاء یا قصد ایجاد اثر حقوقی آخرین مرحله از مراحل چهارگانه و بعد از مرحله رضا و تصمیم ایجاد می شود.
ذکر این نکته مفید است که برخی از دانشمندان مرحله سوم یعنی مرحله شوق مؤکد را اراده و قصد نامیده و تحقق انشای امر معاملی را در این مرحله دانستهاند بر اساس این نظر مرحله چهارم، عملی است خارجی که بعد از اراده واقع می شود. به نظر میرسد مرحله چهارم از مراحل فعالیت روانی بوده و اراده در این مرحله به حد وجوب میرسد و جایگاه انشاء امر معاملی نیز همین مرحله است. برخی حکیمان اسلامی این مرحله را نیرو محرکه یا عزم مصمم نامیدهاند.[۲۶]
بند چهارم:انواع اراده
الف:کلیات
۱٫فقه
در فقه به اراده ظاهری و باطنی به عنوان دو چهره اراده اشاره شده است. برخی اراده مظهره و مضمره را به کار برده اند.[۲۷] ولی با توجه به حاکمیت قاعده فقهی «العقود تابعه للقصود»[۲۸] و اعتبار نیت در فقه اسلامی و هم چنین برخی از فروعات فقهی در باب اقرار، نظریه اراده باطنی در فقه قوی تر به نظر میرسد.
۲٫حقوق ایران
در حقوق ایران اراده در عرصه قراردادها خود را به دو صورت نشان میدهد:
۱- اراده باطنی (واقع یا حقیقی): ناظر به تمام فعل و انفعالات درونی شخص نسبت به امر خارجی است.
۲- اراده انشایی (خارجی یا اعلامی): اعلام امر دورنی در عالم خارج به عنوان حقیقت خارجی است.[۲۹]
اراده باطنی امری درونی و نفسانی است و به تنهایی اثری در عالم حقوق و اجتماع ندارد؛ لذا برای توافق دو اراده لازم است و به نحوی ابراز شود. به عبارت دیگر برای انعقاد عقد دو امر لازم است:
۱- قصد و رضا: اراده حقیقی (قصد انشا)؛
۲- آن چه بر اراده حقیقی دلالت کند: اراده انشایی: لفظ و ایجاب و قبول (ابراز اجرای تصمیم).
از آن جا که ماهیت اراده، اخطاری قلبی است که قهراً پس از تصور و تصدیق دقیق حاصل می شود و مقرون به عمل عضوی از اعضای بدن میباشد. اخطار قلبی مذبور تا وقتی منتهی به عمل خارجی نشود، اراده داخلی است و هنگامی که منتهی به عمل خارجی شد، اراده خارجی میباشد.[۳۰]
ب:انواع آن
۱٫اراده باطنی
به این معنا است که با توجه به حاکمیت قاعده فقهی العقود تابعه للقصود مبنای عقود از امور قلبی است و اراده ظاهری اعتبار خویش را از اراده باطنی دریافت میکند به عبارت دیگر پایه اصلی عقود از نظر فقها اراده باطنی است نه اراده ظاهری بنابرین اراده امر درونی و نفسانی است.[۳۱]
۲٫اراده ظاهری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵ ـ بند ۴ فوق تاثیری بر ماده ۴۱ یا بر هر مسأله مربوط بهمسئولیت که ممکن است برای یک کشور به سبب انعقاد یا اجرای معاهدهای که مقررات آن مغایر تعهدات آن کشور در قبال یک کشور دیگر در چهارچوب معاهدهای دیگرباشد ، پیش آید ، نخواهد داشت.


فصل سوم- تفسیر معاهدات
ماده ۳۱ قاعده کلی تفسیر
۱ ـ یک معاهده با حسن نیت و منطبق با معنای معمولی ایکه باید به اصطلاحات آن در سیاق عبارت و در پرتوموضوع و هدف معاهده داده شود ، تفسیر خواهد شد.
۲ ـ به منظور تفسیر یک معاهده ، سیاق عبارت ، علاوه برمتن که شامل مقدمه و ضمایم نیز میشود مشتمل است بر
الف ـ هر گونه توافق مربوط به معاهده که بین کلیه طرفهایمعاهده در ارتباط با انعقاد آن حاصل شده است.
ب ـ هر نوع سندی که توسط یک یا چند طرف در ارتباط باانعقاد معاهده تنظیم شده و توسط طرفهای دیگر به عنوانسندی مربوط به معاهده پذیرفته شده است.
۳ ـ همراه با سیاق عبارت ، به موارد زیر نیز توجه خواهدشد
الف ـ هر گونه توافق آتی بین طرفهای معاهده در خصوصتفسیر معاهده یا اجرای مقررات آن
ب ـ هر نوع رویه بعدی در اجرای معاهده که موید توافقطرفهای معاهده در خصوص تفسیر آن باشد.
ج ـ هر قاعده مرتبط حقوق بین الملل که در روابط بینطرفهای معاهده قابل اجرا باشد.
۴ ـ در صورتی که ثابت شود قصد طرفهای معاهده معنایخاصی از یک اصطلاح بوده است ، همان معنی به اصطلاحمذبور داده خواهد شد.
ماده ۳۲ وسایل تکمیلی تفسیر
از وسایل تکمیلی تفسیر ، منجمله کارهای مقدماتی و اوضاع و احوال ناظر بر انعقاد معاهده میتوان به منظورتایید معنای متخذ از اجرای ماده ۳۱ ، و یا تعیین معنایمعاهده در صورتی که تفسیر آن طبق ماده ۳۱٫
الف ـ معنایی مبهم یا بیمفهوم القا کند ، یا
ب ـ منجر به نتیجهای شود که آشکارا بی مفهوم یا نامعقولباشد ، استفاده نمود.
ماده ۳۳ تفسیر معاهداتی که به دو یا چند زبان اعتبار دارند.
۱ ـ وقتی که اعتبار معاهدهای به دو یا چند زبان تصدیقشده باشد ، متن آن در هر یک از آن زبانها به نحو یکسانمعتبر خواهد بود مگر آنکه معاهده مقرر نماید ، یا طرفهایمعاهده توافق کنند در صورت اختلاف متن معینی ملاکخواهد بود.
۲ ـ متن معاهده به زبانی غیر از زبانهایی که اعتبار متنمعاهده به آن ها تصدیق شده است تنها در صورتی معتبرخواهد شد که معاهده آن را پیشبینی کرده باشد ، یاطرفهای متعاهد آن گونه توافق کرده باشند.
۳ ـ اصل بر این است که اصطلاحات یک معاهده در تمامیان ، دارای معنای واحدی هستند.
۴ ـ به جز موردی که متن خاصی به موجب بند یک ملاکقرار میگیرد ، چنانچه مقایسه متون معتبر معاهده اختلافیرا در معنی نشان دهد که از طریق اعمال مواد (۳۱) و (۳۲)قابل رفع نباشد ، معنایی برگزیده خواهد داشت که نظر بهموضوع و هدف معاهده بهتر تلفیق را بین متون مزبوربرقرار میسازد.
فصل چهارم معاهدات و کشورهای ثالث
ماده ۳۴ قاعده کلی در ارتباط با کشورهای ثالث
یک معاهده برای کشور ثالث بدون رضایت وی تعهدات یاحقوقی ایجاد نمیکند.
ماده ۳۵ معاهداتی که برای کشور ثالث تعهداتی ایجاد میکند.
مقررات یک معاهده در صورتی برای یک کشور ثالثایجاد تعهد میکند که قصد طرفهای معاهده ایجاد تعهدبرای آن کشور از طریق مقررات مذبور باشد و کشور ثالثکتبا و به طور صریح آن را بپذیرد.
ماده ۳۶ معاهداتی که برای کشورهای ثالث حقوقی ایجاد میکند.
۱ ـ مقررات یک معاهده در صورتی برای یک کشور ثالثایجاد حق میکند که قصد طرفهای معاهده از مقرراتمذبور اعطای آن حق به کشور ثالث ، یا به گروهی از کشورها که کشور ثالث بدان تعلق دارد ، یا به همه کشورهاباشد و خود کشور ثالث نیز با آن موافقت نماید ، تا زمانیکه خلاف آن احراز نشود ، اصل رضایت کشور ثالث استمگر آنکه معاهده ترتیب دیگری مقرر نماید.
۲ ـ کشوری که در اجرای بند یک حقی را اعمال میکندباید در این خصوص شرایط پیشبینی در معاهده یاشرایطی را که در انطباق با معاهده ثابت است ، رعایت کند.
ماده ۳۷ رجوع یا جرح و تعدیل تعهدات یا حقوق کشورهای ثالث
۱ ـ در موردی که به موجب ماده ۳۵ تعهدی برای یککشور ثالث ایجاد شده باشد ، تعهد مذبور تنها با رضایتطرفهای معاهده و کشور ثالث قابل رجوع یا جرح و تعدیلخواهد بود مگر آنکه ثابت شود آن ها در خصوص ترتیبدیگری توافق کردهاند.
۲ ـ در موردی که طبق ماده ۲ حقی برای یک کشور ثالثایجاد شده باشد چنانچه ثابت شود که مقصود این بوده است که از آن حق رجوع نشود و یا بدون رضایت کشورثالث جرح و تعدیل نشود ، طرفهای معاهده نمیتواند از آنحق رجوع و یا در آن جرح و تعدیل نماید.
ماده ۳۸ قواعدی در معاهده که بر اساس عرف بین المللی برای کشور ثالث الزام آور میشوند
هیچ کدام از ترتیبات مواد ۳۴ و ۴۷ مانع از آن نیست که یکقاعده مندرج در یک معاهده که به عنوان قاعده عرفی درحقوق بین الملل شناخته شده است ، برای کشور ثالث الزامآور گردد.
بخش پنجم بی اعتباری ، فسخ و تعلیق اجرای معاهدات
فصل اول ترتیبات کلی
ماده ۴۲ اعتبار و ادامه نفوذ معاهدات
۱ ـ اعتبار یک معاهده یا رضایت یک کشور به التزام در قبالیک معاهده تنها از طریق اعمال عهدنامه حاضر قابلاعتراض میباشد.
۲ ـ فسخ یا رد یک معاهده یا خروج یک طرف از آن تنها بر اساس اعمال مقررات همان معاهده یا عهدنامه حاضرصورت میگیرد. همین قاعده در مورد تعلیق اجرای یکمعاهده مجری است.
ماده ۴۳ تعهدات ناشی از حقوق بین الملل و مستقل از یک معاهده
بی اعتباری ، فسخ ، یا رد یک معاهده و نیز خروج یکی ازطرفهای معاهده یا تعلیق اجرای آنکه ناشی از اعمالعهدنامه حاضر یا مقررات خود معاهده باشد ، به هیچ وجهتاثیری در وظیفه یک کشور در انجام تعهدات مندرج درمعاهده که طبق حقوق بین الملل و مستقل از معاهده مزبورملزم به رعایت آن ها است ، نخواهد داشت.
ماده ۴۴ تفکیک پذیری مقررات معاهده
۱ ـ هر طرف میتواند حق خود را دایر بر رد ، یا خروج ازیک معاهده یا تعلیق اجرای آن که ناشی از مقررات معاهدهیا ماده ۵۶ عهدنامه حاضر باشد ، تنها در خصوص تمامیمعاهده اعمال کند مگر آن که ، معاهده مذبور ترتیبدیگری را مقرر نماید یا طرفهای معاهده به نحو دیگریتوافق کنند.
۲ ـ استناد به مبنای بی اعتباری ، فسخ ، یا خروج از یکمعاهده و یا تعلیق اجرای آن که طبق عهدنامه حاضرپذیرفته شده باشد ، جز در شرایط پیشبینی شده دربندهای ذیل یا ماده ۶۰ فقط میتواند نسبت به تمامیمعاهده انجام گیرد.
۳ ـ اگر مبنای مورد بحث فقط به مواد مشخصی مرتبطباشد ، تنها در خصوص همان مواد میتوان به آن استناد کردمنوط به این که
الف ـ مواد مذبور را از حیث اجرا از بقیه معاهده قابلتفکیک باشند.
ب ـ از معاهده بتوان استنباط کرد یا به نحو دیگری ثابتشود که پذیرش مواد مورد بحث مبنای اساسی رضایتطرف یا طرفهای دیگر به التزام نسبت به کل معاهده نبودهاست ، و
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از نظر کتل، صفتها واحدهای ساختاری شخصیت هستند. آن ها سازه های فرضی هستند که از مشاهده عینی رفتار استنباط میشوند. یک صفت بر حسب یک تمایل به واکنش تعریف می شود که بخش نسبتاً پایدار شخصیت را تشکیل میدهد. راه ای چندی برای طبقه بندی صفات وجود دارند از جمله صفت های مشترک در برابر صفت های یگانه، صفت های سطحی در برابر صفت های عمقی.


کتل صفتهای عمقی را بر حسب اصل و ریشه آن ها به صفتهای سرشتی و صفتهای محیط ساخته تقسیم کرد. ۱۶ صفت عمقی از جمله عامل A (خود دار در برابر بجوش)، عامل (کم هوش در برابر باهوش) و عامل (تحت تأثیر احساسها در برابر ثبات هیجانی) را ذکر می کند.
از نظر کتل دو نوع صفت پویا وجود دارد که عبارتند از: آمادگیهای ذاتی که منبع انرژی برای تمام رفتارهاست و دیگری احساسها که الگوهای آموخته شده نگرشها است.
کتل در مورد شخصیت، بیشتر دیدگاه جبری دارد و بر هیچ هدف غایی بر رفتار تأکید نمیورزد. در نظریهاش عوامل مؤثر دوران کودکی در رشد شخصیت به اندازه وراثت و محیط اهمیت دارند. سه فن اصلی که کتل برای ارزیابی شخصیت از آن ها سود جست عبارتند از دادههایی که توسط مشاهدهگران درجهبندی شدهاند، درجه بندیهای شخصی که از طریق پرسشنامه ها، سیاهههای شخصیت و مقیاسهای نگرش صورت میگیرد و داده های فراهم آمده از آزمونها که در برابر پاسخ های دروغ و ساختگی مقاوم هستند (شولتز، ۱۹۹۰؛ ترجمه کریمی و همکاران،۱۳۹۳).
الگوی پنج عاملی شخصیت
نظریه های کتل و آیزنک[۸۰] موضوع پژوهشهای بسیاری قرار گرفته است و برخی از نظریهپردازان عقیده دارند که کتل بر روی تعداد زیادی صفات، تمرکز کردهاست و آیزنک بر روی تعداد کمی. در نتیجه، یک نظریه جدید ویژگیهای شخصیت به نام نظریه پنج عاملی شکل گرفت. این مدل پنج عامل شخصیت نشانگر پنج ویژگی اصلی است که در تعامل با یکدیگر، شخصیت انسان را شکل می دهند (وطن خواه و ابوالقاسمی، ۱۳۸۸).
مککری و کاستا در ادامه تحقیقات خود حضور مدل پنج عاملی را در پرسشنامه شخصیت آیزنگ، فرم تحقیق شخصیت جکسون و ۱۶ عاملی کتل به اثبات رسانیدهاند. تعداد زیادی از محققان در عوامل پنج گانه شخصیت، اصطلاحات گوناگونی برای هر بعد به کار برده اند که این تنوع صرفاً محدود به اصطلاحات است نه مفاهیم پایهای هر بعد .اما، عناوین اصلی که معمولاً در تحقیقات مختلف به کار میرود بدین صورت است:
- روان رنجورخویی
۲- برون گرایی، برونگرایی(یا شاد خویی)
۳-عقل (یا انعطاف پذیری) [۸۱]
۴-رفاقت، خصومت (یا دلپذیری)
۵-با وجدان بودن (یا اراده)
عوامل پنج گانه شخصیت
پنج عامل اصلی شخصیت عبارتند از : روان نژندی، برونگرایی، گشودگی، موافق بودن، با وجدان بودن.
۱- روان نژندی
مؤثرترین قلمرو مقیاسهای شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان نژندی است. متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتیهای عاطفی، چون ترس اجتماعی، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می دهند، اما مطالعات بیشماری نشان میدهد، افرادی که مستعد یکی از این وضعیتهای عاطفی هستند، احتمالاً وضعیتهای دیگر را نیز تجربه میکنند (مک کری و کوستا، ۱۹۹۲)
تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل میدهد. هر چند N چیزی بیشتر از آمادگی برای ناراحتیهای روانشناختی دارد. مردان و زنان با نمره بالا در N مستعد داشتن عقاید غیرمنطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تکانشهای خود بوده و خیلی ضعیفتر از دیگران با استرس کنار میآیند .
همچنان که اسم این عامل نشان میدهد، بیمارانی که به طور سنتی به عنوان نوروتیک تشخیص داده شدهاند کلاً نمرۀ بالایی در اندازه های N بهدست می آورند، اما مقیاس N این پرسشنامه همانند سایر مقیاسهایش یک بعد از شخصیت سالم را اندازه میگیرد. نمرات بالا ممکن است نشانه احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روانپزشکی باشد. اما زیر مقیاس N نباید به عنوان اندازهای برای اختلالهای روانی در نظر گرفته شود. ممکن است که بهدست آوردن یک نمره بالا در مقیاس N با یک اختلال قابل تشخیص روانی همراه نباشد، از طرفی تمام اختلالهای روانی با نمره بالا در N همراه نیست. به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت ضد اجتماعی داشته باشد و نمره بالایی در N کسب نکند.
افرادی که نمرات آن ها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند که با موقعیتهای فشارزا بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند.
۲- برونگرایی
برونگراها، جامعهگرا هستند، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برونگرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم، ترجیح گروه های بزرگ و گردهماییها، با جرئت بودن، فعال بودن و پرحرف بودن نیز از صفات برونگراها است. آن ها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند. همچنین سرخوش، با انرژی و خوشبین نیز هستند. مقیاسهای حیطه E به طور قوی با علاقه به ریسکهای بزرگ در مشاغل همبسته است (کوستا، مک کری و هالند، ۱۹۸۴ ).
هر قدر که نشان دادن مشخصات برونگراها آسان است، به همان اندازه نشان دادن ویژگیهای درونگراها مشکل است. در برخی از توصیفها درونگرایی باید به منزله فقدان برونگرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برونگرایی. از این رو افراد درونگرا خود دارترند تا غیر دوستانه، مستقلاند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل و دیر جنب. وقتی منظور این است این افراد ترجیح می دهند تنها باشند، شاید گفته شود این افراد کمرو هستند. افراد درونگرا لزوماًً از اضطرابهای اجتماعی رنج نمیبرند. گر چه این افراد روحیه بسیار شاد برونگرا را ندارند، ولی آدمهای غیر خوشحال یا بدبینی نیستند.
۳- گشودگی به تجربه
عناصر گشودگی چون تصور فعال، احساس زیبا پسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت، اغلب نقشی در تئوریهای و سنجشهای شخصیت ایفا نموده اند. اشخاص گشوده هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آن ها از لحاظ تجربه غنی است. آن ها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزشهای غیرمتعارف بوده و بیشتر و عمیقتر از اشخاص غیر انعطافپذیر هیجانهای مثبت و منفی را تجربه میکنند. نمرات گشودگی با نمرات هوش همبسته است. انعطافپذیری مخصوصاً با جنبه های مختلف هوش چون تفکر واگرا که عاملی در خلاقیت میباشد، مربوط است (مک کری ، ۱۹۸۷) اما انعطافپذیری ظرفیت هوشی خیلی محدودی دارند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- استرس های روان : حالت هیجانی شدید و ناراحتی و نگرانی های ولانی و عدم هماهنگی در زندگی زناشویی،زندگی در محیط نامناسب و مملو از کشمکش، فقز اقتصادی،شغلهای پرمسئولیت و … (طریقتی ، ۱۳۷۶ ) .

دو مقوله عمده از استرس ها و استراسور های فیزیکی و روان شناختی هستند . استرسورهای فیزیکی حوادثی هستند که تهدید فیزیکی مستقیم بر سلامت فرد دارند مانند گرما ، سرما و عفونت و .. استراسورهای روان شناختی حوادثی هستند که با خوشی های ما درگیر شده که این به ادراک ما از آن ها بر میگردد (لوولو ، ۱۹۸۵ ؛ به نقل از بیکریچ [۲۰] و همکارانش ، ۱۹۹۹) .
ما با انواع متفاوتی از استرسور ها مواجه میشویم ، بعضی محیطی هستند (سموم ، گرماو سرما ) ، بعضی روان شناختی(تهدیدی برای عزت نفس و افسردگی) و بعضی دیگر فیلسوفانه (استفاده از زمان ، هدف در زندگی) و بعضی جامعه شناختی (عدم استخدام ، مرگ یک عزیز ) میباشند (گرینبرگ [۲۱] ، ۲۰۰۲).

در اویل دهه ۱۹۵۰ میلادی روانشناسی به نام توماس هولمز در پژوهش های خود به این نتیجه رسید که تنها عامل مشترک در ایجاد هر نوع استرس لزوم ضرورت و اجبار در ایجاد تغییر و تحول مهم در زندگی معمولی فرد است .
هولمز مشاهده کرد که در بیماران مبتلا به سل ، شروع بیماری غالب متعاقب با یک سلسله اتفاقات و حوادث و بحران های مخرب مانند : مرگ و میر در خانواده از دست دادن شغل یا تغییر آن بوده است . وی بیان داشت که استرس به علت ایجاد سل نیست ، لیکن در شدت و وخامت آن مؤثر است (شاملو ، ۱۳۷۸) .
به منظور نشان دادن تاثیر استرس از تغییرات عمده زندگی ، هولمز و روان شناسی به نام راهه در سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ میلادی پنج هزار آزمودنی را مبنی بر اولویت دادن به اتفاقات و حوادث و تغییرات مهم در زندگی به عمل آوردند که بر اساس آن مقیاس معروف هولمز و راهه به نام « ارزیابی سازگاری مجدد اجتماعی» برای اندازه گیری درجه اهمیت وقایع زندگی ساخته شده است نتایج این پژوهش اولویت وقایع اتفاقی را در زندگی به شرح زیر نشان داد :
جدول ۲-۱ : فهرست هولمز – راهه برای اندازه گیری شدت استرس (سی وارد ، ۱۹۹۷ ؛ ترجمه قراچی داغ ، ۱۳۸۰)
ردیف
حادثه ی زندگی
ال سی یو
۱
مرگ همسر
۱۰۰
۲
طلاق
۷۳
۳
جداشدن از همسر
۶۵
۴
زندانی شدن
۶۳
۵
مرگ یکی از بستگان نزدیک
۶۳
۶
بیماری یا جراحت شخصی
۵۳
۷
ازدواج
۵۰
۸
اخراج از کار
۴۷
۹
آشتی با همسر
۴۵
۱۰
بازنشسته شدن
۴۵
۱۱
تغییر سلامتی یکی از اعضای خانواده
۴۴
۱۲
بارداری
۴۰
۱۳
بد عملکردی جنسی
۳۹
۱۴
پیدا شدن عضوی جدید در خانواده
۳۹
۱۵
تغییرات تجاری
۳۹
۱۶
تغییرات مالی
۳۸
۱۷
مرگ یکی از دوستان نزدیک
۳۷
۱۸
تغییرات شغلی
۳۶
۱۹
تغییر شمار مجادله با همسر
۳۵
۲۰
وام گرفتن بیش از ۰۰۰/۱۰ دلار
۳۱
۲۱
ضبط ملک توسط بانک
۳۰
۲۲
تغییر مسئولیت شغلی
۲۹
۲۳
ترک منزل گفتن فرزندان
۲۹
۲۴
گرفتاری با خانواده همسر
۲۹
۲۵
موفقیت های شخصی برجسته
۲۸
۲۶
شروع به کار یا توقف کار همسر
۲۶
۲۷
شروع مدرسه یا خاتمه یافتن آن
۲۶
۲۸
تغییر شرایط زندگی
۲۵
۲۹
تجدید نظر در عادات شخصی
۲۴
۳۰
گرفتاری با رئیس
۲۳
۳۱
تغییر ساعات و شرایط کار
۲۰
۳۲
تغییر محل سکونت
۲۰
۳۳
تغییر مدرسه
۲۰
۳۴
تغییر تفریحات
۱۹
۳۵
تغییر فعالیت های مذهبی
۱۹
۳۶
تغییر فعالیت های اجتماعی
۱۸
۳۷
وام های کمتر از ۰۰۰/۱۰ دلار
۱۷
۳۸
تغییر عادات خواب
۱۶
۳۹
تغییر در دفعات جلسات خانوادگی
۱۵
۴۰
تغییر عادت غذا خوردن
۱۳
۴۱
تعطیلات – مرخصی
۱۳
۴۲
کریسمس
۱۲
۴۳
زیر پا گذاشتن قانون در حد جزئی
۱۱
در ادامه بررسی هولمز و راه این فهرست را در اختیار پزشکان متعدد قرار دادند و بعد نتایج خود را با تغییرات عمده زندگی به شکلی که پزشکان ارائه داده بودند ، مقایسه نمودند . معلوم شد که میان امتیازات حادثه زندگی و سوابق سلامتی شخصی همبستگی معناداری وجود دارد . آن ها به این نتیجه رسیدند که امتیاز ۱۵۰ مرز میان شرایط به شدت تنش زا و مشکلات مرتبط با سلامتی است .
این دو پژوهش گر در مرحله بعدی با توجه به امتیازات ال سی یو [۲۲] (واحد های تغییر زندگی ) اقدام به طبقه بندی نمودند : امتیاز ۱۹۹-۱۵۰ بحران ملایم در زندگی را نشان میدهد ، امتیاز ۲۹۹-۲۰۰ بحران متوسط و امتیاز های بالای ۳۰۰ بحران شدید و عمده ای در زندگی است (سی وارد ، ۱۹۹۷ ؛ ترجمه قراچی داغی ، ۱۳۸۰ )
لازاروس بر خرده استرس زاها یا حوادث کوچک روزمره مانند ، ناراحتی های جزئی ، هیجانات ، ناکامی یا شکست ها توجه خاصی داشت و بر این عقیده بود که چنین موضوعات کوچکی مانند گیر کردن در ترافیک ، جاگذاشتن کلید ، درگیر شدن در بحث های جرئی ، شاید به اندازه یا بیشتر از حوادث عمده زندگی که توسط هولمز و راهه بیان شده است، اهمیت داشته باشد ( موریس [۲۳] و میستو[۲۴] ) ، لازاروس و همکاران او کشف کردند که وقایع روزمره زندگی را می توان به شیوه زیر گروه بندی کرد .
الف) گرفتاری های خانه داری : تهیه غذا ، خرید اجناس و …
ب) گرفتاری های سلامتی : بیماری های جسمی ، نگرانی های مربوط به مراقبت درمانی و …
ج) گرفتاری های موقتی : زیادی کار ، زیادی مسئولیت ، و کمبود وقت
د) گرفتاری های محیطی : جنایات ، تخریب خانه های همسایگان ، سرو صدای اتومبیل ها و رفت و آمده ها و …
و) گرفتاری های اقتصادی : کمبود درآمد ، داشتن قرض ، قسط بندی بدهی و … .
و) گرفتاری های شغلی : نارضایتی از شغل ، درگیری با رئیس اداره ، تعارض با همکاران و …
ی ) گرفتاری های امنیتی دراز مدت : نگران از دست دادن شغل ، تغییر قیمت های باز نشستگی و …(طریقتی ، ۱۳۷۶)
به طور خلاصه ، در حالی که هولمز و راهه بر روی حوادث بزرگ و لازاروس و همکارانش بر روی حوادث کوچک به عنوان منابع استرس تأکید داشتند ، موریس و میستو هم حوادث درونی و هم موقعیت های بیرونی و هم حوادث کوچک و بزرگ را به عنوان منابع استرس معرفی میکنند ، چرا که همه این حوادث احساس فشار ، عجز ، تعارض و اضطراب را ایجاد میکنند (موریس و میستو ، ۱۹۹۹) .
فیزیولوژی استرس
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل چهارم – قیومیت
در صورت عدم وجود ولّی خاص (پدر، جد پدری و وصی منصوب) قیم عهدهدار اداره دارایی محجور است.

در حقوق اسلامی، قیمومت نوعی از ولایت عام حاکم شرع در فقه امامیه است که هرگاه محجور ولّی خاص نداشته باشد و مجتهد جامعالشرایط برای اداره امور وی نباشد، عدول مؤمنان سرپرستی و اداره امور محجور را بر عهده میگیرند و هر یک از آنان به تنهایی یا با مشارکت دیگران میتوانند در این زمینه با رعایت مصلحت محجور، اقدام نماید

قیم در لغت به معنای مستقیم، راست و متعادل و در اصطلاح حقوقی کسی است که از طرف حاکم شرع یا دادگاه برای سرپرستی و نگهداری اموال محجور در مواردی که ولّی خاص ندارد منصوب میگردد
گفتار اول – موارد نصب قیم
مطابق ماده ۱۲۱۸ ق.م. برای اشخاص ذیل قیم نصب میشود:
صغاری که ولّی خاص ندارند؛
مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغر آن ها بوده و ولّی خاص نداشته باشند.
مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغرنباشد.
نظر بر اینکه مجانین (موضوع بند سوم ماده فوق) پس از رشد، از ولایت ولّی قهری خارج میشوند جنون بعدی ایشان موجب بازگشت مجدد به چتر ولایتی نخواهد بود و باید برای آنان قیم تعیین شود. به سه مورد فوق باید صغیر موضوع مواد ۱۱۸۴ و ۱۱۸۵ ق.م. را نیز اضافه کرد و آن صغیری است که ولّی قهری وی محجور شود یا خیانت او در اموال صغیر محرز گردد.
دادگاه در تعیین قیم به صلاحیت و قدرت ولّی در اداره اموال محجور توجه میکند، اما مطابق ماده ۶۱ قانون امور حسبی پدر یا مادر محجور با داشتن صلاحیت برای قیمومت بر دیگران مقدم هستند. همچنین مطابق ماده ۱۲۳۱ ق.م. سی که به سمت قیومت انتخاب میشود باید واجد شرایطی به شرح ذیل باشد؛ اهلیت، عدم وجود پیشینه محکومیت کیفری به ارتکاب جرایم مهمی مثل سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس و …، حسن شهرت اخلاقی. همچنین کسی که خود یا اقربای طبقه اول او دعوایی بر محجور داشته باشد نمیتواند به عنوان قیم انتخاب شود. به موجب ماده ۱۲۱۹ ق.م. والدین شخص محجور، مکلف میباشند در مواردی که قانونگذار تعیین قیم را لازم دانسته، مراتب را به دادستان محل اقامت خود یا نماینده او اطلاع داده و تقاضای انجام اقدامات لازم برای نصب قیم بنمایند و ماده ۱۲۲۰ ق.م. در صورت نبودن ابوین یا عدم اطلاع آنان، این وظیفه را بر عهده اقربایی قرار داده که با محجور در یک جا زندگی میکنند. ماده ۱۲۲۱ق.م. برای همسر محجور نیز این تکلیف را قائل شده است.
دادستان پس از اطلاع از طرق مواد فوق الذکر یا هر طریق دیگر مطابق ماده ۱۲۲۲ ق.م. باید اشخاصی را که برای قیمومت مناسب میداند، به دادگاه مدنی خاص (دادگاه خانواده فعلی) معرفی نماید و دادگاه در این خصوص تصمیم میگیرد و چنانچه شخص یا اشخاص معرفی شده از ناحیه دادستان را صالح دید وی را به سمت قیمومت میگمارد و در غیر این صورت معرفی اشخاص دیگری را از دادسرا میخواهد. دادگاه همچنین میتواند علاوه بر قیم، یک یا چند نفر را به عنوان ناظر معین نماید و تعیین حدود اختیارات ناظر با دادگاه است.
گفتار دوم – وظایف و اختیارات قیم
ماده ۱۲۳۵ ق.م. دو وظیفه مهم بر عهده قیم گذارده است؛ مواظبت از شخص مولّیعلیه و نمایندگی قانونی او در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی. بنابرین چنانچه طفل فاقد مادر و پدر باشد یا والدین از تکلیف حضانت طفل سرباز زنند، قیم وظیفه حضانت را بر عهده دارد. شروع به اعمال قیمومت از تاریخی است که سمت قیمومت به قیم اطلاع داده شود (ماده ۷۴ قانون امور حسبی) و اعمالی که قیم پس از نصب و قبل از ابلاغ انجام داده نافذ[۴]است.
مطابق ماده ۷۶ ق.ا.ح. در تصدی امور مالی محجور قیم موظف است سیاهه اموال محجور را به دادستان اعلام کند. حق فروش اموال ضایع شدنی و اموال منقول محجور و خرید مال برای طفل باید با رعایت مصلحت باشد (مواد ۸۱ و ۸۰ ق.ا.ح) اما مطابق ماده ۸۳ ق.ا.ح. اموال غیر منقول محجور صرفاً با تصویب دادستان قابل فروش است. همچنین پرداخت هزینه زندگی محجور توسط قیم صورت میگیرد (ماده ۸۲ ق.ا.ح.) صغیر ممیز میتواند اموال و منافعی را که به سعی خود به دست آورده با اذن قیم اداره کند (ماده ۸۶ ق.ا.ح.) نهایتاًً پس از رفع حجر، قیم موظف است، اموال محجور را به تصرف او یا در صورت تغییر قیم، به تصرف قیم بعدی بدهد (ماده ۸۷ ق.ا.ح).
مطابق ماده ۱۲۳۵ ق.م. مواظبت شخص و نماینده قانونی وی در کلیه اموال و حقوق مالی او با قیم است. مفهوم مخالف ماده ۱۲۴۰ همین قانون به قیم اختیار داده نسبت به اموال صغیر معامله کند، مگر اینکه با خود معامله نماید[۵]. از مفهوم مخالف ماده ۱۲۴۱ق.م. نیز استفاده میشود که قیم حق فروش اموال غیرمنقول مولّیعلیه یا انجام معاملات معوض نسبت به آن را دارد مگر اینکه در نتیجه آن معامله، خود مدیون صغیر شود[۶]. بنابرین معامله معوض بر اموال منقول و غیرمنقول صغیر برای قیم مجاز است. اما مطابق ماده ۱۲۴۵ ق.م. باید حساب زمان تصدی خود را پس از کبر و رشد یا رفع حجر به مولّیعلیه سابق خود بدهد و هرگاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد، باید حساب زمان تصدی خود را به قیم بعدی بدهد.
تفاوت سمت قیمومت با ولایت در این است که اگرچه قیم علاوه بر اختیارات مالی که در مواد ۷۶ ق.ا.ح و ۱۲۳۵ ق.م. قید شده است، دارای اختیار در تربیت و اصلاح محجور میباشد (ماده ۷۹ ق.ا.ح.) اما قیم تحت نظارت دادستان عمل میکند و باید صورت حساب دارایی و عملکرد خود را به دادستان اعلام نماید. مطابق ماده ۱۲۳۶ ق.م. قیم مکلف است، قبل از مداخله در امور مالی مولّیعلیه، صورت جامعی از کلیه دارایی وی تهیه و یک نسخه از آن را به امضای خود برای دادستان محلی که مولّیعلیه در حوزه آن سکونت دارد بفرستد. همچنین ماده ۱۲۳۷ ق.م. تعیین مخارج سالیانه فرد تحت قیمومت را از اختیارات دادستان دانسته است. اختیارات قیم در امور مالی محجور دارای محدودیتهایی است که در خصوص ولّی به چشم نمیخورد. از جمله این که مفاد ماده ۱۲۴۱ ق.م. و ۱۲۴۲ ق.م. که طبق آن قیم نمیتواند دعوی مربوط به محجور را به صلح خاتمه دهد.
رویه قضایی، اختیارات قیم در امور مالی محجور را با محدودیتهایی بیش از آنچه در قانون آمده روبرو کردهاست. به عنوان مثال مفهوم مخالف مواد ۱۲۴۰و ۱۲۴۱ ق.م. آن است که قیم میتواند اموال غیرمنقول محجور را بفروشد، رهن گذارد یا به طور کلی معامله کند به شرط آن که با خود معامله نکند یا در اثر معامله، خود مدیون مولّیعلیه نشود. اما رویه ادارات امور سرپرستی صغار و محجورین بر نظارت کلی نسبت به انتقالات اموال غیرمنقول صغیر توسط قیم استوار است. دفاتر اسناد رسمی نیز از ثبت معاملات قیم نسبت به مال صغیر بدون اذن دادستان خودداری مینمایند. این رویه حتی در اموال منقول که ثبت انتقالات آن اجباری است مانند خودرو، جاری میباشد.
نتیجه
اجرای قوانین مربوط به حمایت از صغار در امور مالی و غیر مالی در عمل چالشهایی به بار میآورد که رفع آن نیازمند بازنگری در قانون است. به برخی از این مشکلات در ذیل اشاره میشود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این اصل، گرچه با این عنوان در قوانین وارد نشده ولی مفاد آن مورد استفاده قانونگذار قرارگرفته است ( زراعت،۱۳۸۳،۶۱۹).بر اساس این قاعده در ماده ۱۹۸ قانون آئین دادرسی مدنی آمده است:” در صورتیکه حق یا دینی بر عهده کسی ثابت شد، اصل بر بقای آن است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود”.

قواعد مذکور، در کتب قواعد فقه اهل سنت ذکر شده است و بر اساس اصل برائت گفتهشده که به صرف نکول مدعی علیه از سوگند، حکم بر علیه او صادر نمیشود؛ زیرا اصل برائت اوست و سوگند به مدعی رد میشود و بعضی نیز بهجای استصحاب از عنوان “الیقین لایزول بالشک ” استفاده کردهاند ( ابن نجیم،۱۴۰۵، ۲۹؛ سیوطی،۷۱ ). قانون مدنی مصر نیز، تفسیر به نفع متعهد را در بند اول ماده ۱۵۱ مورد تأکید قرار داده است، البته استفاده از این قاعده درجایی است که قاضی قادر به دستیابی به اراده طرفین نباشد، در غیر این صورت در صورت آشکار شدن اراده متعاقدین، هر چند به ضرر متعهد باشد، باید طبق آن عمل شود ( سنهوری، ۱۹۹۸،۶۸۶ ).قاعده مذکور، مورداستفاده قانون الموجبات والعقود لبنان نیز واقع شده است و ماده ۳۶۹ آن را بیان کردهاست. مواد ۱۱۵، ۲۴۱ و ۳۰۰ این قانون نیز بر مبنای قاعده مذکور است. طبق این قاعده، به قاضی اجازه داده شده، مهلت مناسبی به متعهد برای ایفای تعهد اعطا نماید ( العوجی،۱۴۱۵، ۶۵۵؛ الیاس ناصیف، ۱۹۹۸،۲۳۸ ).  مقایسه قوانین ایران، مصر و لبنان مؤید شباهت آن ها در تفسیر عقد به نفع مدیون است، ولی درعینحال، قوانین مصر و لبنان، به دلیل ذکر صریح آن، ذیل قوانین تفسیر عقد بر قانون ایران رجحان دارد. لازم است، قانونگذار ایران نیز با توجه به وجود مبنای فقهی، حقوقی و کاربرد وسیع این قاعده، در تجمیع قواعد تفسیری و ازجمله این مورد اقدام نماید.
فصل سوم: نقش اصول لفظی، اصول عملی و اصول حقوقی در تفسیر قرارداد
بخش اول: نقش اصول لفظی در تفسیر قرارداد از منظر فقه
در ابتدا توجه به این مطلب ضروری است که در علم اصول فقه برای استنباط و اثبات احکام شرعی درمواردی که حکم شرعی وجود ندارد قواعد و احکامی در چهار بخش عمده تحت عنوان “مباحث الفاظ” و “مباحث عقلیه” و “مباحث حجت” و “مباحث اصول عملیه” وضع و تدوین شده است. در طول قرون متمادی از عهد صحابه تا امروز مباحث این علم در اثر تلاش بیوقفه فقها و مجتهدین هر عصر و زمانی به رشد و تکامل قابل تحسینی دست یافته است. زیرا در دورانی که به معصوم جهت پرسیدن احکام فقهی مسائل مبتلا به و مستحدثه دسترسی نبود (که در مکتب امامیه این دوران مربوط به بعد از غیبت صغری و شروع دروران غیبت کبری امام عصر “عج” است)، (شهابی، …، ۳۸۱) راهی جز استنباط احکام فقهی از قران و سنت از طریق استدلالات و استنتاجات عقلی و منطقی نبود. ازاینرو میتوان گفت احکام و قواعد اصول تدوین شده در علم اصول چون بر اساس اعمال فعالیت فکری و ذهنی و استنتاجات عقلی با این استدلال که احکام شارع مقدس بر مبنای عقل بوده و شارع مراد و مقصود خود را برای فهم مردم به زبان عرفی آن ها بیان کرده و به بیان اهل عرف سخن گفته است، از آنچنان استحکام عقلی برخوردار است که استفاده از آن ها مختص به استنباط احکام شرعی نبود و بسیاری از قواعد آن در مقام اعمال هر نوع تفسیری اعم از تفسیر قانون یا تفسیر قرارداد برای اطمینان از درستی تفسیر، نقش اساسی و تأثیری انکارناپذیر دارد. در این قسمت به تعریف و تبیین اصول لفظیه و اصول عملیه وهمچنین اصول حقوقی و لزوم و کاربرد آن ها در تفسیر قراردادها به اختصار اشاره و اکتفا میکنیم. روشن است که ذکر این مباحث از حیث ارتباط آن ها با مسئله تفسیر قراردادها بوده و غرض از بیان آن ها بحث و تشریح از حیث اصولی نیست. و داوطلب شرح تفصیلی میتواند به کتب اصولی معتبر نظیر فرائدالاصول تألیف شیخ انصاری “ره” معروف به رسایل و اصول فقه مظفر که از کتب اصولی جدید است ، مراجعه نمایید. اصول لفظی اصولی هستند که هرگاه معنای وضعی لفظ معلوم باشد ولی در مقصود و مراد متکلم از لفظ شک و تردید داشته باشیم، این اصول وسیلهای هستند برای احراز معنای مورد نظر متکلم. توضیح اینکه گاهی شک و تردید در این است که آیا فلان لفظ خاص برای معنای خاصی وضعشده یا نه، به عبارت دیگر شک در وضع لفظ است. در این حالت بحث اثبات وضع و رفع شک نسبت به آن مطرح است که در این موارد رجوع به علائم تشخیص حقیقت از مجاز و تشخیص اهل لغت، رافع شک خواهد بود و در مبحث اصاله الحقیقه این مطلب مورد بحث قرار خواهد گرفت. اما گاهی شک در وضع لفظ نیست. یعنی معنی وضعی لفظ روشن است اما شک در این است که گوینده کدام معنا را اراده داشته است. به عبارت دیگر مقصود گوینده از کلام مورد تردید است. در این حالت با توسل به اصول لفظیه که بر مبنای روش عقلا و لسان اهل محاوره و عرف تدوین گردیده رفع تردید نموده و قصد و اراده واقعی متکلم یا به عبارتی قصد و اراده مورد نظر در قرارداد را کشف میکنیم، زیرا اصول لفظیه در تقسیر قراردادها نیز همان گونه که در مقام استنباط احکام، در تشخیص ظهور الفاظ و کشف قصد متکلم به کار میرود. برای احراز مقصود طرفین از مفاد الفاظ قرارداد در مواردی که در مقصود و مراد متعاقدین از عبارات و الفاظ قرارداد شک و تردید وجود دارد به مثابه قواعد تفسیری محکم و متقنی میتواند کاربرد داشته باشد. در واقع اصول لفظیه ازجمله اصولی هستند که بر بناء عقلا و عرف استوار میباشند. (موسوی تبریزی، ۱۴۱۴،۴۶۷؛ مظفر، ۱۳۶۹،۱۴۷) که اگرچه کاربرد بیشتر آن ها در باب استنباط احکام شرعی است ولی استفاده از این اصول فقط مختص احکام شرعی نیست و استفاده مکرر و فراوان از آن ها در باب استنباط احکام شرعی نافی کارائی آن در حقوق موضوعه و بهویژه قراردادها نمیباشد. اقسام اصول لفظیه عبارتاند از: اصل حقیقت، اصل عموم، اصل اطلاق، اصل عدم تقدیر، اصل ظهور، که در مباحث آتی شرح مختصری از هر یک و کاربرد آن ها به عنوان قاعده تفسیری در تفسیر قراردادها بیان خواهد شد.
گفتار اول :جایگاه اصاله الحقیقه و کاربرد آن در تفسیر قرارداد
الف) تعریف هرگاه عبارت قرارداد دارای دو معانی حقیقی و مجازی باشد و شک و تردیدی حاصل شود که مقصود متعاقدین کدام یک از این دو بوده است و قرینهای نیز بر اینکه معنای مجازی مورد نظر طرفین باشد و جود نداشته باشد، در این حالت اصل این است که عبارت را بر معنای حقیقی آن حمل کنیم. در تعریف حقیقت و مجاز گفته شده حقیقت آن است که لفظ در معنایی که برای آن وضعشده و به عبارت دیگر در “ماوضع له” به کار رود و مجاز مقابل آن بوده و به معنای آن است که لفظ در غیر معنایی که برای آن وضع شده و به عبارت دیگر در “غیر ماوضع له” به کار رود، که در این حالت حتماً قرینهای باید در جمله بر مجاز بودن لفظ وجود داشته باشد. مثل لفظ اسد که در معنای حقیقی به شیر که حیوان درندهای است اطلاق میشود و در معنای مجازی برای اشخاص شجاع به کار میرود. (مظفر، ۱۳۶۹،۲۹) ب) علائم تشخیص حقیقت از مجاز اصولیین برای تشخیص معنای حقیقی از معنای مجازی علاماتی ذکر کردهاند که مهمترین آن ها سه علامت تبادر و عدم صحت سلب و اطراد است. ۱٫ تبادر سبقت گرفتن یک معنی از سایر معانی در ذهن از خود لفظ بدون وجود هیچ قرینهای را گویند. به عبارت دیگر یعنی معنایی که زودتر به ذهن متبادر میشود و این علامت حقیقت است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دادرسی ویژه اطفال به مجموعه قواعدی منسجمی گفته می شود که در زمینههای کشف جرم ، تعقیب مجرمین، تحقیقات مقدماتی ، نحوۀ دادرسی و نحوۀ اجراء حکم خصوصاًً با رویکرد تربیتی از شروع تماس کودک و نوجوان با مقامات انتظامی و قضایی بایستی رعایت شود ؛ تا اهداف والای انسانی در جهت حفظ منافع عالی کودکان و نوجوانان در بالاترین اندازه ممکن مدّ نظر قرار گیرد. علاوه بر این ، دادرسى اطفال و نوجوانان ، بهعنوان یک فرایند رسیدگى ، تضمین کننده ی حقوق است که براى طفل متهم در نظر گرفته شده است . از آنجا که طفل متهم ؛ در فرایند رسیدگى از وضعیتى آسیبپذیرتر نسبت به یک متهم بزرگسال برخوردار است لذا پیشبینى تضمینهاى حقوق طفل متهم در این دادرسى از اولویت برخوردار مىباشد.

در رسیدگی به اتهامات نوجوانان و اطفال، همواره باید مصالح و منافع اطفال و نوجوانان، مدّ نظر قرار گیرد و از هر گونه برخوردی که با شأن، منزلت و اعتماد به نفس ایشان مغایرت داشته باشد یا احیاناً کمکی در تشدید شرایط نا مطلوب آنان نماید، احتراز شود.
مقامات مربوطه علاوه بر اینکه باید اصول دادرسی عادلانه و منصفانه را در برخورد با اتهامات طفل و نوجوانان رعایت کنند، به آن دسته از حداقل قواعد اسناد بینالمللی ناظر به داد رسی مخصوص اطفال و نوجوانان و قوانین موضوعه نشأت گرفته از اصول مذبور عنایت جدی داشته باشند؛ زیرا ارتقاء دادرسی نوجوانان و اطفال متضّمن بخشی از روند توسعه ملی کشور ما محسوب می شود.
حال که ضرورت ها ی تعیین سن کامل برای اطفال و تعریف و تبیین مفهوم ، جایگاه و رعایت مواردی که در فرایند دادرسی اطفال از اهمیت لازم برخوردار بود را برشمردیم . در ادامه این پژوهش به بیان تاریخچه تعیین سن کبر در حقوق ایران قبل و بعد از انقلاب و همچنین قانون مجازات اسلامی بویژه نقش سن کبر در جرایم تعزیری و جرایم مستلزم حد و قصاص می پردازیم .

ب) تاریخچه تعیین سن کبر در حقوق ایران
قبل از آنکه ماده ۱۲۱۰ ق.م. در سال ۶۱ دستخوش اصلاح شود به موجب ماده مرقوم، سن بلوغ ۱۸ سالگی بود و بنابرین کسانی که زیر ۱۸ سال بودند، صغیر محسوب می شدند و نظر به ماده ۱۲۰۷ ق.م. از تصرف در اموال و حقوق مالی خود محروم بودند. [۱۳۸]
واضعین قانون مدنی این سن را اماره رشد قرار داده بودند و رسیدن به ۱۸ سالگی دلیل بر رشید بودن فرد بود مگر اینکه خلاف آن ثابت می گردید. در اصلاحی که در سال ۱۳۶۱ از ماده ۱۲۱۰( اصلاحی آزمایشی ۸/۱۰/۱۳۶۱ ) به عمل آمد، این ماده اینگونه تغییر یافت: «هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد، محجور نمود مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.»
در تبصره ۱ این ماده چنین آمده: «سن بلوغ در پسر ۱۵ سال و در دختر ۹ سال تمام قمری است» که این برگرفته از نظر اکثر فقهای امامیه است .
با توجه به ماده ۱۲۱۰ ق.م. و تبصره های آن به نظر میرسد که پایان کودکی، سن بلوغ است زیرا اولاً، صغر کودکی چنان که ذکر شد در مقابل بلوغ شرعی قرار دارد و از نظر عرفی به کسی که به سن بلوغ رسیده، صغیر نمی گویند. ثانیاًً، ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی نیز سن بلوغ در پسران ۱۵ سال تمام و دختر ۹ سال تمام قمری دلالت دارد . بنابرین با توجه به مفاد مواد فوق به نظر میرسد در قانون مجازات حاضر نیز ملاک مسئولیت کیفری را بلوغ قرار دادهاند نه رشد و بلوغ نیز گاهی به سن وگاهی با ظهور علایم آن میباشد . ثالثاً، طبق نصّ ماده ۱۲۱۰ ق.م.: «رسیدن به سن بلوغ به معنای خروج از محجوریت است و با توجه به اینکه طبق بند یک ماده ۱۲۰۷ ق.م. صغار محجور شناخته شده اند از تقابل ماده ۱۲۱۰ و بند یک ماده ۱۲۰۷ ق.م. معلوم میگردد که در واقع صغیر محجور در مقابل بالغ غیر محجور است و بنابرین غیر از آن است»
در قانون مجازات اسلامی فعلی مصوب ۱/۲/۹۲رویکرد قانونگذار بر پایه سیاست جنایی افتراقی در مورد اطفال سن مسئولیت کیفری را در سه مرحله ( ۹ سال تا ۱۲ سال) و ( ۱۲ سال تا ۱۵ ) و ( ۱۵ تا ۱۸ سال ) تعیین نمودند . به طور کلی برای اطفال کمتر از ۹سال شمسی قائل به عدم مسئولیت مطلق شدند که البته این دیدگاه متاثر از نظریات فقهی است .
مورد توجه قرار نگرفتن سن رشد در مجازات های کیفری در حالی اعمال می شود که سن بر عهده گرفتن امور مالی در قانون مدنی ۱۸ سال در نظر گرفته شده است .
بازبینی قوانین مدنی ایران نشان میدهد که خاتمه دوره کودکی به طور واضح بیان و تعریف نشده است. فرد را می توان در یک موقعیت کودک و در موقعیت دیگری بالغ تلقی کرد . بنابرین از نظر حقوق فعلی ایران، با توجه به ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی و تبصره های آن [۱۳۹] و همچنین ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی[۱۴۰] پایان کودکی، رسیدن به سن بلوغ است . البته با این تفاوت که رویکردسیاست جنایی افتراقی در مورد اطفال موجب شد که این موضوع با لحاظ کردن تاثیر رشد تدریجی اطفال در ارتکاب جرایم موجب حد و قصاص تا ۱۸ سالگی مقنن در مجازات نگاه تامینی و تربیتی را پیشبینی نموده است به طوری که رشد در آن تأثیر داده شده و صرف رسیدن به ۹ سالگی در دختران و ۱۵ سالگی در پسران به معنای پایان کودکی قلمداد نشده است . با دقتی که در حقوق اسلام و حقوق مدنی ایران که مبنای آن فقه امامیه است به عمل آمده ، معلوم می شود خروج از کودکی همان زمان بلوغ بوده و رشد در آن تأثیر ندارد ؛ دلیل آن این است که مسئولیت کیفری با رسیدن به سن تکلیف آغاز می شود . بر این اساس پسر بچه ای که به سن ۱۴ سال و ۷ ماه شمسی و دختر بچه ای که به سن ۸ سال و ۹ ماه شمسی رسیده باشد، بالغ و در نتیجه کبیر است .
- پیش از انقلاب اسلامی
در قانون مجازات عمومی سال ۱۳۰۴ و قانون تشکیل دادگاه های اطفال بزهکار سال ۱۳۳۸ ضابطهای که در آنجا مورد توجه قرار گرفته بود ، ضابطه و معیار رشد عقلانی و دماغی یا ضابطه تمییز بود؛ به این معنا که، آیا فرد قدرت تمییز و تشخیص دارد یا خیر. منتها، این دو قانون با هم یک تفاوت داشتند و آن اینکه قانون سال ۱۳۰۴، از ۹ سال تا ۱۸ سال را مسئول و قانون تشکیل دادگاه های اطفال بزهکار سال ۱۳۳۸، با تقسیم طفولیت و نوجوانی بین سنین ۶ تا ۱۸ سالگی شمسی به سه دوره ۶ تا ۱۲ و ۱۲ تا ۱۵ و ۱۵ تا ۱۸ سال تفکیک نموده و میزان مسئولیت کیفری اطفال و پاسخ های مختلف به بزهکاری آنان را در هر دوره ، بدون تفاوت گذاری جنسیتی بین دختر و پسر ، مشخص و مجازاتهای گواناگونی را برای فرد قرار داده بود. به طوری که این قوانین تا سال ۱۳۶۱ مجرا بودند . با توجه به مقررات فوق ؛ چنان که دختر و پسر از ۱۸ سال تمام به بالا دارای مسئولیت کیفری کامل شده و بنابرین از شمول « حقوق کیفری اطفال » خارج می شدند و به تابعان « حقوق کیفری عادی » یعنی حقوق کیفری بزرگسالان در می آمدند . [۱۴۱]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در سال ۱۹۵۰ ولف پژوهش های معینی پیرامون استرس ناشی از حوادث طبیعی انجام داد . بررسی او بر این فرضیه استوار بود که حوادث از استرس زایی که به وسیله فرد به یک سری واکنش های محافظت کننده فیزیولوژیک می انجامد که اگر این واکنش ها بیش از اندازه معین و یا به طور نامناسب بروز کنند ، موجب آسیب های فیزیوولژیک میشوند (به نقل از لو ولو ، ۱۹۹۲ ؛ ترجمه غریب ۱۳۷۱)

استرس چیست ؟
استرس هر نوع فشار روانی یا جسمی است که درجه آن از نظر قدرت یا تداوم از حد ظرفیت ارگانیسم فراتر رود و به ناسازگاری یا اختلال منجر شود (باترا)[۸]
برخی تنیدگی یا استرس را به عنوان یک محرک در نظر گرفته اند . از این دید گاه تنیدگی چیزی است که از خارج بر فرد تحمیل می شود و ناراحتی های جسمانی و روانی در پی دارد .
در روی آورد دوم تنیدگی به منزله یک پاسخ توصیف شده است . این الگو که بر نشانگان عمومی سازش (GAS ) [۹](سیله[۱۰]، ۱۹۵۶) مبتنی است تنیدگی را یک فرایند پاسخدهی میداند . روی آورد سوم بر چگونگی ادراک فرد از موقعیت تاکیدی می ورزد و تنیدگی را به شبکه وسیع عواملی مانند محرک ، پاسخ ، ویژگی های فردی ، ارزشیابی ها و سبک های سازشی نسبت میدهد که بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند . از این دیدگاه موقعیت ها به خودی خود تنیدگی زا نیستند بلکه تنیدگی ناشی از عدم موازنه ایست که بین ادراک فرد از الزام های محیط پیرامونی و ارزشیابی وی از توانایی خویشتن در پاسخدهی به آن ها به وجود میآید . بنابرین تنها زمانی که فرد نتواند با خواسته های محیط پیرامونی مقابله کند یا به عبارت دیگر بین موقعیت های بیرونی و ظرفیت واکنش عینی یا فاعلی او نسبت به آن ها ناهمگرایی وجود داشته باشد حالت تنیدگی ایجاد می شود .

کاپلان[۱۱]انسان را به صورت موجودی که نسبت به شرایط مختلف بر اساس مکانیسم مقابله ای که فرا گرفته عکس العمل نشان میدهد ترسیم نموده است . این مکانیسم بر اساس اصول تعادل حیاتی فعال شده و از هر حال موجودی آن محدود است استفاده میکند . در عین حال مشکلات زمانی بروز میکنند که موجودی فرد کافی نبوده و نمی تواند پاسخگوی نیاز های جسمانی ، روانی ، فرهنگی و اجتماعی وی باشد.
کوفرواپلی[۱۲] نیز چنین تعریفی ارائه کردهاند : فشار زمانی بر موجود جاندار عارض می شود که او احساس کند سلامتی و یا وحدت درونی اش به خطر افتاده و باید تمام انرژی موجود خود را برای دفاع از خود به کار گیرد .
باسووتیز[۱۳] پرسکی [۱۴]، کور چین[۱۵] ، وگر نیکر [۱۶] نیز چنین اشاراتی داشته اند . نباید فشار را به عنوان عاملی که بر فرد تحمیل می شود تصور کنیم ، بلکه باید آن را پاسخی به فزایندهای درونی و بیرونی بدانیم .
که فرد را به آستانه ی مراحلی می کشاند که طی آن ظرفیت یکپارچگی و وحدت روانی او به سر حد نهایت میرسد .
طبق تعریف لازاروس فشار روانی به طبقه ای کلی از مشکلات اشاره میکند که وجه تمایزشان از سایر مشکلات این است که در فشار روانی به فشار هایی که بر سیستم وارد می شود و واکنش سیستم در برابر آن ها ، توجه می شود . سیستم میتواند فیزیولوژیکی ، اجتماعی یا روانشناختی باشد، لازاروس چنین ادامه میدهد که واکنش به این بستگی دارد که شخصی چگونه اهمیت یک رویداد آسیب زا ، تهدید کننده یا چالش انگیز را (آگاهانه یا ناآگاهانه ) تعبیر یا ارزیابی میکند (لازاروس ، ۱۹۷۱) . این تعریف سه مؤلفه ای مهم را برای یک مدل از فشار روانی به دست میدهد :
-
- فشار هایی که بر سیستم وارد می شود .
-
- این نظر که شخص به شکلی تهدید را ارزیابی و یا درک میکند .
- اهمیت پاسخ آن سیستم.
سلیه از سال ۱۹۳۵ مفهوم تنیدگی را به عنوان نشانگان یا مجموعه واکنش های فیزیولوژیکی نامعیین ارگانیسم نسبت به عوامل زیان آور محیط با ماهیت فیزیکی یا شیمیایی درنظر گرفت . نشانگان عمومی سازش (GAS ) که توسط سلیه عنوان شده است به منزله تشکل خاص فرآیندها و حالات فیزیولوژیکی است که در پاسخ به انواع محرکات بیرونی یا عوامل تنیدگی زا بروز میکند :
-
- مرحله هشدار [۱۷]یا تکان یا ضربه : بر اساس نشانه هایی که در پی میآیند مشخص می شود تپش قلب ، کاهش حرارت بدن ، شکل گیری زخم های معده ای و روده ای ، افزایش غلظت خون ، کاهش رفع ادرار ، ایجاد تورم ، کاهش و سپس افزایش گولبول های سفید ، کاهش میزان کلر خون ، اسیدوز، افزایش موقت قند خون ، و سپس کاهش آن و ترشح آدرنالین غدد فوق کلیوی .
-
- مرحله مقاومت[۱۸] ارگانزم : با افزایش فعالیت ازدیاد حجم قسمت قشری غدد فوق کلیوی ، کاهش سریع تیموس و اعضای لنفاوی دیگر و همچنین وارونه شدن اغلب علائم مشخص کننده مرحله اول متمایز می شود. اگر عوامل فشار زا پابرجا بماند مقاومت نسبت به محرکات بر اساس هورمون های کورتکس افزایش مییابد .
- مرحله بی رمقی یا فرسودگی[۱۹]: پس از تاثیر دراز مدت عوامل تنیدگی زا ظاهر می شود . به محض بروز نشانه های فرسودگی ضایعات مشخص کننده مرحله هشدار از نو آشکار میگردند و مرگ را در پی دارند .
طریقتی (۱۳۷۶) میگوید : اثر فشار های خارجی یا شرایط نامناسب بر روی بدن انسان و واکنشی که فرد نسبت به آن ها از خود نشان میدهد را استرس میگویند که اگر این فشار ها و تحرکات خارجی مکرر و شدید باشند سبب خستگی و ناراحتی عصبی میگردند.
انواع استرس
-
- استرس مثبت – غلبه بر استرس : در هنگام مواجهه با فشار میزان انرژی بدن افزایش پیدا میکند ، حس هوشیاری و کنترل موقعیت تقویت می شود ، فرد قادر به پذیرش وقایعی که روی میدهد خواهد بود و با مسائل و مشکلات بدون این که بیش از اندازه مضطرب شود رو به رو خواهد شد . هنگامی که فشار به پایان میرسد فرد قادر به استراحت خواهد بود ، از زندگی لذت برده و میتواند ناراحتی و تنش را از وجود خود بیرون نماید ، حس اعتماد به نفس در او تقویت شده و میزان احترام به نفس افزایش مییابد .
- استرس منفی – احساس پریشانی : در هنگام مواجهه با فشار در ابتدا ممکن است احساس لطمه شدیدی به فرد به دست میدهد و بسیار فعال شود ، امکان دارد احساس ناراحتی نموده و کنترل موقعیت را از دست دهد ، هر پیشامدی به یک مشکل تبدیل شده و دچار اضطراب شدیدی خواهد شد ، در طول زمان ممکن است توانایی خود را از دست داده و احساس افسردگی و بی علاقگی نماید ، به طور مداوم حالت عصبی و اضطرابی خواهد داشت ، آرامش از او سلب شده در لذت بردن از زندگی دچار مشکل شده و به ندرت میتواند بخندد و شاد باشد .
عوامل استرس زا
موقعیت ها ، شرایط و یا هر محرکی که تهدیدی برای انسان تلقی شود ، محرک استرس زا نام دارد که میزان استرس را افزایش میدهد . شمار محرک های استرس زا نه تنها بیش از اندازه است ، بلکه برای اشخاص مختلف ، متفاوت عمل میکند (سی وارد ۱۹۹۷ ، ترجمه قراچی داغی ، ۱۳۸۰ ) .
سلیه محرک را عامل استرس زا میداند و به زعم او باید میان استرس و عوامل به وجود آورنده آن تفاوت قایل شد . از دیدگاه سلیه عوامل استرس زا گوناگون هستند : سرما ، گرما ، خستگی ، مواد سمی ، عفونی ، ضربه و تکانه های کارکردی مانند ترس و خشم و یا هر گونه عامل استرس زا که باعث بروز واکنش می شود (از لوولو ، ۱۹۹۲ ، ترجمه غریب ، ۱۳۷۱ ) .
گروهی از دانشمندان استرس را بهسه دسته تقسیم کردهاند :
-
- استرس فیزیولوژیک : بی خوابی یا خستگی مفرط بر اثر کار زیاد ، نخوردن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رابینز[۲۳۹](۱۹۹۲) که یکی از صاحب نظران مدیریت است، اعتقاد دارد که دو نوع زمان وجود دارد :

یکی زمان غیر قابل کنترل و دیگری زمان قابل کنترل. او میگوید بسیاری از افراد، نمی توانند تمام وقتشان را کنترل نمایند. آن ها پیوسته و روزمره به بحرانهای ناگهانی، واکنش نشان میدهند. وقت عمده آن ها صرف پاسخگویی به درخواستها و تقاضاها و نیز توجه به مسائل و مشکلاتی میشود که توسط دیگران ایجاد شده است و این نوع زمان را نمی توان کنترل و مدیریت نمود. در مقابل بخشی از وقت آدمی قابل کنترل است. بسیاری از پیشنهادهای ارائه شده جهت مدیریت زمان، مربوط به استفاده از زمان قابل کنترل است. برای اینکه بخشی از وقت آدمی که قابلیت کنترل دارد، قابل مدیریت کردن است (رابینز، ۱۹۹۲).

«زمان تنها منبعی است، که به محض دستیابی به آن، میباید مصرف شود و آهنگ مصرف آن هم ثابت است. بعضی محققین در نوشته های خود برای افزایش اوقات آموزش از نظر کمّی، پیشنهاداتی ارائه نموده اند، ولی آنچه که بیش از همه مورد نیاز است، استفاده مؤثر از مقدار زمانی است که در دسترس است. برای این امر، برنامهریزی و سازماندهی کافی، مورد نیاز است. در غیر این صورت، زمان بیشتری به هدر میرود. » (میلر[۲۴۰]،۱۹۸۵، ص.۳، دیلون[۲۴۱]، ۱۹۸۱، ص.۴).
وبر[۲۴۲]در سال ۱۹۸۹، برای پیشرفت افراد در زمینه استفاده مؤثر از زمان به منظور انجام فعالیتهای کاری شش پیشنهاد ارائه میدهد : تشخیص بین فعالیت مهم و فعالیت اضطراری، چشم پوشی از انجام بعضی از فعالیتها که نیاز به زمان دارد، تمرکز بر فعالیتی که بیشترین کمک را به فرد میکند، تفویض اختیار، بهبود روابط بین افراد، پیشرفت در زمینه اهداف بلند مدت حیاتی. (وبر، ۱۹۸۹).
بی شاپ[۲۴۳]در سال ۱۹۸۶، برای بهبود مدیریت زمان مراحلی را مطرح میکند که عبارتند از : تحلیل زمان، تعیین مشکلات موجود در زمان، ارزیابی از خود، تعیین اهداف و اولویتها، توسعه فعالیتهای برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، مواجه شدن با مشکلات زمان، تحلیل فعالیتهای روزانه و استفاده مؤثر از تلفن (بی شاپ، ۱۹۸۶).
-
- Seligman , M.E.P. ↑
-
- csikszentmihalyi,M. ↑
-
- Argyle,M. ↑
-
- Myers , D. ↑
-
- The pursuit of happiness ↑
-
- Lu,L. ↑
-
- Fritz,G.H. ↑
-
- Scott,H. ↑
-
- Shannon, C ↑
-
- caroline , L. ↑
-
- Good,T. ↑
-
- Brophy,J. ↑
-
- Levin, K. ↑
-
- Farahany,M.N. ↑
-
- Personalogical ↑
-
- Institutional ↑
-
- Mohan.J. ↑
-
- Gulati,A. ↑
-
- Reidel,J.S. ↑
-
- Pandey.R.P. ↑
-
- Molnar,P. ↑
-
- Crealock,C.M. ↑
-
- introversion – extraversion ↑
-
- neuroticism ↑
-
- psychoticism ↑
-
- self-perception ↑
-
- Hansford , B.C. ↑
-
- Hattie, J.A. ↑
-
- Deluty , R.H. ↑
-
- Halasselt , V. ↑
-
- Bellack, A.S. ↑
-
- Hersen. M. ↑
-
- Bernestein , M.R. ↑
-
- Newman , R.M. ↑
-
- Visual – Spatial. ↑
-
- subjective well-being ↑
-
- life satisfaction ↑
-
- pleasant emotions ↑
-
- feelling of fulfillment ↑
-
- meaning ↑
-
- Diener , E.&Scollon , C.H. ↑
-
- life quality ↑
-
- optimism ↑
-
- hope ↑
-
- Roysamb,E. ↑
-
- Harris , J. ↑
-
- Magnus , P. ↑
-
- Vitterso , J. ↑
-
- Tambs,K. ↑
-
- Suh,E. ↑
-
- Oishi,S. ↑
-
- Natvig , K. ↑
-
- Albrektsen , G. ↑
-
- Qvarnstron , V. ↑
-
- Erikson , E. ↑
-
- Boss , M. ↑
-
- Myers , D.G. ↑
-
- Veenhoven , R. ↑
-
- Kashdan , T.B. ↑
-
- Fuhrere, M.J. ↑
-
- Krause , J.S. ↑
-
- Hampton , N.Z. ↑
-
- Rask,K. ↑
-
- Kurki,p. ↑
-
- Paavilainen,E. ↑
-
- Laippala,P. ↑
-
- Arrindell , W.A. ↑
-
- Wensink,J. ↑
-
- Rosenberg, E. ↑
-
- Stedma,J. ↑
-
- Hatzichristou , C,H. ↑
-
- King , L.A. ↑
-
- Janoff –Bulman , C.H. ↑
-
- Biswas – Diener , R. ↑
-
- Dumant , C. ↑
-
- Larson , R. ↑
-
- Sandvik, E. ↑
-
- Pavot , W. ↑
-
- Fujita,F. ↑
-
- Forgas,J.P. ↑
-
- Hedonic ↑
-
- Hobbes , T. ↑
-
- Desade , M. ↑
-
- Bentham,J. ↑
-
- Ryan , R. ↑
-
- Kubovy, M. ↑
-
- Kahnema , N. ↑
-
- Schwarz , N. ↑
-
- Diener,C. ↑
-
- Weiner , B. ↑
-
- self – esteem ↑
-
- Cropanzano, R.S. ↑
-
- telic theories ↑
-
- Emmons , R.A. ↑
-
- Ross,M. ↑
-
- goal discrepancy ↑
-
- Csikszentmihalyi,A. ↑
-
- Rice,J.A. ↑
-
- desire ↑
-
- social comparisons ↑
-
- Michalos , A.C. ↑
-
- Taylor , S.E. ↑
-
- adaptation ↑
-
- Allman,A. ↑
-
- Silver , R.L. ↑
-
- Ryff,C.D. ↑
-
- Maslow,A. ↑
-
- self – acceptance ↑
-
- environmental mastery ↑
-
- postitive relations with others. ↑
-
- personal growth ↑
-
- purpose in life ↑
-
- autonomy ↑
-
- Horn,V.J. ↑
-
- Taris , T. ↑
-
- Schaufeli , W. ↑
-
- Scherus , P. ↑
-
- Wissing,V. ↑
-
- Vaneden , C.G. ↑
-
- sense of coherence ↑
-
- affect ↑
-
- cognition ↑
-
- behavior ↑
-
- self – concept ↑
-
- interpersonal relation ↑
-
- experience – sampling (ESH) ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مطابق ماده ۱۰۴-۸ این اصول، «طرفی که ایفای تعهد او به دلیل آن که منطبق با قرارداد نیست، از سوی طرف دیگر مورد قبول واقع نشده، در صورتی که هنوز زمان اجرا نرسیده باشد یا تأخیر آن چنان نباشد که به عدم اجرای اساسی منتهی شود، میتواند اجرای جدید و منطبق با قرارداد را انجام دهد». در فرضی که اجرای قرارداد پیش از موعد انجام می شود بر طبق این ماده، متعهد میتواند اجرای جدیدی را ارائه نماید، مشروط بر اینکه این اقدام تا پیش از زمان مقرر شده در قرارداد برای اجرا، انجام شده باشد. به نظر میرسد در این مورد حتی اگر عدم اجرا از سوی متعهد، اساسی باشد، وی میتواند برای اجرای دوباره قرارداد اقدام کند. این موضوع از قسمتی از همین ماده که بیان میدارد « … یا تأخیر آن چنان نباشد که به عدم اجرای اساسی منتهی شود…» استنباط می شود، زیرا اگر عدم اجرای متعهد، اساسی نباشد همان حکمی که درباره تأخیر در اجرا بیان شده، برای این فرض نیز کفایت می کرد، زیرا وقتی متعهد با فرض تأخیر در اجرا باز هم میتواند اجرای جدیدی را انجام دهد، به قیاس اولویت، پیش از حلول اجل نیز میتواند و نیازی به انشای حکم جداگانه برای آن نیست. تنها زمانی این عدم اجرا میتواند به متعهدله حق فسخ بدهد که مطابق ماده ۳۰۴-۹ این اصول، آشکار باشد که عدم اجرا از سوی متعهد، اساسی خواهد بود، که با توجه به نوع نگارش ماده معلوم میگردد که مقصود، زمان مقرر در قرارداد است. برخی معتقدند که حکم ماده ۱۰۳-۷ اصول حقوق قراردادهای اروپایی در موردی که زمان اجرای تعهد معین نشده است، یا در آینده قابل تعیین است، قابل اعمال نمی باشد. هم چنین تحویل کالا در محدوده یک دوره زمانی- به موجب حکم یاد شده- تحویل پیش از موعد تلقی نمی شود[۱۴۵]. به موجب بند اول ماده ۱۰۳ – ۲ پیش نویس طرح مشترک مرجع[۱۴۶] که در حقیقت طرح اولیه پیشنهادی برای قانون مدنی آینده اتحادیه اروپا تلقی می شود، متعهد میتواند اجرای پیش از موعد را که به او پیشنهاد شده است، رد کند، مگر آنکه چنین اجرایی خسارت نامتعارفی بر وی تحمیل ننماید[۱۴۷].


بند چهارم: اجرای پیش از موعد در حقوق ایران و حق متعهد به اصلاح
در قانون مدنی ایران، حکم صریح و قاعده کلی در خصوص اجرای پیش از موعد عقد بیان نشده است و بالتبع، در خصوص حق متعهد به اصلاح مورد تعهد نیز حکم صریحی وجود ندارد، ولی از برخی مواد قانون مدنی به طورضمنی مواردی را می توان کشف و استنباط نمود[۱۴۸].
به عنوان یک قاعده کلی، متعهد وظیفه دارد تعهد خود را در زمان مقرر ایفا نماید ونمی توان متعهد را به ایفای پیش از موعد ملزم نمود. بر این اساس، ماده ۳۹۴ قانون مدنی بیان میدارد: «مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرایطی که در عقد بیع مقرر شده است تأدیه نماید». هم چنین ماده ۷۳۹ قانون مدنی مقرر داشته است: «درکفالت مطلق، مکفول له هر وقت بخواهد میتواند احضار مکفول را تقاضا کند ولی در کفالت موقت، قبل از رسیدن موعد، حق مطالبه ندارد». ماده ۷۴۴ نیز در ارتباط با تعهد کفیل بیان نموده است: «اگر کفیل، مکفول را در غیر زمان و مکان مقرر یا بر خلاف شرایطی که تعیین کردهاند تسلیم کند، قبول آن بر مکفول له لازم نیست، لیکن اگر قبول کرد، کفیل بری می شود. هم چنین اگر مکفول له بر خلاف مقرر بین طرفین تقاضای تسلیم نماید، کفیل ملزم به قبول نیست». باید توجه داشت که عبارت «غیر زمان … مقرر»، هم شامل تأخیر و هم شامل تعجیل در تسلیم مکفول است. از دو حکم یاد شده استنباط می شود که در کفالت مقید به زمان معین، هم کفیل و هم مکفول له ذی نفع اجل هستند.
به موجب ماده ۷۱۵ قانون مدنی، «هرگاه دین مدت داشته و ضامن قبل از موعد آن را بدهد، مادام که دین حال نشده است نمی تواند از مدیون مطالبه کند». با آن که موضوع عقد ضمان میتواند تعهد غیر پولی مثل تحویل ده تن گندم یا احداث ساختمان و امثال آن باشد، اما در اغلب موارد از عقد ضمان در تعهدات و دیون پولی استفاده می شود. اکثر مثال های ذکر شده نیز در خصوص دیون پولی است[۱۴۹]. در این ماده، امکان پرداخت دین، قبل از موعد، مورد تأیید قرار گرفته است. از این ماده استنباط می شود که اگر برای ضامن به طور ضمنی امکان ایفای دین قبل از موعد وجود دارد، پس مدیون اصلی نیز قبل از وقوع عقد ضمان، چنین حقی را دارد. اما باید توجه داشت که در اغلب موارد، ضمان نسبت به تعهدات پولی منعقد می شود، این موضوع از برخی مواد قانون مدنی در باب ضمان از جمله مواد ۶۹۰، ۶۹۲، ۶۹۴ ، ۶۹۷، ۶۹۹، ۷۰۲، ۷۰۳، ۷۰۷، ۷۰۸ و ۷۲۱ استنباط می شود[۱۵۰]. هم چنین در ماده ۶۷۱ قانون مدنی نیز امکان پرداخت پیش از موعد برای ضامن، نسبت به ضمان مؤجل از دین حال ملاحظه می شود. در چنین حالتی، ضامن دین حال را با قید مدت ضمانت میکند و پرداخت آن را در اجل معینی به عهده میگیرد، امّا در عین حال، قادر است که قبل از فرار رسیدن موعد، دین را به طلبکار بپردازد.
مشابه همین وضعیت در عقد قرض وجود دارد. ماده ۶۵۱ قانون مدنی مقرر داشته است که «اگر برای عقد قرض، به وجه ملزمی اجلی تعیین شده باشد، مقرض نمی تواند قبل از انقضای مدت، طلب خود را مطالبه کند». با این که این حکم در مقام بیان عدم امکان مطالبه طلب، قبل از انقضای اجل از سوی وام دهنده است، اما چون در مورد مدیون ساکت است، می توان استنباط نمود که پرداخت پیش از موعد از سوی او منعی نخواهد داشت، چرا که معمولاً موضوع قرض، مبلغی پول است و پرداخت پیش از موعد، مخل حقوق مقرض نیست، ضمن این که عقد قرض معمولاً عقدی است مبتنی بر احسان و کمک به همنوع و مقرض انتظار دریافت سود ندارد.به همین دلیل هم ماده ۲۴۴ قانون مدنی مقرر داشته است: «طرف معامله که شرط به نفع او شده است میتواند از عمل به آن شرط صرف نظر کند، در این صورت مثل آن است که این شرط در معامله قید نشده باشد». برخی از حقوق دانان با استناد به این ماده بیان داشته اند که شرط اجل چون معمولاً به سود بدهکار است، طلبکار قبل از موعد حق مطالبه ندارد، اما بدهکار میتواند از این امتیاز صرف نظر کند و دین را قبل از موعد بپردازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در فرمول فشار های روانی شماره ۲ ، افکار منفی بر افزایش بر انگیختگی پیشی می گیرند . بنابرین راه مؤثر تر برای کم کردن فشار های روانی این است که افکار منفی را متوقف کنیم قبل از این که افکار برانگیختگی را افزایش دهند . هنگامی که فشار های روانی به شکل فرمول ۲ بروز کنند تکنیک های بدنی به تنهایی فقط به فشار های روانی غیر مستقیم هجوم میبرند که احتمالا اثر آن بسیار کم است . به این دلیل است که برای بسیاری از ورزشکاران تنها استفاده از تکنیک های آرایش بدنی ساده به تنهایی کار ساز نیست و بهتر است از تکنیک های شناختی استفاده شود . (همان منبع)


فشار های روانی فرمول ۱
تحریکات محیطی برانگیختگی افکار منفی = فشارهای روانی
تکنیک های جهانی کنترل تکنیک های شناخی کنترل
فشارهای روانی فشارهای روانی
فشارهای روانی فرمول ۲
تحریکات محیطی افکار منفی برانگیختگی = فشارهای روانی
تکنیک های شناختی کنترل فشار روانی تکنیک های جسمانی کنترل فشار روانی
شکل ۲-۲ : استفاده تکنیک های شناختی و جسمانی کنترل فشار های روانی در فرمول های ۱ و۲ (متداول ترین تکنیک های شناختی – رفتاری در آخر این فصل توضیح داده شده است ) .
تعریف گروه
کلمه گروه با توجه به زمینه کاربرد آن دارای معانی و تعاریف متعددی است و گاه از کلماتی مانند انبوه ، دسته ، توده ، اجتماع ، سازمان ، و خلق به عنوان مترادف از آن استفاده می شود . گروه تعریف گوناگونی در جامعه شناسی و روان شناسی دارد که برخی عبارتند از :

-
- تجمع عده ای از افراد که عملکرد مشترک دارند و از قوانین و مقررات درون گروهی خاص پیروی میکنند.
-
- عامیت سازمان یافته و هدفدار عده ای از افراد که با یکدیگر همبستگی دارند .
-
- مجموعه ای سازمان یافته وپایدار از افراد که منافع و اعتقادات و ارزش های کم و بیش مشترک دارند و رفتار آن ها تابع قوانین و مقررات درون گروهی مشخص است .
- تجمع عده ای از افراد که بین آن ها روابط قابل توصیف و مشهود و نیز ارزش ها و معیار های مشترک وجود دارد (نیکخواه ، ۱۳۸۲ ) .
تپین[۷۳] گروه را چنین تعریف میکند « گروه عبارت است از یک نظام باز که از سه نفر یا بیشتر ترکیب شده باشد و این افراد به علت مشترکی به یکدیگر همبستگی پیدا کردهاند و اعضای گروه زیر نظام آن محسوب میشوند . برن [۷۴]، استورات[۷۵] و ساندین (۱۹۸۳ ) ، به نقل از نیکخواه (۱۳۸۲) گروه را چنین تعریف کردهاند « گروه عبارت است از نظام اجتماعی با مرزهای مشخصی که اعضاء را از غیر اعضاء جدا میکند و علاوه بر آن مرز های عضویت در گروه را با نقشی که هر یک از اعضاء ایفا می نمایند مشخص میکند » .
این تعاریف نکات مشترک و در عین حال متفاوتی دارند . در تمام تعاریف بر تجمع بیش از دو نفر برای تشکیل دو گروه تأکید شده است . در تمام تعاریف همچنین ارتباط متقابل و کنش و واکنش بین اعضاء و هدفداری از جمله وجود مشترک تعاریف ارائه شده میباشد . از این تعاریف و بحث فوق نتیجه گرفته می شود که گروه تجمع بیش از دو نفر است که هدف مشترک و کنش و واکنشی دارند ، به نیاز های یکدیگر و ارضای آن علاقه مندند ، از قوانین و مقررات معینی تبعیت میکنند ، تفاهم و صمیمیت بین آن ها حاکم است و برای رسیدن به اهداف مشترک وحدت عمل دارند (شفیع آبادی ، ۱۳۷۵ ؛ تقوی ، ۱۳۶۷ ؛ پاکدل و سلطان ، ۱۳۸۲ به نقل از نیکخواه ، ۱۳۸۲ ) .
تاریخچه گروه درمانی
انسان که ذاتا موجوی اجتماعی است از زمانهای دور برای غلبه بر قهر طبیعت ، انجام راحت تر و بهتر کارها و کسب رضایت بیشتر ، به عنوان یک ضرورت به زندگی گروهی روی آورده است . زندگی گروهی به انسان احساس تعلق ، و امنیت و ارزشمندی میدهد . انسان همواره از بودن با اطرافیان و نزدیکان ، احساس شادی می کرده و ناراحتی ها و نگرانی های خود را در جمع به فراموشی می سپرده است . همچنین حمایت های فامیل و دوستان در مواقع بحرانی ، موجب تسلی خاطر فردی میگردد.
مسمر[۷۶] که در پیدایش و گسترش گروه درمانی سهم بسزایی داشت ، به وجود نیروی مرموز مغناطیس حیوانی در بدن انسان معتقد بود و برای اولین بار با بهره گرفتن از تلقین ، بیماران روان را به صورت گروهی درمان کرد و به همین لحاظ ، عده ای مسمر را پدر روان درمان گروهی می خوانند (ثنایی ، ۱۳۶۳ ) .
تاریخچه منظم و مدون گروه درمانی که در قرن نوزدهم مطرح شد ، در دوره اولیه سال های ۱۹۰۵- ۱۹۳۲ و دوره توسعه سال های ۱۹۳۲ تا امروز قابل بررسی است .
- دوره اولیه سال های ۱۹۳۲-۱۹۰۵ : بسیاری معتقد گروههای قبل از ۱۹۳۰ را نمی توان گروه درمانی تلقی کرد . زیرا این گروه ها از ملاک های متداول امروز برخوردار نبودند این ملاک ها عبارتند از : اندازه کوچک (حدود ۸ نفر ) ، رهبری بی ریاست ، دسته بندی مراجعان بر مبنای طبقه بندی ناشی از تشخیص مرضی ، آزادی عمل و فعال بودن اعضای گروه (همان منبع )
با وجود این ، اولین کوشش ها در زمینه گروه درمانی به وسیله جوزف پرات [۷۷] انجام گرفت ، او در سال ۱۹۰۵ میلادی از روش گروهی برای آموزش دستورات بهداشتی به مسئولین در یکی از بیمارستان های شهر بوستون استفاده کرد ، سپس لازل[۷۸] برای بررسی ارزش درمانی بیماران ، به انجام پروژه هایی اقدام کرد . او همچنین برای آموزش بیماران اسکیزوفرینک بستری شده در بیمارستان ها سخن رانی هایی را ایراد کرد . در سال ۱۹۰۹ میلادی ، مارش [۷۹] به همراه لازل از روش های گروه درمانی در بیمارستان های روانی استفاده کرد و معتقد بود که در درمان باید از یک مجموعه افراد استفاده کرد تانتایج مطلوب حاصل گردد. مورینو [۸۰] یکی از بانفوذ ترین افراد در زمینه روان درمانی گروهی است که در سال ۱۹۱۳ ، «روان درمانی گروهی » را ارائه داد. او در سال ۱۹۵۱ اولین کمیته بینالمللی روان درمانی گروهی را تأسيس کرد (شفیع آبادی ، ۱۳۷۵) .
- دوره ی توسعه ۱۹۳۲ تا کنون : دوره ی دوم ، دوره پیشرفت سریع و شکوفایی مشاوره و روان درمانی گروهی تلقی می شود . تعداد کتب منتشر شده در ۲۵ سال قبل از آغازین این دوره فقط ۳۴ کتاب بوده است و بعد از آن با سرعت زیادی رو به افزایش نهاده است . شاید نخستین فردی که به طور جدی به کار روان درمانی گروهی در این دوره پرداخت ، روانپزشکی به نام ماکسول جونز [۸۱] بود . کسی که در طی جنگ جهانی دوم متوجه شد که درمان مناسبی برای سربازان مبتلا به نوروز جنگ [۸۲] وجود ندارد . او متوجه شد که درمان چنین افرادی در گروه ها کاملا مؤثر است . در سال ۱۹۹۴ ، لوین ، با بهره گرفتن از نظریه میدان ، پویایی گروه را مطرح ساخت . اکرمن [۸۳] از گروه درمانی در حل مشکلات خانواده استفاده کرد . سپس ساتیر [۸۴] در انجام گروه درمانی خانواده موفقیت هایی کسب کرد (نصری ، ۱۳۸۳ ) .
درایکوزر [۸۵] که از پیروان روان شناسی فردی آدلر است ، از گروه درمانی در خانواده ، مدرسه و مراکز تربیتی استفاده بسیار کرد . کورسین [۸۶] و باخ [۸۷] نیز برای گسترش گروه درمانی فعالیت ارزنده ای انجام دادند . باخ و استولر [۸۸]از پیشگامان گروه درمانی ماتن هستند. راجرزو پیروانش از جمله گوردون ، هولس [۸۹] و جندلین[۹۰] از تکنیک های گروه درمانی در حل مشکلات مراجعان استفاده کردند . رفتار گرایان نیز به استفاده از گروه درمانی علاقه وافری نشان دادند و لازاروس [۹۱] از شاگردان واپسی بود ، سهم مهمی در این توسعه بر عهده دارد (همان منبع ) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۴ ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی
از آن ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻈﺎم ﻣﻘﺪّس ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﻓﻘﻂ وﻓﻘـﻂ از ﻃﺮﯾﻖ اﻋﺘﻘﺎد ﻋﻤﯿﻖ اﻗﺸﺎر ﻣﻠّﺖ ﺑﻪ اﺳـﻼم ﻋﺰﯾـﺰ ﻣﺴـﺘﺪام و ﭘﺎﯾـﺪار ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ و از ﻃﺮﻓﯽ ﻧﻈﺎم ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﭼﯿﺰی ﺟﺰ ﻧﺤﻮۀ ﺣﯿﺎت اﺳﻼﻣﯽ در ﻋﺮﺻﮥ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﯿﺴﺖ و اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ در واﻗﻊ ﻓﻠﺴﻔﮥ ﺣﯿﺎت اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﺑﺮ روی زﻣﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﻫﺴـﺖ، ﺑﻨـﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻻزم اﺳﺖ ﮐـﻪ ﺑـﯿﺶ از ﻫـﺮ ﭼﯿـﺰی در راﺳـﺘﺎی رﯾﺸـﻪ دار ﮐـﺮدن اﻋﺘﻘﺎدات دﯾﻨﯽ ﻫﻤّﺖ ﮔﻤﺎرد ﺗﺎ ﺻﺤﯿﺢﺗﺮﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪه ﺑﻪ ﻧﺴـﻞ ﺟـﻮان ﺑﺮﺳﺪ. از اﯾﻦ رو، در اداﻣﻪ ﺑﺮﺧﯽ از اﺻﻮل و ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺷﺮﯾﻌﺖ اﺳﻼم ﮐﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺷﮕﺮﻓﯽ ﺑﺮ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮی ﺳﺒﮏ زﻧـﺪﮔﯽ ﻣﺆﻣﻨﺎﻧـﻪ دارﻧـﺪ، ﺑﯿـﺎن ﻣﯽ ﺷﻮد. ﯾﮑﯽ از ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺑﺎ اﻫﻤﯿﺖ در ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎﻧﯽ، ﺗﻠﻘﯽ و ﺗﻌﺮﯾﻔـﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از اﻧﺴﺎن اراﺋﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. از ﺗﻌﺎرﯾﻔﯽ ﮐﻪ در آﯾﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﺧﺼﻮص اﻧﺴﺎن ﺑﯿﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺑﺮﻣﯽآﯾﺪ:
-
- اﻧﺴﺎن ﻣﻮﺟﻮدی دو ﺳﺎﺣﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺰون ﺑﺮ ﺟﺴﻢ، دارای روح ﻣﺠﺮد و ﻏﯿﺮ ﻣﺎدی اﺳﺖ (ﺳﻮره ﺣﺠﺮ، آﯾﺎت ۲۸ و (۲۹ اﯾﻦ دو ﺑﻌﺪی ﺑﻮدن اﻧﺴﺎن، اﻗﺘﻀﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮔﺮاﯾﺶﻫﺎ و ﺗﻤﺎﯾﻼت دوﮔﺎﻧـﻪای داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺷﺮﯾﻌﺖ اﺳﻼﻣﯽ از اﻧﺴﺎن ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮاﯾﺶ ﻫﺎی روﺣـﺎﻧﯽ را در اﻟﻮﯾﺖ و اﻣﯿﺎل ﻧﻔﺴﺎﻧﯽ را در ﺧـﺪﻣﺖ ﺣﻘﯿﻘـﺖ اﻧﺴـﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨـﯽ روح ﻗﺮار دﻫﺪ (ﺳﻮره ﺷﻤﺲ، آﯾﺎت ۱۰ـ (۷ – از ﺑﺮﺟﺴــﺘﻪﺗــﺮﯾﻦ اﻣﺘﯿــﺎزات روح اﻟﻬــﯽ در اﻧﺴــﺎن، ﺗﻌﻘــﻞ و ﺧﺮد ورزی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺒﺪأ ﻫﻤﻪ ﻣﻌﺎرف، ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی ﻫﺎ و ﮔﺮاﯾﺶ ﻫـﺎی اﺻﯿﻞ اﺳﺖ (ﻣﻠﮏ، ۱۰؛ اﻧﻔﺎل، (۲۲ و ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ دﺳﺘﺎورد ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ، در اﯾﻤﺎن و ﺗﻌﺒﺪ ﺧﺮد ورزاﻧﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﻮده اﻣـﺎم ﻋﻠـﯽ(ع)، ﻋﻘﻞ، دﯾﻦ و ﺣﯿﺎ ﻗﺮﯾﻦ و ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
- از ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ اﻣﺘﯿﺎزات اﻧﺴﺎن در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺟﻮدات دﯾﮕـﺮ، اراده و آزادی اوﺳﺖ. ﺑﺎ وﺟﻮد آﻧﮑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ و ﭘﯿﺎﻣﺒﺮان، اﻧﺴـﺎن را ﺑـﻪ راه راﺳﺖ دﻋﻮت و ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، اﯾﻦ ﺧﻮد اﻧﺴﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﺘﺨـﺎب ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﺳﻮره اﻧﺴﺎن، ۳؛ ﺳﻮره ﯾﻮﻧﺲ، (۹۹
ـ ﭘﺲ از آﻧﮑﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ اراده و ﺧﻮاﺳﺖ (ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ) ﺧـﻮد وارد ﺳﺮزﻣﯿﻦ اﯾﻤﺎن ﺷﺪ و وﻻﯾﺖ اﻟﻬﯽ را ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ، ﺑﻪ اﻗﺘﻀﺎی ﻋﻘﻞ و ﻗﺎﻧﻮن »اﻟﺘﺰام ﺑﻪ ﺷﯽ اﻟﺘﺰام ﺑﻪ ﻟﻮازم آن ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ« از او ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻣﻄﯿﻊ دﺳﺘﻮرات و ﻫـﺪاﯾﺖ ﻫـﺎی دﯾﻨـﯽ ﺑﺎﺷـﺪ (ﺳـﻮره اﺣﺰاب، (۳۶
ـ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اراده و اﺧﺘﯿﺎری ﮐﻪ در وﺟﻮد اﻧﺴﺎن ﻧﻬﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ، او در ﻗﺒﺎل رﻓﺘﺎر و اﻋﻤﺎل اﺧﺘﯿﺎری ﺧﻮد ﻣﺴـﺌﻮل اﺳـﺖ و ﺑﺎﯾـﺪ در ﺑﺮاﺑﺮ ﭘﺬﯾﺮش اﻣﺎﻧﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ وی اﻋﻄـﺎ ﺷـﺪه ﭘﺎﺳـﺨﮕﻮ ﺑﺎﺷـﺪ(ﺳـﻮره اﺣﺰاب، (۷۲
ـ اﻧﺴﺎن ﻣﻮﺟﻮدی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﻞ ﺑﻪ ﺟﺎوداﻧﮕﯽ در ﻓﻄـﺮت او ﻧﻬـﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس اﺳﻼم در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﯿﻞ ﻓﻄﺮی، ﻣﺮگ را ﭘﺎﯾﺎن زﻧﺪﮔﯽ ﻧﻤﯽ داﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ آن را ﻣﺒـﺪأ ﺣﯿـﺎت واﻗﻌـﯽ ﻣﻌﺮﻓـﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﺳﻮره ﻋﻨﮑﺒﻮت، (۶۴
ـ اﻧﺴﺎن ﺑﻪ واﺳﻄﻪ دﻣﯿﺪه ﺷﺪن روح اﻟﻬﯽ، ﻫﻤﻮاره ﮐﻤﺎل ﻣﻄﻠـﻖ و ﻧﺎﻣﺤﺪود را ﻃﻠﺐ ﻣﯽﮐﻨـﺪ و در راﻫـﯽ ﮐـﻪ ﺣﺮﮐـﺖ ﮐﻨـﺪ، ﻣﺘﻮﻗـﻒ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد و اﺷﺒﺎع ﭘﺬﯾﺮ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺮای ﺳﯿﺮاﺑﯽ اﯾﻦ روح ﺗﺸـﻨﻪ، ﻫـﯿﭻ ﭼﺸﻤﻪ ای ﺟﺰ ﯾﺎد ﺧﺪا آرام ﺑﺨﺶ ﻧﯿﺴﺖ زﯾـﺮا ﻏﯿـﺮ او ﻣﺤﺪودﻧـﺪ و وﺟﻮد ﻧﺎﻣﺤﺪود، ﻓﻘﻂ ﺧﺪاوﻧﺪ اﺳﺖ (ﺳﻮره ﻃﻪ، ۱۲۴؛ ﺳـﻮره رﻋـﺪ، ۲۸؛ ﺳﻮره اﺷﺘﻘﺎق، (۶
ـ اﻧﺴﺎن، ﺧﻠﯿﻔﻪ و ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﺧﺪا ﺑﺮ روی زﻣﯿﻦ اﺳﺖ (ﺳـﻮره ﺑﻘـﺮه، و ﻫﻤﻪ ﻧﻈﺎم آﻓﺮﯾﻨﺶ ﺑﺮای اﻧﺴﺎن و ﺑﻬﺮه ﻣﻨﺪی او آﻓﺮﯾﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ (ﺳﻮره ﺑﻘﺮه، (۲۹ ﺑﻪ اﻧﺴـﺎن ﺗﻮاﻧـﺎﯾﯽ آن داد ﺷـﺪه ﮐـﻪ ﻫﻤـﻪ ﭘﺪﯾﺪهﻫﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﻮد (ﺳﻮره اﺑﺮاﻫﯿﻢ، ۳۴ ـ (۳۳
ـ از دﯾﺪﮔﺎه ﺷﺮﯾﻌﺖ اﺳﻼﻣﯽ، اﻧﺴـﺎن ﻣﻮﺟـﻮدی اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ اﺳـﺖ و ﺧﻄﺎب ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑـﻪ او در اﻏﻠـﺐ آﯾـﺎت ﻗـﺮآن، ﺑـﺎ ﺗﻌﺒﯿـﺮ »ﯾـﺎ اﯾّﻬـﺎ اﻻﻧﺴﺎن…» «اﻟﻤﺆﻣﻨﻮن…« ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﺎم و ﺟﻤﻊ ﺑﯿـﺎن ﺷـﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺧﻮد ﻧﺸﺎن از روﯾﮑﺮد و ﻧﮕﺎه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﻼم ﺑﻪ اﻧﺴﺎن دارد. اﺳﻼم، ﯾﮑﯽ از ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ راه ﻫﺎی ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺧﺪا و ﻧﺰدﯾﮑﯽ ﺑـﻪ او را ﺑﺮادری و ﺗﻼش ﺑﺮای رﻓﻊ ﻧﯿﺎز اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﻣﻌﺮﻓـﯽ ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ »اﻧﻤـﺎ اﻟﻤﺆﻣﻨﻮن اﺧـﻮه« (ﺳـﻮره ﺣﺠـﺮات، (۱۰؛ از ﺳـﻮی دﯾﮕـﺮ، اﻣﮑـﺎن ﺗﺤﻘﻖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﺒـﺎدات و ﺗﻮﺻـﯿﻪ ﻫـﺎی اﺧﻼﻗـﯽ اﺳـﻼم را ﻓﻘـﻂ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﯾﺎﻓﺖ.
ﺑﺮﺧﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﺷﺒﮑﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎی ﻧﻈـﺎم ﺳـﻠﻄﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎور و اﻋﺘﻘﺎدات دﯾﻨﯽ ﻣﺴـﻠﻤﺎﻧﺎن را ﺗﻀـﻌﯿﻒ و آﻧﺎن را دﭼﺎر ﺑﺤﺮان ﻫﻮﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ. ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎی اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ ﺑـﻪ واﺳـﻄﻪ ﮔﺴـﺘﺮدﮔﯽ، ﻓﺮاﮔﯿـﺮ ﺷـﺪن و ﺟـﺬاﺑﯿﺖ ﻧـﺰد ﺗﻤـﺎم اﻗﺸـﺎر ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﻣﺤﺒﻮﺑﯿﺖ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﻧﺪ وﻟﯽ ﻫﺮ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﻣـﻮرد اﻓـﺮاط و ﺗﻔـﺮﯾﻂ ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮد ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ اﻧﺴﺎن را دﭼﺎر آﺳﯿﺐﻫﺎی زﯾﺎدی ﮐﻨﺪ.
۲-۱۵ ﻓﻀﺎی ﻣﺠﺎزی و ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی
ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﻏﻨﺎی ﺑﯽ ﮐﺮان دﯾـﻦ ﻣﺒـﯿﻦ اﺳـﻼم ﮐـﻪ ﺗﻌـﺎﻟﯿﻢ آن ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻗﺮآن، ﺳﯿﺮه و ﺳﺨﻨﺎن اﺋﻤـﻪ ﻣﻌﺼـﻮم(ع) و ﻋﻘـﻞ اﺳـﺖ، ﺣﺎوی ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از ﺑﺎورﻫـﺎ و ﻣﻌـﺎرف ﺑﻨﯿـﺎدﯾﻦ ﻫﺴـﺘﯽ ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽ، اﻧﺴـﺎن ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽ و راﻫﻨﻤـﺎ ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽ(ﻧﺒﻮت و اﻣﺎت) اﺳﺖ و در ﺣﻮزه ﻫﺎﯾﯽ ﭼﻮن اﻋﺘﻘـﺎدات، اﺧﻼﻗﯿـﺎت، ﻓﻘﻪ و اﺣﮑﺎم، ﺑﺮای ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﺨﺶ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ، ﺳﯿﺎﺳـﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی و ﺣﺘﯽ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﺪﯾﺪ، ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺆﻣﻨﺎﻧﻪ ای را ﺑﺮای ﭘﯿﺮوان ﺧﻮد ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن آورده اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﻣـﯽﺗﻮاﻧﻨـﺪ ﺑـﺎ آﺷﻨﺎﯾﯽ و ﭘﺎﯾﺒﻨﺪی ﺑﻪ ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی، در ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑـﺎ ﺷـﺒﮑﻪﻫـﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺳﺎﻟﻤﺘﺮی از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ.
ﻓﺮد در دوره ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ از ﺟﺎ ﮐﻨﺪه ﻣﯽﺷﻮد و اﺿﻄﺮابﻫـﺎی وی اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ. اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﯾﻦ وﺿﻊ را ﻣﺘﺤﻮل ﮐﺮد؛ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ آن ﺷﺪت ﺑﺨﺸﯿﺪ. در اﯾﻦ ﺟﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﻓﺮدﯾﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽرﺳﻨﺪ و ﺗﻮاﻣﺎً ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺟﻨﺒـﻪ ﭘﺴـﺖ ﻣﺪرﻧﯿﺴـﺘﯽ اﯾﻨﺘﺮﻧـﺖ را ﻣـﯽﺳـﺎزﻧﺪ.
اﻣﮑﺎﻧﺎت ﻣﻮﺟﻮد ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب اﻧﻮاع ﻣﺘﻔﺎوت ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮدﯾﺖ ﮐﺎرﺑﺮان را ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﺑﻠﮑـﻪ ﻣﻮﺟـﺐ ﺗﮑﺜـﺮ ﺑﯿﺸـﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮد. در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل، ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯿﺰان ﺗﻔﺎوتﻫـﺎ در اﺛـﺮ رﺷﺪ، اﺳﺘﻔﺎده ﻋﻤﻮﻣﯽ از اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ، ﺟﻬﺎن ﺑﯿﻨـﯽﻫـﺎی اﻓـﺮاد واﮔﺮاﺗـﺮ (Divergence) ﻣﯽﺷﻮد .[۳] اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﺑﺎزار ارﺗﺒﺎﻃﯽ اﺳﺖ و ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻪ رﺷﺪ ﻓﺮدﯾﺖ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ و اﺷﮑﺎل اﺑﺮاز وﺟﻮد ﺷﺨﺼﯽ را ﻣﺘﻨﻮعﺗﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، اﻣﺎ در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﻧﻤﯽﺗﻮان از اﯾـﻦ اﯾـﺮاد ﭼﺸـﻢ ﭘﻮﺷﯽ ﮐﺮد ﮐﻪ وﺳﺎﯾﻞ ارﺗﺒـﺎﻃﯽ ﺑـﻪ ﺗـﺪرﯾﺞ ﻧﻘـﺶ ﻓﺰاﯾﻨـﺪه ای در ﺳﺴﺖ ﮐﺮدن اﻧﺴـﺠﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋـﺎت واﻗﻌـﯽ و ذرهای ﮐـﺮدن ﺟﻮاﻣـﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ دارد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﺎﻋﺚ رﺷﺪ ﯾـﮏ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺷﺨﺼـﯽ ﺷﺪه و ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺨﯿﻼت و ﺗﺼﻮرات و ﭘﻨﺪارﻫﺎی ﻓﺮدی اﺳﺖ. اﯾﻦ اﻣﺮ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻫﺶ ﻧﻔﻮذ ﮐﻠﯿﺖﻫﺎی ﺳﯿﺎﺳـﯽ ﺑـﺮ ﻫﻮﯾـﺖ ﺳـﺎزیﻫـﺎی ﻓﺮدی ﺗﻤﺎم ﻣﯽﺷﻮد و ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺟﺪﯾﺪ ﻫﻮﯾﺘﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد .[۴]
ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ، ﺷـﺒﮑﻪﻫـﺎی اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ ﻣﺠـﺎزی ﻫـﻢ ﭼـﻮن ﻓﯿﺲ ﺑﻮک، ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﺠﺎد ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺠـﺎزی ﻫﺴـﺘﻨﺪ. اﯾـﻦ ﺟﻮاﻣـﻊ ﻣﺠﺎزی ﺑﺮ اﺳﺎس ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﺗﻌﺎرﯾﻒ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻃﺒـﻊ دارای ارزشﻫـﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﺳﯿﺎﺳﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﮔﺮﭼﻪ ﮐﺎرﺑﺮان ﺧﻮد در ﺷﮑﻞ دﻫﯽ اﯾﻦ ﺟﻮاﻣﻊ ﻧﻘﺶ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی اﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ اﻣﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦاﯾـﻦ ﺟﻮاﻣـﻊ ﻣﺠـﺎزی و ﮔﻔﺘﻤـﺎن ﺣـﺎﮐﻢ ﺑـﺮ آﻧـﺎن در ﺗﺄﺛﯿﺮﮔـﺬاری و ﺷﮑﻞ دﻫﯽ ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ اﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در دوران بلوغ دستیابی به محبوبیت و جذابیت به واسطه ی فرایند مقایسه اجتماعی اهمیت بیشتری مییابد و کسانی که نمی توانند به این اهداف دست یابند، ناتوانی شان میتواند منجر به ارزیابی منفی از خویشتن و نارضایتی از بدن شود(دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶). نوجوانان نسبت به تأثیر رسانه ها نیز آسیب پذیرتر هستند. چون فکر میکنند که رسانه ها مرجع با اهمیتی هستند، اما با این وجود نمی دانند که چگونه پیامهای این مراجع با اهمیت را ارزیابی کنند(کتر، روهور و لوندری[۱۴۶]،۲۰۰۶).
بنا به یافته های ریکاردلی و مک کوبی (به نقل از بلک بیکر، اسمیت و کیائو، ۲۰۰۸) کودکان از خانواده ، معلمان، دوستان و رسانه های گروهی حتی قبل از جوانی می آموزند که چاقی خوب نیست و تناسب اندام یا لاغری خوب است.

برخی از مطالعات نشان دادهاند که کودکان ۷ تا ۱۱ ساله همسن و سالان چاق خود را مورد انتقاد قرار میدهند و کودکان چاق در میان دوستانشان محبوبیت کمتری دارند، کمتر مورد علاقه والدین هستند و در مدرسه ضعیف تر عمل میکنند (اتا، لودن، و لالی،۲۰۰۷).
در دوره ی نوجوانی، بلوغ به نوبه ی خود با تغییرات بدنی همراه است که نوجوان را نسبت به نقشهای جنسی زنانه و مردانه بیش از پیش حساس میکند و به این ترتیب تن انگاره در هر دو جنس را تحت تأثیر قرار میدهد(کتر، روهور و لندری، ۲۰۰۶؛ استیس، مارتی، اسپور، پرسنل و شاو[۱۴۷] ،۲۰۰۸؛ هینیکه و پاکستون[۱۴۸]،۲۰۰۷). مطالعه ای که در نمونه ای از جمعیت استرالیایی انجام شده است، نشان میدهند که بلوغ تأثیر مستقیمی بر تن انگاره و نارضایتی از بدن بویژه در دختران دارد(پاکستون و همکاران، ۲۰۰۵).
نتایج حاصل از ۱۹۹۷ بررسی مربوط به تن انگاره نشان میدهد که نارضایتی از بدن در میان زنان ۲۰ تا ۲۹ ساله به اوج خود میرسد، در حالی که در مردان اوج نارضایتی از بدن مربوط به سنین ۳۰ تا ۵۰ سالگی است(اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷).
بیشترین میزان نارضایتی از بدن در زنان و مردان مربوط به سن ۲۰ سالگی است و با افزایش سن گرچه نارضایتی از بدن و نگرانی درباره ی آن از بین نمی رود، اما با افزایش سن رو به کاهش میگذارد و همین امر سبب تغیر الگوی بدن آرمانی و کاهش رفتارهای وارسی بدن در سالهای بعدی می شود(چوت، ۲۰۰۶).
شاخص توده ی بدنی
شاخص توده ی بدنی روشی رایج برای طبقه بندی وزن زنان و مردان است که بر اساس آن، نمره ی کمتر از ۲۰ وزن پایین، نمره ی ۲۰ تا ۲۵ وزن طبیعی، نمره ی ۲۵ تا ۲۹ اضافه وزن و نمره ی بالاتر از ۳۰ چاقی را نشان میدهند. شاخص توده ی بدنی یکی از عوامل با اهمیت در تن انگاره و نارضایتی از بدن است. شاخص توده ی بدنی روشی رایج برای اندازه گیری وزن افراد نسبت به قدشان است. بررسی ها نشان دادهاند که شاخص توده ی بدنی همبستگی قابل ملاحظه ای با نارضایتی از بدن دارد. افراد دارای نمره ی شاخص توده ی بدنی بالاتر نارضایتی بیشتری از بدن خود دارند و تمایل بیشتری به لاغری یا تغییر ظاهر خود دارند(دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶ و تیگمن، ۲۰۰۵). بررسیها همچنین نشان میدهد این تأثیر شاخص توده ی بدنی در زنان قویتر از مردان است(استیس، مارتی، اسپور، پرسنل و شاو، ۲۰۰۸).

مطالعه ای در انگلستان روی ۴۵۸ نوجوان نشان داد که بین وزن واقعی افراد با ترجیح آن ها برای شکل بدنی آرمانی همبستگی معنی داری وجود دارد، به گونه ای که دختران سنگین وزن تر کمتر احتمال دارد که تن انگاره ی آرمانی لاغرتری را در مقایسه با دختران لاغرتر انتخاب کنند(گزارش بررسی سلامت مدلهای زیبایی، ۲۰۰۹).
در مطالعه ای دیگر رابطه ای قوی بین شاخص توده ی بدنی و تن انگاره آرمانی مشاهده شد. در این مطالعه با افزایش نمره ی شاخص توده ی بدنی، ناهمخوانی تن انگاره در مردان کاهش و در زنان افزایش می یافت. (پرسنل، بیرمن و مادلی[۱۴۹]، ۲۰۰۷).
در پژوهشی دیگر با بهره گرفتن از مقیاس تن انگاره ی” پرسشنامه ی کیفیت زندگی”[۱۵۰]، مشخص شد که با افزایش نمره ی شاخص توده ی بدنی، نمره ی رضایت از بدن کاهش مییابد(لیتلتون و اولندیک[۱۵۱]، ۲۰۰۳). شاخص توده ی بدنی نگرش افراد نسبت به بدنشان را تحت تأثیر قرار میدهد و سبب می شود در زنان دارای شاخص توده ی بدنی بالاتر عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر تن انگاره بیشتر ادراک شوند(دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶).
نژاد و قومیت
نژاد و قومیت هم یکی از عوامل زیستی است که بر تن انگاره و نارضایتی از بدن تأثیر دارد. مطالعات متعددی حاکی از تفاوت تن انگاره و نارضایتی از بدن در نژادها و قومیت های مختلف است. بررسی های متعددی نشان دادهاند که زنان افریقایی تبار آمریکایی تن انگاره ی مثبت تر و رضایت از بدن بیشتری در مقایسه با سایر گروههای نژادی آمریکا دارند (لیتلتون و اولندیک، ۲۰۰۳).
در یک مطالعه روی زنان آمریکایی ۱۹ تا ۳۵ ساله مشخص شد که گرچه سیاهپوستان شاخص توده ی بدنی بالاتری دارند، اما ۴۰ درصد از آنان در مقایسه با سفیدپوستان وزنشان را طبیعی ارزیابی میکنند. این در حالی بود که در میان زنان سفیدپوست ۲۰ درصد از کسانی که شاخص توده ی بدنی کمتر از ۲۵ داشتند، تصور میکردند که اضافه وزن دارند(کراگو، استز و گری[۱۵۲]، ۱۹۹۵).
در مطالعه ی دیگری در آمریکا مشخص شده است که زنان سیاهپوست و اسپانیایی تبار در مقایسه با زنان سفیدپوست و آسیایی تبار آمریکایی الگوی آرمانی بدن لاغراندام (باربی شکل) را کمتر درونی میکنند(دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶). این یافته با یافته های مطالعه ی آبرامز و استورمر(به نقل ازاسمولاک وتامپسون، ۲۰۰۹) که نشان داده است دختران سفیدپوست در مقایسه با سایر اقوام و نژادها آگاهی و درون فکنی بیشتری از الگوی آرمانی بدن لاغراندام زنانه دارند، نیز تأییدشده است.
با وجود تفاوتهای گزارش شده در تن انگاره ی نژادها و قومیتها، برخی بررسیهای اخیر نیز حاکی از شیوع مشابه نارضایتی از بدن در کشورها و فرهنگهای مختلفی است که از فرهنگ غربی تاثیر پذیرفته اند. به طور مثال، مطالعاتی که در کشورهای استرالیا، فرانسه و ایالات متحده ی آمریکا، ژاپن،کره، فیجی و حتی ایران انجام شده است نشان میدهد که جمعیت قابل ملاحظه ای از افراد این جوامع تمایل به بدنی مناسبتر دارند و از وضعیت بدنی خود راضی نیستند.
عوامل روان شناختی
عوامل روانی، با نحوه ی ادراک افراد از تن وهیکلشان سر و کار دارند یا مربوط به وضعیت روانی فرد هستند که بر تن انگاره و رضایت یا نارضایتی از بدن تأثیر میگذارند. همچنین این عوامل افکار، باورها و نگرشهای مربوط به بدن وشکل ظاهری را در بر می گیرند. در میان عواملی روانی تأثیرگذار بر تن انگاره به ویژه بر نقش و تأثیر خودانگاره و عزت نفس در پژوهشها تأکید شده است.
عزت نفس و خودانگاره ی مثبت
عزت نفس را به عنوان جنبه ای از ارزش شخصی در نظر می گیرند که ساحت بدنی آن در برگیرنده ی شایستگی ورزشی ادراک شده، وضعیت جسمانی، جذابیت و مانند آن است. بررسی ها نشان میدهند که خودانگاره ی مثبت و داشتن عزت نفس بالا با کیفیت زندگی شخصی، خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی همبستگی مثبت دارد(دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶) و عزت نفس پایین میتواند منجر به نارضایتی از بدن وتن انگاره ی منفی شود(دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶ و هارپر و تیگمن، ۲۰۰۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عامل بسیار مهم دیگر در بهزیستی و تفاوتهای فرهنگی، روابط اجتماعی میباشد. در بسیاری از جوامع، به خصوص جوامع جمع گرا، داشتن روابط اجتماعی صمیمی و خوشبینانه برای شادی و احساس بهزیستی اهمیت دارد. مقایسه شاد ترین افراد با آنهایی که کمتر شاد هستند. نشان میدهد که افراد شاد تمایل به داشتن کیفیت بالای دوستی، حمایت خانوادگی و روابط عاشقانه دارند. شاد ترین افراد، دلبستگی اجتماعی قوی دارند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴). از روابط اجتماعی با دیگران راضی هستند و زمان کوتاه را نسبت به متوسط افراد در تنهایی میگذرانند (داینر و سلیگمن، ۲۰۰۲).

رابطه صمیمانه با دیگران، به سلامتی بیشتر، وضعیت عاطفی و فیزیکی بهتر منجر میگردد. سهیم شدن احساس لذت با دیگران در یک رابطه صمیمانه، به خصوص اگر فرد یا جامعه ای که فرد در آن به سر میبرد، این گونه روابط را به عنوان ارزش مطرح کند و بر آن صحه گذارد، میتواند آن احساس را تشدید کند (آنومی موس، ۱۹۹۳).
در یک مطالعه مقایسه ای در باره بهزیستی، روابط اجتماعی ساکنین پیاده روها در کلکته را با بی خانمانهای امریکا بررسی کردند. ساکنین محله فقیر نشین کلکته در فقر تکان دهنده ای زندگی میکردند، دارایی اندکی داشتند، پول کمی به دست میآورند، از شرایط جسمانی سختی رنج میبردند و به آرامش کامل، تجهیزاتی جهت مراقبت از سلامتی، آب تمیز و غذای مغزی دسترسی نداشتند ؛ بی خانمانهای امریکا، به نسبت فقیر نشنینهای کلکته دسترسی آسانتری به سر پناه، غذای مجانی، پتو و فرآوردههای بهداشتی داشتند. بر خلاف رفاه نسبی، بی خانمانهای امریکا، بهزیستی پایین تری را نسبت به ساکنین پیاده روهای کلکته گزارش کردند. نگاه دقیق تر به این داده ها نشان میدهد که بخش عظیمی از احساس بهزیستی ساکنین پیاده روهای کلکته مربوط به کیفیت بالای روابط اجتماعی آن ها میباشد که به عنوان یک ارزش نیز در آن جامعه تقویت شده است. حال آنکه بی خانمانهای امریکا فاقد آن بودند و این احساس خلاء را گزارش کردند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴).

بنابر آنچه گفته شد ؛ وجود تفاوتهای وسیع فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف، برداشت واحد و یکسان از مقوله بهزیستی را به چالش میکشد. لذا احساس بهزیستی یک موضوع فرهنگ وابسته است و بالتبع مطالعات و پژوهشهای بیشتری را نیز طلب میکند. شایان ذکر است که از میان عوامل گوناگون و نقش آن ها در شادی و بهزیستی، بیشترین تفاوتها در فرهنگ مشاهده گردیده است ( کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).جامعه ایرانی ارزشهای فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی متفاوتی نسبت به دیگر جوامع دارد. پس مطالعه بهزیستی در جامعه ایرانی ممکن است نشانگر خصوصیات متمایزی نسبت به دیگر فرهنگها باشد و این در حالی است که تحقیقات نظام داری در این خصوص صورت نگرفته است. اگر به مسأله شادی و نشاط در جهان امروز توجه کنیم، ملاحظه میشود که شادی هم به شکل فردی و هم به شکل جمعی ارضا میشود و بسیاری از برنامه ریزان در سطح جهان، در صدد بر آمده اند روشهایی را که به شادی و ارضای دسته جمعی افراد می انجامد، بیش از پیش گسترش دهند؛ زیرا اهمیت این روشها بیشتر از روشهای ارضای فردی شادی افراد است. ممکن است فردی افسرده و منزوی باشد و خود به خود طرف شادیهای موجود در جریان زندگیش نرود، ولی شادیهای جمعی، فضایی پدید میآورند که اگر به فرض کسی هم منزوی باشد، جریان شادی جمعی، فرد منزوی را در خود تحلیل برده، حل میکند (منطقی، ۱۳۸۳).
«اگر به مسأله شادی در محیط خودمان توجه کنیم، در مییابیم که در جامعه پس از انقلاب، با دیده نفی و تردید به مسأله شادی نگریسته شده است. این روند شک و تردید بدانجا انجامیده است که ما به دشواری تن به پذیرش فردی افراد دادیم و جامعه این امکان را نیافت تا روی شادیهای دسته جمعی فکر کند، طرح بدهد و مردم را به سوی شادی و نشاط هر چه بیشتر متمایل سازد.» (منطقی، ۱۳۸۳، ص.۶۴).
«بایسته بودن عرضه های شادی و نشاط اجتماعی فرا روی جوانان، ارضای هیجان جویی آن ها در مسیرهای غیر متعارفی محقق میشود. به این معنا که جوان جویای شادی و نشاط در صورت بسته دیدن عرصههای تحقق شادی به شکل صحیح آن، شادی را در شکل مرضی آن محقق کرده، از این رهگذر، به آرامش خاطر خویش میپردازد» (منطقی، ۱۳۸۳، ص.۶۴).
«از طرف دیگر، جوامع مختلف درگذر سنت[۲۱۸] به تجدد[۲۱۹] نیز با تنگناها و دشواریهای خاصی مواجه میشوند. به اعتقاد دورکیم [۲۲۰]در جوامع ابتدایی کارهای گروهی، از تنوع چندانی برخوردار نیست، اما در جوامع متمدن، در نتیجه پیدایش تخصص، تقسیم کار صورت گرفته، هر فرد یا دسته به کار مستقلی میپردازند. به عبارتی، بر خلاف همکاری که در جامعه ابتدایی، خود به خودی است، در جامعه متمدن همکاری آگاهانه و همراه با میل و اراده است » (نقل از منطقی، ۱۳۸۳،ص.۸۱).
دورکیم تصور میکرد که در صورت در هم شکسته شدن جامعه سنتی بر اثر تقسیم کار اجتماعی و نوسازی، جامعه جدید بلافاصله شکل نمی گیرد و گذر از جامعه سنتی به جامعه مبتنی بر همبستگی، مدت زمانی دراز به طول می انجامد. که در این مرحله، جامعه در حال گذر از سنت به جامعه صنعتی، دچار بی هنجاری[۲۲۱]شده، نظم، ارزشها و اخلاق پیشین دچار تزلزل و فروپاشی میشود و این در حالی است که نظم، ارزشها و اخلاق جدید نیز شکل نگرفته است. در این حالت شاهد فزونی گرفتن مواردی مانند اضطرار، بی قراری، سردرگمی، به خود وانهادگی، پوچی و مانند آن ها میباشیم. با افزایش این موارد و نیز عدم توجه و حتی مقابله برخی از مسئولان فرهنگی جامعه به مسئله شادی و نشاط افراد، جوانان و مردم جامعه با حساسیت زیادی با مسئله اخیر برخورد کرده و در اثر کاهش آستانه تحریکشان در این زمینه، در برخورد با کمترین تحریکی بیشترین واکنش را از خود نشان میدهند، ثانیاًً افراد در برخورد با عرصههای بسته، محدود و نفی شده شادی و هیجان، درصدد بر میآیند به شکل فردی به نیازهای طبیعی خودشان پاسخ دهند و دلیل فقدان امکانات، ارضای هیجان جویی آنان به شکل انحرافی و یا حتی مرضی انجام میپذیرد (منطقی، ۱۳۸۳، ص. ۸۲).
لذا با توجه به این که بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، فشار روانی، افسردگی و خودکشی در دوران نوجوانی و جوانی نمایان میشود و نوجوانان و جوانان نیز یک زمان در حالت شادی و یک زمان در حالت غم قرار دارند و جامعه ما هم به دلایلی که عنوان شد با محدودیتهای بسیاری در ارضای هیجانات خوشایند که منجر به شادی و نشاط میشود ؛ روبروست، میبایست به این سازه توجه مبرمی داشته و آن را از جنبههای مختلف مورد بررسی و پژوهش قرار دهد. تحقیق حاضر نیز برای به دست آوردن چنین رابطه ای انجام شده است.
به طور خلاصه : در این بخش احساس بهزیستی، مؤلفههای آن، ویژگیهای افراد شاد، رویکردهای نظری، شیوه های ارزیابی بهزیستی، عوامل و همبستههای آن را از نظر گذراندیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تن انگاره ی ادراکی اشاره به دقت افراد در قضاوت شکل، اندازه و وزن بدنشان در مقایسه با نسبتهای واقعی آن دارد و تن انگاره ی نگرشی در برگیرندهی افکار و احساسات مربوط به بدن همچون رضایت از شکل بدن، اندازه بدن، وزن و جذابیت جسمانی است (گروگن[۹]، ۲۰۰۸). تن انگاره به نظر تامسون و فن دنبرگ[۱۰] ( ۲۰۰۲) اغلب با اندازه گیری یکی از چهار مؤلفهی آن، یعنی:

۱ـ رضایت کلی ذهنی (ارزیابی کلی بدن)
۲ـ عاطفه (احساس نسبت به بدن)
۳ـ شناختها (طرحواره ها [۱۱]و باورهای[۱۲] مربوط به بدن)
۴ـ رفتارها (اجتناب از موقعیتهایی که ممکن است برانگیزندهی نگرانیهای مربوط به تن و انگاره ی آن باشند) ارزیابی میشود.
اگرچه نارضایتی از بدن و گاهی اختلالهای خوردن ناشی از آن پدیدههایی شایع و در عین حال خاص فرهنگ غربی در نظر گرفته میشدند و باور بر این بود که در فرهنگهای غیر غربی شیوع چندانی ندارند (آلتابه[۱۳]، ۱۹۹۸؛ مک کارتی[۱۴]، ۱۹۹۰؛ وانگ، بایرن، کناردی و هیلز[۱۵]، ۲۰۰۵) اما، مطالعات جدیدتر بویژه مطالعات دهه اخیر نشان دهنده شیوع بالای آن ها حتی در فرهنگهای غیر غربی است. به طوری که امروزه، معرفی «الگوی آرمانی لاغر اندام زنانه» [۱۶](باربی شکل)[۱۷] برای شکل بدن زنان و “الگوی آرمانی عضلانی مردانه»[۱۸](بیل شکل)[۱۹] برای مردان – در رسانه های فرهنگهای مختلف جهان – افراد را از فیجی گرفته تا چین و ژاپن و حتی کشورمان ایران به شدت تحت تأثیر قرار داده است و بنا به مطالعات انجام شده (بیکر[۲۰]، ۲۰۰۴؛ لی و لی[۲۱]، ۲۰۰۰؛ ماکینو، تسوبویی و دننرستین[۲۲]، ۲۰۰۴؛ تومی یاما و من[۲۳]، ۲۰۰۸؛ مونی، فارلی و استروگنل[۲۴]،۲۰۰۹؛ عمیدی غفرانی پور و حسینی،۱۳۸۵؛ حیدری چروده و کرمانی،۱۳۸۹؛ موحد، محمدی و حسینی،۱۳۹۰) نارضایتی از بدن و نگرانی درباره تن را در حد قابل ملاحظهای افزایش داده است.

شیوع نارضایتی از بدن در زنان نوجوان و جوان به حدی بالا است که اغلب آن را به مثابهی یک «ناخرسندی بهنجار»[۲۵] در نظر میگیرند (رودین، سیلبرستین و استریگل مور[۲۶]، ۱۹۸۵). این نارضایتی با ایجاد عزت نفس پائین، افسردگی و اختلالهای خوردن[۲۷] نیز رابطه دارد (پاکستون، نیومارک ، زتاینر، هانن و آیزنبرگ[۲۸]، ۲۰۰۶).

اهمیت نارضایتی از بدن،تن انگاره و عوامل دخیل در آن توجه و علاقه ی پژوهشی قابل ملاحظهای را به این زمینه در فرهنگها و کشورهای مختلف به خود جلب کردهاست. با این وجود ادبیات پژوهشی مربوط به تن انگاره و نارضایتی از بدن به لحاظ مدل یابی و مدل سازی غنای چندانی ندارند و توجه پژوهشی و بالینی قابل ملاحظهای به این حیطه به ویژه در ایران نشده است. پژوهش حاضر به منظور بررسی مدلی درباره تن انگاره و نارضایتی از بدن در جمعیت ایرانی طرح شده است و ضمن بررسی همبستههای با اهمیت مربوط به تن انگاره (نارضایتی از بدن) درصدد ارائه مدلی برای ارتباط بین متغیرهای دخیل در نارضایتی از بدن در جمعیت ایرانی است. در این پژوهش رابطه ی قد، وزن، شاخص توده ی بدنی[۲۹]، طرحواره ی ظاهر[۳۰]، خویشتن پنداره[۳۱] (عزت نفس) و وارسی بدن[۳۲] با تن انگاره یا به عبارتی نارضایتی از بدن، در نمونه ای از جمعیت ایرانی مورد بررسی قرار خواهدگرفت و مدلی در باره ی ارتباط این متغیرها ارائه و تناسب آن با جمعیت مورد مطالعه بررسی خواهد شد.
بیان مسئله
همان طور که پیش از این اشاره شد نارضایتی از بدن و نگرانی درباره شکل، وزن، اندازه و زیبایی آن یکی از اشتغال خاطرها و مشکلات رو به گسترش در جوامع و فرهنگهای مختلف بشری است افراد با توجه به بازخوردهایی که از محیط اجتماعی و فرهنگی خود میگیرند و همچنین با توجه به ادراکات و تجاربی که در رابطه با تن و ظاهر خود دارند و ارزشیابیهایی که با توجه به ملاکهای مختلف از خود به عمل میآورند به تن انگاره ای دست مییابند که به نوبهی خود در تعامل با محیط سبب رضایت و یا نارضایتی از تن است. بنا به نظر بادی[۳۳](۲۰۰۲، به نقل از عمیدی و همکاران، ۱۳۸۵)تن انگاره دربرگیرنده ی سه مؤلفه ی اساسی به شرح زیر است:

۱- بدن واقعی[۳۴]: یعنی بدن فرد آن گونه که هست.
۲-بدن آرمانی[۳۵]: یعنی بدنی که فرد آرزوی آن را دارد.
۳-بدن نمایشی[۳۶]: یعنی بدنی که فرد از خودش به نمایش میگذارد.
ظاهر جسمانی و خصوصیات بدنی، بخش با اهمیتی از تن انگاره هستند که اولین منبع اطلاعات در تعامل اجتماعی به شمار میروند و نقش اساسی در تعیین باورها ورفتارهای مربوط به بدن ایفا میکنند. بخش با اهمیت دیگر تن انگاره که در واقع بیشتر جنبه ی روانی، اجتماعی و فرهنگی دارد در برگیرنده ی ادراکات، طرحواره ها، رفتارها و باورهایی است که طی رشد فرد و متاثر از تجارب مختلف اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرند. شکل گیری تن انگاره و عوامل دخیل در رضایت و نارضایتی از بدن موضوع بررسیها و مطالعات مختلف و نظریه پردازی های متفاوتی بوده است و حتی برای کمک به کسانی که آشفتگی تن انگاره و نارضایتی از بدن دارند، تدابیر مختلف درمانی تدوین و به کار گرفته شده است. با این وجود مدل سازی و مدل یابی قابل ملاحظهای برای تعیین و تبیین روابط ساختاری بین متغیرهای دخیل در تن انگاره و ایجاد رضایت یا نارضایتی از بدن انجام و گزارش نشده است.
بررسیهای مربوط به تن انگاره طی سالها در چارچوبهای نظری مختلف از روان پویایی گرفته تا شناختی- رفتاری انجام شده اند و محور این بررسیها از میزان شیوع نارضایتی از بدن و آشفتگی تن انگاره، رشد وشکل گیری و عوامل دخیل در آن تا درمان نگرانی و نارضایتی از بدن،متغیربوده است.
شیلدر[۳۷](۱۹۳۵) از پیشروان بررسی ونظریه پردازی درباره ی تن انگاره، معتقد بود تن انگاره ،تصویر ذهنی سه بعدی است که فرد میتواند برای خودش از جلو، عقب و یا طرفین اما نه به طور همزمان تجسم کند (به نقل از رحیمی ، ۲۰۱۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
.برای آزمون فرضیهها با بررسی تعاریف، نظریات، دیدگاه ها و پژوهش های داخلی و خارجی مطرح شده در این فصل، از میان رویکردهای مورد بحث در مورد هر متغیر در این تحقیق، در خصوص مدیریت ارتباط با مشتری ، مدیریت ارتباط با مشتری کسانوف که طبق آن مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک راهبرد در سطح سازمان که برای بهینه کردن سوددهی و درآمد و رضایت مندی مشتریان با سازماندهی بر اساس گروههای مختلف مشتریان، ترویج رفتار رضایت مندانه و ارتباط فرایندها از مشتریان تا تامین کنندگان تعریف میکند و بیان میدارد که سرمایه گذاری در مدیریت ارتباط با مشتری، باعث درک بهتر، دسترسی بیشتر و تعامل موثرتر با مشتری از طریق کانال های مختلف می شود.

در خصوص مدیریت دانش ، مدیریت دانش نوناکو مد نظر قرار گرفته است. در این مدل دانش،از طریق تعامل بین دانش نهفته و صریح ایجاد می شود.نوناکو تعامل این دو نوع دانش را فرایند تغییر و تبدیل دانش می نامد. قابل ذکر است که در این مدل فرایند تبادل بین دانش صریح و ضمنی به صورت دایره ای نیست بلکه به شکل مارپیچ است، بدین معنی که تکرار چرخش ها مقیاس مارپیچ را بزرگتر کرده و این بمعنای تکامل بیشتر دانش سازمانی است . جامعه پذیری :جامعه پذیری هنگامی اتفاق می افتد که دانش نهفته در ذهن خود را به دانش نهفته در ذهن دیگری منتقل کنیم.

بیرونی سازی : بیرونی سازی بیان دانش ضمنی و انتقال آن به شکلهای قابل درک برای دیگران است.به اصطلاح افراد مرزهای درونی و بیرونی خود را گسترش میدهند.
ترکیب :ترکیب شامل تبدیل دانش صریح به شکلهای پیچیده تری از این نوع دانش است.
درونی سازی :درونی سازی حاصل تبدیل دانش صریح به دانش نهفته است.در اینجا افراد با خلاقیتهای ذهنی خود از نظریات صریح آموخته شده دانش های جدید ایجاد میکنند که گر چه به آسانی قابل انتقال به دیگران نیست اما در عملکردهای آن ها آن ها منعکس می شود.
همچنین در خصوص بازاریابی رابطه مند ، مدل وارن کیگان که معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصتها و ایجاد ارزش برای مشتریان است که می توان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت و پشتوانه ای محکم برای ادامه حیات سازمان و کسب رهبری در آن عرصه از رقابت را پیدا کرد .
نمودار مفهومی :
بیرونی سازی
مدیریت ارتباط با مشتری
مدیریت دانش
بازاریابی رابطه مند
ترکیب
درونی سازی
اجتماعی سازی
اجتماعی
تبادل اطلاعات
فعالیت های فروش
نظارت بر روابط
فصل سوم
فرایند پژوهش
در این فصل به روش پژوهش و روش گردآوری داده ها واطلاعات پرداخته وسپس جامعهد آماری نمونه مورد بررسی و روش نمونه گیری را مشخص می کینم.درپایان نیز به معرفی ابزار پژوهش می پردازیم .
۱-۳ روش پژوهش
روش پژوهش از نوع همبستگی میباشد ، در این نوع تحقیق رابطه میان متغیر ها بر اساس هدف تحقیق تحلیل میگردد .
۲-۳ جامعه آماری
در این تحقیق جامعه اماری ۱۰۸ نفراز کارمندان بانکهای سپیدان میباشند که به علت هزینه زیاد و وقت کم در شهرستان سپیدان و به دلیل محدود بودن جامعه آماری از مطالعه موردی استفاده میگردد .
۳-۳ نمونه و روش نمونه گیری
تعداد نمونه مورد مطالعه با جامعه منطبق میباشد و از روش سرشماری استفاده شد
.
جدول ۱-۳ جنسیت
تاهل
زن
مرد
کل
فراوانی
۱۶
۹۲
۱۰۸
درصد
۸/۱۴
۲/۸۵
۱۰۰
۴-۳ متغیرهای جمعیت شناختی:
جدول ۲- ۳ سطح تحصیلات
تحصیلات
دیپلم
فوق دیپلم
لیسانس
فوق لیسانس
کل
فراوانی
۲۷
۲۴
۵۲
۵
۱۷۹
درصد
۲۵
۲/۲۲
۱/۴۸
۶/۴
۱۰۰
جدول ۳-۳ سابقه
سابقه
زیر ۵سال
۵تا۱۰ سال
۱۰تا ۱۵سال
۱۵تا ۲۰سال
بالای ۲۰ سال
کل
فراوانی
۳۷
۳۰
۲۳
۸
۱۰
۱۰۸
درصد
۳/۳۴
۸/۲۷
۳/۲۱
۴/۷
۳/۹
۱۰۰
.
جدول ۴-۳ سن
سن
زیر۳۰ سال
۳۰تا۴۰ سال
۴۰ تا ۵۰ سال
بالای ۵۰ سال
کل
فراوانی
۴۱
۴۷
۱۸
۲
۱۰۸
درصد
۳۸
۵/۴۳
۷/۱۶
۹/۱
۱۰۰
۵-۳ ابزار پژوهش
ابزارجمع آوری اطلاعات پرسشنامه است که دراختیار کارکنان قرار گرفت. این پرسشنامهها شامل: پرسشنامه پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتریان احمد خردمند ، مدیریت دانش نوناکو و بازاریابی رابطه مند جواد عباسی است.
پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتریان
برای اندازه گیری متغیر مدیریت ارتباط با مشتری از پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتری که توسط احمد خردمند (۱۳۹۱) تهیه و تدوین گردیده استفاده خواهد شد. این پرسشنامه دارای ۶سوال میباشد شیوه نمره گذاری این پرسشنامه از نوع طیف لیکرت میباشد که شامل ۵گزینه از بسیار زیاد تا خیلی کم میباشد در این پرسشنامه هر چه جمع امتیازات پرسشنامه بالاتر باشد، بیانگر اعمال قوی تر سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان در سازمان مورد بررسی میباشد. عکس این قضیه نیز صادق است. در راستای روائی پرسشنامه نیز پس از نظرسنجی از ۱۰ نفر متخصص در زمینه روائی محتوائی پرسشنامه ، مشخص گردید که پرسشنامه حاضر دارای روائی صوری میباشد .پایایی پرسشنامه با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ محاسبه و۸۲/۰ میباشد .
مدیریت دانش
برای اندازه گیری متغیر مدیریت دانش از پرسشنامه مدیریت دانش که توسط نوناکو(۲۰۰۰) تهیه و تدوین گردیده استفاده خواهد شد. این پرسشنامه دارای ۲۶سوال میباشد و مدیریت دانش را در ۴بعد بیرونی سازی ترکیب درونی سازی و اجتماعی سازی می سنجد . شیوه نمره گذاری آن به صورت ۵گزینه ای است و گزینه های آن شامل:کاملا مخالفم تاکاملا موافقم میباشد. در راستای روائی پرسشنامه نیز پس از نظرسنجی از ۱۰ نفر متخصص در زمینه روائی محتوائی پرسشنامه ، مشخص گردید که پرسشنامه حاضر دارای روائی صوری میباشد .به منظورسنجش پایایی این پرسشنامه ، با روش آلفای کرونباخ برابر با ۰٫۸۶ میباشد.
بازاریابی رابطه مند
برای سنجش بازاریابی رابطه مند از پرسشنامه بازاریابی رابطه مند جواد عباسی(۱۳۸۲) استفاده شد .این پرسشنامه دارای ۴ زیر مقیاس است .ابعاد این پرسشنامه شامل اجتماعی، تبادل اطلاعات ،فعالیت های فروش ونظارت بر روابط میباشد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

۳. ارزشیابی نامناسب
بیان نقاط ضعف و قوت به شکل منطقی و عادلانه نه تنها کسی را نمی آشوبد، بلکه راهکارهای مناسب در جهت تغییر رفتار و رعایت اصل یادگیری محسوب می شود. سنجش مناسب و عادلانه منجر به تشویق و ترغیب کارکنان واحدها و ارتقاء سطح کیفی کار (بهره وری) شده و چه بسا که تشویق به عنوان تقویت کننده انگیزه های تضعیف شده برای انجام بهتر وظایف تلقی شود. لذا با چنین رویکردی، رفتار کارکنان در راستای افزایش کارآئی سوق پیدا می کند در حالی که ارزیابی نامناسب و ناعادلانه نه تنها موجبات رشد را فراهم نمی کند، بلکه باعث استرس، اضطراب، کاهش اعتمادبه نفس و درگیری روانی افراد می شود.


۴. تعارض نقش
تعارض نقش به معنای عدم تطابق شخصیت با شغل میباشد. تفاوتهای فردی، نقش مهمی در رفتار اجتماعی و موفقیتهای علمی و یا شغلی دارد. اگر کارکنان واحدها، احساس کنند استعداد و توانایی انجام کاری را که به آن ها تفویض شده است را دارند هم در محیط کار سازگار نشان می دهند و هم در جامعه و خانواده مورد رضایت و احترام خواهند بود و برعکس اگر اشتغال فرد با بخشی از توانمندی و شخصیت وی سازگاری نداشته باشد در این صورت قسمتی از قابلیت های وی معطل میماند و این امر موجب بروز اختلال روانی شده و کارکنان واحد در مسیرهائی فعال میشوند که با هدف سازمانی مغایرت دارد. تعارض نقش در واحدهای سازمانی، زیانبار خواهد بود به همین دلیل بسیار مناسب است که در بخش ستادی هر سازمان، واحدی استقرار یابد تا با شناسائی افرادی که با عدم رضایت قلبی، عشق و علاقه در واحدها به کار گمارده میشوند.
اولاً در زمره مستخدمان در نیایند و ثانیاًً در صورت حدوث چنین امری با بررسی، آموزش و ارائه طریق در فعال کردن چنین کارکنانی در جهت تحقق اهداف سازمانی گام بردارند. بنابرین مدیران واحد باید در پی آن باشند تا با شناخت تفاوت های فردی بپردازند، چه بسا که شناخت تفاوت های فردی میتواند آن ها را در حل بسیاری از معضلات شغلی و سازمانی افراد کمک کند.بهترین شیوه هدایت تعارض های سازمانی، داشتن روابط اخلاقی و احترام آمیز با کارکنان در عین تعهد به قوانینی و مقررات است. صداقت در گفتار، متانت در کردار و احترام و تواضع در برابر سایر کارکنان همراه با رعایت قوانینی؛ حس اعتماد آن ها را نسبت به مدیر افزایش داده و زمینه اطلاعت از رهنمودهای او را فراهم می آورد. در هر حال چنین رویکردی باعث می شود تا اهداف سازمانی تحقق یابد و افراد در ایفای نقش فردی و اجتماعی خود موفق تر بوده و در نتیجه سازگاری با محیط کار و خانواده و رضایت مندی شغلی حاصل آید(عابدی،۱۳۸۱،ص۴۵).
۲- پیشینه تحقیق
الف) پژوهش های انجام شده در داخل کشور
احسانی و همکاران. (۱۳۹۱). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه سبک رهبری سرپرستان با میزان رضایت شغلی کارکنان در تنکابن” پرداختهاند و نتیجه نشان داد که اکثریت واحدهای دارای رضایت شغلی بالا، افرادی بودند که سرپرستاران آن ها از سبک رهبری متقاعد کننده استفاده میکردند و بر عکس اکثریت افراد دارای رضایت شغلی پایین پرستارانی بودند که سرپرستارانشان از سبک رهبری تفویضی برای سرپرستی بخش استفاده میکردند. در سازمانهایی که مدیران علاوه بر بعد وظیفه مداری به بعد رابطه مداری هم توجه بالایی دارند و با ایجاد محیط مشاوره ای سعی میکنند کارکنان را در تصمیمات مشارکت دهند میزان رضایت شغلی بالا می رود که این خود منجر به افزایش تعهد سازمانی در کارکنان، افزایش کیفیت ارائه خدمات و در نهایت بالا رفتن رضایت در بیماران می شود.

نکوئی مقدم و همکاران(۱۳۹۰). درپژوهشی با عنوان ” به بررسی رابطه سبک رهبری مدیران و رضایت شغلی کارکنان شبکه های بهداشت و درمان دانشگاه علوم پزشکی کرمان” پرداختهاند و اکثر مدیران از سبک بینابینی رابطه مدار و وظیفه گرا استفاده میکنند و رضایت بیشتر کارکنان در حد متوسط است. میانگین نمره رضایت سبک انسانمدار به طور معنی داری از سبکهای تلفیقی و وظیفهمدار بیشتر بود. همچنین نتایج بررسی رابطه سبک رهبری و رضایت شغلی نشان داد که رابطه معنی داری میان این دو وجود دارد.
حسینی (۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “ به بررسی راهکارهای کاهش فشار شغلی و افزایش انگیزش در میان کارکنان سازمان زندان ها” پرداخته است که نتیجه به دست آمده نشان داد راهکارهای فشارهای شغلی میتواند از طریق مدیریت سازمان یافته کاهش یابد.
پرداختچی و همکاران(۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی مدیران و معلمان مدارس شهرستان تاکستان “ پرداخته است نتیجه حاکی ازآن است که کیفیت زندکی و فرسودگی شغلی معلمان یک نوع رابطه معناداری بینشان وجود دارد.

عابدی (۱۳۸۱). در پژوهشی با عنوان” بررسی و مقایسه اثربخشی روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری اجتماعی، سازگاری شغلی و مدل شناختی، رفتاری شادمانی فودایس بر کاهش فرسودگی مشاوران آموزش و پرورش شهر اصفهان” پرداخته که نتیجه نشان داد روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری میتواند فرسودگی شغلی را کاهش و نشاط در بین معلمان را افزایش دهد.
ب) پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
براچ (۲۰۰۹). در پژوهشی با عنوان “بررسی رویکردهای مختلف در زمینه رضایت شغلی کارکنان از طریق فعالیتهای رهبری هدفدار” پرداخته و این رویکردها را بر اساس دوبعد: انصاف و اعتقاد مورد تحلیل قرار داده و بر این اساس، ۴ نوع نگرش نسبت به رهبری هدفدار را شناسایی وتبیین نموده است.
دنیس وادوارد(۲۰۰۷). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه میان فشارهای شغلی و میزان توانمندسازی کارکنان” پرداخته است وبه بررسی رابطه عوامل زمینه ای شامل: رابطه با مافوق، روابط عمومی با شرکت، تیم کاری و تمایل به عملکردها با توانمندسازی پرداختند. نتیجه مطالعه آن ها به این صورت است که عوامل: رابطه با مافوق و روابط عمومی با شرکت به طور معناداری با جنبه های معنادار بودن شغلی، تاثیر وخود تعیینی مرتبطاند ولی با شایستگی ارتباطی پیدا نکردند.
رناتان(۲۰۰۵). درپژوهشی با عنوان” بررسی اثرات محیط بر فشارهای شغلی به وجود آمده توسط مدیران در بین کارکنان بانکی لندن” پرداختهاند و نیجه نشان داد که محیط می تواند فشارهای شغلی ثابت و غیر پایدار بر کارکنان ایجاد نماید.
سواراندی(۲۰۰۳). در پژوهشی با عنوان” بررسی عوامل مؤثر بر فشارهای شغلی کارکنان در افریقا جنوبی” پرداخته و نتیجه نشان داد که در این قاره فشارهای شغلی کارکنان از مدیریت در بین سطوح مختلف تابع شرایط اثرگذاری محیط میباشد.
پلگرینی و دونالدی (۲۰۰۱). درپژوهشی با عنوان” بررسی اثرات فشارهای شغلی و روانی دربین زنان ” پرداختهاند و نتیجه نشان داد که اثرات فشارهای شغلی در بین زنان با توجه به نوع فعالیتشان بسیار متفاوت میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت

-
-
- عوامل اقتصادی : تامین برخی از خواسته ها منوط به داشتن امکانات مالی و مادی است ، اگر برای یک خانواده داشتن منزل شخصی هدف باشد ، به دلیل عدم استطاعت خرید خانه میسر نگردد ، پی آ”مد آن ناکامی است .


-
- عوامل سیاسی : نوع حکومت هامی تواند در به وجود آمدن ناکامی مؤثر باشد ، مثلا حکومتهای استدای ، نظام کمونیستی و تک حزبی و .. نمونه های بارز این گونه تفکرات بوده و زمینه ای برای محرومیت افراد تلقی می شود ، حتی در مواردی هم که شرایط خفقان آور باشد باعث پیدایش احساس ناکامی در افراد آن جامعه می شود .
-
- وجود تبعیضات : یکی دیگر از عوامل ناکام کننده تبعیضات است که به صورت های : بتعیض نژادی ، تبعیضات ناروای محیط های آموزشی ، تبعیضات ناروا در محیط خانه و … که نه تنها باعث بروز ناکامی می شود ، بلکه مشکلات رفتاری را نیز در پی خواهد داشت .
-
- عوامل فیزیکی : دانش آموزی قصد شرکت در یک مسابقه ورزشی را دارد ، به دلیل عدم دسترسی به وسیله نقلیه از رفتن به مسابقه محروم و دچار ناکامی میگردد این یکی از مواردی است که عوامل فیزیکی باعث ناکامی می شود .
-
- عوامل طبیعی ، مثل سیل ، زلزله وحوادثی نظیر آن ، مانعی بر سر راه خواسته های افراد تلقی شده و موجب ناکامی میگردند .
-
- تحقیق در زمینه « ناکامی و شیوه های برخورد با آن » ( ایمانی [۷۹]مهر ۱۳۷۰ ) : قسمت سوم
-
- واکنشهای ناشی از ناکامی :
-
- پرخاشگری ، فرضیه ناکامی ، پرخاشگری که مطابق آن هر نوع ناکامی به پرخاشگری می انجامد و هر گونه پرخاشگری نتیجه ناکامی است تا اندازه ای اغراق آمیز به نظر میرسد ، ناکامی ممکن است با پاسخهای دیگری منجر شود .
-
- چون بازگشت به رفتارهای کودکانه
-
- کناره گیری یا بی اعتنایی
- یا کوشش آرام برای حلب مسئله ( شاید بهتر این باشد که ناکامی را مقدمه تحریک هیجانی ، خشم را خود حالت هیجانی و پرخاشگری را یکی از پاسخهای شخص در برابر خشم بدانیم.)
البته پاسخ پرخاشگر آمیز معمولا پاسخ آموخته شده ای است که خشم یا سائقه ناشی از ناکامی را کاهش میدهد .
در بحث از عوامل تشدید کنند پرخاشگری می توان اذعان نمود که بررسی دقیق قرائن موجود ، حاکی از آن است که نقش ناکامی در بروز و عدم پیدایش پرخاشگری آشکار به طور عمده به دو عامل بستگی دارد : الف ) به نظر میرسد که ناکامی زمانی موجب افزایش حالت پرخاشگرانه در فرد می شود که نسبتا شدید باشد ، اما اگر خفیف یا متوسط باشد ممکن است موجب تشدید آن نشود . ب) قرائن فزاینده حکایت از آن دارد که ناکامی زمانی بروز پرخاشگری را افزایش میدهد و آن را تشدید میکند ک با ناحق و تحمیلی باشد .
می توان نتیجه گرفت که انگیزه رفتارهای آدمی یعنی اهدافی که او را در زندگی دنبال میکند ، کسب رضایت خاطر و کامیابی است و این هدف و منظور تحقق نمی یابد ، مگر آنکه احتیاجات طبیعی که بخشی از آن جنبه بدنی دارد مانند نیاز به آب ، هوا – حفظ خود از سرما و گرما .. و یا معنوی و روانی هستند مانند نیاز به محبت ، احترام و تملک امور معنوی .. و تمایلات اکتسابی او تامین شود . هرگاه وصول به این اهداف بامانع یا مشکلی برخورد نماید ، برای رفع آن گاه متوسل به پرخاشگری می شود . طبیعی است که کودکی که از مهر و عطوفت مادر محروم می ماند و یا معلم کمتر به او توجه میکند به دلیل برخورداری از ناکامی دست به پرخاشگری می زند ، برای مقابله با پرخاشگریهای ناشی از ناکامی در محیطهای آ”موزشی باید موارد ذیل را مطمح نظر داشت:
-
- تامین احتیاجات بدنی و روانی
-
- آشنا کردن دانش آموزان با این امر که انسان در همه امور کامیاب نمی شود .
-
- توجه داشتن به روحیات دانش آموزان در هنگام وضع مقررات مدرسه ، یعنی هر چه از سنگینی و سختی آن کاسته شود از بروز ستیزه جویی بیشتر جلوگیری می شود ، زیرا فرد کمتر دچار احساس محرومیت میکند .
-
- داشتن حق اعتراض و بیان خواسته ها
-
- سهیم بودن در اداره امور مدرسه
-
- رعایت عدالت در مدرسه توسط اولیاء آن
-
- ایجاد حس احترام و اعتماد به نفس واعتماد نسبت به اولیای مدرسه
-
- ترویج و تبلیغ اصول و ارزشهای اخلاقی به وسیله سرمشقهای عملی
-
- تشکیل گروهای مختلف علمی ، فرهنگی ، هنری ، تشویق گروهای موفق
-
- اولین تجربه دانش آموزان از محیط آموزشی باید تجربه موفقی باشد .
- پرهیز از به کار بردن محرکاتی که موجب انگیختن شاگردان می شود ، همچون فریاد کشیدن بر سر آن ها ، که پاسخ متقابل آن ها نیز پرخاشگری و خشونت است .
۴-تحقیق در زمینه « ناکامی و شیوه های مواجهه با آن » ( فرغار[۸۰] ۱۳۷۱)
افراد مختلف به طور متفاوت در برابر ناکامی و واکنش نشان میدهند برای مثال نتیجه یک بررسی که درباره هفت دانش آموز انجام گرفته ذکر میگردد :
این دانش آموزان در مسابقه بهترین انشای سال شرکت نمودند با توجه به نتایج مسابقه و عکس العمل افرادی که موفق به دریافت جایزه نشدن ، واکنشهای متفاوت در قبال احساس ناکامی از برنده شدن مورد توجه قرار میگیرد :
- دانش آموز اول ، افزایش تلاش ۲- دانش آموز دوم ، دلسرد شدن از ادامه کار ۳- دانش آموز سوم ، انتخاب ایده آلی جدید در جایگزینی هدف قبلی ۴- دانش آموز چهارم ، پناه بردن به رویا در برابر احساس ناکامی ۵- دانش آموز پنجم ، بروز عکس العملهای پرخاشگرانه ۶- دانش آموز ششم ، جابجایی در بروز پرخاشگری ( خشم خود رامتوجه خانواده خود کرد ) ۷- دانش آموز هفتم واکنش واپس گرا ( برگشت به دوره های ) رانشان داد.
سایر واکنشهای به ناکامی عبارتند از :
احساس حقارت : احساس ناکامی اغلب با احساس حقارت همراه است ، مثلا کسی که در انتخابات ورودی دانشگاه موفق نمی شود از این که حس جاه طلبی او ارضاء نشده دچار احساس شکست می شود وهرگاه فردی درمقایسه موقعیتی ازخود با سایرین به این تجربه برسد که نسبت به سایرین کمبودهایی دارد ، ممکن است با این طرز نگرش درمورد خود دچار احساس حقارت شود و مکانیسمهای دفاعی از قبیل : جبران – دلیل تراشی ، سرکوبی … به کار گیرد .
واپس گرایی بیماریهای جسمی ناشی از کشمکشهای روحی بروز بیماری روانی ناشی از فشار روحی درموارد خاص نیز ناکامی به اختلال یا وقفه در کار بعضی از ارگانهای بدن مثل : بینایی ، شنوایی ، یا تکلم منجر می شود .
تدابیر مؤثر برای تحمل ناکامی :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به شیوع بالای نارضایتی از بدن و رابطه نارضایتی از بدن با سایر مشکلات بهداشت روانی و جسمی ابداع و به کارگیری شیوه های مداخلهای ، درمانی و پیشگیری توجه خاصی را به خود جلب کردهاست. به این منظور بر اساس ادبیات موجود از رویکردها و محتواهای مختلف در میان بزرگسالان، نوجوانان و جوانان، دانش آموزان و دانشجویان استفاده شده است. بر اساس محل وشرایط انجام مداخله ها میتوان آن ها را به مداخلههای فردی، خانوادگی، مداخلههای مدرسهای و مداخلههای جامعهنگر تقسیم کرد.


به لحاظ رویکرد و محتوا این مداخله ها را میتوان به ۱) روانی ـ تربیتی التقاطی، ۲) مداخلههای جامعهنگر رسانهای، ۳) مداخلههای ارتقای عزت نفس، ۴) مداخلههای ناهماهنگی شناختی، ۵) مداخله های مبتنی بر رویکرد فمنیستی و۶) مداخلههای شناختی ـ رفتاری تقسیم کرد.
این مداخلهها عمدتاًً برای کمک به زنان طراحی شدهاند. اما قابل کاربرد برای مردان نیز هستند و علاوه بر ارزش درمانی میتوانند به عنوان شیوه های پیشگیرانه و بهداشتی نیز برای افراد در معرض خطر به کار گرفته شوند. در ادامه به توضیح بیشتر این برنامه های مداخلهای میپردازیم.

الف ) برنامه های روانی ـ تربیتی التقاطی
هدف زیربنایی این برنامه ها کاهش درون فکنی یک مدل آرمانی یا به شدت عضلانی به ترتیب در زنان و مردان است. به علاوه هدف این برنامه کاهش از اهمیت و ارزشی است که به لاغری یا عضلانی بودن داده میشود. در این برنامه ها عامل علّی خطر ساز اصلی در ایجاد نارضایتی از وضعیت بدن همین امر در نظر گرفته میشود و تلاش میشود با فراهم ساختن اطلاعات واقع بینانهتر، از شکل گیری نارضایتی از بدن و اختلالهای خوردن جلوگیری شود و فرد رژیم غذایی بهنجار و مناسبتری داشته باشد. معمولاً این برنامه ها حوزه های زیر را درچارچوبی التقاطی مورد تأکید قرار داده و آموزش میدهند.
۱ـ آموزش درباره تغییرات بهنجار شکل بدن و فیزیولوژی به ویژه در دوره بلوغ
۲ـ تأثیر عوامل فرهنگی بر تصویر تن، رفتار خوردن و تغییرات آن در گذر زمان
۳ـ القائاتی برای ایجاد احساسی مثبت نسبت به تن
۴ـ آموزشهایی درباره تن انگاره های ناسالم و غیر واقع بینانهای که در رسانه ها و تبلیغات ارائه میشوند
۵ـ تلاش برای تغییر و اصلاح نمایشهایی که از تصویرهای زنان در رسانه های جمعی ارائه می شود
۶ـ آموزش درباره خطرات رژیمهای غذایی برای کاهش وتنظیم سریع وزن در کوتاه مدت
۷ـ آموزش درباره ماهیت و علائم اختلالهای خوردن و چگونگی دستیابی به کمک در این باره به هنگام نیاز
۸ـ آموزش صحیح و سالم تنظیم وزن
۹ـ آموزش رابطه بین احساسات و خوردن.
مطالعات مربوط به این روش حاکی از ثمرات مثبت کوتاه مدت آن است و تقریباً نیمی از برنامه های اجرا شده از این نوع بر اساس گزارش شخصی شرکت کنندگان در آن سبب کاهش نارضایتی از بدن یا کاهش خوردن ناسالم شده است (استینر آدایر[۱۶۱] به نقل از پاکستون، ۲۰۰۲).
ب) مداخلههای جامعه نگر رسانهای
هدف این برنامه ها نیز این است که آگاهی زنان را بالا ببرند، به آن ها نشان دهند که تصاویرجذاب زنانی که در رسانه ها ارائه میشود، تحریف شده است و نشان داده شود که چگونه برای اهداف تجارتی این مدلها رژیم غذایی خطرناکی گرفتهاند. در این برنامه ها تلاش بر این است که مهارتهای رسانهای زنان را افزایش دهند، به گونهای که تصاویر تحریف شده زنانهای را که به آن ها ارائه میشوند به چالش بگیرند و ضرورتاً تحت تأثیر این تصاویر نگرشهای مثبت و واقع بینانه ای را که نسبت بدن خودشان دارند در جهت منفی تغییر ندهند. باور بر این است که این برنامه ها، درون فکنی یک الگوی لاغر اندام آرمانی را کاهش میدهند و خودکارآمدی در رابطه با شکل و وزن بدن را بالا میبرند. در واقع این برنامه ها، شیوهای نقادانه برای مواجهه با رسانه را به مشارکت کنندگان میآموزند و آن ها را از حالت منفعل برای پذیرش نگرشهای القاء شده، خارج میکنند. نیومارک[۱۶۲] و همکاران (۲۰۰۰) نمونه ی جالبی از این نوع برنامه را به نام “من بودن مجانی است” برای دختران به کار بردهاند. مطالعه درباره این برنامه و برنامه های مشابه نشان دهنده کارآمدی و اثر بخشی آن در کاهش نارضایتی از وضعیت بدن بوده است و سبب کاهش اثرات منفی تماشای تصاویر تبلیغاتی زنان شده است.
ج) مداخله های مبتنی بر ارتقای عزت نفس
در این مداخلهها فرض بر این است که با چاره کردن عوامل روان شناختی زیر ساز نارضایتی از بدن همچون ضعف عزت نفس و خلق پایین، میتوان نارضایتی از تن انگاره را کاهش داد. در پژوهشی، اودآ و آبراهام[۱۶۳] (۲۰۰۰) به بررسی تأثیر ارتقای عزت نفس بر تن انگاره و اختلالهای خوردن دانش آموزان دوره ی راهنمایی پرداختند. بررسی آن ها نشان داد که این روش نارضایتی از بدن را کاهش میدهد اما، اثرات آن در پیگیری طولانی مدت ماندگار نیست. با این وجود در پیگیری طولانی مدت، گروه مداخله ارتقای عزت نفس در مقایسه با گروه گواه، متوسط وزن بالاتری داشت.
د) مداخلههای ناهماهنگی شناختی
این مداخله یکی از مداخلههایی است که به وسیله استیس[۱۶۴] و همکارانش (۲۰۰۱ و ۲۰۰۰) به ویژه برای دانشجویان مبتلا به نگرانی نسبت به وضعیت بدن، شاغل به تحصیل سالهای اول دانشگاه طراحی و اجرا شده است. این مداخله که ارزش پیشگیرانه نیز دارد بر کاهش درونی فکنی بدن لاغر آرمانی – به گونهای که معمولاً در فرهنگهای غربی و امروزه تقریباً تمامی فرهنگها به وسیله رسانه های جمعی تبلیغ میشود- تمرکز دارد. این نگرش به این دلیل انتخاب شده است که تصور می شود مهمترین عامل خطر ساز برای ایجاد نارضایتی از بدن، نگرانی از تناسب اندام و اختلالهای خوردن در آینده باشد.
نظریه ناهماهنگی شناختی بیان میکند که داشتن نگرشها و باورهای ناهمخوان و ناهماهنگ سبب ناراحتی و آشفتگی روانی میشود و این ناراحتی و آشفتگی به نوبه ی خود افراد را به اصلاح نگرشها و باورهای نا همخوان با هم بر میانگیزد. به این ترتیب، استیس و همکارانش (۲۰۰۱ و ۲۰۰۰) استدلال میکنند که اگر کسانی که الگوی آرمانی لاغر اندام را به عنوان یک نگرش یا باور درون فکنی کردهاند برانگیخته شوند تا به طور اختیاری مواضعی مخالف این باور یا نگرش درون فکنی شده اختیار کنند، کاهشی در درون فکنی الگوی لاغری آرمانی شان ایجاد میشود که سبب کاهش نارضایتی از بدن، کاهش تمایل به رژیمهای غذایی پرخطر برای تنظیم وزن و کاهش احساسات منفی میشود که با الگوی آرمانی درون فکنی شده ی پیشین، همراه هستند.
در این مداخله مجموعهای از تمرینهای شفاهی، نوشتاری و رفتاری طراحی شده است که به مراجعان کمک میکنند تا مواضعی مخالف الگوی آرمانی لاغر اندام درون فکنی شده (دارای تناسب اندام و جذاب) اتخاذ کنند.
ه) رویکرد فمنیستی
این رویکرد که به رویکرد پیرن[۱۶۵] (۱۹۹۹، به نقل از پاکستون، ۲۰۰۵) هم معروف است، راهبردی پیشگیرانه و فمنیستی است که طی دورهای ده ساله در مدرسه بالهی کانادا تدوین شده است. در این رویکرد عمدتاًً از بحثهای گروهی منظم که به وسیله دکتر پیرن هدایت میشوند به منظور اجازه دادن به بیان احساس و نگرانیهای دختران و شناسایی مشکلات آن ها استفاده می شود. این رویکرد جنبه ی تجربه ای[۱۶۶] داشته و مؤلفههای مختلفی از جمله روابط نزدیک و صمیمانه، همدلی، پذیرش و به چالش کشیدن نقشهای تحمیلی جوامع مردسالار (همچون: نقش همسری، مادری، کدبانویی و…) را در برمی گیرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۳-۲٫ ضرورت وجود روانشناسی مثبت گرا
سلیگمن و میهالی (۲۰۰۰) بیان کردند که تا قبل از جنگ جهانی دوم روانشناسی سه هدف مجزا داشت:
الف) درمان بیماری های روانی ب) ساختن زندگی بارور و رضایت بخش برای همکاران ج) شناخت و پرورش استعدادهای بالا.


بعد از جنگ جهانی دوم، دو هدف از این اهداف سه گانه روانشناسی به دلایلی مورد غفلت قرار گرفت و کل رسالت روانشناسان محدود و معطوف به هدف اول یعنی درمان بیماران روانی شد. سلیگمن و سایر روانشناسان دو هدف عمده را برای این دلیل بیان کردند: ۱) وقوع جنگ جهانی دوم و خیل بی شمار افراد نیازمند دریافت خدمات روانشناختی ۲) تأسیس مؤسسه ملی سلامت روان در امریکا و بودجه های هنگفتی که این مؤسسه برای پژوهش و فعالیت های مرتبط با بیماری های روانی اختصاص داد (سلیگمن، ۲۰۰۳؛ ۱۲۶).
موضوع غفلت روانشناسی و روانشناسان از اهداف و رسالت های دیگر خود در گذشته نیز مورد مخالفت روانشناسان بزرگ بویژه روانشناسان انسانگرا قرار گرفته بود. در این زمینه می توان به دیدگاه کارل راجرز و آبراهام مزلو اشاره کرد. این روانشناسان بر این باور بودند که روانشناسی در کنار پرداختن به موضوعات منفی و مشکلات افراد باید به وجوه مثبت آنان هم توجه داشته باشد. مفهوم اشخاص دارای کارکرد کامل[۴۱] در نظریه راجرز یا افراد خودشکوفا در دیدگاه مزلو از جمله مفهوم سازی های مرتبط با دید مثبت به آدمی نزد این دو متفکر روانشناس هستند. مزلو به ویژه به غفلت از وجه مثبت انسان در کتاب انگیزش و شخصیت می نویسد “علم روانشناسی بیشتر در نگاه منفی به آدمی، موفق بوده تا نگاه مثبت به او. این علم در مورد کمبودهای انسان، بیماری های او و نقاط ضعفش مطالب زیادی را بر ما عیان کرده ولی از استعدادهای بالقوه آدمی، فضیلت ها و اهداف قابل حصولش با توان های روانشناختی بالایش چیزی نگفته است” (براتی سده، ۱۳۸۸ ؛۳۳).
روانشناسی مثبت به صورت استعاره ای می خواست انسان منفی یک را به صفر تبدیل کند ولی نمی گفت چگونه این انسان را از صفر به مثبت یک برسانیم. یا همان طوری که شلین (۱۹۵۶) ذکر میکند در گذشته سلامت روان یک مفهوم مازاد بوده اما امروزه بر عکس نیاز داریم به جای اینکه فقط بگوییم “کاهش اضطراب، کاهش افسردگی و …” بگوییم “چه کاری شخص میتواند انجام دهد” هنگامی که به سلامتی دست پیدا کرد (سلیگمن و میهالی، ۲۰۰۰؛۸).

از اواخر دهه ۱۹۹۰ و به طور مشخص از سال ۱۹۹۸ که سلیگمن رئیس انجمن روانشناسی امریکا شد. توجه به اهداف مورد غفلت روانشناسی معطوف شد. برای تحقق بخشیدن به این اهداف بود که روانشناسی مثبت بر مبنای اصول و مفروضه های تازه ای در کانون مطالعات علمی قرار گرفت.
۴-۳-۲٫ رفتار سازمانی مثبت
اگرچه اهمیت و ارزش مثبت گرایی[۴۲] سال های زیادی است که پذیرفته شده است، اما در سال های اخیر، مثبت گرایی یک حوزه مورد توجه برای تئوری سازی، تحقیق و کاربرد در روانشناسی و اکنون رفتار سازمانی قرار گرفته شده است.
با توجه به این که روانشناسی مثبت شتاب زیادی به دست آورده، اهمیت آن را نمی توان در محیط کار ندیده گرفت. حیطه ها و رویکردهایی برای مثبت گرایی در محیط کار ظهور یافته اند که منتج به ظهور رفتار سازمانی مثبت، پژوهش های سازمانی مثبت و سرمایه روانشناختی شده است. در مورد اینکه دنیای ما به طور عام و محیط کار ما به طور خاص نیازمند یک رویکرد متعادلی است که هم مثبت گرایی و نقاط قوت و هم منفی گرایی و نقاط ضعف خود را در نظر بگیریم و سعی در تقویت نقاط قوت و مثبت گرایی و تصحیح نقاط ضعف و منفی گرایی، اجماع نظر وجود دارد. امروزه تحقیقات و پژوهش هایی در زمینه مثبت گرایی در محیط کار به طوری که با رفتار سازمانی، رهبری سازمانی و مدیریت منابع انسانی مرتبط باشد انجام گرفته است، که زمیته شروع این تجقیقات را می توان مفهوم سازی ابتدایی روانشناسی مثبت توسط سلیگمن و میهالی دانست. همانند روانشناسی مثبت، رفتار سازمانی مثبت هم ادعا نمی کند که اکتشافات جدیدی از اهمیت مثبت گرایی را ارائه میدهد، اما تأکید میکند که نیاز است تمرکز بیشتری روی تئوری سازی، تحقیق و کاربرد صفات، حالات و رفتارهای مثبت در محیط کار داشته باشیم. به عبارت دیگر سلیگمن بیان کرد که روانشناسی مثبت اکتشافات جدیدی نیست بلکه دیدگاه متفاوتی را ایجاد کردهاست (سلیگمن و سیکسزنت میهالی، ۲۰۰۰؛۸). به همین ترتیب لوتانز و آولیو (۲۰۰۹) بیان میکنند که برای رفتار سازمانی مثبت استعاره “شراب کهنه در بطری جدید” را به کار بردند. با بهره گرفتن از این استعاره بیان می شود که رفتار سازمانی مثبت گرا به کارگیری یک مفهوم قدیمی در یک فضای جدید میباشد. یعنی رفتار سازمانی مثبت در محیط هایی که سازمان های امروزی با آن ها روبرو هستند (مثل جهانی سازی، تکنولوژی های پیشرفته و …) یک مفهوم منحصر به فرد و جدیدی است که با بهره گرفتن از مفاهیم و واژه های گذشته شکل نویی به خود گرفته است. یعنی اگرچه برای روانشناسی جدید نیستند، اما کاربرد آن ها در محیط کار نسبتاً جدید است. در خصوص این مفهوم جدید که اخیراًً تحقیقات زیادی بر روی آن انجام شده است نمی توان گفت که سریعاً میتواند خود را با دانش مرسوم و مدل های مفهوم سنتی منطبق کند. اگر چه رفتار سازمانی مثبت دارای پایه علمی و دربرگیرنده معیارهایی است که دارای تئوری ها و یافته های تجربی غنی است اما نسبت به تئوری های موجود که تاکنون بنا شده است ممکن است نسبتاً منحصر به فرد باشد (آوی و همکاران، ۲۰۱۰؛۴۳۱).

۵-۳-۲٫ مثبت گرایی: برای چه؟ و به چه دلیل؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۵ روش گردآوری اطلاعات
در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات در بخش کتابخانهای از کتابها، مقالات، رسالهها و پژوهشها داخلی و خارجی و در بخش میدانی از پرسشنامههای استاندارد شده استفاده گردید.


در بخش میدانی نیز برای جمع آوری اطلاعات آزمودنیها از سه پرسشنامهی مهارتهای ارتباطی، هوش هیجانی بار-اون و هوش معنوی کینگ و پرسشنامه اطلاعات فردی استفاده شده است.
۳-۶ ابزار اندازهگیری
با توجه به اینکه سه متغیر در این پژوهش موردبررسی قرار میگیرد، لذا از سه پرسشنامه استفاده گردیده است، که در ادامه به توضیحات هریک از پرسشنامهها آورده شده است.
۳-۶-۱ پرسشنامه مهارتهای ارتباطی
پرسشنامه مهارتهای ارتباطی توسط بارتون جی. ای (۱۹۹۰) ساختهشده است که از ۱۸ گویه و ۳ خرده مقیاس مهارت کلامی (۶ سؤال)، مهارت شنودی (۶ سؤال) و مهارت بازخوردی (۶ سؤال) تشکیلشده است که به منظور شناسایی و سنجش مهارتهای ارتباطی خود به کار میرود.
نمرهگذاری پرسشنامه به صورت طیف لیکرت ۵ گزینهای میباشد که برای گزینههای «کاملاً مخالفم»، «تا حدودی مخالفم»، «مطمئن نیستم»، «تا حدودی موافقم» و «کاملاً موافقم» به ترتیب امتیازات ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵ در نظر گرفته میشود.
کاملاً مخالفم |
تا حدودی مخالفم |
مطمئن نیستم |
تا حدودی موافقم |
کاملاً موافقم |
۱ |
۲ |
۳ |
۴ |
۵ |
جدول ۳- ۱ مؤلفههای مهارتهای ارتباطی
ردیف
خرده مقیاس
سوالات
تعداد سؤال
۱
مهارت کلامی
۳-۴-۷-۱۲-۱۵-۱۷
۶
۲
مهارت شنودی
۲-۶-۸-۱۰-۱۴-۱۸
۶
۳
مهارت بازخوردی
۱-۵-۹-۱۱-۱۳-۱۶
۶
در این پژوهش پایایی پرسشنامه سنجیده شد که مقدار آلفای کرونباخ ۹۳% به دست آمد (مقدار آلفای کرونباخ در حیطه مهارت کلامی ۸۷%، در حیطه مهارت شنودی ۸۱% و در حیطه مهارت بازخوردی ۸۵% محاسبه شد).
۳-۶-۲ پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون
پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون[۹۷] (EQ–I) در فرم بلند دارای ۱۳۳ سؤال و در فرم کوتاه شده ۹۰ سوال میباشد و این نخستین پرسشنامه معتبر فرا فرهنگی جهت ارزیابی هوش هیجانی است (بار-اون ۱۹۹۹؛ آبراهام، ۱۹۹۹ نقل از بار-اون، ۲۰۰۰). این پرسشنامه توسط بار-اون ۱۹۹۷ ساخته شد که شامل یک نمره کلی از هوش هیجانی و پنج عامل مرکب و یک شاخص هماهنگی و ۱۵ خرده مقیاس است.
پنج عامل مرکب که خود شامل ۱۵ خرده مقیاس میباشند همراه با شماره سوالات در زیر آورده شدهاند.
جدول ۳- ۲ مؤلفههای هوش هیجانی
درون فردی: خودآگاهی هیجانی، ابراز وجود، عزتنفس، خودشکوفایی، استقلال
۹۰-۸۵-۸۰-۷۸-۷۵-۷۰-۶۵-۶۳-۶۰-۵۵-۵۰-۴۸-۴۵-۴۰-۳۵-۳۳-۳۰-۲۵-۲۰-۱۸-۱۵-۱۰-۵-۳
بین فردی: همدلی، مسئولیتپذیری اجتماعی، روابط بین فردی
۸۹-۸۸-۸۳-۷۴-۷۳-۶۸-۵۹-۵۸-۵۳-۴۴-۴۳-۳۸-۲۹-۲۸-۲۳-۱۴-۱۳-۸
سازگاری: حل مسئله، واقعگرایی، انعطافپذیری
۸۷-۸۲-۷۶-۷۲-۶۷-۶۱-۵۷-۵۲-۴۶-۴۲-۳۷-۳۱-۲۷-۲۲-۱۶-۱۲-۷-۱
مدیریت استرس: تحمل فشار روانی، کنترل تکانش
۷۹-۸۶-۷۱-۶۴-۵۶-۴۹-۴۱-۳۴-۲۶-۱۹-۱۱-۴
خلق عمومی: خوشبینی، شادمانی
۸۴-۷۷-۶۹-۶۲-۵۴-۴۷-۳۹-۳۳-۲۴-۱۷-۹-۲
ابزار (EQ) برای سنجش هوش هیجانی مورد ارزیابی قرار میگیرد این ابزار متشکل از عباراتی است که احساس، طرز تفکر و نحوه رفتار را در موقعیتهای گوناگون توصیف میکند. آزمودنی با خواندن هر عبارت، میزان هماهنگی یا عدم هماهنگی خود را با خصوصیات توصیفشده بر روی مقیاس ۵ درجهای لیکرت از ۵ به ۱ (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) و در بعضی سؤالات با محتوای منفی یا معکوس از ۱ به ۵ (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) انجام میشود. ۹ نمره کل هر مقیاس برابر مجموع نمرات هر یک از سؤالات آن مقیاس و نمره کل آزمون برابر با مجموع نمرات ۱۵ مقیاس میباشد. کسب امتیاز بیشتر در این آزمون، نشانگر موقعیت برتر فرد در مقیاس موردنظر یا در کل آزمون و برعکس میباشد. مثلاً کسب امتیاز بالاتر در مقیاس خود ابرازی نشاندهنده، خود ابرازی بیشتر در فرد است. این پرسشنامه برای گروههای هدف از سن ۱۸ سال تا سنین بالاتر، مشروط به اینکه از حد متعارفی از تحصیلات (حداقل دیپلم) برخوردار باشند قابلاجراست و در دو جنس زن و مرد کاربرد دارد. بیشتر آزمودنیها (تقریباً ۶۸%) ۱۵ نمره بالاتر و پایین از میانگین کسب کنند (نمره بین ۸۵ تا ۱۱۵) اکثریت آن ها (تقریباً ۹۵%) ۳۰ نمره بالاتر و پایینتر از میانگین کسب میکنند (بین ۵۵ و ۱۴۵) آزمودنیهایی که نمره کار آن ها پایینتر از ۷۰ یا بالاتر از ۱۳۰ است به طور مشخص غیرعادی هستند و باید با دقت بیشتری موردبررسی قرار گیرند (بار-اون، ۱۹۹۷). پایایی آزمون از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای کل آزمون ۹۳% گزارش گردید این میزان (آلفای محاسبهشده در مرحله سوم) با آلفای محاسبهشده در مرحله دوم آزمون یکسان به دستآمده است.
در این پژوهش از فرم کوتاه شده ۹۰ سوالی استفاده شده است و پایایی پرسشنامه نیز سنجیده شد که مقدار آلفای کرونباخ ۸۶% به دست آمد.
۳-۶-۳ پرسشنامه هوش معنوی
پرسشنامه هوش معنوی کینگ[۹۸] (SISRI) در سال ۲۰۰۸ توسط کینگ طراحی و ساخته شد. این پرسشنامه دارای ۲۴ گویه است و چهار زیر مقیاس دارد: تفکر وجودی انتقادی، آگاهی متعالی ،تولید معنای شخصی، و گسترش حالت هشیاری. هر چه فرد نمره بالاتری در این پرسشنامه بگیرد دارای هوش معنوی بیشتری است.
پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI) دارای ۲۴ ماده بوده و هدف آن سنجش میزان هوش معنوی از ابعاد مختلف (تفکر وجودی انتقادی، آگاهی متعالی، تولید معنای شخصی، گسترش حالت هشیاری،) میباشد. طیف نمره دهی آن بر اساس لیکرت پنج گزینهای بوده که در جدول زیر گزینهها و نیز امتیاز مربوط به هر گزینه ارائه گردیده است:
جدول ۳- ۳ جدول نمرهگذاری طیف لیکرت پرسشنامه هوش معنوی
گزینه
کاملاً درست
بسیار درست
تا حدودی درست
نادرست
کاملاً نادرست
امتیاز
۴
۳
۲
۱
۰
البته این شیوه نمرهگذاری در مورد سؤال شماره ۶ معکوس خواهد میباشد.
همچنین زیر مقیاسهای این پرسشنامه به صورت زیر محاسبه میشود:
-
- تفکر وجودی انتقادی[۹۹]: این زیر مقیاس دارای ۷ سؤال است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۸ است. سوالات این زیر مقیاس عبارتاند از: ۱، ۳، ۵، ۹، ۱۳، ۱۷، ۲۱
-
- آگاهی متعالی[۱۰۰]: این زیر مقیاس دارای ۷ گویه است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۸ است. سوالات این زیر مقیاس عبارتاند از: ۲، ۶، ۱۰، ۱۴، ۱۸، ۲۰، ۲۲
-
- تولید معنای شخصی[۱۰۱]: این زیر مقیاس دارای ۵ سؤال است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۰ است. سوالات این زیر مقیاس عبارتاند از: ۷، ۱۱، ۱۵، ۱۹، ۲۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خدای تعالی برتری مردها را بر زنها، از جهت قوت عقلی و نیروی بدنی به طور کلی بر کلی است. نه به طور شمول بر تمام افراد. زیرا چنانچه معلوم است، خیلی از زنهایی بوده و هستند که در تدبیر و عقل، بلکه در قوای بدنی بر بعضی از مردها فضیلت دارند[۷۳].

نظر صاحب تفسیر المنیر: «فکان الرجل مفضّلاً علی المراه فی العقل و الرأی و العزم و القوّه، لذا خصّ الرّجال بالرّساله و النبوه…[۷۴] ». در کلام این مفسر نیز، بر امتیاز عقلی و برتری قوّت مردان بر زنان، تأکید شده است. نظر صاحب تفسیر تقریب القرآن: «فان الله سبحانه فضّل الرّجل علی المراه عقلاً و جسماً و تحمّلاً ـ کما هو واضح وقد ثبت فی العلم الحدیث ـ[۷۵]». در این کلام نیز، وجه برتری مرد بر زن، عقل، نیرو و توان ذکر شده است. نظر صاحب تفسیرالمیزان: «… هو ما یفضل و یزید فیه الرجال بحسب الطبع علی النساء وهو زیاده قوّه التعقّل فیهم وما یتفرّع علیه من شدّه البأس و القوّه و الطاعه علی الشدائد من الاعمال و نحوها فإن حیاه النساء حیاه احساسیّه و عاطفیّه، مبنیّه علی الرّقه واللطّافه». (طباطبایی،محمدحسین، بی تا) در کلام مرحوم علامه نیز بر قدرت تعقّل بیشتر در مردان و زندگی عاطفی زنان پافشاری شده است. نظر تفسیر نمونه: در تفسیر نمونه پس از آنکه به سرپرستی خانواده توسط مردان پرداخته شده آمده است: «این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتی در مرد است؛ مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروی عاطفه و احساسات (به عکس زن که از نیروی سرشار عواطف بیشتر بهره مند است) و دیگری داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر؛ که با اولی بتواند بیاندیشد و نقشه طرح کند و با دومی بتواند از حریم خانواده ی خود دفاع نماید». (مکارم،ناصر و دیگران،۱۳۷۵) در تفسیر مواهب الرحمن: «… فضّله الله تعالی بأمور تجعله صالحاً لهذه المهمّه، وهی القوّه و شدّه البأس و زیاده التعقّل[۷۶]». ایشان نیز سبب برتری مرد را بر زن، قدرت جسمی و فکری افزونتر دانسته است. نتیجه و تحلیل اقوال مفسرین آنچه از مجموع سخنان مفسّران بزرگ به دست میآید آن است که همگی آنان، بر دو نیروی برتر مردان بر زنان که همان قدرت تعقل بیشتر و توانمندی جسمی است، تصریح کردهاند و برخی از مفسران به فروعات دیگری از آن دو شاخه ی اصلی نیز اشاره کردهاند. ولی به هر حال، نیروی تعقّل بیشتر و توان جسمی افزونتر تقریباً مورد اتفاق مفسران است. مفسران، مایه ی تفضیل مردان به همسرانشان را، قدرت تعقّل بیشتر و نیروی بدنی افزونتر دانسته اند، در حالی که در آیه ی مورد بحث، به طور اجمال آمده است: «بِما فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ» و مایه برتری مردان را بیان نکرده است. وصف «قوامیت» که ریشه ی لغوی آن، همان برپا داشتن دیگری است، وجه امتیاز و برتری مرد را روشن میسازد. او دارای اوصافی است که به آن سبب، برپا دارنده ی خیمه ی خانواده و سرو سامان دهنده ی اوضاع همسر است. با آن اوصاف و ویژگی ها، همسرش به او تکیه میکند، سر و سامان مییابد، برپا می ماند و به زندگی مطلوب خویش ادامه میدهد. (کاظم زاده، علی، ۱۳۸۱) ۳-۱-۴-۱- ریاست مردان در خارج از منزل سؤال آن است که آیه ی محل بحث (نساء/۳۴)، فقط به محدوده ی روابط خانوادگی محدود می شود، یا فراتر از آن، مدیریت جامعه را نیز در بر میگیرد؟ به عبارت دیگر: آیا در روابط اجتماعی میان زنان و مردان، حق مدیریت و سرپرستی با مردان است؟ آیا در جامعه نیز مردان «قوّام» بر زنان و سرپرست آنهایند؟ یا آیه فقط مربوز به محدوده ی روابط زن و شوهر است؟ نظر صاحب تفسیرالمیزان: مرحوم علامه طباطبایی پس از آنکه سبب برتری و فضیلت مردان را بر زنان، نیروی تعقل افزونتر در مردان و توانمندی بیشتر جسمی آنان میداند، می نویسد: «این علت برتری در مردان، مخصوص خانواده و همسران نیست. بلکه این حکم برای همه ی مردان، در برابر همه زنان است. در تمامی امور که زندگی این دو صنف به آن مرتبط است ـ مانند مسائل حکومتی و قضاوت و مانند آن ـ به سبب برتری عقلی مردان ـ مدیریت و رهبری به عهده ی آنان است». (طباطبایی،محمدحسین، بی تا)  به تعبیر دیگر: علت این حکم، عمومیت دارد و فراتر از محدوده ی زندگی خانوادگی است. چرا که علت مدیریت مردان بر زنان، عقل و تدبیر و نیروی جسمانی افزونتر است. و این محدود به خانواده و روابط زن و شوهر نیست. مرحوم علامه در ادامه می افزاید: «الرِّجالُ قَوَامُونَ عَلی النِّساءِ»، اطلاق دارد و کل روابط مردان با زنان را در اجتماع شامل می شود؛ ولی ادامه ی آیه که فرمود: «فَالصِالِحاتُ قانِتاتُ» فقط به روابط زوجین اختصاص دارد و از تمکین و رابطه ی خاضعانه زن در برابر شوهر سخن میگوید. و در واقع «فالصّالحات» یک فرع، از فروع آن حکم مطلق است». (طباطبایی،محمدحسین، بی تا) حکم نخستین آیه «الرِّجالُ قَوَامُونَ» مطلق است، هم روابط زن و شوهر و هم روابط زنان و مردان را در مدیریت جامعه شامل می شود. ولی (فَالصبالِحاتُ) به بیان یک قسم و یک نوع از آن حکم مطلق اشاره دارد؛ که همان روابط زوجین است. نظر صاحب تفسیر قاسمی: «به این آیه استدلال شده است که زن نمی تواند قضاوت و امامت را به عهده بگیرد، چرا که مردان قوام و سرپرست آن ها هستند و بر آنان جایز نیست، سرپرست مردان شوند[۷۷]». نظر صاحب مواهب الرحمن: مرحوم آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری پس از آنکه سبب برتری مردان بر زنان را، یک امر طبیعی و تکوینی میداند، که همان نیروی جسمی و عقلی افزونتر باشد[۷۸]، میگوید: «این علت برتری تعمیم دارد و فقط مخصوص روابط خانوادگی نیست؛ هرچند خانواده و همسری از مصادیق روشن آن است. همچنین در این آیه در بیان قوامیت مردان بر زنان، از دو کلمه ی «رجال» و «نساء» استفاده شده، نه کلمه ی «ازواج». گویا این حکم برای جنس مردان است که خداوند آنان را سرپرست زنان قرار داده است[۷۹]». در جای دیگر نیز میگوید: «این سرپرستی را که خداوند برای مردان قرار داده است، مخصوص جهت معینی مثل سرپرستی مرد بر همسر خویش نیست؛ بلکه مطلق است و مردان قوام و سرپرست زنانند در مسائل اجتماعی و حفظ شئونات جامعه، همانند قضاوت و اداره جنگ و مانند آن. خداوند پذیرش این امور را تکلیف مردان قرار داده است[۸۰]». برخلاف این نظرات،بعضی مفسران، این آیه را در محدوده ی روابط زن و شوهر معنا کردهاند و به روابط مردان و زنان در جامعه ـ در پرتو این آیه ـ نپرداخته اند. آیت اله جوادی آملی می نویسد: «وقتی که زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن به عنوان دو صنف مطرح است، هرگز مرد قوام و قیم زن نیست. و زن هم در تحت قیمومیت مرد نیست. «الرِّجالُ قَوَامُونَ عَلی النِّساءِ» مربوط به آنجایی است که زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن باشد. که در آن صورت سخن از قوام بودن به میان میآید». (جواد آملی، عبدالله، ۱۳۷۸) البته به نظر میرسد، سیاق آیه در بیان نحوه ی ارتباط زن و شوهر در دایره ی امور خانوادگی است و قرائنی در آیه است، که همین نظر را تأیید میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵-۲- فرایندهای شناختی
ما اشیا و افراد آشنا را باز شناسی میکنیم، راه خود را در پیرامون خود پیدا میکنیم، حرف می زنیم، صحبت دیگران را می فهمیم، می خوانیم، می نویسیم، برنامه ریزی میکنیم، اعمال را انجام میدهیم، فکر میکنیم، تصمیم می گیریم، مسایل را حل میکنیم، یاد می گیریم و به یاد می آوریم، مجموعه این فعالیتها را فرایندهای شناختی مینامند (فراهانی، کرمی نوری و اوحدی،۱۳۹۰). در روان شناسی شناختی، فرایندهای شناختی به صورت تفکیک شده مورد مطالعه قرار میگیرد. در این دیدگاه شناخت از یک طرف، شبکه ای به هم پیوسته و مرتبط از فرآیندهاست که اطلاعات را به صورت نظام دار پردازش میکند و از طرف دیگر، دارای زیر مجموعه های مستقلی است که اطلاعات را به شیوه های خاص پردازش میکنند و هر یک دارای ویژگی های روان شناختی و فیزیولوژیکی خاص میباشند. بعضی از جنبههای شناختی شامل توجه و حافظه میباشد (فراهانی و همکاران، ۱۳۹۰).

۶-۲- توجه
توجه[۲۷]به توانایی ذهنی گفته می شود که فرد اطلاعات خاصی از میان اطلاعات دیگر انتخاب و به پردازش بیشتر آن می پردازد. به عبارت دیگر چون ظرفیت شناختی ما با محدودیت رو به روست توجه به محدود کردن پردازش اطلاعات مربوط می شود. توجه به دو نوع تقسیم می شود:
الف) توجه ارادی
ب) توجه غیرارادی
در توجه ارادی هدف مشخصی جست وجو می شود و با انگیختگی و هشیاری بیشتر فرد همراه است. در توجه ارادی، ما چیزهایی را انتخاب میکنیم که با انتظارات و توقعات ما هماهنگی داشته باشد و فرد بر آن کنترل دارد. از طرف دیگر محرک هایی نیز در خارج وجود دارند که توجه ما را به خودشان جلب میکنند. این گونه محرک های خارجی با انتظارات و توقعات ما مطابقت ندارند و معمولا غیر منتظره اتفاق می افتند و واکنش«آن چیست» را در ما به وجود می آورند و ما بر آن کنترل نداریم و به صورت خود به خودی صورت می پذیرد. به این نوع توجه، توجه غیرارادی گفته می شود. پردازش مربوط به توجه ارادی کند و آهسته است، پردازش توجه غیر ارادی تند و سریع است. پردازش های ارادی و کنترل شده ظرفیت شناختی ما را کاهش میدهد و انجام تکالیف دیگر را دشوار میسازد. در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار این ظرفیت را کاهش نمی دهد و انجام تکالیف دیگر را به طور همزمان برای ما دشوار نمی سازد. پردازش های ارادی و کنترل شده قابل اجتناب اند و می توان آن ها را متوقف ساخت، در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار غیرقابل اجتناب اند. وقتی محرکی در محیط ارائه گردد توجه ما را ناگزیر به خود جلب میکنند پردازش های ارادی و کنترل شده قابل انعطاف و قابل تغییرند و می توان آن ها را در موقعیت های گوناگون به کار برد، ولی پردازش های غیر ارادی و خودکار غیر قابل انعطاف اند و زمانی که یادگیری میشوند، به دشواری می توان به اصلاح و تغییر آن ها دست زد. بنابرین، می توان گفت زمانی که پردازش های خودکار به کار برده میشوند، می توان توجه را در بین چند منبع اطلاعاتی تقسیم کرد و از ظرفیت شناختی بیش تر استفاده نمود؛ ولی در پردازش کنترل شده باید به برخی اطلاعات توجه خود را متمرکز نموده، در حالی که برخی اطلاعات دیگر را می توان مورد توجه قرار نداد. محرک هایی که تازه، غیر منتظره، متباین و تعجب بر انگیز باشند، توجه غیر ارادی ما را بیشتر جلب میکنند و معمولا بهتر نیز به یاد آورده میشوند (فراهانی و همکاران ،۱۳۹۰).

۷-۲- حافظه
حافظه، عنوانی است که در مورد توانایی انسان برای یادگیری، نگهداری، یادآوری و استفاده از اطلاعات و دانش به کار برده می شود و وسیله ای است که تجارب قبلی خود را در آن نگهداری و اطلاعات را برای استفاده در زمان حاضر از آن استخراج میکنیم (تالوینگ، ۲۰۰۰؛ تالوینگ و کریک، ۲۰۰۰؛ بجور کلاند، اشنایدر و هرنالدزبلاسی ، ۲۰۰۳؛کرودر، ۱۹۷۶؛ نقل از استرنبرگ، ۲۰۰۶). وقتی از حافظه صحبت می شود بیشتر اصطلاح یادگیری به ذهن میآید، در حالی که مرحله اول حافظه، یعنی، اکتساب و ثبت اطلاعات است و حافظه به مجموعه ی فرایندهای اکتساب، نگهداری و کاربرد اطلاعات گفته می شود. مطالعات مربوط به حافظه در روان شناسی از قدمت بسیار برخوردار است و از همان ابتدا نظر بر این بوده است که حافظه مراحل و انواع گوناگونی دارد(فراهانی و همکاران، ۱۳۹۰).
امروزه سه مرحله ی اصلی را در حافظه مورد شناسایی قرارمیدهند. روان شناسان شناختی، سه نوع عملیات مشترک حافظه را بدین شرح مشخص ساخته اند: رمز گردانی[۲۸]، اندوزش[۲۹]و بازیابی[۳۰] (بدلی، ۲۰۰۰، ۱۹۹۸، ۱۹۹۹؛ براون وکریک، ۲۰۰۰ ؛نقل از استرنبرگ، ۲۰۰۶). هر عملیاتی بازنمای یک مرحله در پردازش حافظه است.
۱- مرحله ی رمزگردانی (یادگیری): در این مرحله اطلاعات با ویژگی ها و خصوصیات گوناگون و از جنبههای مختلف فیزیکی (ظاهری) و معنایی ثبت میشوند و اطلاعات وارد سیستم شناختی ما میشوند که به آن درون داد[۳۱] نیز گفته می شود. در این مرحله، داده های حسی را به شکل بازنمودهای ذهنی در میآوریم .
۲- مرحله ی اندوزش (نگهداری): در این مرحله اطلاعات ثبت و یاد گرفته شده در حافظه، نگهداری و محافظت میشوند تا در زمان مناسب از آن ها استفاده شود.
۳- مرحله ی بازیابی (یادآوری): در این مرحله، اطلاعات مورد نیاز که بنا بر شرایط و موقعیتهای گوناگون متفاوت خواهد بود مورد بازیابی قرار میگیرد و فرد اطلاعات را به نحو هشیارانه یا ناهشیارانه یادآوری کرده و مورد بازشناسی قرار میدهد. به این مرحله برون داد نیز گفته می شود (فراهانی و همکاران،۱۳۹۰).
۸-۲- تقسیم بندی حافظه
اتکینسون و شیفرین (۱۹۶۸) تقسیم بندی معروف خود را از حافظه پیشنهاد کردند: ثبت حسی[۳۲]، انباره کوتاه مدت[۳۳]و انباره بلند مدت[۳۴]. کانال های حسی (خصوصاًً حس بینایی) ثبت های اولیه را دریافت میکنند و موجب میشوند که ثبت حسی به عنوان یک عنصر مجزا در حافظه تشخیص داده شوند. اطلاعات در مدت کوتاه چند هزارم ثانیه چنان چه مورد توجه واقع نشوند از بین میروند.
حافظه کوتاه مدت یا حافظه کاری[۳۵] دومین نظام حافظه است. در حافظه کوتاه مدت زمان از بین رفتن اطلاعات طولانی تر از حافظه حسی است و تخمین این زمان دشوار است، زیرا تا حدود زیادی تحت تأثیر کنترل آزمودنی میباشد، ولی شواهدی وجود دارد دال بر این که اطلاعات در حافظه کوتاه مدت چنان چه تکرار و تمرین نشود در دوره زمانی بین ۱۵ تا ۳۰ ثانیه از بین می رود. مقدار و نوع اطلاعاتی که از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل می شود به پردازش کنترل شده ای نیاز دارد، هر چند که اطلاعات موجود در حافظه کوتاه مدت به صورت غیر کنترل شده نیز به حافظه بلند مدت انتقال مییابد. در حافظه ی بلند مدت ساده ترین فرضیه آن است که قبول کنیم رد حافظه[۳۶] به صورت همه یا هیچ عمل میکند، اگر یک رد حافظه تشکیل شود سپس یک بازیابی[۳۷]و پاسخ صحیح اتفاق خواهد افتاد (کرمی نوری، ۱۳۸۳).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توانایی تغییر چارچوبهای ذهنی
افراد مختلف، محیط اطراف و شرایط را به شکلهای کاملاً متفاوتی میبینند. زیرا هر یک با زاویه دید خود به موضوع نگاه میکنند. زاویه دید هر فرد نیز ریشه در چارچوبهای ذهنی وی دارد. جارچوبهای ذهنی فرد نیز مجموعه ای از اعتقادات، باورها، ارزشها، عادات وتأثیر تجربیات قبلی او استرکه بر روی نحوه نگرش وی به موضوعات مختلف، تأثیر میگذارد. نگرش بسیاری از افراد درچارچوب خاصی گیر می کند. ذهنی که با چارچوب خاصی به رویدادها نگاه می کند، توان دیدن زوایای دیگر را از دست میدهد. توانایی تغییر چارچوبهای ذهنی یعنی توانایی شکستن حصارهایی که ذهن و نگاه فرد را محدود می کند و به فردامکان دیدن از زوایای گوناگون را میدهد، خصوصاًً از زاویه دید دیگران.توانایی تغییر چارچوبهای ذهنی در واقع یعنی بردن مشکلات یا موقعیتها به چارچوب بزرگتری که بتوان در دورنمایی بزرگتریامتفاوت به آن نگریست. یعنی از زاویۀ دید شخصی خود در یک موقعیت، استراتژی یا مشکلی دور شدن و به تصویری بزرگتر و مفهومی گسترده تر دست یافتن.

استفاده مثبت از مشکلات و شکستها
اما توانایی استفاده مثبت از مشکلات و شکستها به فرد کمک می کند تا احساسات خود را از موقعیت های مشکل و شکستها به فرد کمک می کند تا احساسات خود را از موقعیت های مشکل و شکستها دور کند و بتواند منابع و امکانات موجود را به خوبی ببیند، از آن ها استفاده کند، و مسیر درست را بیابد. چنین فردی به بدشانسی عقیده ندارد ومشکلات هرچند بزرگ، نمی توانند مانع پیشروی وی شوند. او همواره به جای احساس تأسف ودرخواست همدردی برای خود، به دنبال راه حل است، زیرا مطمئن هست که در انتهای مسیر همیشه به نور میرسد.

احساس رسالت
داشتن احساس رسالت در زندگی، یعنی فرد میداند از زندگی چه میخواهد، باید در زندگی چکار کند و در آن مسیر گام بر میدارد. یعنی صدای درونش را بشنود و به آن گوش دهد، صدایی که از آرمانها و ارزشهای درونی فرد سرچشمه میگیرد. فرد با گوش کردن به ندای درونش راه درست زندگی را مییابد و در این راه، هیچ مانعی نمی تواند او را بازدارد. در این حالت احساس می کند زندگی یک حرکت یکنواخت نیست که فرد در آن با ریتم دیگران ادامه دهد، بلکه برای مسیری ویژه خودش خلق که باید درآن به پیش رود.
رسالت افراد در زندگی با یکدیگر ممکن است کاملا متفاوت باشد. این مسیر با استعدادها، خواسته ها و نیازهای درونی فرد کاملاً هماهنگ است، در سطح بزرگتر، مسیری که برای آن به دنیا آمده است. احساس رسالت از درون ناخودآگاه فرد سرچشمه میگیرد زیرا در آن هیچ حسابگری یا هدفی به جز مسیری که در آن میرود وجود ندارد، مسیری که با ارزشهای درونی وی تعیین میشود.
ایمونز(۲۰۰۰) هوش معنوی را دارای پنج مؤ لفه مختلف میداند:
۱) قدرت تعالی یعنی عبور از ظواهر مادی و فیزیکی
۲) قدرت ورودبه حالات و هوشیاری های معنوی
۳) قدرت مزین کردن اتفاقات روزانه با حس تقدس
۴) قدرت استفاده از منابع معنوی برای حل مسائل زندگی
۵) قدرت انجام رفتار های پر فضیلت (عفو و گذشت، سپاسگذاری، تواضع، مهربانی و…).
تبیین نوبل[۳۱] (۲۰۰۰، به نقل از ایمونز،۲۰۰۰) از هوش معنوی چنین است: یک توانمندی ذاتی و فطری انسان است لیکن مانند هر استعداد و موهبت دیگر به شیوه های گوناگون و به درجات مختلف در جمعیت انسانی بروز میکند . وی بر مؤلفه های ایمونز (۲۰۰۰) صحه میگذارد، ولی دو مؤلفه دیگر برآن ها می افزاید:
۱) درک هوشیارانه این نکته که واقعیت فیزیکی و جسمانی درون یک واقعیت بزرگتر و چند بعدی که ما به وسیله خودآگاه و ناخودآگاه هر لحظه با آن در تعامل هستیم تشکیل می شود.
۲) به دنبال سلامت روانشناختی خودو همه انسان ها بودن.
ویگلزوورث(۲۰۰۴) هوش معنوی را توانایی رفتار توأم با شفقت و حکمت ،همراه با حفظ صلح درونی و بیرونی (متانت) بدون در نظر گرفتن شرایط میداند. به اعتقاد وی شفقت و حکمت با هم مظهر عشق را تشکیل میدهند، اهمیت متانت (ادب) هم به این علت است که بر حفظ تعادل، آرامش و در واقع رفتار با شفقت و حکمت با دیگران تمر کز میکند، و به عبارت« بدون در نظر گرفتن شرایط » نشان دهنده این است که ما میتوانیم مسالمت آمیز بودن و محبت آمیز بودن رفتار های خود را حتی در شرایط تنش حفظ کنیم. به گفته ویگلزوورث(۲۰۰۴) این چیزی است که ما در رهبران معنوی خود تحسین میکنیم.
وی بر اساس تعریف بالا در خصوص هوش معنوی مدل جالبی را ارائه کردهاست. به این منظور وی فهرستی از چهار مجموعه شامل ۲۱مهارت را تهیه کردهاست که باور دارد معرف هوش معنوی هستند. این فهرست در جدول ۲-۱ آمده است. همان گونه که خواهیم دید به جز ویگلزوورث (۲۰۰۴) افراد دیگری نیز وجود دارند که هوش معنوی را به عنوان مجموعه ای از مهارت ها در نظر گرفته اند.
جدول۲-۱: مهارت های هوش معنوی از دیدگاه ویگلزوورث(۲۰۰۴)
آگاهی جهان شمول
آگاهی از روابط متقابل امور در کل زندگی
آگاهی از جهان بینی دیگران
درک وسیع زمان
آگاهی از محدودیت ها و قدرت درک انسان
آگاهی از قواعد معنوی
تجربه یگانگی متعالی
آگاهی از خود نفسانی و خود عالی
آگاهی از جهان بینی خود
آگاهی از هدف( رسالت) زندگی
آگاهی از سلسله مراتب ارزش ها
پیچیدگی ذهنی
آگاهی از خود نفسانی و خود عالی
تسلط اجتماعی/ حضور معنوی
یک معلم یا مربی معنوی عاقل و موثر بودن
یک عامل تغییر عاقل و موثر بودن
تصمیم گیری های دلسوزانه و خرد مندانه
حضور آرام وشفا بخش
تسلط برنفس خود /خود عالی
تعهد به رشد معنوی
حفظ تسلط خود عالی
زندگی کردن برای اهداف و ارزش ها
حفظ ایمان در سختی ها
بر اساس توصیف ویگلزوورث (۲۰۰۴) هر کدام از این ۲۱ مهارت دارای پنج سطح است. سطح صفر بدان معنی است که فرد هنوز شروع به توسعه آن مهارت نکرده است . سطح ۵ بالاترین سطحی هر مهارت است و حتی در سطح ۵ نیز شخص «کامل» تلقی نمی شود به خاطر اینکه همیشه فضا برای رشد وجود دارد.این سطوح مهارتی در جدول ۲-۴ بیان شده اند.
جدول۲-۲: سطوح پنج گانه مهارت های مربوط به هوش معنوی از نظر ویگلزوورث(۲۰۰۴)
توانایی توضیح درمورد درک نفس خود را از جمله منشأ آن و نقشی که در رشد معنوی ایفا میکند دارد
سطح ۱
توانایی مشاهده نفس خود را در عمل دارد و میداند چه چیز باعث طغییان نفس می شود.
سطح۲
آگاهی و توانایی «گوش دادن» به صورت دوره ای به خود متعالی به عنوان صدایی متفاوت از نفس خود را دارد.
سطح۳
صدای خود متعالی را واضح می شنود و درک میکند که خود میتواند «صداهای متعدد» داشته باشد. به صدای خود متعالی در تصمیم گیری های مهم بها میدهد.
سطح۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲-۷-تفصیل غیر ضروری
مواد قانونی باید به شکلی تدوین گردد که در عین گویا بودن و عدم اشکال در انتقال پیام، گزیده باشد و به بیان دیگر، از ایجاز مخل و اطناب مملّ دور باشد. این سخن بدین معنی است که زبان قانون زبان دستوری و موجز میباشد. بنابرین آوردن استدلال های حقوقی و بیان توضیحات مفصل در متن قانون غیرشایسته و نامناسب است. البته از سوی دیگر متن قانون نباید به اندازه زیاد موجز و مختصر باشد به گونه ای که فهم آن را با دشواری روبرو سازد. گاه ممکن است ایجاز موجب اخلال در فهم قانون گردد و یا اطناب و تفصیل زیاد نیز فهم قانون را در میان مفاهیم و عبارات طولانی با دشواری روبرو سازد. در این مورد پیش نویس قانون مبارزه با مواد مخدر نمونه خوبی است. در این پیش نویس نویسنده آنچنان دچار اطناب و طولانی نویسی است که دریافت مقصود واقعی قانونگذار در بین عبارات و مفاهیم طولانی و متعدد گم می شود(خانی: ۱۳۹۲، ۲۵).

از جانب دیگر تفصیل غیرضروری در این پیش نویس قانون مبارزه با مواد مخدر را از حد یک قانون جزیی و محدود فراتر برده و آن را به کتاب قانون تبدیل نموده به گونه ای که مطالعه تفصیلی و دقیق آن خارج از حوصله عمومی میباشد.
۳-۲-۸- استفاده کردن از مفاهیم و اصطلاحات نامانوس
به نظر نگارنده، قانون باید برای تمام افراد قابل فهم و درک باشد. لازمه این امر آن است که قانونگذار نباید از مفاهیم و اصطلاحاتی استفاده نماید که برای مردم نامانوس و غیرقابل درک است. بنا براین در مواردی که قانون برگرفته از قوانین دیگر کشورها است، لازم است قانونگذار اصطلاحات بومی مناسب را برای آن به کار گیرد و از به کار بردن مفاهیم و اصطلاحات خارجی اجتناب نماید.
۳-۲-۹- اجتناب از بیان فلسفه قانون
عقیده نگارنده بر این است که، لازمه اصولی همانند صراحت، ایجاز و اختصار و وضاحت در قانون این است که قانونگذار صرف به بیان احکام قانونی اکتفاء نماید. بنابرین طرح فلسفه و دلایل قانون در متن قانون توجیه ندارد. زیرا این امر نه تنها قانونگذار را برای تامین اهداف کمک نمی کند بلکه موجب نقض غرض میگردد. بیان فلسفه قانون در متن قانون با اصل صراحت و وضاحت قانون مغایرت دارد. به علاوه اینکه این امر از مصادیق تفصیل غیر ضروری است که هیچ کمکی به فهم بهتر قانون نمی کند.
۳-۲-۱۰-بینظمی در ساختار
گفتیم قانونگذار برای تهیه قانون مناسب بایسته است که هم به شکل قانون توجه نماید و هم از محتوای آن دقت لازم را به عمل آورد. این سخن بدین معنی است که برای قانونگذار و قانون نویس فرم و ساختار قانون نیز از اهمیت جدی برخوردار میباشد. ساختار صحیح قانون ضمن آنکه موجب ایجاد نظم منطقی میان اجزاء و فصول مختلف یک قانون را فراهم میسازد، از جانب دیگر فهم و برداشت قانون را نیز آسان میسازد. شایسته و بایسته این است که قانونگذار در تدوین و ساماندهی مواد قانونی از ساختاری منطقی و یکسان سود بجوید تا از یک سو زمینه کارآمدی و بهینهسازی مراجعه به قانون و از سویی دیگر جلوگیری از تکرار پیامها، خلط مباحث و غفلت از برخی مطالب را فراهم سازد. در عایت نظم و ترتیب در کارها و امور از ضروریات زندگی بشری است که در دین اسلام بسیار مورد سفارش قرار گرفته و جزء آخرین پیامهای امیر مؤمنان علی ـ علیهالسلام ـ است.؛ چه این که بینظمی زیانهایی چون سردرگمی، از دست رفتن فرصتها و غفلت را در پی دارد. از این رو، وجود این عنصر در قانونی که هدف آن تنظیم امور و روابط انسانها است ضرورت دو چندان مییابد. اگر چند ماده قانونی مرتبط با یکدیگر با فاصله از یکدیگر آورده شود، ضریب خطا و غفلت از برخی مواد را افزایش میدهد و برداشت و تحلیلهای نادرست را به دنبال خواهد داشت. به عنوان مثال، نظم اقتضا میکند که در چینش مواد، ابتدا مواد مربوط به تعریف و بیان مصادیق، سپس مواد مربوط به مجازات آورده شود. در طراحی ساختار قانون علاوه بر اینکه ارتباط میان اجزای مختلف قانون مورد توجه است، تلاش می شود تا ماده های قانونی در یک تقسیم بندی منطقی و مناسب ارائه گردد. این سخن بدان معنی است که قانونگذار باید ماده های مربوط به تعریف مفاهیم و اصطلاحات را از سایر ماده ها تفکیک نماید. هم چنین لازم است ماده های مربوط به اجرای قانون از مرحله تحقیق و بازجویی تا مرحله قضاوت و داوری و تا مرحله صدور حکم و الزامات قانونی از همدیگر تفکیک گردد. در این مورد قوانین اساسی کشورها مثال خوبی است. در قانون اساسی ما ماده های مربوط به مسایل کلان و کلی از ماده های جزیی تفکیک گردیده. هم چنین ماده های مربوط به حقوق ملت از ماده های مربوط به حکومت جداگانه آورده شده است(میرخانی: ۱۳۸۳، ۱۱-۱۲).
جدا نمودن موادات مربوط به قوای ثلاثه از دیگر نمونه های یک تقسیم بندی مناسب در قانون اساسی است. شایسته در تدوین و تهیه قوانین عادی نیز این فصل بندی و تفکیک مورد توجه قرار گیرد. زیرا همان گونه که تداخل مواد قانونی فهم و دریافت درست از قانون را با ابهام و سر در گمی روبرو میسازد، تبویب و فصل بندی مناسب قانون به فهم آسان قانون کمک می کند
۳-۳-جرم انگاری
حقوق جزا در یک جامعه، نماد قدرت دولت است که بایستی پا به پای آزادی و قانون وجود داشته باشد و هرسه (قدرت، آزادی و قانون) همراه همدیگر پیش روند، چون «دولت باید به منظور جلوگیری از سوءاستفاده از آزادی، قدرت داشته باشد. آزادی و قانون بدون قدرت به معنای هرج و مرج است. قانون و قدرت منهای آزادی مساوی با استبداد است و قدرت بدون آزادی و قانون صفت بربریت است»(نویمان: ۱۳۷۳، ۱۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بانک استقراضی ایران: روسیه تزاری نیز که در قرن گذشته رقیب انگلیس در ایران بود، به دنبال استقرار بانک شاهنشاهی در تلاش کسب امتیاز در ایران برآمد. شخصی بهنام “ژاک پولیاکوف” که از اهالی روسیه تزاری بود، در سال ۱۸۹۰ میلادی (۱۲۶۹ شمسی) امتیاز تأسيس بانکی بهنام “بانک استقراضی ایران” را کسب نمود. مدت امتیاز ۷۵ سال در نظر گرفته شده و این بانک نیز از پرداخت مالیات معاف بود.

بانک استقراضی ایران ابتدا به صورت یک شرکت سهامی تأسيس شد و اداره مرکزی آن در سال ۱۲۷۰ در تهران افتتاح گردید. این بانک چندین شعبه نیز در شهرستانهای شمالی دایر نمود و به انجام عملیات تجاری پرداخت. در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷ شمسی)، دولت روسیه تزاری پس از خریداری سهام بانک فوق، آن را ضمیمه بانک دولتی پترزبورگ نمود.
بانک استقراضی ایران هیچوقت موفق به جلب اعتماد کامل مردم نگردید و در فعالیتهای خود تقریبا ناموفق بود. این بانک پس از روی کار آمدن دولت بلشویکی در روسیه بهموجب عهدنامه ۱۹۲۱ میلادی (۱۲۹۹ شمسی) به دولت ایران تحویل داده شد. نام این بانک پس از تحویل به “بانک ایران” تغییر داده شد، ولی بهعلت مشکلات مالی که از گذشته باقی مانده بود، نتوانست به کار خود ادامه دهد و در نهایت در سال ۱۳۱۲ شمسی منحل و در بانک کشاورزی ادغام شد.
بانک سپه: اولین بانک ایرانی که افتتاح گردید، “بانک سپه” بود. این بانک در سال ۱۳۰۴ تحت نام “بانک پهلوی قشون” در جهت انجام امور مالی و به کار انداختن وجوه صندوق بازنشستگی درجهداران ارتش تأسيس شد. در ابتدا هدف از ایجاد این بانک انجام امور مالی ارتش بود، ولی توانست بهتدریج با ایجاد شعباتی در شهرستانهای مهم به فعالیتهای بانکی معمولی نیز بپردازد. عملیات بانک سپه به صورت افتتاح حساب جاری، نقل و انتقال وجوه، تنزیل بروات تجارتی، ایجاد قرضه بانکی و غیره بود. این بانک در سال ۱۳۳۲ تغییر اساسنامه داد و بهشکل شرکت سهامی به فعالیتهای بانکی خود ادامه داد.
تا قبل از تأسيس بانک ملی ایران، مؤسسات و بانکهای دیگری نیز به فعالیتهای بانکی اشتغال پیدا کردند که از جمله آن ها مؤسسه رهنی ایران است که بعدها در بانک ملی ادغام و بهنام بانک کارگشایی موسوم شد. دیگری بانک عثمانی است که اساسا یک بانک انگلیسی و فرانسوی ایجاد شده در ترکیه بود که در سال ۱۳۰۱ چندین شعبه در ایران افتتاح نمود. بانک روس و ایران نیز یک بانک خارجی محسوب میشد که در سال ۱۳۰۵ برای تسهیل در مبادلات بازرگانی بین دو کشور در ایران تأسيس شد.

بانک ملی ایران: سالها قبل از افتتاح بانک ملی ایران و قبل از آغاز فعالیت بانکهای خارجی در ایران، شخصی بهنام “حاج محمد حسن امینی دارالضرب” پیشنهاد فعالیت یک بانک ایرانی را با سرمایه مشترک دولت و ملت به ناصرالدین شاه نمود. این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت.
پس از آغاز مشروطیت نیز عدهای از نمایندگان برای تامین قرضه مورد نیاز دولت، پیشنهاد تأسيس یک بانک ایرانی بهنام بانک ملی را دادند که با تمام کوششهای انجام شده نتوانست این بانک پای گیرد.
قانون تأسيس “بانک ملی ایران” در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۰۶ از تصویب نهایی مجلس شورای ملی گذشت. سرمایه اصلی این بانک ۱۵ میلیون تومان تعیین شد. با توجه به اشکالاتی که در تهیه مبلغ فوق وجود داشت، طبق اساسنامهای که در سال ۱۳۰۷ به تصویب رسید، سرمایه اولیه بانک دو میلیون تومان تعیین گردید.
بانک ملی ایران در ابتدای کار به پذیرش سپردههای دیداری و مدتدار، تنزیل بروات و اسناد تجارتی، دادن قرضه به افراد (وام) در مقابل وثیقه و عملیات عادی بانکداری پرداخت. هرچند که بانک ملی میتوانست به افراد عادی وام بدهد، ولی بدون اجازه مجلس شورای ملی نمیتوانست به دولت یا شهرداریها وام اعطا نماید.
پس از بازخرید حق انتشار اسکناس از بانک شاهنشاهی در سال ۱۳۰۹، این امتیاز در اسفندماه ۱۳۱۰ به بانک ملی واگذار گردید. اسکناسهای انتشار یافته به وسیله بانک ملی از ابتدای سال ۱۳۱۱ به جریان افتاده و این بانک با حفظ وظایف خود به عنوان یک بانک تجاری عملا به بانک مرکزی ایران تبدیل شد. فعالیت بانک ملی بهسرعت گسترش یافته و صندوقداری دولت را نیز کاملا بهعهده گرفت.(پژویان،۱۳۸۶،ص۱۱).
در سال ۱۳۱۷ اساسنامه جدیدی به تصویب رسید و بر اساس تصویبنامههای بعدی، مسئولیتهای بانک ملی افزایش یافت. از جمله این وظایف حفظ ارزش پول، حفظ موازنه ارزی، تنظیم اعتبارات کشور، نظارت بر فعالیت سایر بانکها و یا بهعبارت دیگر وظایف یک بانک مرکزی بود. در خردادماه ۱۳۳۹ اساسنامه جدیدی برای بانک ملی فراهم شد و وظایف آن تفکیک گردید. به دنبال تجزیه وظایف بانک ملی، بانک مرکزی ایران تشکیل گردید(پژویان،۱۳۸۶،ص۱۲).
بانکهای ادغام شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شرح ذیل میباشد:

ردیف
بانکهای ادغام شده پس از انقلاب اسلامی
نام بانک
نوع فعالیت
بانکها و مؤسسات ادغام شده
۱
بانک ملی ایران
تجاری
این بانک با نام قبلی به فعالیت خود ادامه داد
۲
بانک سپه
تجاری
این بانک با نام قبلی به فعالیت خود ادامه داد
۳
بانک رفاه کارگران
تجاری
این بانک با نام قبلی به فعالیت خود ادامه داد
۴
بانک ملت
تجاری
اعتبارات تعاونی توریع، ایران و عرب، بیمه ایران، بینالملل ایران، پارس، تجارت خارجی ایران، تهران، داریوش، عمران و فرهنگیان
۵
بانک تجارت
تجاری
شهریار، صنایع ایران، کار، روس و ایران، ایرانیان، ایران و خاورمیانه، ایران و انگلیس، اعتبارات ایران، بازرگانی ایران، بین الملل ایران و ژاپن، تجارت ایران و هلند، اصناف ایران(ایرانشهر)
۶
بانک صادرات ایران
تجاری
گسترش آذربایجان، گسترش خزر، گسترش خوزستان
۷
بانک صنعت و معدن
تخصصی
اعتبارات صنعتی، توسعه صنعتی و معدنی ایران، توسعه و سرمایه گذاری ایران، شرکت سرمایه گذاری های بانکهای ایران، صندوق ضمانت صنعتی و صندوق معادن
۸
بانک کشاورزی
تخصصی
تعاون کشاورزی ایران، توسعه کشاورزی ایران و کلیه مؤسسات اعتباری وابسته به وزارت کشاورزی
۹
بانک مسکن
تخصصی
رهنی ایران، ساختمان، شرکت سرمایه گذاری ساختمانی بانکهای ایران، شرکتهای پس انداز و وام مسکن کوروش بزرگ، اکباتان، پاسارگاد، شرکتهای پس انداز و وام مسکن در شهرستانها
جدول ۲-۱ بانکهای ادغام شده پس از انقلاب اسلامی(رستمی، ۱۳۹۰، ص۲۴).
۲-۵ ترازنامه بانکها
وجود اطلاعات مالی شفاف یکی از الزامات اساسی کارایی بازار سرمایه است. اگرچه اطلاعات مالی از منابع مختلف قابل استخراج میباشد، اما در حال حاضر صورتهای مالی اصلیترین منبع اطلاعات مالی است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲ قلمرو پژوهش
۳-۲-۱ قلمرو موضوعی پژوهش
این پژوهش به بررسی رابطه بین داراییهای نقدی و انعطافپذیری مالی شرکت میپردازد
۳-۲-۲ قلمرو زمانی پژوهش
این پژوهش در بازه زمانی سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ انجام شد.
۳-۲-۳ قلمرو مکانی پژوهش
این پژوهش در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام شد.
۳-۳ جامعه آماری و شیوه انتخاب شرکت ها جهت آزمون فرضیه های پژوهش
جامعه آماری پژوهش شامل تمام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به تعداد۴۶۸شرکت است .

معمولاً در مسایل مختلف تحقیق، مطالعه درباره تمام جزئیات جامعه از توان محقق خارج است و در صورتی که بتوان با مطالعه تعداد محدودی از افراد یک جامعه، اطلاعات مورد نیاز کافی راجع به همه افراد و جامعه به دست آورد، ضرورتی ندارد که همه افراد جامعه مورد مطالعه قرار گیرند روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونهگیری حذف سیستماتیک است. نمونه آماری شامل شرکتهایی است که ویژگیهای زیر را داشته است:
۱- در طی سالهای۸۶ تا ۹۱ در بورس فعالیت داشته و گزارشات مالی و سایر اطلاعات مورد نیاز این پژوهش را در طی این سالها به بورس عرضه کرده باشد.
۲- پایان سال مالی آن ها ۲۹ اسفند هر سال باشد.
۳- جز شرکتهای سرمایهگذاری نباشد.
بر اساس این معیارها نمونه آماری پژوهش شامل ۷۸ شرکت را در بر میگیرد.
تعداد شرکتهایی که در سالهای ۱۳۸۶الی۱۳۹۱ در بورس حضور داشته اند
۴۶۸
شرکتهایی که بعداز۱/۱/۸۶ دربورس اوراق بهادارپذیرفته شده وقبل از۱/۱/۹۱ خارج شده اند
۱۹۰
پایان سال مالی آن ها اسفندماه نباشد
۹۶
صورتهای مالی هر یک از شرکتها جهت استخراج اطلاعات مالی آن ها در دسترس نبود
۵۶
جز شرکتهای سرمایه گذاری بودند
۴۸
تعداد شرکت هایی که داده های آن ها جمع آوری شده است (نمونه نهایی)
۷۸
جدول۳-۱ چگونگی انتخاب شرکتهای مورد مطالعه پژوهش
۳-۴ روش پژوهش
هر تحقیقی باید بر اساس مسأله اصلی، اهداف، فرضیهها، امکانات و نیز ملاحظات اخلاقی، طرح و روش خاصی داشته باشد تا با مدد آن بتوان به شناخت منظم و سازماندهی شده واقعیات مورد مطالعه دست یافت. روش پژوهش از نظر نوع داده هاتوصیفی و از نوع همبستگی است. توصیفی به این دلیل که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیدههای مورد بررسی است و برای شناخت بیشتر شرایط موجود میباشد و همبستگی به دلیل اینکه در این پژوهش رابطه بین متغیّرها مورد نظر است. تحقیق حاضر به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته و در پی اثبات وجود این رابطه در شرایط کنونی بر اساس داده های تاریخی است. برای بررسی همبستگی بین متغیرها، از تحلیل رگرسیون استفاده شده است.

برای اجرای این آزمون میبایست پیشفرض تحلیل رگرسیون اجرا شود تا نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون قابل استناد باشند. این تحقیق دارای یک متغیرمستقل و یک یا چند متغیر وابسته است که میزان اثر متغیّر مستقل بر متغیّرهای وابسته از طریق آزمونهای رگرسیون برازش میشود. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی میباشد و به بررسی ارتباط بین سطح نگهداری داراییهای نقدی و انعطاف پذیری مالی پرداخته است. براین اساس داده های شرکتهای نمونه برای یک دوره زمانی ۶ ساله از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ جمع آوری گردید. سپس متغیّرهای تحقیق اندازهگیری و روابط احتمالی بین آن ها به لحاظ آماری تجزیه و تحلیل شد. در پژوهش حاضر، میزان نگهداری وجه نقد به عنوان متغیر مستقل و ظرفیت بدهی، جریانات وجوه نقد و فرصتهای رشد شرکت متغیرهای وابسته پژوهش هستند.
۳-۵ روش جمع آوری داده ها
داده های مورد نیاز جهت محاسبه متغیرهای پژوهش، از بانک اطلاعاتی ”رهآورد نوین“ استخراج شده است. پس از جمع آوری داده هایی که برای انجام پژوهش مورد نیاز است، انتخاب ابزاری مناسب به منظور محاسبه و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به متغیرها اهمیت خاصی دارد. به منظور انجام محاسبات و آماده نمودن داده ها به اطلاعات مورد نیاز پژوهش و همچنین تجزیه و تحلیل آن ها، از نرم افزارهای لیزرل، آموس و SPSS استفاده شده است. یکی از مواردی که بایستی در مورد جمع آوری داده ها به آن توجه کرد، روایی ابزارهای گردآوری داده ها است. منظور از روایی ابزار گردآوری داده ها این است که ابزارها بتوانند واقعیت ها را به خوبی نشان دهد. از آنجا که ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، بانکهای اطلاعاتی تهیه شده توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران و یا کتابخانه سازمان بورس اوراق بهادار تهران است؛ لذا می توان به روایی ابزارهای گردآوری داده ها اعتماد نمود.
۳- ۶ روش تجزیه و تحلیل داده ها
برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. با بهره گرفتن از آمار توصیفی به بیان جداول توصیفی و رسم نمودارها و برای آزمون فرضیات پژوهش از آمار استنباطی استفاده شده است.
۳-۶-۱ رگرسیون خطی
رگرسیون روش آماری است که به بررسی ارتباط دو یا چند متغیر می پردازد که با بهره گرفتن از آن میتوان یک متغیر را بر اساس یک یا چند متغیر دیـگر پیشبـینی نمود. حال در صورتی که یک متغیر مستقل وجود داشته باشد، با مدل رگرسیون خطی ساده و در صورتی که بیش از یک متغیرمستقل بود با مدل رگرسیون چندگانه مواجه هستید.
الف) رگرسیون ساده
فرض کنید X یک متغیروابسته، Y یک متغیر مستقل و e متغیر خطا باشد. معادله خط رگرسیون به صورت:
( ۳-۱ )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دسته ای از کشورها، من جمله فرانسه (مواد ۱۱۳۱ و ۱۱۳۲ ق.م)، به همبستگی عوضین نظر داشته اند و به تئوری علت تصریح نموده اند.
اما دسته ای دیگر از کشورها شاید تحت تأثیر اعتراضات و انتقادات مطرح، مانند آلمان، سوئیس این نظریه را در قوانین خود ذکر نکرده اند؛ گرچه آلمان (در مواد ۸۱۲ تا ۸۲۲ ق.م) و سوئیس (در ماده ۶۲ ق.م) «اصل همبستگی تعهدات» در قراردادهای دو تعهدی و نیز مفهوم غیر قراردادی «استفاده بلاجهت» را پذیرفته اند.

در قانون مدنی ایران نیز، با این که ماده ۱۹۰، از ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی فرانسه گرفته شده است، مع ذلک قانون گذار ایران در آن ماده به جای تعهد، از «جهت معامله» سخن گفته و مشروعیت جهت معامله را، از شرایط صحت عقد قرار داده است. به علاوه، ماده ای نظیر ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی فرانسه که تعهد بدون جهت یا مبتنی بر جهت اشتباهی را بلا اثر تلقی کرده، در قانون مدنی ما رؤیت نمی شود. لهذا، قانون گذار ایران ، از قانون مدنی فرانسه پیروی نکرده و در برابر بحث ها، انتقادها و اظهار نظرهای موافق و مخالف، سکوت را ترجیح داده است.
لیکن، نباید تصور کرد که نتایجی که در حقوق فرانسه از نظریه ی علت گرفته شده، در حقوق ما ناشناخته است. در واقع، کسانی که فایده ی تئوری علت را انکار میکنند، نتیجه ی حاصل از آن را میپذیرند، بدون این که از تئوری مذکور نام ببرند.
در مقایسه با نظریه ی علت که در برخی از کشورهای اروپایی به طور گسترده مطرح گردید، نظریه ی مشابهی با عنوان نظریه ی عوض از قرن ۱۶ میلادی، در حقوق انگلستان مورد بحث قرار گرفته است. ریشه ی بحث بر میگردد به این که در حقوق قدیم انگلیس، تعهدات علی الاصول الزام آور نبودند. رفته رفته، طرح دعاوی متعدد، سبب گردید تا دادگاه ها قاعده ای را ایجاد نمودند که مطابق آن، تعهدات به طور کلی لازم الاجرا نباشند و استثنای آن انجام برخی تشریفات در عقود بلاعوض (انعقاد عقد در قالب خاص) یا وجود عوض در عقود معوض باشد؛ به دیگر سخن، برای این که قراردادی الزام آور باشد، بایستی در یکی از دو قالب فوق جای گیرد.

عوض در واقع، یک عمل مقابله به مثل است و از اصل قدیمی «شی در برابر شی» اقتباس گردیده است؛ هر طرف چیزی میدهد و چیزی متقابلاً دریافت می کند. به طور مثال، در عقد بیع، عوض تعهدِ پرداختِ مشتری، تعهدِ بایع به تسلیم مبیع است. این، در واقع، ضرری است که بر بایع تحمیل گردیده است.
عوض، صرفاً در عقود معوض محل بحث دارد و همانند نظریه ی علت در کلیه ی عقود معوض، معنای واحدی را می رساند و متوجه تعهد است؛ نه عقد و انگیزه ی شخصی.
موازنه نیز، از بنیادی ترین اصول است؛ اصلی که در قالب این نظریه مطرح گردید، صرفاً در عقود معوض جریان دارد؛ عقودی که در آن دو کفه ی ترازو وجود دارد و در هر کفه منافع یک طرف قرار گرفته است که هر زمان یک کفه رو به سمت پایین آورد، کفه ی دیگر نیز به حرکت درآمده و مقابل آن میایستد و علت این توازن چیزی نیست جز، نظریه ی موازنه.
نظریه ای که نه تنها در حین العقد مجری است (موازنه در تملیک)؛ بلکه در زمان اجرای تعهدات و حتی بعد از عقد نیز، (موازنه در تسلیم و ارزش اقتصادی) جریان دارد؛ که گاه جنبه ضمانت اجرایی داشته و طرفین را ملزم و پای بند به تعهدات طرف مقابل می کند و گاه از بار تعهدات شخص می کاهد و او را نیز معاف از انجام تعهد خود می کند و در همه ی این موارد، فقط و فقط، به اجرا یا عدم اجرای تعهد طرف مقابل می نگرد. این امر، ناشی از عدالت و انصاف قراردادی است.
فصل سوم:
آثار اصل همبستگی عوضین
تاکنون اصل همبستگی عوضین در جامه های مختلف، از نگاه نویسندگان بزرگ ایرانی و غیر ایرانی، عرض اندام نموده است. قالب هایی چون تئوری علت، تئوری عوض، تئوری موازنه.
سعی ما بر این بوده است که این پراکندگی ها را جمع نموده و از اتحاد حاصل، اصلی را انتزاع و استخراج کنیم که هرچند در برخی از کتب مختصراً مورد اشاره واقع شده، اما به صورت جامع و کامل مورد بحث و بررسی قرار دهیم، تا با تنقیح موضوع، به بسیاری از اختلافات حادث پایان دهیم و این مهم میسر نیست، مگر با جمع آوری و گردآوری آثار این اصل.
همبستگی عوضین، محدود به زمان اجرای تراضی نیست. دو طرف به اجرای تعهدات خویش می اندیشند و انعقاد پیمان را، مقدمه ی مقصود نهایی می بینند. برای مثال، در خرید و فروش، انگیزه ی اصلی، تصور دارا شدن و در اختیار گرفتن عوض مقابل است و پیمان مربوط به تملیک، مقدمه و سبب رسیدن به این هدف نهایی است. خریدار پول نمی دهد تا اسناد عادی یا رسمی معامله را به دست آورد یا در عالم اندیشه مالک شود؛ بلکه او میخواهد بر مبیع سلطه پیدا کند و از منافع آن بهره مند شود.
بنابرین، نمی توان ادعا کرد که عقد بیع، با ایجاب و قبول تمام می شود. درست است که عقد از آن هنگام منعقد میگردد؛ ولیکن، هنگامی متعاقدین به منظور خود میرسند که عقد به درستی به اجرا درآید. لذا، نباید چنین پنداشت که همبستگی عوضین، هنگام اجرای تعهد از بین می رود و دو دین جداگانه باقی می ماند که از ریشه ی مشترک آبیاری شده و اکنون وجودی مستقل دارند (کاتوزیان ۱۳۸۷، ۸۰: ۴).
آثار گوناگون اصل همبستگی عوضین، از توجه به علت وار بودن وابستگی دو عوض در برابر یکدیگر، شناسایی میشوند. عنایت به احکام ویژه ای که در عقود معوض مطرح شده، به گونه ای که در عقود غیر معوض با این احکام روبه رو نخواهیم شد، روشن میکند که قانون گذار بر پایه ی تحلیل های حقوقی، تمامی این آثار را در معرض توجه قرار داده است. این آثار اصولاً مشترک میان تمام عقود معوض هستند و می توان اذعان داشت که مدلول التزامی و بایسته ی عقود معوض اند.
بدین ترتیب، مطالب این فصل را در پنج مبحث مورد بررسی قرار میدهیم، ابتدا به ضرورت وجود عوضین (مبحث اول) و ضرورت تسلیم عوضین (مبحث دوم) می پردازیم و سپس به معافیت دو تعهد مقابل هم به سبب مانعیت عامل خارجی (مبحث سوم) و همزمانی اجرای تعهد طرفین (مبحث چهارم) خواهیم پرداخت و در نهایت، ضمان درک که برخلاف موارد پیش گفته، در موارد بطلان عقد قابل طرح است (مبحث پنجم) مورد امعان نظر قرار خواهد گرفت.
۳-۱- ضرورت وجود عوضین
در بیع عین معین یا کلی در معین، وجود خارجی مبیع حین العقد ضروری است و الا معامله باطل خواهد بود. ماده ۳۶۱ قانون مدنی، در این خصوص مقرر میدارد که: «اگر در بیع عین معین، معلوم شود که مبیع وجود نداشته، بیع باطل است.»
اگر چه این ماده، در مورد بیع است؛ ولیکن خصوصیت بیع، بطلان آن را ایجاب نمی نماید و چون این حکم، مطابق قاعده به نظر میرسد ؛ لذا باید مفاد آن را به سایر عقود تملیکی نیز، سرایت داد.
در تحلیل آن آمده است، شرط مذبور به علت تملیکی بودن عقد است که مورد معامله به وسیله ی عقد، از یک طرف به طرف دیگر تملیک و انتقال داده می شود؛ زیرا فقط، مال موجود میتواند مورد تملیک قرار گیرد و به حکم عقل نیز، امر معدوم نمی تواند موضوع دین و انتقال قرار گیرد، ولو آن که پیدایش آن در زمان بعد محقق باشد (امامی ۱۳۵۵، ۲۱۴- ۲۱۵: ۱؛ کاتوزیان ۱۳۸۷، ۱۳۰- ۱۳۱).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف: نوسان پذیری اقتصادی: [۲۲]
نوسان پذیری اقتصادی عبارت است از حساسیت ارزش اقتصادی شرکت نسبت به نوسانات نرخ ارز . نوسان پذیری اقتصادی به دو بخش تقسیم می شود : ( گرانت[۲۳] و همکاران ۲۰۰۴ )

نوسان پذیری معاملاتی [۲۴]
نوسان پذیری معاملاتی عبارت است از نوسان در ارزش خانگی قراردادهای خارجی که مبلغ آن ها از پیش تعیین شده است. بعبارت دیگر نوسان پذیری معاملاتی موقعی به وجود می آید که شرکت دارایی یا بدهی خارجی مانند حسابهای دریافتنی خارجی، حسابهای پرداختنی خارجی، وام خارجی یا پس انداز خارجی داشته باشد که در دفاتر به پول ملی ثبت شده باشد. ارزش این نوع داراییها و بدهیها بستگی به نرخ ارز دارد. تسویه این تعهدات یا قراردادها در آینده بر روی جریانات نقد[۲۵]شرکت تاثیر خواهد داشت.
( گرانت و همکاران ؛ ۲۰۰۴ )
نوسان پذیری عملیاتی [۲۶]
نوسان پذیری عملیاتی، نوسان در جریان نقد عملیاتی آتی بواسطه عکس العمل نشان دادن به نوسانات
نرخ ارز است. تغییر در نرخ ارز میتواند بر موقعیت رقابت، قیمت، حجم فروش و هزینه های یک مؤسسه تاثیر گذاشته و در نتیجه عایدات نقد آن را تحت تاثیر قرار دهد. برای بسیاری از شرکتها نوسان پذیری عملیاتی مهمتر از نوسان پذیری معاملاتی است. ( پیت و همکاران؛۱۹۹۵؛ص۴۲۷ )

ب : نوسان پذیری حسابداری : [۲۷]

نوسان پذیری حسابداری از نیاز به گزارش شرایط مالی شرکت و اعلام آن ها به صورت پول رایج ناشی می شود. صورت مالی عملکرد خارجی شرکت باید به پول رایج تبدیل شود. نوسان پذیری حسابداری عبارت است از انحراف ارزش دفتری دارایی و بدهی خارجی که به پول رایج ثبت شده است. ( گرانت و همکاران؛۲۰۰۴)
در حقیقت فقط یک نوع ریسک نرخ ارز وجود دارد و آن نوسان پذیری اقتصادی است. این نوع ریسک موقعی به وجود می آید که عایدات نقد واقعی شرکت با تغییرات نرخ ارز تغییر یابد یا بعبارت دیگر زمانی که تغییرات قیمت نسبی بین دو کشور به وسیله تغییرات نرخ ارز جبران نشود، نرخ ارز به طور واقعی تغییر کرده و بر روی جریانات نقدی شرکت تاثیر خواهد گذاشت. انواع دیگر مفاهیم نوسان پذیری از نرخ ارز کوششی در جهت شناخت ابعاد مختلف نوسان پذیری اقتصادی است ( کرنل[۲۸] و همکاران ؛۱۹۸۳؛ صص۳۱-۱۶ )
۲-۲-۵-عوامل مؤثر بر نوسان پذیری از نرخ ارز
یکی از عوامل مؤثر بر نوسان پذیری شرکتها از نرخ ارز نوع صنعت میباشد. به این شکل که با افزایش نرخ ارز ارزش صنایعی که در زمینه صادرات و سرمایه گذاری خارجی فعالیت میکنند و یا احیانا رقیب کالاهای وارداتی هستند افزایش یافته و در مقابل ارزش صنایع وارد کننده و کالاهایی که قابلیت تجارت بینالمللی ندارند کاهش خواهد یافت.
از دیگر عوامل مؤثر برنوسان پذیری از نرخ ارز میزان داراییها و بدهیهای ارزی میباشد. به این شکل که با افزایش نرخ ارز ارزش شرکتهایی که بدهی ارزی آن بیش از دارایی ارزی آن ها است کاهش یافته و در مقبل ارزش شرکتهایی که دارایی ارزی آن ها بیش از ارزش بدهی های ارزی آن ها است افزایش خواهد یافت.
قیمت سهام شرکتها مانیتور تاثیر پذیری آن ها از نوسانات نرخ ارز میباشد بنا بر این هر چه این مانیتور بزرگتر باشد تاثیر پذیری شرکتها از نوسانات نرخ ارز روشن تر قابل مشاهده خواهد بود لذا در این تحقیق از شرکتهایی که سهام شناور آزاد بیشتر دارند استفاده گردیده است .
۲-۲-۶-همترین ابعاد کاربردی بازارهای ارز
-
- تسهیل تامین مالی دربازارهای خارجی
-
- تسهیل speculation روی ارزش ارزها
-
- استفاده ازنوسانات برای سود آوری
- درک این بازاربا هدف کنترل تاثیرات منفی نوسانات برجریانات نقدی شرکتها
مختصری از تاریخچه انتقال به سیستم ارزهای شناور
از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۷۱، سیستم برتون و ودز تجویز می کرد که نرخ برابری یک ارز در مقابل دیگری دریک باند باریک ثابت پیرامون یک نرخ و با دخالت دولتها تعیین گردد. با این حال این سیستم به وضعیتی منجر شد که درآن برخی ارزها مانند دلار آمریکا نسبت به ارزهای دیگر بسیار پر ارزش تر گردید. در سال ۱۹۷۱ موافقتنامه Smithsonian منعقد شد که برای مقابله با چنین شرایطی بود. بر اساس این موافقتنامه، کشورهای مهمی در دنیا اجازه میدادند تا دلار کاهش ارزش یافته و مرزها یا باند گفته شده در بالا دارای نوسانی بیشتر ازیک و تا سقف ۲٫۲۵ درصد گردد. در سال ۱۹۷۳ ،در قالب سمیتسونیون دوم مرزهای نوسان نرخهای ارز در مقابل یکدیگر به کلی برداشته شد. این سیستم شناور برابری ارزها، امروزه نیز عمل میکند. با این حال، دولتها کماکان در این سیستم دخالت میکنند و این کار را با تغییرات در نرخهای بهره انجام می دهند. مضاف براین، در سال ۱۹۹۲،۱۲ کشور مهم اروپایی در شهر واتیکان، نرخهای برابری ارزهای خود را به یکدیگر به ترتیبی pegged کردند تا یوروبه وجود آید.(این کشورها شامل بلژیک، اتریش، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، ایرلند، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال واسپانیا هستند).
نقش مؤسسات مالی درمعاملات ارزی در این بازار
-
- درست مانند معاملات در بازار اوراق قرضه و بازار پول این بازار نیز از نوع OTC با وجود dealer هاست.
-
- معامله گران این بازار معمولا دریک سالن معاملاتی بزرگ متعلق به یک بانک تجاری ویا FI مستقر میشوند.
-
- معامله گران دریک یا چند ارز متخصص هستند.
-
- پلاتفرمهای معاملاتی آن لاین امروزه به سرعت جای خود را نسبت به سیستم های رودررو و حتی “سنتی الکترونیکی” باز کردهاست(۹۰ درصد).
- net position ها در این ساختار به صورت زیر برای یک سال و یا یک لحظه خاص محاسبه می شود:
نرخهای برابری ارزها ومعاملات مربوطه
-
- نرخهای برابری ارزها: دارای مفهومی ساده است و چیزی نیست جز نرخ برابری یک ارز در برابر ارز دیگر.
- معاملات ارزها: دو نوع معامله در ساختار این بازار وجود دارد spot and forward نوع spot یا نقدی آن معامله برحسب نرخ موجود آن است که معمولا به وسیله واحد ارزهای خارجی بانکهای تجاری و یا معامله گران غیر بانکی این ارزها انجام می شود:
مثال از معاملات spot : یک سرمایه گذاری آمریکائی درصدد خرید پوند انگلیس از طریق یک بانک محلی در۱۶دسامبر۲۰۰۴ است این فرد یا شرکت مبالغ دلاری را از حساب بانکی دلاری خود به حساب دلاری فروشنده پوند انتقال میدهد و این کار را در نرخ فروشنده بر ای هر پوند انجام میدهد و به طور همزمان پوندها از حساب فروشنده به حساب تعیین شده توسط خریدار یا همین سرمایه گذار آمریکائی منتقل می شود. به نرخها در درون این نوع معاملاتspot or current exchange rate گفته می شود. تقویت پول ملی یک کشور به معنی آن است که کالاهای آن کشور برای خریداران خارجی گرانتر میشوند زیرا درزمان پرداخت بهای آن باید بخش بزرگتری از پول خود را بدهند تا ارز مربوط به کشور صادر کننده را بخرند و بالعکس.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابرین در یک جمع بندی و به طور خلاصه می توان معنویت را توانایی حل مسائل با اتکاء به نیروی برتر، خودآگاهی، خودشناسی و توانایی شناخت ارزش ومعنا دانست.

هوش و انواع آن
بر طبق بسیاری از تعاریف ارائه شده «هوش» عاملی است که سبب توانایی فرد برای مقابله با مشکلات وحل سازگارانه آن ها می شود. از جمله پیاژه[۱۲] (۱۹۶۹؛ به نقل از مرعشی؛۱۳۹۰) هوش را قدرت سازگاری با محیط میداند. همچنین گاردنر[۱۳] (۲۰۰۴) نیز هوش را مجموعه ای از توانایی های حل مسئله معرفی می کند.

در مورد اینکه هوش و اساساً ظرفیت های ذهنی انسان متعدد یا متحد هستند و آیا ما به طور کلی دارای یک ظرفیت ذهنی به نام هوش هستیم و یا انواعی از هوش وجود دارد مدتها مناقشه برپا بوده است استرنبرگ[۱۴] (۲۰۰۱) نشان داد که ضریب هوشی [۱۵](هوشبهر، و یا همان هوش منطقی) فقط میتواند ۲۰ درصد از واریانس موفقیت های شغلی افراد را پیشبینی کند و توجیه بقیه واریانس موفقیت های شغلی نیاز به پذیرش ظرفیت های ذهنی جداگانه ای دارد اما در گذشته اسپیرمن[۱۶] (۱۹۲۷، به نقل از خدایاری فرد ،۱۳۸۸) هوش را شامل یک توانایی عمومی میدانست.که در هر زمینه ها به کار می رود. او این توانایی عمومی را فاکتورg (حرف اول کلمه general ) خواند که برای هر زمینه خاص با یک توانایی ویژه یا فاکتورS (حرف اول کلمه Specific ) تلفیق می شود.
بعدها روان شناسان متعددی از جمله ثرندایک[۱۷] (۱۹۲۰) با این نظرمخالفت کردند وبرای انواع توانایی های ذهنی انسان تمایز بیشتری قائل شدند. ثرندایک(۱۹۲۰) قائل به سه نوع هوش اجتماعی، انتزاعی و عینی بود. اما بر اساس تئوری گاردنر(۲۰۰۴) هوش مقوله متنوع تری است. وی ابتدا در تئوری هوش چندگانه خود ۷ نوع هوش (ریاضی – منطقی، جنبشی – بدنی، موسیقائی، فضائی، زبانی، بین فردی، درون فردی) را شرح کرد. اما بعداً با افزایش یک هوش دیگر (هوش طبیعی) ۸ نوع هوش را پذیرفت و از احتمال وجود هوش دیگری به عنوان هوش نهم نیز سخن گفت (گاردنر،۲۰۰۴). او هوش اخیر را که با دیده تردید به آن می نگریست «هوش وجودی » خواند که به انسان این توانایی را میدهد که در مورد چیستی خود، علت پدیداری زندگی، هدف غائی و معنای زندگی سؤال کند. همان گونه که خواهیم دید بر اساس تبیین ها و مدل های گوناگون هوش معنوی این گونه سؤالات در حیطه پرسشگری هوش معنوی هستند.
هوش معنوی به عنوان نوع مستقلی از هوش
تلفیق دو مفهوم هوش و معنویت منجر به پیشنهاد سازه دیگری به نام هوش معنوی شده است. ایمونز(۱۹۹۹) در چارچوب تئوری هوش های چند گانه گاردنر (۲۰۰۴) معنویت را به عنوان نوعی از هوش مطرح کرد. به عنوان مؤیدی بر این نظر حسینی و همکاران (۲۰۱۰) با بررسی متون پژوهشی مرتبط تأکید میکنند که معنویت میتواند به عنوان نوعی از هوش در نظر گرفته شود زیرا عملکرد وسازگاری شخص را پیشبینی میکند و ظرفیت هائی را برای فرد فراهم میکند تا به وسیله آن ها مشکلات خود را حل کند و به اهداف خود دست یابد. به طور کلی آنچه که موجب شده است سازه معنویت به عنوان هوش مفهوم سازی شود آن دسته از مشاهدات و یافته هائی هستند که نشان میدهند کار بست الگوهای ویژهای از افکار، هیجانات، و رفتارها(که معمولاً درذیل مفهوم دین و معنویت به آن ها پرداخته می شود) در زندگی روزمره میتوانند موجب افزایش سازگاری و بهزیستی انسان شوند (آنان دارجاه[۱۸] و هایت[۱۹] ، ۲۰۰۱، کندی[۲۰]، ۲۰۰۲،وان نس [۲۱]و کاسل[۲۲] ،۲۰۰۳ ،دالمن[۲۳]،۲۰۰۴، به نقل از سهرابی و ناصری ،۱۳۸۸).
اما اصطلاح «هوش معنوی» اولین بار در حدود یک دهه قبل توسط زوهر و مارشال (۲۰۰۰) مطرح گردید. به اعتقاد زوهر (۲۰۰۰) هوش معنوی نوعی از هوش است که شخص به وسیله آن به عمیق ترین معانی، اهداف، و انگیزه های خود دست مییابد. هوش وجودی گاردنر (۲۰۰۴) بسیار شبیه به هوش معنوی بوده و با آن هم پوشانی دارد؛ هر چند کاملاً با آن یکی نیست . با این حال گاردنر(۲۰۰۴) با وجود سازهای به نام هوش معنوی مخالفت کرد و تا مدت ها از پذیرش آن جلوگیری نمود، تا اینکه به تازگی پژوهش ها از اهمیت معنویت در رشد و تکامل انسان، هوش وی و رفتار وی حمایت کردند. واگان (۲۰۰۲) نیز چنین اظهار عقیده کرد که هوش معنوی یکی از انواع هوش های چند گانه است و میتواند مستقلاً تقویت شود.
در بررسی (اسمیت[۲۴] ۲۰۰۵) هم نشان داده شد که هوش معنوی لازمه سازگاری بهتر با محیط است و افرادی که هوش معنوی بالاتری دارند تحمل بیش تری در برابر فشارهای زندگی داشته و توانایی بالاتری را برای سازگاری با محیط نشان می دهند. شاهد دیگر برای اینکه هوش معنوی به راستی یک ظرفیت ذهنی برای سازگاری و تطابق است، پژوهشی است که معلمی و همکاران(۱۳۸۹) انجام دادند و نتیجه گرفتند که هوش معنوی با افکار ناکارآمد همبستگی منفی معنادار دارد.
ارائهی الگوی ساده برای ارتباط انواع هوش
برای بررسی بهتر انواع هوش های مطرح شده، می توان الگویی ساده به دست داد که نشان دهنده ی ارتباط بین سطوح هوش باشد. به سخن دیگر، برای درک و ارتباط بهتر برنامه درسی با پدیده ی هوش، می توان از ساختار هرمی کمک گرفت که در آن سطوح مختلف انواع هوش با یکدیگر تعاملی ویژه دارند (نمودار۲-۱).
نمودار۲-۱ الگوی ارتباطی سطوح هوش(صمدی،۱۳۸۰)
ایده این الگو آن است که مانند نوزادان، نخستین محور تمرکز انسان ، کنترل بدن[۲۵](PQ) است. پس از آن، مهارت های زبان شناختی و درکی گسترش مییابد(IQ) و نکات کلیدی برنامه درسی مدارس می شود. سپس، مهارت های ارتباطی اولیه در فرد رشد میکند(EQ )؛ اما برای بسیاری از افراد هوش هیجانی تنها پس از پدید آمدن نیاز به بهبود و پیشرفت در فعالیت هایشان مورد توجه قرار میگیرد. هوش معنوی (SQ) نیز هنگامی مهم می شود که فرد به دنبال هدف و معنا است و از خود می پرسد که « این همه آن چیزی است که وجود دارد؟»پرسشی که از زمان کودکی به شکل های گوناگون برای آدمی مطرح می شود و در جست و جوی پاسخ به آن است. با توجه به سطوح مختلف هوش در بالا، می توان در یافت که این سطوح تعاملی ویژه با یکدیگر دارند. برای نمونه، فرد به بخش های مهم و بنیادی EQ نیاز دارد تا رشد معنوی او با موفقیت آغاز شود.سازههای خود آگاهی هیجانی [۲۶]و همدلی [۲۷]شالوده و پایه ئی بسیار استوار برای ورود به هوش معنوی پی ریزی میکند. با این همه، هنگامی که رشد معنوی آغاز شود، بازخورد مثبت آن تقویت مهارت های EQ است و در یک چرخه، تقویت بیش تر EQتقویت بیش تر SQ رادر پی دارد. این پیوند دو سویه، به رشد و پرورش هر دو سطح هوش در فردکمک میکند. چنین تعاملی میان همهی سطوح هوش وجود دارد.

هم چنان که پیشتر گفته شد، معنویت تنها به فعالیت های زیست شناختی و عصب شناختی مربوط نیست؛ بلکه معنویت به طور کلی برای انسان وجود دارد و یکی از والاترین نیازهای انسان است و نقشی بنیادی و محوری در سلسله مراتب نیاز های انسان (نمودار ۲-۲) به گونه ای دیگر در گفتار هوش معنوی مطرح می شود(نمودار ۲-۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مع الوصف، همان گونه که مستأجر میتواند به منظور دفع ضرر، قبل از انجام عمل، از تأدیه ی اجرت المسمی امتناع نماید، اجیر نیز میتواند به منظور دفع ضرر، قبل از قرار گرفتن اجرت المسمی در ید حاکم یا شخص ثالث مورد توافق ایشان، از شروع به عمل خودداری کند (نجفی بی تا، ۲۴۴: ۲۷).[۷۸]
این استدلال، حاکی از پذیرش نفی ضرر به عنوان مبنای حق حبس، در فقه منور ماست.

در تأیید این نظر، اضافه می شود که، متعاقدین چنان به همبستگی و برابری اجرای دو تعهد متقابل، وابسته اند که، اگر ناچار شوند بدون دریافت آن چه در عقد انتظار داشته اند، آن چه را به عهده دارند تسلیم نمایند، احساس ظلم و تجاوز میکنند؛ چرا که این خطر وجود دارد که طرف مقابل، به دلیل اعسار یا تلف قهری موضوع تعهد یا تفریط خود یا تقصیر دیگران، نتواند وفای به عهد نماید. نتیجه مهمی که از این همبستگی گرفته می شود، این است که هر یک از طرفین معاوضه، میتواند اجرای تعهد خود را منوط به تسلیم عوض قراردادی و اجرای تعهد دیگری کند (کاتوزیان ۱۳۸۷، ۸۲: ۴).
۳-۴-۲-۴ بنای عقلا
امام خمینی «ره» در کتاب البیع، ضمن مخالفت با نظر محقق اردبیلی و نظریه ی توافق ضمنی بر حق حبس، مبنا و منشأ حق حبس را، این گونه تبیین و تدلیل می نمایند:
«بر هر یک از متبایعین، تسلیم آن چه عقد بر آن واقع شده است لازم نیست؛ نه بدان دلیل که مرحوم اردبیلی و صاحب حدائق بیان داشته اند [رد مال غیر، واجب و لازم است؛ لذا بر هر یک از طرفین، لازم است که عوض را تسلیم نماید و در صورت امتناع از تسلیم، این عمل امساک مال غیر و ظلم بوده و ظلم یکی از ایشان، مستلزم جواز ظلم طرف دیگر نیست.] و نه به دلیل لزوم رد عوضین مبنی بر شرط ضمنی مورد توافق طرفین [طرفین ضمن توافق بر عقد، بر این نکته نیز توافق دارند که هر یک از طرفین، تعهد خویش را در قبال طرف دیگر انجام دهد و در صورت خودداری هر یک از ایشان، طرف دیگر نیز، بتواند متقابلاً از انجام تعهد، در مقابل فرد مستنکف امتناع نماید.]
بلکه به این دلیل که تسلیم و تسلّم، از احکام عقلایی مترتب بر بیع است؛ تا آن جا که می توان گفت: بیع عبارت است از داد و ستد (اخذ و اعطا)؛ بدین لحاظ که همچنان که بیع، انشایی برای رسیدن به مالکیت عقلایی است، داد و ستد نیز، از اسباب عقلایی است؛ بدون این که در نفس معاوضه، تقیید و التزامی باشد.

لذا احکام آشکار عقلایی لازم العمل هستند، مگر این که دلیل شرعی مانع آن گردد؛ و در نزد عقلا بر این امر، حق امتناع مترتب میگردد؛ چنان چه هر یک از طرفین از تسلیم امتناع نماید، همچنان که برای هر یک از طرفین، حق مطالبه میباشد، میتوانند به حاکم رجوع کنند به این دلیل که حق حبس، حق عقلایی است که مترتب بر معاوضه است؛ نه به دلیل قاعده ی «الناس مسلطون علی اموالهم» که ملک وی است.
حاکم نیز، از باب ثبوت حق برای هر یک از ایشان، اجبار به تسلیم می کند نه از باب امر به معروف؛ همچنان که عدم حق مطالبه، در صورت امتناع ادای حق طرف مقابل، بر آن مترتب میگردد؛ زیرا حق وی از نظر عرف مطلق نبوده، بلکه مقیّد است؛ پس او نمی تواند در حالی که عوض را به طرف مقابل تسلیم نکرده، مالش را از وی مطالبه کند.» (به نقل از نصیری، تفرشی و رستمی چلکاسری ۱۳۴۸، ۱۵۰).
۳-۴-۲-۵ حق تقاص (معامله به مثل)
این نظریه، با استناد به آیه ی ۱۹۴ سوره ی بقره[۷۹] حق حبس و تمانع را، بر مبنای تقاص یا جواز معامله به مثل توجیه کردهاست که به مقتضای آن، اگر یک طرف از تسلیم یا ادای حق دیگری امتناع کند؛ طرف دیگر حق دارد، از تسلیم مال یا ادای حق وی، متقابلاً خودداری نموده، مانع دست یابی به مال یا حق خویش شود.
البته، استناد به تقاص، در صورتی میتواند به عنوان مبنایی برای حق حبس مورد توجه قرار بگیرد که خودداری یک طرف از اجرای تعهد، مصداق اعتداء یا تجاوز به حقوق دیگری محسوب شود و آن، در فرضی قابل تصور خواهد بود که طرف دیگر در اصل، منکر وجود مال یا حق دیگری نزد خود باشد؛ یا اساساً از تسلیم مال یا اجرای تعهد امتناع کند؛ یا بدون جهت آن را به تأخیر بیندازد. لذا، آن جا که یک طرف با وجود اعلام آمادگی، اجرای تعهد خود را، به اجرای تعهد از سوی طرف مقابل موکول میکند، چنین امتناعی تجاوز و عمل خلاف به شمار نمی آید؛ تا طرف دیگر بتواند به عنوان معامله به مثل یا تقاص، از اجرای تعهد خویش خودداری نماید (به نقل از پارساپور و عیسایی تفرشی ۱۳۸۸، ۱۳).
۳-۴-۲-۶ عدالت و انصاف
بنا بر این نظر، حق حبس مبتنی بر عدالت و انصاف است. پس از توافق، دو عوض، در حکم مجموعه ای است که پاره ای از آن، با پاره ای دیگر معاوضه می شود و تعهد هر طرف، در برابر تعهد دیگری قرار میگیرد؛ نظر به تساوی رابطه ی عقد نسبت به متعاقدین، نمی توان منکر اجرای همزمان دو تعهد شد و قائل به حق تقدم یکی از متعاقدین شد (صفا ۱۳۸۸، ۶۵- ۶۶؛ تولیت ۱۳۸۰، ۱۴؛ جعفری لنگرودی ۱۳۷۸، ۱۶۹۸: ۳).
بر اساس این نظر، عدالت معاوضی ایجاب میکند که دو تعهد متقابل، در یک زمان اجرا شود و تبعیضی در میان نباشد (کاتوزیان ۱۳۸۷، ۸۲: ۴).
لذا در صورت امتناع یکی از طرفین از ایفای تعهدش، طرف دیگر ملزم به اجرا نیست؛ زیرا بنا به حکم انصاف، نباید به یکی از طرفین حق داده شود که اجرای تعهد طرف را تقاضا نماید؛ بدون این که خود، برای اجرای تعهدی که در همان عقد برای وی حاصل شده است، حاضر شود (عدل ۱۳۸۹، ۲۴۲).
۳-۴-۲-۷ موازنه در تعویض
به نظر برخی، اساس حق حبس به معنی عام کلمه، چه در سمت ایجاب (اثبات) و چه در سمت سلب (نفی) بر موازنه در تعویض نهاده شده است.
«در طرف ایجاب (که حق حبس در معنی اخص در این معنی به کار می رود) تسلیم مورد عقد، از جانب یک طرف قرارداد، در برابر طرف دیگر، مورد توجه است که اگر هر دو طرف، از تسلیم امتناع ورزند (تمانع)، قانون به تبع حقوق فطری، آنان را ذی حق در امتناع می شناسد؛ اما در طرف سلب (که موازنه در تسلیم جامه ی عمل پوشیده و عوضین رد و بدل شده اند و در طرف اثبات ، به کمال خود رسیده اند؛ اینک عقد به سبب فسخ یا اقاله یا شفعه گسیخته شده و آن وضع ایجابی، تباه و ویران گشته) باز هم روح موازنه در تعویض (که ناشی از تراضی طرفین بوده)، سایه ی خود را بر این امور (خیار، اقاله، شفعه) می گستراند.
با این تفاوت که، دامنه ی آن موازنه در تعویض که سابقاً به سوی ایجاب کشیده شده بود؛ اینک به طرف سلب کشیده می شود و جریان معکوس مبادله خود نمایی میکند. بنابرین، اگر عقد بیعی (مثلاً) پس از تسلیم مبیع و تأدیه ی ثمن به فسخ بیانجامد، خریدار میتواند تسلیم مبیع را، موکول به بازگرداندن ثمن، از طرف فروشنده نماید.»
بر اساس دیدگاه مذکور، تمانع از تسلیم در طرف سلب، همانند امتناع آن دو در طرف ایجاب، حکمی است فطری که از بداهت عقلی برخوردار است (جعفری لنگرودی ۱۳۸۱، ۱۲۲).
۳-۴-۲-۸ لزوم رعایت حسن نیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هر تغییر در عرضه و تقاضا سبب بر هم خوردن تعادل بازار نفت خواهد شد. به لحاظ تئوری اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد و یا اگر تقاضا افزایش یافته و عرضه کم شود می تواند دلیلی بر افزایش قیمت شود (وکیل، ۱۳۸۰: ۱۴). به طور کلی عواملی وجود دارد که بر قیمت نفت مؤثر میباشند؛ این عوامل در دو دسته تقسیم میشوند: یک دسته از این عوامل مربوط به قیمت است که بر طبق اصول اقتصادی، چنانچه قیمت کاهش یابد فرصت فروش بیشتر می شود زیرا افراد بیشتری می توانند خود را در زمره خریداران احتمالی آن درآورند و گاهی هم خریداران قبلی بر مصرف خود میافزایند و هرگاه قیمت افزایش یابد عکس این حالت رخ میدهد. اقتصاددانان معتقدند این نوسان قیمت خود به خود می تواند سبب کنترل بازار گردد. تمایل به اینگونه واکنشها در مقابل نوسانات قیمت، کشش نامیده می شود و هر قدر کشش بازار بیشتر باشد، عرضهکننده تمایل کمتری به افزایش قیمت از خود نشان خواهد داد (همان، ص: ۱۵).

دسته دوم عوامل نامربوط به قیمت هستند که بر تقاضای نفت مؤثرند: درآمد، رشد اقتصادی، درجه توسعه یافتگی اقتصاد، میزان رقابت در بازار، مسائل جمعیتی و رشد جمعیت، درجه شهرنشینی، عادات و سنن اجتماعی، سیاستهای صادراتی و مبادلات بازرگانی، شرایطجوی و عوامل فصلی، تحقیق و توسعه، تعدد و فراوانی مصرف کنندگان موقت و پارهای عوامل غیرقابل پیش بینی از اهم این عوامل میباشند(قنبری، ۱۳۹۰: ۸۷).
الف) تقاضای نفت
بهترین راه درک مکانیسم نوسان قیمت یک کالا این است که ببینیم تقاضا چه واکنشی در برابر افزایش یا کاهش قیمت دارد. تمایل به واکنش کاهشی یا افزایشی تقاضا در مقابل نوسانات قیمت، همانطور که قبلاً اشاره کردیم کشش نامیده می شود و هر قدر کشش بازار بیشتر باشد، نوسان قیمت کمتر خواهد بود(همان، ص: ۸۸).
باید توجه داشت که تقاضا برای نفت خام تقاضای فرعی یا مشتق شده است، زیرا تقاضاکنندگان در حقیقت تقاضایشان برای مصرف فراوردههای نفتی است و مجموع تقاضاهای فراوردههای نفتی موجب تقاضا برای پالایشگران نفت خام می شود. اکثر فراوردههای نفتی جزو کالاهای ضروری به حساب آمده و کشش قیمتی تقاضا برای آن ها بسیار کم است (حسنتاش، ۱۳۷۷: ۱۷).

ب) عرضه نفت
در صنعت نفت هزینه های ثابت یعنی سرمایه گذاری اولیه مربوط به اکتشاف، حفر چاه، نصب واحدهای بهره برداری، خط لوله و غیره بسیار سنگین هستند. در حالی که هزینه جاری آن نسبتاً کم است به همین دلیل کسی که سرمایه گذاری ثابت را انجام داده است دائماً علاقهمند است که از حداکثر ظرفیت تولید خود استفاده کند و هر سرمایه گذاری اولیه ظرفیت محدود و مشخصی را ایجاد می کند و افزایش ظرفیت جدید تولید مستلزم سرمایه گذاری سنگین جدید بوده و زمانبر است. پس چناچه تقاضا بیش از ظرفیت نصب شده باشد عرضه نمیتواند به آن واکنش سریع نشان دهد (قنبری، ۱۳۹۰: ۸۸). با توجه به اینکه مجموعه صنعت نفت از تولید هر چاه تا تحویل نفت خام به مشتری مجموعه ای به هم پیوسته است و بروز هر خللی در مراحل این مجموعه منجر به تولید متوسط خواهد شد، معمولاً تولید کننده ناگزیر است که برای تداوم بخشیدن به تولید هدف، اقدام به احداث ظرفیت تولیدی بیش از میزان تولید هدف نماید. هزینه تولید نفت در کشورهای حوزه خلیج فارس به طور اساسی تأثیری روی قیمتها نداشته است. حوزه های نفتی همگی بزرگ بودند، نسبتاً نزدیک دریا قرار داشتند، و استخراج آن ها تقریباً ساده بود (همان، ص ۸۹). بنابرین در صنعت نفت دو واژه ظرفیت تولید و ظرفیت قابل تداوم تولید از هم قابل تفکیک هستند. با توجه به فنا پذیر بودن نفت و چون در مراحل اولیه تولید طبعاً مخازن پربازده و کمهزینه مورد بهره برداری قرار میگیرد، لذا سرمایه گذاریهای جدید بر روی نفت خام پر هزینهتر صورت گرفته و هزینه نهائی تولید بالا رفته، البته توسعه تکنولوژی با ابداع شیوه های پیشرفتهتر اکتشاف و حفاری و به کارگیری مدیریت مدرن تا حدی باعث کمشدن هزینه ها می شود. و نهایتاًً اینکه فقدان دسترسی به سرمایه در بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت ممکن است موجب شود که این کشورها نتوانند واکنش به موقع و مناسبی نسبت به افزایش تقاضا و قیمتها نشان دهند (حسنتاش، ۱۳۷۷: ۲۰).
۲-۳-۲- عوامل مؤثر بر قیمت نفت
امروزه کمتر کسی تردید دارد که نفت و تعیین قیمت آن به شدت تحت تأثیر مسائل سیاسی است. ساز و کارهای قیمت گذاری هنوز بر مبنای معادله سنتی عرضه و تقاضا ست؛ اما اهمیت تعیین کننده نفت در رشد اقتصاد جهانی و پیشرفتهای صنعتی سبب شده روابط میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان همواره از مبنایی سیاسی برخوردار باشد. قیمت گذاری منابع پایانپذیر مثل نفت، توسط هاتلینگ[۳۴] در سال ۱۹۳۱ مطرح شد. وی در نظریه خود عنوان می کند، منبع نفتی هر کشور محدود است و امکان جانشینی هر واحد این منابع که در زمان حال استخراج و مصرف میشوند، وجود ندارد. بنابرین در قیمت گذاری آن منبع هزینه فرصت از دست رفته (ارزش سایهای) را لحاظ مینماییم. البته تعیین هزینه فرصت از دست رفته و یا ارزش سایهای امری ذهنی است، که در قیمت گذاری منابع نفتی باید در نظر گرفته شود (همتی، ۱۳۷۴). در برخی از تحلیلها، حداکثر منابع خالص اجتماعی زمانی حاصل می شود که قیمت (تقاضا) با هزینه نهایی صنعت (عرضه کل بازار) مساوی شود. در بازار رقابتی، زمانی که قیمت با هزینه نهایی کل برابر شود، منابع خالص اجتماعی حداکثر می شود. در صورتیکه در اقتصاد منابع پایانپذیر، باید قید مربوط به کمیابی منابع نیز برای رسیدن به عدالت اجتماعی لحاظ شود. بنابرین در حالت تعادل مجموع هزینه نهایی تولید و هزینه فرصت (رانت کمیابی) در واحد اضافی برابر قیمت تعادلی است. یعنی علاوه بر هزینه نهایی تولید، هزینه فرصت نیز در تعیین قیمت منبع اثر دارد. به همین دلیل قیمت نفت همواره از هزینه نهایی تولید آن بالاتر بوده است، اما قیمت آن طی زمان تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار داشته است. عواملی مانند:
-
- عوامل اقتصادی (هزینه تولید، عرضه و تقاضا)
-
- عوامل انحصاری (اوپک، شرکتهای بزرگ نفتی)
-
- عوامل سیاسی (برخوردهای سیاسی کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده)
- عوامل روانی (شایعات مبنی بر قطع عرضه یا وفور تقاضا، همچنین برداشت از ذخایر و یا افزایش میزان ذخیرهسازی)
بررسی روند قیمت نفت خام نشان میدهد که قیمت این کالا تمایل زیادی به افزایش یا کاهش دارد که غالباً رفتار گام زنی تصادفی نامیده می شود. بدین معنی که در هر لحظه از زمان مستقل از اینکه چه روند قیمتی وجود داشته است این امکان وجود دارد که قیمت این کالا افزایش یا کاهش پیدا کند.
نوسانات قیمت انرژی از عدم تعادل در عرضه و تقاضا ناشی می شود. این عدم تعادل می تواند در اثر وقایعی نظیر جنگ، تغییر رژیم سیاسی، بحرانهای اقتصادی، شکل گیری یا انحلال موافقتنامه های تجاری، الگوهای غیر منتظره جوی و غیره شدت گیرد، پس یکی از عوامل تعیین کننده بنیادین در قیمت نفت تعادل بین عرضه و تقاضا در بازارهای مختلف است.
۲-۳-۳- عوامل اقتصادی تعیینکننده قیمت نفت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عدم تمکین در اصطلاح حقوقی نشوز و زنی که از شوهر اطاعت نمی کند ناشزه نامیده می شود. نشوز در لغت به معنی ارتفاع و بلند شدن و در اصطلاح حقوقی نافرمانی یکی از زوجین است. نافرمانی زوج و عدم ایفاء وظایف زناشوئی از ناحیه او نیز در فقه اسلامی نشوز نامیده شده است. هرگاه نافرمانی و وظیفه نشناسی از هر دو طرف باشد، آن را شقاق نامیده اند.[۱۵۵] ولی در حقوق امروز نشوز را معمولاً برای نافرمانی زن به کار میبرند.

 هرگاه زن ناشزه باشد، شوهر میتواند به دادگاه مراجعه کرده، الزام زن را به تمکین بخواهد به علاوه او نمی تواند از شوهر مطالبه ی نفقه کند. قانون مدنی در این زمینه مقرر میدارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع و عذر موجهی عدم تمکین داشته باشد، حق وی نسبت به نفقه ساقط خواهد شد. ولی اگر زن به علت خطری که از جانب شوهر متوجه اوست از ماندن در خانه ی شوهر خودداری کند یا به علت ابتلاء شوهر به امراض مقاربتی از نزدیکی با او امتناع نماید، این امتناع مانع حق نفقه نخواهد بود [۱۵۶]. ۴-۳-۴- روابط مالی زن و شوهر در قانون مدنی ۴-۳-۴-۱- استقلال مالی زن: در حقوق ایران، اموال زن و مرد دارایی مشترک را تشکیل نمی دهد، بلکه اموال هر یک از زوجین مستقل و جدا از اموال دیگری است. بدین سان زن در حقوق ایران، که در این قسمت از فقه اسلامی پیروی کردهاست، از نظر مالی مستقل است. وی میتواند در اموال خود، چه به صورت جهیزیه باشد چه غیر آن، آزادانه تصرف کند و هر گونه عمل مادی یا حقوی نسبت به آن ها انجام دهد. شوهر حق هیگچونه مداخله در اموال و دارایی زن را ندارد و ریاست او بر خانواده اختیاراتی برای وی در این زمینه ایجاد نمی کند. از این لحاظ حقوق اسلام و ایران برای زن اهلیت کامل قائل شده و برخلاف حقوق سابق اروپا، زن را به هیچ وجه محجور نشناخته است. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی در این باره میگوید: «زن مستقلاً میتواند در دارایی خود هر تصرفی را که میخواهد بکند». این یک قاعده ی مترقی است که در بعضی از کشورهای متمدن و پیشرفته، زنان پس از سال ها مبارزه به آن دست یافته اند. کار اقتصادی زن هم جزء اموال او به شمار میآید و زن مجبور نیست آن را به رایگان در اختیار شوهر بگذارند، مگر کاری که برحسب عرف و عادت، از باب حسن معاشرت یا معاضدت، وظیفه زن محسوب شود که زن نمی تواند مزدی برای آن مطالبه کند. (صفایی، سید محسن، ۱۳۸۰) در حقوق اسلامی گفته اند: زن میتواند برای کارهایی که در منزل شوهر به امر او انجام میدهد از او مطالبه حق الزحمه نماید[۱۵۷]. البته اگر زن قصد تبرع داشته باشد، یعنی قصد آن را داشته باشد که مجاناً و افتخاراً کارهای خانه را انجام دهد، مستحق حق الزحمه نخواهد بود. تبصره ۶ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۱ به حق الزحمه یاد شده اشاره کرده و دادگاه را مکلف کردهاست که در صورت تقاضای طلاق از جانب شوهر، و به شرط اینکه تقاضای مذبور ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق او نباشد، به درخواست زن مبنی بر مطالبه حق الزحمه کارهایی که شرعاً به عهده وی نبوده و به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده، ترتیب اثر دهد و اجرت المثل اینگونه کارها را محاسبه و به پرداخت آن حکم نماید. دادگاه در مرحله اول باید از طریق سازش و مصالحه نسبت به تأمین خواسته زوجه اقدام کند و در صورت عدم امکان مصالحه، هرگاه شرط ضمن عقدی به سود زن وجود داشته باشد. مانند شرط انتقال تا نصف دارایی به دست آمده در ایام زناشویی، باید طبق شرط مذبور عمل نماید و در آخر، هرگاه تأمین خواسته زن از راه های یاد شده ممکن نباشد، باید حکم به پرداخت اجرت المثل کارهای او صادر نماید . باید یادآور شد که قاعده استحقاق زن نسبت به اجرت المثل کارهایی که به دستور شوهر انجام میدهد نمی تواند منحصر به مورد طلاق باشد. بلکه یک قاعده کلی است که در موارد دیگر نیز قابل اعمال است. در تأیید این نظر می توان به ماده ۳۳۶ ق.م. استناد کرد که چنین مقرر داشته است: “هرگاه کسی برحسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود، مگر اینکه معلوم شود که قصد تبرع داشته است.” این قاعده را قاعده استیفاء از عمل غیر نیز نامیده اند که شامل کار زن در منزل شوهر نیز خواهد شد[۱۵۸]. ۴-۳-۴-۲- نفقه زن در قانون مدنی برابر ماده ی ۱۱۰۶ قانون مدنی «در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است». این مزیتی است که قانونگذار ایران برای زن قائل شده است و به موجب آن زن میتواند از شوهر مطالبه نفقه کند و در صورت لزوم از طریق مدنی و کیفری او را برای پرداخت نفقه تحت تعقیب قرار دهد. فلسفه این قاعده آن است که در اکثر خانواده های ایرانی زنان اموال و درآمد کافی برای تأمین مخارج خود و شرکت در هزینه ی خانواده ندارند. وانگهی اداره خانه و امور داخلی خانواده که وظیفه ای بس بزرگ است به عهده آن ها است و زنان به کار اقتصادی دیگری که منبع درآمدی برای آنان باشد اشتغال نمی ورزند. (کاتوزیان، ناصر،۱۳۷۹) البته، چنان که در پیش گفتیم، زن در صورتی استحقاق نفقه خواهد داشت که از مرد تمکین کند و به تعبیر دیگر، وظایف زناشوئی را انجام دهد: نشوز زن مانع استحقاق نفقه است. حال ببینیم مفهوم و طبیعت نفقه چیست و نفقه زوجه دارای چه ویژگی هائی است و آیا ممکن است زن پس از انحلال نکاح حق نفقه داشته باشد و ضمانت اجرای نفقه زن چیست؟ الف) مفهوم نفقه زن: ماده ی ۱۱۰۷ قانون مدنی در تعریف نفقه زوجه میگوید: «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء». چنان که ملاحظه می شود، ماده مذکور فقط مسکن و پوشاک و خوراک و اثاثه خانه و خدمتگزار را ذکر کرده و از سایر چیزهائی که عرفاً مورد احتیاج زن است مانند هزینه دارو و درمان و آرایش و شستشو سخنی نگفته است. اگر ظاهر قانون را ملاک عمل قرار دهیم، باید بگویئم اینگونه هزینه ها، چنان که گروهی از فقهای امامیه گفته اند، جزو نفقه نیست. لیکن قبول این نظر برخلاف مصلحت خانواده و اجتماع است و با ذوق سلیم و عرف هم سازگار نیست. پس می توان گفت آنچه در ماده ۱۱۰۷ آمده حصری نیست و هر چیزی که برحسب متعارف مورد احتیاج زن باشد، جزو نفقه است و مرد باید آن را برای زن فراهم کند. (کاتوزیان، ناصر،۱۳۷۹)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
البته ذکر این نکته لازم است که برخی از معتادان به مواد مخدر ( مانند مصرف کنندگان هروئین ) دائم در حال خمار هستند و تحت تأثیر این مواد تقریباّ می توان گفت رابطه ای با دنیای خارج ندارد و فقط و فقط به این می اندیشند که مصرف مواد خود را بالا ببرند تا به حالت نشئگی برسند این گونه افراد قطعاً از تعریف سفیه خارج هستند ؛ چون یکی از ارکان تعریف سفیه عاقل بودن فرد است و فرد معتاد به هروئین رابطه اش با دنیای خارج یک رابطه ی عادی و عقلایی نیست و بعداً خواهد آمد که این گونه افراد در حکم مجنون هستند و حجر آنان در مباحث آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.

نکته ی دیگر قابل طرح این است که معتادین به مواد مخدر عموماً سه حالت را تجربه میکنند :
حالت طبیعی؛
حالت خماری؛
حالت نشئگی.
در حالت طبیعی نمی توان حالات افراد معتاد را حالت یک فرد سفیه دانست ولی زمانی که در حالت خماراند می توان عناصر تعریف سفیه را در مورد او یافت اما در حالت نشئگی ارتباط معتاد با جهان خارج تقریباً قطع است و فرد، حالت طبیعی ندارد و در واقع نمی توان او را فرد عاقلی که سود و زیان خود را می فهمد دانست پس نمی توان فرد معتاد را سفیه دانست و می توان او را در برخی مواقع مجنون خواند که در این خصوص این موضوع در فصل بعدی مفصل می پردازیم.
اما باید گفت که سفیه اصطلاحی نیز می خوابد و ممکن است بیهوش شود و یا خود را مست کند اما هیچ کس نمی گوید که چون خوابیده یا بیهوش شده یا مست شده ، دیگر عنوان سفیه به او صدق نمی کند .
در مباحث گذشته ابتدا نظریه پزشکی قانونی را مطلعه کردیم سپس ویژگی های افراد سفیه را افراد معتاد بررسی ومطابقت داده ایم در ادامه میخواهیم که به زبان ساده از طریق نمودار این شباهت را نشان بدهیم.
۴-۴-۱-نمودار شکلی افراد سفیه ومعتاد
در یک نگاه ساده به وسیله نمودار می توان فهمید که افراد سفیه تمام ویژگی های آن ها شبیه به افراد معتاد میباشد.
۱٫ فردی عاقل است؛
*ویژگی های فرد سفیه: ۲٫ فردی است که تصرف در اموالش عقلایی نیست؛
۳٫ فردی است که مستمراٌ اموال خود را تضییع میکند.
۱٫فردی عاقل است؛
ویژگی های فرد معتاد: ۲٫ فردی است که تصرف در اموالش عقلایی نیست؛
۳٫ فردی است که مستمراٌ اموال خود را تضییع میکند.
پس در این صورت همان طور که دیدیم در شکل فوق تمام صفات و ویژگی های فرد سفیه را فرد معتاد هم دارد با این تفاوت که در قانون مدنی ماده ۱۲۰۷ افراد غیر رشید (سفیه) را تعریف وآنها را در زمره افراد محجور آورده است ولی به افراد مورد بحث ما( معتاد به مواد مخدر) در هیچ یک از منابع فقهی ویا حقوقی اشاره ای نشده و اهلیت آن ها تا این لحظه نامعلوم میباشد .
اما ما در این پژوهش از لحاظ علمی و تطبیق و مقایسه ایشان با افراد سفیه یا شاید مجنون می توان این حکم را داد که افراد مورد بحث ما در ردیف همان افراد محجور میباشند و به وسیله دادستان در باره این افراد حکم حجر را صادر کرد.
۴-۵-تطبیق فرد معتاد با فرد مجنون
حال که در یک مطالعه و مطابقت کلی افراد سفیه را با افراد معتاد مقایسه داده، نوبت به آن رسیده تا افراد مجنون را با افراد معتاد مقایسه و تطبیق داد ومانند آن ها بحث کرد وبه یک نتیجه کلی رسید.
۴-۵-۱-مفهوم جنون وانواع آن
در این مبحث قصد داریم که ابتدا مفهوم جنون را از لحاظ لغوی واصطلاحی شرح داده سپس در ادامه به انواع جنون بپردازیم و ویژگی هر یک را از لحاظ حقوقی بررسی کنیم تا در نهایت این ویژگی ها را با افراد معتاد مقایسه کرده وببینیم که آیا می توان این افراد محجور خواند یا نیاز به دلیل دیگری وجود دارد.
جنون یک حالت عارض بر افراد سالم میباشد که خود دو نوع داشته وحالت اول آن همان جنون ادواری میباشد که یک شخص در برخی مواقع دچار می شود اما در مقابل جنون دایمی تمام لحظات فرد را در بر میگیرد که در گفتار های بعی به صورت مفصل به می پردازیم.
۴-۵-۲- تعریف لغوی و اصطلاحی مجنون
در لغت انگلیسی با نام Exorcison و یا Amnesia , Iusanit به کار می رود . در لغت فارسی به معنی دیوانگی است و در اصطلاح وضعیت شخصی است که در هنگام انجام اعمال حقوقی بدان ابتلا دارد یا به طور دقیق تر مجنون کسی است که قوه عقل ودرک ندارد وبه اختلال کامل قوای دماغی مبتلاست؛ به عبارت دیگر مجنون مختل المشاعر است.
از نظر حقوق جزا جنون به هر درجه باشد رافع مسئولیت کیفری میباشد و از نظر حقوقی اثر جنون در عقد ابطال آن عقد به طور کلی میباشد . به جنون ادواری جنون اطباقی نیز گفته می شود . و اما جنون دائمی وضعیت یا بیماری ای است که شخص دائماً بدان دچار بوده و قوای دماغی و مشاعر وی دائماً مختل میباشد . در جنون ادواری در این حالت ( پسیکوزهای حاد ) بیماری، سریع و بدون مقدمه شروع شده و در مدت چند ساعت و یا چند روز تغییرات کلی در حالت و یا رفتار و یا اخلاق بیمار ایجاد میکند این نوع جنون ناشی از اختلالات هیجانی و عاطفی است .
۴-۵-۳-ویژگی های جنون ادواری
مجنون را به اعتبار استمرار جنون وعدم استمرار آن به مجنون دائمی و یا ادواری تقسیم کردهاند(ماده ۱۲۱۳ ق.م).مجنون دائمی دارای جنون مستمر و مداوم است ، در صورتی که مجنون ادواری حالات متفاوت دارد ،گاهی در حال جنون وگاهی در حال افاقه به سر میبرد. مجنون دائمی مطلقاٌ و مجنون ادواری در حالت جنون نمی تواند هیچ تصرفی در اموال وحقوق مالی خود بکند ولو با اجازه ولی یا قیم خود؛لکن اعمال حقوقی که مجنون ادواری در حالت افاقه می کند نافذ است،مشروط بر آنکه افاقه او مسلم باشد.
آنچه از این مطلب بر میآید و در فقه نیز به آن تصریح شده است ،بطلان اعمال حقوقی مجنون است ؛ اما چون مجنون ادواری گاهی در دوران افاقه به سر میبرد و در این ایام سلامت خود را باز مییابد ،اعمال حقوقی او در این حال صحیح و معتبر است، به شرط اینکه افاقه او ثابت و محرز باشد.
مبحث بعدی معاملات انواع جنون را بررسی خواهیم کرد تاببینیم می توان یک فرد معتاد را در برخی مواقع مجنون دانست.
۴-۵-۴-معاملات جنون ادواری
در خصوص معاملات مجنون ادواری در بین خود حقوق دانان وفقها اختلاف نظر میباشد.
در حقوق جدید ، برخی از استادان ، با استناد به استصحاب معامله مجنون ادواری را باطل اعلام کردهاند، مگر اینکه مدعی ثابت کند که معامله در زمان افاقه واقع شده است،[۷۸]لیکن بعضی دیگر از استادان به این استدلال ایراد کرده و گفته اند که با دوری بودن جنون یقین سابقی به دست نمی آید تا بتوان آن را استصحاب وحکم به بقای حالت پیشین کرد؛«آنگاه اظهار نظر کردهاند که صدور حکم حجر ، اماره ای بر بطلان همه معاملات محجور میباشد، مگر اینکه سلامت او در آن حال اثبات شود.[۷۹] و به طور کل می توان گفت تمام معاملات فرد مجنون ادواری باطل نیست چرا در ماده قانونی مورد نظر یک استثناء آورده و آن هم اینکه در زمان افاقه صحیح میباشد.
۴-۶-مقایسه فرد معتاد با فرد مجنون
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با پذیرش این مهم، بحث درباره کیفیت اخذ مالیات، پایه ها، نرخ ها، درجه شمول معافیت ها،آثار اقتصادی انواع مالیات ها و غیره که در مجموع “نظام مالیاتی” یک کشور را تعریف میکنند،شروع می شود. این بحث قدمتی به اندازه تاریخ اقتصاد مدرن دارد و حاصل آن متون و مطالب عمیق اقتصاد بخش عمومی و رشتههای مرتبط با آن است. در ایران نیز مالیات، سابقه ای دیرینه دارد. برای نخستین بار چهارچوب آن در قانون اساسی مشروطه تدوین شد. جامع ترین و مهمترین قانون مالیاتهای کشور در ۲۸ اسفند ۱۳۴۵ به تصویب رسید، و هر از گاهی با اصلاحات اندک به روز شد. بازنگری اصولی در این قانون در۱۳ اسفند ۱۳۶۶ به تصویب رسید و با اصلاحات پی در پی همراه بود، تا اینکه در ۲۷ بهمن ۱۳۸۰ لایحه اصلاح موادی از قانون مالیاتهای مستقیم بهتصویب مجلس شورای اسلامی رسید و نتیجه آن تغییرات اساسی در این قانون بود.


۲-۲) تعریف مالیات
اولین مرحله در توسعه و گسترش دانش، تشخیص مفاهیم نظری و تجربی است.ابهام در گسترش دانش، ناشی از بکاربردن این مفاهیم به صورت غلط است. ممکن است مفاهیم یا گزاره های یکسان برای افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، لذا افراد برای ایجاد ارتباط یا انتقال می بایست از مفاهیم دقیق و روشن استفاده کنند و برداشت یکسان از مفاهیم نیاز به تعریف دارد.برای اینکه تعریف یک مفهوم جامع باشد باید دو ویژگی داشته باشد:
-
- تعریف باید طوری باشد که فضای مفهوم به طور پایدار تثبیت شود تا همه افراد، از آن مفهوم فقط یک مطلب را بفهمند و امکان تغییر مفهوم و تعبیر گوناگون از آن وجود نداشته باشد.
- تعریف باید به گونه ای دقیق باشد که بتوان مفهوم آن را به سادگی بررسی نمود بدین معنا که صفات و اصطلاحات به کار رفته برای تعریف یک موضوع، خود دارای فضای مفهومی مشخص و صریحی باشد.
کنفوسیوس در ارتباط با مفاهیم میگوید: اگر من فرمانروای جهان بودم اولین کاری که می کردم تثبیت معنی و مفهوم واژه ها بود،زیرا تعریف واژه مقدمه عمل است. خاکی،غلامرضا، (۱۳۸۲)،روش تحقیق با رویکرد پایان نامه نویسی، چاپ اول، تهران، انتشارات بازتاب بنابرین از آنجایی که مفهوم مالیات در موضوع مورد پژوهش اهمیت ویژه ای را دارا میباشد لذا تعریف این واژه از دیدگاه صاحبنظران ارائه میگردد:
منسکیو معتقد است که مالیات از قسمتی از مال هر فرد است که به دولت میدهد برای اینکه از قسمتهای دیگر اموال خود اطمینان پیدا کرده و با آسودگی خاطر از قسمتهای دیگر متمتع گردد.منتسکو،روح القوانین،ترجمه علی اکبر مهتدی،انتشارات امیر کبیر،۱۳۶۲،صفحه۳۷۰
کاستون رژ-اقتصاددان کلاسیک-مالیات را چنین تعریف کردهاست:مالیات عبارت است از یک نوع پرداخت و تادیه مالی که در نتیجه الزام قانونی از نظر تامین مخارج دولت،بلاعوض به وسیله مردم انجام می شود.دکتر زندی حقیقی،منوچهر،اقتصاد بخش عمومی و اقتصاد مالیه عمومی،انتشارات دانشگاه تهران،سال۱۳۶۹،صفحه۵۵۶
یک مفهوم قدر مالیات این است که دولت با همه صاحبان درآمد شریک است،به عبارت دیگر،قانون مالیاتها یعنی اعلام مشارکت دولت با شرکتها و سایر اشخاص صاحب درآمد نسبت به درآمدی که آن ها تحصیل کردهاند. مشارکت دولت به دلیل بسترهای مناسبی است که برای فعالیتهای اقتصادی مانند تامین امنیت داخلی، حفظ و مراقبت از حدود و ثغور کشور،انجام طرحهای عمرانی و زیر بنایی نظیر احداث و ترمیم و نگهداری شبکه راه های مواصلاتی،مخابراتی،بنادر،اسکله ها،فرودگاه ها،خدمات آموزشی،بهداشتی و درمانی فراهم میکند. طبعا دولت برای انجام وظایف و خدمات و به طور کلی جهت اداره امور مملکت به منابع مالی نیاز دارد. و بهترین و سالمترین طریق تامین منابع مالی دولت برقراری و وصول مالیاتهای مختلف است. فصل نامه حسابدار رسمی،سال اول،شماره دوم،پاییز ۱۳۸۳،صفحه۴۹
دیوید ریکاردو-موریس داب معتقدند که،مالیات بخشی از محصول زمین و کار کشور است که در اختیارحکومت قرار داده می شود و همیشه باید در نهایت، از محل سرمایه کشور پرداخت شود یا از محل درآمد آن. دیوید ریکاردو-موریس داب،اصول اقتصاد سیاسی و مالیات ستانی،ترجمه حبیب ا..تیموری،تهران نشرنی ۱۳۷۴،صفحه۱۶۵
در پایان تعریف دیگری از مالیات با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی جوامع در حال حاضر که کم و بیش مورد تأیید قرب به اتفاق دست اندر کاران امور مالی میباشد،به شرح زیر از نظر می گذرد.به موجب اصل تعاون ملی و برابر قوانین و مقررات مصوب، هر یک از افراد یک کشور موظف است به منظور تامین مخارج عمومی مملکت و حفظ منابع اقتصادی،سیاسی و اجتماعی بر حسب توانایی و استطلعت مالی خود سهمی از درآمد و یا دارایی خویش را به خزانه دولت بپردازد.
۲-۳) تاریخچه مالیات از آغاز تا امروز در ایران
بنابر سوابق،ایران از قدیمی ترین کشورهایی است که برای تامین مخارج عمومی، دست به وصول مالیات زده است. به زعم برخی از تاریخ نویسان عمر تاریخ مالیات در ایران به بیش از پنج هزار سال میرسد و وصول مالیات به زمان سومریان برمی گردد. اما برای اولین بارامور مالیات در زمان داریوش بزرگ هخامنشی تنظیم و تعیین و ساتراپ یا بخش های امپراتوری ملزم به پرداخت میزان معینی مالیات میشوند. در حالی که قبل از آن به دریافت پیشکش ها و هدایا اکتفا می شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از مباحث دیگری که در مورد ماده ۷۶۸ ق. م مطرح شده است، بحث «تعهد به نفع شخص ثالث» است. در اکثر نظامهای حقوقی، اصل «نسبی بودن قراردادها» و یا اصل «شخصی بودن قراردادها حاکم بر هر قراردادی است (محقق داماد، ۱۳۷۳، ص۵). اگرچه در کنار این اصل، اصل «قابلیت استناد قرارداد» نیز وجود دارد (کاتوزیان، ۱۳۷۶، ج۱، ص۳۴۷). اصل نسبی بودن، هنوز هم از حیات حقوقی مستحکمی بهرهمند است.
اصل نسبی بودن قراردادها به این معنا است: رابطهای که بر اساس قرارداد، بین اشخاص ایجاد میشود، تنها نسبت به کسانی که با هم توافق میکنند مؤثر است و تنها آنان میتوانند درباره آن عقد در دادگاه اقامه دعوی نمایند. نفع و زیان عقد نسبت به طرفین عقد است. به تدریج، با توسعه روابط اقتصادی و تجاری و ایجاد نیازهای جدید، مکاتب حقوقی مختلف مجبور شدند تا استثنائاتی بر این اصل وارد سازند. از جمله این استثنائات، «تعهد به نفع ثالث» است. پیدایش صنعت بیمه و نیاز مبرم جامعه به آن، بویژه در مورد بیمههایی چون بیمه عمر، به رغم اصرار زیاد مکاتب حقوقی مختلف بر اصل نسبی بودن قراردادها، سبب قبول «تعهد به نفع ثالث» شد و اصل تعهد به سود ثالث در نظامهای حقوقی به عنوان استثنا بر آن اصل پذیرفته شد و مبانی مختلفی برای توجیه صحت تعهد به نفع ثالث ارائه شد (محقق داماد، همان. و جمالی زاده، ۱۳۸۰، ص۳۸۶).  درباره تعهد به نفع ثالث به صورت شرط ضمن عقد، چه به صورت شرط فعل و چه به صورت شرط نتیجه، قول صحیح در نظر بسیاری از فقها این است که عموم قاعده «المومنون عند شروطهم» آن را دربرگیرد (طباطبایی: ۱۴۱۹، ج۹، ص۳۵). امّا این بحث در محدوده ماده ۷۶۸ ق. م نیست. آن چه در ماده ۷۶۸ ق. م آمده است، تعهد به نفع ثالث به صورت ابتدایی و قراردادن اثر مستقیم عقد برای ثالث است. درباره این مطلب که آیا اثر عقد را می توان مستقیماً برای شخص ثالثی قرار داد، بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. ریشه اختلاف در این نکته نهفته است که آیا آن اثر، مقتضای ذات عقد است یا متقضای اطلاق آن. در صورتی که مقتضای ذات عقد باشد، عقد باطل خواهد بود؛ ولی قرار دادن اثری که مقتضای اطلاق عقد است برای غیر طرفین قرارداد، سبب بطلان آن نمیشود. به عنوان مثال: آیا میتوان اثر بیع را که تملّک مشتری نسبت به مبیع است، برای شخص دیگری که در قرارداد نقشی ندارد قرارداد؟ و به عبارت دیگر، تملیک مبیع به مشتری و ثمن به بایع مقتضای ذات عقد بیع است و یا مقتضای اطلاق آن. برخی از فقها میگویند شرط تعهد به نفع ثالث در قراردادی به طور مستقیم، منافات با مقتضای ذات عقد دارد؛ چون به حکم عقل در معاملات، هر یک از عوضین باید در ملک کسی داخل شود که عوض دیگر از ملک او خارج شده است. بنابرین اگر بنا شود که ثمن در ملک شخصی غیر از طرف قرارداد وارد شود، این شرط موجب بطلان معامله است؛ زیرا خلاف مقتضای ذات عقد است و شرط خلاف مقتضای ذات عقد، هم باطل است و هم مبطل (مجلسی، ۱۴۰۳، ص۲۷۲). برخی دیگر از فقها این نظر را پذیرفتهاند که ورود هر یک از عوضین در ملک مالک دیگر طرف قرارداد، مقتضای عقد بیع نیست؛ بلکه اثر اطلاق معامله است و با شرط خلاف میتوان آن را تغییر داد (خوئی، ۱۴۱۲، ص۲۵۵). به نظر میرسد قرارداد دو نفر به نفع شخص ثالث ابتدائاً بر اساس مقتضای عمومات ادّله، هیچ اشکالی در صحّت آن وجود نداشته باشد و اگر دلیل عمده ادّله صحت عقود را بنای عقلا بدانیم و شارع در اینباره، احکام عقلایی را امضا نموده باشد، با توجه به افزایش روزافزون این عقود، همچنین بیمه عمر و یا بیمه شخص ثالث در جوامع و پسندیده بودن آن ها ترد عقلا، باید بپذیریم که تعهد به نفع ثالث، ابتدائاً نه ضمن عقد دیگر، از نظر فقهی صحیح است. ۳-۳-۷-۱-۲- مبانی حقوقی اصل نسبی بودن قراردادها در قالب موادی از قانون مدنی در اکثر نظامهای حقوقی تجلّی نموده است. قانون مدنی ایران نیز به موجب ماده ۲۳۱، این اصل را پذیرفته است؛ امّا در ذیل این ماده، مفاد ماده ۱۹۶ق. م، بر این اصل استثنا شده است. قانونی بودن تعهد به نفع شخص ثالث از ماده ۱۹۶ ق. م به خوبی هویداست. بنابرین تعهد به نفع ثالث از طریق شرط ضمن عقد میّسر است. اما بر اساس ماده مورد بحث، در هر عقد صلحی، یکی از دو طرف میتواند در عوض تعهد طرف دیگر، بر انجام امری به سود ثالثی تعهد کند. سؤالی که مطرح است این است که مبنای جعل قاعده مندرج در ماده ۱۹۶ ق. م و ماده ۷۶۸ ق. م چیست؟ آیا یک استثناست یا قاعده ای عمومی و فراگیر؟ برخی از حقوق دانان در پاره ای از عبارات خود، حکم ماده ۱۹۶ق. م را استثنا میدانند و معتقدند «از مفاد ماده ۲۳۱ ق. م به خوبی برمیآید که ماده ۱۹۶ ق. م حاوی حکمی استثنایی و خلاف قاعده است؛ بنابرین متن ماده را باید تفسیر محدود کرد» (کاتوزیان، حقوق مدنی (قواعد عمومی قراردادها) ، ۱۳۷۶، ج۱، ص۳۶۲). لیکن در عبارت دیگری بیان داشته اند: «ماده ۱۹۶ق. م از قواعد عمومی قراردادهاست؛ بنابرین نمیتوان ادّعا کرد که امکان تعهد به سود ثالث، ویژه صلح و هبه و دیگر حقوق رایگان است». البته ایشان ماده ۱۹۶ ق. م را ناظر بر موردی میدانند که تعهد به نفع ثالث جنبه تبعی و فرعی دارد؛ یعنی شرط به سود ثالث، ضمن معامله اصلی است که بین طرفین واقع شده است. ولی در پارهای از عقود، مثل بیمه و صلح، تعهد به سود ثالث به عنوان عوض اصلی است و در نهایت میپذیرند که تعهد به نفع ثالث، چه به صورت شرط ضمن عقد و چه به صورت تعهد اصلی، از جمله قواعد عمومی قراردادها است (همان، ص۳۷۳). اصل بر این است که هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد و انسانها تنها از طریق قرارداد میتوانند قانون حاکم بر روابط حقوقی خود را وضع نمایند و به عهد و پیمان خود احترام گذارند. بنابرین اخلاق و استقلال انسان، مانع از این است که او ناچار به پذیرش احسان دیگران باشد. اما باید در نظر گرفت که گاهی مصلحت اجتماعی ایجاب میکند در پارهای از موارد، تعهدات به نفع اشخاص ثالث غیر طرف قرارداد، نافذ باشد؛ به عنوان مثال، در عقد بیمه، ضروری است که طرفین عقد بیمه به سود شخص ثالث حقی ایجاد نمایند و این حق در شمار دارایی بیمهگذار نیاید. به جهت جمع بین مصلحت عمومی و مصلحت فردی، چاره این شد که نهاد «تعهد به نفع ثالث» در مجموع قواعد حقوقی جای گرفت. اگر ممکن است در ضمن قرارداد میان دو تن چنین تعهدی ایجاد شود، چرا نتوان مستقیماً چنین تعهدی را ایجاد نمود؟ بر این اساس، ماده ۷۶۸ ق. م وضع شد و تثبیت شد که از طریق عقد صلح، تعهد به نفع ثالث به عنوان عوض مال المصالحه قرار گیرد. در عقد صلح معوّض، موضوع ماده مورد بحث، یکی از عوضین مال الصلح است و عوض دیگر تعهد به پرداخت نفقه از سوی متصالح است، نه مبلغ نفقه.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۳-۳-۱-۲-۲- صلح محاباتی صلحی را که با عوض نابرابر و گاه ناچیز انجام می شود «صلح محاباتی» مینامند. این عنوان در بند یک ماده ۴۲۳ قانون تجارت به کار رفته است ولی قانون گذار تعریفی از آن نکرده است در واقع صلح محاباتی از اقسام صلح معوض است و طرفین با علم به تعادل ارزش عوضین عمدا و به طور قابل ملاحظه ای به قصد احسان بر هم میزنند. این صلح معمولا بین نزدیکان واقع می شود. لیکن گاهی صلح محاباتی برای فرار از دین منعقد می شود که به جهت غیر مشروع بودن جهت آن صلح غیر نافذ و منوط به رضایت طلب کاران است (کاتوزیان پیشین. لنگرودی پیشین).

 ۳-۳-۳-۲- صلح مجانی نام صلح بلاعوض، ما را بی نیاز از تعریف نمودن آن میکند. اماّ، می توان گفت:صلح رایگان عقدی است که به موجب آن کسی مالی را به دیگری ببخشد یا تعهدی را به طور مجانی بر عهده بگیرد (کاتوزیان، پیشین) در قانون مدنی، همان طور که در بحث گذشته بیان شد، ماده ۷۵۷ درباره صلح بلاعوض صراحت دارد که:«صلح بلاعوض نیز جائز است. »بنابرین، ممکن است کسی به جای این که مال خود را به طور غیر معوض به دیگری هبه کند، آن مال را تحت عنوان صلح بلاعوض به او منتقل نماید؛تا علاوه بر این که ضرورتی به قبض متهب نباشد (ماده ۷۹۸ق. م. ) در موارد خاصی که واهب میتواند از هبه رجوع کند (ماده۸۰۳ق. م) این حق از او سلب شود و یا مصالح با اطمینان از استحکام عقد، صلح مجانی را امضاء کند. برای این که مالک، مال خود را به طور مجانی به دیگری انتقال دهد، از جنبه شرعی اشکالی دیده نشده است. زیرا، حدیث نبوی می فرماید:« انَّ النَّاسِ مسلطون علی أَمْوَالِهِمْ » (مجلسی، ۱۴۰۳، ص۲۷۲). بنابرین، مالک میتواند هر نوع تصرف مشروعی را در اموال خود بنماید. مثلاً، آن را غیر معوض به هر که بخواهد صلح کند. از نظر اصول و قواعد حقیقی نیز ایرادی به این فعل، به نظر نمی رشد. زیرا، با صلح مال بلاعوض به دیگری، نه به حقوق کسی تجاوز می شود و نه تعهدی را به او تحمیل میکند. قاعده تسلیط که مبنای ان حدیث مذبور است و ماده ۳۰ق. م. نیز این موضوع را تأیید میکند. ۳-۳-۳-۲-۱- صلح حطیطه علی القاعده صلح دعوی، صلح معوض بوده و اصولا اشخاص در دعاوی که منجر به صلح می شود مالی را به دیگری به عنوان مال الصلح میدهند لیکن هرگاه در صلح اقرار یا انکار مدعی به موجب عقد صلح راضی شود که قسمتی از مدعی به ( عین یا دین) چشم بپوشد این صلح را صلح حطیطه مینامند. حطیطه به معنی تخفیف است و در واقع مدعی به این ترتیب از خواسته خود به خوانده تخفیف داده است (علامه حلی، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۷۷٫ انصاری، پیشین). ۳-۳-۳-۲-۲- صلح ابتدایی مجانی یا صلح بلاعوض صلح ابتدایی ممکن است به صورت مجانی باشد و به موجب آن کسی مالی را به دیگری ببخشد یا تعهدی را به طور مجانی بعهده بگیرد. ۳-۳-۴- صلح مسامحه و صلح مغابنه این دو نوع صلح در ماده ۷۶۱ قانون مدنی پیشبینی شده است که مقرر میدارد: «در صلحی که در مورد تنازع یا مبتنی بر تسامح باشد قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمی تواند آن را فسخ کند اگرچه به ادعای غبن باشد مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار». از این ماده معلوم می شود که در بعضی از اقسام عقد صلح ادعای غبن می توان کرد و نسبت به بعضی دیگر نمی توان ادعای غبن کرد. بدین لحاظ نوع اول را صلح مغابنه و نوع دوم را صلح مسامحه یا صلح مبنی بر تسامح نامیده اند (لنگرودی، ۱۳۷۰، ص۲۱۵). ۳-۳-۴-۱- صلح مغابنه هرگاه صلح در مقام معاملات دیگر واقع شود و تلاش هریک از طرفین به منظور سودجویی یا رفع نیاز باشد در چنین معاملاتی انواع خیارات از جمله خیار غبن وجود دراد. بنابرین اگر کسی ماشین خود را به دیگری در برابر مبلغ معین صلح کند و معلوم باشد که قصد تسامح نداشته است میتواند در صورت وجود غبن صلح را فسخ کند (لنگرودی، همان). ۳-۳-۴-۲- صلح مبنی بر مسامحه در جایی که صلح برای رفع تنازع باشد یا برای معاملاتی باشد که گذشت و اغماض هدف مهم دو طرف یا یک طرف عقد است (صلح محاباتی) قابل فسخ به استناد غبن نیست و تنها پاره ای از خیارات ( خیار تخلف شرط و خیار شرط) در آن جاری می شود. علت این که خیار تخلف شرط و خیار شرط در صلح مسامحه قابل اعمال است این است که طبع این دو خیار با هر نوع عقدی سازگاری دارد. (لنگرودی، پیشین. کاتوزیان پیشین) ۳-۳-۵- صلح در دادگاه و صلح خارج از دادگاه این تقسیم بندی از جهت نفوذ فایده ای ندارد، زیرا مهم نیست که صلح در چه نقاطی واقع می شود ولی از نظر اثبات و قدرت اجرایی حائز اهمیت میباشد. ۳-۳-۵-۱- صلح در دادگاه صلحی که در دادگاه واقع می شود یا طرفین در دادگاه به صحت آن اقرار میکنند مانند احکام دادگاه اجرا خواهد شد، بدون این که از حیث اعتبار و آثار حکم به شمار آید. (لنگرودی، پیشین ص۲۴۲٫ کاتوزیان پیشین) این صلح رسیدگی قضائی را موضوعا منتفی می گرداند و در صورت مجلس دادگاه که گزارش اصلاحی نامیده می شود این مسئله قید میگردد. ماده ۱۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی در این خصوص مقرر میدارد: «دادگاه پس از حصول سازش بین طرفین به شرح فوق رسیدگی را ختم و مبادرت به صدور گزارش اصلاحی می کند. مفاد سازش نامه که طبق مواد فوق تنظیم می شود نسبت به طرفین و وراث و قائم مقام قانونی آن ها نافذ و معتبر است و مانند احکام دادگاه ها به موقع اجرا گذاشته می شود، چه این سازش مخصوص به دعوای مطروحه بوده یا شامل دعاوی یا امور دیگری باشد» ۳-۳-۵-۲- صلح خارج از دادگاه صلحی که در خارج از دادگاه واقع می شود اگر مربوط به دادرسی تحقق نیافته باشد باید به صورت سند رسمی درآید و گرنه در هیچ مرجعی پذیرفته نمی شود. (مواد۴۶ و۴۸ قانون ثبت) و اگر سند عادی راجع به دادرسی باشد به موجب ماده ۱۸۳ قانون آیین دارسی مدنی طرفین باید در دادگاه حاضر شده و به صحت آن اقرار نمایند. سوالی که در این قسمت مطرح می شود این است که صلح نامه ای که داوران امضاء میکنند چه وضعیتی دارد، آیا حکم است یا قرارداد؟ جعفری لنگرودی معتقد است«این صلح نامه در حکم گزارش اصلاحی و دارای طبیعت قراردادی است» (لنگرودی، پیشین) در مقابل کاتوزیان بر این عقیده است که : «داوران را نباید وکیل دو طرف دعوی پنداشت اینان دادرس انتخابی هستند که اقتدار خود را از پیمان داوری می گیرند و رأی اینان نیز خود به خود قدرت اجرائی ندارد و باید پس از رسیدگی صوری دادگاه و صدور اجرائیه به موقع اجرا گذاشته شود ولی این رأی با حفظ ویژگی های خود حکم است نه قرارداد» (کاتوزیان، پیشین ص۳۲۳) به نظر میرسد که نظر جعفری لنگرودی صحیح تر میباشد چرا که کاتوزیان نیز در نظر خود صراحتا این مسئله را قبول داشته که رأی داوران به خودی خود قدرت اجرایی ندارد. ۳-۳-۶- صلح اسقاط
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۶- تابآوری Resiliency در فرهنگ لغات، کشسانی و خاصیت فنری و ارتجاعی ترجمه شده است که البته این واژه ها رسایی و گویایی لازم را برای انتقال مفهوم این واژه در حوزه پیشگیری از اعتیاد نداشته و به همین دلیل تابآوری که به عنوان معادل فارسی آن برگزیده شده، اصطلاح بهتر و مناسبتری است. واژه تابآوری را میتوان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تابآوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق میشود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز میگردد. پس تابآوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار (با وجود عوامل خطر)، است . این فرایند خودبه خود ایجاد نمیشوند مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمهپذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهرهگیری از عوامل محافظت کننده (فردی و محیطی) در درون و بیرون خود که همواره به صورت بالقوه وجود دارد به کار گیرد (زرین کلک،۱۳۸۸).


تابآوری در مورد کسانی به کار میرود که در معرض خطر قرار میگیرند ولی دچار اختلال نمیشوند. از این رو شاید بتوان نتیجهگیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیبپذیری هست اما شرط کافی نیست. عوامل تابآور باعث میشوند که فرد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر از ظرفیتهای موجود خود در دست یابی به موفقیت و رشد زندگی استفاده کند و از این چالش و آزمونها به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره جوید و از آن ها سربلند بیرون آید. تابآوری با در نظر داشتن توأم شرایط استرس زا و توانایی ذاتی افراد برای پاسخگویی، دوام آوردن و رشد نرمال در حضور شرایط استرس زا مطرح میشود. مفهوم تابآوری یک راه حل امیدبخش و خوشایند است زیرا سرانجام سختیها و شرایط بد دوران کودکی میتواند بالقوه ویرانگر و ناامید کننده باشد. شواهد روشنی در مورد وجود رابطه میان وقایع ناخوشایند و سختی زندگی در دوران کودکی با بروز اختلالات روانی در سالهای بعدی زندگی وجود دارد که از این اختلالات میتوان افسردگی، سوء مصرف مواد و خودکشی را نام برد(محمدی،۱۳۸۹).
۲-۶-۱- مدلهای تابآوری
- مدل گارمزی و همکاران
گارمزی و همکاران (۱۹۸۴)، سه مدل تابآوری جبرانی[۷۳]، محافظتی[۷۴] وچالش[۷۵] را ارائه کردند. در مدل جبرانی، عامل جبرانی متغیری است که در جهت متقابل یک عامل خطرزا مقابله یا عمل میکند و تأثیر مواجه را خنثی میکند.این عامل در تعامل با عامل خطرزا قرار ندارد، بلکه تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد مورد نظر دارد، هر دو عامل خطرزا و جبرانی در پیشبینی پیامد نقش دارند. مدل دیگر تابآوری مدل محافظتی است. در این مدل یک عامل محافظتی، به منظور کاهش احتمال یک پیامد منفی با یک عامل خطرزا در تعامل قرار میگیرد. این عامل با تعدیل اثر رویارویی با خطر و به وسیله اصلاح و تغییر واکنش به یک عامل خطرزا، به عنوان یک تسریع کننده عمل میکند، یک عامل محافظتی تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد داشته باشد، اما در حضور یک عامل فشارزا، اثر آن قوی تر میشود. این مدل بیشترین سهم را در مطالعات تابآوری به خود اختصاص داده است (محمدی،۱۳۸۹).
در مدل چالش، وجود عامل خطرزا که موجب استرس و فشار میگردد مثبت تلقی میشود و باعث رشد مهارتهای فرد میشود که میتواند تأثیر مطلوب در انطباق با محیط داشته باشد. در این مدل استرس خیلی کم، چالش کافی ایجاد نمیکند و سطوح بالای استرس نیز میتواند به رفتار ناسازگارانه منجر شود، ولی سطوح متوسط استرس، فرد را با چالشی رو به رو میکند که در صورت غلبه بر آن موجب تقویت کفایت میشود. اگر چالش به صورت موفقیت آمیز صورت پذیرد به فرد کمک میکند تا برای مشکل بعدی آماده باشد(محمدی،۱۳۸۹).
۲) مدل مفهومی تابآوری
ماستن و رید در خصوص تابآوری به توصیف مدلهای مفهومی پرداخته که شامل مدلهای متمرکز بر متغیرو مدلهای متمرکز بر شخص میباشد. مدلهای متمرکز بر متغیر شامل مدلهای جمع پذیری[۷۶]، تعاملی[۷۷] و غیر مستقیم[۷۸] میباشند.در مدل جمع پذیر که تأثیرات تراکمی عوامل خطرزا و دارایی ها در رابطه با یک پیامد مثبت مورد آزمون قرار میگیرند. طبق این مدل نسبت به اینکه یک فرد در زندگی چقدر درست عمل میکند، دارایی ها و خطرزاها نقش مستقلی را بر عهده میگیرند. در مدل تعاملی دو نوع اثر تعاملی را توصیح میدهد. یکی اینکه در فرد یا محیط یک ویژگی پایدار وجود دارد که آمادگی فرد را برای رویارویی با موقعیت تهدیدکننده، افزایش یا کاهش میدهد. نوع دوم، سیستم محافظتی است که به وسیله تهدید فعال شده است. مدل غیر مستقیم تابآوری، پدیده اثرات میانجی را نشان میدهد که طی آن تأثیر نیرومند بر پیامد به وسیله خطرات یا منافع متأثر می شود. نوع دیگر مدل غیر مستقیم شامل اثر نا مشهود پیشگیری کامل است. وقتی که یک عامل پیشگیرانه نیرومند از رخداد شرایط خطرزا پیشگیری میکند. مدلهای متمرکز بر شخص که تأکید اصلی شان بر شخصیت تابآور است شامل مطالعات موردی، گروههای تابآور و مدل تمام شخصیتی میباشند(اعتبار جهرمی،۱۳۸۹).
۲-۶-۲- ابعاد تابآوری
-
- مثبت اندیشی: مثبت اندیشی به عنوان یک آمادگی برای انتظار رخداد بهترین موقعیتها و رویداد ها به شکل مثبت تعریف میشود. در ساختار تابآوری، مثبت اندیشی به حس داشتن یک آینده مثبت، تمایل به یافتن معنای مثبت در تجربیات و باور به داشتن توانایی اثر گذاری به طور مثبت بر دیگران و محیط اطلاق میشود. پژوهشهای سلیگمن[۷۹] (۲۰۰۵)، نشان میدهد که مثبت اندیشی با سلامت جسمانی بهتر، موفقیت بیشتر تحصیلی، شغلی و ورزشی و روابط رضایت بخش ارتباط دارد و همچنین این افراد سلامت روانی بهتری از خود نشان میدهند و طول عمر بیشتری نسبت به افراد بدبین دارند (محمدی، ۱۳۸۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از دیدگاه حسابداری مالیات بر سود شرکت ها، تفاوت های موقتی می توانند هستهُ اصلی تئوری های حسابداری را تشکیل دهند ، زیرا حسابداران یا مدیریت می توانند بر شیوهُ ثبت و گزارش کردن این اقلام کنترل هایی اعمال کنند . آن ها منشاُ اصلی ایجاد تفاوت بین سود مالیاتی و سود گزارش شده در یک دورهُ خاص میباشند، ولی بر عکس تفاوتهای دائمی، آن ها نمی توانند در سراسر عمر شرکت بین مقادیر سود فاصله یا تفاوت ایجاد کنند ( پارسائیان به نقل از هندریکسن ، ۱۳۸۸ ) .
تفاوت های زمانبندی: تفاوتهای ناشی از زمان منظور کردن اقلام بدهکار وبستانکار به حساب سود یا زیان (همان منبع) .بعبارت دیگر، چنانچه زمان شناسایی درآمد و هزینه طبق اصول پذیرفته شده حسابداری با زمان پذیرش آن ها به عنوان درآمد و هزینه برای محاسبه سود مالیاتی(طبق قانون مالیات) متفاوت باشد تفاوت های زمانی ایجاد می شود(بزرگ اصل،۱۳۷۹).

دربارهُ تفاوت های زمانی چهار حالت را می توان متصور بود .
الف – هزینهای که از دیدگاه مالیاتی در نظر گرفته می شود ولی در صورتهای مالی زمان شناسایی آن به دوره های بعد انتقال مییابد. نمونه های شناخته شده عبارتند از کاربرد روش های تسریعی استهلاک دارایی های ثابت ، به لحاظ مقاصد مالیاتی و کاربرد روش خط مستقیم از دیدگاه تهیه صورتهای مالی.

ب – درآمدی که در دوره جاری در حساب ها منظور شود، ولی از دیدگاه مالیاتی در تاریخی دیرتر منظور گردد . کاربرد روش اقساطی فروش برای محاسبه مالیات و کاربرد روش تعهدی فروش، برای تهیه صورتهای مالی ، که این یک روش شناخته شدهتری است .
ج – درآمدی که در محاسبه مالیات منظور میکنند ولی هنگام تهیه صورتهای مالی آن را به دوره های بعد منتقل میکنند . پیش دریافت که هنگام وصول مشمول مالیات می شود، ولی برای تهیهُ صورت های مالی زمانی آن را به عنوان درآمد منظور میکنند که خدمات مربوطه ارائه شده باشد .
د – هزینه هایی که در صورت های مالی از درآمد های دوره کم میکنند ، ولی برای محاسبه مالیات، آن ها را در دوره دیگری منظوری می نمایند . یک نمونه ضمانت نامه های محصولات فروش رفته و هزینه های مربوطه است که برآورد میشوند و فقط زمانی که پرداخت صورت گیرد میتوان آن ها را از سود مالیاتی کسرکرد.
با پذیرش تخصیص میان دورهای، در دو حالت اول و دوم بایستی یک حساب بدهی مالیات بر سود یا حساب بستانکار دیگری به وجود آورد ، زیرا هزینه مالیات مرتبط با سود حسابدرای دوره جاری از مالیاتی که باید در دوره جاری پرداخت گردد بیشتر می شود. در حالتهای سوم و چهارم باید از یک حساب بنام مالیات پیش پرداخت شده یا حساب بدهکار دیگری استفاده کرد ، زیرا مالیات پرداختی یا پرداختنی دوره جاری از هزینه مالیات گزارش شده در دوره جاری بیشتر است (پارسائیان ببه نقل از هندریکسن،۱۳۸۸).
تفاوت های ارزشیابی: تفاوت های ناشی از به کارگیری مبانی متفاوت ارزشیابی اقلام در محاسبه مالیات که آن را تفاوت های ارزشیابی مینامند (همان منبع). تفاوت های ارزشیابی زمانی به وجود میآیند که مبانی اندازه گیری درآمد ها و هزینه ها طبق اصول پذیرفته شده حسابداری با مبانی اندازه گیری درآمد ها و هزینه ها برای محاسبه سود مالیاتی متفاوت باشد که در این مورد در ایران اگر وجود هم داشته باشد نادر است (بزرگ اصل،۱۳۷۹). در ارتباط با مبانی ارزشیابی به عنوان تفاوتهای موقتی مواردی در استاندارد های حسابداری برخی از کشورها بشرح ذیل مطرح شده اند :
الف – کاهش مبنای محاسبه استهلاک در مورد دارایی های استهلاک پذیر به سبب تخفیف های مالیاتی
ب – عملیات در کشور های خارجی که پول عملیاتی و پول گزارشگری آن یکسان است . بر اساس استانداردهای حسابداری برخی کشورها ، پس از تغییر نرخح ارز ، مبنای مالیاتی برخی از دارایی ها و بدهی های عملیات خارجی میتواند با موارد متناظر آن بر مبنای ارزش های تاریخی و پول کشور اصلی تفاوت داشته باشد .
ج – افزایش مبنای مالیاتی دارایی ها به دلیل تعدیل بر اساس تورم ، این تعدیل موجب می شود که این مبانی با مبنای ارزشیابی مبتنی بر ارزشهای تاریخی صورت های مالی تفاوت پیدا کند .
د – ترکیب واحدهای تجاری به روش خرید که درآن ، ارزش های منتسب به دارایی های ترکیب شده میتواند با مبنای مالیاتی متناظر آن ها تفاوت داشته باشد( پارسائیان به نقل از هندریکسن،۱۳۸۸).
۲-۴) سود حسابداری و مالیاتی در ایران
۲-۴-۱)مالیات سود شرکت های ایرانی
این مالیات برای نخستین بار در سال ۱۳۰۹ و به موجب قانون مالیات بر شرکت ها و تجارت در ایران مرسوم گردید. به تدریج در قوانین و مقررات مربوطه با توجه به مقتضیات زمان و شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور تغییراتی داده شد. بر اساس آخرین اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم مورخ ۲۷/۱۱/۱۳۸۰ بر طبق ماده ۱۰۵ قانون مالیات های مستقیم جمع درآمد شرکت ها و درآمد ناشی از فعالیت های انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می شود، پس از اعمال زیان های حاصل از منابع غیر معاف و کسر معافیت های مقرر به استثنای مواردی که بر طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه ای میباشد ، مشمول مالیات به نرخ ۲۵% خواهند بود(صفار ۱۳۸۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲- پیشگیری از بازگشت: شامل آموزش معمولی پیشگیری از برگشت است و ایجاد تحکیم در اهداف درمانی است.

۳- کنترل بازگشت: کنترل بازگشت به فرایند تحلیل عوامل آشکار ساز و پیامدهای بازگشت و انطباق درمان مطابق با آن اشاره دارد.هنگامی که بازگشت سریعی رخ داد، باید با شدت بیشتری ادامه یابد.
۲۲-۲- برنامه معتادان گمنام :
معتادان گمنام یک انجمن غیر انتفایی از مردان و زنان همدردی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگی شان بوده است
(( .. ما معتادانی هستیم که در حال بهبودیم و اکنون به طور مرتب گرد هم می آییم تا به کمک یکدیگر پاکی خود را حفظ کنیم این برنامه یک برنامه پرهیز کامل از هر گونه مصرف مواد مخدر است)).
تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است هیچ شرط و شروطی۰ برای عضویت وجود ندارد به هیچ سازمانی وابسته نیست حق عضویتی نداشته و به هیچ سازمانی ( سیاسی، مذهبی یا انتظامی ) ارتباط ندارد و هر کس که مایل باشد بدون محدودیتی از لحاظ سن، مذهب ، نژاد و جنسیت میتواند به این انجمن ملحق شود.(فروهر.۱۳۸۸)

افرادی که عضو میشوند تا روزی که زندگی سالم و دور از اعتیاد را داشته باشند میتوانند در گروه باقی بمانند و از طریق شرکت در جلسات گروه و پیروی از برنامه بازیافت ، ضمن حمایت از همدیگر ، کمک به دیگران خود می آموزند و از طریق این مبادله همگی درباره پستی بلندی های روند بهبود چیزهای مختلفی یاد می گیرند از آنجا که اعتیاد فرایندی روانشناختی و بسیار پیچیده است طوری که افراد به تنهایی قادر به رهایی از آن نیستند.NA با برنامه ۱۲ مرحله ای ضمن درک این افراد حمایت بی دریغی را نیز به آن ها ارائه میدهد و با تقویت اصل مشارکت و همکاری به کنار آمدن با مشکلات انسانی کمک می رسانند.
برنامه های NA برای بسیاری از افراد مفید بوده و در زمینه خود داری از مصرف و بازیافت زندگی به دور از اعتیاد کمک کردهاست.
– از لحاظ ذهنی ، انجام رفتار عاقلانه ( حفظ نگاه واقع گرایانه)
– صداقت مسئولانه ( گفتن حقیقت به خود و به دیگران)
– هوشیاری روحی ( پرورش و رشد با تکیه به ایمان فردی)
این برنامه ها یک متد ( شیوه ) مرحله ای میباشد که انجام مراحل ( گانه تا رسیدن به بهبود ) طی سالیان متمادی کلید اصلی ا اگر برنامه های درمانی منجربه شرکت شخص در مرحله نخست گردد گام مهم و بزرگی آغاز شده ) است؛ یعنی اقرار به این مسئله که شخص در برابر مصرف مواد ناتوان و ضعیف است و باید تشخیص دهد زندگی اش از اختیار او خارج شده است .
تو هم داشتن کنترل در مصرف و انکار وجود مشکلات ناشی از مصرف مواد، به حفظ و استمرار اعتیاد منجر خواهد شد.
اگر شخصی به مرحله اقرار برسد و از مرحله انکار و تو هم عبور کند ، امکان خود داری مستمر و شانس تشدید و تقویت شرایط بهبود و ماندن و ادامه دادن مراحل باقی مانده افزایش می باید.
” بازیافت را پیشرفت تدریجی است نه آرمانی کامل”
معمولا به اعضا توصیه می شود طی ۹۰ روز در ۹۰ جلسه شرکت کنند.(هومان.۱۳۸۷)
روند پیشروی بر اساس گامها:
عملکرد این انجمن بر اساس ۱۲ گام یا ( قدمهای دوازده گانه) ای صورت میگیرد ؛ که اگر فرد خواهان پاکی در هر یک از مراحل تلاش خود را به کار بندد در جهت بهبودی و پیشرفت گامهای مؤثر و راسخی خواهد برداشت. این قدمها عبارتند از :
۱- ما اقرار کرده ایم در برابر اعتیاد مان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.
۲- به این باور رسیدیم یک نیروی برتر میتواند سلامت عقل را به ما باز بگرداند.
۳-ما تصمیم گرفتیم اداره زندگی مان را به مراقبت خداوند بدان گونه که او را درک میکردیم بسپاریم. ۴- ما یک تراز نامه بر اخلاقی بی با کانه و جستجو گرانه از خود تهیه نمودیم.
۵- ما چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند ، به خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم.
۶- ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را بر طرف سازد.
۷- ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را بر طرف کند.
۸- ما با تهیه فهرستی از کلیه کسانی که به اعضا صدمه زده بودیم ، خواستار جبران خسارت آن ها شویم.
۹- ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم.
۱۰-ما به تهیه تراز نامه شخصی خود ادامه میدهیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعاً به آن اقرار کردیم.
۱۱- ما از راه مراقبه و دعا با خدا خواهان ارتقاء رابطه خود با خداوند شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرائیش شدیم.
۱۲- با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدیم ها ، ما کوشیدیم این پیام را به دیگر معتادان رسانده و این اصول روحانی را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم.(فروهر ، ۱۳۸۸)
سه اصل ضروری در تمامی این مراحل عبارتند از :
۱- داشتن صداقت
۲- روشن بینی
- تمایل ( قطع مصرف).
۲۳-۲- سلامت روان :
مفهوم سلامت روان در واقع جنبه ای از مفهوم کامل تندرستی و سلامتی است
سازمان بهداشت جهانی (who) سلامتی را چنین تعریف میکند
” حالت سلامتی کامل فیزیکی ، روانی و اجتماعی نه فقط فقدان یک بیماری یا ناتوانی “
سلامت روانی ” کارکرد موفقیت آمیز اعمال روانی ، از نظر تفکر ، خلق و رفتار که منجر به فعالیتهای سازنده بر آورنده روابط با دیگران و توانایی سازش به تغییر و مقابله با ناملایمات میگردد ” تعریف شده است (کاپلان و سادوک.۱۳۸۷)
بر اساس دیدگاه های شناختی ، سلامت یا عدم سلامت روانی را به نحوه دریافت و تفسیر افراد از جهان یا به طور اخص محیط پیرامون وابسته دانسته اند ( سومرز فلانگان ۲۰۰۴) . بنابرین دیدگاه ها چگونگی تجربه واقعیت از طریق ادراک تعیین می شود . هر اندازه دریافت افراد از محیط پیرامون و انعکاس آن در ذهن به واقعیت نزدیکتر باشد . روابط افراد با محیط بیرونی و پیرامون و چگونگی واکنش آن ها به حوادث و رویدادها منطقی تر و به واقعیت نزدیکتر باشند ، افراد منطقی تر و به سلامت روانی ایده آل نزدیکترند .
باز خورد فرد نسبت به خود ( بدون توجه به میزان خوش بینی یا بد بینی آن ها) و دنیای اطراف در آسیب پذیری آنان به تنیدگی های روانی نقش بسیار مهمی ایفا میکند (وارنر.۲۰۰۰)[۱۷]
به طور مثال: از لحاظ شناختی ، احتمال وقوع حوادث و پیامدهای آن ها در ذهن تاثیر چشمگیری بر میزان ترس و اضطراب اجتماعی دارد زیرا پاسخ های هیجانی انسان به گونه ای کلی متاثر از شناخت اوست که اغلب به عنوان تحریفهای شناختی عنوان میشوند که میتوانند منجربه ایجاد سوء تفاهم در روابط بین فردی گردد از جمله اختلال های شایع روانی ( اضطراب و افسردگی ) میباشند (Davidh reickmann 2004)…(یونسی.۱۳۸۸)
۲۴-۲- نظریه های سلامت روان:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سوء مصرف و اعتیاد به مواد تغییر دهنده رفتار و خلق و خو آثار مخرب جسمانی مانند (بیماریهای گوارشی ، قلبی ، تنفسی ، عصبی ، ایدز ، مجروح شدن و در برخی مواقع مرگ) ، روانی مثل (استرس ، اضطراب ، دلهره ، بی قراری ، افسردگی ، فراموشی و پریشانی) ،خانوادگی مانند (اختلاف و کشمکش با اعضای خانواده ، ارتباط ناسالم با افراد خانواده ، سوء استفاده و تجاوز جنسی ، دعوا و خیانت و کتک کاری ، طلاق و جدایی) ، شغلی مانند (تأخیر و غیبت از محل کار ، اخراج و بیکاری)،مالی مثل (بدهکاری ، ورشکستگی ، فقر و تنگدستی ) ، اجتماعی مانند ( طرد ، انزوا و گوشه گیری ، از دست دادن دوستان ، بی ارزشی ، نداشتن احترام ، تنهایی و بی کسی) ، اخلاقی ( دروغگویی و تهمت ، زنا ) دارد و باعث ارتکاب خلاف ، جرم و جنایت های مختلف همانند ( تجاوز و سوء استفاده های جنسی ، تقلب ، دزدی ، رشوه خواری ، ربا ، کلاهبرداری و قتل) می شود.( دباغی.۱۳۸۷)

از نظر سازمان راهنمای تشخیص و آماری انجمن روان پزشکی آمریکا (APA) اعتیاد الگویی از مصرف مکرر مواد است که معمولاً به ظهور علایم تحمل ، ترک و رفتارهای اجباری مصرف مکرر مواد می انجامد.اعتیاد ، عادت اکتسابی است که زمانی ظهور کرده و خاموش کردن آن حتی در مواجه با پیامدهای بسیار منفی و چشم گیر آن دشوار است. واژه « وابستگی[۶]» حاکی است که الگوی رفتار شامل کنترل ضعیف خود فرمانی است که با وجود بازخوردمنفی ادامه دارد و اغلب به نظر میرسد خارج از کنترل باشد.
اسکول و پاندینا (۲۰۰۳) معتقدند در بحث از مصرف مواد ، رفتارهای وابسته به مصرف متأثر از عوامل درون شخصیتی ، برون شخصیتی و اجتماعی – فرهنگی است. (بهاری.۱۳۸۸)
هر جامعه ای سعی میکند از طریق وضع قانون و به کارگیری افراد از هنجارهای اجتماعی مصرف مواد را به نظم و قاعده درآورد.کسانی که در هر عملی حد مجاز را رعایت نکنند منحرف و نابهنجار تلقی میشوند. ممکن است در جوامع مختلف و یا در یک جامعه در زمانهای مختلف تخطی از حد مجاز انحراف به شمار نیاید. مثلاً در بسیاری از نقاط در آفریقای شمالی مصرف الکل و ماری جوانا ممنوع است. در بعضی مناطق هندوستان تریاک در فروشگاه ها به طور آزاد به فروش میرسد اما مصرف الکل طبق قانون اساسی منع شده است.
آنچه در این بین به نظر قابل بیان است اینکه هنجارها و قوانین وضع شده در جوامع ارتباط چندانی با خطرات واقعی اینگونه مواد روی سلامتی بدن ندارند. بلکه از نظر جامعه شناسان آنچه اهمیت دارد عکس العملی است که جامعه در برابر انواع این مواد نشان میدهد. زیرا این نحوه عکس العمل جامعه است که نقش و پایگاه های اجتماعی مصرف کننده مواد مخدر را تعیین میکنند.(قراباغی.۱۳۸۷)
۵-۲- تعریف واژه اعتیاد و مفهوم آن :
واژه اعتیاد در فرهنگ لغت معین و عمید به معنای خو گرفتن و عادت کردن آمده است و منظور از عادت هر عملی که به صورت خود به خودی و بدون دخالت تفکر و اندیشه صورت میگیرد. برای درک معانی آن ابتدا تفاوت اعتیاد با عادات باید مشخص گردد. عادت های ذاتی انسان مانند تعریق یا تنفس جهت حفظ تعادل بدن و جهت ایجاد سازگاری با مقتضات گوناگون حیات ، ضروری است و انسان در زمان مقتضی و شرایط لازم به کسب عادات و یادگیری جهت تطابق بهتر با امور زندگی خود می پردازد ، با این حال در مورد اعتیاد نحوه واکنش متفاوت است. به این معنا که اعتیاد یک عادت غیر انطباقی است که مانع از ایجاد سازگاری مورد نیاز و مناسب آدمی با جریانات و شرایط محیط شده و از ادامه ترقی و تعالی در او می کاهد.

اعتیاد یک اصطلاح غیر علمی و عامیانه و به معنای وابستگی بیمار گونه به مصرف یک یا چند نوع ماده مخدر است که سب بروز رفتارهای مواد جویانه شده و در صورت مصرف نکردن آن ماده ، علایم محرومیت در شخص معتاد بروز میکند. منظور از مواد یک ماده شیمیایی – نه خوراکی – است. بعد از مصرف ، وابستگی و نیاز شدید در فرد به مصرف دوباره آن منجر میگردد.(بهاری.۱۳۸۸)
به طور متعارف اعتیاد برای شناسایی رفتارهای خود مخربی به کار می رود که شامل مؤلفه های دارویی است. این واژه مختص کسانی است که گرفتار وابستگی جسمانی به یک یا بیش از یک داروی غیر قانونی اند : که شامل هوس کردن شدید به مواد و نیاز به مواد بیشتر برای رسیدن به همان تأثیر قبلی است (APA . به نقل از دی کلمنته ، ۲۰۰۳)
در سال ۱۹۶۴ سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد[۷] ، دیگر اصطلاحی علمی نیست و « وابستگی دارویی »[۸] را به جای آن توصیه کرد. مفهوم وابستگی به مواد در ضمن چند دهه معانی رسمی بسیار و معانی معمولی فراوانی داشته است. اساساً ، در ارتباط با تعریف وابستگی از دو مفهوم استمداد شده است : ( ۱- وابستگی رفتاری و ۲- وابستگی جسمی). وابستگی رفتاری بر فعالیت های مواد جویی و نشانه های وابسته به الگوی مصرف بیمار گونه تأکید کردهاست.
وابستگی جسمی بر اثرات جسمی (فیزیولوژیکی) دوره های متعدد مصرف مواد تأکید نموده است.
تعارف منوط به وابستگی جسمی با ملاک های طبقه بندی از وجود تحمل و اثرات ترک استفاده کردهاند.از نظر DSM-IV تجدید نظر شده (DSMIV-TR) ملاک تشخیصی برای سوء مصرف مواد الگوی غیر انطباقی مصرف یک ماده که به ناراحتی قابل ملاحظه از نظر بالینی منجر شود و در طول مدت حداقل ۱۲ ماه مصرف داشته باشد ، تعریف شده است.(کاپلان و سادوک.۱۳۸۷)
مهمترین و قابل تعریف ترین مشخصه اعتیاد وابستگی (جسمی – روانی) به عنصری طبیعی یا شیمیایی است که پس از مدتی جدایی از آن بسیار دشوار می شود.
وابستگی جسمی وضعیتی است که در آن بدن فرد ، خود را با آن ماده سازگار کرده و بخشی از وضع طبیعی (Normal) عملکرد معمولی در سلولهای بدن شده است. این وضع دو مشخصه عمده دارد : ۱- تحمل[۹] ۲- محرومیت از مواد[۱۰] . در تحمل بدن که به صورت افزایشی خود را در جذب آن ماده سازگار می بیند باید به صورت تصاعدی از آن برای ارضای خاطر خود استفاده کند. در برخی از موارد این افزایش به مرحله ای میرسد که افزدون بیشتر مواد حاصلی ندارد و تسکینی برای فرد ایجاد نمی کند.
محرومیت از مواد عبارت است از علایم جسمانی و روانی ناخوشایند در شخص معتاد که زمانی به وجود میآید که از استفاده از موادی که به آن وابسته است محروم شود. بروز نوع علایم به نوع مواد مصرف شده بستگی دارد و شامل تحریک پذیری عصبی ، اضطرای ، میل بسیار شدید به مصرف ، توهم ، تهوع ، سردرد و لرزشهای عضلانی است. مواد مختلف قدرتهای بالقوه متفاوت در ایجاد وابستگی جسمانی دارند. وابستگی جسمی به هروئین بسیار بالا است ولی در برخی مواد دیگر مانند LSD کمتر است. (هافمن و واینر ۱۹۹۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در نهایت میتوان تحقیق را به این صورت تعریف کرد: تحقیق فعالیتی است هدفدار، منظم و طرحریزی شده که به منظور یافتن پاسخ سؤالی یا تأیید فرضیهای، درک و شناخت علل پدیدهای و یا کشف حقیقتی به کار میرود.

در این فصل، ابتدا روش پژوهش بیان شده است و در ادامه، جامعه آماری، حجم نمونه آماری و روش گردآوری و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها تشریح شدهاند. در پایان، روشهای آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ها بیان شده است.

۳-۲ روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف؛ پژوهشی کاربردی میباشد؛ چرا که تأثیر تأمین مالی خارج از ترازنامه را از طریق مهمترین ابزار آن یعنی اجاره عملیاتی، بر واکنش سرمایه گذاران نسبت به اعلان سود را مورد توجه قرار داده است. در طبقه بندی از نظر نحوه گردآوری داده ها، به این دلیل که هدف پژوهش توصیف کردن شرایط و یا پدیده های مورد بررسی و همچنین شناخت بیشتر شرایط موجود است، توصیفی میباشد و به دلیل اینکه رابطه بین متغیرها مورد توجه است، از نوع همبستگی میباشد. همچنین از نظر نوع داده ها، کمّی و از نظر زمان اجرای پژوهش، مقطعی میباشد.
۳-۳ جامعه آماری و نحوه انتخاب شرکتها جهت آزمون فرضیه های پژوهش
در این تحقیق، تمامی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازهء زمانی سال ۱۳۸۷ تا پایان سال ۱۳۹۲ به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده است. دلایل انتخاب جامعه آماری مذکور این است که سازمان بورس اوراق بهادار تهران اطلاعات نسبتاً جامعی در خصوص وضعیت شرکتها و روند عملکرد مالی و اقتصادی آنها دارد و میتوان گفت تنها منبع اطلاعاتی است که میتوان با بهره گرفتن از آن به منابع اطلاعاتی مالی شرکتها دسترسی یافت. از این رو، نمونه آماری به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده است. در این روش ابتدا شرایطی جهت انتخاب نمونه تعریف شده و نمودهای فاقد شرایط مذکور از نمونه، حذف شدهاند. دلیل استفاده از این روش و تعریف چنین شرایطی، همگون نمودن نمونه آماری با کل جامعه و امکان تعمیم نتایج حاصل از آزمونها به جامعه آماری میباشد. جامعه آماری تحقیق با توجه به شرایط و ملاحظات ذیل، محدود شده و نمونه آماری از آن استخراج شده است:
۱٫ اطلاعات و صورتهای مالی آن در دسترس میباشد.
۲٫ طی سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ شرکت از ابزار اجاره عملیاتی استفاده کرده باشد.
۳٫ برای رعایت قابلیت مقایسهپذیری، سال مالی شرکتها منتهی به ۲۹ اسفند ماه هر سال باشد.
۴٫ شرکت طی سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ تغییر سال مالی نداشته باشد.
۵٫ شرکت تا پایان ۱۳۸۶ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده و طی سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ از بورس اوراق بهادار تهران نیز خارج نشده باشد.
۶٫ سهام شرکت در پایان اسفند ماه هر سال بایستی حداقل یک بار معامله شده باشد و توقف معاملاتی بیش از سه ماه در مورد سهام یاد شده اتفاق نیفتاده باشد.
شرح
تعداد
جمع کل
اعضای جامعه آماری در پایان سال ۱۳۹۲
۴۷۰
محدودیت ۱
اطلاعات و صورتهای مالی آن در دسترس نمی باشد.
(۳۸)
محدودیت ۲
طی سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ شرکت از ابزار اجاره عملیاتی استفاده کرده باشد.
(۳۸)
محدودیت ۳
سال مالی شرکتها منتهی به پایان اسفند ماه هر سال نمی باشد.
(۴۲)
محدودیت ۴
شرکتهایی که طی سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ تغییر سال مالی داشتهاند.
(۲۲)
محدودیت ۵
شرکتهایی که بعد از ۱/۱/۱۳۸۸در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده یا قبل از پایان اسفند ۱۳۹۲ از تابلوی بورس خارج شدهاند.
(۴۴)
محدودیت ۶
شرکتهایی که سهام آنها در پایان اسفند ماه هر سال حداقل یک بار معامله نشده و توقف معاملاتی بیش از سه ماه در مورد سهام یاد شده اتفاق افتاده است.
(۱۲)
کل محدودیتها
جمع شرکتهای حذف شده از جامعه آماری
(۱۹۶)
جمع شرکتهای انتخابی
۲۷۴
جدول (۳-۱) چگونگی انتخاب شرکتهای مورد مطالعه پژوهش
۳-۴ روش گردآوری داده ها
در این پژوهش برای گردآوری داده ها و اطلاعات، ابتدا از روش کتابخانه ای استفاده به عمل می آید. در بخش کتابخانه ای، مبانی نظری پژوهش از کتب، پایان نامه های تحصیلی و مجله های تخصصی فارسی و لاتین گردآوری میگردد و سپس داده های پژوهش از طریق جمع آوری داده های شرکتهای منتخب با مراجعه به صورتهایمالی، یادداشتهای توضیحی، گزارشهای هفتگی و ماهنامه بورس اوراق بهادار جمع آوری شده است.
۳-۵ ابزار تجزیه و تحلیل داده ها
اطلاعات مورد نیاز شرکتها از طریق نرم افزار ره آورد نوین، بانکهای اطلاعاتی تدبیرپرداز و سایت رسمی بورس اوراق بهادار تهران گردآوری می شود و سپس با جمع بندی و محاسبات مورد نیاز در صفحه گسترده نرم افزار اکسل برای تجزیه و تحلیل آماده شده است. تجزیه و تحلیل نهایی به کمک نرم افزار آماری Eviwse8 انجام میگردد.
۳-۶ روشهای تجزیه و تحلیل داده ها
شاخص های مرکزی و پراکندگی برای متغیرهای تحقیق به منظور تحلیل توصیفی متغیرها، قبل از آزمون فرضیه ها تعیین شدهاند. این اقدام به منظور ارائه دیدگاهی کلی نسبت به جامعه آماری و شناخت بیشتر آن صورت میگیرد. قبل از هر چیز، باید نوع داده ها از جهت تابلویی (پانل) و یا تلفیقی (پولینگ) بودن مشخص شود که برای این منظور از آزمون F لیمر استفاده شده است. آزمون هاسمن برای تعیین استفاده از مدل اثرات ثابت در مقابل مدل اثرات تصادفی انجام گرفت.
برای بررسی آنکه در یک مدل رگرسیون، جملات خطا خود همبسته میباشند یا خیر، از آزمون دوربین واتسون استفاده شد. ضریب تعیین معیاری است که قوت رابطه میان متغیر مستقل و متغیر وابسته را تشریح می کند. مقدار ضرایب متغیرهای مستقل، مشخصکننده آن است که چند درصد از تغییرات متغیر وابسته، توسط متغیر مستقل توضیح داده شده است. معنادار بودن معادله رگرسیون با بهره گرفتن از آماره F صورت گرفته است. بعد از آزمون معنادار بودن رگرسیون، معنادار بودن هر یک از ضرایب آزمون گردید که برای این امر از آزمون t استفاده شد. شایان ذکر است که تمامی آزمونهای آماری در سطح معناداری ۹۵% انجام گرفته است.
۳-۷ روشهای آماری آزمون فرضیه ها
۳-۷-۱ آمار توصیفی
شاخص های مرکزی و پراکندگی برای متغیرهای تحقیق به منظور تحلیل توصیفی متغیرها قبل از آزمون فرضیه ها تعیین میشوند. میانگین به عنوان مهمترین شاخص مرکزی به همراه انحراف معیار به عنوان مهمترین شاخص های پراکندگی محاسبه خواهد شد، انحراف معیار نیز پراکندگی داده ها را نشان میدهد. این اقدام به منظور ارائه دیدگاهی کلی نسبت به جامعه آماری و شناخت بیشتر آن صورت میگیرد.
۳-۷-۲ بررسی نرمال یا غیر نرمال بودن داده های پژوهش
برای اجرای روش های آماری و محاسبه آماره آزمون مناسبت و استنتاج منطقی درباره فرضیه های پژوهش مهمترین عمل قبل از هر اقدامی، انتخاب روش آماری مناسب برای پژوهش است برای این منظور آگاهی از توزیع داده ها از اولویت اساسی برخوردار است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۳ جامعه آماری
جامعۀ آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی و تمامی افراد بهنجار میباشد.
۳-۴- گروه نمونه و روش نمونه گیری
در این پژوهش گروه نمونه شامل ۳۰ فرد مبتلا به اسکیزوفرن (۱۵ زن، ۱۵ مرد) ۳۰ فرد مبتلا به افسردگی اساسی (۱۵ زن، ۱۵ مرد) و ۴۰ نفر از افراد بهنجار بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. . آزمودنی ها نباید عقب ماندگی ذهنی، بیماری صرع، ضایع مغزی، بیش فعالی و اختلال توجه و سوء مصرف مواد داشته باشند و نیز دارای توانایی حداقل خواندن و نوشتن باشند. همچنین آزمودنیها از نظر جنس با یکدیگر همتاسازی شدند. ولی متاسفانه با تمام تلاشی که صورت گرفت این تحقیق موفق به همتاسازی گروها از نظر جنس نشد .بنابرین در تحلیل واریانس چند متغییره با بهره گرفتن از کواریانس یا متغییر همپراش[۱۴۱] در نظر گرفته شد. همچنین گروه بهنجار از بین پرسنل بیمارستان و همراهان به شرطی که از وابستگان نزدیک بیمار نباشند انتخاب شدند.

۳-۵- ابزار پژوهش
در تحقیق حاضر از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، آزمون هوش مهک، آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین و آزمون کلمه و رنگ استروپ استفاده شده که در زیر به آن ها خواهیم پرداخت.

۳-۵-۱- پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ):
این آزمون توسط گلدبرگ (۱۹۷۲) ابداع شد. یکی از معروف ترین آزمون های مورد استفاده برای پی بردن به اختلاف روانی نهفته است (حسنی، ۱۳۸۶).
پرسشنامه سلامت عمومی یک «پرسشنامه سرندی» مبتنی بر روش خود گزارش دهی است که در مجموعه بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند، مورد استفاده قرار میگیرد (گلدبرگ، ۱۹۷۲).
فرم ۲۸ ماده ای پرسشنامه عمومی دارای این مزیت است که برای تمام افراد جامعه طراحی شده است. این پرسشنامه به عنوان یک ابزار سرندی میتواند احتمال وجود یک اختلال روانی را در فرد تعیین کند (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱). این پرسشنامه دارای چهار زیر مقیاس است: خرده مقیاس های نشانه های جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی. که مدت زمان اجرای آزمون به طور متوسط حدود ۱۰ تا ۱۲ دقیقه است. از ۲۸ ماده پرسشنامه موارد ۱ الی ۷ مربوط به مقیاس جسمانی است. موارد ۸ الی ۱۴ علائم اضطرابی و بی خوابی، موارد ۱۵ الی ۲۱ مربوط به علائم اجتماعی و موارد ۲۲ الی ۲۸ علائم افسردگی را می سنجد (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱).
روش نمره گزاری پرسشنامه سلامت عمومی بدین ترتیب است که از گزینه الف تا د، نمره صفر، یک، دو، و سه تعلق میگیرد. در نتیجه نمره فرد در هر یک از خرده مقیاس ها از صفر تا ۲۱ و در کل پرسشنامه از صفر تا ۸۴ خواهد بود. نمرات هر آزمودنی در هر مقیاس به طور جداگانه محاسبه می شود و پس از آن نمرات ۴ زیر مقیاس را جمع و نمره کلی را به دست می آوریم در هر مقیاس کسب نمره ۶ به بالا نشانه وجود اختلال و در مجموع کل مقیاس ها اخذ شده نمره ۲۲ به بالا بیانگر علائم مرضی میباشد (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱).
تقوی(۱۳۸۰) به منظور تعیین اعتبار این پرسشنامه از سه روش بازآزمایی، دو نیمه سازی و ثبات درونی استفاده نمود. نتایج به دست آمده با روش بازآزمایی برای کل پرسشنامه ۷۲/۰ و برای خرده آزمونهای علایم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب ۶۰/۰ ، ۶۸/۰،۵۷/۰و ۵۸/۰ بود. به علاوه نتایج به دست آمده، با روش تنصیفی برای کل پرسشنامه ۹۳/۰ و برای خرده آزمونهای علائم جسمانی ، اضطراب و بی خوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب ۸۶/۰، ۸۴/۰ ، ۶۸/۰ و ۷۷/۰ بود همچنین نتایج به دست آمده جهت سنجش ثبات درونی با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه ۹۰/۰ و برای خرده آزمونهای علایم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب ۷۶/۰، ۸۴/۰، ۶۱/۰ و ۸۸/۰ بود. همچنین گلدبرگ و ویلیامز (۱۹۹۸)، اعتبار تنصیفی برای کل پرسشنامه را ۹۵/۰ گزارش کردند. ثبات درونی را با روش آلفای کرونباخ در مطالعه چان (۱۹۸۵) ، و کی یس (۱۹۸۴) ، ۹۳/۰ گزارش کردند (همان منبع).
۳-۵-۲- آزمون مهک
مهک یک آزمون جدید خواندن لغات فارسی است که به ویژه برای استفاده بزرگسالان فارسی زبان طراحی شده است، و برای برآورد هوش پیش مرضی به کار می رود. این آزمون شامل ۵۰ لغت کوتاه و نامنظم میباشد که شیوه ی نگارش آن ها سرنخ روشنی از شیوه ی درست خواندن آن ها ارائه نمی دهد و برای هر لغت حدس هوشی به تنهائی موجب پاسخ صحیح نخواهد شد (حق شناس و همکاران، ۲۰۰۰).
این مقیاس توسط حق شناس (۱۳۷۹) بر روی ۱۵۴ نفر از جمعیت شهر شیراز (۷۶ زن ، ۷۸ مرد) هنجاریابی گردید و آزمون هوشی ریون به عنوان ملاک خارجی برای تعیین رابطه نمره های آزمون خواندن واژه ها و هوشبهر عمومی به کار برده شد. همچنین در این پژوهش، آزمون پیشرونده ریاضی نیز به کار گرفته شد و افزون بر به دست آوردن هنجای این آزمون بر روی نمونه مورد بررسی ، ضریب های همبستگی این آزمون با آزمون های یاد شده نیز به دست آمد. سال های تحصیلات گذشته فرد نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین مهک و ریون (۳۶/۰ = r برای نمونه کلی، ۴۶/۰ = r برای مردان، ۳۵/۰ r = برای زنان)، و مهک و آزمون پیشرونده ی ریاضی (۳۶/۰ = r برای نمونه کلی، ۴۴/۰ = r برای مردان، ۳۳/۰ = rبرای زنان) وجود دارد. در اینجا در نمره های مهک، تفاوت معناداری بین سالمندان مشکوک به دمانس و آنهایی که بدون نقص حافظه بودند مشاهده نشد، در حالی که دو گروه در نمره های ریون تفاوت معناداری داشتند (حق شناس و همکاران، ۲۰۰۱) .
محاسبه ی ضریب پایانی آزمون دو نیمه ی مهک (مقایسه ی یک در میان، هر کلمه با کلمه ی بعدی خود ) ۸۲/۰ و برای نیمه ی اول و دوم (۲۵ کلمه ی اول و ۲۵ کلمه ی بعدی) ۷۴/۰ به دست آمد (۱۳۳=n). ثبات درونی به کمک ضریب آلفای کرونباخ برای این تعداد ۷۹/۰ بود حق شناس ، ۱۳۷۹). نتایج نشان داد که اعتبار همگرای بالایی بین نمره های خواندن و سال های تحصیل ۶۱/۰ = r و نمره خوانده و آزمون ریون (RSPM ) 41= r /0 (به عنوان ابزاری از ضریب هوشی) وجود دارد. پایائی بازآزمایی نمره های مهک در حدود ۲ ماه و نیم (۷۳ روز) رضایت بخش بود (حق شناس و همکاران، ۲۰۰۱). بنابرین با توجه مطالب ذکر شده، آزمون مهک از سه ملاک ذکر شده بالا برخوردار است.
نحوه ی اجرای آزمون به ترتیبی است که از آزمودنی تقاضا می شود که ۵۰ لغت را بخواند و سپس با تلفظ صحیح هر یک از لغات یک نمره دریافت میکند (همان منبع).
۳-۵-۳- آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین WCST :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴- احکام زن ناشزه آوردن این بحث در اینجا بخاطر آن است که به این موضوع بپردازیم که ریاست زن همچنان که بعهده مردان است ، در صورت تخطی از وظایف همسری، آیا این ریاست میتواند مبنای تنبیه و تربیت زن ناشزه هم قرار گیرد؟ و ثانیاً چرا زنان حق تنبیه و تادیب مردان را ندارند؟لذا در اینجا به تفصیل به موضوع نشوز زن و احکام و آثار آن می پردازیم.

نشوز: مراد از نشوز سرکشی و طغیان و سرپیچی کردن هر یک از زن و مرد از تکالیف ویژه ی خود است. (فیض، علیرضا،۱۳۸۰) در صورت تحقق نشوز، تکالیف هر یک از زن و شوهر در برابر دیگری بر اساس آیات قرآن متفاوت است. اگر زن ناشزه باشد، حقی که شوهر در برابر او دارد، با صورت نشوز مرد و نحوه ی برخورد زن با او فرق دارد. در آیه ی ۳۴ سوره ی نساء، نشوز زن مطرح شده است. قرآن کریم می فرماید: الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ وَبِما أَنفَقُوا مِن أَموالِهِم فَالصّالِحاتُ قشنِتاتُ حافِظاتُ لِلغَیبِ بِما حَفِظَ اللهُ وَ الَّاتِی تَخافُونَ نُشوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهجُرُوهُنَّ فِی المَضاجِعِ وَاضربوهُنَّ فَإِن أَطَعنَکُم فَلا تَبغُوا عَلَیهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللهَ کانَ عَلِیَاً کَبِیراً. «مردان سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتری هایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاق هایی که از اموالشان (در مورد زنان) میکنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضع اند و در غیاب (همسر خود)، اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ میکنند، و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندر دهید؛ و (اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آن ها دوری نمایید؛ و اگر (هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آن ها به انجام وظایفشان نبود)، آن ها را تنبیه کنید. و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدی برای آن ها نجویی. (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست)».  ۳-۴-۱- تفسیر واژه ها بخشی از این واژه ها، در نخستین تفاوت حقوقی میان زن و مرد (تفاوت زن و مرد در سرپرستی و مدیریت) مورد تفسیر قرار گرفت و اکنون برخی دیگر از این واژه ها را تفسیر میکنیم. ۳-۴-۱-۱- قانتات این واژه هر چند پیش از این تفسیر شد، ولی به سبب ارتباط با این بحث، به طور فشرده معنایش مورد اشاره قرار میگیرد. «قانتات» از ریشه «قنوت» به گفته ی «مفردات» به معنای اطاعت خاضعانه است. با توجه به سخن دیگر ارباب لغت، قنوت به معنای «اطاعت توأم با خضوع، ادب و فروتنی است[۱۰۲]». ۴-۱-۲- نشوز «نشوز» از مادّه ی «نشز» در اصل به معنای زمین مرتفع و بلند است و در اینجا، به معنای بغض و سرکشی زن نسبت به مرد میباشد. گویا زن، خویشتن را از مطیع بودن برای مرد، بالا می کشد و خود را در دسترس او قرار نمی دهد[۱۰۳]. این آیه ـ همان گونه که در بحث های سابق گذشت ـ به ارتباطات درون خانوادگی می پردازد و از روابط زن و شوهر سخن میگوید. قرآن مجید مردان را سرپرست و نگهبانان زنان خویش قرار داده است و وجه قوّامیّت را نیز ذکر کردهاست. در ادامه، به چند ویژگی زن خوب می پردازد و می فرماید: زنان شایسته و خوب کسانی هستند که متواضعانه در اطاعت شوهرند و حفظ الغیب شوهر میکنند. یعنی در غیاب شوهر نسبت به اموال و آبروی وی دچار خیانت نمی شوند. آنگاه درباره ی شیوه ی برخورد با زنان ناشزه و نافرمان سخن میگوید و در برابر آنان سه عمل را ـ به نحو ترتیب ـ ذکر میکند. نخست باید آن ها را اندرز داد و با سخنان مهرآمیز و هشدار دهنده با وظایفشان آشنا ساخت. در مرحله ی بعدی اگر موعظه تأثیر نداشت، دوری گزیدن از آن ها در بستر را پیشنهاد میکند و در صورت ادامه ی سرکشی، مرد اجازه داد با تنبیه بدنی زن را به وظایفش آشنا سازد. از آنجا که هدف از انجام این مراحل، انتقام و ستمگری بر زنان نیست، لذا قرآن کریم در ادامه می افزاید: اگر در این میان، زنان از نافرمانی دست کشیدند و به اطاعات شما تن دادند حق هیچگونه ستمی را درباره ی آنان ندارید و بدانید که خداوند بلندمرتبه و بزرگ است و اجازه ی ستمگری را به شما نمی دهد. شأن نزول این آیه پیش از این در تفسیر «الرّجال قوّامون» گذشت. در این بخش، نکته هایی ذکر می شود که پیش از این، به آن ها پرداخته نشده و با بحث نشوز مرتبط است. ۳-۴-۲- ویژگی های زنان شایسته زنان شایسته دارای چنین ویژگی هایی هستند: الف ـ در امور زناشویی همواره در برابر شوهر مطیع و فروتن اند. تعبیر به «قانتات» که از ریشه ی «قنوت» به معنای «اطاعت توأم با خضوع و ادب و فروتنی» است، بر این نکته تأکید دارد که زن شایسته، باید همواره در آنچه با زندگی مشترک مرتبط است، فرمان بردار شوهر و نسبت به او متواضع باشد. و از نافرمانی و یا اطاعت غیر متواضعانه بپرهیزد. البته این فروتنی مربوط به مسائل زناشویی و در محدوده ی روابط زوجین است، که زن باید از انجام هر چیزی که منافی زناشویی است، اجتناب ورزد. ولی در غیر این محدوده، مثل حفظ حقوق فردی و اجتماعی و دفاع از آن، مستقل است. ب ـ زن شایسته، پاسدار و نگهبان حقوق شوهر در غیاب است. تعبیر به «حافظات للغیب بما حفظ الله» گویای این مطلب است که زنان حقوقی را که خدا برای مردان قرار داده، و مراعات را بر عهده ی آنان قرار داده است، حفظ میکنند. مرحوم علامه طبابایی می نویسد: «ما در «بما حفظ الله» مصدریّه است و «باء» برای وسیله به کار می رود. در نتیجه معنا چنین می شود که: زنان شایسته، مطیع شوهران خویشند و آن حقوقی را که خداوند برای مردان قرار داده است و حفظ آن را بر عهده ی زنان گذاشته، حفظ میکنند؛ اموری مانند سرپرستی، وجوب اطاعت زنان از آنان، و مراقبت و نگهداری از امور پنهانی خانواده»[۱۰۴]. به هر حال، زنان شایسته، نه تنها در حضور شوهر، بلکه در غیاب او «حفظ الغیب» میکنند. و مرتکب خیانت در اموال و گوهر عفّت خویش و حفظ شخصیت شوهر نمی شوند. و همه را به درستی نگهبانی و نگهداری میکنند و این گونه زنان شایسته، قابل تقدیر و تحسین اند و مردان در برابر آنان، نهایت حق شناسی را انجام میدهند. ۳-۴-۳- سر تافتن از خواسته ی شوهر ـ در قلمرو زندگی زناشویی ـ نکوهیده است در برابر زنان شایسته، که از آن ها با وصف «قانتات» (متواضع و مطیع) یاد کردهاست، تعبیر به »وَاللَّاتِی تَخافُونَ نُشوزَهُنَّ» (آنان که از نافرمانی ایشان می ترسید) در حقیقت نکوهش زنانی است که در برابر شوهر، حال قنوت و تواضع و فروتنی ندارند. زنان شایسته و مورد ستایش، فروتن و متواضع اند و خود را در دسترس شوهر قرار میدهند؛ ولی زنان ناشایست، نافرمان و سرکشند و خود را از اطاعت شوهر دور می دارند. ۳-۴-۴- به مجرد ترس از نشوز زن باید به پیشگیری و یا درمان آن پرداخت تعبیر قرآن به «تَخافُونَ نُشوزَهُنَّ» و راه های علاجی که پس از آن ذکر میکند، گویای این حقیقت است که مرد به مجرد آشکار شدن علائم نشوز و نافرمانی زن، شایسته است به درمان آن روی آورد. البته در این مرحله به تعبیر «المیزان»: از نخستین راه علاج باید استفاده شود که همان موعظه و پند و اندرز است[۱۰۵].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در استرالیا نیز بال کریشنا و همکاران[۴۲] (۲۰۰۷) نشان دادند که ۴۰ درصد شرکت های نمونه ی تحقیق طی دوره ۱۰ ساله ۱۹۹۳ الی ۲۰۰۳ زیان گزارش کردهاند و میزان محافظه کاری شرطی نیز افزایش یافته است.

نتایج پژوهش قوآنگ (۲۰۰۷) نشان دادکه محافظه کاری شرطی و غیرشرطی نقش های متفاوتی در هریک از تفاسیر محافظه کاری بازی میکنند . تفسیر قراردادی منجر به محافظه کاری شرطی و تفسیر دعاوی حقوقی منجر به هر دو شکل محافظه کاری شرطی و غیرشرطی می شود . سایر تفاسیر نیز منجر به محافظه کاری غیرشرطی میگردند. او همچنین دریافت که با افزایش محافظه کاری غیرشرطی، محافظه کاری شرطی کاهش مییابد. بنابرین لازم است تا نوعی تعادل میان آن ها ایجاد گردد. گیولی و همکاران (۲۰۰۷) اشاره دارند که برای محاسبه شاخص محافظه کاری همزمان باید از مدل های مختلف استفاده نمود. آن ها در پژوهش خود نشان دادند که نتایج مدل باسو با سایر مدل ها متفاوت است و با توجه به اینکه محیط گزارشگری از نظر نوع صنعت ، کشور و دوره زمانی متفاوت است باید هم زمان از مدل های متفاوت استفاده نمود.

احمد و دلمن[۴۳] (۲۰۰۸) در تحقیق دیگری نتیجه می گیرند ، محافظه کاری حسابداری مانع سرمایه گذاری مدیران در پروژه هایی با بازده منفی می شود. همچنین او در مییابد که رابطه مستقیمی بین درصد سهام متعلق به اعضا هیئت مدیره و محافظه کاری وجود دارد.
۲-۳-۲ تحقیقات داخلی
بهمن بنی مهد در سال ۱۳۸۵ بر اساس اطلاعات یک دوره یازده ساله (۱۳۷۳ الی ۱۳۸۳) از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، عوامل مؤثر بر محافظه کاری حسابداری را تعیین و مدلی را برای اندازه گیری آن پیشنهاد داد. نتایج تحقیق او نشان داد که محافظه کاری حسابداری و شاخص سودآوری ( بازده و دارایی ها ) در ایران طی دوره تحقیق به طور همزمان کاهش یافته است. اندازه شرکت ها و مالیات ، بر محافظه کاری حسابداری اثری نداشته و محافظه کاری حسابداری نمی تواند به عنوان یک مکانیزم قراردادی کارآمد برای کاهش تعارض های تقسیم سود بین سهامداران و اعتباردهندگان محسوب شود .
محسن خوش طنیت و فرزانه یوسفی اصل در سال ۱۳۸۶ در پژوهشی با عنوان « رابطه بین تقارن و عدم تقارن اطلاعاتی با محافظه کاری » به بررسی این رابطه در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از سال ۸۱ تا ۸۵ پرداختند. سه فرضیه اصلی پژوهش به این صورت بیان شدند:
-
- هرچه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه بیشتر باشد، محافظهکاری در صورت های مالی بیشتر است.
-
- تغییرات در عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه در طول زمان ، بر میزان محافظهکاری در صورتهای مالی مؤثر است.
- تغییرات در محافظهکاری در طول زمان ، بر میزان تغییرات در عدم تقارن اطلاعاتی مؤثراست.
برای آزمون فرضیات از آزمون F استفاده شد. آن ها در این تحقیق بیان کردند عدم تقارن مابین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه موجب ایجاد هزینه های نمایندگی میشود که این امر به نوبه خود موجب افزایش بازده مورد انتظار سرمایهگذاران میگردد . لذا ذینفعان هر شرکتی به دنبال مکانیزمی در جهت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میباشند. از طرفی محافظهکاری انگیزه و توانایی مدیران را برای دستکاری ارقام حسابداری کاهش داده و لذا موجب کاهش هزینه های نمایندگی میگردد. نتایج تحقیق نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی مابین سرمایهگذاران آگاه و ناآگاه منجر به تغییرات محافظهکاری میگردد ، اما محافظهکاری منجر به عدم تقارن اطلاعاتی نمیگردد. این نتایج مغایر با پیشنهاد FASB است که عنوان میکند محافظهکاری منجر به ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی میشود.
در پژوهش دیگر ، جواد رضازاده و عبدالله آزاد در سال ۱۳۸۷ در مقاله ای با همین عنوان رابطه بین محافظه کاری حسابداری و عدم تقارن اطلاعاتی را بر روی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ مورد بررسی قرار دادند. فرضیه های اصلی این پژوهش عبارت بودند از : ۱- هر چه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران بیشتر باشد ، محافظه کاری در صورت های مالی بیشتر است. ۲- تغییر عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب تغییر در میزان محافظه کاری صورت های مالی می شود. برای آزمون فرضیات از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش آن ها حاکی از وجود چنین رابطه ای بود. طبق نتیجه گیری آن ها، تغییر در عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب تغییر در سطح محافظه کاری می شود.
بهمن بنی مهد و تهمینه باغبانی در سال ۱۳۸۸ در تحقیقی با عنوان « اثر محافظه کاری حسابداری، مالکیت دولتی، اندازه شرکت و نسبت اهرمی بر زیان دهی شرکت ها » این رابطه را در ۴۸ شرکت زیان ده از شرکت های خارج شده از تابلوی بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۷ ساله ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۶ مورد بررسی قرار دادند. فرضیه اصلی به این صورت بیان شد : ۱- میان محافظه کاری حسابداری و زیان شرکت ها رابطه معنی دار وجود دارد. آزمون فرضیه با بهره گرفتن از نرم افزار spss و به روش تجزیه و تحلیل گام به گام انجام و مشخص شد که محافظه کاری حسابداری ، اندازه شرکت ، و نسبت اهرمی با زیان دهی شرکت ها رابطه معنی دار دارند و بر آن تأثیر میگذارند. درصد مالکیت دولت و نسبت فروش به جمع دارایی ها با زیان دهی شرکت ها رابطه معنی داری ندارند. نتایج پژوهش نشان میدهد که محافظه کاری حسابداری با زیان دهی شرکت ها رابطه ای مستقیم دارد. این موضوع از دیدگاه نظری پذیرفته شده و مشابه نتایج پژوهش های خارجی میباشد.
همچنین نتایج پژوهش بر وجود رابطه ای مستقیم میان اندازه شرکت ها و زیان دهی رابطه ای معکوس میان نسبت اهرمی و زیان دهی تأکید دارد.
محمد حسین قائمی، محمد حسین ودیعی و میثم حاجی پور در سال ۱۳۸۹ در تحقیقی با عنوان « تأثیر محافظه کاری بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود P/E » به بررسی تأثیر حسابداری محافظه کارانه بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود (P/E) در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در محدوده زمانی ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۶پرداخته اند. فرضیه های اصلی در این تحقیق به این صورت مطرح شد : ۱- پایداری سود در شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش میکنند کمتر است. ۲- نسبت قیمت به سود (P/E) شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش میکنند کمتر است. آزمون فرضیات با بهره گرفتن از رگرسیون انجام شد. یافته های تحقیق حاکی است که حسابداری محافظه کارانه به ایجاد درآمد های موقت (درآمدهای با پایداری کم) منجر میگردد. این موضوع به ویژه برای استفاده کنندگان صورت های مالی که تلاش میکنند سود و جریانهای نقدی آتی را بر اساس سود دوره جاری پیشبینی کنند مفید و مهم است، لذا ضمن معطوف کردن توجه سرمایه گذاران و تحلیلگران به این موضوع به منظور گرفتن تصمیمات سرمایه گذاری، پیشنهاد میکنند که نهاد های وضع کننده استاندارد، منافع و مزایای حسابداری محافظه کارانه را توأماً مد نظر قرار دهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فرصتهاى سرمایهگذاری: هزینه کمبود وجه نقد در شرکت هاى با فرصتهاى سرمایهگذاری بیشتر، به دلیل هزینه هاى فرصت ناشى از رها کردن طرحهاى سرمایهگذاری با ارزش، بیشتر است.

بنابرین، انتظار مىرود که بین فرصتهاى سرمایهگذاری و مانده وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشد. همچنین، در این نظریه پیش بینى مىشود که شرکتهاى با فرصتهاى سرمایهگذاری بیشتر، هزینه هاى بحران مالى بیشترى دارند، زیرا در حین ورشکستگى، خالص ارزش فعلى مثبت طرح هاى مذکور از بین مىرود. شرکتهاى با فرصتهاى سرمایهگذاری بیشتر، به منظور اجتناب از بحران مالى، مقدار بیشترى وجه نقد نگهدارى خواهند کرد.

میزان نقدشوندگى داراییهاى جارى: زمانى که شرکتها با کمبود وجه نقد مواجه مىشوند، میزان قابلیت تبدیل دارایىهاى جاری به نقد، مىتواند جایگزین وجه نقد محسوب شود. بنابرین، انتظار مىرود که شرکتهاى با قدرت نقدینگی بیشتر، وجه نقد کمترى نگهدارى کنند.
اهرم مالى: اهرم مالى، احتمال ورشکستگى را افزایش مىدهد و انتظار مىرود که شرکتهاى اهرمی براى کاهش مخاطره مالى، وجه نقد بیشترى را نگهدارى کنند. نسبت اهرم مالى، عاملى براى تعیین توانایى شرکت به منظور انتشار اوراق بدهى جدید محسوب مىشود. از این رو، اگر قدرت بازپرداخت هزینه های تأمین مالی در شرکتی افزایش یابد، انعطاف پذیری مالی بیشترى نیز دارد و ممکن است وجه نقد کمتری نگهداری کند. به همین دلیل، رابطه بین اهرم مالی و میزان وجه نقد را، با دقت نمیتوان تبیین کرد(فریرا و ویللا،۲۰۰۴).
اندازه: بر اساس نظریه موازنه، رابطه مورد انتظار بین اندازه شرکت و نگهدارى وجه نقد، منفى است. از آنجایى که شرکتهاى بزرگ، انعطافپذیرى بیشترى دارند، مىتوان جریانهای نقد پایدارترى را براى آن ها انتظار داشت. در نتیجه کمتر با خطر ورشکستگى مواجه مىشوند و نسبت به شرکتهاى کوچک، دسترسى آسانترى به منابع تأمین مالى دارند(تیتمن و وسلز[۳۳]،۱۹۸۸). شرکتهاى بزرگى که اعتبار بانکى دارند، به میزان بیشترى مىتوانند استقراض کنند و قادر هستند که در صورت لزوم، وجوه را راحتتر کسب کنند. علاوه بر این، شرکتهاى بزرگ، همواره مىتوانند بخشى از دارایىهاى غیرضرورى خود را براى کسب وجه نقد، بفروشند(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹). همچنین از اندازه به عنوان شاخصى براى عدم تقارن اطلاعاتى، میان افراد زمانى که عدم تقارن اطلاعات سازمانى شرکت اندک است، استفاده مىشود.
جریان نقدی: از آنجایى که جریان نقدى، یک منبع نقدینگى در دسترس را فراهم مىکند، مىتواند جایگزین مناسبى براى وجه نقد در نظر گرفته شود. بنابرین، انتظار مىرود که بر اساس این نظریه، بین جریان نقد و مانده وجه نقد، رابطه منفى وجود داشته باشد(کیم، مارو شرمان[۳۴]،۱۹۹۸).
عدم اطمینان جریان نقدى: شرکتهاى داراى نوسانهاى بیشتر جریانهای نقدى، احتمالاً بیشتر با کمبود وجه نقد مواجه مىشوند، زیرا جریان نقدى ممکن است به طور غیر منتظره کاهش یابد. بنابرین، انتظار مىرود که بین عدم اطمینان جریان نقد و مانده وجه نقد رابطه منفى وجود داشته باشد(جانى و همکاران، ۲۰۰۴).
سررسید بدهى: تأثیر سررسید بدهى بر مانده وجه نقد، مشخص نیست. شرکتهایی که بر بدهى کوتاه مدت اتکا مىکنند، قرارداد اعتبارى خود را باید در هر دوره تمدید کنند و اگر محدودیتی در تمدید قرارداد اعتبارى ایجاد شود، با خطر بحران مالى مواجه مىشوند. بنابرین، با کنترل سایر عوامل مىتوان انتظار داشت که سررسید به طور منفى، با مانده وجه نقد رابطه داشته باشد. اما بارسلى و اسمیت[۳۵](۱۹۹۵) نشان دادند که شرکتهاى با درجه اعتبار فراوان، به دلیل سهولت ایجاد بدهى، معمولاً از بدهى کوتاه مدت استفاده مىکنند و مانده وجه نقد کمترى نگهدارى مىکنند که این رابطه را مثبت مىکند.
پرداخت سود سهام: شرکتى که در حال حاضر سود سهام مىپردازد، مىتواند منابع را با کمترین هزینه از طریق کاهش پرداخت سود سهام تأمین کند. بنابرین، انتظار مىرود که شرکتهایی که سود سهام مىپردازند، در مقایسه با شرکتهایی که سود سهام نمىپردازند، وجه نقد کمتری نگهدارى کنند(فریرا وویللا،۲۰۰۴).
۳- نظریه سلسله مراتب تأمین مالى
بر اساس نظریه مذکور، شرکتها تأمین مالى را از منابع داخل شرکت به تأمین مالى خارجى ترجیح میدهند. (درابتز، گرانینگر و هیرچوگل[۳۶]،۲۰۱۰). بنابرین، در بحث تأمین مالى، شرکتها منابع سرمایهگذاری را ابتدا از منبع سود انباشته تأمین مىکنند، سپس با بدهىهاى کم مخاطره و بعد با بدهىهاى پرمخاطره و سرانجام با انتشار سهام به تأمین منابع مالى مىپردازند. در نتیجه، از آنجایى که مدیریت، منابع داخلى تأمین مالى را بر منابع خارجى ترجیح مىدهد، به انباشت وجه نقد تمایل دارد تا بتواند در مرحله اول، تأمین مالى را از داخل شرکت انجام دهد و به خارج از شرکت رجوع نکند(فریرا و ویللا، ۲۰۰۴).
۲-۲-۲-۳ عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه سلسله مراتبى
فرصتهاى سرمایهگذاری: فرصتهاى سرمایهگذاری بیشتر، براى انباشت بیشتر وجه نقد، تقاضا ایجاد مى کنند، زیرا کمبود وجه نقد، موجب خواهد شد که شرکت، فرصتهاى سرمایهگذاری سودآور خود را از دست بدهد، مگر اینکه به تأمین مالى پرهزینه خارجى دست یابد. بنابرین، انتظار مىرود که بین فرصتهاى سرمایه گذارى و نگهدارى وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشد.
اهرم مالى: درباره موضوع سلسله مراتب تأمین مالى، زمانى که سرمایهگذاری از سود انباشته تجاوز مىکند، معمولاً بدهى افزایش مىیابد و زمانى که سرمایهگذاری کمتر از سود انباشته است، بدهى کاهش مىیابد و بنابرین، مانده وجه نقد از الگوى معکوس این فرایند پیروى مىکند، یعنى زمانى که سرمایهگذاری از سود انباشته بیشتر مىشود، مانده وجه نقد کاهش مىیابد و زمانى که سرمایهگذاریهاى کمتر از سود انباشته است، مانده وجه نقد افزایش مىیابد. رابطه پیش بینى شده بین این عامل و مانده وجه نقد، بر اساس نظریه سلسله مراتب تأمین مالى، معکوس است.
جریان نقدى: با کنترل سایر متغیرها انتظار مىرود که شرکتهاى با جریان نقدى بیشتر، وجه نقد بیشترى داشته باشند.
اندازه: کنترل عامل سرمایهگذاری، شرکتى که بزرگتر است، به طور پیش فرض موفقتر بوده است و از این رو، وجه نقد بیشترى باید داشته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دو مورد اول بیان کننده انگیزه مدیران، جهت افزایش سود دوره جاری با بهره گرفتن از انتقال سود دورهای آتی به دوره جاری میباشند، تا امکان بر کنار شدن آن ها را در کوتاه مدت کاهش دهند، این انگیزه زمانی افزایش خواهد یافت که عملکرد دوره جاری ضعیف باشد. مورد سوم مبنی بر مهمتر بودن سودهای دوره آتی خواهد بود به عبارت دیگر مدیر خوب گذشته جبران مدیریت ضعیف آتی را نخواهد کرد. مدیران در دوره های عملکرد قوی، کمتر نگران بر کناری خواهند بود، اما ترجیحاً آن ها در چنین دوره هایی تر غیب میشوند تا از ذخیره سود برای دوره هایی که عملکرد ضعیف دارند استفاده کنند. این کار به وسیله انتقال سود از دورهای جاری به دوره آتی میسر خواهد بود که انتقال سود موجب افزایش دوره تصدی آن ها خواهد شد.


از سال ۱۹۵۳، هیورت مدعی شده است که انگیزه هموارسازی سود بر این پایه قرار دارد که رابطه با اعتباردهندگان و کارکنان بهبود یابد و از سوی دیگر از طریق اقدامهای روانشناسانه چرخهها و نوسانهای تجاری کاهش یابد. گوردن بر این باور است که:
-
- شاخصی که مدیریت شرکت در انتخاب از میان روشهای حسابداری به کار میبرد این است که روش مذبور، مطلوبیت یا رفاه را به حداکثر برساند.
-
- همین مطلوبیت تابعی از امنیت شغلی، سطح و نرخ رشد حقوق و سطح و نرخ رشد شرکت (از نظر اندازه یا بزرگی) میباشد.
- رضایت سهامداران از عملکرد شرکت باعث میشود که مقام و میزان پاداش مدیران بالا رود. یعنی اگر سایر عوامل ثابت باشد، هر قدر سهامداران ابراز رضایت یا سعادت بیشتری کنند، امنیت شغلی، درآمد و سایر خواسته های مدیریت نیز بیشتر خواهد شد.
با توجه به انگیزه های فوق یک مدیر:
-
- سود مورد گزارش را هموار میسازد
- نرخ رشد سود را هموار میسازد.
مقصود از هموارسازی نرخ رشد سود به شرح زیر است: اگر نرخ رشد بالا بود، رویههایی به اجرا در میآید تا آن را کاهش دهد و عکس قضیه هم صادق است.
«بیدلمن» دو دلیل ارائه میکند که مدیریت بر آن اساس میکوشد سودهای خالص مورد گزارش را هموار سازد. نخستین دلیل بر این فرض استوار است که یک جریان ثابت سود میتواند انتظارات ذهنی سرمایه گذار را نسبت به نتایج احتمالی سود و سهام آتی تحت تأثیر قرار دهد در نتیجه بر ارزش سهام شرکت اثری مطلوب میگذارد، زیرا میزان ریسک کل شرکت را کاهش میدهد.
بیدلمن دومین انگیزه را برای هموارسازی، توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن سود و کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده مجموعه بازار میداند و میگوید: «تا آنجا که عادی شدن موفقیت آمیز است و تا میزانی که سرمایه گذاران کاهش کوواریانس بازده سهم و بازده بازار را تشخیص داده و در فرایند ارزشیابیشان دخالت میدهند، هموارسازی روی ارزش سهام، اثرات سودمندی خواهد داشت» (آقایی و کوچکی، ۱۳۷۴، ۲۴).
در واقع هموارسازی سود، ناشی از احساس به این نیاز است که مدیریت میخواهد پدیده عدم اطمینان محیط را خنثی نماید و نوسانهای عملکرد سازمان را که ناشی از چرخه میان دوره ای که مبتنی بر رونق و کساد است، کاهش دهد.
دلایل بیدلمن در تحقیقی که میچلسون و همکارانش در سال ۱۹۹۹ انجام دادند تأیید شد. تحقیق آن ها نشان میدهد که هموارسازی سود بر بازده سهام شرکتها تأثیر گذاشته و بازار به سودهای هموار پاسخ مثبت نشان میدهد (میچلسون و همکاران[۴]، ۱۹۹۹، ۶۴).
اما تحقیقی که به بررسی تأثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است، نتیجه دیگری داده است. نتایج تحقیق مشخص کردهاست که در مجموع ۵/۳۰ درصد شرکتهایی که متغیر هموارسازی در آن ها برای دوره زمانی ۱۳۷۴-۱۳۷۹ مورد مطالعه قرارگرفته، هموارسازند. بر اساس نتایج تحقیق مذکور در بورس اوراق بهادار تهران، هموارسازی را نمیتوان ابزاری مؤثر بر بازده سهام شرکتها دانست (قائمی و دیگران، ۱۳۸۲، ۱۴۸).
همان طور که گفته شد هموار سازی سود در غالب تئوری نمایندگی تعریف میشود. اولین فرض تئوری نمایندگی این است که اشخاص بر حسب منافع شخصی خود عمل میکنند در حالی که این منافع لزوماًً در تمامی دوره ای با منافع شرکتها همسو و همسان نیست. فرض با اهمیت دیگر تئوری نمایندگی، قرار داشتن شرکت در تقاطع ارتباطات قراردادی است که میان مدیریت، سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و دولت وجود دارد.
یکی از فرضیه های تئوری نمایندگی حاکی از این است که مدیریت سعی در حداکثر نمودن منافع خود دارد که این هدف لزوماًً همسان و همسو با حداکثر کردن ارزش شرکت نیست. در حالی که مدیریت سعی میکند حقوق و مزایای خود را به حداکثر ممکن برساند، اما ناگزیر باید این کار را در چارچوب افزایش سود خالص، بازده سرمایه گذاری یا معیارهای مشابه حسابداری انجام دهد و در عین حال افزایش قیمت اوراق بهادار شرکت را نیز مد نظر داشته باشد. اگر چه انگیزه اصلی مدیریت معمولاً بهبود عملکرد است اما ممکن است مدیریت سعی در انتخاب آن دسته از روشهای حسابداری داشته باشد که سود شرکت را در آینده نزدیک افزایش دهد که خود موجب بالا رفتن حقوق و مزایای مدیران میشود. در این قبیل موارد، امکان دارد که تصمیمات مدیران، همسو با علایق و منافع سهامداران نباشد (شباهنگ، ۱۳۸۷، ۳۱).
۲-۲-۴ ابعاد هموار سازی سود
به طور کلی، مقصود از ابعاد هموارسازی سود ابزار یا روشهایی است که به وسیله آن اعداد و ارقام مربوط به سود یکسان میشود. بارنز و همکاران تفاوت بین سه روش هموارسازی را به صورت زیر بیان نمودهاند:
۱- هموارسازی از طریق وقوع رویداد و (یا) شناخت و ثبت آن:
مدیریت میتواند زمان معامله های واقعی را به گونه ای تعیین کند که آن ها بر درآمد مورد گزارش اثر بگذارند و بدین گونه در طول زمان نوسانها را مهار کند. در بیشتر موارد، تعیین زمان طبق برنامه برای وقوع رویدادها (مانند وقوع هزینه تحقیق و توسعه) تابع مقررات حسابداری است که بر فرایند شناخت و ثبت این رویدادها حاکم است.
۲- هموارسازی از طریق تخصیص بر دوره های زمانی: با فرض وقوع رویداد و شناخت و ثبت این رویداد، مدیریت برای تعیین دوره هایی که تحت تأثیر مقادیر کمی این رویدادها قرار میگیرند، از اختیارات زیادی برخوردار است و میتواند بر آن ها اعمال کنترل نماید.
۳- هموارسازی از طریق طبقه بندی (از این رو، آن را هموارسازی طبقه ای مینامند): هنگامی که آمار و ارقام موجود در مورد مدیریت سود و زیان، به غیر از سود خالص (پس از کسر همه هزینه ها از همه درآمدها) موضوع هموارسازی باشد، مدیریت میتواند اقلام مربوط به اجزای سود را طبقه بندی نماید و بدین وسیله تغییرات مربوط به دوره زمانی متعلق به این آمار را کاهش دهد (آقایی و کوچکی، ۱۳۷۵، ۶۳).
آرتورلویت، رئیس هیئت مدیره کمیسیون بورس اوراق بهادار بر این باور است که شرکتهای سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله عمل) استفاده کردهاند:
-
- ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرها، با هدف پاک کردن تراز نامه.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
موجودیهای نقدی همواره درصد قابل توجهی از داراییهای شرکتها را به خود اختصاص دادهاند. این رقم در شرکتهای آمریکایی برابر با ۸ درصد مجموع داراییها(کیم،۱۹۹۸) و در شرکتهای انگلیسی برابر ۹ درصد از داراییها بوده است(اوزکان،۲۰۰۴). به طور معمول، مدیران به دنبال سطحی از موجودیهای نقدی هستند که با توجه به مزایا و معایب نگهداری موجودیهای نقدی حالت بهینه داشته باشد. به عبارت دیگر، شرکتها در جستجوی آن سطح بهینه از نقدینگی هستند که به دلیل کمبود نقدینگی، ضررهای عمده به شرکت وارد نیاید و از طرفی، با نگهداری وجه نقد اضافی، فرصتها از دست نرود و این مورد، همان سطح نقدینگی هدف در شرکتهاست که البته با توجه به ویژگیهای گوناگون شرکتها و دوره های زمانی مختلف، متفاوت است. تحقیقات تجربی نشان دادهاند که سطح نقدینگی شرکتها هدفمند است. مدیران برای میزان نقدینگی انتهای یک دوره زمانی برنامهریزی و در جهت رسیدن به آن تلاش میکنند. ویژگیهای گوناگونی میتوانند چگونگی تعیین سطح نقدینگی را توصیف نمایند. آشنایی با این ویژگیها و درک روابط میان آن ها پیش نیاز اصلاح نقدینگی هدف خواهد بود. شواهد نشان میدهد که شرکتها سطح مطلوب نگهداری وجه نقد را بر اساس ایجاد توازن میان منافع و هزینه های نگهداری وجه نقد تعیین میکنند.


نتایج پژوهش جیم لی(۲۰۱۰) نشان داد که شرکتهایی که محافظه کاری بالایی دارند انعطافپذیری کمتری دارند و در نتیجه وجه نقد احتیاطی کمتری نگهداری میکنند.
ارسلان و فلوراکیس(۲۰۰۹) در پژوهش نشان داد که شرکتها جهت انعطافپذیری مالی در درجه اول سیاستهای محافظهکارانه بدهی را پیش میگیرند و بندرت به نگهداری وجه نقد زیاد به داشتن انعطاف پذیری مبادرت میکنند(مطابق یافته های آن ها بدهی مهمترین جز انعطاف پذیری مالی است).
نتایج مارچیکا و لورا(۲۰۱۰) بیانگر این بود که تحت یک سلطه محافظهکارانه بدهی شرکتها این قابلیت را خواهند داشت که یک ساخت مالی انعطافپذیری داشته باشند. دارا بودن انعطافپذیری مالی شرکتها را قادر خواهد کرد تا در زمان شوکهای مثبت بازار برای فرصتهای سرمایهگذاری دسترسی بهتری به منابع مالی داشته باشند و وجوه مورد نیاز خود را برای تامین مالی فرصتهای سرمایهگذاری فراهم نمایند.
نتایج پژوهش همچنین نشان دهنده این است که شرکتهایی که در طول دوره بحران مالی انعطافپذیری مالی بهتری داشتهاند از توانایی بیشتری در جذب فرصتهای سرمایهگذاری وابستگی اندکی در دسترس بودن منابع سرمایهگذاری داشتهاند. این نتایج پژوهش با نظریه سلسله مراتبی تامین مالی و انعطافپذیری مالی مبنی بر داشتن ظرفیت مازاد بدهی و برتری تامین مالی از طریق بدهی بر تامین مالی به وسیله سرمایه مطابقت دارد. همچنین نتایج نشان میدهد که قدرت و اهمیت انعطاف پذیری مالی از طریق بدهی بر انعطافپذیری مالی از طریق نگهداری وجوه نقد است.
نتایج پژوهش خدایی و زارع(۱۳۸۹) نشان دهنده عدم وجود تاثیر انعطافپذیری مالی بر هزینه های سرمایه گذاری و همچنین عدم رابطه بین گردش وجوه نقد و هزینه های سرمایهای در شرکتهای مورد بورسی است.
۲-۳ پیشینه پژوهش
۲-۳-۱ پیشینه داخلی
آقایی و همکاران(۱۳۸۸) درپژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل مؤثر بر نگهداری وجه نقد در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند.نتیجه گیری نمودند که حسابهای دریافتنی، خالص سرمایه درگردش، موجودی کالا و بدهیهای کوتاه مدت، به ترتیب از مهمترین عوامل دارای تأثیر منفی بر نگهداری موجودیهای نقدی هستند. فرصتهای رشد شرکت، سود تقسیمی، نوسان جریانهای نقدی و سود خالص به ترتیب از مهمترین عوامل دارای تأثیر مثبت بر نگهداری موجودیهای نقدی هستند. اما شواهد کافی در مورد تأثیر منفی بدهیهای بلند مدت و اندازه شرکتها بر نگهداری موجودیهای نقدی وجود ندارد.
کاشانی پور و نقی نژاد(۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان بررسی اثر محدودیتهای مالی بر حساسیت جریان نقدی– وجه نقد پرداختند. آن ها با بهره گرفتن از معیارهای اندازه شرکت، عمر شرکت، نسبت سود تقسیمی و گروه تجاری نشان دادند که جریانهای نقدی تأثیر معنیداری برسطح نگهداری وجه نقد نداشته و هم چنین تفاوت معنیداری حساسیت جریانهای نقدی– وجه نقد شرکتهای با محدودیت مالی و شرکتهای بدون محدودیت مالی وجود ندارد.
تهرانی و حصارزاده(۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان بررسی تأثیر جریان های نقدی آزاد و محدودیت تأمین مالی بر بیش سرمایه گذاری و کم سرمایهگذاری در۱۲۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند.نتیجه گیری نمودند که رابطه بین جریانهای نقدی آزاد و بیش سرمایهگذاری، مستقیم و به لحاظ آماری، معنیدار میباشد. بین محدودیت در تأمین مالی و کم سرمایهگذاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنیداری وجود ندارد.
فخاری و تقوی(۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان بررسی تأثیر کیفیت اقلام تعهدی برمانده وجه نقد شرکتها پرداختند. در این پژوهش کیفیت اقلام تعهدی با بهره گرفتن از مدل دیچاو و دیچیو(۲۰۰۰) اندازهگیری شده است نتیجه گیری نمودند که متغیرهای بکارگرفته شده در پژوهش فخاری وتقوی(۱۳۸۸) تقریبا ۶۲ درصد از تغییرات در مانده وجه نقد شرکتهای نمونه انتخابی در دوره زمانی پژوهش را توضیح میدهند. کیفیت اقلام تعهدی به عنوان عاملی مؤثر در میزان موجودی نقد، مهم و مربوط است.
مهرانی و حصارزاده(۱۳۸۸) به این نتیجه رسیدند که شرکتهای دارای کیفیت بالاتر حسابداری، میزان وجه نقد کمتری نگهداری میکنند و همچنین فرصت رشد دارای اثر مثبت بر میزان نگهداری وجه نقد بوده و در مقابل داراییهای نقد شونده، نسبت اهرمی و میزان توزیع سود اثر منفی بر میزان نگهداری وجه نقد دارند
ایزدینیا و رسائیان(۱۳۸۹) به بررسی رابطه برخی از ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی شامل درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره و درصد سرمایهگذاران نهادی و سطح نگهداشت وجه نقد به عنوان متغیرهای مستقل و معیار ارزش شرکت به عنوان متغیر وابسته در بورس اوراق بهادارتهران پرداختند. نتیجه گیری نمودند که بین درصد مالکیت سرمایهگذاران نهادی و ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. اما بین درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره و ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه معناداری وجود ندارد. سطح نگهداشت وجه نقد نیز رابطه مثبت و معنیداری با ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
از طرف دیگر معایب این فناوری محدود شدن حریم های خصوصی افراد است چراکه با ابزارهای جدید امکان رخنه و نفوذ در این حریم ها وجود دارد و از جایی که اطلاعات افراد به صورت دیجیتال در رایانه های شخصی یا اداری وجود دارد. برخی افراد میتوانند به سری ترین اطلاعات دیگران دست یافته و از این طریق به باج خواهی بپردازند چرا که امروزه این اطلاعات در حکم گروگان با ارزشی میتواند به عنوان حربه ای بر علیه افراد مورد استفاده قرار گیرند. تلفن همراه دوربین دار، میکرون های کوچک و … امروزه محفل های خصوصی خانواده ها را در معرض تهدید قرار داده است. که در جامعه خودمان شاهد برخی سوء استفاده از این پدیده هستیم که اگر اقدامات دولت ها در کنترل مکالمات و ارتباطات افراد را که همه آن ها قابل دسترسی و کنترل میباشد را هم به این مطالب اضافه کنیم بیشتر آن روی سکه فناوری های نوین را نشان خواهد داد.

۵-۲- هوشمندسازی مدارس
هوشمندسازی مدارس از راهبردهای اساسی تحول بنیادین آموزش و پرورش است. بر اساس سند ملی تحول بنیادین وزارت آموزش و پرورش، هوشمندسازی مدارس و مجتمعهای آموزشی و پرورشی طی سه مرحله به انجام خواهد رسید. مدرسه، معلمان و خانواده
طرح راهبردی هوشمندسازی مدارس بر اساس فرمایشات حضرت امام خمینی (ره)، منویات مقام معظم رهبری، سیاستهای کلی نظام، سند چشمانداز، نقشه جامع علمی کشور، برنامه درس ملی و قانون پنج ساله توسعه، طراحی و عملیاتی گردیده است. در این برنامه معلم نقش کلیدی دارد، کتاب جایگاه خاص خود را دارد و هدف گذاری برای آموزش دانشآموزان ، معلمان و اولیا (خانواده) مورد تأکید قرار گرفته است .

با رویکرد تحولی این طرح جریان تعلیم و تربیت با توجه به پیشرفتهای علمی و فناوری و نیازها و مهارتهای زندگی امروز تغییر مییابند و با تنوع در رسانه های آموزشی و متنوعسازی فضا و محیطهای یاددهی و یادگیری در برنامه درسی ملی، این امکان را فراهم خواهد ساخت تا دانشآموزان و معلمان تجارب جدیدی را در حوزه دانش و پژوهش کسب نمایند. هدف از هوشمندسازی مدارس تربیت دانشآموزانی پژوهش محور و پژوهش گر میباشد. به کارگیری دانش و فناوری برتر، زمینهساز تربیت مدیران فردای میهن اسلامی می باش( حاجی بابائی،۱۳۸۹).
۶-۲-اسناد پشتیبان هوشمند سازی مدارس
سند چشم انداز۲۰ ساله نظام جمهوری اسلامی ایران
دستیابی به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی با تأکید بر جنبش نرمافزاری و تولید علم که به عنوان یکی از هدفهای اصلی در سند چشمانداز آمده است نیازمند توسعه همه جانبه علمی در تولید و تجاری سازی دانش است.
آموزش الکترونیکی به عنوان ابزاری قدرتمند در عملیاتی کردن این هدف باعث ایجاد فرصتهای برابر در فراگیری در همه جا، همه زمان و برای همه میشود و توسعه آن میتواند نقش مهمی در دستیابی به هدف فوق داشته باشد ( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، ۱۳۸۹،ص ۵۶).
برنامه پنجم توسعه
در بند الف ماده ۱۹ برنامه پنجم توسعه کشور آمده: دولت موظف است تا پایان برنامه، فناوری اطلاعات و ارتباطات را در کلیه فرایندها جهت تحقق عدالت آموزشی و تسهیل فرایندهای موجود و ارائه برنامه های آموزشی و دروس دوره های تحصیلی به صورت الکترونیکی به کار گیرد. وزارت آموزش و پرورش نیز موظف است تا پایان برنامه، آموزش از راه دور و رسانهای را به منظور تضمین دسترسی به فرصتهای عادلانه آموزشی تحقق ببخشد.
بند ده ماده ۱۹ نیز به به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایندهای آموزشی برای تحقق عدالت آموزشی و تسهیل فرایندهای موجود و ارائه برنامه های آموزشی و دروس دوره های تحصیلی به صورت الکترونیکی اشاره دارد ( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش،۱۳۸۹،ص۲۰)
سند توسعه فاوای وزارت آموزش و پرورش
توانمندسازی و تحولآفرینی در نظام آموزشی دستیابی به اهداف یادگیری و تاکید بر نقش و جایگاه معلم و عدالت آموزشی و حفظ و تقویت ارزشهای اخلاقی و فرهنگی جهت فراهم آوردن محیط یاددهی- یادگیری مبتنی برفناوری اطلاعات وارتباطات در نظام آموزش و پرورش است.
سند راهبردی نظام جامع فناوری اطلاعات کشور
در این سند موارد زیر، جهت به کارگیری فناوری اطلاعات وارتباطات آمده است:
۱)تسهیل آموزشهای رسمی مبتنی بر فناوری اطلاعات در مدارس با گسترش شبکه اینترنت و هوشمندی مدارس؛
۲)تقویت سیستم آموزش مبتنی برفناوری اطلاعات بین دبیرستانهای بزرگ وکوچک ودانشکده ها.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
ارتقای کیفیت فرایند تعلیم وتربیت با تکیه بر استفاده هوشمندانه از فناوریهای نوین
راهکار ۱/۱۷- توسعه ضریب نفوذ شبکه ملی اطلاعات وارتباطات (اینترانت) در مدارس با اولویت پرکردن شکاف دیجیتالی بین مناطق آموزشی و ایجاد ساز وکار مناسب برای بهرهبرداری بهینه و هوشمندانه توسط مربیان ودانشآموزان در چارچوب نظام معیار اسلامی.
راهکار ۲/۱۷- تولید و به کار گیری محتوا ی الکترونیکی متناسب با نیاز دانشآموزان و مدارس با مشارکت بخش دولتی و غیردولتی و الکترونیکی کردن محتوای کتابهای درسی بر اساس برنامه درسی ملی (با تأکید بر استفاده از ظرفیت چند رسانهای) تا پایان برنامه پنجم توسعه کشور.
راهکار ۳/۱۷- اصلاح و به روز آوری روشهای تعلیم و تربیت با تأکید بر روشهای فعال، گروهی و خلاق با توجه به نقش الگویی معلمان
راهکار ۴/۱۷- گسترش بهره برداری از ظرفیت آموزشهای غیر حضوری و مجازی در برنامه های آموزشی و تربیتی ویژه معلمان، دانشآموزان و خانواده های ایرانی در خارج از کشور بر اساس نظام معیار اسلامی و با رعایت اصول تربیتی از طریق شبکه ملی اطلاعات وارتباطات.
نقشه جامع علمی کشور
در این سند توسعه نظام آموزش الکترونیک و زیر ساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه آموزش عالی و آموزش و پرورش و تربیت و توانمندسازی دانشآموزان در شئون دینی، خانوادگی، اجتماعی، زیستی و بدنی، هنری، حرفه ای، علمی و فناوری برای ورود به عرصههای مختلف زندگی و جامعه و پرهیز از جهتگیری محض دوره آموزش عمومی به سمت آموزش عالی میباشد. و با رصد دائمی شرایط محیطی به منظور پاسخگویی پیوسته و پویای آموزش و پرورش به نیازهای حال و آینده جامعه میباشد. در محتوای متن سند نقشه جامع علمی کشور مواردی مرتبط با نظام آموزش و پرورش داریم که در ذیل آمده است:
-از ۸ هدف کلان نظام علم و فناوری کشور: ۳ هدف مرتبط با آموزش و پرورش
-از ۹ هدف بخشی نظام علم و فناوری و نوآوری کشور: ۳ هدف مرتبط با آموزش و پرورش
-از ۱۳ راهبرد کلان توسعه علم و فناوری در کشور: ۹ راهبرد مرتبط با آموزش و پرورش
-از ۷۳ راهبرد ملی متناسب با راهبردهای کلان توسعه علم و فناوری در کشور: ۲۱ راهبرد ملی مربوط به آموزش و پرورش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ریکاردلی و مک کوبی (به نقل از ورتیم، پاکستون و بلانی، ۲۰۰۹) دریافتند که خلق پایین یا منفی نه تنها اثر عوامل اجتماعی فرهنگی را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه تأثیر سویی بر رضایت از بدن دارد. مطالعه ای در استرالیا نشان داده است که تجربه ی خلق پایین در نوجوانان با تلاش برای کاهش وزن در دختران و تمایل به عضلانی شدن در پسران، فارغ از وزن واقعی آن ها همراه است (مک کوبی، ریکاردلی، ملور و بال، ۲۰۰۵).


عوامل بین فردی
عوامل بین فردی، مربوط به تعامل های بین افراد به ویژه خانواده و دوستان هستند. همسن و سالان و خانواده نقش محوری در تأکید بر الگوی آرمانی بدن و ایجاد نارضایتی از بدن دارند(اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷ ). همگام با افزایش سن و رشد فرد از کودکی به نوجوانی و جوانی تأثیر همسن و سالان بیشتر می شود.
در نوجوانی والدین نسبت به تن انگاره، پوشش، رفتار خوردن و فعالیت بدنی نوجوان حساس تر هستند و بیشتر در این باره اظهار نظر میکنند و از آن ها خرده می گیرند. فشار به نوجوان برای شیک پوشی، تناسب اندام و زیبایی در این دوره میتواند منجر به نارضایتی از بدن در آن ها شود(پرسنل، بیرمن واستیس، ۲۰۰۴).
بررسیها نشان میدهند که بین تلاش کودکان و نوجوانان برای کاهش وزن و اظهار نظر والدین آن ها درباره ی وزنشان به ویژه در دختران همبستگی وجود دارد (دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶ و پرسنل، بیرمن و مادلی، ۲۰۰۷). این تأثیر هم از جانب مادران و هم از جانب پدران در رابطه با نارضایتی از ظاهر جسمی دختران اعمال می شود (کلی، ویگنول و دیتمار[۱۵۳]، ۲۰۰۸) و بازخورد والدین به فرزندان با عزت نفس آنان نیز رابطه دارد.
تأثیر احتمالی همسن و سالان و خانواده بر تن انگاره و نارضایتی از بدن به دو طریق اعمال می شود: یکی از طریق مستقیم با اظهار نظر آنان درباره ی بدن فرد و ظاهرشان که همان تقویت اجتماعی است و دیگری از طریق غیرمستقیم که به واسطه ی سرمشق گیری از آنان و یا تبعیت از هنجارهای اجتماعی انجام می شود (دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶).
در میان نوجوانان و جوانان سرمشق گیری و تقلید از همسن و سالان پیشبینی کننده ی با اهمیتی برای برنامه های کاهش وزن و عمل جراحی زیبایی است. بعلاوه، سرمشق گیری از همسن و سالان و دوستان سبب نگرشهای منفی نسبت به وزن و خوردن، افزایش سطح نارضایتی از بدن و کاهش عزت نفس است(کناووس، پاکستون و الساکر، ۲۰۰۷).
عوامل محیطی و فرهنگی
عوامل محیطی تأثیرگذار بر تن انگاره و نارضایتی از بدن، رسانه های گروهی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی را در برمی گیرد. مطالعات متعددی نقش و تأثیر رسانه های گروهی را به ویژه در انتقال دادن و سرمشق کردن الگوهای آرمانی بدن و اهمیت بخشیدن به ویژگیهای بدنی خاصی در مردان و زنان(پاکستون، نیومارک، زتاینر، هانان و آیزنبرگ، ۲۰۰۶ و گروگن، ۲۰۰۸) و در نتیجه ایجاد احساس منفی در آنان نسبت به بدنشان تأیید میکند.
وضعیت اقتصادی- اجتماعی
به نظر میرسد طبقه اجتماعی هم بر چگونگی ادراک افراد از خودشان و میزان اهمیتی که برای تن انگاره آرمانی قائل هستند، تأثیرگذار باشد. بررسی ها نشان میدهند که دختران طبقات بالای اجتماعی در مقایسه با طبقات پایین در آمریکا و استرالیا، الگوی آرمانی لاغرتری را برای خود برمی گزینند و در نتیجه ناهمخوانی بیشتری بین بدن خود و آن الگوی آرمانی تجربه میکنند (وایزمن، گری، موسیمان و آهرنز، ۱۹۹۲ و مونرو و هوون، ۲۰۰۵). این یافته ها با یافته های مربوط به زنان انگلیسی طبقات بالای اجتماعی که در مقایسه با طبقات پایین تر، نارضایتی از بدن بیشتری گزارش میکنند، همخوان هستند (پرسنل، بیرمن و استیس، ۲۰۰۴).
البته در این مطالعات نقش واسطه ای عزت نفس را نباید از نظر دور داشت. در مطالعه ای که در آمریکا انجام شده است برعکس این مطالعات مشخص شد که نوجوانان دختر و پسر طبقات پایین اجتماع عزت نفس پایین تر و نارضایتی از بدن بالاتری دارند.با این وجود، گروگن (۲۰۰۸) بر این باور است که در عصر حاضر تن انگاره از وضعیت اقتصادی-اجتماعی تأثیر نمی پذیرد؛ چون رسانه های جمعی برای همگان و در همه ی طبقه های اجتماعی الگوی بدنی آرمانی یکسانی را ارائه میکنند.
تأثیر رسانه های گروهی
بیشترین و مهمترین تأثیر رسانه های گروهی، همان طور که پیش از این هم اشاره شد از طریق نمایش، تبلیغ و ترویج الگوهای تن انگاره ی آرمانی، اعمال می شود. ارائه و ترویج الگوها ی آرمانی بدن و ظاهرجسمانی جذاب به وسیله ی تلویزیون، سینما، فیلم، نوارهای ویدیویی، روزنامه ها، مجلات و به ویژه در حال حاضر از طریق فضای مجازی انجام می شود. رویارویی با این تصاویر آرمانی جذاب سبب افزایش آگاهی از آن ها و درون فکنی آن ها می شود و به نوبه خود میزان نارضایتی از بدن را افزایش میدهد(مونرو و هوون، ۲۰۰۵).
به طور کلی در جوامع امروزی رسانه ها نقش اصلی را در انتقال ملاک لاغری برای زنان در همه سنین به عهده دارند و پژوهش ها نشان میدهد که الگوی آرمانی لاغراندام زنانه ارائه شده در آن ها منجر به نارضایتی از بدن و روی آوری به شیوه های ناسالم برای کنترل وزن و ترمیم ظاهر است (اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷).
برای تبیین تأثیر رسانه ها بر تن انگاره و نارضایتی از بدن نظریه های متعددی ارائه شده است که از آن جمله می توان به نظریه اجتماعی فرهنگی ( اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷ و استیس و شاو، ۲۰۰۴ )، نظریه ی مقایسه ی اجتماعی(مک کوبی، ریکاردلی، ملور و بال، ۲۰۰۵)، نظریه ی ترویج[۱۵۴] (دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶)، نظریه ی جذب- اضافه[۱۵۵] ، نظریه ی یادگیری اجتماعی[۱۵۶] و نظریه ی انسجام[۱۵۷] (پاکستون، ۲۰۰۵) اشاره کرد.
در مجموع مرور بررسی های مربوط به تأثیر رسانه ها بر تن انگاره نشان میدهد که رسانه ها نقش با اهمیتی در ارائه و انتقال الگوهای جذاب بدنی یعنی، الگوی آرمانی لاغراندام زنانه(باربی شکل) و الگوی آرمانی ستبرتن مردانه(بیل شکل) دارند. به گونه ای که بر تن انگاره ی افراد تأثیری منفی بجای میگذارند که به نوبه ی خود منجر به نارضایتی از بدن می شود. این نارضایتی تا حد زیادی محصول آگاهی افراد از این الگوهای آرمانی فرهنگی برای بدن و درون فکنی آن ها است.
اختلال بد شکلی بدن ( اوج آشفتگی تن انگاره)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مجلس سنای بریتانیا در رابطه با استرداد پینوشه عنوان نمود که شیلی در سالهای بین ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ عضو کنوانسیون عدم شکنجه بوده است و طبق قانون باید تاریخ سال ۱۹۹۸ را مدنظر قرار داد، زیرا قوانین استرداد مجرمین داخلی، مستلزم آن است که شیلی، اسپانیا و بریتانیا از طرفین کنوانسیون باشند. این در حالی است که تاریخ پایان سال ۱۹۹۰، مربوط به درخواست استرداد اسپانیا در زمینه دعاوی شکنجه بوده است که قبل از انتخابات دموکراتیک دولت شیلی در سال ۱۹۹۰ این شکنجهها صورت گرفته بود. اگر موضوع تفکیکپذیری در این مورد مطرح میشد، نظام عدم تفکیکپذیری احتمالا درخواست استرداد را ملغی میکرد در حالی که نظام تفکیک پذیری آن را خواهد پذیرفت. یعنی چنانچه حق شرط نامعتبر باشد، طبق نظام تفکیک پذیری حق شرط دولت شیلی باطل خواهد شد. اسپانیا و بریتانیا اظهار داشتهاند که حق شرط دولت شیلی نسبت به بند ۲ کنوانسیون منع شکنجه [۹۱]ناسازگار با هدف کنوانسیون و یک حق شرط نامعتبر است. در این چنین مواردی معمولا نظام تفکیکپذیری باعث محافظت از حقوق بشر میشود. در حالی که عدم تفکیک پذیری آن را دچار چالش میکند.

اگر دولت مطابق نظام عدم تفکیکپذیری از معاهده کنار برود و دوباره به آن ملحق شود، دچار محدودیتها و هزینه های زیادی خواهد شد. معمولاً گزینه پیروی از نظام تفکیکپذیری چیزی است که دولت هنگام التزام خود نسبت به چنین معاهداتی به آن راغب است، چرا که با باطل شدن عضویت دولت، محدودیتهای بیشتری برای حق حاکمیت آن ها در زمان الحاق مجدد به کنوانسیون به وجود میآید. زمانی که این مسائل حل و فصل میشوند، به درک بهتری خواهیم رسید و میتوانیم به سازماندهی نظامی بیندیشیم که ا نفصالپذیری را به عنوان یک گزینه مطرح میکند. گاهی اوقات اقدام دولت در خصوص یک معاهده، حاکی از لزوم فسخ حق شرط نامعتبر در شرایط خاص است. در شیوه سازماندهی نظام تفکیکپذیری، به این شرایط و شرایطی که فسخ در آن نامناسب است، توجه میشود. این به دلیل آن است که در تعیین یا اجرای چنین نظامی گاهی باید با ابهام یا سکوت مواجه شد. اگر دولتی در زمان پیوستن به معاهده آشکارا حق شرط خاصی را از شرایط ضروری یا غیر ضروری پیوستن به معاهده عنوان کرده باشد، فعالیتهای نهاد رسیدگی کننده سادهتر خواهد شد. اما در مواردی که دولت، به صورت آشکار، حق شرط خاصی را از شرایط پیوستن به معاهده بیان نکرده بشد باید از فرضیات تفسیری و پیش فرض برای تعیین قصد و نیت دولت در ارائه شرط استفاده کرد و در نهایت اساسی یا غیراساسی بودن شرط را در پیوستن به معاهده تشخیص داد.

۶-۳-۳-۴ اقدامات مقدم بر نظریه عمومی شماره ۲۴ کمیته حقوق بشر
اولین قدمی که در این زمینه برداشته بشد، سوالی بود که کمیته رفع تبعیض نژادی مطرح کرده کمیته رفع تبعیض از کمیته حقوقی مجموع عمومی پرسید که آیا این کمیته صلاحیت قانونی دارد که در خصوص ناسازگاری حق شرط با موضوع و هدف کنوانسیون اظهارنظر و تصمیمگیری کند یا خیر؟ کمیته ششم در پاسخ به این سوال با استناد به اینکه این کمیته صرفا نماینده دولتهای عضو محسوب میشود، بیان نمود که چنین صلاحیتی ندارد. زیرا کمیته مذکور نهاد نمایندگی کشورهای متعاهد نیست که به تنهایی صلاحیت کلی احراز از حق شرط بر کنوانسیون را داشته باشد.
زمانی که یک حق شرط مطابق کنوانسیون ارائه شود و مورد پذیرش قرار گیرد، تصمیم کمیته، حتی به اجماع مبنی بر عدم پذیرش حق شرط نمیتواند دارای اثر حقوقی باشد. [۹۲] در رابطه با کنوانسیون حذف تمامی اشکال تبعیض علیه زنان نیز، کمیته حذف تمامی اشکال تبعیض علیه زنان به عنوان نهاد نظارتی کنوانسیون، از کمیته ششم در مورد نقشاش در زمینه حق شرط ناسازگار با موضوع و هدف کنوانسیون سوال نمود. کمیته ششم در پاسخ اظهار داشت که کمیته حذف تمام اشکال تبعیض، صلاحیت تصمیمگیری در خصوص حق شرطهای ناسازگار با موضوع و هدف معاهده را ندارد، هر چند که حق شرط بر عملکرد کنوانسیون و کمیته تاثیراتی داشته باشد.
به نظر میرسد که این پاسخهای کمیته ششم مجمع عمومی سازمان ملل به سوالات کمیته رفع تبعیض نژادی و تبعیض علیه زنان به استناد ماده ۲۰ کنوانسیون وین ۱۹۶۵ حقوق معاهدات بوده است که بر طبق آن فقط دولتها صلاحیت تعیین حق شرطهای مغایر با موضوع و هدف کنوانسیون را دارند. به علاوه، در نشست سال ۱۹۹۲ سران، به دولتها توصیه شد تا به طور منظم حق شرطها را بررسی کنند و نتایج این بررسیها را در گزارشات خود به نهادهای مربوط به معاهده ارائه نمایند. [۹۳] در طی جلسه پنجم سران در سال ۱۹۹۴روسا خاطر نشان کردند که نهادهای نظارتی باید از دولت بخواهند درباره علل ارائه حق شرط نسبت به معاهدههای حقوق بشری توضیح دهند. همچنین روسا توصیه نمودند حق شرط ارائه شده بر معاهدات بینالمللی که مغایر با موضوع و هدف کنوانسیون و در تضاد با مقررات حقوق معاهدات است را اصلاح نمایند. در کنوانسیون جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۹۲ نیز به دولتها توصیه شد تا از ارائه حق شرطهای مغایر با موضوع و هدف معاهده پرهیز کنند. [۹۴]
۷-۳-۳-۴ کمیته حقوق بشر
کمیته حقوق بشر درباره حقو شرط ۲ نظر مهم است که در نظریه عمومی شماره ۲۴ خود این دو نظریه را مطرح کرد.
کمیته حقوق بشر در اولین نظریه خود بیان کرد که صلاحیت تعیین سازگار بودن یا ناسازگار بودن حق شرط را با موضوع و هدف معاهده دارد. و دو دلیل بر اثبات صلاحیتش در این خصوص آورد: اول اینکه، این کار برای دولتهای عضو معاهدات حقوق بشری نامناسب است و دوم اینکه کمیته در این راستا نمیتواند از انجام وظایف خود اجتناب کند. [۹۵]
در دومین نظر خود کمیته حقوق بشر بیان کرد اثر حقوقی یک حق شرط نامعتبر تفکیک آن از معاهده است، بدین معنا که حق شرط باطل، دولت شرط گذار کماکان عضو معاهده تلقی میشود.[۹۶]
با توجه به این دو بیانیه کمیته حقوق بشر به این نتیجه میرسیم که کمیته حقوق بشر خود را هم برای تشخیص معتبر تامعتبر بودن حقو شرط و هم، برای تعیین آثار حقوقی این شرط، دارای صلاحیتی میداند. در اینجا انچه حائز اهمیت است، این است که مبنای صلاحیت کمیته در تشخیص حق شرطهای نامعتبر و تعیین آثار حقوقی آن ها چیست؟ در ادامه به بررسی مبانی صلاحیت کمیته در این خصوص میپردازیم.
۱-۷-۳-۳-۴ بررسی صلاحیت کمیته برای تشخیص حق شرطهای نامعتبر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گروکن(۲۰۰۸) بر این باور است که تن انگاره، وضعیتی فاعلی دارد و میتواند نسبت به تغیییر از طریق تاثیر و نفوذ اجتماعی باز باشد. اگرچه، تعریفهای متعدد و متفاوتی از تن انگاره وجود دارد در این پژوهش به تعریفی از آن توجه داریم که تن انگاره را به مثابه ی ادراکی شخصی در نظر می گیردکه مؤلفه های در تعامل ادراکی، عاطفی، شناختی و رفتاری دارد و میتواند ازعوامل مختلف بدنی، ذهنی، محیطی و بین فردی متاثر شود.

تعریف نارضایتی از بدن
نارضایتی از بدن توصیف کننده ی آشفتگی در مؤلفه یا مؤلفه هایی از تن انگاره است. به عبارتی نارضایتی از بدن را می توان احساسی منفی وتحریف شده نسبت به ظاهر یا ناخشنودی از بدن یا اندازه وشکل آن در نظر گرفت که سبب نگرانی درباره ی تن انگاره وبه نوبه ی خود منجربه تاثیر سو بر سلامت جسمی و روانی فرد می شود(استریگل مور وفرانکو، ۱۹۹۴ به نقل ازلووراسکیرول[۹۳]،۲۰۰۷).
شکل جدی تر و به نسبت شدیدتر نارضایتی از بدن و نگرانی درباره ی آن آشفتگی تن انگاره است که سه جنبه ی اصلی دارد. این سه جنبه بنا به نظرپوکراجاک بولین و زیویک سروویک (۲۰۰۵) عبارتنداز:
۱- تحریف اندازه ی بدن (ناتوانی دربرآورد وتخمیین واقع بینانه ای از اندازه ی بدن خود)
۲- عدم رضایت از بدن (احساس ناخشنودی درباره ی بدن خود یا قسمتهایی از آن)
۳-اختلال تن انگاره (وضعیتی که در آن رفتار فرد به تبع دو جنبه ی قبلی آشفته می شود)
عده ای دیگر از محققان( مثل شیه و کوبو، ۲۰۰۲) برای آشفتگی تن انگاره یا نارضایتی از بدن تنها دو جنبه در نظر می گیرند که عبار تند از:

۱- میل به لاغری ( تمایل بیش از حد فرد برای دستیابی به لاغری آرمانی)
۲- عدم رضایت از اندازه ی بدن (ناهمخوانی بین تصویر فعلی ادراک شده ی فرد از بدنش وتصویر آرمانی که برای آن درنظر دارد).
همان طور که در فصل قبل اشاره شد در این مطالعه منظور از نارضایتی از بدن احساس ناخوشایندی است که فردنسبت به اندازه، وزن و شکل آن دارد و میزان نگرانی و اشتغال خاطری که از این بابت تجربه میکند.
بررسیهای همه گیر شناسی مربوط به نارضایتی از بدن
نارضایتی از بدن در سراسر جهان غرب پدیدهای شایع است و به نظر میرسد و به زودی مسئلهای جهانی شود. شیوع بالای این نارضایتی در زنان به حدی است که گاهی آن را یک ناخشنودی بهنجار مینامند (رودین، سیلبرستین، استریگلمور،۱۹۸۵). پاکستون (۲۰۰۰) نارضایتی از تن انگاره را زمینهای نیازمند مراقبت بهداشتی در نظر میگیرد.
بررسیهای همه گیر شناسی در جمعیتهای مختلف، میزان شیوع و بروز متفاوتی را گزارش کردهاند. به به طور مثال در مطالعه دختران دبیرستانی استرالیا و نیوزلند ۷۰ تا ۷۶ درصد از آنان تن انگاره یی آرمانی را برای خودشان آرزو داشتند که از وضعیت موجودشان به مراتب لاغرتر بود. نیمی از آن ها تلاش برای کاهش وزن داشتند در حالی که درصد خیلی کمتری از آن ها اضافه وزن داشتند (پاکستون ۱۹۹۰، فایر، بولک و سالیوان[۹۴]؛ ۱۹۹۶).
در مطالعهای که کش (۱۹۹۷) در ایالات متحده آمریکا انجام داده مشخص شده است که ۵۶ درصد از زنان و ۴۳ درصد از مردان نارضایتی از وضعیت بدنی دارند.
در مطالعه دیگری که به وسیله کناردی، براون و وگت[۹۵] (۲۰۰۱) درجمعیت زنان جوان استرالیایی انجام شد فقط ۲۴ درصد از زنانی که وزن سالم و طبیعی داشتند از وزن خود راضی بودند.
در مطالعه ای که در سال ۲۰۰۲ به وسیله کش روی ۶۰۰ نفر دانشجو انجام شد میزان نارضایتی از ظاهر فیزیکی برای دختران ۳۳ درصد و برای پسران ۱۴ درصد گزارش شده است. این یافته در حالی است که تنها ۶ درصد از مردان و ۱۹ درصد از زنان آشفتگی شدیدی بدین دلیل گزارش کردند.درمطالعه ی دیگری به سال ۱۹۸۵کش گزارش کرده بود که از ۳۰ هزار مشارکت کننده ی مورد بررسی اش، به ترتیب دو پنجم از زنان ویک سوم از مردان به طور کلی ظاهرشان را دوست ندارند. همچنین نتایج بررسی دیگر وی حاکی از نارضایتی کلی ۵۶ درصد از زنان و۴۳ درصدمردان ازظاهرشان بود(کش۱۹۸۶).
فیتس، گیبسون و ردینگ[۹۶] (۱۹۸۹) در یک بررسی زمینه یابی نشان دادهاند که ۷۰ درصد از دانشجویان آمریکایی تا حدی از ظاهر جسمانی خود ناراضی هستند و این نارضایتی را بیان میکنند و ۴۸ درصد تا حدی با جنبههایی از ظاهر جسمانی خود اشتغال خاطر دارند و نگران آن هستند.
مطالعهای که توسط کش ، وینستید وجاندا[۹۷] (۱۹۹۷) انجام شده نشان داده است که مردان عمدتاًً از شکم (۶۳ درصد) وضعیت عضلانی(۴۵درصد) و سینه (۳۸درصد) ناراضی هستند و ۱۷ درصد از مردان حداقل ۳ سال از عمر خود را صرف دستیابی به وزن ایدهآل میکنند.
بر اساس بررسی دانشگاه میسون استرالیا در سال ۲۰۰۷ روی ۲۹ هزار استرالیایی ۱۱ تا ۲۴ ساله، ۳/۳۲ درصد از نمونه مورد مطالعه مهمترین نگرانی خود را تن انگاره دانستهاند و این مشکل در رتبهای برتر از تضادهای خانوادگی و مقابله با استرس قرار داشته است.
بر اساس مطالعه دیگری که در سال ۲۰۰۸ (زمینهیابی ملی جوانان استرالیایی ، ۲۰۰۷) روی جوانان ۱۵ تا ۲۰ سالهی استرالیایی گزارش شد، ۵۴ درصد از آنان نگران تن انگاره خود بودهاند و آمار نارضایتی از تن انگاره نسبت به سال ۲۰۰۶ افزایش نشان داده است. (نظر سنجی دموکراتهای استرالیا از جوانان، ۲۰۰۸).
شیوع بالای نارضایتی از بدن سبب شده که عدهای از جمله هاریسون و کاستل[۹۸](۱۹۹۹)، پاکستون وهمکارانش(۲۰۰۶) وگروگن(۲۰۰۸) بر این باور باشند که نگرانی نسبت به ظاهر جسمانی و نارضایتی از بدن پدیده شایع در جعمیت عمومی و رو به گسترش است. تفاوت میزان شیوع در مطالعات مختلف علاوه بر تفاوت واقعی میتواند ناشی از تعریف عملیاتی و ابزارهای اندازه گیریی باشد که در این مطالعات مورد استفاده قرار گرفتهاند.
ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از بدن
به منظور ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از بدن یا به عبارتی نگرش و احساس نسبت به وضعیت بدن (نارضایتی از وزن ، شکل، قیافه و …) از شیوه ها و فنون مختلفی استفاده شده است.
یکی از این شیوه ها، استفاده از مقیاسهای مبتنی بر تصویرهای ترسیم شدهای است که پیکرهایی با اندازه های مختلف به طور مثال کاملاً لاغر اندام تا بسیار چاق را نشان میدهند. معمولاً به این منظور از نه پیکر ترسیمی زن و مرد در اندازه های مختلف استفاده میشود. در این شیوه از آزمودنی میخواهند تصویری را که با وضعیت بدنی او تقریباً هم خوانی دارد مشخص کند. هم چنین میتوان از او خواست که وضعیت بدنی آرمانی و جذاب را هم مشخص کند. میتوان بر اساس فاصله بین تن انگاره ی آرمانی و تصویری که بدنش را آن گونه تصور میکند، همچنین فاصله ی بین تن انگاره ی جذاب و تصویری که از جذابیت خودش انتخاب کرده، میزان نارضایتیاش را محاسبه کرد(تامپسون و آلتابه، ۱۹۹۱). این شیوه ی ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از بدن به لحاظ خصوصیات روان سنجی (اعتبار و پایایی) در فرهنگهای متفاوتی بررسی شده است و مقیاسی مناسب به منظور ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از وضعیت بدنی در نظر گرفته میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شرایط ایجاد رابطه
برای فراهم آوردن این شرایط رعایت چند نکته ضروری است:


۱) به وجود آمدن آزادی کامل درابراز احساسات ورفتار.
۲) ارتباط یافتن گفتارورفتارمراجعان با احساسات ورفتارمشاور.
۳) تشخیص صحیح احساسات و ادراک به وسیله مراجعان.
۴) برمراجعان معلوم می شود که مشکل او ناشی ازناهماهنگی موجود بین تجارب ومفهوم خود است.
۵) به مفهوم خود سازمان مجددی میدهند وآن را با تجارب خویش هماهنگ میکند که در نتیجه حالتهای دفاعی و مقدماتی درهم شکسته می شود.
۶) توجه مثبت وغیرشرطی را تجربه میکند ومی آموزد که نسبت به خودش توجه مثبت غیرشرطی را نیز اعمال کند.
۷) خود رامرکزومحورارزشیابی خویشتنی قرار میدهد و کمتر بر اساس فرایند ارزش گذاری ارگانیزمی ارزشیابی میکند و عکس العمل نشان میدهد. (شفیع آبادی ۱۳۷۵)
۸) تغییر شخصیت، تحول از حالت عدم انعطاف به سیلان واز ایستایی به پویایی است درجریان درمان ودرفرایند تغییرشخصیت، هفت بخش رفتاری را می توان در مراجعان مشاهده کرد. (شفیع آبادی ۱۳۸۱)
مراحل مشاوره گروهی مراجع محوری
مرحله اول : گفتگو تقریباً سطحی وظاهری است ویک نوع عدم تمایل به انتقال اطلاعات در مراجع دیده می شود. مراجع در این مرحله تمایای به ارتباط با خود ندارد وارتباطش فقط در حدعوامل خارجی انجام می پذیرد. مراجع احساسات و عوامل شخصی را به خودش اسناد نمی دهد وخود را مالک آن ها نمی داند.
در این مرحله هیچ مشکل ویا ایرادی تصور نمی شود. درتمایل به تغییر وجود ندارد و در این مرحله داوطلب ادامه درمان نیست.
مرحله دوم : اگر در مرحله اول شریکی فراهم آوریم که مراجع آماده پذیرش درمان شود و همکاری را آغاز کند، در این صورت بیان موضوعات درباره عوامل خارجی از«خود» آغاز می شود. مشکلات به منابع وعوامل خارجی اسناد داده نمی شودعمل تجربیدن درگذشته انجام می شود وبه رفتارواحساسات به مقدارکمی معنی ومفهوم شخص داده می شود ممکن است مراجع درچنین سطحی خودش داوطلبانه برای تغییر مراجعه کند. ولی معمولاً آن را ادامه نمی دهد ویا پیشرفت کمی درجریان درمان حاصل میآید.
مرحله سوم : مقاومت کاهش مییابد ومراجع درباره خود وتجربیات وابسته به بحث می پردازد.احساسات، معانی ومفاهیم شخصی اظهار میشوند ومسئولیت بسیارکمی برای آن ها از طرف مراجع پذیرفته می شود اکثر درمانها از چنین مرحله ای آغاز می شوند.
مرحله چهارم : اعمال پذیرش، درک وهمدلی نسبت به مراجع درمرحله سوم موجب می شود که مراجع به مرحله چهارم برسد واحساسات خود رابیان کند وبا اندکی اکراه، ترس وعدم اعتماد آن ها را بپذیرد. مراجع به کشفیاتی راجع به خودش نا ئل می
آید ومحبت و کارایی برخی ازفعالیت هایش را مورد سؤال قرار میدهد.
تمایزاحساسات به مقداربیشتری انجام میگیرد وتضادها بررسی میشوند. مراجع خود را نیز درایجاد مشکلات مسئول می پندارد وبا مشاور روابطی بر اساس احساسات برقرار میکند.
مرحله پنجم : در این مرحله احساسات آزادانه ودرعین حال با تعجب بیان میشوند اگرچه عدم اعتماد وترس هنوز تا اندازه ای وجود دارد ولی احساسات تقریباً به طور کامل ارائه و بیان میشوند. احساسات،معانی ومفهوم با دقت بیشتری از یکدیگر متمایز میشوند.فرد احساساتش را می پذیرد وآنها را متعلق به خودش میداند، تجربیدن را آغاز می کند ومستقیماً با تضادها مواجه می شود .مراجع مسئولیت مشکلش را می پذیرد وبه هستی ارگانیزمی خود نزدیکتر می شود.
مرحله ششم : این مرحله کاملاً مشخص است. احساساتی که قبلاً در درون افراد بود حال به طورآنی به تجربه درمی آید ومراجع نتایج آن را به خوبی می بینند فرد با احساس و با تجربه خودش آن طوری که هست نه آن گونه که وحشتزا وترس آور بود مواجه می شود. بدین معنی که مراجع مهم اکنون با تجربه واحساسش زندگی میکند وآنگونه که آن را احساس میکند. در نتیجه همگانی با تجربیات که میخواهد به کارمی بندد، مراجع تغییرات احساسات را می پذیرد، آن ها را متعلق به خودش میداند، به فرایند کلی ارگانیزمی خویش اعتماد میکند وبه راحتی با مسائل درونی وبیرونی مواجه می شود.
روشهای آماری تحلیل داده ها
بعد از پایان یافتن کار جمع آوری اطلاعات و حذف پرسشنامه های ناقص و بیجواب، سرانجام کار توصیف و تحلیل آماری بر روی٣٢ نسخه پرسشنامه (١۶پرسشنامه در مرحله پیش آزمون و ١۶ پرسشنامه در مرحله پس آزمون ) انجام گرفت. بر این اساس، پرسشنامه ها مجدداً شمارهگذاری شده و اطلاعات هر کدام از آنها کدگذاری گردید .کد های داده شده به سؤالات پرسشنامهها وارد کامپیوتر شده و با بهره گرفتن از بسته ی نرمافزار کامپیوتری معروف به (SPSS) در محیط ویندوز تحلیل شده است. در تحلیل داده ها، ابتدا ویژگی های فردی آزمودنی ها و هم چنین خودپنداره بین دو گروه آزمایش و گواه با بهره گرفتن از روش های آمار توصیفی مانند جداول یک و دو بعدی توزیع فراوانی مطلق ، درصد فراوانی ، میانگین و انحراف استاندارد بررسی و توصیف شده اند سپس فرضیات تحقیق با بهره گرفتن از روش های آمار استنباطی مانند آزمون تی و ضرایب همبستگی (پیرسون و اسپیرمن ) بررسی شده اند.
فصل چهارم
یافته های تحقیق وتجزیه وتحلیل آن ها
در این فصل داده های جمع آوری شده در دو بخش مورد تحلیل قرار میگیرند، در بخش نخست با بهره گرفتن از تکنیکهای آمار توصیفی ویژگیهای جمعیت مورد مطالعه بررسی خواهد شد.در بخش دوم با بهره گرفتن از تکنیکهای آمار استنباطی هر یک از فرضیات پژوهش مورد بررسی قرار میگیرد.
۴-١- بررسی ویژگیهای جمعیت مورد مطالعه بر اساس آمار توصیفی
قبل از تحلیل داده ها، جهت شناخت بیشتر جامعه مورد مطالعه به توصیف هر یک از متغیرها با بهره گرفتن از تکنیکهای آمار توصیفی مانند جداول یک و دو بعدی توزیع
فراوانی مطلق ، درصد فراوانی ، میانگین و انحراف استاندارد به ترتیب زیر میپردازیم:
۴-١-١- توزیع فراوانی آزمودنی ها برحسب سن آن ها
جدول ۴-١ بیانگر توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن آن ها میباشد. بر اساس داده های جدول زیر می توان گفت که سن ٨/١٨درصد از کل پاسخگویان ١٣سال ، ٣/۶درصد ١۴سال ٨/١٨درصد ١۵سال ، ٣/۶درصد ١۶سال و ۵٠درصد ١٧سال میباشد. میانگین و انحراف استاندارد سن آزمودنی ها به ترتیب ۶/١۵و ۶/١سال میباشد.
جدول ۴-١: توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن آن ها
سن
فراوانی (تعداد)
درصد
١٣سال
٣
٪٨/١۸
١۴سال
١
٪٣/۶
١۵سال
٣
٪٨/١٨
١۶سال
١
٪٣/۶
١٧سال
٨
٪۵٠
جمع
١۶
٪١٠٠
میانگین
۶/١۵سال
انحراف استاندارد
۶/١سال
۴-١-٢- توزیع فراوانی آزمودنی ها برحسب میزان تحصیلات آن ها
جدول ۴-٢توزیع فراوانی پاسخگویان را بر حسب میزان تحصیلات آن ها نشان می
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این دسته از جرایم به طور عمده از سوی افراد آگاه به علوم رایانهای رخ میدهد که در اغلب موارد عمدی واز روی تجری ویا عداوت صورت میگیرد، از این رو میتوان مجرمان رایانهای را از نوع مجرمان یقه سفید دانست. مدنظر قرار گرفته که این نیز درست به نظر نمیرسد چرا که ممکن است خود جاسوس به خاطر و قصد مسائل غیراقتصادی و صرفاً مسائل ملی و یا حتی اذیت کردن اقدام کند که مشمول این موارد هم نمیشود ثانیاًً در این تعریف در اصل تعریف جاسوسی رایانهای بیان نشده است بلکه صرفاَ مصادیق جاسوسی رایانهای آن هم نه کامل بیان شده که به نظردرست نمیرسد.

۳-۱-۲- مفهوم جاسوسی در حقوق جزای سنتی
جاسوسی و خیانت به کشور از دیرباز موجب نکوهش و سرافکندگی بوده است و قوانین کشورهای مختلف هم به جرم انگاری این عمل خیانتکارانه و مذموم پرداختهاند، قانون گذار جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۷۵ تحت عنوان تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده مواد قانونی مختلفی را در مورد افشای اطلاعات، در اختیار دیگران قرار دادن آن ها، انتقال آن ها در شرایط جنگی و موارد دیگر مقرر داشته است که در این بین ماده ۵۰۵ قانون مجازات اسلامی (جاسوسی سنتی) را مورد بررسی قرار خواهیم داد و آن را با ماده ۳ جرایم رایانهای (جاسوسی رایانه ای) مقایسه خواهیم نمود. برای تعریف جاسوسی سنتی میتوان به همان ماده ۵۰۵ قانون مجازات اسلامی اشاره داشت که چنین مقرر میدارد «هرکس با هدف برهم زدن امنیت کشور به هر وسیله اطلاعات طبقه بندی شده را با پوشش مسئولین نظام یا مامورین دولت یا به نحو دیگر جمع آوری کند چنانچه بخواهد آن را در اختیار دیگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غیر این صورت به حبس از یک تا پنج سال محکوم میشود». بدین ترتیب جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده (سری، به کلی سری، محرمانه، خیلی محرمانه) و در اختیار دیگران قرار دادن این اطلاعات تحت عنوان جاسوسی در قوانین ما پیشبینی شده است و تاکنون پاسخگوی جرائم احتمالی در این حوزه بوده است. اما با رشد روز افزون کاربران رایانه و رشد شبکه های اجتماعی مجازی، افزایش وبلاگها و سایتها با موضوعات متنوع و هم چنین امکان انتقال داده ها توسط ایمیل یا چت و . . . سبب شد تا این مجموعه عظیم نوین مجازی مورد توجه بیگانگان و طمع اطلاعاتی آنان قرار بگیرد و سرویسهای اطلاعاتی بیگانه نیز در همین راستا سعی در فعالیتهای جاسوسی در این فضای مجازی نمودند. قانون گذار جمهوری اسلامی در ماده ۷۳۲ قانون مجازات اسلامی یا همان ماده ۳ جرایم رایانهای توانست با تدبیری موفق، این نوع جدید از جاسوسی را که تحت عنوان جاسوسی رایانهای شناخته می شود پوشش دهد، طبق این ماده «هر کس به طور غیر مجاز نسبت به داده های سری در حال انتقال یا ذخیره شده در سامانههای رایانهای یا مخابراتی یا حاملهای داده مرتکب اعمال زیر شود به مجازاتهای مقرر محکوم خواهد شد : الف) دسترسی به داده های مذکور یا تحصیل آن ها یا شنود محتوای سری در حال انتقال به حبس از یک تا سه سال یا جزای نقدی از بیست میلیون ریال تا شصت میلیون ریال یا هر دو مجازات ب) در دسترس قرار دادن داده های مذکور برای اشخاص فاقد صلاحیت به حبس از دو تا ده سال ج) افشا یا در دسترس قرار دادن داده های مذکور برای دولت، سازمان، شرکت یا گروه بیگانه یا عاملان آن ها به حبس از پنج تا پانزده سال». بدین ترتیب جاسوسی رایانهای در سه مرحله به صورت کامل جرم انگاری شده و مجازات آن مقرر شده است، اما سوال اساسی این است که چرا با وجود اینکه قانون مجازات اسلامی پیش از این و در ماده ۵۰۵ فوق الذکر در مورد جرم جاسوسی، جرم انگاری نموده بود یک بار دیگر و در یک ماده قانونی جدید باز هم به جرم انگاری جاسوسی پرداخته است ؟ به عبارت دیگر مگر این جرایم چه تقاوتهایی با یکدیگر دارند که مقنن تحت عنوان دو ماده قانونی به شرح آن پرداخته است ؟ آیا ماده ۳ جرایم رایانهای ماده ۵۰۵ را نسخ کردهاست ؟ آیا رایانه به عنوان ابزار جرم سبب این تفاوت بین دو ماده شده است یا موارد دیگری نیز وجود دارد؟ در پاسخ به این سوالات باید گفت اولاً ماده ۳ جرایم رایانهای ماده ۵۰۵ را نسخ صریح یا ضمنی نکرده است و هر دو ماده قانونی در دادگاهها قابل اعمال است و ثانیاًً طبیعتاً صرف ارتکاب جرم توسط رایانه نمیتواند موجب تصویب قانون جدیدی باشد زیرا در همان ماده۵۰۵ قانون مجازات اسلامی نیز عنوان «به هر نحو دیگر» یا «به هر وسیله» وجود دارد که شامل رایانه هم میشود، پس تفاوتهای دیگری وجود دارد که اینک به بیان آن خواهیم پرداخت.[۶۷] 
 ۱) در ماده ۵۰۵ قانون مجازات اسلامی بحث از اطلاعات طبقه بندی شده به طور عام است و شامل هر چهار طبقه اطلاعات می شود اما در ماده ۳ جرایم رایانهای صرفاً از اطلاعات سری و به کلی سری نام برده شده و اطلاعات محرمانه و خیلی محرمانه را از تعریف خود خارج نموده است. همان طور که میدانیم اطلاعات سری اطلاعاتی است که افشای آن به منافع ملی و امنیت کشور لطمه وارد میکند و اطلاعات به کلی سری اطلاعاتی است که افشای آن ها به امنیت کشور و منافع ملی صدمات جبران ناپذیر وارد میکند. بدین ترتیب چون ماده ۳ جرایم رایانهای اختصاصاً به اطلاعات سری و به کلی سری اختصاص دارد در موارد جرایم احتمالی در حال حاضر قاضی به این ماده استناد می کند نه ماده ۵۰۵ قانون مجازات اسلامی. ۲) در ماده ۵۰۵ آمده است که «اطلاعات را جمع آوری کند» اما در ماده ۳ جرایم رایانهای مقرر شده است که «دسترسی به داده ها». بدین ترتیب متوجه خواهیم شد که محدوده ماده ۳ جرایم رایانهای بیشتر است و صرف دسترسی به این اطلاعات را جرم انگاری کردهاست اما از طرفی هم این ماده ضعف دارد زیرا جمع آوری اطلاعات را مورد اشاره قرار نداده است. حال در فرضی که فردی به اطلاعات طبقه بندی شده دسترسی پیدا کرده و این اطلاعات را جمع آوری نموده باشد قبل از در اختیار قرار دادن، جرم متعدد انجام داده است اما قاضی ماده ۵۰۵ قانون مجازات اسلامی را اعمال خواهد نمود زیرا جمع آوری اطلاعات مستلزم دسترسی به آن اطلاعات بوده است و مجازاتش هم اشد است. ۳) در ماده ۵۰۵ بیان شده است که اطلاعات طبقه بندی شده را «در اختیار دیگران قرار دهد». مفهوم دیگران کلی و مبهم است و ممکن است منظور مقنن کشور بیگانه یا فرد بیگانه یا فرد غیر صالح و … باشد ولی ماده ۳ جرایم رایانهای این نقص را جبران نموده و باز هم با تعریفی بازتر نسبت به ماده قبلی بیان داشته است برای افراد فاقد صلاحیت یا دولت، سازمان، شرکت یا گروه بیگانه یا عاملان آن ها.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بر طبق موضوع نبرد بر سر مهار و قدرت در رویکرد راهبردی ، در برخی ازدواجها نشانه های بیمارگون یک همسر (مثلا، حمله اضطرابی، هراس و افسردگی) آنچه که میان همسران رخ میدهد را اداره میکند: کجا بروند، با هم چه کاری بکنند، آیا شوهر میتواند برای مدت کوتاه از اوج جانبداری نکندو…به طور متعارف، این نشانه ها را تجلیات تعارض درون روانی می دانند و لذا آن ها را جنبههای غیر ارادی “بیماری” فرد می انگارند، اما راهبردگرایان قویا با تبیینهای درون روانی مخالف هستند و نشانه های بیماری را رویداد های بین فردی می دانند، ترفند های که بیمار از آن ها برای برخورد با دیگران استفاده میکند. به نظر آن ها هدف درمان عبارت است از سوق دادن بیمار به سوی پرورش و گسترش روش های دیگری برای تعریف روتبط و در نتیجه کنار گذاشتن روش های بیمارگون.


۲-۲۳- ویژگیهای رویکرد راهبردی
حل مشکلات عنوان شده توسط مراجع، در چارچوب خانواده
۲- تکیه بر یک روش نیست بلکه براین است که مواجهه با هر مشکل باید با توسل به فنون مختص آن شرایط خاص صورت گیرد.
۳- تغییر از راه بینش و درک حاصل نمی شود بلکه از طریق اجرای رهنمودهای مراجع حاصل می شود.
۴- مشکل رفتاری تلقی می شود که خود آن رفتار جزیی از یک سلسله اعمال حاکم بر روابط چند انسان است و درمان براین تسلسل تکراری رفتار متمرکز است. نشانه مرضی، عنوان یا تبلور یک سلسله رفتار در یک سازمان اجتماعی میباشد.
۵- درمان موفقیت آمیز یعنی حل مشکلات مراجع
۶- درمان کوتاه مدت حدود ۱۰ جلسه میباشد
۷- درمانگر مسئول ابداع راهبرد برای حل مشکل بیمار را برعهده دارد.
۸- تعریف مشکل به گونه ای که دست کم دو یا سه نفر را شامل شود برای اینکه امکان بررسی سلسله مراتب و تبانیها وجود داشته باشد.
۹- هدف تسکین شکایات کنونی مراجع میباشد.
۱۱- تغییر در شیوه عمل اعضای خانواده باید مقدم بر تغییر احساسات و ادراکات باشد.
۲-۲۴- فنون رویکرد راهبردی
خانواده درمانگران راهبردی بسیار نوع آور هستند. به عقیده آن ها اینکه به افراد بگوییم آنچه انجام میدهند، بی فایده است. این موضوع درباره تشویق به تخلیه عاطفی صدق میکند(هیلی،۱۹۷۲). اگر خانواده ها بخواهند تغییر کنند، تغییرات در شیوه عمل اعضای خانواده باید مقدم بر تغییر در احساسات و ادراکات جدید آن ها باشد. هر مداخله ای در درمان استراتژیک به طرز فکر ویژه افراد و مشکلات وابسته است. برای ایجاد تغییرات مطلوب، درمانهای استراتژیک از فنون مورد استفاده در همه روشها خانواده درمانی بهره می گیرند.
بازتعبییر: متضمن استفاده از زبان برای القای یک تغییر شناختی در درون اعضای خانواده و تغییر ادراک از موقعیت است. درباز تعبیر، تفسیر متفاوت از آنچه در گذشته به کار برده می شد نسبت به موقعیت و رفتار خانواده عرضه شود. در این فرایند، به موقعیت معنای جدیدی داده می شود و در پی آن روش های دیگر رفتار کردن کاوش می شود. باز تعبیر موقعیت را تغییر نمی دهد بلکه “تغییر معنا امکان تغییر را به وجود می آورد”( پیرسی و اسپرانکل،۱۹۸۶). برای مثال “افسردگی” به معنای “یکدندگی” و “لجباز” تعبیر می شود. علاوه بر آن، بازتعبیر به برقراری رابطه حسنه بین درمانگر و خانواده کمک میکند و مقاومت را درهم می شکند.
تجربیات شاق: عقیده پشت تجربیات شاق این است که مراجعان از حفظ نشانه های مرضی که پر زحمت است، سریع تر دست بکشند تا آنهایی که ارزشمند است(هی لی،۱۹۸۱). در این روش درمانگر به خانواده یا اعضای خانواده که در صدد حذف یک نشانه مرضی هستند، تکلیف انجام یک تجربه شاق را محول میکند. تجربیات شاق رفتارهای خنثی یا سازنده ای هستند که افراد باید انجام دهند قبل از اینکه به آن ها اجازه داده شود در رفتارهایی که در صدد حذف یا اصلاح آن هستند، درگیر شوند. برای مثال قبل از افسرده شدن فرد مجبور شود که تمرین بدنی انجام دهد یا برا ی کسی یا جمعی که از آن ها خوشش نمی آید هدیه ای بخرد یا مهمانی بگیرد. اساسا تجربیات شاق همیشه سالم هستند اما فعالیتی نیست که شخص بخواهد به سمت آن درگیر شود. در نتیجه او ممکن است از نشانه مرضی دست بکشد تا از رفتارهای ناخواسته دیگر خلاص شود.
وانمود کردن: فن وانمود کردن در مقایسه با سایر روش های مورد استفاده در خانواده درمانی استراتژیک ملایم تر و کمتر مواجهه ای است. مدانس مبدع این فن شناخته می شود. این فن فی نفسه کمتر موجب تحریک دفاع و طغیان می شود، اما باز هم در غلبه بر مقاومت خانواده مؤثر هستند. مثلا، درمانگر اظهار میدارد که کودک حاوی نشانه( به عنوان مثال، کودکی که گهگاه بستر خود را خیس میکند یا در دل های مکرر دارد) ” وانمود کند که در این لحظه یک نشانه دارد و والدین او نیز “وانمود” کنند که دارند به او کمک می نمایند. در نتیجه، درمانگر با تغییر بافت، به ظرافت از درمانجویان میخواهد تا (با خاموش و روشن کردن رفتار خود) عملی را فرض میکردند غیر ارادی و لذا، غیر قابل مهار است، به شکلی ارادی تحت مهارخود درآورند. مدانس با بهره گرفتن از این مداخله تناقضی دست به اجرای یک بازی تظاهری می زند که قبلا یک نشانه واقعی را تولید کردهاست. در بسیاری از موارد ، اگر خانواده مشغول وانمود کردن باشد، پس نشانه فعلی نمی تواند حقیقت بیرونی داشته باشد و با اراده می توان از آن دست کشید.
دستورالعمل:
دستورالعمل آموزشی است که درمانگر خانواده به خانواده میدهد تا به گونه متفاوتی رفتار کند ” دستورالعمل در درمان استراتژیک مثل تعبیر و تفسیر در روانکاوی است و ابزار اصلی این رویکرد میباشد” (مدانس،۱۹۹۱). می توان آنچه را که در درمان صورت میگیرد را دستورالعمل تلقی کرد. اگر حین مصاحبه هنگامی که فرد یا خانواده راجع به چیزی صحبت میکنند، درمانگر بگوید، ” برایم بیشتر توضیح بده” در واقع دستورالعمل میدهد. اگر درمانگر فقط سر خود را تکان دهد و لبخند بزند و با این کار کسی را تشویق به ادامه گفتار کند، این هم دستورالعمل است. اگر یک نفر چیزی بگوید که خوشایند درمانگر نیست، ممکن است درمانگر به او بگوید” دیگر تکرارش نکنید”. این کار مثل این است که بگوید چه بکن. اگر درمانگر روی از شخص برگرداند و اخم کند، با این عمل ضمنا به شخص میگوید که نباید چنین چیزی بگوید.
انواع دستورالعمل:
دو طریقه برای دادن دستورالعمل وجود دارد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گانی و همکاران[۴۲] رفتار نگهداری وجه نقد را در شرکتهای فرانسوی، آلمانی، ژاپنی، انگلیسی و آمریکایی با بهره گرفتن از داده های ۴۰۶۹ شرکت در طی سالهای ۱۹۹۶- ۲۰۰۰ بررسی میکنند. این تحقیق بر رابطه بین اهرم و نگهداری وجه نقد متمرکز شده است. شواهد این تحقیق حاکی از وجود رابطه غیرخطی معنیدار بین نگهداری وجه نقد و اهرم است. نتایج این تحقیق همچنین نشان میدهد که اثر اهرم بر نگهداری وجه نقد تا اندازهای به خصوصیات کشورها مثل تمرکز مالکیت بستگی دارد(گیونی،۲۰۰۷). ازکان نتیجه گرفت که نگهداری موجودیهای نقدی توسط شرکتها رابطه منفی با داراییهای شبه نقد و داراییهای جاری شرکتها دارد. نتایج بیانگر این است که شرکتها میتوانند از داراییهای جاری به عنوان جانشینی برای موجودیهای نقدی استفاده نمایند. همچنین، به دلیل اجتناب از کمبود نقدینگی جهت پرداخت سودهای تقسیمی، شرکتها موجودیهای نقدی بیشتری را نگهداری مینمایند.


هان و کیو[۴۳] نشان دادند که شرکتهای دارای محدودیتهای مالی، نگهداری موجودیهای نقدی خود را در پاسخ به افزایش نوسانات جریانهای وجوه نقد افزایش میدهند، زیرا محدودیتهای مالی یک نوع رقابت و تضاد بین سرمایهگذاری های جاری و آتی به وجود آورده، با وجود ریسک جریانهای وجوه نقد آتی، باعث ایجاد انگیزه جهت اقدام برای پس اندازهای احتیاطی میشود(هان،۲۰۰۶).
ارسلان و همکاران نیز نگهداری موجودیهای نقدی را به عنوان وسیلهای حفاظتی در برابر نوسانات جریانهای وجوه نقد میدانند(ارسلان،۲۰۰۶).
همچنین طالبی نتیجه گرفت که وضعیت نقدینگی شرکتها به مقدار زیادی تحت تأثیر ماهیت فعالیت شرکت ها قرار میگیرد. وی همچنین بیان میکند که روش های تامین مالی و مدیریت مطالبات، بر وضعیت نقدینگی شرکت مؤثرند(طالبی،۱۳۷۷). یوسفی نیز نتیجه گرفت که حسابهای پرداختنی، یکی از عواملی است که می توان بر مبنای آن، پیشبینی معنیداری از جریان وجوه نقد به عمل آورد(یوسفی،۱۳۸۰).
خالص سرمایه در گردش: مدیریت سرمایه در گردش عبارت است از: تعیین مقدار و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به گونه ای که به افزایش ثروت سهام داران منجر شود(تهرانی، ۱۳۸۷،۱۷۵).
در گردش، کسب اطمینان از استفاده بهینه از منابع برای سودآوری و حداکثر کردن ثروت سهام داران است. بنابرین سرمایه در گردش، همان طور که راپاپورت بیان کردهاست، میتواند یکی از عوامل ایجاد کننده ارزش برای سهامداران در نظر گرفته شود. بر اساس دیدگاه راپاپورت، کاهش سرمایهگذاری مازاد در سرمایه در گردش، به افزایش ارزش برای سهام داران می انجامد .
کاهش نیاز اضافی به سرمایه در گردش، بدین معنا است که یک کسب وکار، دارای جریانهای نقد خروجی کمتری برای موجودی ها و بدهکاران باشد و افزایش در جریانهای نقد ورودی، به باور وی، ایجاد ارزش از طریق بهبود کسب وکار را افزایش میدهد(بندر و کیت[۴۴]، ۲۰۰۲ ). در سطوح سرمایه در گردش، نسبت به سایر عوامل ایجادکننده ارزش مانند ایجاد و برقراری پیشرفت پایدار در سود، آسانتر است.
در فضای اقتصاد چالشی که سازمانهای بینالمللی راه های جدیدی را برای رشد و بهبود عملکرد مالی و کاهش ریسک جست وجو میکنند، سرمایه در گردش منبعی مهم برای بهبود عملکرد مالی به شمار میآید. با این اوصاف مدیریت سرمایه در گردش فعال، نیاز اساسی توانایی سازمان برای سازگاری در اقتصاد پرچالش است. مدیریت سرمایه در گردش، به دنبال برقراری تعادل حساس بین حفظ نقدینگی برای پشتیبانی از عملیات روزانه و حداکثرسازی فرصتهای سرمایهگذاری کوتاه مدت است(بهارمقدم و همکاران،۱۳۹۱).
سرمایه در گردش یک شرکت برای اخذ وام، همواره در صدر توجهات اعطاکننده اعتبار قرار دارد. لئوپولد بیان میکند که معروفیت سرمایه در گردش در نزد عموم، به مثابه معیار نقدینگی و سلامت مالی کوتاه مدت، آن قدر گسترده است که به ندرت نیاز به تهیه سند و مدرک دارد(میرالماسی، ۱۳۷۴).
اهمیت روزافزون مدیریت سرمایه در گردش، سبب شده که این موضوع به صورت یک رشته تخصصی مالی درآید. مطالعات نشان میدهد که بیشتر وقت مدیران مالی صرف عملیات داخلی روزانه شرکت می شود که به سادگی با عنوان مدیریت سرمایه در گردش بیان میشوند. هر گونه تصمیمی که در این بخش از جانب مدیران واحد تجاری اتخاذ میشود، آثار چشمگیری بر بازدهی عملیاتی واحد تجاری میگذارد که موجب تغییر ارزش شرکت و در نهایت ثروت سهامداران خواهد شد. با این حال، ادبیات سازمانی به طور سنتی بر مطالعه تصمیمات تأمین مالی بلندمدت متمرکز است و پژوهشگران نیز بیشتر به مطالعه در این حوزه پرداختهاند. به ویژه محققان در میان موضوعات مختلف بیشتر به تجزیه و تحلیل ساختار مالی، سرمایه گذاری در داراییهای ثابت، سود سهام نقدی و ارزشیابی سهام شرکتها پرداختهاند. در حالی که سرمایه گذاری در داراییهای جاری واستفاده از منابع تأمین مالی کوتاه مدت، از اقلام مهم ترازنامه شرکتها است که به نظر اسمیت(۱۹۸۰) از طریق اثرگذاری بر سودآوری و ریسک بر ارزش شرکتها تأثیر وافری دارد؛ اما تأثیر اقلام و به بیان دیگر، تأثیر مدیریت سرمایه در گردش بر ارزش شرکتها چندان مورد توجه و بررسی قرار نگرفته است.
فیلبک و همکاران[۴۵](۲۰۰۷ ) با اشاره به کاهشِ قیمت سهام شرکت آمازون دات کام در سال۲۰۰۰ ، مدیریت سرمایه در گردش کارا را کلیدی برای رسیدن به جریان نقدی سالم میدانند، همچنین آن ها بر این عقیدهاند شرکتهایی که راهبردهای مدیریت سرمایه در گردش ضعیفی دارند، به مرور زمان مزایای رقابتی و انعطاف پذیری خود را از دست میدهند. پژوهش نوروش و همکاران( ۱۳۸۵) با هدف بررسی ابعاد جدیدی از کیفیت اقلام تعهدی مربوط اند. در همین رابطه نتایج به سرمایه در گردش و سود، نشان میدهد که میان تغییرات سرمایه در گردش غیر نقدی و زیانهای نقدی، رابطه معناداری وجود دارد. همچنین از میان ویژگیهای منتخب هر شرکت(مانند اندازه شرکت، میزان فروش، چرخه عملیاتی و نوسان در اجزای اقلام تعهدی )، تغییرات سرمایه در گردش غیرنقدی را میتوان همچون ابزاری برای ارزیابی کیفیت سود به کار برد و عیار مورد استفاده در ارزیابی کیفیت اقلام تعهدی که باقی مانده های حاصل از رگرسیون میان تغییرات سرمایه در گردش و جریانهای نقدی هستند، رابطه مثبت و معناداری با پایداری سود دارند.
۲-۲-۳ رابطه بین داراییهای نقدی و انعطاف پذیری مالی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۲-۱-۳- دلیل و مبنای عقلی مبنا عقلی خیار تأخیر قاعده معاوضه و هدف آن «حمایت از فروشنده است که مال شخصی(عین معین) یا کلی در معین را به دیگری در برابر ثمن کلی تملیک، ولی تأخیر خریدار در دادن ثمن او را متضرر میکند.گفته شده که این مبنا اقتضا دارد که خیار تأخیر تنها مخصوص عقد بیع و بایع نباشد(قاسم زاده، ۱۳۸۶، ص۵۸).

در پاسخ باید گفت چون در فقه و به پیروی از آن در حقوق ایران خیار تأخیر را ویژه عقد بیع و آن را مختص به بایع شناخته اند بنابرین نمی توان آن را به سایر موارد تسری داد(انصاری،۱۳۷۵،ص۲۲۴٫٫کاتوزیان، ۱۳۷۶،ج۵،ص۹۱۸).  ۲-۲-۱-۴- قاعده لا ضرر بسیاری از فقهاء مهمترین مدرک برخی خیارات چون خیار تأخیر ثمن را قاعده لا ضرر دانستهاند. «لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ » ; « لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ فی الاسلام » ، « لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ علی مُؤْمِنُ » . (محقق قمی، ۱۴۱۳، ج۲، ص۱۲۱٫نجفی، ۱۳۱۴، ج۲۳، ص۵۵٫ انصاری، ۱۳۷۵، ص۲۴۵٫شهید ثانی، ۱۴۱۰، ج۳، ص۳۷۸). این قاعده قاعده ای نیست که فقط در فقه اسلامی وجود داشته باشد بلکه امری است که با عقل بشر انطباق دارد و در کشور های دیگر نیز استناد میگردد. ما ابتدا این قاعده را تعریف و مستند آن را بررسی میکنیم سپس به طور خلاصه معانی متفاوت « لا» را بیان کرده و در آخر چگونگی مبنا بودن این قاعده برای خیار تأخیر ثمن را توضیح میدهیم. این قاعده از جانب حضرت رسول (ص) تشریح شده است و یکی از قواعد مهم فقهی است که در بیشتر ابواب فقه کاربرد دارد و در احکام بسیاری اعم از وضعی و تکلیفی نفیاً یا اثباتاً به آن تمسک و استدلال می شود؛ مانند حرمت غش و تدلیس و حرمت احتکار با وجود خیار مردم به کالاهای احتکار شده و همچنین ثبوت خیار تأخیر ثمن. معنای قاعده آن است که ضرر در اسلام مشروعیت ندارد و بایع رفع گردد. مستند قاعده علاوه بر آیات قرآن، یازده خبر میباشد که مرحوم نراقی در کتاب عوائد الایام خود نقل کردهاست، ولی ما فقط به قضیه سمره بن جندب اشاره میکنیم یعنی حادثه ای که منجر به پیدایش این قاعده گردیده است : در زمان رسول خدا، فردی بنام سمره بن جندب درحیاط منزل یکی از انصار درختی خرمایی داشت. او دائماً و بدون اجازه وارد حیاط شده و به سرکشی درخت خود می پرداخت. مرد انصاری از صاحب درخت درخواست نمود که موقع ورود اجازه بگیرد ولی او قبول نکرد. نهایتاًً مرد انصاری نزد حضرت رسول شکایت کرد و حضرت به او اطلاع داد و گفت : موقع ورود اجازه بگیرد ولی مالک امتناع کرد. سپس حضرت فرمود درخت را به او بفروش، ولی مالک امتناع نمود. سپس حضرت فرمود : به عوض آن درخت خرما سایه داری در بهشت برای تو خواهد بود، باز امتناع کرد. در آخر حضرت فرمود : (به مرد انصاری ) برو و درخت خرما را بکن و بینداز زیرا «لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ فی الاسلام»(نوری زاده، ۱۳۱۹، ص۷۴) در مورد معنای « لا» عقاید متفاوتی وجود دارد از قبیل : ۱- بعضی گفته اند « لا» در حدیث لاضرر، لای ناهیه است. مثل لارفت و لافسوق و لاجدال. یعنی حاجی محرم در ایام حج، نباید نزدیکی جنسی کند و نباید مرتکب گناهان شود و نباید مرتکب جدال و دعوی شود. پس معنا آن می شود که شارع از زیان رساندن به دیگران نهی کردهاست. کسانیکه با این نظر مخالفت کردهاند، دلیل خود را چنین بیان کردهاند که استعمال نفی به جای نهی، یعنی به کار بردن لفظ در معنای مجازی، خلاف ظاهر است و عدول از معنای ظاهری کلام در صورتی جایز است که حمل آنبرآن معنی ممکن نباشد، در حالی که استعمال عبارت«لا ضرر»در معنای ظاهری آن یعنی نفی ضرر ممکن است (نجفی، ۱۳۱۴، ج۲۳، ص۵۵). بنابرین این معنا قابل قبول نیست، زیرا استعمال نفی به معنای نهی، خلاف ظاهر است و در صورتی صحیح است که استعمال آن مطابق با ظاهر باشد. ۲- معنای دیگری، ظاهراً توسط مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایه، برای قاعده لا ضرر پیشنهاد شده است، و آن اینکه مقصود از«لا ضرر»نفی حکم به لسان نفی موضوع باشد. به این معنی که مقصود از لا ضرر، نفی حقیقت ضرر است، نفی حقیقت ضرر است، اما نفی حقیقت ممکن است حقیقتا باشد یا ادّعائا مقصود از نفی حقیقی به طور ادعائی نفی آثار است، مانند آنکه گفته شود:لا صلوه لجار المسجد الاّ فی المسجد و یا لیس بین الوالد و ولده ربا که مقصود از آن ها نفی آثار صلاه و ربا است.به این ترتیب شارع با نفی ضرر، در واقع احکام موضوعاتی را که ضرر در آن ها راه پیدا میکند، نفی کردهاست.به عبارت دیگر، احکام خود را از موضوعات ضرری برداشته است ( محقق خراسانی، ۱۴۳۱، ص۳۵۸).این معنا نیز مورد نظرمان نیست. ۳- عدّهای معتقدند مقصود از حدیث«لا ضرر»، و به تبع آن قاعده لا ضرر، آن است که حقیقت ضرر در عالم تشریع نفی شده است.به این معنی که از طرف شارع حکمی که موجب ضرر مکلّفان گردد، جعل نشده است.به عنوان مثال، طوفی حنبلی در تفسیر حدیث«لا ضرر و لا ضرار»میگوید:«هنگام تعارض مصلحت با حکم منصوص، لازم است مصلحت، بر سبیل تخصیص یا تبیین مقدّم داشته شود.»به عبارت دیگر، منظور از حدیث مذکور آن بوده است که پس از هر حکمی این جمله افزوده شود که مگر در مواردی که مصلحت خلاف آن را ایجاب نماید، یعنی از حکم، ضرری حاصل شود.به این ترتیب، به عقیده طرفداران این نظر، دلیل ضرر مانند عسر و حرج، از احکام ثانویّه است.مثلا، حکم شرع به لزوم بیع غبنی، ضرر بر مغبون است و یا وجوب وضو در حالی که آب برای وضوگیرنده مضرّ است و یا تهیّه آن مستلزم پرداخت بهای سنگین است، ضرر بر مکلّف است، بنابرین، به موجب حدیث لا ضرر این احکام برداشته شدهاند(انصاری، ۱۳۷۵، ص۲۷۵). در قرون اخیر، تعدادی از فقهای بزرگ، مانند شیخ احمد نراقیو شیخ مرتضی انصاری، از این نظریه طرفداری کردهاند و بس از ایشان، توسط بسیاری از فقهای دیگر پسندیده شده است(شیخ احمد نراقی، ۱۴۰۵٫ نجفی خوانساری، ۱۴۱۳). مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری معتقد است این نظر، معنی اول، یعنی حرمت اضرار به غیر را نیز دربر دارد.زیرا مباح بودن اضرار به غیر، حکم ضرری است که در شرع نفی شده است(همان). ۴- برخی عقیده دارند که«لا ضرر»بر نفی ضرر دلالت میکند، با تقیید ضرربهضرر غیر متدارک.یعنی ضرری که جبران نشده باشد، در اسلام تجویز نشده است(نجفی، ۱۴۱۳، ج۲، ص۲۳۳). از آنجا که ضرر، هرگاه جبران شود، دیگر ضرر نیست، حکم به جبران ضرر از جانب شارع، به منزل آن است که ضرر، وجود ندارد. بر این نظر انتقاداتی وارد شده است، از جمله اینکه:ضرر در صورتی میتواند معدوم فرض شود که در واقع و در عالم خارج جبران شده باشد.بدیهی است که به مجرّد حکم شارع به جبران ضرر، ضرری که در عالم خارج واقع شده است، جبران نمیشود.علاوه بر آن، شارع حکم به جبران همه ضررها نکرده است.مثلا، شارع به جبران ضرری که شخص بر خود وارد میسازد، یا زیانی که بر اثر ارزان فروختن کالا توسط تاجری به سایر تجّار وارد میگردد، حکم نکرده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- عواطف: نوع احساس گیرنده پیام، هنگام دریافت پیام بر تفسیری که او از محتوای پیام میکند، اثر میگذارد. احساسات شدید، شبکه ارتباطی مؤثر را خدشه دار میکند. در چنین شرایطی فرد نمیتواند بخردانه و معقول عمل کند و نوع قضاوت او بر پایه عاطفه و احساسات است.

-
-
- زبان: کلام برای افراد مختلف معانی مختلف دارد. سن، میزان تحصیلات و زمینه فرهنگی سه متغیر مشخصی هستند، که کلمه ها، معانی و مفاهیمی که ما برای این کلمات قائل هستیم را تحت تأثیر قرار میدهند.

- ارتباطات غیرگفتاری: اکثر اوقات ارتباطات گفتاری با ارتباطات غیرگفتاری همراه است. در صورتی که طرفین ارتباط توافق کامل با یکدیگر داشته باشند به گونهای رفتار میکنند که رفتار یکدیگر را تقویت میکنند ولی هنگامی که ارتباطات غیرگفتاری با پیامها سازگار نیست، دریافت کننده پیام دچار سردرگمی میشود و نمیداند پیام واقعی چیست (رابینز، ۲۰۰۵).
۲-۲-۱-۹- مهارت و شایستگی مورد نیاز برای ایجاد پیامهای باکیفیت:
هر پیامی با توجه به طبیعت و شرایط آن تأثیر متفاوتی بر مخاطب ایجاد می کند. بنابرین پیام باید دارای کیفیت لازم باشد بدین گونه که:
-
- تمامیت، اعتبار و صحت پیام باید کامل و جامع باشد.
-
- پیام باید حاوی اطلاعات مفید و مورد نیاز مخاطبین باشد.
-
- پیام باید نتایج و گرایش مطلب در خود داشته باشد. به عبارتی این مطلب از کجا شروع و به کجا ختم می شود.
-
- مهارت لازم در نحوه ارائه پیام و ظرافت خاص ارائه آن بسیار مهم است.
-
- متناسب بودن پیام با جو حاکم و سادگی به تأثیر آن می افزاید.
- هر پیامی باید شامل پنج اطلاعات باشد (چه زمانی، کجا، با چه شخصی، چرا، چه چیزی) (شایان جهرمی و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۲-۱-۱۰- ویژگیهای ارتباطات سازمانی
ارتباطات سازمانی به عنوان یکی از حوزه های تخصصی ارتباطات کلامی یا گفتاری[۱۳۲] از مباحث مهم مدیریت بهشمار میرود و ویژگیهای خاصی دارد، که موارد زیر از آن جملهاند:
-
-
- حدود و مرزهای ارتباط سازمانی برخلاف حوزه وسیعتر ارتباط میانفردی، با وضوح بیشتری معین بوده و نفوذ ناپذیری کمتری دارد.
-
- یکی از مشخصه های ارتباط سازمانی باز تولید پیامهاست. در این نوع بازتولید، پیامها از شخصی به شخص دیگر و مجدداً از آن شخص دیگر و الی آخر انتقال مییابد.
- در اینگونه از ارتباط از اشکال مختلفی نظیر یادداشت، کارتهای سوراخدار و … استفاده میشود؛ اما باید دانست شکل اصلی انتقال در ارتباط سازمانی، ارتباط شفاهی است و سایر اشکال نسبت به ارتباطات رو در رو، نقش معین، کمکی یا جانشین دارند (بلیک، رد و هارولدسون[۱۳۳]، ۱۳۷۸).
تفاوت ارتباط سازمانی با انواع دیگر ارتباط را می توان چنین بیان نمود:
-
- ارتباط سازمانی وظیفهمدار است. سازمانها مجموعه های هدفمدار هستند که فعالیتهای آن ها در جهت تحقق اهداف فردی و سازمانی هماهنگ شدهاند.
-
- روابط سازمانی متأثر از ساختار سازمانی است. الگوهای هماهنگی رفتار در سازمانها موجب ایجاد ساختارها میشود. این ساختار سازمانی که موجب شده سازمانها به عنوان سیستمهای ساختارمند شناخته شوند، بر ارتباط سازمانی اثر گذاشته و میتواند مانع یا موجب تسهیل آن گردد.
- ارتباط سازمانی هم در مرزهای سازمانی و هم فراتر از آن اتفاق میافتد و در واقع نوعی کارکرد فرامرزی هم دارد (میلر[۱۳۴]، ۱۳۷۷).
۲-۲-۱-۱۱- تجزیه و تحلیل ارتباطات سازمانی:
تجزیه و تحلیل ارتباطات سازمانی، گزارشی عینی در مورد ارتباطات داخلی سازمان است و موجب اصلاح و بهبود روش سازمان در رابطه با چگونگی کسب اطلاعات ضروری برای عملکردهای سازمان می شود. با توجه به اهمیت سیستم ارتباطات داخلی در موفقیت سازمان، لازم است هرسازمانی هرچندوقت یکبار سیستم ارتباطات داخلی خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و با توجه به تحولات محیط، محتوی و چگونگی ارتباطات فردی را مورد سنجش قرار داده و صحت و کارایی آن را ارزیابی نماید (طبیبی، ۱۳۸۱).
۲-۲-۱-۱۲- انتخاب مسیر یا کانال ارتباطی مناسب:
برای انتقال موفقیت آمیز پیام، باید کانال ارتباطی مناسبی را انتخاب نمود (همیلتون، ۲۰۱۱). در انتخاب کانال مناسب عوامل زیر اهمیت دارند:
-
-
-
- اهمیت پیام: پیامهای مهم غالبا نیازمند ارتباطات چهره به چهره میباشند. رابرت هلر[۱۳۵](۱۹۹۸) می نویسد: «در صورتی که به جای ارتباطات چهره به چهره از تکنولوژی استفاده می کنید؛ تنها پیامهای ضروری را ارسال کنید، سعی کنید پیامها کوتاه باشد، و از تأخیر در پاسخ خودداری کنید.»
-
- توجه به تواناییهای مورد نیاز گیرنده: برخی از افراد در تماسهای تلفنی و نامه نگاری توانمندترند و برخی دیگر در ارتباطات چهره به چهره.
-
- میزان و سرعت بازخورد مورد نیاز: پیامهای پیچیده و پیامهایی که نیازمند بازخورد فوری میباشند، برای ارتباطات چهره به چهره مناسب ترند. به خاطر داشته باشید، اگرچه ایمیل امکان بازخورد سریع را فراهم می کند، اما امکان سوءتعبیر را نیز بالا میبرد.
-
- لزوم ثبت دائم: دستورالعملهای کتبی، یادداشتها و ایمیل میتواند جهت اصلاح و ثبت مباحث و گفته ها مورد استفاده قرار گیرد.
-
- هزینه کانال: در دنیای کسب و کار زمان و انرژی به عنوان هزینه شناخته میشوند. به عنوان مثال تماسهای تلفنی از راه دور، بیشتر از فکس و ایمیل هزینه در بردارند و جمع کردن تمام کارمندان در یک مکان خاص برای جلسات چهره به چهره هزینه بسیار بیشتری را ایجاد میکند.
- مقدار رسمیت مطلوب: اگرچه ارتباطات چهره به چهره میتواند کاملا رسمی باشد اما به طور معمول رسمیت آن کمتر از نامه های اداری و یادداشتها، و بیشتر از امیل میباشد (همیلتون، ۲۰۱۱).
۲-۲-۱-۱۳- انواع ارتباطات
۲-۲-۱-۱۳-۱- ارتباطات کلامی و غیرکلامی:
انسانها در تلاش برای برقراری ارتباط، از دو نظام عمده نمادهای کلامی و غیرکلامی استفاده میکنند (دانکه و کلترباک، ۱۹۹۰). ارتباط کلامی، از واژه یا کلمه سود میبرد(سرمد، ۱۳۸۲) و شامل نوشتار (ارتباط کتبی) و یا گفتار (ارتباط شفاهی) است (هوی و میسکل، ۲۰۰۵).
ارتباطات کتبی: شامل انواع روابطی است که به طریق نوشتاری رد و بدل میگردد. مزایای ارتباطات کتبی عبارتند از:
-
-
- به فرستنده پیام کمک میکند، پیام را قبل از ارسال، به دقت بررسی و مطالعه کند.
-
- حضور فرستنده برای برقراری ارتباط ضرورت ندارد و در وقت و هزینه صرفه جویی می شود.
- می توان از پیام کتبی به عنوان سند استفاده نمود(سرمد،۱۳۸۲).
ارتباطات شفاهی: آنچه به کمک زبان و به صورت چهره به چهره صورت میگیرد. مزایای ارتباطات شفاهی عبارتند از:
۱- تعامل چهره به چهره و دریافت بازخورد سریع.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بااین وجود بررسیها نشان داد پژوهشی در زمینه ترویج خواندن به صورت مجزا بسیار کم انجام گرفته و بیشتر یافته های ما در مورد تجربه های عملی است که در زمینه ترویج خواندن صورت گرفته است. این طرح ها نیز روشمند نبوده و شاید انگیزهای شده است براینکه این پژوهش به بررسی عمیق یکی از این طرحها (سبدخواندن)بپردازد.


۲-۱۰-۱٫ پیشینه و تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور:
سامانیان (۱۳۷۶)، در مقالهای تحت عنوان” بررسی نقش آموزش و پرورش مدارس در آموزش و ترویج مطالعه و کتابخوانی بین دانشآموزان ” به نقش آموزش و پرورش در ترویج مطالعه و کتابخوانی بین دانش آموزان میپردازد. او در این مقاله نهاد اولیه تعلیم و تربیت را خانواده معرفی کرده و پدر و مادر و سایر افراد بزرگسال خانواده را به طور مستقیم و غیر مستقیم در ایجاد عادت و علاقه به مطالعه دخیل میداند. سپس اهداف تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران را بیان کرده و اظهار میدارد برای رسیدن به این اهداف باید کتابخانههای مجهز در محیط مدرسه وجود داشته باشد تا کودکان بتوانند در تمام زمینهها رشد و تعالی یابند و با توجه به این که اولین مرحله شناخت، مطالعه است، وجود کتابخانههای آموزشگاهی در تحقق اهداف مورد نظر آموزش و پرورش را ضروری میداند. سامانیان به وضعیت موجود کتابخانههای آموزشگاهی اشاره میکند و میگوید وضعیت موجود کتابخانههای آموزشگاهی از لحاظ کمی و کیفی اصلا مطلوب نیست و همیشه بدترین مکانها که کاربرد آموزشی نداشتهاند به کتابخانه اختصاص مییابد و در آن همیشه بسته است، زیرا کتابداری در آن وجود ندارد. سپس او به سرانه بودجه کتابخانههای آموزشگاهی اشاره میکند و میگوید اکثر کتابخانهها کمبود بودجه دارند و از لحاظ سرانه کتاب در مدارس به فقر کتاب مواجه هستند. و در آخر به شیوه های مختلف علاقهمند ساختن کودکان به مطالعه میپردازد
۲-۱۰-۲٫ پیشینه طرحهای عملی و گزارش نشستها در داخل کشور:
شورای کتاب کودک در راستای دسترسی به اهداف خود که به طور مبسوط بیان شد.در سال ۱۳۷۳همزمان با سال جهانی خانواده توسط گروهی از مروجین طرح خورجین کتاب را اجرا کرد(سبد خواندن کنونی).بسته های کتاب در اختیار ده خانواده که داوطلبانه در این طرح شرکت داشتند قرار میگرفت و در پایان هر ماه بسته ها با یکدیگر معاوضه میشد.هدف عمده طرح آشنایی خانواده ها با کتابهای کودک و نوجوان ،شیوه های قصهگویی و شناخت فرهنگ کشور بیان شده است.کتابهای منتخب در کیسههای که به خورجین معروف شد در اختیار خانواده ها قرار میگرفت.هر سال با ده عضو جدید این طرح اجرا میشد،که پس از شکلگیری خانه کتابدار که هدف اصلی آن ترویج خواندن است ازسال ۱۳۸۷باتوجه به همان شیوه پیشین و با نام سبد خواندن با خانواده طرح دنبال شده است. مجله کتاب ماه کودک و نوجوان در مهر ۱۳۸۷ مقالهای منتشر کرد که در واقع گزارشی از دویست و یازدهمین نشست تخصصی کتاب ماه کودک و نوجوان با موضوع “تأثیر کتب «ترویج کتابخوانی» بر میزان مطالعه کودکان و نوجوانان به همراه نقد و بررسی کتابهای روانشناسی خواندن نوشته دکتر اکرم پدرامنیا و رویکرد ترویج کتابخوانی نوشته دکترکمال پولادی” بوده است. این نشست با حضور دکتر کمال پولادی، محمد هادی محمدی و شهرام اقبالزاده در سرای اهل قلم برگزار شد. این جلسه به بهانه انتشار دو کتاب «روانشناسی خواندن» نوشته دکتر اکرم پدرامنیا و مقدمه مفصل شهرام اقبالزاده و «رویکردهای ترویج کتابخوانی» نوشته دکتر کمال پولادی برگزار شد. در طول این جلسه هر یک از نویسندگان پیرامون کتاب و این که چگونه آن را نوشتند صحبت کرده و در ادامه به تفصیل هر یک از بخشهای کتاب را معرفی و شرکت کنندگان در جلسه به گفتن مزایا و معایب کتابها پرداختند. بسیار روشن است که برگزاری چنین جلساتی گامی در پیشبرد اهداف ترویج خواندن در جامعه است و موجب به وجود آمدن راه حل های جدید در این زمینه میگردد. گروه مطالعه و بررسی کتاب از نگاه مادران در اردیبهشت ۸۴ مقالهای تحت عنوان ” ترویج کتاب و کتابخوانی در مؤسسه مادران امروز به مناسبت بزرگداشت هانسکریستیان اندرسن” نوشتند که در واقع گزارشی از جلساتی است که به مناسبت روز جهانی کودک برگزار شده است. در این گزارش آمده، که مؤسسه مادران امروز در چندگردهمایی به ترویج خواندن آثار اندرسن پرداختهاند و از خانواده ها خواستهاند تا در این جلسات شرکت نمایند. در این جلسه، دوستان شرکتکننده در مورد ضرورت خواندن با فرزندان در محیط خانواده و به طورکلی ترویج کتاب و کتابخوانی در خانواده به عنوانی یکی از مهمترین محورهای کاری مؤسسه بحث و گفتگو کردند و سپس به زندگی اندرسن و تحولات زندگی این انسان بزرگ پرداخته شد. در طی این جلسات چند اثر از اندرسن برای دوستان قصهگویی شد و درباب آثار اندرسن، ویژگیها، جایگاه آثار و … گفتگوهایی انجام گرفت. آن ها با برگزاری این جلسات سعی بر آن داشتند تا با قصهها و داستآنهای اندرسن خانواده ها را به جهان کودکان آشنا کنند و شیوه ترویج خواندن و مطالعه را به آن ها بیاموزند. این مؤسسه جلساتی باعنوان خانواده واهمیت آن نیز داشته است: راستی چرا خانواده این قدر اهمیت دارد ؟ اگر خانواده نباشد ، چه میشود ؟ رابطه خانواده با جامعه چیست ؟ آیا وجود خانواده در جامعه ضروری است؟ و..خانواده اولین و بهترین بستر برای پرورش و هویت بخشی به نسل آینده است . خانواده اصلی ترین و بنیادیترین نهاد جامعه است و سلامت جامعه و خانواده به هم گره خورده و وابسته است .مثلا اگر خانواده نباشد ، تکلیف پرورش نسل آینده ، بویژه از نظر عاطفی ، چه میشود ؟ میدانیم که پرورش عواطف که در آغاز زندگی سرچشمهی یادگیری هم به شمار میرود ، در محیطی آرام ، امن ، قابل اتکا به عنوان پشت و پناه ، ثابت و دارای الگوهای مناسب برای تقلید و همانند سازیهای اولیه کودک ، امکان پذیر است . آیا محیطی غیر از خانواده میتواند به طور عینی و واقعی نه ذهنی و کاذب ،دارای چنین ویژگیهایی باشد و بتواند به این ترتیب شخصیت و هویت نسل آینده را شکل دهد ؟ . حمایت از نهاد خانواده دارای ابعاد اقتصادی ، علمی و فرهنگی است . اگر خانواده از نظر تفکر و عملکرد و از نظر مادی و معنوی توانمند شود ، آن گاه میتواند سر بلند و مقتدر به مسئولیتها و وظایف خود عمل کند و به عنوان واحد بنیادین جامعه در سلامت جامعه هم نقش مؤثر داشته باشد ما میدانیم که نیازها و چالشهای پیش روی خانواده ها به تدریج و با توجه به تغییر در شرایط زندگی اجتماعی تغییر میکند . پس کار مراقبت و حمایت از خانواده ها نیز مقطعی و گذرا نیست و باید برای آن برنامه ریزیهای بلند مدت ، پیگیر و همه جانبه انجام شود .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه بین مهارتهای تصمیمگیری با خشنودی شغلی و بهرهوری کارکنان آموزش و پرورش ناحیه ۱ شیرازبوده است.روش تحقیق همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان اموزش و پرورش ناحیه ۱ شیراز که شامل ۲۵۰ نفر بود.نمونه آماری بر طبق جدول مورگان شامل ۱۵۲ نفر بوده است.ابزار اندازه گیری در این تحقیق شامل سه پرسشنامه بهرهوری، سبکهای تصمیمگیری و خشنودگی شغلی بوده است.جهت تجزیه و تحلیل از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد ) و در سطح آمار استنباطی از آزمون همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شده است نتایج پس از تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد بین سبکهای تصمیمگیری با بهرهوری و خشنودی شغلی رابطه وجود دارد. بین سبکهای تصمیمگیری با بهرهوری رابطه وجود دارد. بین سبکهای تصمیمگیری با خشنودی شغلی رابطه وجود دارد. سبکهای تصمیمگیری قادر به پیشبینی بهرهوری میباشد.سبکهای تصمیمگیری قادر به پیشبینی خشنودی شغلی میباشد.

واژگان کلیدی: مهارتهای تصمیمگیری، خشنودی شغلی، بهرهوری کارکنان
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
در عصر حاضر بهرهوری ارزشمندترین جایگاه را در نزد مدیران دارد وهمه درجستجوی بهرهوری افزون ترند و دستاوردهای جدید علم مدیریت، نیل به بهرهوری بالا درسازمانها را مرهون توسعه منابع انسانی میداند. ازطرفی از آنجا که منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل میدهد و بین سرمایه انسانی و بهرهوری رابطهای مستقیم وجود دارد لذا میتوان نیروی انسانی را مهمترین عامل در افزایش بهرهوری در سازمان به شمارآورد. بنابرین لازمه دستیابی به هدفهای سازمان و ارتقاء بهرهوری مدیریت مؤثر این منبع باارزش است.اما ازآنجایی که بهرهوری مقولهای انتزاعی نبوده و لزوماً باید جنبه کاربردی داشته باشد، مدیریت سازمان نقش بسزایی در فراهم آوردن زمینه مناسب جهت نهادینه کردن و ارتقا آن خواهد داشت و از این منظر، فرهنگ سازمانی حاکم بر سازمان و رضایت شغلی نیز دارای اهمیت ویژهای است. امروزه اهمیت بهرهورى و لزوم بررسى آن با توجه به گسترش سطوح رقابت، پیچیدگى تکنولوژى، تنوع سلیقهها، کمبود منابع و سرعت تبادل اطلاعات بر کسى پوشیده نیست. بهرهورى واژهاى است که هم در سطح کلان و هم در سطح خرد مطرح است و طیفى از بهرهورى جهانى تا بهرهورى فردى را شامل مىشود.علىرغم اهمیت و گستره بهرهورى، مفهوم بهرهورى براى بسیارى از مدیران روشن و مشخص نیست و غالبا آن را به دیدگاههاى ذهنى خود محدود مىکنند.همان طور که سینک اظهار داشته است:«با اینکه بهرهورى متداولترین بحث محافل مدیریتى عصر حاضر محسوب مىشود، متأسفانه کمتر از هر موضوع دیگر به مفهوم آن پى برده شده است» (الوانی و احمدی، ۱۳۸۰). در واقع، از مهمترین اهداف کلی که دولتها و سازمانها دنبال میکنند، میتوان به بهرهوری پایدار، و خشنودی شغلی اشاره کرد. بنابرین بهبود بهرهوری به عنوان یک استراتژی به خصوص در نظام آموزش عالی که دستخوش تغییرات سریع محیطی میباشد باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.لمبرت (۲۰۰۴) عوامل زیادی را مؤثر بر بهرهوری سازمانی و خشنودی شغلی میداند که از جمله آن میتوان به نیروی انسانی توانمند و کارا اشاره نمود. در واقع نیروی انسانی به عنوان رکن اساسی بهرهوری فعالیتهای سازمانی میباشد که نیازمند توسعه در تمام ابعاد رفتاری و اجتماعی میباشد.امروزه نوشته های صاحبنظران مدیریت مبین این واقعیت است که تصمیمگیری با مقوله مدیریت بسیار نزدیک و در بعضی جاها برابر با آن است، در این راستا، مدیریت را به معنای فرایند تصمیمگیری به منظور تأمین هدفهای سازمانی به نحو مطلوب از طریق استفاده مؤثر از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر میداند (ایران نژاد، ۲۰۰۱).


کونتز( ۲۰۰۰)، معتقد است که وجود طرح، برنامه، سیاست و خط مشی منوط به وجود تصمیمگیری است. در این زمینه ماندی و همکارانش ( ۱۹۹۱)، معتقدند که مهارت در تصمیمگیری، مهمترین ویژگی است که مدیر لایق و برجسته را از مدیر معمولی و متوسط جدا میسازد. به طور کلی میتوان گفت که تصمیمگیری هسته مرکزی برنامهریزی را تشکیل میدهد. در سالهای اخیر تحقیقات زیادی پیرامون مقوله تصمیمگیری انجام و الگوها و طبقه بندیهای متعددی در رابطه با سبکهای تصمیمگیری توسط صاحبنظران ارائه شده است اولیویرا ( ۲۰۰۷). تفاوت طبقه بندیها به دلیل این است که هر کدام، عوامل فردی، سازمانی و محیطی مختلفی را بر رفتار افراد در هنگام تصمیمگیری مؤثر میدانند تاتم ( ۲۰۰۳). بنابرین سبکهای تصمیمگیری مدیران به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر بهرهوری و خشنودی شغلی در کاکنان است که میبایست به آن توجه نمود.
بیان مسئله
بهرهوری ازجمله عواملی است که بقاء و دوام سازمانها را در دنیایی پر رقابت فعلی تضمین میکند. حاکم شدن فرهنگ بهرهوری، موجب استفاده بهینه از کلیه امکانات مادی و معنوی سازمان می شود و دائماً توانها، استعدادها و امکانات بالقوه سازمان شکوفا می شود و بدون اضافه کردن فناوری و نیروی انسانی جدید میتوان از امکانات، شرایط، توان و قابلیت نیروی انسانی موجود با خاصیت زایشی و خلاقیت در جهت تحقق اهداف سازمان حداکثر بهره را برد. بهرهوری مطلوب با تغییر ساختارها، اضافه کردن فناوری، تدوین دستور کار و صدور بخشنامه حاصل نمیشود بلکه انسان محور هر نوع بهرهوری فردی- اجتماعی و سازمانی است (هنری و همکاران، ۱۳۸۹).بهرهوری قبل از هر چیز یک دیدگاه فکری است. هدف بهرهوری این است که به طور مستمر سعی در بهبود وضع موجود میکند. مبنای این هدف بر این عقیده استوار است که امروز بهتر از دیروز میتوانیم کاری را انجام دهیم و فردا بهتر از امروز، این هدف علاوه بر آن مستلزم کوششهای مستمر برای انطباق فعالیتهای اقتصادی با شرایط در حال تغییر و به کار بردن نظریه ها و روشهای نوین است و در یک کلام میتوان گفت که بهرهوری یک اعتقاد راسخ در امر پیشرفت انسانها است (افروز، ۱۳۸۰)از جمله متغیرهای تأثیرگذار بر بهرهوری، تصمیمگیری مدیران است.به طور کلی تصمیم گیری یک فرایند ذهنی است که تمام افراد بشر در سراسر زندگی خود با آن سرو کار دارند. فرایند تصمیم گیری در پرتو فرهنگ، ادراکات، اعتقاد و ارزشها نگرشها، شخصیت، دانش و بینش فرد صورت میگیرد و این عوامل بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. در مدیریت معاصر تصمیم گیری به عنوان فرایند حل یک مسأله تعریف شده است و اغلب به تصمیم گیری، حل مسأله نیز گفته می شود. می توان گفت تمام فعالیتها و اقداماتی که در همه زمینهها توسط افراد بشر انجام می شود، حاصل فرایند تصمیم گیری است. برای اتخاذ یک تصمیم مساعد باید بتوان، ارزش هر یک از نتایج احتمالی را که پس از انجام تصمیم او حاصل خواهد شد، پیشبینی کرده و به طور ضمنی این ارزشها را با نوعی مقیاس کمی مقایسه، و احتمال موفقیت را بررسی نماید، که این کار همیشه ساده نخواهد بود. تصمیمگیری از اجزای جدایی ناپذیر مدیریت به شمار میآید و در هر وظیفه مدیریت به نحوی جلوه گر است؛ در تعیین خط مشهای سازمان، در تدوین هدفها، طراحی سازمان، انتخاب، ارزیابی و در تمامی اعمال مدیریت. تصمیمگیری جزء اصلی و رکن اساسی است. بنابرین با توجه به بیان مسئله مطرح شد محقق در این تحقیق به تبیین رابطه بین سبکهای تصمیمگیری با خشنودگی شغلی و بهرهوری می پردازد.

موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خصوصیتی که انگیزه روی آوردن شرکتها به اجارهها را تقویت می کند؛ امکان اجرای تأمین مالی خارج از ترازنامه است؛ که این امر از طریق نشان ندادن دارایی ها و بدهیها در صورتهای مالی برای اجارهکننده حاصل شده و در نتیجه، نسبت اهرمی و نسبتهای سودآوری (بازده دارایی ها، بازده سرمایه گذاریها و بازده حقوق صاحبان سهام) بهتر از زمانی نشان داده می شود که دارایی خریداری شده باشد؛ هر چند که این عمل نوعی حساب آرایی دانسته شده و اخلاقی تلقی نمیگردد.


۲-۲-۱-۱-۲ فروش حسابهای دریافتنی [۵]
روش دیگری برای تامین مالی واگذاری یا فروش مستقیم حسابهای دریافتنی است، یعنی شرکتها اسناد و مدارک مربوط به مطالبات خود را به شرکت تأمین مالی کننده میفروشند.
سازمانی که این مدارک را خریداری می کند کلیه ریسکهای مربوط به وصول مطالبات و سوخت شدن آن را میپذیرد و هیچگونه مسولیتی متوجه شرکت فروشنده نیست.
سه نوع نحوه عمل حسابداری برای فروشنده حسابهای دریافتنی وجود دارد که عبارتند از: عدم شناسایی دارایی و بدهی، شناسایی همزمان دارایی و بدهی، شناسایی جداگانه دارایی و بدهی ناشی از فروش حسابهای دریافتنی. در وضعیت عدم شناسایی دارایی و بدهی، عمل فروش حسابهای دریافتنی، یک نوع ابزار تأمین مالی خارج از ترازنامه تلقی میگردد. در این نحوه عمل، مطالبات ناشی از حسابهای دریافتنی با دیون ناشی از فروش آنها تهاتر خواهد شد.
۲-۲-۱-۱-۳ تأمین مالی پروژه های خاص[۶]
نظر به اینکه در اینگونه پروژه ها، مالکیت پروژه و متصدی آن از همدیگر جدا میباشند. بعضی از شرکتها مسئولیت انجام این پروژه ها را به عهده می گیرند، این نوع شرکتها تامین مالی کننده خارجی تلقی میشوند.
بر اساس یافته های فینرتی[۷] (۱۹۹۶) مراحل کلیدی تأمین مالی پروژه های خاص به این صورت است که پس از آغاز پروژه، درآمدها و هزینه ها صرفنظر از هزینه های اولیه پروژه شناخته میشوند. علت این امر، جدایی مالکیت پروژه از متصدی آن (انجامدهنده آن) میباشد. این بدان معنی است که شرکتهایی وجود دارد که مسئولیت انجام پروژه ها را بر عهده می گیرند و این نوع شرکتها نوعی تأمینکننده خارجی تلقی میشوند. معمولاً یک شرکت زمانی از این نوع تأمین مالی استفاه می کند که دارای توانایی مالی محدودی باشد و یا اینکه راه دیگری را که از نظر هزینه معقول باشد، نیافته باشد. تأمین مالی پروژه های خاص را میتوان تأمین مالی منابع محدود نیز نامگذاری کرد. تأمین مالی پروژه های خاص دارای ویژگیهای کلیدی زیر است:
الف) توانایی مالی محدود متصدی پروژه (کاملکننده پروژه)
ب) جدایی واحد انتفاعی (مالک پروژه) از متصدی پروژه
ج) امکان انجام تأمین مالی با هزینه های کمتر
۲-۲-۱-۱-۴ برون سپاری[۸]
هم اکنون ما در عصر برون سپاری زندگی میکنیم. عصری که در آن شرکتها برای گسترش فعالیتهایشان، قراردادهای فرعی میبندند. از طراحی محصولاتشان تا مونتاژ، از تحقیق و توسعه تا بازاریابی و توزیع و خدمات پس از فروش. بعضی از شرکتها به صورت کارخانه های مجازی که دارای مالکیت طراحی محصول هستند، به فعالیت پرداخته و محصولات زیادی در اختیار دارند؛ ولی خود صاحب چیزی نیستند و از توانایی دیگران در ساخت محصول استفاده میکنند پس:
برون سپاری عبارت است از؛ عمل انتقال بعضی از فعالیتهای داخلی یک سازمان و واگذاری حق تصمیم گیری به عرضهکننده بیرون از سازمان بر اساس قرارداد. در حقیقت و در عمل، در برون سپاری نه تنها فعالیتها منتقل میشوند، بلکه عوامل تولید و حق تصمیم گیری نیز در اغلب موارد واگذار میگردد.
مطابق با نظریه های آنتونوچی[۹] (۱۹۹۸) برونسپاری عبارت است از فروش یک بخش از واحد تجاری به همراه پرسنل و تجهیزات تولیدی که واحد تجاری قبلاً از یک شرکت خارجی تحصیل کرده و سپس انعقاد قرارداد ساخت تجهیزات و یا انجام خدمات با ویژگیهایی که خود تعیین می کند، با شرکت دیگر.
برونسپاری با مزیتهای زیادی همراه است و در مقابل معایبی را نیز به همراه دارد. برونسپاری نوعی تأمین مالی منصوب می شود. زیرا، در صورت عدم استفاده از این شیوه، تجهیزات یا خدمات مذکور میبایست به صورت داخلی فراهم گردد. ویژگی اصلی تأمین مالی از طریق برونسپاری واگذاری مسئولیت تهیه تجهیزات و خدمات یه سایر شرکتها است.
برونسپاری به واگذاری انجام فرایندها یا فعالیتهای داخلی یک کسب و کار به یک تأمین کننده خارجی تحت قرارداد مشخص اطلاق میشود. هنگامی که یک سازمان برخی از فعالیتها یا فرایندهای کسب و کار خود را به عرضهکنندهای در بیرون از شرکت یا سازمان خود بسپارد این عمل را برونسپاری مینامند. در بسیاری موارد در برونسپاری، حق تصمیمگیری و عوامل تولید هم به سازمان دیگر واگذار میشود. تعاریف بسیاری برای برون سپاری وجود دارد. اما یکی از اساسی ترین آن ها، واگذاری خدمات به شخص ثالث است. با توجه به فناوری اطلاعات، برون سپاری میتواند شامل هر چیزی از برون سپاری فناوری اطلاعات، مدیریت فناوری اطلاعات(IBM) یا HP گرفته تا برون سپاری خدمات بسیار کوچک و ساده مانند بهبود مقابله با سوانح و یا ذخیرهسازی داده ها، و همه چیز در این میان را شامل شود. رایجترین دلیل برای تصمیم به برون سپاری صرفهجویی در هزینه ها است. دستیابی به هزینه پایینتر ناشی از صرفهجویی به مقیاس در کسب و کارهای دیگر است. به دلیل آنکه سازمان امکان ایجاد صرفهجویی به مقیاس در همه فرایندهای کسب و کار خود را ندارد، اقدام به برون سپاری میکند تا از مزیتهای موجود در کسب و کارهای دیگر استفاده کند.

در انتها بد نیست که به روند بعضی از بانکهای ایران نیز توجه نماییم. بانک ملی، تقریباً در تمام زمینههای فنآوری اطلاعات خود، کارها را به شرکت سداد واگذار کرده و فقط چند مدیر و کارشناس برای نظارت بر پیمانها دارد. بانک صادرات، سخت افزار و نرم افزار سامانههای متمرکز و کارت پرداخت خود را به شرکت خدمات انفورماتیک و نگهداری سخت افزار و موارد دیگر را به شرکت ماشینهای اداری خوارزمی، شرکت دادهپردازی خوارزمی و دیگران واگذار کرده و مقداری را نزد خود نگهداشته است. بانک ملت، تولید و توسعه نرم افزارهای خود را به شرکت بهسازان ملت و پیمانکاران دیگر واگذار کرده و خود نگهداری مقداری از سامانههای قدیمی را انجام میدهد. نگهداری سخت افزار نیز بر عهده دیگر فروشندگان مانند ایران ارقام و پویا است. بانک سامان، عمده کارهای خود را به شرکت کیشور محول کردهاست. ذکر این نکته نیز خالی از فایده نمیباشد که مدیران متفکر آمریکایی، برون سپاری در حد ملی و جهانی را در درازمدت به نفع اقتصاد آمریکا و سردمداری آن میدانند، حتی اگر در کوتاهمدت و به ظاهر چنین نباشد. واقعیت این است که صنعت نرم افزار در سال ۲۰۰۰، مانند صنعت خودرو سازی در سال ۱۹۶۰ است. تخصصی و ماجولار کردن پروژه ها برای کاهش هزینه، ازدیاد کیفیت، رشد تولید و زنده ماندن در رقابت، اجتنابناپذیر است.
۲-۲-۱-۱-۵ تبدیل دارایی ها به اوراق بهادار[۱۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق
در بیانه ی مفاهیم حسابداری مالی [۱۲](SFAC) شماره ۲ هیئت استانداردهای حسابداری مالی ، محافظه کاری به عنوان یک واکنش آینده نگرانه عدم قطعیت برای اطمینان از این است که خطرات موقعیت شغلی به میزان کافی بررسی شد ه اند. این تعریف مشابه این است که محافظه کاری مربوط به ارزیابی خطر ورشکستگی باشد.


این تحقیق شواهدی را در مورد عواقب اقتصادی محافظه کاری برای ارزیابی خطر ورشکستگی ایجاد میکند بنابرین در روشن کردن یک بحث با در نظر گرفتن فواید و هزینه های محافظه کاری کمک میکند و طولانی بودن و تهاجمی بودن آن را توضیح میدهد.
این تحقیق ، به بررسی روابط علی و موقت بین محافظه کاری غیرشرطی و خطر ورشکستگی می پردازد. ممکن است محافظه کاری متعاقباً بر خطر ورشکستگی تأثیر بگذارد که با افزایش نقدینگی و اطلاعات مشخص می شود . خطر ورشکستگی نیز ممکن است به نوبه ی خود بر محافظه کاری حسابداری تأثیر بگذارد با این استدلال که خطر ورشکستگی بیشتر ممکن است باعث شود بدهکاران و تنظیم کنندگان تقاضای محافظه کاری بیشتر کنند تا به حفظ نقدینگی و افزایش ارتباط با سرمایه بیرونی کمک کنند و بنابرین باعث کاهش خطر ورشکستگی در آینده شوند. ممکن است مدیران به نوبه ی خود این تقاضاها را تقویت کنند تا هزینه ها و عملکرد مطلوب تر را توجیه کنند.
۱-۴ فرضیهها
نتایج حاصل از این تحقیق را در دو فرضیه به صورت زیر پیشبینی می نماییم:
-
- بین ریسک ورشکستکی و محافظه کاری غیر شرطی حسابداری رابطه وجود دارد .
- رابطه بین ریسک ورشکستگی و محافظه کاری غیر شرطی حسابداری بسته به نوع شرکت ها میتواند متفاوت باشد .
۱-۵ اهداف تحقیق
هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه بین ریسک ورشکستگی و محافظه کاری غیر شرطی حسابداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد که به سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان کمک می کند که بتوانند به موقع تصمیم گیری نمایند.

تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین ریسک ورشکستگی و محافظه کاری حسابداری می پردازد که در آن سعی شده این موضوع بررسی شود که آیا محافظه کاری حسابداری که یکی از اصول بنیادین حسابداری بشمار می رود میتواند تأثیری بر ریسک ورشکستگی داشته باشد یا خیر؟ و در صورت تأثیر داشتن ، این رابطه به چه صورت است، این تحقیق به عنوان یک موضوع جدید میتواند به سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان کمک نماید.
۱-۶ روش تحقیق
این تحقیق یک تحقیق کاربردی است که با بهره گرفتن از روش کتابخانه ای مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق از منابع داخلی و خارجی استخراج و گزارش می شود و سپس به جمع آوری اطلاعات پرداخته و فرضیهها با بهره گرفتن از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد .
برای جمع آوری داده های مورد نیاز از نرم افزار تدبیرپرداز و سایت های اینترنتی حاوی اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است . برای آزمون فرضیات نیز از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.
۱-۷ تعریف مفاهیم و واژه ها
محافظه کاری شرطی[۱۳] : محافظه کاری که استفاده از آن به وسیله استانداردهای حسابداری الزام شده است. یعنی شناخت به موقع زیان در صورت وجود اخبار بد و نامطلوب و عدم شناخت سود در مواقع وجود اخبار خوب و مطلوب. به این نوع محافظه کاری محافظه کاری سود و زیان و یا محافظه کاری گذشته نگر هم میگویند.
محافظه کاری غیر شرطی[۱۴] : این نوع محافظه کاری که به وسیله استانداردهای حسابداری الزام نگردیده ، کمتر از واقع نشان دادن ارزش دفتری خالص دارایی ها بواسطه رویه های از پیش تعیین شده حسابداری است. به این نوع محافظه کاری ، محافظه کاری ترازنامه و یا محافظه کاری آینده نگر نیز گفته می شود ( رایان[۱۵] ۲۰۰۶ ).
ورشکستگی : با بهره گرفتن از ماده ۴۱۲ قانون تجارت مىتوان گفت هرگاه تاجر یا شرکت تجارتى قادر به پرداخت بدهى خود نباشد دچار توقف مىگردد و ورشکسته مىباشد و به بیان دیگر وقتى کلیه اموال و دارایی تاجر یا شرکت تجارتى اعم از منقول یا غیرمنقول و … کافى براى پرداخت قروض و بدهى وى نباشد او را ورشکسته مىنامند. مانند اینکه کلیه اموال و دارایی تاجرى یکصد میلیون تومان باشد ولى بدهى او به اشخاص مختلف یکصد و چهل میلیون تومان باشد.
سایر اصطلاحات به کار رفته در تحقیق در فصول دیگر تعریف شده و از ذکر دوباره آن خودداری می شود.
۱-۸ قلمرو تحقیق
این تحقیق با بهره گرفتن از مشاهدات سالهای مالی ۱۳۸۹-۱۳۸۸ چهار نوع از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به انجام رسیده است این شرکت ها عبارتند از :۱- شرکت های دارویی ۲- کانی غیر فلزی ۳- مواد غذایی و آشامیدنی ۴- خودرو و ساخت قطعات
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
۲-۱ مقدمه
رابطه بین محافظه کاری حسابداری و خطر ورشکستگی که در این تحقیق بررسی شده توسط تحقیقات اخیر به وسیله افزایش نقدینگی حسابداری و نقش های اطلاعاتی آن آگاهی داده شده است. آن ها استدلال میکنند که محافظه کاری حسابداری باعث کاهش جریان نقدینگی با افزایش سرمایه ، کاهش انتقال خطر ، تأخیر ضررهای اقتصادی ، افزایش ذخایر و کاهش هزینه های آژانس می شود و افزون بر آن محافظه کاری باعث افزایش جریان نقدینگی از عملیات ها با تحریک اصلاحات بیشتر از شرکای تجاری و کاهش اختلال سرمایه گذاری می شود . این ویژگی های افزایش نقدینگی محافظه کاری باید برای کاهش خطر ورشکستگی همزمان و آینده ایجاد شوند که اساساً شرایط ناکارآمدی نقدینگی است . همچنین شواهد اخیر نشان میدهند که محافظه کاری باعث کاهش ناهمگونی اطلاعات و عدم قطعیت با گزارشات خوشبینانه از درآمد و دارایی خالص و گزارشات زمانبندی از اخبار بد می شود. این نقش های اطلاعاتی محافظه کاری باعث افزایش جریان نقدینگی و کاهش خطر ورشکستگی با ایجاد آگاهی بیشتر در سرمایه گذاران و شرکا تجاری می شود که باعث ایجاد قرار دادها و سرمایه گذاری مطلوبتری می شود.

۲-۲ بخش اول: مبانی نظری تحقیق
۲-۲-۱ مروری بر ادبیات مربوط به محافظه کاری
۲-۲-۱-۱ تعریف محافظه کاری
محافظه کاری به عنوان یکی از میثاق های تعدیل کننده حاکم بر حسابداری و گزارشگری مالی شناخته می شود به این مفهوم که در بعضی موقعیتها ، محافظه کاری ایجاب میکند که روشی انتخاب و اعمال شود که دارای کمترین اثر مساعد بر دارایی ها ، درآمدها ، سود و حقوق صاحبان سهام باشد(هیئت تدوین استانداردهای حسابداری ایران ۱۳۸۳). در بند ۱۸ فصل دوم مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران محافظه کاری به عنوان ویژگی کیفی فرعی برای قابلیت اتکا این گونه تعریف شده است : « کاربرد درجه ای از مراقبت که در اعمال قضاوت برای برآورد در موقعیت ابهام مورد نیاز است به گونه ای که درآمد ها یا دارایی ها بیشتر از واقع و هزینه ها یا بدهی ها کمتر از واقع ارائه نشود. »
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بریچ[۵۶] (۱۹۹۷) در کتاب خود روش های تدریس اثربخش چند رفتار برای تدریس اثربخش بر می شمارد؛ که عبارتند از: شفافیت و وضوح تدریس، تنوع در آموزش، معلم وظیفه مدار، درگیر در فرایند تدریس و متعهد نسبت به آن و برخوردار از نرخ موفقیت در مورد دانش آموزان (وانهای[۵۷]، ۲۰۰۷).

می توان گفت که اساسی ترین عامل، برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف های آموزش، معلم است. اوست که می تواند حتی نقص کتاب های درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند. یا به عکس، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب؛ به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس، تنها تجربه و دیدگاه های علمی معلم نیست که مؤثر واقع می شود، بلکه کل شخصیت او است که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر زیادی میگذارد. دیدگاه معلم و فلسفه یی که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر زیادی میگذارد. به طوری که او را از حالت شخصی که فقط در تدریس مهارت دارد، خارج میکند؛ و به صورت انسان اندیشمندی در می آورد که مسئولیت بزرگ تربیت انسان ها بر عهده ی او است. بر شمردن ویژگی های معلم کار چندان آسانی نیست؛ زیرا جامعه های مختلف با فلسفه ها و نگرش های مختلف،؛ انتظارهای متفاوتی از معلم دارند (شعبانی، ۱۳۸۲).

هاتیوا و بایرن بام[۵۸]، به نقل از کمبر[۵۹] (۱۹۹۳) گفتهاند، جهت گیری معلم در تدریس را می توان در یک پیوستار نشان داد، و برای آن دو قطب مشخص ساخت؛ در یک سمت پیوستار قطب معلم و دانش آموز قرار دارد، یک رویکرد انتقالی وجود دارد. در حد میان آن، که تعامل بین معلم و دانش آموزان قرار دارد، یک رویکرد انتقالی وجود دارد. جهت گیری معلم محور، بر ارتباط مبتنی بر محتوا و دانش آموزان متمرکز میباشد. در مقابل، جهت گیری دانش آموز محور، بر رشد دانش آموز و درک او از دانش تمرکز دارد (هاتیوا و بایرنبام، ۲۰۰۰).
در واقع شیوه ی تدریس، بر معلم و رویکرد منحصر بفرد او نسبت به تدریس اشاره دارد. همان طور که برکفلد اشاره میکند، روش تدریس میتواند تعبیری از پندار معلم نسبت به تدریس خود باشد. بر اساس سطح آگاهی معلم نسبت به روش تدریس خود، معلمان میتوانند درک بهتری از توانایی خود در ارتباط با تغییر روش تدریس داشته، آن را اصلاح کنند؛ و یا در راستای تعامل با دانش آموزان آن را بهبود بخشند.
همچنین ایونس[۶۰] (۲۰۰۴) معتقد است که تفاوت در شیوه تدریس می تواند در حوزه هایی دیگر همچون: نظم کلاس، سازماندهی و ارزیابی فعالیتها، تعامل میان معلم با شاگرد تاثیر گذار باشد. آپدناکر و وندام نیز به بررسی میزان تاثیر شیوه تدریس دانش آموز محور که در مقابل آن سبک تدریس محتوا محور و مدیریتگرا میباشد، پرداخته و به این نتیجه دست یافتند که سبک فراگیر محور، فراهم آورندهی فرصتهای زیادی برای یادگیری میباشد. این که تا چه حد اندازه این شیوه ها با سبکشناختی در ارتباط میباشد، سوال مهمی است که به خصیصهها و رفتارهای معلم نسبت داده می شود؛ و در کلاس تاثیر بسزایی دارد. معلم نقش حیاتی در فرایند یاددهی– یادگیری دارد. رفتار کلاسی معلم بر جنبه های زیادی از این فرایند تاثیر دارد. از جمله: آمادگی و تمهیدات معلم، فعالیتی یادگیری و رویکرد وی نسبت به ارزیابی از یادگیری (ایوانس به نقل از مس و پاپوچ[۶۱]، ۲۰۰۶). کاپلان و کیز روش تریس را به عنوان رفتار فردی معلم و هر آنچه که وی به عنوان واسطه برای انتقال داده ها به کار میگیرد، تلقی میکنند (ایوانس، ۲۰۰۸).
محققانی کخ در خصوص سبک ها تدریس پژوهش کردهاند، شاخص های منحصر به فردی را برای بررسی سبک های تدریس به کار برده اند. این امر موجب شد تا تعریف های متنوعی از سبک تدریس، و متعاقب آن انواع مختلفی از بررسی در زمینه ی سبک تدریس گسترش یابد. ماهیت و قلمرو سبک های تدریس بواسطه ی توصیف گرهایی، همچون رفتار فعال و انفعالی به شدت محتوا محور و یا حمع گرا، معلم محور و یا یادگیرنده محور و جز آن قابل شناسایی است (ایوانس، ۲۰۰۸). در این راستا جارویس (۱۹۸۵) برای سبک تدریس طبقه بندی سه گانه یی پیشنهاد میکند؛ در سطح اول، سبک تعلیمی مطرح میگردد؛ که در این روش معلم محوریت داشته و طی سخنرانی های او دانش آموزان یادداشت برداری می کند.
در سطح دوم، سبک سقراطی میباشد؛ و معلم تدریس را بر مبنای سوال های مطرح شده از جانب دانش آموز هدایت میکند در سطح سوم، سبک تسهیل گرا عنوان می شود، که معلم محیط یادگیری را به گونه یی آماده میسازد، که در آن دانش آموزا بتواند خود یادگیرنده باشد و در محیط، یک تسهیل گر یاد می شود؛ و عقیده برآن است که دانش آموزان میتوانند یاد بگیرند (روزنفیلد، ۲۰۰۷؛ نقل از ایوانس، ۲۰۰۸). در مطالعه های اخیر نیز از نقش معلم به عنوان تسهیلگر یاد می شود؛ و عقیده بر آن است که دانش آموزان میتوانند یاد بگیرند (روزنفیلد، ۲۰۰۷؛ نقل از ایوانس، ۲۰۰۸). هال و ماسلی[۶۲] (۲۰۰۵) در تحقیق خود الگوها و سبک های یادگیری را مورد بررسی قرار دادند؛ و تصریح کردهاند که میزان تاثیر نظریه ی سبک های یادگیری بر تدریس هنوز به اثبات نرسیده است. بنابرین لازم است تاثیر سبک های یادگیری با رویکرد های انتقادی بیش تری مورد بررسی قرار گیرد.
۲-۱-۴-۱- شاخص های تدریس کارآمد:
دانستن اینکه یادگیری چگونه و در کجا صورت میگیرد ازملزومات معلمان در ارائه تدریس مطلوب است. چگونگی محیطهای یادگیری و فراهم نمودن آن به منظور فرایند تدریس کارآمد از اهداف مهم نظامهای آموزشی محسوب میگردد (بابل[۶۳]، ۲۰۰۸).
امروزه اغلب یادگیریها، در محیطهای آموزشی و تحصیلی رخ میدهد. در ارزشیابیهای رسمی و اداری، بیشتر از کارآمدی تدریس، به کارآمدی مدارس توجه می شود؛ و این تلقی عمومی که معلمی، کاری طبیعی است و بیشتر از آنکه فن باشد، هنر است، باعث شده تا ظرایف لازم در تدریس کارآمد، چندان که باید، در پژوهشهای آموزشی مورد بررسی قرار نگیرد.
عوامل موجود در تدریس مؤثر و کارآمد از نظر ریان[۶۴]: «او و همکارانش مطالعات خود را بر سه دسته تقسیم کردهاند ۱ـ ارتباط گرم و صمیمی همراه با درک و فهم در مقابل ارتباط سرد و بی توجهی و بدفهمی ۲ـ فعالیت های سازمان دهی شده با برنامه در مقابل بی برنامگی ۳ـ برانگیختن(فعالیت برانگیزنده) و فعالیت تخیلی در مقابل افسردگی و عادی بودن. عوامل مربوط به نظرات فلاندر: او در روند تدریس دو سبک متفاوت را بازگو نمود:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۵-۲-۳ نظریه ی مختلط
هر یک از دو نظریه ی مطروح پیش، ایراداتی داشتند و معیار کاملی که بتواند جامع همه ی مصادیق منظور باشد، ارائه ننمودند. نظریه ی نوعی، نمی توانست بطلان قرارداد را بر مبنای سبب نامشروع توجیه کند؛ چرا که این خصوصیت را تنها می توان در عناصر شخصی قرارداد؛ یعنی در دواعی طرفین جست و جو کرد؛ و نظریه ی شخصی نیز، به لحاظ این که سبب را، شرط انعقاد قرارداد میدانست و اوضاع و احوال لاحق بر انعقاد قرارداد که گاهی موجب سقوط تعهد می شدند را، مربوط به سبب نمی دانست، مورد انتقاد قرار گرفت.
بنابرین، هرکدام از نظریات نمی توانستند به تنهایی پاسخگوی همه ی مسائل باشند. از این رو، گرایش دکترین معاصر فرانسه به سوی پذیرش یک مفهوم دوگانه از جهت است.


گروه بزرگی از نویسندگان حقوق فرانسه، بر مبنای نقشی که سبب در قراردادها دارد، دو یا چند مفهوم برای آن گفته اند. عبارت ها متفاوت است، ولی در همه ی آن ها «سبب نامشروع» جنبه ی شخصی دارد و بر حسب انگیزه های ویژه ی طرفین قرارداد یا هرکدام از آن ها تغییر میکند؛ در حالی که در مورد «فقدان سبب یا اشتباه در سبب»، از مفهوم نوعی آن گفت و گو می شود که در هر گروه از قراردادها یکسان است و به انگیزه های خصوصی ارتباط ندارد.
ژوسران[۳۵]، «جهت داخلی و نوعی قرارداد» را در برابر «جهت محرک و فردی» می نهد. ریپر و بولانژه[۳۶] «جهت نوعی گرفته شده از اقتصاد قرارداد» را از «جهت فردی و خاص» ممتاز میسازند و مفهوم نخست را درباره ی وجود و اشتباه در سبب به کار میبرند و مفهوم دوم را در نامشروع بودن آن؛ ولی در هر حال سبب را چیزی جز «جهت محرک» نمی دانند.
پلنیول و ریپر و اسمن[۳۷]، نظریه ی «سبب نامشروع» را جدای از نظریه ی «فقدان سبب» می دانند و همه ی موارد استعمال سبب را تابع یک نظر نمی شمارند. مازوها[۳۸] «جهت تعهد» را مفهومی متمایز از «جهت قرارداد» می دانند؛ جهت تعهد یا جنبه ی نوعی جهت، تقریباً همان «علت در نظریه ی کلاسیک» است که در هر سنخ از قراردادها مشترک است. تعهد طرف دیگر یا تصور عوضی که طرف دیگر به عهده گرفته است، در قرارداهای دو تعهدی؛ و عوضی که متعهد دریافت داشته، در قراردادهای عینی، «جهت تعهد» به شمار میآید. فقدان این جهت، مانع عقد قرارداد است. ولی «جهت معامله» یا «جنبه ی شخصی جهت»، آن را به داعی نزدیک میکند که در هر مورد، بر مبنای انگیزه های ویژه ی اشخاص بررسی می شود تا انطباق آن با اخلاق و مصالح اجتماعی احراز گردد؛ لذا امری روانی و متغیر است.
ویل[۳۹] نیز در برابر «سبب تعهد» از «سبب قرارداد»، سخن میگوید. مارتی و رینو[۴۰]، «سبب، وسیله ی حمایت از اراده ی فردی» و «سبب، وسیله ی حمایت از نظم عمومی و اخلاق حسنه» را دو چهره دوگانه از سبب می دانند، که بر مبنای نقش خود آثار مختلفی دارند.
کمیسیون اصلاح قانون مدنی فرانسه نیز، برای سبب دو وجهه قایل شده و با اعتقاد به سودمندی این نظریه، تفکیک بین سبب نوعی و شخصی را پیشنهاد کردهاست.
البته پاره ای از نویسندگان، این دوگانگی را بیش تر ناشی از اختلاف در درجه و رتبه می دانند تا ماهیت مفهوم سبب. ایشان تصریح میکنند که برای بیان نقش دوگانه ی سبب، ضرورتی ندارد که مفهوم آن نیز چنین خرد و تجزیه شود (صفایی ۱۳۵۰، ۶۰- ۶۱: ۱؛ کاتوزیان ۱۳۸۸، ۲۵۴- ۲۵۵: ۲).
۲-۲- نظریه ی عوض
در نظام کامن لا، اصطلاح سبب، در معانی مختلفی استعمال شده است. در حقوق قدیم انگلستان، سبب گاه به معنای «منبع»، «منشأ» و «شکل تحصیل مال». به کار میرفت؛ و گاه به معنای «اقدام»[۴۱] یا «تعقیب قانونی در رسیدگی مدنی بر اساس قانون یا انصاف»؛ اما در مقایسه با نظریه ی علت که در برخی از کشورهای اروپایی به طور گسترده مطرح گردید، نظریه ی مشابهی با عنوان نظریه ی عوض از قرن ۱۶ میلادی، در حقوق انگلستان مورد بحث قرار گرفت.
این نظریه، از اصل قدیمی «شی در مقابل شی»[۴۲] اقتباس گردیده و نویسندگان آن را به «معامله در مقابل مبادله»[۴۳] و «تعهد در مقابل تعهد»[۴۴] و امثال آن تعریف کردهاند.
در این مبحث، به بررسی مفهوم عوض (گفتار اول) و پیشینه ی این نظریه که از کجا و چگونه به وجود آمده (گفتار دوم) می پردازیم و در آخر، به طرح آن چه که باعث شده نظریه ی عوض، در عرض نظریه ی علت عنوان شود، می پردازیم (گفتار سوم).
۲-۲-۱ مفهوم نظریه ی عوض
عوض، چیزی است که به عنوان بدل، در مقابل تعهدی داده می شود (ره پیک ۱۳۷۶، ۴۷) و همان طوری که قبلاً در بحث از نظریه ی علت بیان شد، هر عمل حقوقی که انجام میگیرد و تعهد می شود، برای رسیدن به «عوضی» است که آن عوض، مقصود بلاواسطه از انجام آن عمل حقوقی است. این مقصود بلاواسطه، همان «علت» است که در فرهنگ حقوقی کامن لا «عوض» نامیده می شود و همان طور که گفته شد، تبلور مشخص علت، در عقود معوض است (بهرامی احمدی ۱۳۹۰، ۳۱۲).
به بیان روشن تر، عوض، دلیل اقتصادی وجود تعهد است که تنها چهره ی مادی و نوعی دارد. هر کجا که مالی از دارایی بدهکار خارج می شود، بایستی نفعی در برابر آن به دست آورد و تنها، به وسیله ی این عوض مادی است که می توان تعهد او را توجیه کرد.
در معامله، طلبکار مدیون را به قبول معامله تشویق میکند. تشویق ممکن است جنبه ی پولی داشته باشد؛ مانند این که کشاورزی حاضر است برای تعهد ارائه ی سم علف کش، ۲۰ هزار تومان پرداخت کند؛ یا این که موضوع تشویق، تسلیم کالا یا ارائه ی خدمتی باشد.
طلبکار برای تشویق مدیون به قبول تعهد، چیزی به او میدهد و متعهد، متقابلاً برای تشویق طلبکار، تعهد را می پذیرد. این تشویق در عقود معوض، دو طرفه است. در حقوق کامن لا، چیزی را که طلبکار برای تشویق متعهد به قبول تعهد می پردازد، عوض می دانند. بر اساس نظریه ی عوض یا معامله، تا زمانی که طلبکار چیزی را در برابر تعهد مدیون نپرداخته باشد، تعهد ناقص تلقی می شود و نفوذ حقوقی ندارد؛ به عبارتی، لزوم قراردادی ناشی از عوض است (انصاری ۱۳۹۰، ۳۱۷- ۳۱۸).
لذا، عوض، یک عمل مقابله به مثل[۴۵] است که از طرف متعهد له صورت میگیرد (ره پیک ۱۳۷۶، ۴۸) و ممکن است نفعی برای متعهد یا غرامتی بر متعهد له باشد (یک تعهد متقابل و یا عملی غیر از تعهد، یک مهلت، ایجاد، اصلاح یا لغو یک رابطه ی حقوقی) (ره پیک ۱۳۷۶، ۴۷).
به طور مثال، در عقد بیع، عوض تعهد پرداخت مشتری، تعهد بایع به تسلیم مبیع است و این در واقع، ضرری است که بر بایع تحمیل می شود.
از آن جایی که حقوق انگلستان، حقوق عرفی و مبتنی بر رویه ی قضایی و آرای دادگاه هاست؛ بنابرین، در چند سطر کوتاه به مصادیقی از «نظریه ی علت» در قالب «نظریه ی عوض» اشاره می شود:
– «لرد راندین» در دعوای «دانلوپ» در سال ۱۹۱۵٫م، عوض را در معنای تحمل ضرر از سوی متعهد له تعریف نموده بود که مشابه همین تعریف، در نظریات قضات دیگر نیز مشاهده می شود.
– در «Privy council»[۴۶] خدمت مربوط به گذشته، به عنوان عوض پذیرفته شد.
– «مجلس لردان» در سال ۱۹۶۰٫م، کاغذهای شکلات را به عنوان «عوض کافی» در قرارداد مربوط به واگذاری حق پذیرفت؛ بنابرین لازم نیست عوض کامل باشد. ممکن است با توافق طرفین برای اجاره ی ملکی که هزاران پوند ارزش دارد، فقط یک پوند پرداخت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱۰ جامعه آماری و روش نمونه گیری
شرط لازم برای انجام هر تحقیقی وجود اطلاعات در دسترس میباشد. در این مطالعه تمام مدیریت شعب استانهای بانک نمونه که متشکل از ۳۳ مدیریت شعب میباشد، برای سالهای ۱۳۸۷-۱۳۹۱ مورد بررسی قرار میگیرد.


که برای کاهش تورش و نتیجه نااُریب بودن در داده ها از فرمول کوکران در نمونه گیری استفاده شده است که در مجموع از ۳۱ مدیریت شعب بانک نمونه استفاده شده است؛ در تحلیل آماری به دلیل پرت بودن یکی از استانها، آن داده حذف گردید در نهایت از ۳۰ مدیریت شعب جهت نمونه گیری استفاده شده است.
۱-۱۱ قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی: بررسی و میزان تاثیر اهم عوامل مالی مؤثر تحت کنترل مدیریت(مدیریت تسهیلات، حجم سپردهها، مدیریت دارایی، مدیریت نقدینگی، مدیریت هزینه، ریسک اعتباری و تعادل بین منابع و مصارف) بر سودآوری (بازده داراییها) مدیریت شعب (سرپرستی شعب استانهای کشور) یکی از بانکهای کشور
قلمرو زمانی: این پژوهش بر اساس داده های جمع آوری شده از صورتهای مالی پایان سال هر یک از مدیریت شعب بانک نمونه در بین سالهای ۱۳۹۱-۱۳۸۷ به اجرا درآمده است.
قلمرو مکانی: این پژوهش ۳۰ مدیریت شعب بانک نمونه را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.
۱-۱۲ روش گردآوری داده ها و اطلاعات
برای محاسبات مربوط به متغیر های تحقیق حاضر که روش گردآوری آن ها به صورت کتابخانه و مصاحبه میباشد که از اطلاعات و صورتهای مالی بانک نمونه استفاده شده است. بنابرین در این تحقیق روش گردآوری داده ها کتابخانهای است.
۱-۱۳ استفاده کنندگان از نتایج تحقیق
عمده ترین بهره برداران نتایج این تحقیق عبارتند از :
-
- استفاده بانک نمونه از نتایج به دست آمده در این مطالعه
-
- استفاده سایر بانکهای کشور در جهت ارزیابی عملکرد مالی استانها
-
- کلیه دانشجویان و محققین در حوزه های حسابداری، مالی و بانکداری

۱-۱۴ تعریف عملیاتی مفاهیم و واژه های کلیدی تحقیق
سودآوری[۳]: توان شرکت یا مؤسسه در ایجاد درآمد کافی به گونه ای که پس از پرداخت هزینه های جاری، مبلغی اضافی به نام سود برای شرکت باقی بماند (رستمی،۱۳۹۰، ص۴۵).
عملکرد مالی[۴]: حاصل سیستم اطلاعات حسابداری، گزارشهای مالی است که سود گزارش شده در آن ها از اهمیت زیادی برای استفاده کنندگان برخوردار است. سرمایه گذاران با اتکا به سود حسابداری، عملکرد شرکت را ارزیابی کرده و پیشبینی های خود را بر آن اساس انجام میدهند(مهدوی، حسینی، ۱۳۸۷، ص۳).
بانک: مؤسسهای خدماتی که به جمع آوری یا تجهیز سپرده های مردم و تخصیص منابع و مصرف بهینه آن در جهت سیاستهای کلی اقتصاد کشور با ابزارهای پولی و اعتباری اقدام و همچنین موجبات تسهیل در پرداختها و انجام سایر خدمات بانکی را در چارچوب قوانین و مقررات فراهم میسازد(جمشیدی، ۱۳۷۹، ص۴).
تسهیلات اعطایی: وظیفه اصلی بانکها واسطهگری وجوه است، به این معنی که از یکسو وجوه را از سپردهگذاران دریافت کرده و از سوی دیگر، این وجوه را در قالب تسهیلات به متقاضیان پرداخت میکنند. دارندگان وجوه مازاد، با سپردهگذاری در بانک عملاً وجوه خویش را به بانک قرض داده و نرخ سود معینی دریافت می کنند. متقاضیان تسهیلات نیز در ازای پرداخت سود معینی از بانکها قرض می گیرند. طبیعی است که مابهالتفاوت بهره پرداختی به سپردهگذاران و سود دریافتی از گیرندگان تسهیلات، سود بانک را تشکیل می دهد(یزدانی و دهنوی،۱۳۸۴).
۱-۱۵ساختار تحقیق
این تحقیق از ۵ فصل تشکیل شده است:
فصل اول – کلیات تحقیق
فصل دوم – ادبیات، مبانی نظری و پیشینه تحقیق
فصل سوم – روش شناسی تحقیق
فصل چهارم – تجزیه و تحلیل داده ها
فصل پنجم – خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهادهای تحقیق
۱-۱۶خلاصه فصل
حوزه فعالیت بانکها در سه بخش تجهیز منابع، تخصیص منابع و ارائه خدمات میباشد لذا شناسایی و بررسی سودآوری عملکرد مالی در اجرای هریک از وظایف میتواند طیفی از نقاط قوت و ضعف موجود در بانکها را ارائه میکند. عوامل تعیین کننده سودآوری بانکها به دو گروه عوامل داخلی قابل کنترل مدیریت و عوامل بیرونی فراتر از مدیریت بانک تفکیک شده است(باقری، ۱۳۸۵، ص۱).
در این تحقیق به اهم عوامل مالی قابل کنترل مدیریت که بر سودآوری بانکها نقش دارند، پرداخته خواهد شد. مورد مطالعه این تحقیق ۳۰ مدیریت شعب بانک نمونه بوده که برای سالهای ۱۳۹۱- ۱۳۸۷ مورد آزمون قرار گرفته است. در این تحقیق ارتباط و میزان تاثیر گذاری شش عامل(حجم سپرده، مدیریت تسهیلات، نقدینگی، ریسک اعتباری، مدیریت هزینه، تعادل بین منابع و مصارف) را بر سودآوری که با بازده داراییها(ROA) نشان داده شده با روش های آماری آزمون فرضیهها، آزمون دوربین واتسون، آماره کولموگروف- اسمیرنف(K-S)، آزمون فیشر، همبستگی پیرسون، تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون از طریق نرم افزار SPSS 20 مورد بررسی قرار میدهیم.
فصل دوم
ادبیات،
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
۲-۱ مقدمه
افزایش بازدهی سرمایهگذاریهای انجام شده، از مهمترین اهداف مدیران سازمانها و مؤسسات اقتصادی محسوب می شود. در حقیقت، تلاش آن ها بر آن است که به مطالعه اطلاعات و آمار و ارقام موجود در صورتهای مالی (که با صرف انرژی و هزینه فراوان به دست میآیند)، شمایی از عملکرد سازمان خویش به دست آورند و بتوانند با بررسی وضعیت حاضر و در نظر گرفتن اهداف استراتژیک و بلندمدت سازمان و همچنین با آگاهی از نقاط قوت و ضعف خویش و اتخاذ راهبردهای شایسته، موجبات بهینه سازی فعالیتها و بهرهجویی قابل قبول از سرمایهگذاریهای انجام شده را فراهم آورند(رستمی، ۱۳۹۰، ص۴۳).
در هر بازار که بانکهای متعددی در آن فعالیت میکنند، ممکن است بعضی از بانکها سریعتر به این اهداف دست یابند. یک بانک باید برای رقابت کارآتر، خدمات بانکی را با هزینه پایین ارائه دهد. اگر بانک نتواند در مورد کنترل هزینه و کیفیت خدمات رقابت نماید، بعید است که بتواند برای مدت طولانی در یک محیط رقابتی به بقای خود ادامه دهد. بنابرین، شناخت عملکرد یک بانک از طریق مقایسه با عملکرد بازار در طی دورههای متوالی، از بررسی مجدد گزارشهای مالی مفیدتر است(جی.بارلتروپ، مک نافتن، ۱۳۸۰، ص۲).
برای درک بهتر موضوع این فصل به دو بخش مبانی نظری تحقیق و پیشینه تحقیق تقسیم بندی شده است که در بخش اول به مبانی نظری تحقیق میپردازیم و در بخش دوم به پیشینه تحقیق پرداخته می شود
بخش اول
مبانی نظری تحقیق
۲-۲ مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
درگیری [۳]
درگیری به میزان درگیری های ذهنی مشتریان برای انتخاب یک محصول و یا یک خدمت است (بوش و کلارک، ۲۰۱۳، ۱۸).


ریسک[۴]
درجه خطر کردن مشتریان برای خرید محصول نشناخته ای است که برند ها میزان ریسک را کاهش میدهند و مشتری با اطمینان خریداری میکند(مرجانی، ۱۳۹۱، ۱۷).
اعتماد[۵]
اعتماد به کالا و خدمتی که در پی آن هستیم، اینکه چه قدر یک کالا و خدمت انتظارات مد نظر مشتری را برآورده کند و تا چه حد به خرید و انتخاب خود، اعتماد کند (صالحی، ۱۳۸۴، ۱۹).
وفاداری[۶]
مزیتی که یک مشتری به جای خریدن یک محصول از چند جای مختلف، آن را به طور مکرر از یک عرضه کننه خریداری میکند(باغبان و موسی، ۱۳۹۳، ۳۱).
۱-۶-۲تعاریف عملیاتی
برند بانکی: نمره ای است که پاسخگو بر اساس پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
درگیری: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۱ تا ۵ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
ریسک: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۶ تا ۱۰ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
اعتماد: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۱۱ تا ۱۵ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
وفاداری: نمره ای است که پاسخگو بر اساس سؤالات ۱۶ تا۲۰ پرسشنامه نظام بازاریابی برند بانکی کلسی (۲۰۱۰) به دست می آورد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
۲-۱ نظام بازاریابی
عصر حاضر با ویژگی هایی همچون فراوانی عرضه، گسترش رقابت ، تحولات فناوری ، جهانی شدن و… همراه است که بعضی ثمرات آن برای مشتریان انفجار، انتخاب ، افزایش قدرت چانه زنی و دستیابی به ارزش بیشتر است. در ارتباط تعاملی بین صنعت به معنای مجموعه ای از رقبا که در یک بازار هدف تعریف شده با هم رقابت میکنند و بازار به معنای مجموعه ای از مشتریان بالفعل و بالقوه بنگاه های اقتصادی آنچه به ظاهر داد و ستد می شود، کالا یا خدمتی است که بنگاه به مشتریان خود میدهد و در مقابل ، پول یا شبه پول میگیرد، اما در حقیقت مشتریان، کالا یا خدمت نمی خرند، بلکه ارزش را از بنگاه های اقتصادی دریافت میکنند. در دنیای رقابتی امروز شرکت هایی موفق هستند که بتوانند ارزش های بیشتری برای مشتریان به وجود آورند و دلایل بیشتری به مشتریان ارائه کنند تا آن ها را به خرید و ایجاد رابطه بلندمدت با شرکت ترغیب سازند. مشتریان امروزه خواهان عرضه فرآورده با کیفیت برتر، خدمات بیشتر، سرعت بالاتر، همخوان و متناسب با نیازهای خود، قیمت مناسب تر و تضمین کارآمد هستند، لذا بنگاه باید بررسی کند که ضمن سودآوری، کدامیک از خواست های گوناگون مشتریان را میتواند برآورده کند. شرکت هایی که فلسفه بازاریابی را پذیرفته اند، یعنی مشتری و جامعه را مدنظر داشته و محور عملیات قرار دادهاند، در تلاش برای به وجود آوردن و افزایش مداوم ارزش مشتری هستند. عوامل متعددی در ارتقاء ارزش مشتری مؤثر هستند؛ مثل کیفیت ، خدمات ، سرعت و… و نیز یکی از عوامل اصلی ارتقای ارزش مشتری نظام بازاریابی است (آکر، ۲۰۰۶، ۲۲).

۲-۲ عوامل فعالیت های بازاریابی
۱٫مفهوم تولید[۷]
در مفهوم تولید فرض بر این است که مشتریان نسبت به کالاهایی نظر مساعد خواهند داشت که اولاً موجود بوده و ثانیاًً دارای قیمت بسیار مناسبی باشند. بنابرین مدیریت وظیفه بهبود تولید و توزیع را برعهده دارد. این مفهوم یکی از قدیمیترین فلسفههای راهنمای فروشندگان محسوب می شود (کلر[۸]، ۲۰۱۲، ۱۶).
۲٫مفهوم کالا[۹]
بر اساس مفهوم کالا، مشتریان خواهان کالاهایی هستند که از بهترین کیفیت و کارایی برخوردار باشند. بر مبنای این اصل، سازمان باید منابع خود را به بهبود پیوسته کالا اختصاص دهد(آکار، ۲۰۱۰، ۲۳).
۳٫مفهوم فروش[۱۰]
بر اساس مفهوم فروش، مصرفکنندگان به میزانی که باید بخرند، کالاهای تولید یک شرکت را نخواهند خرید و این در زمانی رخ میدهد که شرکت به میزان وسیع برای فروش و ترویج کالاهای خود نکوشد. این مفهوم عملاً در مورد کالاهای ناخواسته تجربه شده است، کالاهایی که خریداران به طور معمول به خرید آن ها نمیاندیشند (بندیکسن[۱۱]، ۲۰۱۰، ۱۸).
۴.مفهوم بازاریابی
در مفهوم بازاریابی، اعتقاد بر این است که نیل به اهداف سازمانی، بستگی تام دارد به تعیین و تعریف نیازها و خواستههای بازارهاى هدف و تأمین رضایت مشتریان بهنحوی مطلوب تر و مؤثرتر از رقبا. جالب این است که این مفهوم یک فلسفه نسبتاًجدید اقتصادی است. مفهوم بازاریابی به صورت مختلفی بیان شده است (فراکوهار[۱۲]، ۲۰۱۰، ۶۲).

۲-۲ برند[۱۳]
۲-۲-۱ تعاریف برند
طبق تعریف انجمن بازاریابی امریکا، مارک، برند یا نام، عبارت، طرح، نماد یا هر ویژگی دیگری است که مشخص کننده خدمات یا فروشنده محصولی خاص باشد که به وسیله آن از دیگر محصولات و خدمات مشابه متمایز میگردد. عنوان قانونی برای برند، نشان تجاری است. برند مجموعه گرههای ذهنی یا تداعیات کارکردی، احساسی، عقلی و مزیتهایی است که ذهن بازار هدف را اشغال نمودهاست. تداعی معانی پیوند دادن تصاویر و نشانه ها با برند از مزایا و فواید یک برند است (آرچر[۱۴]، ۲۰۱۳، ۵۱).
برند همان چیزی است که مخاطب با دیدن، شنیدن، حس کردن و یا هر گونه ارتباطی با آن به صورت مفهومی، دیداری یا لفظی صفات و ویژگی های خود را در ذهن و قلب مخاطب تداعی میکند. برند شامل همه احساسات، ویژگی ها و مفاهیمی است که به یک نام گره خورده است؛ برند، برداشت افراد از یک نام است(کلر، ۲۰۱۵، ۱۶).
در فارسی واژه مارک یا برند معمولاً برای اشاره به محصول یا خدمتی به کار میرود که ارزش اعتباری و اجتماعی بالایی داشته باشد. به بیان دیگر «برند» دارای ماهیت اجتماعی است و برندهای قدرتمند، آنهایی هستند که افراد نسبت به آن ها حس مالکیت دارند و برای مثال میگویند: «این مارک، اسم مارک دلخواه من است» . نام های برتر میتوانند هیجان و عواطف مصرفکنندگان خود را برانگیزند و مشتریان نیز به این نام ها اعتماد داشته و از آن ها انتظار خلق ایده های برتر و نوآوری در محصولاتشان را دارند(کیم[۱۵]، ۲۰۱۱، ۶۱).

۲-۲-۲ برندسازی
برندینگ یا برندسازی[۱۶]، فعلی است که در نتیجه آن سطح احساسی و عاطفی مرتبط با یک محصول یا خدمت(شرکت) افزوده میگردد، بدین وسیله ارزش آن برای مشتریان و سایر ذی نفعان افزایش مییابد. محققین ارزش یک برند را به طور معناداری مرتبط با دلبستگی احساسی مشتریان، نسبت به برند میدانند و بر اهمیت ایجاد چنین ارتباطی تأکید ویژه دارند. بسیاری از تحقیقات اخیر بازاریابی مصرف کننده، به نتایج ثابتی در مورد اصول برندسازی احساسی رسیده اند. برخی از محققین حوزه برند، برندسازی را در ایجاد ارزش برند خلاصه کردهاند. از دهه گذشته تاکنون شاهد یک روند رو به رشد برندسازی شرکتی[۱۷] نسبت به برندسازی محصولی[۱۸] بودیم. هدف برندسازی شرکتی، ایجاد وضعیتی مطلوب برای نام و نشان سازمان از طریق ذی نفعان مختلف خود میباشد. برای برندسازی شرکتی همان تعریف سنتی برندسازی محصول را قائل هستند به این صورت که هدف هر دو آن ها ایجاد تمایز و ترفیع نسبت به سایر برندهای موجود میباشد. البته این نویسندگان اعتقاد دارند برندسازی شرکتی بسیار پیچیده تر میباشد، چرا که نیازمند مدیریت مناسب تعاملات کلیه ذی نفعانی است که به لحاظ ویژگی با یکدیگر متفاوت میباشند(لاسر[۱۹]، ۲۰۱۳، ۲۳).
۲-۲-۳ مدیریت برند[۲۰]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از عوامل داخلی که می توان انتظار داشت که یک اثر معنیدار در سودآوری داشته باشدکارآیی مدیریت هزینه میباشد ارتباط مابین هزینه و درآد ممکن است به صورت یک رابطه مستقیم ظاهر شود. به هر حال حجم فعالیتهای تجاری بالاتر و از این رو درآمدهای بالاتر ممکن نیست مگر با هزینه های بالاتر. بنابرین به منظور دسترسی به کارایی بالاتر بانکها در مدیریت هزینه ها کاهش هزینهها به وسیله تنوع در سطوح فعالیت بانک میتواند ضروری باشد(باقری، ۱۳۸۵، ص۹ و ۱۰).


۲-۹-۳ عوامل خارج از کنترل مدیریت (خارجی)
عواملی هستند که خارج از کنترل مدیریت بانک قرار دارند، تعدادی از این عوامل به شرح ذیل میباشد:
الف) تورم:
افزایش سریع سطح قیمت ها همراه با نرخ بالای رشد نقدینگی طی چند سال اخیر، تورم را به یکی از عمده ترین معضل های اقتصادی کشور تبدیل کردهاست. تورم عموما ناشی از عواملی نظیر کسری های مالی (کسر بودجه) و استقراض دولت و افزایش دارایی های خارجی بوده که مهم ترین عوامل بروز تورم در اقتصاد ایران را می توان به شرح زیر بر شمرد(کریمخانی، فراتی، ۱۳۹۱، ص۲):
۱) تامین کسر بودجه، از طریق استقراض دولت از بانک مرکزی و به تبع آن افزایش نقدینگی، که موجب افزایش بی سابقه در تقاضای کل و تشدید فشارهای تورمی می شود.
۲) عوامل ساختاری ناشی از عدم هماهنگی های بخشی، تنگناهای زیرساختی و چسبندگی عرضه در بخش های کلیدی مانند صنعت و کشاورزی که باعث کشش ناپذیری عرضه در این بخشها گردیده است، به طوری که در شرایط رشد سریع تقاضا امکان افزایش متناسب و همزمان عرضه وجود نداشته که این امر منجر به بروز تورم می شود.
۳) افزایش قیمت حاملهای انرژی (برق، سوخت و…) ناشی از اجرای سیاست هدفمند کردن یارانه ها
۴) حذف یارانه های صنعتی و صنفی پس از اجرای سیاست های تعدیل
۵) عدم ثبات اقتصادی و افزایش ریسک مربوط به فعالیتهای مولد اقتصادی
۶) ضعف مدیریت به ویژه مدیریت ارز و کاهش ارزش پول .
تورم به عنوان یکی از اساسیترین معضلات اقتصادی، در طول حیات اقتصادی هر کشور شناخته می شود. تورم، افزایش مداوم در سطح عمومی قیمتها یا کاهش مستمر در قدرت خرید پول یک کشور است و اساساً پدیدهای نامطلوب در اقتصاد به شمار میآید که هزینه های جدی بر جامعه تحمیل میکند. این پدیده در سطوح بالا علاوه بر آن که نظام قیمتها را مختل میکند، موجب کاهش پساندازها، از بین رفتن انگیزه های سرمایه گذاری، تحریک فرار سرمایه از بخشهای دولتی به سمت فعالیتهای سفته بازی و در نهایت کند شدن رشد اقتصادی خواهد شد(رستمی، ۱۳۹۰، ص۶۲).
اگر تورم کاملاً پیشبینی شده و نرخهای بهره با توجه به آن تنظیم شده باشند، در نتیجه افزایش درآمدهای آن ها سریعتر از افزایش هزینه ها می شود و این یک تاثیر مثبت بر سودآوری بانک دارد. اما اگر تورم پیشبینی نشده باشد پس احتمال این وجود دارد که هزینه های بانک سریعتر از درآمدهای آن افزایش یابد و از این رو بر سودآوری تاثیر معکوس داشته باشد(باقری، ۱۳۸۵، ص۱۱)
ب) سیاست بانک مرکزی:
سیاست پولی انبساطی و انقباضی نیز میتواند تاثیر بالقوه در سودآوری بانک داشته باشد. نرخ بهره، یکی از ابزارهای پولی است که نقش مهمی در فعالیتهای اقتصادی دارد؛ به گونه ای که حلقه ارتباطی و انتقالی سیاست پولی به بخش واقعی اقتصاد محسوب میگردد. این نرخ در نظامهای پولی متکی بر بانکداری رایج اقتصادی آزاد در قالب عرضه و تقاضا برای منابع مالی قابل استقراض و سیاستهای اقتصادی بانک مرکزی تعیین میگردد. در عین حال دستیابی به محیط و شرایط اقتصاد کلان با ثبات، نیازمند شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی، نقش مؤثری بر رشد سرمایه گذاریها دارد که در میان سیاستهای پولی و مالی در ثبات بخشیدن اقتصاد، جایگاه خاص دارند(رستمی، ۱۳۹۰، ص۶۳).
ج)تولید ناخالص داخلی(GDP):
تولید ناخالص داخلی عبارت است از کل ارزش تولیدات کالاها و خدمات در یک کشور به قیمت بازار طی یک دوره زمانی خاص(معمولاً یکسال) است بعبارتی تولید ناخالص داخلی مجموع ارزشهای افزوده در تمامی مراحل تولید همه کالاها و خدمات تولید شده در یک کشور طی یک دوره زمانی خاص است. معمولاً درآمد سرانه به عنوان معیاری برای تعیین سطح زندگی در یک کشور به کار برده میشود درآمد سرانه بنا به تعریف برابر است با مبلغ کل تولید ناخالص داخلی تقسیم بر تعداد افراد در هر کشور. معمولاً زمانی که GDP[7] کمتر از روند مورد انتظار باشد. سود کاهش مییابد و اگر GDP بیشتر از روند مورد انتظار باشد انتظار داریم که سودها افزایش یابد(رستمی، ۱۳۹۰، ص۶۴).
د) چرخه تجاری:
در دوره رکود اقتصادی، بانکها وام دادن را کاهش میدهند چون چنین دوره هایی معمولاً با افزایش ریسک همراه هستند بنابرین سود ناخالص نیز کاهش مییابد اما دوره رونق اقتصادی، تقاضا برای اعطای تسهیلات به طور قابل توجهی تقویت شده و سود ناخالص نیز بیشتر میشود. از این رو درآمدها میتواند سریعتر از هزینه هایی که منجر به افزایش سود میشوند، رشد کنند؛ در حالی که ممکن است در طوول دوران رکود اقتصادی عکس این صادق باشد(رستمی، ۱۳۹۰، ص۶۳).
ه) سهم بازار از کل شبکه بانکی:
سهم بازار میتواند به عنوان یک معیار رقابتی در بین بانکها باشد. پس یک تغییر در سهم بازار میتواند در سود بالقوه بانک مؤثر باشد. معیار سپرده از کل سپرده بانکها میتواند به عنوان معیار سهم بازار بانک بیان شود(رستمی، ۱۳۹۰، ص۶۴).
بخش دوم
پیشینه تحقیق
پیشینه پژوهش عبارت است از بررسی تحلیلی آثار صاحب نظران و پژوهشگران در یک موضوع خاص است.مرور و بررسی نوشته های موجود مانند کتاب ، مقاله، پایان نامه و سایر آثار پژوهشی از مقدمات اساسی و نخستین مراحل انجام بسیاری از پژوهش ها، از جمله پایان نامه، طرح پژوهشی و مقاله تحقیقی است(محمدی،۱۳۹۲،ص۷۹).
تحقیقات گوناگونی در زمینه عوامل تاثیرگذار بر سودآوری انجام شده است مورد مطالعه این تحقیقات شرکتهای تجاری، صنعتی و بانکها بوده است. در این بخش به بررسی تحقیقات داخلی و خارجی که در زمینه عوامل مؤثر بر سودآوری بانکها انجام شده است؛ میپردازیم.
۲-۱۰ تحقیقات داخلی
براتعلی ابویسانی، ۱۳۷۸
او در پایان نامهی خود تحت عنوان « بررسی راهکارهای افزایش سودآوری نظام بانکی کشور( مورد پژوهی : بانک ملت) » عملکرد بانک ملت در طی ۱۲ سال مورد بررسی قرار داده است که نشان داد تسهیلات تکلیفی و کوتاهمدت اثر معکوس بر سودآوری دارد و بین سپرده های کوتاه مدت با سودآوری رابطه معنی دار و مثبت وجود دارد همچنین تسهیلات تکلیفی را به عنوان عامل کاهش
-
- Credit Risk ↑
-
- Return on Assets ↑
-
- Profitability ↑
-
- Financial Performance ↑
-
- John low ↑
-
- Cost Management ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نگرانی: نگرانی به صورت رشته ای از افکار منفی که غالبا کلامی اند و هدفشان حل مسئله است تعریف شده است (بورکوویک، رابینسون، پروزینسکی، و دپری،[۲]۱۹۸۳).


-اختلال اضطراب فراگیر(GAD): اضطراب و نگرانی مفرط (انتظار توام با نگرانی) که در اکثر اوقات، در موردشرایط ، رویدادها یا تعارض های واقعی، به مدت بیش از شش ماه بروز میکند، اضطراب و نگرانی با حداقل سه مورد از موارد زیر ارتباط دارد: بی قراری، به راحتی خسته شدن، مشکل تمرکز، تحریک پذیری، تنش عضلانی و خواب آشفته (انجمن روانپزشکی آمریکا،۲۰۰۰).
اختلال استرس پس از سانحه(PTSD) : عبارت است از مجموعه ای از علایم که در پی مواجهه با حوادث آسیب زای زندگی پیدا می شود؛ فرد به صورت ترس ودرماندگی به این تجربه پاسخ میدهد، واقعه را دایما در ذهن خود مجسم میکند ودرعین حال میخواهد از یاد اوری آن اجتناب کند. برای این که بتوان تشخیص این اختلال را مطرح کرد، علایم مذبور باید حداقل یک ماه طول کشیده باشد و بر حوزه های مهمی از زندگی بیمار نظیر حوزه های خانوادگی و شغلی او باید تاثیر چشم گیری نهاده باشد (سادوک وسادوک،۱۳۸۹).

تعریف عملیاتی:
– حساسیت اضطرابی: منظور از حساسیت اضطرابی در این پژوهش، میزان نمره ای است که فرد در پرسشنامه حساسیت اضطرابی A S)) به دست می آورد.
مشکل درتنظیم هیجان: منظور از مشکل در تنظیم هیجان در این پژوهش، میزان نمره ای است که فرد در پرسشنامه مشکل در تنظیم هیجان (DERS) به دست می آورد.
نگرانی: منظور از نگرانی در این پژوهش، میزان نمره ای است که فرد در پرسشنامه نگرانی (PSWQ) به دست می آورد.
اختلال اضطراب فراگیر: آن دسته از آزمودنی های که توسط روانپزشک یا روانشناس بالینی با بهره گرفتن از مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM – IV – TR ملاک های اختلال اضطراب فراگیر را داشته باشند.
اختلال استرس پس از سانحه: آن دسته از آزمودنی های که توسط روانپزشک یا روانشناس بالینی با بهره گرفتن از مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM – IV – TR ملاک های اختلال استرس پس از سانحه را داشته باشند.
فصل دوم:
پیشینه پژوهش
مقدمه
عده بسیارکمی از ما حتی یک هفته از عمرمان را بدون تجربه اضطراب یا ترس پشت سر میگذاریم. اضطراب را نگرانی به علت مشکل پیش بینی شده تعریف میکنند. اضطراب از این لحاظ که به ما کمک می کند متوجه خطرات آینده شویم و برای آن ها برنامه ریزی کنیم یعنی، آمادگیمان را افزایش دهیم، به دیگران کمک کنیم تا از موقعیتهای بالقوه خطرناک اجتناب کنند، و قبل از وقوع مشکلات احتمالی درباره آن ها درست فکر کنیم، انطباقی است. در مطالعات آزمایشگاهی که اولین بار یک صد سال قبل به اجرا در آمد و تاکنون بارها و بارها تأیید شدهاند، این نتیجه به دست آمد که مقدار کمی از اضطراب عملکرد را در تکالیف آزمایشگاهی بهبود میبخشد اما اگر چه اضطراب اندک انطباقی است، سطح بیش از حد بالا یا وقوع اضطراب زیاد زیانآور است. سطح بیش از حد بالا یا وقوع مکرراضطراب، وجه اشتراک تمام اختلالهای اضطرابی است (دیویدسون، ۱۳۸۸).
اختلالهای اضطراب مدتهای مدید نوعی روانرنجوری (نوروز)- گروه عمدهای از اختلالات با مشخصه اضطراب غیر واقعی و سایر مشکلات مرتبط- قلمداد میشدند. این اختلالات به واسطه کار بالینی فروید با بیمارانش مفهومپردازی شدهاند. بنابرین طبقه تشخیصی نوروزها با نظریه روانکاوی عجین است. در DSM-II رفتارهایی که در روان رنجوریها دیده میشد، بسیار تنوع داشت، مانند ترس و اجتناب در فوبی (هراس)، تمایل مهارناپذیر به انجام متواتر اعمال خاصی در اختلال وسواس فکری-عملی، یا فلج و سایر نشانههای «عصبشناختی» در اختلال تبدیلی. اگرچه نشانه های ظاهری متفاوتند، مطابق نظر روانکاوی چنین فرض می شود که تمام روان رنجوریها مشکل زیربنایی خود را در مورد تکانههای واپس رانده نهاد به نمایش میگذارند.
در طول سالیان دراز، بسیاری از آسیبشناسان روانی کارایی مفهوم روان رنجوری را زیر سوال برده اند، چرا که این مفهوم آن قدر گسترده شده که استفاده از آن به عنوان یک مقوله تشخیصی بی معنی است. با آغاز کار DSM-III و ادامه آن در DSM-IV طبقات قدیمی نوروزها (روان رنجوری) در قالب چندین طبقه تشخیصی متمایز و جدید من جمله اختلالهای اضطرابی توزیع شدند (دیویدسون و همکاران، ۱۳۸۴).
اختلالهای اضطرابی از شایعترین اختلالهای روانی میباشند، مطالعههای انجام شده نیز همواره حاکی از آن بوده است که این اختلالها مشکلات و عوارض زیادی را سبب میشوند، مقادیر بالایی از خدمات مراقبتهای بهداشتی را صرف خود میکنند و اختلالهای زیادی در کارکرد افراد به وجود می آورند. مطالعه های جدید نشان داده اند که اختلالهای اضطرابی مزمن می توانند میزان مرگ و میر مرتبط با عوارض قلبی را افزایش دهند و مانند دیگر بیماریهای جدی به طور مشخص عملکرد روانی- اجتماعی و کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهند. یک چهارم جمعیت جهان از حداقل یکی از اختلالات اضطرابی رنج میبرند و میزان شیوع دوازده ماهه این اختلالها ۷/۱۷ درصد است. زنان با شیوع مادامالعمر ۵/۳۰ درصد در مقایسه با مردان، با شیوع مادامالعمر ۲/۱۹ درصد بیشتر ممکن است دچار یک اختلال اضطرابی شوند (سادوک و سادوک، ۱۳۸۵).(DSM-IV-TR) ، شش طبقه عمده برای اختلالات اضطرابی را ارائه کردهاست: فوبی (هراس)، اختلال وحشتزدگی، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال وسواس فکری- عملی، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال استرس حاد.

در ادامه با توجه به اهمیت پژوهش حاضر به بحث و بررسی درباره دو اختلال اضطرابی یعنی اختلال اضطراب فراگیر (GAD) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میپردازیم.
۲-۱-اختلال اضطراب فراگیر
اضطراب را میتوان پاسخی انطباقی و بهنجار در برابر تهدید تلقی کرد که ارگانیسم را برای گریز یا ستیز آماده می کند. برخی از افراد تقریباً در مورد هر چیزی مضطرب و نگران به نظر میرسند؛ این گونه افراد را میتوان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر طبقه بندی کرد. متن بازبینی شده چهارمین ویرایش کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-IV.TR) اختلال اضطراب فراگیر را اضطراب و نگرانی مفرط درباره چندین واقعه یا فعالیت در اکثر ایام و طی یک دوره لااقل شش ماهه تعریف می کند. نگرانی مذبور به سختی مهار می شود و با علائمی جسمی نظیر تنیدگی عضلانی، تحریک پذیری، دشواری در خواب، و بیقراری همراه است. کانون این اضطراب خصایص اختلال دیگری از محور I نیست، آن را مصرف مواد یا یک بیماری طبی عمومی ایجاد نکرده است، و صرفاً در حین یک اختلال خلقی یا روانی پیدا نمی شود. اضطراب مذبور به سختی مهار می شود، رنج و عذاب درون ذهنی برای فرد ایجاد می کند، و حوزه های مهم زندگی فرد را مختل میسازد. (کاپلان و سادوک، ۱۳۸۹).
همهگیرشناسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بیش از یک قرن است که تفکر غالب مدیریت بر این محور چرخیده است و می چرخد که تمامی تلاش های سازمان باید در جهت بهبود مستمر باشد. همزمان با اوج گیری نهضت مشتری مداری و ظهور زوایای جدید در مطالعات مدیریتی، مفهوم رفتار شهروندی سازمانی نیز در مطالعات مربوط به سازمان مد نظر قرار گرفته است؛ مبنی بر اینکه که نگرش ها و رفتارهای کارکنان میتواند تاثیری مثبت و یا منفی بر کیفیت خدمات داشته باشد. در مکاتب اولیه مدیریت، افراد با رفتارهایی ارزیابی می شدند که در شرح شغل و شرایط احراز، از شاغل انتظار میرفت ولی امروزه رفتارهایی فراتر از آن ها مد نظر قرار گرفته است. این رفتارها با مفاهیم رفتارهای پیش اجتماعی، رفتارهای فرانقشی، عملکرد زمینه ای، رفتارهای خودجوش و یا رفتار شهروندی سازمانی مدنظر قرار گرفته اند. امروزه این رفتارها جزء جدایی ناپذیری در مدیریت عملکرد محسوب شده و در جنبههای مختلف سازمانی وارد شده اند(بریف[۱]، ۲۰۱۰). بنابرین پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین هوش معنوی و شادکامی با رفتار شهروندی سازمانی انجام میگیرد.



۱-۲- بیان مسئله
در نظام بوروکراتیک تمام تلاش مدیران در جهت کسب کارایی بیشتر با حفظ سلسله مراتب هرمی سازمان بوده است. به همین جهت مناسبات سطحی و غیرقابل اطمینان بین افراد وجود دارد. اما در نظام ارزشی انسانی و دمکراتیک مناسباتی درست و قابل اطمینان در میان مردم به وجود میآید. در چنین محیطی به سازمان و اعضای آن فرصت داده می شود که تا حد توان پیش روند. بر این اساس توجه به شهروندان در نظام ارزشی دمکراتیک رو به افزایش است. اکنون که اهمیت شهروندان به عنوان یکی از منابع بسیار مهم سازمان درک شده است، رفتار آن ها هم میتواند بسیار با اهمیت تلقی شود و از این روست که محققان زیادی به تجزیه و تحلیل رفتار شهروندی پرداختهاند(اسلامی و سیار، ۱۳۸۶).
از مفاهیمی که در دنیای سازمانی امروز اهمیت زیادی پیدا کرده و نقش ویژه ای در پیشرفت و بهبود سازمانی دارد، بحث رفتار شهروندی سازمانی است. مفهوم رفتار شهروندی سازمانی[۲] اولین بار توسط بیتمن و ارگان[۳] (۱۹۸۰؛ به نقل اسلامی و سیار، ۱۳۸۶) به دنیای علم ارائه شد. تحقیقات اولیه ای که در زمینه رفتار شهروندی سازمانی انجام گرفت بیشتر برای شناسایی مسئولیت ها و یا رفتارهایی بود که کارکنان در سازمان داشتند، اما اغلب نادیده گرفته می شد. این رفتارها با وجود اینکه در ارزیابی های سنتی عملکرد شغلی به طور ناقص اندازه گیری می شدند و یا حتی گاهی اوقات مورد غفلت قرار می گرفتند، اما در بهبود اثربخشی سازمانی مؤثر بودند. این اعمال را که در محل کار اتفاق می افتند این گونه تعریف میکنند: “مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند، اما با این وجود توسط وی انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقش های سازمان میشوند”. با توجه به این تعریف، از انسان به عنوان شهروند سازمانی انتظار می رود که بیش از الزامات نقش خود و فراتر از وظایف رسمی، در خدمت اهداف سازمان فعالیت کند. به عبارت دیگر، ساختار رفتار شهروندی سازمانی به دنبال شناسایی، اداره و ارزیابی رفتارهای فرانقش کارکنانی است که در سازمان فعالیت میکنند و در اثر این رفتارهای آنان اثربخشی سازمانی بهبود مییابد(اپل بام و همکاران[۴] ، ۲۰۰۴؛ به نقل از اسلامی و سیار، ۱۳۸۶).
نتایج تحقیقات نشان داده است که عوامل چندی میتوانند در بروز این رفتارها نقش داشته باشند. لذا، در این تحقیق به نقش احتمالی دو عامل هوش معنوی[۵] (SQ) و شادکامی[۶] پرداخته می شود. امروزه اهمیت استفاده از افراد با ویژگیهای خاص ذهنی و مهارتی بسیار پررنگ تر شده است. تلاش سازمانها همیشه انتخاب و استخدام افراد موفق، باهوش، باپتانسیل ها و تواناییهای بالاتر بوده است. به همین دلیل هنگامی که مفهوم بهره هوشی[۷](IQ) در اوایل قرن بیستم مطرح شد، نظر بسیاری را به خود جلب کرد. ولی در سازمان ها، بعضی از افرادی که بهره هوشی بالاتری داشتند، هنگام برقراری روابط اجتماعی با مشتریان یا هنگام کار گروهی با مشکل روبرو می شدند در حالی که برخی از افرادی که بهره هوشی پایین تری داشتند نه فقط در چنین موقعیت هایی بهتر عمل میکردند بلکه در زندگی و کسب و کار نیز بسیار موفق بودند. جستجوی محققین برای یافتن این برتری به ارائه هوش هیجانی[۸](EQ) انجامید. هوش هیجانی کمک میکند افراد در روابط اجتماعی و خانوادگی خود موفقتر بوده و در هر موقعیتی بهترین رفتار و عکس العمل را داشته باشند اما هنوز ابهامات و فضاهای تکمیل نشده ای در مجموعه هوش انسانی وجود داشت رفتارهایی که بهره هوشی و هوش هیجانی قادر به پاسخگویی به آن ها نبوده اند. لذا، سازمان های امروز به دنبال افرادی هستند که مهارتها و تواناییهای فراتر از بهره هوشی و هوش هیجانی دارند، کسانی که کنجکاوی سیری ناپذیری دارند و همیشه به دنبال پاسخ پرسش های اساسی در زندگی خود هستند. کسانی که تغییرات آن ها را نگران نمیکند بلکه در هر تغییری به دنبال فرصت جدیدی میگردند. نگرشی که امروزه در کنار بهره هوشی و هوش هیجانی مطرح شده است، مبحث هوش معنوی است که در مورد کارکنان سازمان و در زمینه مدیریت و توسعه فردی مورد توجه قرار میگیرد(کامکار،۱۳۸۶).

هوش معنوی، هوشی است که با کمک آن فرد به عمیق ترین معانی، ارزشها، اهداف و بالاترین انگیزشهای خود دست مییابد. هوش معنوی در واقع هوش اخلاقی فرد است که به وی توانایی درونی برای تشخیص درست از خطا را میدهد. به بیان دیگر با کمک آن خوب بودن، حقیقت، زیبایی و دگرخواهی را در زندگی به کار میگیرد(زوهر و مارشال[۹]، ۲۰۰۰).
آنچه در مجموعه هوش های انسانی قابل توجه است این است که هوش معنوی نه فقط تصویر هوش انسانی را کامل می کند بلکه بهره هوشی و هوش هیجانی فرد را نیز مدیریت کرده و به وی کمک میکند تا بهترین استفاده را از بهره هوشی و هوش هیجانی خود داشته باشد. از این رو به نظر میرسد، در دنیای کسب و کار، سازمانی که نیروهای آن از هوش معنوی بالا برخوردارند، فضای مثبت و سازنده ای دارد و علیرغم بحث هایی که در تبادل افکار و خواسته ها صورت میگیرد، حس احترام بالایی بین افراد وجود دارد و هر کس آماده است که در شرایط مورد نیاز، به کمک دیگران برود. بدیهی است چنین سازمانی مستقیم به سوی موفقیت پیش میرود، موفقیتی که نتیجه اش تنها به سود سهامداران نیست، بلکه تک تک افراد سازمان همان طور که در رسیدن به این موفقیت نقش دارند، از آن سود خواهند برند(کامکار،۱۳۸۶).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴- بررسی رابطه بین نوآوری دانشگاهی وگرایش دانشجویان دانشگاه شیراز به یادگیری مادام العمر با واسطه گری مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری
-
- بررسی توان نوآوری دانشگاهی در پیشبینی مستقیم گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر
-
- بررسی توان نوآوری دانشگاهی در پیشبینی مستقیم مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری
- بررسی توان نوآوری دانشگاهی در پیشبینی غیر مستقیم گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر با واسطه گری مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری
۱-۵ – سوالات تحقیق :
-
- بعد غالب نوآوری دانشگاهی در دانشگاه شیراز کدام است ؟

-
- مهارت غالب اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری کدام است ؟
-
- گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر به چه میزان است ؟
-
- آیا رابطه معناداری بین نوآوری دانشگاهی ، مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری و گرایش دانشجویان به یادگیری مادام العمر وجود دارد ؟
-
- آیا نوآوری دانشگاهی به طور مستقیم پیشبینی کننده معنادار نگرش دانشجویان به یادگیری مادام العمر میباشد ؟
-
- آیا نوآوری دانشگاهی به طور مستقیم پیشبینی کننده معنادار مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری میباشد ؟
- آیا نوآوری دانشگاهی به طور غیر مستقیم و با واسطه گری مهارت اعضای هیئت علمی در فرایند یاددهی – یادگیری پیشبینی کننده معنادار نگرش دانشجویان به یادگیری مادام العمر میباشد ؟
۱-۶- تعاریف مفهومی
۱-۶-۱ – نوآوری دانشگاهی
نوآوری دانشگاهی عبارت از پیدایش شیوه های نو در حل مسائل گوناگون سازمانی به وسیله گروهی از کارکنان در رشته های گوناگون است( طالب بیدختی، ۱۳۸۳). به تعبیردراکر[۵۵] (۱۹۹۹) از دیدگاه مدیریتی نوآوری دانشگاهی به معنای تغییری است که بعد تازهای از عملکرد را خلق می کند، ولیکن از دیدگاه سازمانی نوآوری به معنای بهره برداری از ایده جدید است. در واقع به فرایند خلق، توسعه و اجرای یک ایده جدید یا رفتار تازه، نوآوری دانشگاهی گفته می شود. باید دانست که نوآوری دانشگاهی میتواند به عنوان تغییر سازمانی برای پاسخ به محیط خارجی یا نفوذ بر آن در نظر گرفته شود. کنز(۲۰۰۲) در تعریف خود از نوآوری دانشگاهی بر فرایند آن تأکید کرده و نوآوری دانشگاهی را فرایند گردآوری هرنوع ایده جدید و مفید برای حل مسئله میخواند و معتقد است که نوآوری شامل شکل گرفتن ایده، پذیرش و اجرای ایدههای جدید در فرایند، محصولات و خدمات است . ژنگ (۲۰۰۸) نوآوری دانشگاهی را به معنای واگذاری الگوهای قدیمی و مهمترین توانایی برای رشد و گسترش سازمان به شمار آورده است. به زغم وی امروزه به طور فزایندهای از نوآوری به عنوان یکی از عوامل اصلی حفظ مزیت رقابتی و موفقیت بلندمدت سازمان در بازارهای رقابتی یاد می شود . نوآوری دانشگاهی عبارت از پیدایش شیوه های نو در حل مسائل گوناگون سازمانی به وسیله گروهی از کارکنان در رشته های گوناگون است (کشاورز ، ۱۳۹۲)


۱-۶-۱-۱- بعد آموزشی
بعد آموزشی نوآوری دانشگاهی ارائه انواع جدیدی از رشته ها، مواد آموزشی و طراحی برنامه درسی رشته های مختلف میباشد. ( فورست بو و همکاران، ۲۰۰۷).
۱-۶-۱-۲- بعد پژوهشی
بعد پژوهشی نوآوری دانشگاهی فراهم آوردن زمینه پژوهش در دانشگاه و مؤسسات تحقیقات علمی و همکاری با سایر دانشگاهها میباشد. ( فورست بو و همکاران، ۲۰۰۷).
۱-۶-۱-۳- بعد سازمانی
بعد سازمانی نوآوری دانشگاهی در برگیرنده راههای جدید در جهت افزایش انگیزه کارکنان به کار و اساتید به تدریس و امکان دسترسی به پیشرفت تدریجی و مداوم میباشد( فورست بو و همکاران، ۲۰۰۷).
۱-۶-۲ -مهارت اعضای هیئت علمی در کاربرد چرخه یادگیری هفت گانه
منظور میزان توانایی اعضای هیئت علمی در اجرا و پیاده سازی روش آموزشی فعال چرخه یادگیری هفت گانه است که این روش خود شامل هفت مرحله مجزا به صورت زیر میباشد: (دارابی، ۱۳۹۲)
۱-۶-۲-۱- مرحله استنباط
با توجه به نقش و اهمیت دانش و تجارب پیشین در یادگیری موضوعات و مهارتهای جدید، هدف این مرحله، پی بردن به دانش پیشین دانشجویان در مورد موضوع جدید میباشد، زیرا با این کار امکان یادگیری بیشتر و بهتر دانشجو فراهم میشود و از اتلاف وقت به منظور تأکید بر مطالب و مفاهیم تکراری اجتناب میشود. (ایزن کرفت، ۲۰۰۳).
۱-۶-۲-۲- مرحله مشارکت
از آن جائی که مشارکت فعال دانشجو در کلاس، امر یادگیری را محقق میسازد، در این مرحله، استاد تلاش میکند بسته به ماهیت موضوع مورد نظر با شیوه های مختلف، توجه دانشجویان را به درس جلب نماید تا از این طریق یادگیری آن ها را بهبود بخشد. (ایزن کرفت، ۲۰۰۳).
۱-۶-۲-۳- مرحله اکتشاف
هدف این مرحله این است که دانشجویان با راهنمایی و هدایت استاد و با بهره گرفتن از زمان و امکاناتی که در اختیار آن ها قرار داده میشود، در انجام آزمایشها و فعالیتهای مختلف، شرکت نموده و خود به اکتشافاتی در مورد موضوع جدید دست یابند. (ایزن کرفت، ۲۰۰۳).
۱-۶-۲-۴- مرحله توضیح
هدف این مرحله این است که بعد از اینکه دانشجویان در مرحله اکتشاف به اطلاعات و یافته های جدیدی در رابطه با درس دست یافتند، در این مرحله طلاعات و ادراکات خود از مبحث جدید را سازماندهی کرده و به زبان علمی و با بهره گرفتن از واژه های علمی برای کل کلاس، بیان نمایند. (ایزن کرفت، ۲۰۰۳).
۱-۶-۲-۵- مرحله بسط یادگیری
برای این که اطلاعات و یادگیریهای دانشجویان فقط به کلاس و مبحث مورد نظر محدود نشود، در این مرحله استاد با ارائه مسائل و تکالیفی گستردهتر، دانشجویان را تشویق میکند تا اطلاعات خود را بسط داده و با درک ارتباط آن با زمینهها و مسائل دیگر، بتوانند از این یادگیریها در حیطههای دیگر نیز استفاده کنند. (ایزن کرفت، ۲۰۰۳).
۱-۶-۲-۶- مرحله ارزیابی
به منظور تعیین میزان ادراک و یادگیری دانشجویان از مبحث مورد نظر و نیز رفع نقایص و کاستیها، استاد بنا به ماهیت موضوع، با بهره گرفتن از ارزیابیهای کتبی، شفاهی، کاربردی یا آزمایشگاهی ادراک دانشجویان خود را مورد آزمون قرار میدهد. (ایزن کرفت، ۲۰۰۳).
۱-۶-۲-۷- مرحله توسعه یادگیری
هدف این مرحله این است که دانشجویان ارتباط مفاهیم آموخته شده با مسائل، مشکلات، زمینهها و حیطههای مختلف زندگی واقعی را دریابند و بتوانند به بهترین نحو از این اطلاعات برای حل مسائل زندگی واقعی استفاده کنند. (ایزن کرفت، ۲۰۰۳).
۱-۶-۳-یادگیری مادام العمر
یادگیری مادام العمر به روز رسانی مستمر و مداوم دانش و مهارت برای گسترش درک چهارچوبی از جهان به منظور رقابت در اقتصاد جهانی مبتنی بر دانش است (هانگ، ۲۰۰۷) در این مطالعه مفهوم یادگیری مادام العمر ویژگیهایی چون: خود مدیریتی (مریام و کافرلا، ۱۹۹۹)، خود تنظیمی (زیمرمن و همکاران[۵۶]، ۱۹۹۶)، یادگیری چگونه آموختن (یونسکو و کمیسیون بینالمللی آموزش قرن بیست و یک، ۲۰۱۱)، ابتکار و نوآوری (فارست-باو و بوئر، ۲۰۰۷)، قابلیت تصمیمگیری (ریزن، ۲۰۰۰؛ دفت، ۲۰۰۵)، قابلیت جمع آوری اطلاعات (کمیته ریاست جمهوری انجمن کتابخانهای آمریکا، ۱۹۸۹) و خود کنترلی (بومیستر و همکاران، ۲۰۰۷) را دارا میباشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خانواده نقش مهم و زیر بنایی در سازگاری عاطفی افراد دارد. مطالعه برخورد والدین با فرزندان در دوران رشد نشان میدهد که معمولاً والدین نا آگاه، عجول، بی ثبات، پرخاشگر، منفی بین، سختگیر، تحقیر کننده و مقایسه کننده ، فرزندانی مضطرب و ناتوان بار می آورند و والدین آرام و مسلط، مثبت بین، احترام گذار و ترغیب کننده، فرزندانی با آرامش روان و اعتماد به نفس بار می آورند(اسداللهی و موسوی، ۱۳۷۶).
لازمه ایجاد تعادل فردی این است که خانواده سهم مؤثری داشته باشد.بسیاری از مردم از تأثیرات تعیین کننده مدرسه و جامعه بر کودک بحث میکنند. اما این تأثیرات ناشی از ضعف هویت انسانی مربوط به دوران کودکی و زندگی خانوادگی است(گیتونی، ۲۰۰۰ به نقل از بازرگان، ۱۳۸۲).

خصومت و طرد کردن والدین با پیامد هایی چون انزوای اجتماعی، عزت نفس پایین، رفتار ضد اجتماعی و افسردگی در نوجوانی و بزرگسالی ارتباط دارد(بیکر[۹۳]، ۱۹۶۴، به نقل از اسماعیلی، ۱۳۸۸).
۲-۱۴ ویژگی های افراد با سازگاری عاطفی
– در ایجاد رضایت و اثبات وفاداری توانا است.
– از ایجاد رضایت برای دیگران بیشتر لذت میبرد تا کسب رضایت برای خود.

– از اوقات فراغت خود، ساعاتی خلاق می آفریند و آن را صرف فعالیت هایی مانند توجه به پیشرفت اطلاعات، امور خانواده و جامعه اش میکند.
– در یادگیری تواناست و از اشتباهات خود برای موفقیت های بعدی درس میگیرد.
– از ترس و اضطراب و تنش نسبتاً راحت است.
– بر مشکلات غلبه میکند و به سوی مقصود پیش می تازد.
رشد عاطفی مانند هر نوع دیگر کمال، آرمانی است که هر کس میتواند گام به گام به آن نزدیک شود(رجبی، ۱۳۸۴).
۲-۱۵ مروری بر الگوها و نظریه های سازگاری
سازگاری توسط دانشمندان رشتههای مختلف ، مطالعه شده است، این اتفاق در رشته زیست شناسی در سطح سلولی و در رشتههای علوم رفتاری در سطح افراد، خانواده و جامعه به انجام رسیده است(عابد سعیدی،۲۰۱۲) صاحب نظران در رشتههای مختلف، الگوها و نظریه های متفاوتی در رابطه با سازگاری ارائه نموده اند که با توجه به پارادایم رشتههای خود، به جنبههای خاصی از آن توجه نموده و سعی در بیان این دیدگاه ها در چارچوب نظری و علمی داشته اند که در این جا به توضیح مختصری در مورد الگوها و نظریه ها و نیز به کار گیری آن ها در پژوهش ها اشاره میگردد.
۲-۱۵-۱ نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد زیست شناختی
هر فردی که واقعه ناگواری (مانند بیماری) تجربه کرده باشد، یک سری واکنش های فیزیولوژیکی به تنش از خود نشان میدهد . مثلاً بلا فاصله ضربان قلب و میزان تنفس افزایش مییابد و کمی بعد ممکن است لرزش بدن شروع شود. سیستم عصبی سمپاتیک و سیستم غدد درون ریز، باعث برانگیختگی میشوند، در واقع، احتمال خطر موجب می شودسیستم سمپاتیک، غدد فوق کلیه را به ترشح ماده اپی نفرین که موجب برانگیختگی بدن می شود، تحریک کند و بدین ترتیب، بدن آماده دفاع می شود و پس از این که موقعیت اضطراری پایان یافت، برانگیختگی فرد فروکش می کند. واکنش برانگیختگی از این جهت که موجود زنده را برای واکنش نشان دادن بسیج میکند، مفید است. بر اساس این نظریه ها در حقیقت، واکنش های جسمی بدن به دنبال بروز بیماری و پیامد های جسمی ناشی از بیماری مورد توجه قرار میگیرد(سارافینو[۹۴]،۲۰۰۵).
یکی از مهم ترین نظریه هایی که سازگاری را با رویکرد زیست شناختی مورد توجه قرار داده است، نظریه نشانگان سازگاری عمومی است. این نظریه در سال ۱۹۷۶ توسط هانس سلیه ارائه گردید. این الگوی زیست شناختی در ارتباط با تنیدگی و سازگاری استکه پاسخ عمومی بدن به تنیدگی را بیان میکند و جزء اساسی و پایه علمی در عرصه مراقبت پرستاری را تشکیل میدهد( کارن و پریسیلا[۹۵]،۲۰۰۸). بر اساس این نظریه اگر مکانیسم های فیزیولوژیک بدن به طور مؤثر با عوامل تنش زا مقابله نماید، فرد درجهت تعادل و سازگاری پیش می رود، در غیر این صورت منجر به عدم سازگاری میگردد (شویک[۹۶]، ۲۰۰۷). این الگوها اطلاعات مفیدی را درباره پاسخ های فیزیولوژیکی بدن در هنگام ابتلا به بیماری ارائه میکنند، اما به جنبههای روانشناختی بیماری، کمتر پرداختهاند، در صورتی که بیماری های مزمن، پتانسیل لازم جهت کاهش کیفیت زندگی و سلامت روانی را دارند(شررز[۹۷]، ۲۰۰۸).
سلامت روانی هم به عنوان شاخص پیشبینی کننده سازگاری با بیماری و نیز نشانه های سازگاری با بیماری، مورد توجه پژوهشگران علوم پزشکی و رفتاری قرار گرفته است (شارپ[۹۸]، ۲۰۰۶). تفاوت فردی افراد در سلامت روان شناختی، میتواند به پیامد های مختلفی در سازگاری با بیماری منجر شود(فولکمن وگریر[۹۹]،۲۰۰ ). در این الگو ، نقش عوامل روانی ـ اجتماعی را که نقش مهمی در سازگاری با بیماری دارند، نادیده گرفته اند(ماندر و هانتر[۱۰۰]، ۲۰۰۱).
صاحب نظران بر این نکته مهم نیز تأکید دارند که سازگاری با بیماری، مفهومی چند بعدی است (دویر[۱۰۱]، ۱۹۹۷) و نشان دهنده پاسخ فرد به تغییرات روانشناسی، اجتماعی و عملکردی است که در زمان شروع بیماری، در طول زندگی با بیماری مزمن و یا ناشی از درمان اتفاق می افتد ( شاپیرو و همکاران[۱۰۲]، ۲۰۰۱). به همین دلیل نظریه و الگو های زیست شناختی، با بیماری مورد انتقاد قرار گرفته اند. با انتقاد های وارده به این الگو ، الگو های رفتاری به منظور مطالعه پاسخ انسانها در هنگام بیماری و رفتارهای خود مراقبتی ارائه شده اند که بر رفتارهای خود مراقبتی افراد در پیشگیری اولیه و ثانویه تأکید دارند.
۲-۱۵-۲ نظریه ها و الگوهای سازگاری با رویکرد رفتاری
الگو های رفتاری، منتج از نظریه انگیزشی هستند ( بن سیرا و الیزر[۱۰۳]، ۱۹۹۰) . در واقع، عواملی که رفتاری را در فرد به وجود میآورند و به آن نیرو می بخشند تا فرد به هدف خود برسد، انگیزه میگویند. به طور کلی، انگیزه را می توان علت و سبب رفتار یعنی آن چه که موجودات زنده را به کاری وادار میکند، تعریف نمود. انگیزش حالتی است که در اثر انگیزه به وجود می آیدو تمایل به انجام عملی خاص را در شخص به وجود می آورد . رفتار بر انگیخته شده، پرانرژی، جهت دار و مستمر است . فرآیندهای انگیزشی، جهت و شدت رفتارهای هدفمند را تعیین میکنند ( مالاچی[۱۰۴]، ۲۰۰۸). نکته قابل توجه در فرایند سازگاری، فردی بودن سازگاری با عامل تنیدگی است که تعامل فرد با محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع فردی و میزان حمایت های اجتماعی بر آن تأثیر دارند( افراسیابی، ۲۰۰۶).
۲-۱۵-۳ نظریه ها و الگو های سازگاری با رویکرد شناختی
الگوهای شناختی، بر فرآیندهای ارزیابی و اتخاذ راهبردهای مقابله ای تأکید دارند.الگوهای خود تنظیمی و الگوی تنش و مقابله از جمله الگوهای شناختی هستند که مورد توجه متخصصان بالینی و پژوهشگران قرار گرفته اند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نتیجه گیری: به طور کلی آسیب بیشتر عملکردهای اجرایی در آزمون جور کردن کارتهای ویسکانسین و آزمون کلمه و رنگ استروپ با استعداد روان پریشی مرتبط میباشد و همچنین جنسیت تاَثیری در عملکرد اجرایی بیماران اسکیزوفرنیا بدون علائم روان پریشی و افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی و افراد بهنجار ندارد.


کلید واژه ها : عملکردهای اجرایی ،اسکیزوفرن بدون علائم روانپریشی ،افسردگی بدون علائم روانپریشی،آزمون جورکردن کارتهای ویسکانسین،ازمون کلمه و رنگ استروپ
فصل اول
کلیات پژوهش
۱-۱ مقدمه
«شواهد قابل ملاحظه ای از مطالعات پسامرگی مغز بیماران وجود دارد که مؤیّد نا هنجاری ای اناتومیک قشر جلوی پیشانی در اسکیزو فرنی است. روش های تصویر برداری کارکردی مغز نیزنقایص کارکردی را در ناحیه جلوی پیشانی نشان دادهاند.از مدتها پیش مشخص شده است که چنین علا مت اسکیزوفرنی شبیه علایمی است که در مورد لوبوتومی پره فرونتال یا سندرم های لوب پیشانی دیده می شود.»(رضاعی،۱۳۸۵،ص۱۹).
ناحیه ارتباطی پره فرونتال قادر به فراخوانی اطلاعات از نواحی گسترده ای از مغز و سپس استفاده از آن در الگو های عمیق تفکر برای دست یابی به الگو های مورد نظر است . نقص در ناحیه پره فرونتال باعث اختلال دراعمال اجرایی یعنی فرایند های عصب- روانشناختی که برای تطابق با محیط ضروری است، میگردد . اعمال اجرایی شامل توانایی هایی نظیر طرح ریزی ، ابتکار عمل ، انعطاف پذیری ، حفظ انگیزش ، توانایی شناخت وتغییر توالی ها، توانایی استفاده از سر نخ ها و باز خوردهابرای انجام رفتار هدف دار ، توانایی تفکر انتزاعی (افزایش عمق و ارتباط افکار)، و حفظ همزمان تعداد زیادی واحد اطلا عاتی وسپس فراخوانی این اطلاعات برای انجام اعمال بعدی میباشد (کلان[۱]،کنن[۲]، ۲۰۰۰).

مطالعات مربوط به جریان خون منطقه ای مغز (RCBF)[3] با بهره گرفتن از ترمو گرافی گسیل پوزیترون (SPEST_PET)[4] نشان داده است که اختلال در پاسخگویی آزمون ویسکانسین بااختلال عملکرد لوب فرونتال مشاهده شده است (استراتا و دانیلو[۵]،۲۰۰۰).
تحقیقات نشان دادهاند که بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا در مقایسه باافراد بهنجار نقایص شناختی بیشتری دارند.از جمله نقایص موجود می توان به نقص عملکرد اجرایی اشاره کرد . در تعریف عملکرد اجرایی ،لزاک[۶]، ۱۹۹۵گفته است:عملکرد اجرایی مستلزم توانایی شخص در نظم دهی وهدایت رفتار خود است .این کار کردهارا می توان به بخش های فرعی شامل نیت و اراده، برنامه ریزی، اقدام هدفمند و عملکرد مؤثر تقسیم کرد (به نقل پاشا شریفی، ۱۳۸۶).
بر خلاف اهمیت تواناییهای اجرایی، در موقعیت سنجش روانی این امر نادیده گرفته می شود. یکی از دلایل این کار ان است که عملکرد اجرایی دچار اختلال شود، در صورتی که سایر کارکرد های شناختی سالم بنظر میرسند. گراث- مارنات (۲۰۰۳، ترجمه پاشا شریفی و نیکو، ۱۳۸۶ ). برخی شواهد وجود دارند که نشان میدهند، هوش بیمار پس از ضایعه قطعه پیشانی در واقع افزایش نشان میدهد اما از نظر تواناییهای اجرایی دچار اختلال هستند (همان منبع).
عملکردهای اجرایی به عنوان فرایند های پیچیده ای تعریف میشوند .که در حل مسائل جدید به کار میروند .این فرایند شامل آگاهی از مسائل موجود وارزیابی آن ،تحلیل شرایط مسئله وفرمول بندی هدف های خاص ، ایجاد مجموعه ای از طرحها و نقشه ها به منظور مشخص کردن اعمال مورد نیاز برای حل مسئله ، وتغییر طرح های غیر مؤثر وتغییردر جهت اجرای طرح های مؤثر تر ، مقایسه نتایج به دست آمده با نتایج قبلی (در صورتی که از طرح جدیدی متناسب با موقعیت مسئله استفاده شده باشد )، اتمام طرح هنگامی که نتایج رضایت بخش است و در نهایت حفظ طرح وبازیابی آن برای مواجهه با مسئله یا مسئله مشابه در آینده میباشد گراث-مارنات(۲۰۰۳،ترجمه پاشا شریفی و نیک خو ،۱۳۸۶).

به طور معمول عملکرد اجرایی با آزمون کلمه و رنگ استروپ[۷] (گلدن[۸]،۱۹۸۷) و آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین[۹] (گرانت وبرگ[۱۰]،۱۹۹۳ )موردسنجش قرار می گیرند هبن[۱۱]، میلبرگ[۱۲] (۲۰۰۲، ترجمه حق شناس، ۱۳۸۷).
در واقع هدف از تحقیق ، بررسی عملکرد اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روانپریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روانپریشی و افراد بهنجار به وسیله دو آزمون رنگ وکلمه استروپ وآزمون جور کردن کارت های ویسکانسین میباشد.
۱-۲- بیان مسئله
اسکیزوفرنی(روانگسیختگی) سندرمی بالینی شامل اسیب شناسی روانی متغییر اما عمیقاً ویرانگر است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبههای رفتار را دربرمی گیرد. شیوع مادام العمر اسکیزو فرنی در ایالات متحده ۱ درصد است، به این معنا که از هر ۱۰۰ نفر، تقریباً یک نفر به اسکیزوفرن مبتلا خواهد شدو همچنین شواهد قابل ملاحظه ای از مطالعات پسامرگی مغز بیماران وجود دارد که مؤید نابهنجارهای آناتومیک قشر جلوی پیشانی در بیماران اسکیزوفرنی است و تخمین زده می شود که عوامل فرهنگی و اقتصادی اجتماعی زیان های مالی ناشی از اسکیزوفرنی در ایالات متحده، از مجموع خسارات ناشی از تمام سرطان ها نیز بیشتر است کاپلان وسادوک[۱۳] (۲۰۰۷،ترجمه رضاعی،۱۳۹۰)

طبق متن بازبینی شده چاپ چهارم (DSM-IV-TR)[14]، اختلال افسردگی اساسی بدون سابقه ای از اختلال مانیا، مختلط، یا هیپومانیا رخ میدهد. دوره ی افسردگی اساسی باید حداقل دو هفته طول بکشد و همچنین دارای چهار علامت از فهرستی شامل تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم گیری، و افکار عود کننده مرگ یا خود کشی را هم داشته باشد. اختلال افسردگی در بین اختلالات روان پزشکی بالاترین شیوع (۱۷درصد) را داشته است (همان منبع).
با توجه به شیوع بالای افسردگی اساسی و همچنین مشکلات و زیانهای مالی اسکیزوفرنی این تحقیق مفید میباشد، همچنین تحقیق در زمینه ی مقایسه عملکرد های اجرایی در بیماران مبتلا به اسکیزو فرنیا، افسردگی اساسی بدون روان پریشی و افراد بهنجار به وسیله کارتهای ویسکانسین تاکنون صورت گرفته است اما تحقیقی که عملکرد های اجرایی این گروها را با آزمون کلمه و رنگ استروپ بسنجد تا کنون صورت نگرفته است از این رو تحقیق حاضر در همین راستا تحت عنوان مقایسه عملکرد های اجرایی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بدون علائم روان پریشی، افسردگی اساسی بدون علائم روان پریشی و افراد بهنجار میباشد.
۱-۳- تعریف مفاهیم
۱-۳-۱ اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی (روانگسیختگی) سندرمی بالینی شامل اسیب شناسی روانی متغیر اما عمیقا ویرانگر است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبه هایی رفتار را درگیر می کند بروز این تظاهرات در افراد مختلف و در طول زمان متفاوت است اما تاثیر بیماری همواره شدید ومعمولا دیرپا است.
کاپلان و سادوک[۱۵] (۲۰۰۷،ترجمه رضاعی،۱۳۹۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|