منبع اخبار فناوری اطلاعات

جدول ۳- ۱ مؤلفه‌های مهارت‌های ارتباطی

ردیف

خرده مقیاس

سوالات

تعداد سؤال

۱

مهارت کلامی
۳-۴-۷-۱۲-۱۵-۱۷
۶

۲

مهارت شنودی
۲-۶-۸-۱۰-۱۴-۱۸
۶

۳

مهارت بازخوردی
۱-۵-۹-۱۱-۱۳-۱۶
۶

در این پژوهش پایایی پرسشنامه سنجیده شد که مقدار آلفای کرونباخ ۹۳% به دست آمد (مقدار آلفای کرونباخ در حیطه مهارت کلامی ۸۷%، در حیطه مهارت شنودی ۸۱% و در حیطه مهارت بازخوردی ۸۵% محاسبه شد).

۳-۶-۲ پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون

پرسشنامه هوش هیجانی بار-اون[۹۷] (EQ–I) در فرم بلند دارای ۱۳۳ سؤال و در فرم کوتاه شده ۹۰ سوال می‌باشد و این نخستین پرسشنامه معتبر فرا فرهنگی جهت ارزیابی هوش هیجانی است (بار-اون ۱۹۹۹؛ آبراهام، ۱۹۹۹ نقل از بار-اون، ۲۰۰۰). این پرسشنامه توسط بار-اون ۱۹۹۷ ساخته شد که شامل یک نمره کلی از هوش هیجانی و پنج عامل مرکب و یک شاخص هماهنگی و ۱۵ خرده مقیاس است.

پنج عامل مرکب که خود شامل ۱۵ خرده مقیاس می‌باشند همراه با شماره سوالات در زیر آورده شده‌اند.

جدول ۳- ۲ مؤلفه‌های هوش هیجانی

درون فردی: خودآگاهی هیجانی، ابراز وجود، عزت‌نفس، خودشکوفایی، استقلال

۹۰-۸۵-۸۰-۷۸-۷۵-۷۰-۶۵-۶۳-۶۰-۵۵-۵۰-۴۸-۴۵-۴۰-۳۵-۳۳-۳۰-۲۵-۲۰-۱۸-۱۵-۱۰-۵-۳

بین فردی: همدلی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، روابط بین فردی

۸۹-۸۸-۸۳-۷۴-۷۳-۶۸-۵۹-۵۸-۵۳-۴۴-۴۳-۳۸-۲۹-۲۸-۲۳-۱۴-۱۳-۸

سازگاری: حل مسئله، واقع‌گرایی، انعطاف‌پذیری

۸۷-۸۲-۷۶-۷۲-۶۷-۶۱-۵۷-۵۲-۴۶-۴۲-۳۷-۳۱-۲۷-۲۲-۱۶-۱۲-۷-۱

مدیریت استرس: تحمل فشار روانی، کنترل تکانش

۷۹-۸۶-۷۱-۶۴-۵۶-۴۹-۴۱-۳۴-۲۶-۱۹-۱۱-۴

خلق عمومی: خوش‌بینی، شادمانی

۸۴-۷۷-۶۹-۶۲-۵۴-۴۷-۳۹-۳۳-۲۴-۱۷-۹-۲

ابزار (EQ) برای سنجش هوش هیجانی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد این ابزار متشکل از عباراتی است که احساس، طرز تفکر و نحوه رفتار را در موقعیت‌های گوناگون توصیف می‌کند. آزمودنی با خواندن هر عبارت، میزان هماهنگی یا عدم هماهنگی خود را با خصوصیات توصیف‌شده بر روی مقیاس ۵ درجه‌ای لیکرت از ۵ به ۱ (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) و در بعضی سؤالات با محتوای منفی یا معکوس از ۱ به ۵ (کاملاً موافقم و کاملاً مخالفم) انجام می‌شود. ۹ نمره کل هر مقیاس برابر مجموع نمرات هر یک از سؤالات آن مقیاس و نمره کل آزمون برابر با مجموع نمرات ۱۵ مقیاس می‌باشد. کسب امتیاز بیشتر در این آزمون، نشانگر موقعیت برتر فرد در مقیاس موردنظر یا در کل آزمون و برعکس می‌باشد. مثلاً کسب امتیاز بالاتر در مقیاس خود ابرازی نشان‌دهنده، خود ابرازی بیشتر در فرد است. این پرسشنامه برای گروه‌های هدف از سن ۱۸ سال تا سنین بالاتر، مشروط ‌به این‌که از حد متعارفی از تحصیلات (حداقل دیپلم) برخوردار باشند قابل‌اجراست و در دو جنس زن و مرد کاربرد دارد. بیشتر آزمودنی‌ها (تقریباً ۶۸%) ۱۵ نمره بالاتر و پایین از میانگین کسب کنند (نمره بین ۸۵ تا ۱۱۵) اکثریت آن‌ ها (تقریباً ۹۵%) ۳۰ نمره بالاتر و پایین‌تر از میانگین کسب می‌کنند (بین ۵۵ و ۱۴۵) آزمودنی‌هایی که نمره کار آن‌ ها پایین‌تر از ۷۰ یا بالاتر از ۱۳۰ است به طور مشخص غیرعادی هستند و باید با دقت بیشتری موردبررسی قرار گیرند (بار-اون، ۱۹۹۷). پایایی آزمون از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای کل آزمون ۹۳% گزارش گردید این میزان (آلفای محاسبه‌شده در مرحله سوم) با آلفای محاسبه‌شده در مرحله دوم آزمون یکسان به دست‌آمده است.

در این پژوهش از فرم کوتاه شده ۹۰ سوالی استفاده شده است و پایایی پرسشنامه نیز سنجیده شد که مقدار آلفای کرونباخ ۸۶% به دست آمد.

۳-۶-۳ پرسشنامه هوش معنوی

پرسشنامه هوش معنوی کینگ[۹۸] (SISRI) در سال ۲۰۰۸ توسط کینگ طراحی و ساخته شد. این پرسشنامه دارای ۲۴ گویه است و چهار زیر مقیاس دارد: تفکر وجودی انتقادی، آگاهی متعالی ،تولید معنای شخصی، و گسترش حالت هشیاری. هر چه فرد نمره بالاتری در این پرسشنامه بگیرد دارای هوش معنوی بیشتری است.

پرسشنامه هوش معنوی کینگ (SISRI) دارای ۲۴ ماده بوده و هدف آن سنجش میزان هوش معنوی از ابعاد مختلف (تفکر وجودی انتقادی، آگاهی متعالی، تولید معنای شخصی، گسترش حالت هشیاری،) می‌باشد. طیف نمره دهی آن بر اساس لیکرت پنج گزینه‌ای بوده که در جدول زیر گزینه‌ها و نیز امتیاز مربوط به هر گزینه ارائه گردیده است:

جدول ۳- ۳ جدول نمره‌گذاری طیف لیکرت پرسشنامه هوش معنوی

گزینه
کاملاً درست
بسیار درست
تا حدودی درست
نادرست
کاملاً نادرست

امتیاز

۴

۳

۲

۱

۰

البته این شیوه نمره‌گذاری ‌در مورد سؤال شماره ۶ معکوس خواهد می‌باشد.

همچنین زیر مقیاس‌های این پرسشنامه به صورت زیر محاسبه می‌شود:

    • تفکر وجودی انتقادی[۹۹]: این زیر مقیاس دارای ۷ سؤال است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۸ است. سوالات این زیر مقیاس عبارت‌اند از: ۱، ۳، ۵، ۹، ۱۳، ۱۷، ۲۱

    • آگاهی متعالی[۱۰۰]: این زیر مقیاس دارای ۷ گویه است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۸ است. سوالات این زیر مقیاس عبارت‌اند از: ۲، ۶، ۱۰، ۱۴، ۱۸، ۲۰، ۲۲

    • تولید معنای شخصی[۱۰۱]: این زیر مقیاس دارای ۵ سؤال است و نمره کل آن بین ۰ تا ۲۰ است. سوالات این زیر مقیاس عبارت‌اند از: ۷، ۱۱، ۱۵، ۱۹، ۲۳

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


آخرین مطالب


 



“

 

۲-۳-۵-DEA شبکه ای:

 

درمدل DEA معمولی،یک روش برنامه ریزی خطی برای اندازه گیری نسبت کارایی ‌از واحدهای است که دارای چندین ورودی وخروجی اند. اصل بکاررفته در این روش فرآیندمحک زدن دراندازه گیری کارایی ‌در تبدیل منبع ورودی به خروجی ‌در بهترین حالت است. به فرآیندتبدیل ورودی به خروجی توجه ننموده وارزیابی رابادرنظرگرفتن میزان ورودی مصرفی وخروجی تولیدشده انجام می‌دهند. برای افزودن ساختاردرونی سازمان مدل جدیدبانام DEA شبکه ای ارائه شده است ، ‌از مزایای DEA شبکه ای میتوان به بررسی عملکردزیربخشهاعلاوه بربهینه سازی خروجی نهایی ‌و ورودی اولیه اشاره نمود. برای ارزیابی شبکه ای،بخش‌های هر DMUرابه صورت زیرشماره گذاری می‌کنیم:

 

بخش(۱) بخشی است که مقداری ازتولیدخودرامیتواندموردمصرف سایربخشهاقراردهدوبقیه تولیدخودرابه عنوان خروجی از سیستم خارج کند. به عبارت دیگرخروجی آن ازدوقسمتو (k=2,…,m)تقسیم می شود که خروجی مستقیما از سیستم خارج می شود به عنوان ورودی به بخش k (k=2,…,m) ارسال کند. ورودی بخش (۱) فقط توسط منابع تامین می شود.

 

بخش (t)سیستم رابخشی می نامیم که مقداری ازتولیدخودرامیتواندموردمصرف بخش‌های (k=t+1,…,m)قرار دهد بقیه تولیدخودرامستقیماازسیستم خارج کند. یعنی خروجی آن دوقسمت و (k=t+1,…,m) می‌باشد که خروجی مستقیما از سیستم خارح می شود و (k=t+1,…,m) می‌تواند به عنوان ورودی در بخش های (k=t+1,…,m) مصرف شود. این بخش میتواندمقداری ‌از ورودی خودرامستقیماازمنابع ورودی تامین کند و بقیه ورودی خودراازبخشهای ۱,۲,… t-1 به دست آورد. پس ورودی های این بخش از که مستقیما از منابع ورودی می‌باشد و (k=t+1,…,m) که قسمتی از خروجی بخش های (k=t+1,…,m) است می‌تواند تامین می شود و نحوه ارتباط بخش های فوق الذکر در حالت کلی شکل (۲-۳) آمده است.

 

شکل (۲-۳)-بخش هایی از DEA ساده شبکه ای

 

 

 

و کارایی در شبکه فوق را می توان از مدل ذیل به دست آورد:

 

 

 

max

 

s.t.

 

که در آن و و به ترتیب وزن های ورودی و خروجی و ورودی میانی هستند.

 

۲-۳-۶- مزایای تحلیل پوششی داده ها

 

۱٫ امکان ارزیابی عملکرد کارایی واحدهای تصمیم گیرنده با چندین ورودی و چندین خروجی.

 

۲٫ بر خلاف برخی روش های عددی، مشخص بودن وزنها از قبل و تخصیص آن ها به ورودی‌ها و خروجی ها لازم نیست.

 

۳٫ نیاز به شکل تابع توزیع از قبل تعیین شده (مانند روش های رگرسیون آماری) و یا شکل صریح تابع تولید (مانند برخی روش های پارامتری) نیست.

 

۴٫ امکان به کارگیری ورودی ها و خروجی ها مختلف با مقیاس های اندازه گیری متفاوت.

 

۵٫ تحلیل پوششی داده ها فرصت های زیادی را برای همکاری میان تحلیل گر و تصمیم گیرنده ایجاد می‌کند. این همکاری ها می‌تواند در راستای انتخاب ورودی و خروجی واحدهای تحت ارزیابی و چگونگی عملکرد و الگویابی نسبت به مرز کارا باشد.

 

۶٫ استفاده از کلیه ی مشاهدات گردآوری شده برای اندازه گیری کارایی: بر خلاف روش رگرسیون که با میانگین سازی در مقایسه واحدها به بهترین عملکرد موجود در مجموعه واحدهای تحت بررسی دست می‌یابد، تحلیل پوششی داده ها هر کدام از مشاهدات را در مقایسه با مرز کارا بهینه می‌کند.

 

۷٫ فراهم آوردن یک شیوه ی اندازه گیری جامع و منحصر به فرد برای هر واحد که از ورودی ها (متغیرهای مستقل) برای ایجاد خروجی ها (متغیرهای وابسته) استفاده می‌کند.

 

۸٫ الگویابی نسبت به مرز کارا: میزان تغییرات ورودی ها وخروجی واحدهای ناکارا برای تصویر کردن آن ها بر مرز کارا (منبع و مقدار ناکارایی برای هر ورودی و خروجی) را میتوان محاسبه نمود. در نتیجه علاوه بر تعیین میزان کارایی نسبی، نقاط ضعف واحد تصمیم گیرنده در شاخص‌های مختلف تعیین می شود و با ارائه میزان مطلوب آن ها، خط مشی واحد تصمیم گیرنده را به سوی ارتقای کارایی و بهره وری مشخص می‌کند.

 

۱۰٫ ارائه مجموعه مرجع: الگوهای کارا که ارزیابی واحدهای ناکارا بر اساس آن ها انجام گرفته‌است به واحدهای ناکارا معرفی می‌شوند و این دلیلی بر منصفانه بودن مقایسه در DEA خواهد بود.

 

۲-۳-۷-معایب تحلیل پوششی داده ها

 

۱٫ تحلیل پوششی داده ها به عنوان یک تکنیک بهینه سازی امکان پیشگیری خطا در اندازه گیری و سایر خطاها را ندارد.

 

۲٫ این تکنیک جهت اندازه گیری کارایی نسبی به کار گرفته شده و کارایی مطلق را نمی سنجد.

 

۳٫ تفاوت بین اهمیت ورودی ها و خروجی ها موجب انحراف در نتایج می‌گردد اما با محدود سازی وزن های ورودی و خروجی این مشکل تا حدودی قابل رفع است.

 

۴ . از آنجا که تحلیل پوششی داده ها تکنیکی غیرپارامتری است، انجام آزمون های آماری برای آن مشکل است.

 

۵ . تعداد مدل های مورد نیاز وحل آن ها به تعداد واحدهای تحت بررسی است که تا حدودی حجم محاسبات را افزایش می‌دهد.

 

۶ . اضافه کردن یک واحد جدید به مجموعه واحدهای قبلی بررسی شده موجب تغییر در امتیاز کارایی تمامی واحدها می‌گردد.

 

۷ . تغییر در نوع و تعداد ورودی ها ممکن است در نتایج ارزیابی تغییر دهد.

 

۸٫ با افزایش تعداد متغیر های ورودی و خروجی تعداد واحدهای کارا نیز افزایش می‌یابد .

 

۲-۳-۸-رابطه تعداد ورودی ها و خروجی ها با تعداد U DM ها

 

مسئله قابل توجه در الگوی (CCR) آن است که اگر تعداد DMU ها ، در مقایسه با تعداد ورودی ها و خروجی ها ، اختلاف چندانی نداشته باشند ، پس از حل مسئله خواهیم دید که بیشتر DMU ها کارا خواهند شد . آن چه به صورت تجربی حاصل شده است ،چنین است که تعداد DMU ها ی تحت بررسی ،در سنجش با مجموع تعداد ورودی ها و خروجی ها ،باید از رابطه زیر پیروی کند (محرابیان :۱۳۷۸).

 

(تعداد خروجی ها +تعداد ورودی ها )۳ ≤ تعداد DMU های تحت بررسی .ویا

 

(خروجی ها).(ورودی ها)۲ ≤ تعداد DMU های تحت بررسی قابل توجه است که در این تحقیق این نکته به نحوه مناسب رعایت شده است

 

۲-۴- پیشینه تحقیق

 

پژوهشگران در اندازه گیری ستانده های بانک ها با مشکلات زیادی مواجه هستند. زیرا ماهیت ستانده های بانک‌ها که خدمات می‌باشند و همچنین تنوع این خدمات اندازه گیری را در مقایسه با سایر فعالیت ها بسیار مشکل می‌کند ، بانک ها به مشتریان خود انواع وام ها ، خدمات نقل و انتقال وجوه ، جمع‌ آوری سپرده ها ، اعطای انواع تسهیلات ، خدمات غیر پولی مانند نگهداری جواهرات و… ارائه می‌کنند.

 

در بررسی تحقیقات و مطالعات انجام شده چیزی که مورد توجه قرار می‌گیرد ، روش و نحوه تعیین نهاده ها و ستاده ها در مدل های سنجش کارایی است. درباره نحوه تعیین ستانده ها و نهاده ها در مدل دو نگرش کلی وجود دارد ، این دو نگرش عمده تحت عناوین نگرش واسطه ای و نگرش تولیدی ، در پژوهش ها به طور عمومی به چشم می‌خورد.روش های مذبور به شرح ذیل می‌باشند.(موسایی و دیگران ، ۱۳۸۹)

 

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:05:00 ب.ظ ]




“

 

با این تفاصیل و تکالیف مقرره قانونی، اگر سردفتری بدون حضور اصحاب معامله، معتمد، مطلع باسواد و نماینده دادگستری، اسناد مربوط به اشخاص عادی و کور و کر وگنگ و بی‌سواد، مریض و زندانی را ثبت نماید، با جمع دیگرشرایط مقرره، مرتکب جرم موضوع شق دوم ماده ۱۰۰ قانون ثبت شده است.

 

۳- ثبت اسناد به نام غیر متعاملین

 

معامله به معنای اعم عبارت است از هر عملی که محتاج به قصد قربت نباشد ‌بنابرین‏، اصلاح موضوع ماده۸۰۷ قانون مدنی معامله به حساب نمی‌آید. معامله به معنای خاص شامل عقود (مالی و غیر مالی مانند نکاح) و ایقاعات می‌باشند. اما معامله به نام اخص شامل عقود مالی معوض است وشامل عقود غیر مالی مانند نکاح نمی‌شود.[۶۵]

 

در این جا این نکته را اضافه می‌نماییم که: «معامله، کلمه‌ای است به معنی عمل کردن متقابل که در اصطلاح حقوقی دو معنی دارد که از فقه گرفته شده است. مقررات فقهی، قسمتی مربوط به روابط بین فرد و خدا است که عبادات نام دارد و دسته دیگر راجع به رابطه بین فرد و فرد است که جنبه اجتماعی داشته و معاملات نام دارد. معامله یک معنی اخصّ نیز دارد که به هر نوع رابطه حقوقی که موضوعش امور مالی باشد اطلاق می‌شود و در این معنی معامله به نکاح گفته نمی‌شود[۶۶].»

 

هر معامله در عالم خارج باید به وسیله اشخاصی اعم از حقیقی یا حقوقی، محقق گردد. این اشخاص را اصطلاحاً اصحاب معامله می‏نامند. بر حسب نوع معامله، اصحاب معامله هم فرق می ‏کند. در بیع، فروشنده «بایع» و خریدار «مشتری»، در وکالت، موکل و وکیل و در صلح، مصالح و متصالح دخالت دارند که در اصطلاح ثبتی به فروشنده، موکل، مصالح و معامل و به خریدار، وکیل، متصالح و متعامل گفته می‏ شود. در اصطلاح حقوقی به طرفین معامله، متعاملین گفته می‏ شود. متعاملین طبق ماده ۲۱۰ قانون مدنی برای انجام معامله باید اهلیت داشته باشند و مطابق ماده ۲۱۱ همین قانون، برای این که متعاملین اهل محسوب شوند، باید بالغ و عاقل و رشید باشند و اشخاصی که خصوصیات مندرج در ماده ۲۱۱ قانون مدنی را نداشته باشند، برای این که معاملاتشان دارای آثار قانونی باشد، الزاماًً و لابد باید توسط ولی «پدر، جد پدری» یا وصی یا قیم یا امین، به لحاظ شرایط مقرره قانونی مبادرت به انجام معامله نمایند.

 

با توجه به مسایل صدرالتوصیف، اگر سردفتران اسناد رسمی و مستخدمین و اجزای ثبت اسناد و املاک بدون حضور اصحاب معامله مبادرت به ثبت سندی نمایند، با جمع دیگر شرایط پیش ‏بینی شده قانونی، مرتکب جرم مندرج در شق سوم ماده ۱۰۰ قانون ثبت شده‏اند.

 

۴- تأخیر یا تقدیم تاریخ اسناد یا ثبت آن ها

 

حقوقین خارجی، در کتب خود راجع به اعتبار تاریخ مندرج در سند رسمی، فصل جداگانه‏ای را اختصاص داده ‏اند و بسیاری از قوانین ملل نیز ماده مخصوصی مانند ۱۳۰۵ قانون مدنی برای آن در نظر گرفته‏اند. ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی می‏گوید: «در اسناد رسمی تاریخ تنظیم معتبر است حتی بر علیه اشخاص ثالث ولی در اسناد عادی تاریخ فقط درباره اشخاصی که شرکت در تنظیم آن ها داشته و ورثه آنان و کسی که به نفع او وصیت شده معتبر است.»

 

منظور از اعتبار تاریخ سند رسمی به اشخاص ثالث، فرض صحت تاریخ تنظیم سند می‏ باشد که در سند قید شده است. ‌بنابرین‏، چنانچه سند انتقال رسمی بین دو نفر تنظیم گردد و سپس دعوی بین شخص ثالثی با متعامل اقامه شود و سند مذبور از طرف متعامل ابراز گردد، شخص ثالث نمی‏تواند ادّعا کند که نسبت به سند ابرازی بیگانه است و تاریخ نسبت به او اعتباری ندارد.

 

به نظر می‏رسد اختصاص فصل جداگانه برای این موضوع، لازم نیست. چه، تاریخ در سند رسمی از اعلامیات مأمور رسمی است و مانند اعلامیات دیگر مأمورین رسمی نسبت به طرفین معامله و اشخاص ثالث معتبر شناخته می‏ شود و اختصاص ماده هم در قوانین از طرفی از نظر اهمیت تاریخ سند است که استناد به آن در رسیدگی به دعاوی بین متعاملین و اشخاص پیش می ‏آید و از طرف دیگر با ذکر ماده ۱۲۹۰ قانون مدنی: «اسناد رسمی درباره طرفین و وراث و قائم مقام آنان معتبر است و اعتبار آن نسبت به اشخاص ثالث در صورتی است که قانون تصریح کرده باشد.» ناچار به ذکر ماده ۱۳۰۵ بوده است.

 

«اعتبار تاریخ در سند عادی از نظر اقرار و تصدیق طرفین معامله موءثر می‏ باشد و بدین جهت علیه متعاملین و وراث و قائم مقام آنان تا اثبات خلاف مانند بقیه مندرجات سند عادی معتبر خواهد بود چون اشخاص ثالث هیچ گونه مداخله در تنظیم سند نداشته‏اند و ممکن است نویسنده سند عادی تاریخ قبل بگذارد. ‌بنابرین‏، نسبت به اشخاص ثالث هیچ گونه تأثیر نخواهد داشت[۶۷].»

 

حال که به اهمیت تاریخ در اسناد رسمی و مآلاً فلسفه و نیت قانون‌گذار در پیش ‏بینی چنین مسأله مهمی در شق چهارم ماده ۱۰۰ قانون ثبت پی بردیم، باید گفت اگر سردفتری تاریخ سند یا ثبت سندی را تحریف و تغییر دهد، فی المثل سندی که در روز بیستم فروردین ماه سال جاری تنظیم گردیده، تاریخ آن را به بیستم مهر ماه سال قبل تغییر دهد و یا این که متصدیان ثبت املاک چنین عملی را انجام دهند و تاریخ ثبت ملکی را در دفتر املاک تغییر دهند، فی المثل ملکی راکه در تاریخ دوم اردیبهشت ماه سال جاری ثبت شده است به تاریخ هشتم خرداد ماه همین سال تغییر دهند، با جمع دیگر شرایط مقرره قانونی، مرتکب جرم مندرج در شق چهارم ماده ۱۰۰ قانون ثبت شده‏اند.

 

۵- معدوم یا مکتوم کردن دفاتر یا از بین بردن اوراق آن ها یا از اعتبار انداختن ثبت اسناد

 

مطابق ماده ۷ قانون مدنی «برای ثبت اسناد و املاک دفاتری لازم است که عده و نوع و ترتیب آن ها مطابق نظام نامه‏ای که از طرف وزارت عدلیه تنظیم می‏ شود، معین خواهد شد.» مواد ۱، ۲، ۳ و ۴ آیین نامه قانون ثبت مصوب سال ۱۳۱۷ (با اصلاحات بعدی)، تعداد دفاتر و طرز تنظیم و نگهداری آن ها را بیان می‏ نماید.

 

به موجب ماده یک آیین نامه مذکور، هر اداره یا دایره ثبت اسناد و املاک دارای دفاتر زیر خواهد بود:

 

۱- دفتر املاک ۲- دفترنماینده املاک ۳- دفتر املاک توقیف شده«بازداشتی» ۴- دفتر ثبت موقوفات ۵- دفترگواهی امضا ۶- دفترسپرده‏ها ۷- دفتر توزیع اظهار نامه ها ۸- دفتر املاک مجهول المالک ۹- دفتر ثبت شرکت‌ها ۱۰- دفتر اسناد رسمی ۱۱- دفتر ثبت قنوات ۱۲- دفترآمار و ثبت اظهارنامه

 

نظر به اهمیت خاصی که دفتر املاک و ثبت قنوات از جهت متضمن بودن حقوق اشخاص دارد و برای جلوگیری از نابودی آن ها، تبصره ذیل ماده یک آیین نامه مذکور مقرر داشته که: «دفتر ثبت قنوات و املاک در تهران یک نسخه و در سایر شهرستانها در دو نسخه نوشته شود که یکی در تهران و دیگری در محل نگهداری گردد.»

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:03:00 ب.ظ ]




“

 

گفتار سوم : کارمندان وزارت امور خارجه

 

اهمیت و حساسیت سیاسی و اقتصادی و امنیتی برخی از مشاغل و سمت های دولتی ایجاب می‌کند که اشخاصی که مشاغل را تصدی می‌کنند از هر گونه تهمتی به دور بوده و بی هیچ شائبه ای اعم از مادی و معنوی به ایفای وظایفی که به موجب قانون مکلف و مأمور به اجرای آن شدند قیام نمایند. قانون‌گذار

کشورها نیز با درک اهمیت و ضرورت این موضوع می کوشند با وضع و تصویب قواعد و مقرراتی، نظارت و تصدی اینگونه مشاغل را در کنترل و اختیار دولت‌ها بگذارند. در این مبحث نخست به سابقه قانونگذاری ازدواج کارمندان دولت با اتباع بیگانه می پردازیم و سپس قانون منع ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه مصوب ۲۵/۱۰/۱۳۴۵ را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

بند اول : سابقه قانونگذاری

 

قانون‌گذار ایران دو بار نسبت به ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با بیگانگان مبادرت به وضع قانون ‌کرده‌است. اولین بار ضرورت کنترل چنین ازدواجی در سال ۱۳۱۰ احساس شد و به سبب آن هیئت وزیران تصویب نامه ای در مورخه ۲۹/۳/۱۳۱۰ به تصویب رساند که به موجب آن ازدواج اعضای رسمی این وزارت خانه موکول به کسب اجازه کتبی وزارت خانه خارجه شده بود[۱۰۴] (ماده ۱ تصویب نامه) در این تصویب نامه، عضو وزارت خارجه که مایل به ازدواج با زنی از اتباع بیگانه باشد، باید قبلاً راجع به او توضیحات لازمه از قبیل اسم، نام خانوادگی، تابعیت فعلی، تابعیت های سابق، تحصیلات، السنه ای که صحبت می‌کند، مشاغل و کارهایی که سابقاً داشته وکلیه سوابق و حالات به وزارت امور خارجه بدهد و تحصیل اجازه نماید ( ماده دوم تصویب نامه) و مخالفت با ماده فوق موجب انفصال از خدمت و عضویت وزارت امور خارجه خواهد بود ( ماده سوم تصویب نامه)

 

در سال ۱۳۱۳ ماده ۱۰۶۱ قانون مدنی به دولت اجازه می‌دهد که ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعه خارجه می‌باشد موکول به اجازه مخصوص نماید.

 

تنها محدودیتی که تصویب نامه ی مورخه ۲۹/۳/۱۳۱۰ در ازدواج کارمند مرد وزارت خانه امور خارجه با زن تبعه ی بیگانه ایجاد کرده بود الزامی بود که مرد قبل از ازدواج نیاز به تحصیل اجازه از وزارت امور خارجه داشت. این الزام که در واقع یک تکلیف اداری ساده بود، در عمل نمی توانست دستگاه دیپلماسی خارجی کشور را از نظر رخنه و نفوذ بیگانگان مصون نگه دارد. کارمند وزارت امور خارجه با هر زن بیگانه که می خواست می‌توانست ازدواج کند و جز تحصیل اجازه وزارت مذکور، هیچگونه تکلیف دیگری نداشت. فقدان یک نص قانونی خاصی در این زمینه زمانی احساس می شد که تصور شود سفرا و کارمندان و دیگر مأموران سیاسی و کنسولی ایران در کشورهای دیگر می توانستند با زنی که تابعیت کشور محل خدمت آنان را داشت بی هیچ مانعی ازدواج نمایند. وانگهی اگر فلسفه وضع ماده ۱۰۶۱ قانون مدنی و این تصویب نامه آن بوده است که با اینگونه ازدواج ها امنیت و مصالح و منافع دولت متبوع کارمند دست خوش اغراض و مقاصد و مصالح شخصی افراد قرار نگیرد و مصون از تعرض بماند، ازدواج زن و مرد ایرانی از این حیث یکسان است. همان طور ممکن است ازدواج کارمند مرد ایرانی با زن تبعه بیگانه، پیامدها و آثار زیان باری برای دولت در پی داشته باشد ازدواج کارمند زن ایرانی با مرد بیگانه نیز ممکن است همان پیامدها و آثار را داشته باشد.

 

علل و جهات مذکور، در نهایت سبب گردید قانون‌گذار با تصویب ماده واحده ی قانون منع ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه در مورخه ۲۵/۱۰/۱۳۴۵ به کلی این ازدواج را منع کند به موجب این قانون نه تنها ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه اعم از زن و مرد با اتباع بیگانه منع گردید بلکه حتی ازدواج با کسانی هم که سابقاً تابعیت بیگانه داشتند ممنوع گردید و متخلف به مجازات انفصال از خدمت در وزارت امور خارجه محکوم خواهد شد.

 

بند دوم : قانون منع ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه مصوب ۲۵/۱۰/۱۳۴۵

 

ماده واحده – از این تاریخ ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه و یا کسانی که قبلاً بر اثر ازدواج به تابعیت ایران در آمده اند، ممنوع است. کارمندات متخلف صلاحیت ادامه خدمت در وزارت امور خارجه را نخواهند داشت.

 

تبصره ۱- از تاریخ تصویب این قانون هیچ فردی که همسرش تبعه بیگانه باشد و یا سابقاً تابعیت بیگانه را داشت به خدمت وزارت امور خارجه پذیرفته نخواهد شد.

 

تبصره ۲- اعزام کارمندان فعلی وزارت امور خارجه که دارای همسرانی باشند که قبلاً تبعیت غیر ایرانی داشته اند از هر طبقه و مقام به مأموریت ثابت کشورهایی که همسر آن ها تابعیت آن کشور را داشته اند ممنوع است.

 

قانون بالا مشتمل بر یک ماده و دو تبصره در ۲۵/۱۰/۱۳۴۵ به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

 

آنچه را که از تأمل و مداقه در این ماده واحده به دست می‌آید، قانون‌گذار ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه را با کسانی که قبلاً تابعیت بیگانه داشته اند و به علتی غیر از ازدواج تابعیت ایرانی را کسب
نموده اند منع نکرده است. این اقدام قانون‌گذار قابل درک بنظر می‌رسد زیرا تحصیل تابعیت ایرانی در اثر ازدواج، به مراتب آسان تر از تحصیل تابعیت این کشور در اثر غیر از ازدواج است. هر چند قانون‌گذار، مطابق بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدنی هر زن تبعه بیگانه را که شوهر ایرانی اختیار نماید، ایرانی می شناسد و یا برابر ماده ۹۸۰ قانون مذکور، مرد بیگانه را که دارای همسر ایرانی است و از او فرزند دارد، برای کسب تابعیت ایران، از شرط اقامت پنج ساله در خاک ایران معاف می‌دارد ولی در ماده ۹۷۹ همان قانون برای کسانی که قصد تحصیل تابعیت ایران را دارند شرط اقامت ۵ سال اعم از متوالی یا متناوب را تعیین کرده شرط اقامت ۵ ساله در این ماده جهت تحصیل تابعیت دولت ایران به دلیل آن است که اقامت ۵ ساله در ایران از نظر قانون‌گذار، غالباً موجب ایجاد پیوندها و علائقی اعم از مادی و معنوی بین شخص مقیم و کشور محل اقامت او می‌گردد که این موضوع درباره کسی که در اثر ازدواج فوراً تابعیت همسر خود را کسب می‌کند صدق نمی کند.

 

به هر حال چنین ممنوعیتی در ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با زن تبعه بیگانه خللی در شرایط درستی ازدواج به وجود نمی آورد زیرا عقد با تمام شرایط و لوازم قانونی صورت گرفته، این ازدواج، فقط از لحاظ مصالح سیاسی و امنیتی مملکت منع شده است؛ به عبارتی این ازدواج یک تخلف اداری است که مجازات انتظامی خاصی دارد و آن انفصال از خدمت است. این مسئله هم مد نظر هیئت وزیران در سال ۱۳۱۰ و هم واضعان ماده واحده در سال ۱۳۴۵ بوده است.

 

در سال ۱۳۵۰ کمیسیونی در وزارت کشور در خصوص محدود کردن ازدواج اتباع ایران با زنان بیگانه به استثنای موارد ممنوع وزارت کشور اجازه صدور پروانه ازدواج را درشرایط ذیل بدهد:

 

۱- در صورتی که زوج متصدی یکی از مشاغل باشد که از لحاظ سیاسی و اقتصادی چنین محدودیتی را ایجاب نماید.

 

۲- کسانی که به هر شکلی از بورس دولتی استفاده می‌کنند.

 

۳- گواهی نداشتن پیشینه محکومیت کیفری از مراجع رسمی یا مأمورین سیاسی و کنسولی کشور متبوع زن و همچنین گواهی عدم سوء پیشینه از مراجع ایران در صورتی که زن بیگانه مقیم ایران باشد پروانه توسط ‌استانداری‌ها یا نمایندگی ها نیز می‌تواند صادر شود.

 

۳ روز پس از آن کمیسیون، در تاریخ ۲۶/۳/۱۳۵۰ کمیسیون دیگری اعلام می‌دارد مفاد ماده ۱۰۶۱ قانون مدنی به تمام کارمندان و محصلین که به جهاتی به خارج سفر می نمایند تعمیم داده می شود.[۱۰۵]

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:13:00 ب.ظ ]




“

    1. اختلال وسواس فکری – عملی

 

    1. اختلال بد ریخت انگاری بدن[۱]

 

    1. اختلال احتکار[۲]

 

    1. وسواسی موکنی[۳]

 

  1. وسواسی کندن پوست[۴]

به علاوه چند اختلال دیگر نظیر اختلال وسواسی ناشی از مواد یا دارو ، اختلال وسواسی ناشی از شرایط پزشکی دیگر (طبی عمومی) و اختلال وسواسی نا مشخص نیز در این مقوله قرار دارند.

 

تاکنون شواهد پژوهشی زیادی تشابه میان اختلالات وسواسی و اختلالات مرتبط با آن را از لحاظ علائم و همچنین درجه بالایی از همایندی میان این اختلالات را تأیید ‌کرده‌است.

 

‌بنابرین‏ ویژگی های اصلی اختلالات وسواسی فکری-عملی و اختلالات مرتبط با آن عبارتند از:

 

افکار تکراری،هیجان های پریشان کننده و رفتارهای اجباری می‌باشد.اگر چه تشابه علائم و هم پوشی نیز وجود دارد ولی هر اختلال دارای ویژگی های منحصر به فردی نیز می‌باشد.این تفاوت ها بر تصمیم گیری ‌در مورد درمان نیز تاثیر می‌گذارد که شامل موارد زیر است:

 

۱)انتخاب نوع درمان

 

۲) ترتیب ارئه مؤلفه‌ های درمانی

 

۳)تعیین اهداف و انتظارات برای متخصین بالینی،بیماران و اعضای خانواده ‌در مورد پیشرفت درمانی.

 

نظریه های شناختی رفتاری ‌در مورد OCD ( برای مثال راکمن[۵]۱۹۹۸، سالکوسکیس[۶]۱۹۹۶) نیز پیشنهاد می‌کنند که افکار وسواسی بالینی از تفسیر ناسازگارانه افکار مزاحم و منفی نرمال به وجود می‌آید.تحقیقات حاکی از این است که تقریبا ۹۰% جمعیت مانند بیماران وسواسی افکار مزاحم یا شناخت های مزاحم را تجربه می‌کنند(راکمن و دی سیلوا[۷]۱۹۷۸).در حالی که افراد فاقد اختلال وسواسی متوجه هستند که این افکار ناخواسته مزاحم غیر منطقی و بی معنی هستند،افراد دارای اختلال وسواسی این افکار مزاحم را به عنوان افکار مهم،تهدید کننده و افکاری که نیاز به کنترل دارند ارزیابی می‌کنند.‌بر اساس نظریه شناختی بک ‌در مورد هیجان ها تصور بر این است که این ارزیابی ها بر مبنای باورهای کژکار استوار است.این باورهای کژکار شامل تخمین بیش از حد تهدید، مسئولیت شخصی و اهمیت و نیاز برای کنترل و نیاز برای کمال گرایی یا اطمینان و قطعیت می‌باشد که این باورها به عنوان باورهای وسواسی[۸] نامیده شده اند ( کار گروه شناسایی باورهای شناختی در وسواس فکری – عملی[۹] ۲۰۰۵).سوء تعبیر افکار مزاحم به اضطراب وسواسی و همچنین به تلاشهایی برای کاهش چنین پریشانی از طریق اجتناب،خنثی سازی و تشریفات رفتار وسواسی منجر می شود.در نهایت این پاسخ ها به ضرر خود فرد می‌باشند،چون آن ها افکار مزاحم اضافی را به وجود می آورند و فرضیه هایی ‌در مورد اهمیت و خطرناک بودن افکار مزاحم را تقویت می‌کنند و در نتیجه به یک چرخه معیوب تداوم می بخشند.

 

سه نوع شواهد تجربی از مدل شناختی-رفتاری OCD حمایت می‌کنند:

 

اولا مطالعات عرضی با بهره گرفتن از نمونه های بالینی و غیر بالینی اشاره می‌کنند که نشانه های وسواسی با باورهای وسواسی و تفسیر افکار مزاحم به عنوان افکار مهم،تهدید کننده و برحسب مسئولیت برای آسیب ارتباط دارند.دوما آزمایش ها که در آن سوء تعبیر افکار مزاحم در شرایط آزمایشگاهی ایجاد شده بود نشان می‌دهد که وجود باورهای وسواسی پریشانی و رفتارهای خنثی سازی شبیه آنچه در بیماران دارای اختلال وسواسی مشاهده می شود را تحریک می‌کنند.سوما مطالعات آینده نگر حاکی از این است باورهای وسواسی به عنوان عوامل خطرساز برای پیدایش نشانه های وسواسی بعد از یک رویداد استرس زا عمل می‌کند.

 

هدف اصلی این پژوهش تعیین درصد افرادی است که نشانه های وسواسی- جبری، بدریخت انگاری بدن و احتکار را گزارش می‌کنند و همچنین تعیین ابعاد شناختی همچون باورهای وسواسی و عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی در این سه اختلال و تعیین مؤلفه‌ های پیش‌بینی کننده بدریخت انگاری بدن و احتکار می‌باشد.

 

۱-۲- بیان مسئله

 

وارد کردن فصلی درباره اختلال وسواس فکری-عملی و اختلالات مربوط به آن در DSM-5، شواهد روز افزون را ‌در مورد ارتباط اختلالات وسواس فکری- عملی، بدریخت انگاری بدن، اختلال احتکار، اختلال وسواس کندن مو و اختلال وسواس کندن پوست را با یکدیگر از لحاظ دامنه تاییدکننده های تشخیصی، به علاوه فایده بالینی دسته بندی این اختلالات در فصلی واحد را منعکس می‌کند. متخصصان بالینی ترغیب شده اند که این اختلالات را در افرادی که یکی از آن ها را نشان می‌دهند بررسی کنند و از همپوشی بین آن ها آگاه باشند. در عین حال، تفاوت های مهمی در تاییدکننده های تشخیصی و روش های درمان در این اختلالات وجود دارند. از این گذشته بین اختلالات اضطرابی و برخی از وسواس های فکری- عملی و اختلالات مربوط روابط نزدیکی وجود دارد که در توالی فصل های DSM-5 انعکاس یافته است، به طوری که وسواس فکری- عملی و اختلالات مربوط بعد از اختلالات اضطرابی منظور شده است.

 

مدل های شناختی ‌در مورد OCD،باورهای ناسازگارانه را در سبب شناسی و حفظ این اختلال شناسایی کرده‌اند.یک باور دیگری که تصور می شود در اختلال وسواسی- فکری عملی اساسی باشد عدم تحمل بلا تکلیفی[۱۰] است.عدم تحمل بلاتکلیفی یک ویژگی است که به وسیله باورهای منفی ‌در مورد عدم اطمینان و پی آمدهای آن و باورها ‌در مورد توانایی برای مقابله کردن با عدم اطمینان تعریف می شود.کارگروه تخصصی شناخت های اختلال وسواسی فکری- عملی عدم تحمل بلا تکلیفی را به عنوان باورها ‌در مورد ضرورت مطمئن شدن ‌در مورد توانایی برای مقابله با تغییر غیر قابل پیش‌بینی و ‌در مورد عملکرد مناسب در موقعیت هایی که ذاتاً مبهم هستند تعریف ‌کرده‌است.افرادی که عدم تحمل بلاتکلیفی را تجربه می‌کنند.ممکن است به شرایط عدم اطمینان با اجتناب از آن یا با مشکل در عملکرد پاسخ دهند.کرون[۱۱](۱۹۸۹)مدلی برای توجیه عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران وسواسی را پیشنهاد ‌کرده‌است.در این مدل بیان شده است که عدم تحمل بلاتکلیفی به گوش به زنگی برای اطمینان و قطعیت منجر می شود که به نوبه خود به برانگیختگی هیجانی منفی منجر می شود.‌بنابرین‏ افراد سعی می‌کنند از شرایط مبهم و بلاتکلیفی اجتناب بکنند تا اینکه برانگیختگی هیجانی انزجاری و احساسات منفی که عدم اطمینان و بلاتکلیفی به وجود می آورد را تجربه نکنند و در نتیجه ممکن است از عملکرد مناسبی برخوردار نباشند.به طور خلاصه مدل کرون فرض می‌کند که گوش به زنگی به بلاتکلیفی و پردازش بلاتکلیفی علاوه بر واکنش هیجانی به بلاتکلیفی اضطراب را تولید می‌کند زمانی که باورهای منفی ‌در مورد پیامدهای بلاتکلیفی وجود دارند.هر دو گوش به زنگی برای محرک های تحریک آمیز و اجتناب به عنوان عوامل نگهدارنده اضطراب و اختلالات وسواسی فکری-عملی اثبات شده اند(موگ و براگلی[۱۲]۱۹۹۸).

 

عدم تحمل بلا تکلیفی از جمله عواملی هست که در اختلالات دیگر نیز نظیر اختلالات اضطرابی و افسردگی نیز مشاهده شده است .(کرون ،۱۹۹۶).

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:22:00 ب.ظ ]




“

 

    1. آیا جنسیت در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا جنسیت در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا سطح تحصیلات در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا سطح تحصیلات در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا سابقه کار در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا سابقه کار در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا وضعیت تأهل در رابطه معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا وضعیت تأهل در رابطه معنویت محیط کار با رضایت شغلی معلمان تأثیرگذار است؟

 

    1. آیا مؤلفه های معنویت محیط کار پیش‌بینی کننده فرسودگی شغلی معلمان می‌باشند؟

 

    1. آیا مؤلفه های معنویت محیط کار پیش‌بینی کننده رضایت شغلی معلمان می‌باشند؟

 

    1. آیا بین جنسیت با فرسودگی شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

    1. آیا بین جنسیت با رضایت شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

    1. آیا بین سطح تحصیلات با فرسودگی شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

    1. آیا بین سطح تحصیلات با رضایت شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

    1. آیا بین سابقه کار با فرسودگی شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

    1. آیا بین سابقه کار با رضایت شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

    1. آیا بین وضعیت تأهل با فرسودگی شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

  1. آیا بین وضعیت تأهل با رضایت شغلی معلمان رابطه معناداری وجود دارد؟

 

۱-۶- قلمرو تحقیق

 

۱-۶-۱- قلمرو مکانی تحقیق

 

با توجه به اینکه تحقیق حاضر به بررسی رابطه میان معنویت محیط کار با فرسودگی شغلی و رضایت شغلی معلمان مقطع متوسطه مدارس دولتی ناحیه ۱ شهرستان کرمان می پردازد، لذا قلمرو مکانی تحقیق شامل کلیه مدارس دولتی مقطع متوسطه ناحیه ۱ شهرستان کرمان می‌باشد.

 

۱-۶-۲- قلمرو زمانی تحقیق

 

فرایند این تحقیق از نیمه دوم ۱۳۹۰ آغاز و در نیمه دوم ۱۳۹۱ با ارائه گزارش نهایی خاتمه یافت.

 

۱-۶-۳- قلمرو موضوعی تحقیق

 

با توجه به موضوع تحقیق، در بحث معنویت در محیط کار به چهار بعد اساسی پرداخته شده است: بعد فردی-روان شناختی، بعد فردی-پرورش روح، بعد گروهی، بعد سازمانی و در بحث فرسودگی شغلی به سه مؤلفه مهم (خستگی عاطفی، مسخ شخصیت، و فقدان موفقیت شخصی) پرداخته شده است.

 

۱-۷- تعریف واژه ها

 

۱-۷-۱- تعاریف نظری

 

معنویت[۱۳]:

 

معنویت عبارت از جستجو برای فهم جواب­هایی است که به بنیاد هستی و زندگی ارتباط پیدا می­ کند (کونیگ، مک­کالاگ و لارسون[۱۴]، ۲۰۰۷).

 

معنویت محیط کار[۱۵]:

 

هر چند معنویت در کار مفهوم فلسفی و فردی عمیقی در خود دارد اما تقریباً تمام تعاریف دانشگاهی در این زمینه، می­پذیرد که معنویت در کار دربرگیرنده­ی مفهومی از احساس تمامیت و به هم پیوستگی در کار و درک ارزش­های عمیق در کار است (گیبنز[۱۶] ، ۲۰۰۱؛ به نقل از رستگار، ۱۳۸۹).

 

بعد فردی-روان شناختی معنویت:

 

یک جنبه اساسی معنویت در کار شامل یک حس عمیق معنا و مقصود در کار است. این بعد از معنویت در محیط کار، مشخص می­ کند که چگونه کارکنان در کار روزمره­شان در سطح فردی تعامل دارند. بیان معنویت در کار شامل این فرض است که هر فردی انگیزش درونی، تمایل و علایقی برای مبادرت به انجام فعالیت­هایی دارد که معنای بیشتری به زندگی خودش و دیگران می­بخشد (اشمس و دوچن[۱۷]، ۲۰۰۰).

 

بعد فردی-پرورش روح معنویت:

 

این بعد از معنویت باعث می شود محیط کار جایگاهی قابل احترام، مراقبت پذیر و قابل تکریم باشد. افراد در این محیط، همانند یک انسان، احساس اعتبار می نمایند و می‌توانند با توانایی از درون قلب صحبت کنند و به جای ترس در این شرایط، عشق برتری می‌یابد. در حقیقت در این محیط، کارکنان تنها نظریات را مبادله نمی نمایند بلکه آن ها با یکدیگر مشارکت نموده و ارتباط برقرار می نمایند. و این مشارکت در جایی است که یک روح، روح دیگری را لمس می کند (میلر، ترجمه قورچیان، ۱۳۸۰).

 

بعد گروهی معنویت:

 

این بعد از معنویت در محیط کار در سطح گروهی از رفتار انسانی رخ می­دهد و بر تعاملات بین کارکنان و همکاران دلالت دارد. همبستگی در محیط کار مبتنی بر این باور است که افراد یکدیگر را در پیوند با هم می­دانند و این­که بین خود درونی هر فرد با خود درونی دیگران رابطه وجود دارد (میلیمن[۱۸] و همکاران، ۲۰۰۳).

 

بعد سازمانی معنویت:

 

سومین بعد معنویت محیط کاری تجربه یک حس قوی از همسویی بین ارزش­های فردی کارکنان با رسالت، مأموریت و ارزش­های سازمان است. این بعد از معنویت در محیط کار تعامل کارکنان با مقصود سازمانی بزرگتر را دربرمی­گیرد (میتروف و دنتون[۱۹]، ۱۹۹۹). همسویی با ارزش­های سازمان ‌به این معنا است که افراد باور دارند که مدیران و کارکنان در سازمان دارای ارزش­های مرتبط و یک نوع وجدان قوی هستند و سازمان نسبت به رفاه کارکنان و همبستگی آنان توجه دارد (اشمس و دوچن، ۲۰۰۰).

 

فرسودگی شغلی[۲۰]:

 

فرسودگی به عنوان حالت روان­شناختی تعریف می­ شود که از سطوح بالای استرس­های طولانی مدت در زندگی ناشی می­ شود (گرانفلد[۲۱]، ۲۰۰۰؛ به نقل از احمدی و شیخ­علیزاده، ۱۳۸۵).

 

خستگی عاطفی[۲۲]:

 

خستگی عاطفی، تحلیل رفتگی انرژی عاطفی وجود فرد است که به زوال سطوح انگیزش در وی منجر می شود (علی اکبری دهکردی و همکاران، ۱۳۹۱).

 

مسخ شخصیت[۲۳]:

 

مسخ شخصیت پاسخ منفی و سنگدلانه به اشخاصی است که معمولاً دریافت کنندگان خدمت از فرد هستند و به برداشت منفی فرد از مددجو اشاره دارد (پاینز، ۲۰۰۲).

 

فقدان موفقیت شخصی[۲۴]:

 

بعد سوم فرسودگی شغلی در دیدگاه مسلچ به منزله کاهش احساس موفقیت فردی مفهوم پردازی شده، به طوری که فرد همواره از عملکرد خود ناراضی است؛ گویی موفقیت ادارک شده فرد از عملکرد خود ناراضی است؛ گویی موفقیت ادراک شده فرد از عملکرد خود جایگزین موفقیت واقعی او در عملکرد می شود (علی اکبری دهکردی و همکاران، ۱۳۹۱).

 

رضایت شغلی[۲۵]:

 

رضایت شغلی مجموعه ­ای از احساسات و باورهاست که افراد ‌در مورد مشاغل کنونی خود دارند (جورج و جونز[۲۶]، ۱۹۹۹).

 

۱-۷-۲- تعاریف عملیاتی

 

معنویت محیط کار:

 

معنویت محیط کار برگرفته از مدل میلیمن و همکاران (۲۰۰۳) و استناد به میلر (۲۰۰۰) است و چهار بعد فردی-روان شناختی، فردی-پرورش روح، گروهی، و سازمانی را می سنجد. معنویت محیط کار در پژوهش حاضر نمره­ای است که هر فرد از ‌پاسخ‌گویی‌ به سؤالات پرسشنامه محقق ساخته معنویت در محیط کار به دست ‌می‌آورد.

 

بعد فردی-روان شناختی معنویت:

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:32:00 ب.ظ ]




“

 

کاهـش هزینه از مهم‌ترین نتایج آزادی مشـروط در آمریکاست. پرهیز از زندانی کردن مجرمان

 

موجب کاهش هزینه های دولت از ۵۵۰ دلار به ۴۴۰ دلار در یک روز می‌شود. در ایالت کالیفرنیا اعلام شده است که در ۵ سال آینده آزادی مشروط یک و نیم میلیون دلار در این ایالت و کل کشور ذخیره ارزی به همراه خواهد داشت. ‌تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که قادر به تکمیل برنامه های خود تحت نظارت آزادی مشروط بوده‌اند، بازگشت کمتری به جرم و جنایت ‌داشته‌اند. (آلن، ۱۹۸۶)

 

همان گونه که در بخش قبل (تعلیق مجازات) گفته شد آزادی مشروط از جمله برنامه هایی است که در آمریکا در اغلب موارد همراه با نظارت مشدد است. نظارت مشدد با توجه به مطالبی که که ذکر شد خود معنای گسترده ای دارد و حتی می‌تواند شامل حبس خانگی و نظارت الکترونیکی و … نیز باشد. به موجب این نظام، تعداد کمی از افرادی که مشمول آزادی مشروط شده اند، تحت نظارت یک مددکار قرار می گیرند و اعمال و رفتار آن ها در این دوره به شدت تحت نظر مددکار خواهـد بود. اجرای این نظارت به همراه نهاد تعلیق و آزادی مشروط و حتی تعویق موجب شده است که در اجرای آن ها موفقیت های بیشتری به دست آید.

 

گفتار سوم: لغو آزادی مشروط

 

بر اساس ماده ۶۱ قانون مجازات اسلامی: «هرگاه محکوم در مدت آزادی مشروط بدون عذر موجه از دستورهای دادگاه تبعیت نکند برای بار اول یک تا دو سال به مدت آزادی مشروط وی افزوده می‌شود. در صورت تکرار یا ارتکاب یکی از جرائم عمدی موجب حد، قصاص، دیه یا تعزیر تا درجه هفت، علاوه بر مجازات جرم جدید، مدت باقیمانده محکومیت نیز به اجراء در می‌آید، در غیر این صورت آزادی او قطعی می‌شود.»

 

در آمریکا هم لغو آزادی مشروط به اتمام رساندن یا پایان دادن رسمی به آزادی مشروط و مراجعت زندانی به زندان است با این تفاوت که قبل از لغو یا فسخ آزادی مشروط یکسری اقدامات مناسب همانند بازجویی مقدماتی و نهایی صورت می‌گیرد و لازم است که در تمام این مراحل اصول عدالت و حقوق اساسی محترم شمرده شود. تفاوت دیگری که وجود دارد آن است که در آمریکا شخصی که آزادی مشروط وی لغو شده ممکن است دوباره شایستگی استفاده از آن را به دست آورد. (آلن، ۱۹۸۶)

 

«استفاده از نهادهای چون آزادی مشروط، تعلیق و …، اگرچه می‌توانند آثار اصلاحی داشته باشند، ولی اگر آن ها بیش از حد و به صورت حساب نشده و بدون مطالعه کافی ‌در مورد همه محکومین به صورت یکسان اعمال گردد می‌تواند اثر سوء و منفی روی حتمیت اجرای مجازات داشته باشد. در خیلی موارد حبس ابد یعنی فقط چند سال حبس زیرا در اثر اعمال نهادهای مذکور محکوم علیه ظرف چند سال آزاد می شود و مردم خصوصاً مجرمین روی این عامل حساب باز می‌کنند که خود اثر منفـی زیادی بر افکـار عمـومی نسـبت به کارایـی نظام قضـایی و تاثیر مجـازات ها می گـذارد.» ( صفاری، ۱۳۸۶، ۶۶و ۶۷)

 

قاضی برای تعویق صدور حکم، تعلیق مجازات و آزادی مشروط نیازمند شناخت شخصیت مجرم و میزان خطرناکی اوست. «سنجش حالت خطرناک که از لحاظ جرم شناسی بالینی متضمن ارزشیابی ظرفیت جنایی بزهکار است، کاری دقیق و با جلب نظر کارشناس شدنی است وگرنه ممکن است در این باره به قضاوتی نادرست رسید و جامعه را با خطر دیگری روبرو ساخت.» (اردبیلی، ۱۳۸۵، ۲۵۲) یکی از راه های این ارزشیابی می‌تواند پرونده شخصیتی باشد که در زندان به یاری مددکاران اجتماعی و متخصصان برای هر زندانی تشکیل می شود. (زراعت، ۱۳۸۵، ۲۵۷) البته این پرونده شخصیت تنها برای اعطای آزادی یاری گر خواهد بود، چراکه در زمانی که نوبت تصمیم گیری برای تعویق صدور حکم یا تعلیق مجازات می‌رسد هنوز هیچ پرونده ای که حاوی اطلاعات پرونده شخصیت باشد تشکیل نشده است.

 

بخش پنجم: نظارت الکترونیکی

 

نظارت الکترونیکی به عنوان یک ضمانت اجرای جایگزین حبس اغلب همراه با حبس خانگی صورت می‌گیرد و به نظر می‌رسد که خود یک تدبیر مستقل محسوب نشود. نظارت الکترونیکی ممکن است به همراه تدابیر تعویق، تعلیق و حتی آزادی مشروط نیز اعمال شود.

 

در ایران تا قبل از سال ۱۳۹۲، نظارت الکترونیکی به عنوان جایگزین حبس سابقه نداشته است. اما قانون‌گذار ایران در قانون ۱۳۹۲، این شیوه را هم به دنبال تدابیری چون آزادی مشروط به عنوان یک تدبیر جایگـزین معرفـی کـرد و البته برخلاف آنچـه که در بالا گـفته شـد هیچ سـخنی از حبس

 

خانگی به میان نیاورد.

 

با توجه به اینکه در آمریکا این روش به همراه حبس خانگی اعمال می شود، در این بخش مختصری به نحوه نظارت الکترونیکی و اعمال آن در حقوق ایران پرداخته و سپس در فصل سوم به همراه کیفر حبس خانگی ‌به این گزینه در حقوق آمریکا پرداخته خواهد شد.

 

ماده ۶۲ قانون مجازات اسلامی بیان می‌کند: «در جرائم تعزیری از درجه پنج تا درجه هشت، دادگاه می‌تواند در صورت وجود شرایط مقرر در تعویق مراقبتی، محکوم به حبس را با رضایت وی در محدوده مکانی مشخص تحت نظارت سامانه(سیستم)های الکترونیکی قرار دهد.

 

تبصره- دادگاه در صورت لزوم می‌تواند محکوم را تابع تدابیر نظارتی یا دستورهای ذکر شده در تعویق مراقبتی قرار دهد.

 

‌بنابرین‏ در ایران نظارت الکترونیکی نهاد مستقلی در کنار تعلیق مراقبتی و آزادی مشروط و موارد مشابه اینهاست.

 

همان‌ طور که ماده تصریح دارد در صورت وجود شرایط زیر قاضی دو گزینه انتخابی دارد: یک آزادی مشروط و دو نظارت الکترونیکی.

 

    1. در مواردی که شرایط اعمال تعویق مراقبتی وجود داشته باشد.

 

    1. مجازات جرم ارتکابی منطبق با مجازات از درجه پنج تا هشت باشد،(حبس تا پنج سال)

 

  1. خود محکوم برای اعمال آن اعلام رضایت کند.

به واقع، مرتکب به مجازات حبس محکوم شده است. قاضی باید در اساس وی را روانه زندان کند ولی در صورتی که شرایط مقرر در ماده ۴۰ به بعد وجود داشته باشد به جای روانه کردن محکوم به زندان می‌تواند از نظارت الکترونیکی مشروط به رضایت وی استفاده کند.

 

«مراقبت یا نظارت الکترونیکی که در علم پزشکی ریشه دارد برای نخستین بار مورد توجه روانشـناس آمـریکایی در سال ۱۹۶۰ قرار گرفت که با نصب مچ بند و پابند هایی به بیماران روانی، آن ها را از راه دور کنترل می کـرد. این روش به تدریج مورد توجـه جـرم شـناسان، کیفرشـناسان و

 

قانون گذاران قرار گرفت.» (نجفی ابرند آبادی، ۱۳۹۱، ۵۴۵)

 

بهره وران نظارت الکترونیکی ابزارهایی را در مچ دست یا گردنشان می بندند که علامت هایی را به اداره نظارت می فرسـتد. بدین ترتیب مجـرم فقط حق رفتن به سـر کار یا شرکت در برخی فعالیت های مشـخص را دارد و در بقیه اوقات در منزل زندانی شده و رفت و آمدش کاملا نظارت می شود.» (محدث، ۱۳۸۸، ۵۲)

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:43:00 ب.ظ ]




“

 

برای بازاریابی کتاب، افراد زیرا می‌توان مورد نظر قرار داد:

 

۱٫ گروهی ثابت که خریداران دائمی کتاب هستند؛ مانند تحصیل‌کردگان و بزرگسالانی که وقت و پول کافی دارند و مطالعه جزئی از برنامه های ثابت زندگی آن ها‌ است. این افراد عموماً در نمایشگاه‌های بین‌المللی، ملی و محلی نیز حضوری فعّال دارند.

 

۲٫ افرادی که به طور اتفاقی کتاب خریداری می‌کنند. این افراد نیز به منظور هدیه دادن به افراد دیگر گهگاه اقدام به خرید کتاب می‌کنند.

 

۳٫گروهی که به دلایل زیراصلاً کتاب نمی‌خرند (موسوی زاده، ۱۳۸۲، ۳۲۳):

 

    • نداشتن انگیزه و توان برای خواندن کتاب؛

 

    • مسائل اقتصادی، شامل گران بودن کتاب و نداشتن درآمد کافی؛

 

  • عدم دسترسی: حتی اگر بخواهند و توان خرید هم داشته باشند، به علت در دسترس نبودن کتاب، یا در دسترس نبودن اطلاعات مربوط به نشر کتاب، قادر به خریداری نیستند.

۴٫ دسته دیگری از خریداران کتاب نیز هستند که برای کودکان خود کتاب می‌خرند. کودکان به دلیل محدودیت در توانایی‌های خواندن، معمولاً خود قادر به انتخاب کتاب نیستند و بزرگسالان این انتخاب را برای آنان انجام می‌دهند. بزرگسالان به صرف اینکه خود زمانی کودک بوده‌اند، نمی‌توانند به راحتی به جای کودکان تصمیم بگیرند و به مطالعه و اطلاعات مفید برای این انتخاب نیاز دارند.

 

۵٫ دسته دیگر خریداران را نوجوانان تشکیل می‌دهند. نوجوانان بر خلاف کودکان می‌توانند به تنهایی کتاب مورد علاقه و مورد نیاز خود را انتخاب کرده و خریداری نمایند.

 

ضمناً افراد جامعه دلایل دیگری هم برای کتاب نخواندن مطرح می‌کنند که باید به آن ها اشاره شود:

 

    1. نداشتن وقت: بسیاری از مردم که ادعا می‌کنند وقت کتاب خواندن ندارند، وقت زیادی را صرف فعالیت‌های تفریحی می‌کنند. نداشتن مهارت خواندن، شاید عامل محدود کننده‌تری باشد.

 

    1. نداشتن فضا برای نگهداری: این عامل برای کسانی که قدرت خرید کتاب در سطح زیادی دارند، صدق می‌کند. جامعه امروزی مجبور به آپارتمان نشینی است، فضای کم محل زندگی و اسباب‌‌کشی‌ها مانع خرید کتاب و ایجاد کتابخانه‌های شخصی می‌شود. در این حالت که فضا عامل تأثیرگذار است، توجه به اندازه کتاب، می‌تواند راه‌گشا باشد.

 

    1. نداشتن پول: افرادی هستند که از غذای خود برای تأمین غذای روح صرف نظر می‌کنند، بالعکس کسانی وجود دارند که نمی‌توان به آن ها کتاب رایگان داد. تحقیقات نشان داده بسیاری از مردم حاضر هستند برای خرید یک کتاب هنری خوب، با یک دستنامه مهندسی خوب، پول گزافی پرداخت کنند، ولی به هیچ وجه حاضر نیستند کتابی را که احتیاج ندارند یا نمی‌خواهند، حتی به قیمت خیلی ارزان خریداری نمایند. به طور کلی می‌توان گفت که قیمت کتاب تنها عامل محدود کننده نیست.

 

  1. تفاوت سلیقه: بسیاری از مردم پولی را که صرف خرید رادیو، تلویزیون، فیلم، ماهواره و سایر سرگرمی‌ها می‌کنند، چندین برابر پولی است که صرف خرید کتاب می‌کنند، یا خیلی‌ها دیدن بازی‌های ورزشی را بر مطالعه ترجیح می‌دهند. در این صورت این ترجیح‌ دادن‌ها عامل اقتصادی می‌شود که می‌تواند قابل اندازه‌گیری یا غیر قابل اندازه گیری باشد.

هر یک از این گروه‌ها با اعمال روش­های خاص بازاریابی، به مشتریان بالفعل تبدیل می‌شوند.

 

زمان مناسب عرضه یک کتاب به بازار نشر، بسته به نوع مشتریان آن متنوع بوده و مدیران انتشاراتی و بازاریابی باید کار نشر و توزیع کتاب­ها را با توجه ‌به این نکات انجام دهند. برای مثال خریداران عمومی کتاب در ماه‌هایی از سال بیشتر به خرید کتاب روی می‌آورند. بر اساس بررسی‌های انجام شده در کشورهای غربی، بیشترین خرده فروشی کتاب، در ماه دسامبر است که ‌به‌تدریج‌ تا آگوست کاهش می‌یابد. از این رو، ناشران باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که آثار مهم در ماه‌های پرفروش به بازار عرضه شود (موسوی‌زاده، ۱۳۸۲، ۳۳۴).

 

در خصوص کتاب­های کودک و نوجوان نیز می‌توان سه ماهه تابستان را اوج تقاضای بازار فرض کرد، بویژه در ایران که تلقی کلی نظام آموزشی و والدین از کتاب غیر درسی در طول تحصیل کودکان و نوجوانان چندان مناسب نیست و کتاب تنها برای پرکردن اوقات فراغت کودکان و نوجوانان در نظر گرفته می‌شود، سه ماه تابستان از نظر بازار نشر کتاب کودک و نوجوان اهمیت ویژه ای دارد.

 

با توجه ‌به این نکات، بازاریابی کتاب کودک و نوجوان شرایط خاص خود را می‌طلبد. بازاریابان این حوزه به دلیل محدودیت­هایی که مشتریان آن ها یعنی کودکان و بعضی از نوجوانان دارند، نمی‌توانند به طور مستقیم با آن ها ارتباط برقرار کنند و برای ایجاد این ارتباط به واسطه‌های بزرگسالی نیاز دارند که در نقش والدین، کتابداران و گاهی نیز معلمان، انتخاب کتاب را برای کودکان انجام دهند. زمان ارائه کالا به بازار و شیوه های تبلیغات نیز به تبع همین تفاوت­های ماهوی متفاوت خواهد بود. ‌به این موارد می‌توان محدودیت­های نوجوانان مؤنث در ایران برای خروج از خانه به تنهایی از جانب والدین را اضافه نمود.

 

نیازسنجی مخاطبان از اقدام­هایی است که واحدهای بازاریابی ناشران بزرگ نسبت به آن اهتمام ویژه‌ای دارند. آگاهی از نیازهای مخاطبان به شیوه های گوناگون انجام می‌شود. به نظر می‌رسد وظیفه نیازسنجی را می‌توان به پژوهش­های بازاریابی واگذار کرد. در چارچوب این پژوهش­ها می‌توان برآیندی از نیازهای مخاطبان بالقوه به دست آورد و حتی در پاره‌ای موارد نیازهای آتی آنان را پیش‌بینی کرد. چنین پژوهش‌هایی کارکردی دوسویه دارد؛ یعنی علاوه بر تأمین نیاز کاربران، به افزایش سود ناشران نیز منجر خواهد شد. از سوی دیگر، کتاب با برخی اقلام مصرفی و نیازهای روزانه قابل مقایسه نیست که مصرف‌کننده با هر کیفیتی ناگزیر از خرید آن باشد. در بازار کتاب، مشتریان چنانچه کتاب را متناسب با خواسته و سلیقه خود نیابند، از خرید آن امتناع خواهند کرد. ‌بنابرین‏، احترام به خواست و سلیقه مخاطب اهمیت حیاتی در بازار کتاب دارد. این نکته بویژه در خصوص نوجوانان اهمیتی دو چندان دارد. «همیشه نخواندن را نباید ناشی از علاقه نداشتن دانست. محتوای آثاری که در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد، در ایجاد علاقه‌مندی بسیار مؤثر است. نخواندن گاه اعتراضی است به محتوای آثار و کیفیت نازل آن ها» (قزل ایاغ، ۱۳۸۳، ۲۵).

 

در خصوص این پژوهش می‌توان «نخواندن» را «نخریدن» نیز تلقی کرد. البته، برخی از صاحب‌نظران معتقدند ناشران به تنهایی نمی‌توانند نیازهای جامعه مخاطبان را تشخیص دهند و در این خصوص به همفکری کتابداران و متخصصان ادبیات کودک و نوجوان نیاز دارند در پاره‌ای موارد نیز به همین منظور جلسات مشترکی میان ناشران و کتابداران برگزار می‌شود (گرهارت[۲۷]، ۱۹۹۱، ۴).

 

. ۲۱-۳-۲ روش­های بازاریابی کتاب:

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:28:00 ب.ظ ]




“

 

۳-۱۳-۲- استاد معرفت:

 

ملاک اصلی بلوغ در پسران ، رسیدن به حالت احتلام و در دختران رسیدن به سن رشد زنانگی که با احراز خون حیض صورت می‌گیرد، است… بلوغ، یک امر طبیعی است و نقش شارع مقدس، بیان امارات و علایم متداول است و هیچ گونه تعبد شرعی در چنین زمینه‌های طبیعی در کار نیست.

 

۳-۱۳-۳- علامه حلی

 

معیار کودک بودن دختران، سن کمتر از نه سال است، زیرا دختر در کمتر از نه سال خون حیض نمی بیند و دیده نشده که دختری کمتر از نه سالگی خون ببیند، بدین جهت که خداوند، خون حیض را آفریده تا غذای جنین باشد، پس حکمت در آفرینش خون حیض، تربیت و نمو جنین در رحم زنان است و دختران قبل از نه سالگی شایستگی باروری ندارند لذا خون حیض در آنان آفریده نمی شود زیرا فاقد حکمت است. از این رو این دلیل و نشانه بلوغ می‌باشد و پایین ترین سنی که دختران در آن خون ببینند نه سالگی است پس اول سن حیض نه سال است و لذا احتمال بلوغ دختران در این سن مطرح گردیده است.

 

۳-۱۴- نتیجه گیری:

 

از بیانات و روایات گفته شده نتیجه می گیریم که معیار اصلی برای رسیدن به بلوغ در پسران احتلام و در دختران دیدن خون حیض است و سایر علایم و سن نشانه هایی هستند که نوعیت دارد ولی موضوعیت ندارد و نیز بلوغ امری تکوینی است نه تشریعی.

 

البته تعیین سنی که نوعاً دختران در آن خون حیض می بینند و پسران محتلم می‌شوند، از سوی قانون گذار ضرورت دارد. شایان ذکر است که برای تحقق مسئولیت کیفری، علاوه بر بلوغ ادارک کامل( رشد کیفری) نیز لازم و ضروری می‌باشد. لذا سن برای مسئولیت داشتن موضوعیت ندارد بلکه طریقت دارد. کودک در این سن به مرحله ادراک کامل و رشد فکری می‌رسد، از این روی افرادی که فاقد ادراک و رشد عقلی هستند، مسئولیت کیفری ندارند. پس همان طور که تحقق بلوغ جنسی ( احتلام، حیض) شرط لازم برای توجه تکلیف و مکلف شدن است، رشد کیفری و وجود ادراک قدرت تمییز نیز برای مسئولیت کیفری شرط می‌باشد.

 

‌بنابرین‏ برای مسئولیت کیفری دو شرط لازم است: «بلوغ» و « رشد کیفری » و هیچ کدام از این دو شرط به تنهایی برای مسئولیت کیفری کافی نیست. البته در قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۰ با توجه به نظر مشهور فقهای امامیه، حدود مسئولیت کیفری کودکان تدوین شده است که به طور کلی با قوانین سابق متفاوت است.

 

در قوانین فوق، مسئولیت کیفری کودکان به دو دوره « قبل از بلوغ» و دوره « رسیدن به حد بلوغ » تقسیم شده است. که ماده ۴۹ و تبصره های آن، بیان کننده این مطلب می‌باشد.

 

ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی، « اطفال در صورت ارتکاب جرم» مبرا از مسئولیت کیفری هستند و تربیت آنان با نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالاقتضاء، کانون اصلاح و تربیت اطفال می‌باشد.

 

با توجه ‌به این ماده قانونی و تبصره های آن می توان گفت: کودکان، قبل از بلوغ شرعی یعنی پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام قمری و دختر قبل از رسیدن به سن نه سال تمام قمری مبری از مسئولیت کیفری هستند و زمانی که پسر به پانزده سال تمام قمری و دختر به نه سال تمام قمری رسید به حد بلوغ شرعی رسیده، دارای مسئولیت کیفری هستند.

 

فصل چهارم :

 

۴-۱- تشکیلات قضایی ناظر بر اطفال بزهکار در حقوق ایران

 

بعد از جنگ جهانی دوم یکی از مشکلات مهم که به سرعت در حال دگرگون شدن می‌باشد جرایم مربوط به اطفال و نوجوانان می‌باشد که یکی از موضوعات مهم جامعه ترکیه ‌می‌باشد. در اکثر کشورهای دنیا جرایم مربوط به اطفال با جرایم مربوط به بزرگسالان تفاوتهایی وجود دارد برای این که طفل از لحاظ روانی، جسمی و ذهنی به صورت کامل رشد نکرده است و همچنین وظایف و نقشهای اجتماعی را بخوبی یاد نگرفته است و نیازمند آموزش آن ها می‌باشد. لذا در اکثر کشورهای غربی برای اطفال بزهکار، دادگاه های اطفال و مراجع اختصاصی و ویژه در نظر گرفته شده است همچنین در حقوق ترکیه برای تأدیب و تربیت آن ها، تدابیری مستقل از حقوق جزا در نظر گرفته شده است در ترکیه نیز اطفال بزهکار تا قبل از تصویب قانون اطفال و تأسیس دادگاه های اطفال در حوزه­ حقوق جزا قرار می­گرفتند با این حال در سال ۱۳۷۹ تأسیس محاکم اطفال به شماره ۲۲۵۳ در خصوص اطفال را به دنبال داشت و رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان بزهکار در این دادگاه ها صورت می‌گیرد. از طرف دیگر از سوی حکومت ملی در ترکیه در ۱۴ آوریل۱۹۹۰ و در ۹/۱۲/۱۹۹۴ قانون شماره ۴۰۵۸ مربوط به بزهکاری اطفال و نوجوانان مورد تصویب قرار گرفت که منطبق بر معاهده کودک بوده و تأسیس و مصوبه ی جدیدی می‌باشد. بر اساس این معاهده ی قانونی، توسط ارگان‌های قضایی در تمامی فعالیت‌های قضایی در وهله اول منافع کودک در نظر گرفته می شود و منطبق با آن عمل خواهند کرد و کشورهای عضو معاهده نیز متعهد هستند که در خصوص تأمین و حمایت از حقوق کودک ، تمامی ساز و کارهای حقوقی را به کار بندند و در این راه تلاش‌های لازم را انجام دهند. با توجه به احساس نیاز جامعه ترکیه به پیشرفت‌های لازم در زمینه‌های مختلف، قانون مجازات ترکیه نیز در سال ۱۹۹۷ به اتمام رسید و لایحه­ی قانونی جدید قانون مجازات ترکیه تهیه گردید. یکی از ‌بدعت‌های خوبی که در لایحه­ی قانونی، قانون مجازات ترکیه در سال ۱۹۹۷ وجود دارد این است که ‌در مورد اطفال و نوجوانان بزهکار احکامی مستقل از حقوق جزا در نظر گرفته می شود. در لایحه­ی قانونی جدید، در خصوص اطفال بزهکار در فصل ششم کتاب اول ۴ مبحث جداگانه با ۲۸ ماده در خصوص این موضوع اختصاص یافته است. در بخش اول فصل ششم لایحه قانونی جدید، احکام عمومی و بخش دوم در خصوص تدابیر لازم در خصوص اصلاح و تربیت و مجازات اطفال بزهکار، بخش سوم در خصوص رژیم و سیستم مجازات مخصوص اطفال و بخش چهارم راجع به احکام مشترک اطفال و خردسالان می‌باشد (Ercetin,Sule, 2006,p211).

 

مهمترین مسائل مطروح، بررسی گرایش کنونی اقدامات علیه بزهکاری اطفال و نوجوانان، موقعیت قربانی بزهکاری اطفال در جریان دادرسی، تشکیلات و همکاری ادارات اجتماعی مربوط به پیشگیری از بزهکاری نوجوانان، کمک به تربیت مجدد و بازگرداندن اطفال بزهکاری و یاری دادن آن ها بوده است که در حقوق ایران نیز این رویه نسبتاً مورد توجه قرار گرفته است(گلدوزیان، ۱۳۸۸، ص۴۸).

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:04:00 ق.ظ ]




“

 

مبحث چهارم-مفهوم شرط

 

شرط امری محتمل الوقوع در آینده که طرفین حدوث اثر حقوقی را متوقف بر حدوث آن امر محتمل الوقوع می‌نمایند. شرط در علم اصول به معنای هر امری که وجود آن برای تحقق امر دیگری لازم است و در اصطلاح حقوق و فقه به معنی مطلق تعهد است اعم از اینکه در ضمن عقد باشد یا مستقل از عقد. به طور کلی در تعریف شرط به معنای حقوقی و نه معنای منطقی و اصولی در فقه چنین آمده است ” الشرط امر زاید علی الثمن و المثمن علی وجه التزام دون التعلیق…. .

 

در فقه شرط را به دو قسم تقسیم می‌کنند: شرط ابتدایی و شرط ضمن عقد.

 

أ‌. شرط ابتدایی

 

تعهدی­ که شخص با قصد انشاء یک طرفه علیه خود ایجاد می­ کند. شرطی که یک طرف انشاء می‌کند، اگر توافق طرف مقابل را به همراه داشته باشد نوعی قرارداد و از مصادیق ماده ۱۰ قانون مدنی خواهد بود. اما اگر توافق طرف مقابل نباشد یک تعهد، یک طرفی و عنوان شرط ابتدایی و آثار آن را خواهد داشت.

 

ب‌. شرط ضمن عقد

 

شرط یا التزامی که در عقد یا قرارداد به نفع یا ضرر طرفین یا شخص ثالث درج می‌شود. یک نوع تعهد فرعی که طرفین ضمن تعهد اصلی می ­آورند. در حقوق امامیه هر­کس بخواهد تعهد یا شرطی نماید که الزام­آور باشد باید به صورت شرط ضمن عقد باشد.

 

مبحث پنجم- ارتباط شرط با عقد

 

شرط به عنوان ماهیت اعتباری وابسته به عقد، جزء عقد یعنی منشاء یا جزء موضوع عقد نیست؛ زیرا اگر جزء عقد یا موضوع عقد بود، در صورت بطلان شرط در حقیقت باید عقد تجزیه می‌شده و جزء مربوط به شرط باطل و عوض مربوط ‌به این جزء در صورت ایفاء قابل استرداد بود، در حالی که با بطلان شرط هیچ جزیی از عقد باطل نیست و هیچ قسمت از موضوع مسترد نمی‌شود و تنها حق فسخ برای مشروط‌له به وجود می‌آید.

 

گفتار اول-اقسام شرط از حیث ارتباط با عقد

 

جهت تبیین بهتر ارتباط شرط با عقد، لازم است حالات مختلف شرط را از لحاظ اتصال به عقد مورد توجه قرار دهیم. از این حیث شرط به چهار قسم شرط مصرّح، شرط تبانی، شرط ضمنی و شرط الحاقی تقسیم می‌شود.

 

بند اول- شرط مصرّح

 

این شرط «عبارت از شرطی است که بین ایجاب و قبول عقد ذکر شود، مانند این‌که فروشنده کارخانه‌ای بگوید: این کارخانه را به مبلغ ده میلیارد ریال به شما فروختم به شرط این‌که فرآورده‌های آن را ظرف دو سال آینده در برابر قیمت روز به من بفروشید». بدون تردید چنین شرطی مشمول ادله لزوم وفای به شرط بوده و لازم‌الاتباع است.

 

بند دوم- شرط تبانی(یا شرط قبل از عقد)

 

شرط تبانی در جایی است که «شرط قبل از عقد مورد توافق طرفین قرار گیرد و در ضمن عقد ذکری از آن به میان نیاید، اما عقد بر مبنای گفتگوی مقدماتی سابق انشاء شود». مشهور فقهای امامیه شرط بنایی را الزام‌آور نمی‌دانند و ذکر شرط در ضمن عقد را شرط صحت شرط می‌دانند. مرحوم بجنوردی در این‌باره می‌گوید: آنچه که طرفین یک عقد مبنی بر آن قراردادی منعقد می‌کنند امری قلبی است که به مرحله إنشاء نرسیده است. عده‌ای از فقها نیز تبانی بر شرطی را، در حکم ذکر آن شرط در عقد دانسته و مانند شروط مذکور در عقد قائل به لزوم وفای بر آن شده‌اند. قانون مدنی هرچند غالباً از نظریه مشهور فقهای امامیه پیروی می‌کند، اما در مسأله شروط تبانی نظر اقلیت را پذیرفته و در برخی موارد از جمله ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی در باب نکاح صریحاً اعتبار شروط تبانی را تأکید نموده است: «هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده، برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبانیاً بر آن واقع شده باشد».

 

بند سوم-شرط ضمنی

 

«شرطی است که در ایجاب و قبول نه به صورت صریح و نه به طور اشاره ذکر نمی‌شود، ولی با لحاظ انس جامعه وجود شرط، معهود در عرف و مورد شناسایی است به گونه‌ای که اگر عقد به طور مطلق هم انشاء شود، وجود شرط مذبور در آن عقد، در ذهن عرف انعکاس می‌یابد». ماده ۲۲۵ قانون مدنی نیز مقرر می‌دارد: «متعارف‌بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم، منصرف به آن باشد به منزله ذکر در عقد است».

 

بند چهارم- شرط الحاقی

 

شرط الحاقی شرطی است که بعد از عقد ذکرشده و به قرارداد منعقد شده ضمیمه می‌گردد.

 

حال در این‌که شرط الحاقی شرطی الزام‌آور است و منشأ الزام آنچه خواهد بود، آیا نشأت گرفته از الزام عقد است و یا این‌که شرطی مستقل و تابع نظریه شروط ابتدایی است میان فقها و حقوق‌دانان بحث است.

 

گفتار دوم- اقسام شروط ضمن عقد

 

شرط اگر ابتدایی نباشد، ضمن عقد محسوب می‌شود. مطابق ماده ۲۳۴ قانون مدنی «شرط بر سه قسم است:

 

الف) شرط صفت؛ ب) شرط نتیجه؛ ج) شرط فعل اثباتاً یا نفیاً»

 

بند اول-شرط صفت

 

«شرط صفت عبارت است از شرط راجع به کیفیت یا کمیت مورد معامله و آن در جایی است که مورد معامله دارای اوصافی است که مجموع آن ها در برانگیختن دو طرف به انجام معامله و ایجاد تعادل بین دو عوض، اثر قاطع دارد».

 

بند دوم- شرط نتیجه

 

ماده ۲۳۴ قانون مدنی می‌گوید: «شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود». «از این تعریف چنین بر می‌آید که شرط، ناظر بر ایجاد غایت و منظور دو طرف است(و) دو طرف می‌توانند «نتیجه» عقود یا ایقاعی را که در نظر دارند در قرارداد اصلی به گونه‌ای که نیاز به سبب دیگری نداشته باشد، شرط کنند. از میان این نتیجه ها نیز پاره‌ای را که نیاز به سبب خاص و تشریفاتی اضافه بر تراضی دارد باید استثناء کرد».

 

بند سوم- شرط فعل

 

ماده ۲۳۴ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود».

 

«همان گونه که ممکن است شرط به سود یا علیه یکی از دو طرف یا هردوی ایشان باشد، ممکن است شرط به سود یا علیه شخص یا اشخاص ثالث هم قرار داده شود که نفوذ و اعتبار چنین شرطی، به اراده شخص یا اشخاص ثالث وابسته است. ‌بنابرین‏ شرط فعل منحصراًً شرط انجام یا خودداری از انجام فعل به وسیله یکی از طرفین عقد نیست، بلکه ممکن است موضوع شرط مذبور برعهده شخص یا اشخاص ثالث قرار داده شود».

 

مبحث ششم- جایگاه شرط در عقد از نظر فقه

 

در این ارتباط نظرات فقهای عظام متفاوت است. برخی از فقها شرط را جزیی از عوضین یا در حکم عوضین می‌دانند.

 

مرحوم سیدعلی طباطبایی در ریاض المسائل بیان می‌دارد:

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 07:28:00 ق.ظ ]




“

 

“اگر باور داشته باشم که آدم بدی هستم ، پس باید آدم بدی باشم.”

 

” تجربه اضطراب ‌به این معنا است از این که حتماً خطری مرا تهدید می‌کند.” {دلم شور می زند ، حتما اتفاق بدی می افتد}

 

“فکر کردن به برخی چیزها باعث به وقوع پیوستن آن ها می شود.”

 

۲-۲-۴- خلاصه ای از مدل فراشناختی

 

در مجموع فراشناخت درمانی بر این اصل بنیادین استوار است که اختلال روانشناختی به دلیل اثرات سبک تفکر ، یعنی ، سندرم شناختی – توجهی بر تجارب هیجانی و دانش (باورها) تداوم می‌یابد . سندرم شناختی – توجهی از طریق مسیرهای خاصی موجب تداوم احساس منفی فرد درباره ی خودش و ادراک تهدید می شود.

 

سندرم شناختی – توجهی با فعال سازی باورهای فراشناختی مثبت و منفی مرتبط است . جداسازی سطح فراشناختی از سطح شناختی متاول ، این پیامد را در بر دارد که ممکن است تجارب وقایع درونی (مثل افکار ، باورها و هیجان ها) در ذهنیت های شناختی و فراشناختی پردازش شوند . این مدل دامنه ای از روش های درمانی احتمالی را ارائه می‌کند که متمرکز بر کنار نهادن سندرم شناختی – توجهی ، اصلاح باورهای فراشناختی ، شکل دهی شیوه های متفاوتی از تجربه و رابطه با وقایع درونی می‌باشند

 

۲-۲-۴-۱- مدل بازسازی شده A-B-C

 

یکی از راه های درک مدل فراشناختی و فهم تفاوت موضع آن با نظریه های شناختی – رفتاری اولیه ، بررسی تغییراتی است که مدل فراشناختی در الگوی استاندارد A-B-C که اساس کار شناخت درمانگران تلقی می شود ، ایجاد نموده است . مدل استاندارد A-B-C در شکل ۲-۱ نشان داده شده است. واقعه ی فعال سازی (A) باعث راه اندازی طرحواره یا باور غیر منطقی (B) می شود که خود این باورها به پیامدهای هیجانی و رفتاری © دامن می‌زنند .

 

مسئله ی مهم لاینحل در نظریه های شناختی اختلال روانشاختی تبیین ارتباط بین ارزیابی ها و باورهای منفی متداول با تداوم هیجان ها و افکار منفی می‌باشد . علاوه بر این ، سوال دیگری نیز در نظریه های شناختی بی پاسخ مانده است . ” چه چیز باعث می شود افراد مبتلا به مشکلات روانشناختی در کنترل الگوهای فکری مشکل پیدا کنند؟”

 

شکل ۲-۳ . مدل A-B-C

 

در فراشناخت درمانی با قرار دادن باورهای فراشناختی در وسط مدل استاندارد A-B-C و جایگزین کردن تجربه درونی یک فکر منفی یا باور معمول به جای رویداد فعال ساز ، فرمول بندی جدیدی از مدل A-B-C ارائه می‌کند . این فرمول بندی جدید تحت عنوان A-M-C در شکل ۱-۳ ارائه شده است . در مدل A-M-C برخلاف مدل استاندارد A-B-C ، لازم نیست واقعه ی فعال ساز موقعیت های بیرونی باشند ، بلکه حوادث شناختی درونی نیز می‌توانند در حکم واقعه ی فعال ساز عمل کنند .

 

 

 

شکل ۳-۱ مدل تجدید نظر شده A-M-C (ولز ، ۲۰۰۰)

 

در مدل جدید ، مؤلفه‌ ی M در برگیرنده ی باورهای فراشناختی و سندرم شناختی – توجهی است . ارزیابی منفی کلی تر یا باورهای متداول (B) تحت تاثیر فرآیندهای فراشناختی هستند .

 

رویکرد فراشناختی با تحلیل ماهیت فراشناخت واره ها و سندرم شناختی – توجهی ، رویه ی متفاوتی در پیش می‌گیرد . درمانگر از بیمار سوال کرد که چه مقدار از وقتش را صرف فکر کردن به احساس خود و چرایی این احساس می‌کند . بیمار جواب داد ، ساعت های متمادی صرف اندیشیدن به احساس های خود و چرایی آن ها می‌کند. او دائم و به صورت زنجیروار از خودش سوال می کرد: “چرا من این احساس را دارم ؟ آیا شرایط تغییر می‌کند؟ این حوادث چه معنایی دارند ؟ چرا کاری از دستم بر نمی آید؟ چرا دیگران خوشحال تر و خوشبخت تر از من هستند ؟ این اوضاع لعنتی کی تمام می شود ؟ ” از بیمار سوال شد که آیا چنین شیوه تفکری مزایایی دارد و او در پاسخ اشاره کرد که باید به اتفاقات بد و ناگوار فکر کند (اندیشناکی) تا بتواند آن حوادث را تغییر دهد و با غم اندیشی می‌تواند انگیزه ی بیشتری پیدا کند . درمانگر از او سوال کرد ، چگونه غمگینی را تجربه می‌کند و بیمار در پاسخ اشاره کرد که با معطوف کردن توجه به افکار و احساسات خود ، گوش دادن به موسیقی های غم انگیز و کاهش فعالیت ها ، وقت بیشتری پیدا می‌کند تا غم اندیشی بپردازد . در شکل ۱-۵ ، این فراشناخت واره ها و سندرم شناختی – توجهی ، در قالب مدل A-M-C ارائه شده است .

 

با مقایسه ی شکل های ۱-۴ و ۱-۵ تفاوت نکات کلیدی درمان شناختی – رفتاری با فراشناخت درمانی بیشتر به چشم می‌خورد . هدف درمان شناختی – رفتاری چالش با باورهای ناامیدانه ی خود (هیچ امیدی به تغییر نیست) است . در حالی که در فرمول بندی فراشناختی ، آبشخور غمگینی و ناامیدی مکرر و پایدار در فراشناخت واره ها و سندرم شناختی – توجهی نهفته است . ‌بنابرین‏ هدف فراشناخت درمانی ، کنار گذاری سندرم شناختی – توجهی و چالش با باورهای فراشناختی است که از چنین سبک پاسخی حمایت می‌کنند . توجه ‌به این نکته نیز لازم است که در تحلیل A-M-C پیشایند (A) یک برانگیزاننده درونی ، یعنی ، یک فکر در نظر گرفته می شود و نه یک موقعیت بیرونی .

 

این مثال ماهیت فراشناخت درمانی را به صورت کاملاً آشکار نشان می‌دهد . فراشناخت درمانی را می توان درمانی تلقی کرد که بیماران را در شناسایی الگوهای فکری و مقابله ای ناکارآمد که باعث آشفتگی های هیجانی مزمن می‌شوند ، توانمند می‌سازد . همچنین فراشناخت درمانی به بیماران کمک می‌کند تا الگوها را تغییر دهند و به اصلاح فراباورهای درباره ی افکار و احساسات شان بپردازند . در فراشناخت درمانی برخلاف درمان شناختی – رفتاری تمرکز اولیه ی بر ارزیابی واقعیت باورهای منفی متداول (درباره ی خویشتن و جهان) نیست . فراشناخت درمانگر برای درمان بیمار افسرده ای که در بالا ذکر شد ، به دنبال واقعیت آزمایی باورهای بیمار (هیچ امیدی نیست) از طریق نقد و بررسی شواهد تأیید کننده و رد کننده نیست ، بلکه به او کمک می‌کند از طریق چالش با باورهای فراشناختی و حذف سندرم شناختی – توجهی ، در واکنش به افکار تنهایی اش به شیوه ی جدیدی پاسخ بدهد . فکر یا باور فرد درباره ی این که هیچ امیدی به تغییر پیش روی خود نمی بیند ‌به این دلیل پایدار و تغییر ناپذیر است که سندرم شناختی – توجهی ، به تقویت آن دامن می زند .(ولز،۲۰۰۹)

۲-۲-۴-۲- ملاحظه ای در باب درمان های فرایند مدار[۳۹] در برابر درمان های محتوا مدار[۴۰]

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:13:00 ق.ظ ]




“

 

    • عدم تشخیص عایدات بعد از دوره برگشت

 

    • برای پول، ارزش زمانی قائل نمی شود.

وقتی که دو یا چند طرح سرمایه‌گذاری که زمان تحقق سود آن ها یکسان نیست با هم مقایسه می‌شوند روش دوره برگشت سرمایه روشی گمراه کننده جهت تعیین سودآوری طرحها خواهد بود (اسکونژاد، ۱۳۸۰).

 

۲-۱-۱۱- ارزش فعلی خالص(NPV)[18]

 

محاسبه ارزش فعلی یک فرایند مالی، تبدیل ارزش آینده کلیه دریافت‌ها و پرداخت‌ها به ارزش فعلی در زمان حال یا مبدأ پروژه می‌باشد. چنانچه به ازای حداقل نرخ جذب کننده i برای یک پروژه ارزش فعلی هزینه ها بیش از ارزش فعلی درآمدها باشد پروژه غیر اقتصادی خواهد بود. و چنانچه باشد، ارزش فعلی هزینه‌آموزش‌ها کمتر از ارزش فعلی درآمدها بوده و پروژه اقتصادی است. اگر باشد پروژه اقتصادی است، زیرا حداقل نرخ جذب‌کننده برای سرمایه‎گذاری تأمین گشته است. معیار ارزش فعلی خالص مزایای قابل ملاحظه زیر را دارا می‎باشد (اسکونژاد، ۱۳۸۰):

 

    • ارزش زمانی پول را درنظر می‎گیرد؛

 

    • جریان نقدی را در کل دوره درنظر می‎گیرد؛

 

    • کاملاً با هدف مالی حداکثر سازی ثروت سهام‌داران تطابق دارد؛

 

  • ارزش فعلی خالص پروژه‎های گوناگون، به ارزش پول امروز می‎تواند جمع شود.

 

۲-۱-۱۲- روش نرخ بازده داخلی(IRR)[19]

 

یکی از روش‌هایی که امروزه در تعیین و انتخاب اقتصادی ترین پروژه ها متداول می‌باشد، روش نرخ بازده داخلی است. در این روش ضابطه قبول یا رد یک پروژه، ‌بر اساس معیاری (نرخی) به نام نرخ بازگشت سرمایه می‎باشد. در حقیقت تعادل درآمدها (درآمدهای سالیانه، ارزش اسقاطی و. . . ) و هزینه‌آموزش‌ها (سرمایه اولیه، هزینه‎های سالیانه و. . . ) تحت یک نرخ امکان‌پذیر است (البته نه همیشه با یک نرخ) و آن نرخ (یا نرخها) نرخ بازگشت سرمایه است. اگر فرایند مالی پروژه‎ای از سرمایه اولیه P، ارزش اسقاطی SV و درآمد سالیانه A و عمر مفید n تشکیل شده باشد، حل رابطه زیر (i) که همان نرخ بازگشت سرمایه است را مشخص می‎نماید :

 

 

 

برای سرمایه‌گذاران گاهی اوقات مهم است که این نرخ را بدانند، همچنین مؤسسات وام‌دهنده بین‌المللی برای توجیه اقتصادی پروژه های دولتی محاسبه نرخ بازده داخلی را الزامی می‌دانند. اگر ارزش فعلی خالص پروژه‌ای مثبت باشد، چنین نتیجه می‌شود که نرخ بازده داخلی آن پروژه از نرخ بازدهی مورد قبولی که برای سرمایه گذاری به کار برده شده است بیشتر است و بالعکس، اگر ارزش فعلی خالص پروژه‌ای منفی باشد، نرخ بازده داخلی آن از نرخ مورد قبول کمتر است و نیز اگر ارزش فعلی خالص پروژه‌ای صفر باشد، نتیجه گیری می‌شود که تمام سرمایه به کار رفته در پروژه به انضمام بهره های متعلقه در هر سال برگشت داده شده و نرخ بازده داخلی پروژه معادل نرخ بازدهی مورد قبول است(مجیدیان، ۱۳۷۷).

 

از مزایای این روش قابل فهم تر بودن نتایج آن برای افرادی که آشنایی کافی با مفاهیم ارزیابی طرحها ندارند، می‌باشد. همچنین با بهره گرفتن از این روش اولویت پروژه های مختلف را در تخصیص بودجه می‌توان تعیین نمود. نقطه ضعف این روش آن است که برای به دست آوردن IRR نیاز به استفاده از روش های درون یابی است که موجب بروز خطای محاسباتی می‌شود.

 

۲-۱-۱۳- معیار نسبت فایده به هزینه یا شاخص سودآوری[۲۰]

 

برای محاسبه نسبت فایده به هزینه یا شاخص سودآوری، ارزش فعلی جریان فایده ها را بر ارزش فعلی جریان هزینه ها تقسیم می نماییم.

 

B/C=BPV/CPV

 

اگر نسبت به دست آمده بزرگتر از ۱ باشد طرح از نظر مالی و اقتصادی قابل توجیه است و در غیر اینصورت طرح دارای توجیه مالی و اقتصادی نمی باشد. با توجه به اینکه شاخص سود آوری و نسبت فایده به هزینه از روی ارزش فعلی خالص مشتق می شودو ‌بر اساس پارامترهای همان روش محاسبه می‌گردد، ‌بنابرین‏ وقتی­که ارزش فعلی خالص صفر باشد نسبت فایده به هزینه حتما یک می‌باشد و بالعکس(اسکونژاد، ۱۳۸۰). از این ضابطه نمی توان برای انتخاب بهترین گزینه از بین گزینه‌های مختلف استفاده نمود، زیرا این نسبت از چگونگی طبقه بندی فایده و هزینه تاثیر می پذیرد. برای مثال بر حسب اینکه ارزش اسقاط در آخر دوره از جریان هزینه کسر یا با فایده جمع گردد ضابطه مورد بحث نتیجه متفاوتی خواهد داشت.

 

۲-۱-۱۴- نرخ تنزیل در تحلیل هزینه ـ فایده

 

تجزیه و تحلیل هزینه ـ فایده نوعاً در مسائلی که بعد زمان در آن مطرح باشد، به کار گرفته می‎شود. عامل زمان از چند جهت قابل بررسی است که مهمترین تأثیر آن در تعیین نرخ تنزیل است.

 

۲-۱-۱۵- رجحان زمانی

 

تصمیمات عمده درباره اجرا یا عدم اجرای پروژه‌آموزش‌ها فقط منوط به استفاده از منابع در یک لحظه از زمان نمی‎شود، بلکه این تصمیمات در برگیرنده ‌تعهد به منابع و یا انتظار بازده در زمان آینده علاوه بر زمان حال می‎باشند. نقطه ‌شروع مناسب برای بررسی مسائل مربوط به بعد زمانی در ارزیابی پروژه در‌نظر‌گرفتن ترجیحات افراد نسبت به مصرف در زمان‎های مختلف است. از آنجا که مصرف در هر لحظه از زمان کالایی متفاوت از مصرف در لحظه دیگر است، یک فرد مصرف کننده دارای رجحان زمانی میان مصرف در دوره‎های مختلف است که این رجحان به وسیله نرخ نهایی رجحان زمانی MRTP[21] او اندازه‎گیری می‎شود. مثلاً فرد نسبت به مصرف اضافی یک ریال در یک سال و مصرف اضافی ۱۰/۱ ریال در سال بعد بی‎تفاوت باشد او دارای نرخ نهایی رجحان زمانی ۱۰% در سال می‎باشد. رجحان زمانی مستقل از هر نوع نظام مبادله است و نرخ نهایی رجحان زمانی نباید با نرخ‎های بهره که پدیده‎ای از نظام اقتصادی است، اشتباه شود. به عبارت دیگر مفهوم رجحان زمانی کاملاً مستقل از امکان قرض دادن می‎باشد. دریک اقتصاد مبتنی بر بازار، ‌هر فرد نوعاً مقادیری را که می‎خواهد قرض بدهد و یا قرض بگیرد با در نظر گرفتن امکان معامله با افراد خاص انتخاب نمی‎کند، بلکه انتخاب هر شخص در ارتباط با نرخ‎های بهره ارائه شده توسط بانک‌ها و یا سایر مؤسسات مشابه می‎باشد(خلیلی عراقی، ۱۳۸۴).

 

۲-۱-۱۶- بی اطمینانی در برآوردها

 

هر برآوردی می‌تواند توأم با اشتباه و بی اطمینانی باشد، زیرا به ندرت ممکن است رویدادهای آینده با پیش ­بینی های قبلی تطابق داشته باشد، زیرا هر تصمیم گیری مبتنی بر یک سلسله فرض ‌در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی، توسعه فناوری، قیمت منابع مورد نیاز و محصول طرح در آینده است. چون در اکثر موارد پیش‌بینی وضع آینده بر اساس اطلاعات ناقص درباره شرایط اقتصادی انجام می شود، تردید و نا اطمینانی نسبت به برآوردها فزونی می‌یابد و حتی کاربرد و استفاده از آخرین فنون پیشرفته پیش‌بینی اقتصادی نمی‌تواند نا ‌اطمینانی نسبت به بسیاری از عوامل مؤثر بر سودآوری طرحهای سرمایه گذاری را از میان برد. اشتباه و نا اطمینانی، در سه زمینه زیر می‌تواند بروز کند :

 

۱- اشتباه در برآورد و تعیین تقاضای گذشته و کنونی، یا به سخن دیگر، اشتباه در آمارهای موجود

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




“

 

این نامه به فرماندار مکه، قثم بن عباس، پسر عموی پیامبر (ص) در سال ۳۹ هجری نوشته شده که عوامل معاویه قصد توطعه در شهر مکه را داشتند که توسط عوامل و بازرسین مخفی امام (ع) در شام از ان با خبر شدند.

 

بعد از حمد و ثنای الهی مامور مخفی من در (شام) به من گزارش داده و نوشته است که مردمی از اهل شام به سوی حج گسیل شده اند کوردل، کر و نابینا، کسانی که حق را از راه باطل می جویند، و بنده را در نافرمانی از خدا، فرمان می‌برند، دین خود را به دنیا می فروشند، و دنیا را به سرای جاودانهء نیکان و پرهیزکاران می خرند، در حالی که در نیکی ها، انجام دهندهء ان پاداش گیرد، و در بدی ها جز بدکار کیفر نشود. پس در ادارهء امور خود هوشیارانه و سرسختانه استوار باش، نصیحت دهنده ای عاقل، پیرو حکومت، و فرمانبردار امام خود باش، مبادا کاری انجام دهی که به عذرخواهی روی اوری، نه بهنگام نعمتها شادمان باش و نه به هنگام مشکلات سست باشی(نهج البلاغه، نامه ۳۳).

 

حضرت علی (ع) در جایی دیگر از عهدنامه خود به مالک اشتر در این باره می فرمایند:

 

«… مواظبت تو در نهان داعیه پاس ایشان شود تا در امانت خدای سبحان خیانت نورزند … و اگر یکی اهنگ خیانتی کند و یا عملی نه بر ایین عدل راند، خبر مخبران صادق به صدق او گواهی عدل باشد بی عذر عقوبت توانی کرد »

 

«… اگر امری را مخالفت جویند و یا در امانت تو خطانت ورزند، انگاه پیوسته از ایین عمل و رابطه جمع او بازپرس و بر شیوه ی مجاملت تفقدی واجب شناس و از اهل وفا و مردم صدق خبرگزاران امین و گماشتگان مخلص بر عمل ایشان برگمار »(گیوریان، سرمدسعیدی، مجموعه مقالات اولین همایش مدیریت اسلامی).

 

حضرت علی (ع) ‌در مورد نظارت کارکنان توسط عاملان و بازرسان مخفی توجه خاص داشت و دستورات اکیدی به کارگزاران ارشد و بلند مرتبه خویش می فرمود و گوش زد می نمود که از تمام امکانات جهت نظارت و کنترل دقیق بهره جویند. در نامه ای به مالک می نویسد:

 

« وَ ابعَثَ العیوُنَ مِن اَهلِ الصِّدقِ و الوَفاءِ عَلَیهِم، فانّ تَعاهُدَکَ فیِ السِّرِّ اُمُورهُم حَدوَه لَهُم علی استِعمالِ الَامانَهَ و الرَّفقِ بالرّعیه »(نهج البلاغه، نامه ۵۳).

 

با فرستادن مأموران مخفی که اهل راستی و وفاداری هستند، کارهای آنان را زیر نظر بگیر، زیرا بازرسی مداوم و پنهانی سبب می شود که آنان به امانتداری و مدارا با مردم ترغیب شوند.

 

پیامبر اسلام (ص) همواره هنگامی که لشگریان را برای جنگ اعزام می نمودند و به امیر اطمینان نداشتند، فردی مورد اعتماد را به همراه او می فرستادند که از او به ان حضرت خبر برساند(نبوی، ۱۳۷۵، ص ۲۰۹).

 

« وَ ابعَثَ العیوُنَ مِن اَهلِ الصِّدقِ و الوَفاءِ عَلَیهِم، فانّ تَعاهُدَکَ فیِ السِّرِّ اُمُورهُم حَدوَه لَهُم علی استِعمالِ الَامانَهَ و الرَّفقِ بالرّعیه »(نهج البلاغه، نامه ۵۳).

 

با فرستادن مأموران مخفی که اهل راستی و وفاداری هستند، کارهای آنان را زیر نظر بگیر، زیرا بازرسی مداوم و پنهانی سبب می شود که آنان به امانتداری و مدارا با مردم ترغیب شوند.

 

پیامبر اسلام (ص) همواره هنگامی که لشگریان را برای جنگ اعزام می نمودند و به امیر اطمینان نداشتند، فردی مورد اعتماد را به همراه او می فرستادند که از او به ان حضرت خبر برساند(نبوی، ۱۳۷۵، ص ۲۰۹).

 

۳-۳-۱ بخش سوم: نظارت و کنترل در جامعه

 

۳-۳-۲ مقدمه:

 

در اسلام نظارت و کنترل فقط در چارچوب وظایف دولت و حکومت نمی باشد بلکه کلیه افراد جامعه به ویژه کارکنان و اعضای سازمان بر اساس یک تکلیف شرعی موظفند بر امور اجتماعی و رفتار اطرافیان، نظارت اجتماعی و عمومی داشته باشند. این نوع نظارت و کنترل در قران کریم و احادیث شریفه به کرات تأکید شده است و از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد به طوری که دوام و قوام جامعه اسلامی به نظارت و کنترل اجتماعی ان استوار است.

 

نظارت و کنترل جامعه که در قران و روایات با نام «امر به معروف و نهی از منکر» معرفی شده است، از والاترین و شریف ترین واجبات دینی است و وجوب ان از ضروریات و احکام بدیهی اسلام است(اقاپیروز و همکاران،۱۳۸۴، ص ۲۹۰).

 

نظارت جامعه که با نام امر به معروف و نهی از منکر مطرح است، مراحل و درجاتی دارد و بر حسب اینکه فرد چگونه مرتکب گناه شود یا چگونه از تکلیف خود سر باز زند، نحوهء برخورد با او و ارائه تذکر، تفاوت دارد. همچنین شرایط افرادی که می‌توانند این نظارت را انجام دهند و به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند، در رساله ها و کتب فقهی اشاره شده است، مثلا ‌در مورد شرایط افراد مذکور، موضوع بالغ بودن، عاقل بودن، مطلع بودن و همچنین مطابق برخی از فتاوی، مؤثر بودن، احساس خطر نمودن و عامل بودن، مطرح شده است(جاسبی، ۱۳۷۸، ص ۹۲).

 

  • « اَلذینَ اِن مَکَّنا لهُم فِی الارضِ اَقامُوا الصَّلوهَ و اتوُ الزَّکَوه و امروا بِالمَعروفِ و نَهَوا عَنِ المُنکَر »(سوره حج، آیه ۴۲). مؤمنان کسانی هستند که به ایشان در روی زمین تمکن و قدرت دهیم، نماز را بجای می اورند و زکات می‌دهند و به معروف امر می‌کنند و از منکر، دیگران را باز می دارند.

خداوند در این ایه به تبیین جامعه ای می پردازد که یکدیگر را به خیرو صلاح دعوت می‌کنند و از حرام ها باز می دارند و دارای قدرت اقتصادی و نظامی هستند.

 

موضوع بالغ بودن، عاقل بودن، مطلع بودن و همچنین مطابق برخی از فتاوی، مؤثر بودن، احساس خطر نمودن و عامل بودن، مطرح شده است(جاسبی، ۱۳۷۸، ص ۹۲).

 

  • « اَلذینَ اِن مَکَّنا لهُم فِی الارضِ اَقامُوا الصَّلوهَ و اتوُ الزَّکَوه و امروا بِالمَعروفِ و نَهَوا عَنِ المُنکَر »(سوره حج، آیه ۴۲). مؤمنان کسانی هستند که به ایشان در روی زمین تمکن و قدرت دهیم، نماز را بجای می اورند و زکات می‌دهند و به معروف امر می‌کنند و از منکر، دیگران را باز می دارند.

خداوند در این ایه به تبیین جامعه ای می پردازد که یکدیگر را به خیرو صلاح دعوت می‌کنند و از حرام ها باز می دارند و دارای قدرت اقتصادی و نظامی هستند.

 

«وَ ما اعمالُ البِرِّ کُلُها وَ الجِهادُ فِی سَبِیلِ اللهِ، عِندَ الامرِ بِالمَعروفِ وَ النَّهی عَنِ المُنکَرِ الَّا کَنَفثهٍ فِی بَحرٍ لُجِّیِّ»(نهج البلاغه، حکمت۳۷۴).

 

و همه کارهای خوب و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، چونان قطره ای بر دریای مواج و بیکران است.

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 06:39:00 ب.ظ ]




“

 

۴-۱-۱-۱- مفهوم مالیت

 

خاصیت علم حقوق پویایی آن است . این علم به مانند سایر علوم با رشد تکنولوژی و تحول نیازهای بشری همراه بوده است . پیشرفت‌های اقتصادی و تکنولوژیک موجب شده تا انسان‌ها برای رفع نیازهای خود قراردادهای متنوعی را تشکیل دهند. نیازهای بشری موجب بروز تکنیک‌های حقوقی می شود همچنان که نیازهای گذشتگان باعث پیدایش نهادهای حقوقی مطابق وضعیت آن ها شده است. در همین راستا نیز موضوع مورد معامله با توجه به زمان و مکان و نیازمندی‌های بشر تنوع پیدا می‌کند.

 

بر اساس نظر مشهور فقیهان امامیه، امور معامله باید مالیت داشته باشد. مال چیزی است که نیازی از نیازهای مادی و معنوی انسان را برآورده می‌کند. سودمند بودن شیء از نظر عقلا از ارکان مالیت است.

 

مالیت، شرط صحت معاملات و خرید و فروش چیزی که ارزش مبادله و منفعت حلال ندارد و باطل است. معیار این ارزش یا عرف است و در صورتی که دلیلی از شرع بر حرمت و بطلان چیزی نرسد تشخیص عرف مقدم می‌باشد و اگر عرف درباره آن موضوع نظر بر بطلان نداده باشد و شرع هم سکوت کرده باشد به مقتضای قواعد فقهی، برای جزا بیع و صحت (اکل المال) در برابر آن، باید به عمومات و اطلاقات «احلّ الله البیع» و «المومنون عند شروطهم» تمسک جوئیم.

 

چیزی که منفعت حلال ندارد مال نیست و گرفتن چیزی در برابر آن، (اکل مال) باطل است. چیزی که فاقد منفعت حلال و ارزش مبادله است، بنابر نظر مشهور، مالیّت ندارد. ملاک کسب‎های حرام و معاملات باطل نداشتن منافع حلال و مالیّت است. آنچه در نزد عرف مالیّت ندارد، نمی‌تواند ثمن یا مثمن واقع شود.

 

برای تحقق مالیت یک چیز، دو عنصر قابلیت اختصاص و قابلیت انتفاع نقش اصلی را دارا هستند. درباره مراد از مالیت مورد معامله در معاملات معاوضی در نظر عمومی‌بودن و شخصی بودن مطرح است که اولی مشهورتر می‌باشد و دومی منطقی‎تر به نظر می‌رسد زیرا هر گاه شی‎ای برای فرد خاصی ـ هر چند در زمان و مکان خاص ـ متضمن فایده بوده و منع شرعی نداشته باشد بیع آن برای شخص مذبور جایز است و تمام آثار بیع بر آن مترتب است.

 

با توجه به حرمت فقهی داد و ستد اشیایی که روزگاری برای مردم منفعت خاصی داشته است ‌به این نتیجه می‌رسیم که این ممنوعیت به طور مطلق نبوده و بلکه این ادله حرمت و ممنوعیت ناظر به منفعت و استفاده رایج آن زمان بوده و شامل منافعی نمی‌شود که در زمان‏های بعدی و عصر حاضر به عمل می‌آید و این مطلب نقش زمان و مکان را در ادله اجتماعی ثبات می رساند.

 

«‌بنابرین‏ نظر مشهور که مالکیت مورد معامله را شرط درستی عقد معاوضی می‌دانند، لازم نیست که قبل از انعقاد عقد مالیت وجود داشته باشد،بلکه ممکن است همزمان با انعقاد عقد، مالیت نیز به وجود بیاید و همین امر برای صحت عقدکافی است. مثلاً کار انسان به خودی خود در نظر مشهور مالیت ندارد، ولی همزمان با انعقاد عقدی همچون اجاره اشخاص مالیت می‎یابد و لذا اگر کارگر در اجاره غیر را حبس کنند موجب ضمان قلمداد می‌شود. در کلی فی الذمه نیز همین توجیه جریان دارد، یعنی قبل از فروش عین کلی، مالی وجود ندارد، ولی با انعقاد عقد به طور همزمان، مالیت نیز پدید می‌آید و همین امر، مصحح عقد است.»[۴۶]

 

اصل بر این است که مورد معامله باید حقیقتاً یا اعتباراً مالیت داشته باشد. ماده ۴۳۴ قانون مدنی می‌گوید:«اگر ظاهر شود که مبیع اصلاً مالیت و قیمت نداشته باشد بیع باطل است و اکر بعض مبیع قیمت نداشته باشد بیع باطل است و اگر بعض مبیع قیمت باشد بیع آن بیعش باطل است و مشتری ثبت به باقی از جهت تبعیض صفقه اختیار فسخ دارد.»

 

شرع مقدس هم چیزهایی مانند خوک و شراب را نجس و فقدان ارزش و مالیت ذکر ‌کرده‌است وای این حکم کلی نیست و شرع در مواردی فروش مالی نجسی را که در آن منفعت حلالی است جایز دانسته است مانند روغنی که نجس شده باشد یا نجس باشد برای برافروختن چراغ.

 

معامله اسلحه قاچاق باطل است زیرا منفعت اسلحه قاچاق مشروع نیست.

 

یا ‌در مورد خون انسان که نجس است هم فقها در گذشته در عدم جواز فروشی آن اتفاق نظر داشتند ولی پس از کشف منفعت حلال اختلاف نظرها آغاز شد. به نظر می‌رسد ملاک مالیت داشتن همان داشتن منفعت عقلایی است فقها مالیت داشتن را به همراه مالکیت داشتن آورده‎اند و می‌گویند هدف از بیع تملیک است و چیزی که مالکیت ندارد قابل تملیک نیست، پس بیع آن باطل است.

 

مالکیت یک اضافه ای است بین مالکیت و مملوک و مالیت قوامش به رغیت مردم است و چیزی مانند مباحات اصلیه که ملک کسی نیست ولی مال است و مالیت دارد و بیع آن به شرط تسلیم صحیح است و گاهی ملک است ولی مال نیست مانند چیزی که سجده بر ان صحیح است و کسی که از جلو نمازگزار یا از تصرف کسی خارج کند و بر آن سجده نماید هر چند مالیت ندارد ولی سجده بر مال مغصوب است.

 

رابطه مالکیت و مالیت داشتن عموم و خصوصی من وجه است یعنی شی ای که امکان دارد مالیت نداشته باشد ولی ملکیت داشته باشد مانند دانه گندم که مالیتی ندارد ولی مالکیت دارد خوردن آن مصداق اکل مال غیر است.

 

در برخی مواقع مالکیت ندارد ولی مالیت دارد و مردم به آن رغبت نشان می‌دهند مانند معادن زیرزمینی که مال هستند و مردم به آن رغبت دارند ولی ملک کسی نیست.

 

پس در موارد فوق ضابطه مالیت داشتن و رغبت مردم به شی است که با توجه به زمان و مکان متفاوت است. یک تمبر یادگاری برای افراد عادی مالیت و ارزشی ندارد ولی برای یک کارشناس ارزش فراوان دارد. نتیجه می‌گیریم که مالیت داشتن یک مفهوم نسبی است بسته به زمان و مکان و عرف و میزان رغبت متبایعین دارد و این متبایعین که عاقل فرض شده اند باید تشخیص دهند مبیع و ثمن در نزد آنان با توجه به میزان تمایل آن ها دارای ارزشی یکسان باشند.

 

مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین تعهد تسلیم یا ایفاء آن را می‌کند (ماده ۲۱۴ قانون مدنی ) همچنین مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد. لازم به ذکر است ‌خرید و فروش چیزی که در عرف ارزش داد وستد ندارد ولی در نظر خریدار و فروشنده ارزش مالی و معنوی دارد و فروش آن معقول است (مانند یادگاری های خانوادگی ) صحیح است.

 

۴-۱-۱-۲-ادله اعتبار مالیت از نظر مشهور

 

۴-۱-۱-۲-۱- دلیل عقلایی:

 

عقلا جهت رفع نیازهای خود عقود معاوضی را تأسيس نموده‎اند. از نظر عرفی، عناوین این عقود بر معامله چیزی که مالیت دارد صادق است تا قرارداد مشمول عموماتی مثل ( احل الله البیع) و (تجاره عن تراضی) شود موضوع این عمومات تجارت و بیع است. ‌بنابرین‏ فروش چیزی که مالیات ندارد از لحاظ عرف و عقلا سفیها نه تلقی می‌گردد و این نوع معامله منصرف از عمومات درستی و نفوذ عقد است.

 

۴-۱-۱-۲-۲- دلیل تعبدی:

 

نهی شارع از انجام معاملاتی که مشمول (اکل مال) به باطل است. به گونه ای که انجام این نوع معاملات بطلان عقد را در پی دارد. ‌بنابرین‏ معامله ایی که مورد آن مالیت ندارد و از نظر عرف اکل مال به باطل باشد مورد نهی شارع می‌باشد.

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:15:00 ب.ظ ]




“

 

تاج­الدینی و موسوی (۱۳۸۹) مقاله­ای با عنوان اضطراب کتابخانه ­ای؛ تبیین رابطه­ محیط کتابخانه و اضطراب مراجعه­کنندگان را تدوین نمودند. و محیط را به­عنوان عاملی تأثیرگذار بر رفتار انسان قلمداد کردند.

 

ملکی، گودرزی، محتشمی و فقیهی (۱۳۸۹) در بررسی نگرش و عملکرد اساتید و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نسبت به کاربرد رایانه و اینترنت، دریافتند که میزان دستیابی به اینترنت هم در میان دانشجویان و هم در میان اساتید مناسب است. همچنین نگرش نسبت به کاربرد اینترنت نیز مثبت بود.

 

پشوتنی زاده ( ۱۳۹۰) در مقاله ای به توصیف اضطراب کتابخانه ­ای، روابط، تاثیرات و راهکارهایی برای آن پرداخته است. وی در این مقاله به بیان ویژگی دانشجویان مضطرب کتابخانه ای و رابطه اضطراب کتابخانه ای با دیگر متغیرها اشاره ‌کرده‌است و شناسایی عوامل تاثیر گذار بومی، منطقه ای، فرهنگی، زبانی و نژادی ایران بر احساس اضطراب کتابخانه ای دانشجویان ایرانی را مسئله ای بااهمیت دانسته است.

 

ذاکری، خواجه­لو، افرایی و زنگوئی (۱۳۹۰) در پژوهش خود به بررسی نگرش معلمان نسبت به کاربرد فن آوری­های آموزشی در فرایند تدریس پرداختند. نتایچ تحقیق بیانگر آن بود که نگرش معلمان نسبت به کاربرد فن آوری­های نوین آموزشی در فرایند تدریس مثبت بود. میان متغیرهای جنسیت و میزان تحصیلات معلمان و نگرش آن­ها نسبت به کاربرد فن آوری­های نوین آموزشی در فرایند تدریس تفاوت معناداری مشاهده نشد. اما میان متغیرهای محل خدمت و سابقه تدریس و نگرش آن­ها نسبت به کاربرد فن آوری­های نوین آموزشی در فرایند تدریس تفاوت معناداری مشاهده شد.

 

رفیعی­مقدم و جعفری مفرد (۱۳۹۰) به بررسی میزان اضطراب کتابخانه ­ای دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال ورودی سال ۹۰-۸۹ پرداختند. یافته­ ها در زمینه بررسی تفاوت­های جنسیتی نشان داد که اضطراب کتابخانه ­ای خانم­ها از آقایان بیشتر است ولی از نظر سنی و سطوح آشنایی با رایانه اضطراب آن­ها تقریباً یکسان است. مقطع تحصیلی نیز تأثیری بر اضطراب ندارد ولی در نظام کتابخانه­ قفسه بسته به نسبت قفسه باز و نظام مخزن کارتی به نسبت رایانه­ای اضطراب بیشتری وجود دارد. بیشترین میانگین اضطراب در دانشکده فنی مهندسی و دانشکده شیمی و کمترین اضطراب در دانشکده علوم انسانی و علوم و فنون دریایی است. عضویت در کتابخانه قبل و بعد از ورود به دانشگاه تأثیری بر اضطراب کتابخانه ­ای ندارد.

 

عرفان­منش(۱۳۹۰) به ساخت، اعتباریابی و پایایی سنجی مقیاس سنجش اضطراب اطلاع­یابی پرداخت. نتایج تحلیل عاملی، نشان­دهنده یک ساختار ۶ عاملی بود. بر اساس نتایج پژوهش، ‌می‌توان گفت ابزار سنجش اضطراب اطلاع­یابی از اعتبار و قابلیت اعتماد بالایی برخوردار بوده و می ­تواند در پژوهش­های آینده برای سنجش سطح اضطراب اطلاع­یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی ، مورد استفاده قرار گیرد.

 

عرفان­منش و بصیریان (۱۳۹۰) به مطالعه تأثیر آموزش مهارت­ های کتابخانه ­ای و تورهای آشنایی با کتابخانه بر اضطراب کتابخانه ­ای دانشجویان پرداختند. یافته­ ها نشان داد که اگرچه تفاوت معناداری در ‌پیش‌آزمون سه گروه مورد بررسی وجود نداشته است، سطح اضطراب کتابخانه ­ای دانشجویانی که در تورهای آشنایی با کتابخانه شرکت داشته اند به میزان معناداری کاهش یافته است.

 

عرفان­منش و دیدگاه (۱۳۹۰) در مقاله­ای توصیفی، اضطراب کتابخانه ­ای را چالشی فراروی استفاده مؤثّر از خدمات کتابخانه ­ای دانسته اند. آن­ها چنین نتیجه ­گیری کرده ­اند که اضطراب کتابخانه ­ای عارضه ای جدی در میان کاربران کتابخانه است ولی ‌می‌توان آن را از طریق آموزش مناسب مهارت های کتابخانه ای، تعامل مثبت کتابداران با کاربران و ایجاد محیطی آرام و به دور از تنش در کتابخانه ها کاهش داد، که این امر نیازمند همکاری کتابداران، مدیران کتابخانه­ ها و اساتید و محققین جامعه کتابداری کشور است.

 

عرفان منش (۲۰۱۱) در مقاله­ای با بهره گرفتن از مقیاس اضطراب چندبعدی کتابخانه ­ای به بررسی اضطراب کتابخانه ­ای در میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز پرداخته است. یافته ها نشان می‌دهد که اضطراب کتابخانه ­ای در اکثر دانشجویان وجود دارد، و اضطراب منفی کتابخانه ای می ­تواند عملکرد تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. ‌به این ترتیب وی جلسات دیدار از کتابخانه، آموزش استفاده از منابع کتابخانه ای، دسترسی به منابع، آموزش سواد کتابخانه ای و سواد اطلاعاتی را جهت کم کردن اضطراب کتابخانه ­ای پیشنهاد می­دهد.

 

مرور پیشینه ­ها در داخل کشور مبین توجه اندک به مسئله اضطراب کتابخانه ­ای ‌می‌باشد. به خصوص که ورود فن آوری­های اطلاعاتی از جمله رایانه و اینترنت به کتابخانه­ ها، نگرش­هایی را به دنبال ‌می‌آورد که مستلزم توجه به آن در جهت کاهش اضطراب کتابخانه ­ای است. اما همان‌ طور که دیده می­ شود تاکنون نه تنها نگرش رایانه­ای در ارتباط با اضطراب کتابخانه ­ای مورد بررسی قرار نگرفته، بلکه به نگرش اینترنتی نیز توجهی نشده است.

 

۲-۳-۲- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

 

جیائو و آنوگبوزی محققین اصلی در موضوع اضطراب کتابخانه ­ای هستند و تعداد زیادی از پژوهش های انجام شده که در زیر به آن­ها اشاره می شود توسط این افراد انجام شده است. معرفی پیشینه ­ها، ابتدا بر اساس نظم موضوعی ‌می‌باشد و بعد نظم تاریخی به عنوان نظم ثانوی، اضافه شد.

 

نخستین بار در سال ۱۹۸۶ ملون مقاله ای نوشت که در آن اصطلاح اضطراب کتابخانه ­ای را به کار برد و زمینه تحقیقات آتی را فراهم کرد.

 

قدم مهم بعدی در حوزه اضطراب کتابخانه ­ای در سال ۱۹۹۲ توسط باستیک برداشته شد . هنگامی که وی، مقیاس اضطراب کتابخانه ­ای را تعیین نمود و آن را به عنوان مقیاسی برای پژوهش­های خود در این زمینه مورد استفاده قرار داد. باستیک ۵ زیرمقیاس برای اضطراب کتابخانه ­ای شناسایی نمود : موانعی که ‌در مورد کارکنان وجود دارد، موانع عاطفی، موانع احساس راحتی در کتابخانه، موانع آگاهی از کتابخانه و موانع فنی.

 

مچ[۸۴] و بروکس[۸۵] ( ۱۹۹۵) در پژوهشی به ارزیابی اضطراب کتابخانه ­ای در دانشجویان و موقعیت های مختلف تجربه شده توسط دانشجویان، پرداختند و ‌به این نتیجه رسیدند که بین اضطراب کتابخانه ­ای و اضطراب در موقعیت، تفاوت وجود دارد. همچنین بین اعتماد به نفس دانشجویان و اضطرابشان رابطه منفی وجود دارد.

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:44:00 ب.ظ ]




“

 

۲-۲۲)آثار مدیریت سود برای اهداف پاداشی

 

تحقیقی تحت عنوان ” اثر طرحهای پاداشی بر روی تصمیمات حسابداری” توسط هیلی[۷۱] (۱۹۸۵) انجام گرفت که یک تحقیق مؤثر از انگیزش قراردادی برای مدیریت سود می‌باشد. هلی مشاهده کرد که مدیران قبل از مدیریت سود اطلاعات درون سازمانی ‌در مورد سود خالص دارند چون افراد برون سازمانی ‌به این اطلاعات دسترسی ندارند و ‌به این نتیجه رسید که مدیران به طور فرصت طلبانه سود خالص را مدیریت می‌کنند تا اینکه پاداش های خود را در طرحهای پاداشی شرکت به حداکثر برسانند. (هیلی، ۱۹۹۳)

 

مدیر چگونه مدیریت سود می‌کند؟ هلی دو رویکرد را مورد توجه قرار داد. ابتدا این کار (مدیریت سود) به وسیله کنترل اقلام تعهدی گوناگون انجام می شود. این اقلام تعهدی به طور گسترده شامل درآمدها و هزینه های ارائه شده در صورت سود و زیان می‌باشد که در صورت جریان وجوه نقد نشان داده نمی شود. دومین رویکرد تغییر در رویه های حسابداری می‌باشد. برای شرح اینکه اقلام تعهدی چگونه ممکن ایت در مدیریت سود مورد استفاده قرار گیرند، با فرمولی که ارائه شده است شروع می‌کنیم:

 

خالص اقلام تعهدی جریان وجه نقد ناشی از عملیات = سود خالص

 

فرمول فوق می‌تواند ‌به این صورت نیز ارائه شود:

 

خالص اقلام تعهدی اختیاری خالص اقلام تعهدی غیر اختیاری جریان وجه نقد ناشی از عملیات = سود خالص

 

مفهوم اقلام تعهدی اختیاری عبارت است از اقلام تعهدی که مدیریت می‌تواند کنترل‌هایی را روی آن ها اعمال کند.

 

فرض کنید که شرح ۴ قلم تعهدی به شرح ذیل باشد:

 

هزینه های استهلاک: هزینه استهلاک سالانه از روش استهلاک شرکت و برآورد آن از عمر مفید منتج شده است. طبق این روش، هزینه استهلاک یک قلم تعهدی غیر اختیاری است.

 

افزایش در خالص حسابهای دریافتی: فرض کنید که این افزایش ناشی از کاهش در ذخیره مطالبات مشکوک الوصول است که در اثر کسری برآورد ذخیره نسبت به سال‌های قبل است. این قلم تعهدی اختیاری می‌باشد چون مدیریت قدرت مانور زیادی بر روی مقدار این قلم دارد. دلایل دیگر برای افزایش می‌تواند خط مشی های اعتباری فراوان شرکت یا باز گذاشتن دفاتر بعد از سال مالی و یا این افزایش می‌تواند ناشی از افزایش در حجم دادوستد باشد. دو مورد اول اقلام تعهدی اختیاری و مورد سودم، غیر اختیاری می‌باشد(هیلی، ۱۹۹۳).رویکرد دوم برای تحقیق ‌در مورد آثار و شواهد مدیریت سود آزمون تغییرات در رویه های حسابداری می‌باشد. هلی در مجموعه شرکت‌های نمونه خود ۲۴۲ تغییر در رویه های حسابداری که تاثیر بر سود خالص داشت و باید شناسایی می شد در طی ۱۲ سال (۱۹۸۰-۱۹۶۸) جمع‌ آوری نمود.

 

همان گونه که هلی اشاره نمود، تغییرات در روش های حسابداری در مقایسه با اقلام تعهدی ابزار مفیدی برای مدیریت سود فرصت طلبانه نیستند. دلایل عبارتند از:

 

این چنین تغییراتی در مقایسه با اقلام تعهدی بسیار آشکار و قابل مقایسه هستند (این تغییرات باید در گزارش مالی سالیانه گزارش شوند.)

 

استاندارد ثبات رویه اغلب یک روش ویژه ای برای جلوگیری از این تغییر می‌باشد، ‌بنابرین‏ تغییرات رویه های حسابداری یک ابزار آشکار و غیر قابل انعطاف در مدیریت سود فراهم می‌کنند.

 

در ۹ سال از ۱۲ سال که هیلی شرکت‌ها را مقایسه می کرد، متوجه شد که آن طبقه از شرکت‌ها که تغییرات در طرح پاداش داشته اند، در حقیقت بیشترین تغییر در رویه حسابداری را انجام داده‌اند. این موضوع شواهد مهمی را ارائه می‌کند که مدیران از این گونه تغییرات (تغییر در رویه های حسابداری) به عنوان ابزاری برای مدیریت سود استفاده می‌کنند.باید اذعان کرد که مطالعات ‌در مورد مدیریت سود با مسائل روش شناسی سختی روبرو است. بخاطر اینکه اقلام تعهدی اختیاری به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند.

 

بخش چهارم: پیشینه تحقیق

 

۲-۲۳) تاثیر ساختار مالکیتی متمرکز بر شرکت‌های سهامی

 

۲-۲۳-۱) تحقیقات انجام شده در خارج از کشور

 

آرین چاپل[۷۲] (۲۰۰۴) نشان داد که حـدود دو سـوم شرکت­های فعال دربورس بلژیک عمدتاًً دارای سـاختار مالکیت متمرکز هستند زیرا یکی از راه های افزایش اعمال کنترل بر شرکت­ها ، تمرکـز مالکیت اسـت . ضمن اینکه اکثـر شرکت­های بورسـی در بلژیک به ترکیب مالکیت عمده­ای گرایش دارند که سـهامداران عمده آن ها دارای حق رأی‌ نسبت به حداقل ۵۰ یا درصد سـهام شرکت باشند . چاپل ، علت اصلی این یافته را در این نکته خاطرنشان کرده اسـت که سـهامداران عمده در کشور بلژیک دارای قدرت کنترل بالایی هستند زیرا در این کشور اعضای هیات مدیره ، عمدتاًً به نفع منافع مدیران وسـهامداران عمل می­کننـد. حتی اگر نحوه کنترل و مدیریت آن ها خلاف قانون باشـد ، زیرا منافع سـهامداران عمده را به عنوان بهترین گزینـه برای پیش دسـتی ‌بر قوانین می­داننـد .

 

فرث و همکاران[۷۳] (۲۰۰۲) در بررسی خـود روی ۵۴۹ شرکت در کشور چین طی سـالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ نشـان داد که بین مکانیسم­های کنترلی در راهبری شرکت­ها و عملکرد شرکت رابطـه معناداری وجـود دارد ، ضمناً بین مکانیسم­های حکمرانی مختلف همبستگی وجـود دارد یعنی انتخاب یک روش کنترلی مستقل از سـایر شیوه ها نیست (مثلاً بین سـاختار مالکیت و نظام پرداخت همبستگی وجـود دارد و این شـیوه­های حکمرانی برحسب شـرایط می ­توانند جایگزین یکدیگر شـوند. سـایر یافته ­های این تحقیـق نشـان می­دهـد که در کشـور چین ، عوامل کنترلگر بیرونی که در بازار وجـود دارنـد نظیر قوانین و مقررات دولتی ، بیشترین نقش را در اعمال حکمرانی بر شرکت ها برعهده دارند و برخلاف مالکیت خصوصی ، مالکیت دولتی مهم ترین ابزار حکمرانی درکشور چین اسـت.

 

دیتمن[۷۴] (۲۰۰۴) در تحقیـقی که در کشور آلمان انجام داد ، تاثیر میزان حقوق کنترلی سـهامداران را بر سـاختار مالکیت شرکت­ها بررسی می­کنـد . بخش عمده خریدهای کلان در سـرمایه گذاری سـهام در کشور آلمان بر روی سـهام با حق رأی‌ انجام می­شـود زیرا مهمترین مزیت این سهم افزایش توان نظارت و کنترل سـهامدار بر شرکت اسـت . دیتمن در تحقیـق خـود دریافت که میزان حق­رأی‌ و کنترل سـهامدار درسـاختار مالکیت شرکت به حجم فعالیت معاملاتی عمده وی بستگی دارد به نحوی که اگر مزایای ناشی از حق رأی‌ سـهام کم باشـد ، سهم مدیران در سـرمایه­گذاری­های عمده کاهش می­یابـد ، برعکس اگـر مزایای ویژه کنترل سـهام با حق رأی‌ ، بالا باشـد ، سـاختار مالکیت به سمت سـاختار مدیریتی سوق پیدا می­کنـد به عبارتی سهم مدیران درسـاختار مالکیت شرکت افزایش می­یابـد

 

بوش و همکاران[۷۵] (۲۰۰۸) به تحلیل این مسـاله پرداخته­اند که آیا سـرمایه­گذاران نهـادی ترجیح می­ دهند پرتفوی خود را در شرکت­های با سـاز و کارهای حاکمیتی بهتر شکل دهنـد . این تحقیـق نشان داد که اگر چه سـرمایه­گذاران نهـادی انگیزه­هایی برای سرمایه ­گذاری در شرکت­های با سـاز و کار حاکمیت بهتر دارند ، اما رابطـه معناداری بین مالکیت نهـادی و حاکمیت شرکتی وجـود ندارد .

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:25:00 ب.ظ ]




“

همچنین، اختلال وسواس فکری– عملی( OCD)[3] نیز یکی دیگر از انواع اختلالات اضطرابی است که در آن،افکار دائم عودکننده بوده و اجبارها و اضطرارهایی هستند که یا موجب اتلاف وقت شده و یا باعث پریشانی و ضرر و زیان می‌گردند ( DSMIV-TR، انجمن روانشناسی آمریکا،۱۹۹۹). در این راستا، وسواس ها افکار دائمی، تکانش ها یا تصوراتی هستند که به صورت ناخوانده، مزاحم و یا نامناسب تجربه می‌شوند (ولز و موریسون [۴]، ۱۹۹۴؛ به نقل از ولز، ۱۳۸۵). از طرفی، اجبار،رفتاری تکراری بوده که آشکارو یا پنهان است.در تحقیقات زمینه ای ‌در مورد همه گیرشناسی، میزان شیوع وسواس فکری-عملی در طول مدت زندگی ۵/۲ درصد به دست آمده است(کارنوی گلدینگ[۵]، سورنسون[۶] و بارنام[۷]، ۱۹۸۸؛ به نقل از ولز،۱۳۸۵).

 

اختلال های وسواس فکری – عملی، اضطراب فراگیر،پانیک و افسردگی به واسطه ی نشانه های رفتاری، هیجانی و شناختی خویش بر کارکردهای روزانه مبتلایان، تاثیرات منفی بر جای گذاشته و سالیانه میلیون ها نفر را به مراکز درمانی سوق می‌دهند (روزنهان[۸] و سلیگمن[۹]،۱۹۹۵). مطالعات نشان می‌دهد که اختلالات اضطرابی موجب کاهش کیفیت زندگی می شود که شامل سازه هایی از رضایت شغلی و روابط فرد با دیگران است (وایسمن[۱۰]، شلدون[۱۱] و گرینگ[۱۲]، ۲۰۰۰ ).

در راستای نشانه شناسی و سبب شناسی این اختلالات، در سال های اخیر بر نقش کارکرد تنظیم هیجان تأکید فراوانی شده است به نحوی که تحقیقات نشان می‌دهند که تنظیم هیجان ، عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است (سیچتی[۱۳]و همکاران،۱۹۹۷؛ تامپسون[۱۴]،۱۹۹۱، به نقل از یوسفی، ۱۳۸۵). به نحوی که نقص در تنظیم هیجان با اختلالات درون ریز (مانند افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی) ارتباط دارد (ایزنبرگ[۱۵]و همکاران، ۲۰۰۱). به تعبیری، تنظیم هیجان تمامی فرایندهای بیرونی و درونی مسئول برای نظارت، ارزیابی و اصلاح واکنش های هیجانی، به ویژه حالت های شدید و زودگذر آن، به منظور نیل به اهداف فرد را در بر می‌گیرد(تامپسون، ۱۹۹۴). نگرانی و برانگیختگی هیجانی از عواملی هستند که تاثیر زیادی بر عملکرد افراد در موقعیت ها دارند. این اثرات از دو جنبه قابل بررسی است: نخست این که تغییرات هیجانی به واسطه اثراتی که بر عملکردهای ذهنی دارند، اختلالاتی را در کارکرد ذهنی ایجاد می‌کنند، دوم این که تفسیری که افراد از این برانگیختگی ها دارند، بر عملکرد و همچنین بر میزان هیجانات آن ها تاثیر می‌گذارد (حیدری، احتشام زاده و حلاجانی، ۱۳۸۹).

هیجان دارای عملکرد اطلاعاتی بوده و بر پیشایندهای پردازش اثر می‌گذارد. در اختلالات هیجانی، معمولا خود پاسخ های هیجانی مرکز فعالیت خودتنظیمی هیجانی – شناختی می‌شوند و ‌بنابرین‏ موجب حفظ موقعیت می‌گردند(ولز، ۱۳۸۵). از این رو ، افراد مضطرب و افسرده در تنظیم هیجان مشکل دارند. تنظیم هیجان شامل دامنه گسترده ای از فیزیولوژی هشیار و ناهشیار، رفتار و راهبردهای شناختی است که هیجان را کاهش داده ، نگهداری کرده یا افزایش می‌دهد (پور فرج عمران، ۲۰۱۱).

مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان بر شیوه شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخوانده هیجان دلالت دارد (تامپسون،۱۹۹۱؛اوکسنر[۱۶]وگروس، ۲۰۰۴،۲۰۰۵ ، به نقل از حسنی و همکاران، ۱۳۸۷). پژوهش های پیشین ۹ راهبرد متفاوت تنظیم شناختی را به صورت مفهومی شناسایی کرده‌اند: ملامت خویش[۱۷](سرزنش کردن و مقصر دانستن خود به خاطر رخدادی که اتفاق افتاده است)، پذیرش[۱۸](پذیرش رخداد رضایت دادن به آنچه که اتفاق افتاده است)، نشخوارگری[۱۹](تفکر درباره ی احساسات و افکار وابسته به آن رخداد منفی)، تمرکز مجدد مثبت[۲۰](تفکر درباره ی مسائل شادی بخش و خوشایند به جای تفکر درباره ی آن رخداد واقعی)، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی[۲۱](تفکر درباره اینکه با آن حادثه و رخداد چگونه می توان برخورد کرد و در این راه قدم هایی می توان برداشت)، ارزیابی مجدد مثبت[۲۲](افکار مربوط به الحاق معانی مثبت به آن رخداد بر حسب رشد فردی)، دیدگاه پذیری[۲۳](افکار مربوط به نسبی بودن آن رخداد در مقایسه با سایر رخدادها)، فاجعه انگاری[۲۴](افکار مربوط به تأکید آشکار بر فاجعه یا مصیبت بار بودن تجربه)، و ملامت دیگران[۲۵](سرزنش دیگران و مقصر دانستن آن ها به خاطر رخدادی که اتفاق افتاده است) (گارنفسکی[۲۶]، کرایج[۲۷] و اسپینهاون [۲۸]، ۲۰۰۱،۲۰۰۲، به نقل از حسنی و همکاران،۱۳۸۷).

 

در این راستا مطالعه پورفرج عمرانی(۲۰۱۱) نشان داده است که فاجعه انگاری، ملامت خویش و نشخوار گری به عنوان زیر مقیاس هایی از راهبرد های شناختی تنظیم هیجان با سطوح بالای اضطراب و افسردگی و تمرکز مجددمثبت، ارزیابی مجدد مثبت و برنامه ریزی با سطوح پایین افسردگی و اضطراب مرتبط اند. این یافته ها بیان می‌کنند که ملامت خود با گزارشی از نشانه های افسردگی و اضطراب مرتبط است و نشخوارگری به عنوان مهمترین پیش‌بینی کننده ی نشانه های افسردگی و اضطراب به شمارمی آید.

 

از طرفی دنیس[۲۹] (۲۰۰۷) نشان داده است که ‌بازاریابیشناختی عامل کلیدی در کاهش خطر خلق افسرده است و مطالعه سالیوان[۳۰]و همکاران (۱۹۹۵) حاکی از آن است که نمونه های بالینی افسرده به طور معنادار نمره بالایی در ملامت خویش، نشخوارگری و فاجعه انگاری نسبت به دیگر نمونه ها به دست می آورند.

 

از سویی گارنفسکی و کراج(۲۰۰۵) نشان داده است که نمونه های بالینی افسرده نمره بالایی در ملامت دیگران کسب کرده که غیر قابل انتظار است. همچنین ویلسون[۳۱](۱۹۹۶) نشان داد که افراد بالینی افسرده نمره های بالایی در پذیرش نشان می‌دهند. با این حال آلدوا و هوکسما و ویزر[۳۲]( ۲۰۱۰) دریافتند که پذیرش با افسردگی و اضطراب ارتباط معناداری نداشته و ارزیابی مجدد با افسردگی و اضطراب ارتباط کمی دارد.

 

از سویی گارنفسکی، کراج، اسپینهاون[۳۳](۲۰۰۱) نشان داده‌اند که راهبردهای سازگارانه تر مانند تمرکز مجدد مثبت و ‌بازاریابیمجدد به طور منفی با اضطراب و افسردگی مرتبطبوده به نحوی کهبین نشخوارگری، سرزنش خود و فاجعه انگاری در یک طرف و افسردگی و اضطراب در طرف دیگر ارتباط مثبت وجود دارد.

 

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:53:00 ق.ظ ]




فرضیه دوم: آموزش خوددلگرم سازی مادران بر میزان تعارض والد- فرزند از منظر مادران تأثیر دارد.

 

جدول ۷ تحلیل کوواریانس گروه­ ها در متغیرتعارض والد فرزند از دید مادر.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F P اندازه اثر ‌پیش‌آزمون ۸۶۷٫۳۳ ۱ ۸۶۷٫۳۳ ۴۷٫۸۶ ۰۰۱/۰ ۰٫۶۹۵ بین گروه­ ها ۲۳۳٫۵۸ ۱ ۲۳۳٫۵۸ ۱۳٫۳۴ ۰۱/۰ ۰٫۳۸۹ درون گروه­ ها ۳۶۷٫۵۰ ۲۱ ۱۷٫۵۰ کل ۱۲۹۳٫۳۳ ۲۴

نتایج جدول ۹-۴ نیز نشان می­دهد که بعد از تعدیل نمرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین گروه­ آزمایش و گواه وجود دارد به عبارتی مداخله اثر بخش بوده است. (۳۸/۰partial ƞ۲ =؛ ۰۱/۰>p، ۱۳٫۳۴F). ‌بنابرین‏، فرضیه دوم پژوهش مبنی بر اثر بخشی آموزش دلگرمی مادران بر کاهش تعارضات والد- فرزندی تأیید شد.

 

فرضیه سوم؛ آموزش خوددلگرم سازی مادران بر میزان استفاده‌ مادران از الگوی فرزند پروری اقتداری تأثیر دارد. برای آزمون فرضیه سوم نیز از تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده گردید که نتیجه آن در جدول ۱۱ آمده است.

 

جدول ۸ تحلیل کوواریانس نمره مادران دو گروه در متغیر فرزند پروری اقتداری.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F P اندازه اثر ‌پیش‌آزمون ۸۱۳٫۱۲ ۱ ۸۱۳٫۱۲ ۱۹٫۹۶ ۰۰۱/۰ ۰٫۴۸۷ بین گروه­ ها ۲۴۷٫۲۷ ۱ ۲۴۷٫۲۷ ۶٫۰۷ ۰۲/۰ ۰٫۲۲۴ درون گروه­ ها ۸۵۵٫۳۷ ۲۱ ۴۰٫۷۳ کل ۷۵۶۵۶٫۰ ۲۴

با توجه به نتایج جدول می‌توان گفت که پس آموزش دلگرم سازی بر افزایش فرزند پروری اقتداری اثر بخش بوده است. (۰٫۲۲partial ƞ۲ =؛ ۰۵/۰>p،۶٫۰۷ F) داده ها نشان می‌دهد که بین نمرات گروه‌ها پیش و پس از آزمون تفاوت معنا دار ایجاد شده است. بنا بر این فرضیه سوم پژوهش نیز تأیید می‌گردد.

 

 

 

    1. -Satir, V ↑

 

    1. – Huver, R.M.E. Otten, R. De Vries, H. Engels, R.C.M.E. ↑

 

    1. – Bamrind,D ↑

 

    1. – Authoritarian ↑

 

    1. ۴- Authoritative ↑

 

    1. – Permissive ↑

 

    1. -Baumrind,D ↑

 

    1. -Baumrind, D. Larzelere, R.E& Owens, E.B ↑

 

    1. -Kerr, M.Stattin, H.&Özdemir,M ↑

 

    1. -Adler,A ↑

 

    1. – Dinkmeyer, D. C., & McKay,G.D ↑

 

    1. – Evans,T ↑

 

    1. – Thompson, C.L& Rudolph, L. B ↑

 

    1. -Bitter, J.R ↑

 

    1. – Soltz, V ↑

 

    1. – Saadati, H& Lashani, L ↑

 

    1. -Stuart ↑

 

    1. -Moqaddasd, A ↑

 

    1. -conflict ↑

 

    1. -Wats,R ↑

 

    1. – Murray A. straus ↑

 

    1. – Gunnar,M.R& Collins, W.A ↑

 

    1. -Jones, D. J. forehand, R& Beach,S.R ↑

 

    1. -Coleman, M ↑

 

    1. -Ericson, ES ↑

 

    1. – Minuchin,S ↑

 

    1. – Steinberg, A ↑

 

    1. – Sociobiological ↑

 

    1. -Anna freud ↑

 

    1. -detachment ↑

 

    1. – denial ↑

 

    1. – rationalization ↑

 

    1. – projection ↑

 

    1. – Rice,F ↑

 

    1. – Rest, R ↑

 

    1. – Kohlberg, L & Piaget, J ↑

 

    1. -Selman ↑

 

    1. – Haley, J ↑

 

    1. -Smetana, J. G ↑

 

    1. – Meid, M ↑

 

    1. – Rice, F ↑

 

    1. -Meid, M ↑

 

    1. – Hall, S ↑

 

    1. -petersen, A.C ↑

 

    1. – Micucci, J, A ↑

 

    1. – Cohen,S ↑

 

    1. – Helstela. LS ↑

 

    1. – Rueger,S. Y. Malecki, C. K& Demaray, M. K ↑

 

    1. -Freud,Z ↑

 

    1. -Carter, B. McGoldrick, M& Whitbourne, S ↑

 

    1. -Micucci, J. A ↑

 

    1. – Ginsburg, G. S& Bronstein, P ↑

 

    1. -Ohannessian, C. M. Lerner, R.M. Lerner, J. V& von Eye, A ↑

 

    1. – Ijaz, T., & Mahmood, Z ↑

 

    1. – Berk, L ↑

 

    1. -Bamrind, D ↑

 

    1. – Authoritative ↑

 

    1. -authoritarian ↑

 

    1. – permissive ↑

 

    1. -Chronis, A.Raggi, V. L.Clarke, T. L. Rooney, M. E Diaz, Y& Pian, J ↑

 

    1. – Baumrind, D ↑

 

    1. -Demanding ↑

 

    1. – uninvolved ↑

 

    1. -Dinkmeyer, D. C ↑

 

    1. – Impulse ↑

 

    1. – Rothrauff, T. C. Cooney, T. M& An, J. S ↑

 

    1. -Byrne, Haddock & Poston ↑

 

    1. – Chang, L. Schwartz, D. Dodge, K. A & McBride, C ↑

 

    1. – Wasserman, G. A. Miller, L. S. Pinner, E& Jaramillo,B ↑

 

    1. – Bayer, C. L& Cegala, D. J ↑

 

    1. -Frick, P. J& White, S. F ↑

 

    1. -Satir,V ↑

 

    1. – Cohen, S ↑

 

    1. – Meid, M ↑

 

    1. -Encouragement ↑

 

    1. -Corey, G ↑

 

    1. -Watts, R. E& Piterzak, D ↑

 

    1. -Evans, T ↑

 

    1. -Kanz, J. E ↑

 

    1. – Duba, J. D& Watts, R. E ↑

 

    1. -Dreikurs, R & Soltz, V ↑

 

    1. -Benjamin, G. W ↑

 

    1. – Duba, J. D& Watts, R. E ↑

 

    1. – Eckstein, D & Cooke, P ↑

 

    1. – Whiston, S. C& Sexton, T. L ↑

 

    1. – Cheston, S. E ↑

 

    1. – Bahlmann, R & Dinter, L ↑

 

    1. -Self- encouragement ↑

 

    1. -Carlson, C. Clemmer, F. Jennings, T. Thompson, C& Page, L ↑

 

    1. -McKay, G. D& Maybell, S. A ↑

 

    1. – McKay, G. D ↑

 

    1. – Evans, T ↑

 

    1. – Dreikurs-Ferguson ↑

 

    1. -Keturakis, V ↑

 

    1. – Rathert, G. H& Reed, D ↑

 

    1. – Milliren, A. Yang, J. Wingett, W& Boender, J ↑

 

    1. -Dagley, J. C. Campbell, L. F. Kulic, K. R& Dagley, P. L ↑

 

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 08:58:00 ب.ظ ]




– تکلم و مهارت‌های کلامی نابینایان

 

هر چند که ارتباط در زمان نوزادی و آغازتولید صوت در کودکان بینا و نابینا مشابه است، تفاوت‌های تحولی هنگامی که کودکان شروع به تداعی معانی کلمات می‌کنند ایجاد می‌شود ‌در مورد کودکان بینا تحول زبان تقریبا از طریق یکپارچه‌سازی تجربیات دیداری و نمادهای کلمات صورت می‌گیرد کودکان نابینا نمی‌توانند تکلم را از طریق تقلید بصری یاد بگیرند و باید به درون دادهای شنوایی متکی باشند. در نتیجه در افراد ی که نابینای مادر زادی هستند زبان ممکن است به میزان کمتری رشد کند. کاتس فورث روان‌شناسی که خود نابینا بود عقیده دارد افراد نابینا دارای زبان شفاهی هستند. به عبارتی آن ها بر کلمات و تعابیری متکی هستند که با تجارب حسی شان همساز نیست. آن ها ازطریق حواس شنیداری، لامسه و بویایی جهان را کشف می‌کنند و بدین جهت به نظر می‌رسد که زبان آن ها متأثر از این وقایع است. به نظر کاتس فورث (الفاظی) – زبان غیر واقعی- به عنوان وسیله‌ای – جهت کسب مقبولیت اجتماعی وکسب حمایت‌های اجتماعی توسط نابینایان به کار می‌رود (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

– تحرک و جهت یابی

 

فرل [۵۶] (۱۹۸۳) بیان داشت که بدیهی ومسلم است که افراد بینا، حرکات رااز طریق مشاهده حرکات دیگران یاد گرفته باشند. کودکان بینا، از طریق مشاهده حرکات دیگران و تقلید از آن، یاد می‌گیرند که چگونه حرکت کنند. آن ها این حرکات را تمرین می‌کنند و حرکات خودشان را نیز مشاهده می‌کنند، که این پسخوراندی برای تعغیر و اصلاح حرکتشان به آن ها می‌دهد، ولی کودکان نابینا، فرصت مشاهده دیگران و تقلید از حرکات آنان را ندارند. یکی از مهمترین توانایی‌های افراد نابینا و کم بینا برای سازگاری ‌بیشتر این است که آن ها بتوانند در محیط اطرافشان حرکت کنند. تحرک افراد نابینا به میزان زیادی به توانایی شان در درک فاصله ها بستگی دارد. متخصصان دو راه مختلف راکه شخص مبتلا به نقص بینایی می‌تواند از طریق آن اطلاعاتی مربوط به فاصله ها را دز ذهن تجسم بخشند، تشریح کرده‌اند. یکی از راه ها «روش توالی» است ودیگری از طریق رسم نقشه‌ای است که بتواند روابط کلی نقاط گوناگون را در محیط ترسیم کند (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

– تحول اجتماعی و سازش یافتگی شخصیت

 

بدون بینایی، ادراکات ما درباره خودمان و جهان اطراف به طرز چشمگیری متفاوت است. برای یک فرد نابینا این تفاوت‌های ادراکی ممکن است منجر به مشکلات عاطفی و اجتماعی گردد. برای مثال افراد نابینا قادر نیستند حالات و حرکات بدنی افراد را تقلید کنند به همین علت نمی‌توانند یکی از مهمترین مؤلفه‌های مستقیم سیستم ارتباط اجتماعی یعنی (زبان بدن) را رشددهند.

 

ظرافت‌های ارتباط غیر کلامی ممکن است به طور معنی‌داری در قصد و نیت کلمات بیان شده تغیر ایجاد کنند. ناتوانی یک فرد در تحول سیستم ارتباطی غیر کلامی از طریق دریافت نشانه های دیداری (نظیر: تجلیات چهره‌ای و یا حرکات دست) نتایج عمیقی بر تعاملات بین فردی فرد نابینا دارد و وی را نه تنها در دریافت یا تفسیر زبان کلامی بلکه در بیان آنچه که به دیگران می‌گوید دچار مشکل می‌سازد (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

– تحو ل مفهوم خود (تصور از خود)

 

بینایی اولین دستگاه حسی در نوزادان است، زیرا که بیشترین اطلاعاتی که نوزاد ‌در مورد خودشان ومحیط اطرافشان یاد می‌گیرند از طریق سیستم بینایی صورت می‌گیرد. سازمان‌بندی اولیه ادراک بینایی به طور بالقوه در جهت متوجه ساختن نوزادان به عناصری در جهان است که برای بقاء و تحول آن ها بسیار مهم هستند. تفسیر در بحث تحول اولیه خود بیان می‌کند که جنبه‌هایی ازخود را که از طریق ادراک مشخص ومعین می‌شوند، به خصوص ادراک خود در فعالیت با محیط فیزیکی یا اجتماعی، کسب می‌کنند. دو نوع خود از طریق این ادراک تشکیل می‌شود: «خود بین شخصی» که خود و افراد دیگر را به هم متصل یا مجزا می‌سازد، و خود (خود بوم‌شناسی) که خود ومحیط فیزیکی را بهم متصل یا مجزا می‌سازد. این دو جنبه خود در آغاز تولد شکل می‌گیرند و به حیات خود در دوران بعدی زندگی ادامه می‌دهند. بر خلاف انواع دیگر خود که بعدا تحول می‌یابند، این احساسات اولیه خود به طور مستقیم از طریق تجربه ایجاد می‌شوند و مجددا توسط کودک ساخته نمی‌شوند. خود بین فردی به ادراک خود در رابطه با دیگرن مربوط است واز طریق خیره شدن دو جانبه، حرکات بدنی مشروط، کلام‌سازی متقابل و اشاره کردن وتلقین توجه ایجاد می‌شود. بینایی نقش بسیار مهمی در این دو جنبه اولیه احساس خود دارد و کودکان نا بینا در تحول چنین اشکالی از دانش خود، دچار مشکل می‌گردند (تام و مورفی، ۱۹۶۸).

 

۲-۶-۳ تأثیر اختلال بینایی در فرایند‌های تحول روانی

 

احساس کودک نابینا از جهان اطراف خود به تدریج و به وسیله سایر حواس برای او فراهم می‌شود، کودک نابینا از درک کلی اشیا» عاجز است، لذا برای شناسایی عالم خارج به کمک دیگران احتیاج دارد. همانطورکه ملاحظه می‌شود کودکان نابینا از لذت مشاهده و در نتیجه تقلید و همانند‌سازی که نقش مهمی در رشد شخصیت فرد ایفا می‌کند محرومند. از یادگیری بسیاری از مطالب و حتی کسب مهارت‌های ساده مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن، رفع احتیاجات روزمره، که کودکان دیگر از آن بهره‌مند هستند ناتوانند. مسلماًً این وضع نامطلوب باعث ایجاد حالت خشم و عصبانیت در کودک می‌شود لذا نابینایان از لحاظ تحصیلی ‌و حرکتی عقب مانده‌تر از سایر اشخاص جلوه می‌کنند.

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:38:00 ب.ظ ]




به اعتقاد رشید و همکاران[۸] (۲۰۱۲: ۵۰) یکی از بحث‌برانگیزترین ناسازگاری‌ها در حیطه مالی رفتاری، اطمینان بیش‌ از حد موجود در سطوح مدیران اجرایی است و توجه زیادی به اطمینان بیش‌ از حد در حیطه مالی شرکت‌ها جلب شده است و پژوهش‌های اخیر، نظیر لین و همکاران[۹] (۲۰۰۵)، بن‌دیوید و همکاران[۱۰] (۲۰۰۷)، چن و همکاران[۱۱] (۲۰۱۱)، وو[۱۲] و لیو[۱۳] (۲۰۱۱) و دشماخ و همکاران (۲۰۱۳) اثرات اطمینان بیش‌ از حد و اختیار عمل[۱۴] مدیریتی را در تصمیم‌گیری‌های مالی کلیدی شرکت، مورد بررسی قرار داده‌اند. به‌کارگیری اختیار عمل مدیریت، همواره در اتخاذ تصمیم‌های سیاست تقسیم سود به وسیله مدیریت نمود می‌یابد. پژوهش‌هایی در بازارهای مالی توسعه‌یافته انجام شده است، ولی بازارهای توسعه‌نیافته و در حال ظهور، هنوز در حال بررسی است (رشید و همکاران، ۲۰۱۲: ۵۰).

 

دنیل و همکاران[۱۵] (۱۹۹۸) بیان کردند که تأثیر اطمینان بیش از حد بر اطلاعات شخصی و خصوصی قوی‌تر است و بر اطلاعاتی که به طور گسترده نگه‌داری و پذیرفته می‌شوند، ضعیف‌تر است. باورهای مدیریت درباره برخی از فرصت‌های سرمایه‌گذاری ممکن است بر اساس اطلاعات شخصی باشد، در حالی که برای دیگران، باورهای مدیر ممکن است به اطلاعات عمومی‌ای که به طور گسترده‌ای در دسترس است، وابسته باشد. اطمینان بیش از حد مدیریت ‌در مورد اول نسبت به دومی تأثیر بیشتری دارد. برای ترکیب این ویژگی اطمینان بیش از حد، باید بین پروژه های ابتکاری (پروژه هایی که بر اساس اطلاعات شخصی مدیریت ارزیابی می‌شوند) و پروژه های رشدی که ‌منعکس کننده فرصت‌های رشد[۱۶] شرکت است و به طور عمومی مشاهده می‌شوند و مدیریت درباره آن‌ ها هیچ اطلاعات خصوصی ندارد، تفاوت قائل شد (دشماخ و همکاران، ۲۰۱۳: ۴۴۶). از این رو در این پژوهش، تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریت بر فرصت‌های رشد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می‌شود.

آلن[۱۷] و مایکلی[۱۸] (۲۰۰۳) بیان کردند که بازار به طور متوسط نسبت به خبر افزایش در سود تقسیمی واکنش مثبت و نسبت به خبر کاهش در سود تقسیمی واکنش منفی نشان می‌دهد. رایج‌ترین توضیح برای این واکنش فرضیه‌های علامت‌دهی است که بر مبنای آن افزایش سود اعلامی به وسیله مدیریت، خبر از جریان‌های نقد بالاتری می‌دهد. بومن[۱۹] (۲۰۰۹) و دشماخ و همکاران (۲۰۱۳) بیان کرده‌اند که اطمینان بیش از حد مدیریت بر این واکنش بازار تأثیر دارد. از این رو، در این پژوهش سعی شده است تا این تأثیر در بورس اوراق بهادار تهران تبیین شود.

 

این مطالعه به ادبیات نوپای تأثیر غیرمنطقی بودن مدیریت بر سیاست‌های مالی شرکت می‌افزاید و در شناسایی یکی از دلایلی که ممکن است توضیح دهد چرا شرکت‌ها سود پرداخت می‌کنند، سهم بسزایی دارد. همان طور که اندازه و سودآوری مهم است، توضیح انحراف‌های مقطعی سود و دلیل تصمیم به تقسیم سود به وسیله مدیران و به‌تبع آن شرکت‌ها نیز مهم است. مدیران نسبت به یک وضعیت خاص (مثلاً تغییر تقاضای سرمایه‌گذاران برای سود سهام) واکنش نشان می‌دهند. در این مطالعه تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مدیران بر عکس‌العمل آن‌ ها نشان داده می‌شود و ممکن است سیاست‌های شرکت را نیز توضیح دهد.

 

سؤال اصلی پژوهش این هست که آیا اطمینان بیش‌ از حد مدیریت می‌تواند به بیان برخی از جنبه‌های سیاست تقسیم سود کمک کند؟ ‌بنابرین‏، تأثیر اطمینان بیش‌ از حد مدیریت بر سیاست تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

 

۱-۳- اهمیت و ضرورت پژوهش

 

سیاست تقسیم سود، مورد توجه نظریه‌پردازان مالی قرار گرفته است. این موضوع، یکی از بحث‌برانگیزترین موضوع‌های ادبیات مالی است و هنوز هم جایگاه برجسته‌اش را حفظ ‌کرده‌است. بسیاری از پژوهشگران، نظریه هایی را ابداع و شواهد تجربی ‌در مورد عوامل تعیین‌کننده سیاست سود سهام یک شرکت ارائه داده‌اند. با این حال، موضوع سود سهام هنوز حل نشده است (بن‌ناکور و همکاران، ۲۰۰۶: ۱). سیاست تقسیم سود مهم است؛ نه ‌فقط به‌دلیل مبلغ پولی که در آن درگیر است و ماهیت تکراری تصمیم، بلکه به‌خاطر اینکه سیاست تقسیم سود با اکثر تصمیم‌های مالی و سرمایه‌گذاری که شرکت اتخاذ می‌کند، دارای ارتباط نزدیکی است و درک سیاست پرداخت سود ممکن است به ما برای درک بهتر جنبه‌های دیگر این سیاست کمک کند (آلن و مایکلی، ۲۰۰۳: ۳).

 

تقسیم سود، عاملی اثرگذار بر سرمایه‌گذاری‌های پیش روی شرکت‌ها است؛ هرچقدر که سود بیشتری تقسیم شود، منابع داخلی شرکت به منظور اجرای پروژه های سرمایه‌گذاری، کمتر خواهد شد و نیاز به منابع مالی خارج از شرکت، بیشتر می‌شود که می‌تواند بر قیمت سهام شرکت‌ها در آینده تأثیر داشته باشد؛ لذا، مدیران (با هدف حداکثر کردن ثروت سهام‌داران) همواره باید بین علایق مختلف سهام‌داران، تعادلی را برقرار نمایند تا هم فرصت‌های سودآور سرمایه‌گذاری را از دست نداده باشند و هم سود نقدی موردنیاز بعضی از سهام‌داران را بپردازند؛ ‌بنابرین‏، تصمیم‌های تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت‌ها گرفته می‌شود، بسیار حساس و دارای اهمیت است (مهرانی و تالانه، ۱۳۷۷: ۲۹).

 

در ایران پژوهش‌هایی که بر روی سیاست تقسیم سود صورت گرفته است، هیچ‌کدام ویژگی‌های رفتاری مدیریت را در این بررسی‌ها دخالت نداده‌اند. از آنجا که مسأله سود سهام به طور کامل حل نشده است، در این پژوهش با بررسی تأثیر اطمینان بیش از حد مدیریت بر سیاست تقسیم سود شرکت‌ها سعی شده است که یکی از این ویژگی‌های رفتاری مدیریت در بررسی سیاست تقسیم سود شرکت‌ها دخالت داده شود، تا به درک بهتر جنبه‌های دیگر سیاست تقسیم سود کمک کند.

 

“

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:57:00 ق.ظ ]




عزت نفس، یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت و شکوفایی استعداد و خلاقیت افراد می‌باشد. هرگاه فرد از عملکرد خود ارزیابی مثبتی داشته باشد، باعث افزایش عزت نفس وی و در صورت داشتن ارزیابی منفی از عملکرد خود، عزت نفس او کاهش می‌یابد. (شاملو، ۱۳۸۸). عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن که از مجموع افکار، احساس‌ها، عواطف و تجربیات هر فرد در طول زندگی ناشی می شود. (شجری،۱۳۹۲).

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که بهچیزی نیاز داشته اید، ولی برای حفظ آبرو و موقعیت خویش، آن را با کسی مطرح نساخته اید. یا گاهی مشکلی برایتان پیدا شده ، اما آن را در حدی نساخته اید که برای چاره جویی و حل آن، آن را با کسی در میان بگذارید.

آیا تاکنون شده است که برای روبرو نشدن با یک نفر ناباب، راه خود را کج کنید، و برای دهان به دهان نشدن با یک فرد هرزه . هتاک، دندان روی جگر گذاشته، حتی به دفاع از خویش نپرداخته اید؟

این ها و نمونه هایی دیگری از این قبیل، شواهدی بر روحیه ی متعالی است که از آن با عزت نفس یاد می‌کنیم. جان آدمی عزیز است و رفاه و برخورداری، دوست داشتنی است؛ اما انسانیت انسان بالاتر از هر چیز است و شخصیت و آبرو قیمتی بسیار بالاتر از مال و اندوخته دارد. کرامت نفس نیز، ارزشی برتر از معادلات و محاسبات منفعت گرایانه و مادی دارد.

وقتی انسان به چیزی طمع می بندد، بخشی از انسانیت والای خویش را در معرض خطر و تلف شدن قرار می‌دهد تا ان خواسته را برآورده سازد. گاهی هم حق و دینو شرف و کرامت نفسف زیر پا گذاشته می شود تا آن مطلوب و خواسته به دست آید. آیا به راستی خواسته های نفسانی تا این حد مهم است که در چنین معامله زیانباری پی گیری شود؟

چگونه می توان به خواسته های دل، بی حساب و بیحدو مرز رسید، بی آنکه از معنویت و کمال و ارزش، چیزی را فدا کرد و از دست داد؟

صاحبان عزت نفسف هرگز آبروی خود را به کف نانی نمی فروشند و به خاطر مناعت طبع، هرگز خواسته های دل را زمینه ساز حقارت، زبونی و خفت و خواری نمی کنند.(محمدی،۱۳۹۳)

با توجه به مفاهیم مطرح شده عزت نفس ارزیابی و قضاوت فرد از ارزشمندی خود می‌باشد و به نگرش مثبت یا منفی شخص از خود دلالت دارد، در صورت ارزیابی مثبت، عزت نفس فرد افزایش و در صورت ارزیابی منفی عزت نفس فرد کاهش می‌یابد.

۲-۳-۱- بهای وجود:

نماد دیگری از عزت نفس، آن است که انسان، پاسدار کرامت وجودی خویش باشد و ارزش فوق مادی خود را با خواسته های حقیر و هوس های ناپایدار و درخواست های ذلت بار، لکه دار نسازد. عزت به معنای صلابت، استواری، نفوذ ناپذیری، تسخیر نشدن، فرونپاشیدن، سست نشدن و سست نبودن است. انسانی عزیز است که به پستی ها و حقارت ها راه ندهد که در زمین دل و جان و زمینه شخصیت او نفوذ کند. کسی عزت نفس دارد که هویت انسانی خویش را در مقابل ضربه های خرد کننده ی فسادها و تباهی ها حفظ کند و این جز در سایه خودشناسی و آگاهی به ارزش انسانی و والایی جایگاه معنوی انسان فراهم نمی شود.

انسان خود را با چه چیزی مقایسه می‌کند و به چه چیزی می فروشد و خود را به چه می‌دهد و چه می‌گیرد؟اصلا انسان به چه و چند می ارزد؟

حضرت علی (ع) در سخن زیبا و بلند و شیوایی، در بیان جایگاه رفیع انسان و ارزش وجودی او می فرماید: «انه لیس لانفسکم ثمن الا الجنه، فلا تبیعوها الا بها»: (بدانید که برای جانها و وجودهای شما، قیمت و بهایی جزبهشت نیست. آگاه باشید و خود را جز به بهشت نفروشید.)کسی که این جایگاه را بشناسد و از آن مراقبت کند، هرگز به پستی و حقارت و طمع و ذلت کشیده نمی شود و گوهر خود را به تمنیات نفسانی و خواهشهای مادینمی فروشد. عزت نفس، مانع می شود که انسان آگاه، خود را ارزان بفروشد.

۲-۳-۲- خواستن، پل ذلت:

کیان وجودی انسان، گاهی به خاطر طلب در هم می شکند. هر کس می کوشد خود را کامل و بی نیاز و بزرگوار جلوه دهد و شخصیت خویش را نگهبان باشد. ولی گاهی افراد سست اراده و طماع در برابر خواستن، آن گوهر را از کف می‌دهند.

خواستن ، سنداحتیاج است و نشانه فقر و ناداری، گاهی یک آبرو در گرو یک خواستقرار داردو با گشودن دست نیاز ، آن آبرو و حیثیت سالیان دراز، یکباره بر خاک می ریزد و بر باد می رود.

امام علی (ع) فرموده است:«ماء وجهک جامدتقطره السوال، فانظر عند من تقطره؟»: ( آبروی تو، جامد است و با سوال و درخواست ، قطره قطره می ریزد. بنگر که قطرات آبرو را پیش چه کسی می ریزی!

و چه زیبا گفته است صائب تبریزی:

دست طلب چو پیش کسی می کنی دراز پل می کشی که بگذری از آبروی خویش.

بدترین وضع،آن است که حرص وطمع وتکاثرو افزون طلبی، انسان را بهخواستنوادار سازد وبرای دست یافتن به آنچه که ندارد،دست به ‌هر کاری بزند وپیش هرکس وناکسی کوچک شود والتماس وخواهش کند وکوچک شود،غلام وچاکراین وآن گردد،تاازاین رهگذر،چیزی بر، داشتههایش بیفزاید ویابه برخی ازخواستههایش برسد.

مگر دنیا چه اندازه می ارزد که انسان،اعتباروشرف خود رادر گرو آن بگذارد؟

مگر پول،چقدر مقدس است که انسان،عزت نفس خویش رابا آن مبادله کند؟

آیا باید به هر خواسته ای رسید؟وهرچه رادلخواست،باید تامین کرد؟پس عفاف وکف نفس وکنترل غرایز وتمنیات ‌و مهار زدن برحرص وآز،برای کجاوکی وچه کسانی است؟!در این داد و ستد،چه می‌دهیم وچه به دست می آوریم؟سخنی زیبا ازحضرت علی(ع)نقل شده است:«واکرم نفسک عن کل دنیه وان ساقتک الی الرغائب،فانک لن تعتاض بماتبذل من نفسک عوضا»؛خویشتن را از هرچه که پست باشد،والاتر بدان و پرهیز کن.هر چند تو را به خواسته ها و آمالت برساند. چرا که تو هرگز از آنچه که از خویش می دهی چیزی عوض نخواهی یافت.

مسئله بر سر شرافت و کرامت انسان است . وقتی در این داد و ستد، در مقابل دنیا و خواهش های نفسانی قرار گرفت و بخشی از آن به هدر رفت و تباه شد، دیگر جایگزینی برای آن پیدا نخواهد شد. چه بسیار عزیزانی که در چاه «خواستن» افتاده اند و چون با طناب دیگران بیرون آمدند و به خواسته های نفسانی رسیدند، زیر بار منت دونان ماندند و عزت خویش را در همان چاه وا نهادند و کرامت را با وابستگی به دیگران معامله و مبادله کردند.نخواه ، تا عزیز بمانی . طمع مدار ، تا سربلند باشی و قانع باش ، تا اسیر نگردی .

این رهنمود مولای آزادگان حضرت علی (ع) است که فرمود:«القناعه تودی الی العز» قناعت ، عزت می آورد . و نیز سخن او است که : «العز مع الیاس»عزت ، همراه با نا امیدی از دست مردم است. به آنچه داری قانع باش و به داشته هایت بساز ، تا عزیز باشی.(محمدی،۱۳۹۲)

۲-۳-۳- حفظ گوهر عزت:

نگهبانی از گوهر عزت و کرامت، وظیفه است. نباید خود را در معرض تحقیر و توهین قرار داد . انسان باید از کاری که به معذرت خواهی وادار شود پرهیز کند ، تا از این طریق، وجهه و آبرو و اعتبارش صدمه نبیند. معاشرت بزرگوارانه ، برای مصون ماندن از تعرض و دشنام و نااهلان ، نگهبانی از عزت نفس است. رسیدن ‌به این هدف، تنظیم خواصی را در روابط انسان با دیگران می طلبد ، رابطه ای بر مبنای هوشیاری و حفظ عزت و مناعت و زیر پا گذاشتن طمع ها و خواهش ها.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-05] [ 01:38:00 ب.ظ ]




۵: اصل نظارت مداوم

حتی در شرایطی که در آن اجازه قانونی (غالبا در قالب مجوز رسمی) جهت اجرای فعالیت های خاصی اعطا شده است، نهاد مقررات گذار باید اختیار دائم جهت نظارت بر چنین فعالیت هایی را داشته باشد تا اطمینان یابد که در اجرای چنین فعالیت هایی، ایمنی رعایت گردد و فعالیت های مذکور مطابق با شروط مجوز انجام می گیرند. اصل نظارت مداوم بدین معنا است که قوانین هسته ای باید ورود ‌آزادانه بازرسان نظارتی را به کلیه اماکنی که در ان مواد هسته ای استفاده یا ذخیره می‌شوند، تضمین نماید.

۶: اصل جبران خسارت

با توجه به عوامل فنی متعدد، استفاده از انرژی هسته ای، خطر ایجاد خسارات کلان به افراد، اموال و محیط زیست را به طور بالقوه در خود دارد. به دلیل اینکه تدابیر پیشگیرانه نمی توانند به طور کامل از پتانسیل وقوع چنین خطراتی جلوگیری نمایند، لذا حقوق هسته ای ایجاب می‌کند که دول اقداماتی را جهت جبران خسارات ناشی از وقوع حوادث هسته ای اتخاذ کنند. (رضایی،۱۳۸۹، شماره ۴۰)

۷: اصل توسعه پایدار

اسناد متعددی در زمینه حقوق محیط زیست، الزام هر نسل به عدم تحمیل فشار ناروا بر نسل های آینده را شناسایی نموده اند. اصل توسعه پایدار بدین معنا است که توسعه اقتصادی و اجتماعی فقط در صورتی پایدار است که محیط زیست جهانی در مقابل تخریب محافظت شود. این اصل بویژه در زمینه فعالیت های هسته ای کاربرد دارد زیرا بعضی از مواد شکاف پذیر و منابع تشعشع یونیزه کننده در دراز مدت خطراتی را برای سلامت و ایمنی انسان و محیط زیست در بر دارند. البته دوام طولانی چنین مواردی در طبیعت، تعیین اینکه چه اقدامی را اکنون می‌توانیم در جهت حفاظت مؤثر از نسل های آینده دهیم، دشوار می‌سازد. یکی از شیوه های کاربرد اصل توسعه پایدار در زمینه فعالیت های هسته ای، الزام نسل فعلی به انجام اقداماتی است که ایمنی هسته ای را در درازمدت امکان پذیر می‌سازد، بدون اینکه نسل های آینده را از مواهب انرژی هسته ای محروم نموده و از سوی دیگر، به پیش‌بینی هایی که به نظر می‌آید در آینده های دور مصداق یابند، اعتماد ننماید.

۸: اصل تبعیت

بسیاری از فعالیت های بشری که در محدوده قلمرو یک کشور رخ می‌دهند، ممکن است منجر به خساراتی در مناطق فرامرزی آن کشور گردند؛ اعتقاد بر این است که انرژی هسته ای در بردارنده خطرات خاص ناشی از آلودگی رادیو اکتیو است که از مرزهای ملی فراتر می رود. اسناد منطقه ای و جهانی یک

جانبه و دو جانبه متعددی وجود دارند که حقوق بین‌المللی انرژی هسته ای را شکل دهند. به هر میزان که یک دولت به رژیم های حقوقی بین‌المللی مذکور مقید است، حقوق هسته ای ملی نیز باید نمایانگر تعهداتی باشد که در رژیم های مذکور توسط دولت مورد نظر، به عهده گرفته شده است. علاوه بر این اصلی در حقوق بین الملل عرفی ایجاد شده است بدین مضمون که قلمرو یک کشور نباید به نحوی استفاده شود که موجب بروز خسارت در قلمرو کشور دیگر گردد. ‌بنابرین‏ اتخاذ تدابیر نظارتی در این خصوص ضروری است. در کشورهایی که حقوق داخلی آن ها دولت را به معاهدات خود به خود اعتبار قانونی مقید می‌داند، وضع قوانین جداگانه ضرورتی ندارد. در بسیاری از کشورهای دیگر تبعیت از تعهدات بین‌المللی مستلزم اقدام به وضع قوانین تکمیلی دیگر است.

۹:اصل استقلال

لازم به ذکر است که حقوق هسته ای تأکید ویژه ای بر تأسيس مرجع رسمی نظارت بر فعالیت هسته ای دارد که تصمیمات آن مرجع در خصوص مسایل ایمنی هسته ای نباید توسط سایر نهادهای دخیل در ارتقاء و توسعه انرژی هسته ای مورد مداخله قرار گیرد. با توجه به خطرات عمده ناشی از فن آوری هسته ای، افراد ذی نفوذ باید استقلال مرجع رسمی نظارت بر فعالیت های هسته ای و نظریات کارشناسانه مرجع مذکور در خصوص ایمنی هسته ای را محترم شمارند

۱۰ :اصل شفافیت

بخش عمده ای از توسعه اولیه انرژی هسته ای ریشه در برنامه های نظامی دارد که در جنگ جهانی دوم اجرا شدند. در ان زمان و تا دوران طولانی پس از آن، اطلاعات در خصوص فن آوری و مواد هسته ای به شدت از نظر نظامی مهم بود و از طرف دول به ‌عنوان اطلاعات محرمانه تلقی می شد. با توسعه استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای، ضروری بود که عامه مردم نسبت به ان شناخت پیدا نموده و به آن اعتماد کنند. در نتیجه لازم شد که مردم رسانه های جمعی، قانون گذاران و سایر نهادهای ذی نفع، کامل‌ترین اطلاعات ممکن را در زمینه منافع و مخاطرات ناشی از کاربردهای گوناگون تکنیک های هسته ای جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی در اختیار آن ها قرار داده شود. اصل شفافیت مستلزم آن است که نهادهای دخیل در توسعه، کاربرد و نظارت بر انرژی هسته ای، کلیه اطلاعات مرتبط را در خصوص اینکه چگونه انرژی هسته ای مورد استفاده قرار می‌گیرد و به ویژه اطلاعاتی در ارتباط با حوادث و وقایع غیرعادی که می‌تواند بر سلامت و ایمنی افراد و محیط زیست تاثیر بگذارد، در اختیار عموم قرار دهند.

۱۱: اصل همکاری بین‌المللی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]





در نتیجه ، بیمه گر اتکایی تا حدود بسیار زیادی تحت نفوذ بیمه گران مستقیم قرار دارد و به همین جهت هر زمان که نیاز به بعضی از شکل های خاص بیمه اتکایی تحقق پیدا می‌کند . بیمه گر اتکایی نیاز دارد که شرایط بیمه گر مستقیم ( بیمه گران ) و شیوه و سیاست بیمه گری بیمه گر واگذارنده را به طور تمام و کمال بشناسد . بعلاوه ‌در مورد قراردادها او نیاز به دانستن اطلاعات دوگانه زیر هم دارد:


۱- ترکیب پرتفوی بیمه ای شرکت؛ مثلاً یک شرکت ممکن است در زمینه ی بیمه بدنه کشتی متخصص بوده و احتمالاً انواع خاصی از شناورها ، مانند نفت کش ها و یا فله برها را بشناسد و یا این که ممکن است بیمه گر اتکایی به حساب آید که دارای یک پرتفوی تخصصی برای کالای بخصوص و گران قیمتی است .

  1. منابع و سرچشمه پرتفوی شرکت بیمه؛ مثلاً این که آیا فعالیت شرکت محدود به بازار محلی است که دائماً با مشتریان محلی سروکار دارد و یا این که در یک یا دو بازار دیگر به فعالیت و عملیات بیمه گری اشتغال دارد مانند بازارهایی که در آن خطرات برای اخذ « بیمه مشترک » ارائه می‌گردند و کارهای ملی و بین‌المللی هم از طریق دلالان و واسطه ها ارائه می‌شوند . در بازار بیمه لندن تنها بیمه گران مستقیم سنتی به دنبال پوشش بیمه اتکایی نیستند ، بلکه انجمن های تعاونی پی.اند.آی[۱۲۴] هم که ارائه دهنده پوشش مسئولیت برای مالکان کشتی هستند از مشتریان این بازار به شمار می‌روند زیرا معمولاً به وسیله ی بیمه نامه های باربری مرسوم تحت پوشش قرار نمی گیرند . معمولاً این کلوپ ها ‌بر اساس قراردادهای مازاد خسارت تحت پوشش اتکایی قرار می گیرند.

گفتار دوم- توسعه برنامه های اتکایی بیمه باربری

طرز برداشت و شیوه ی بیمه گری بیمه گر باربری ممکن است در برنامه ریزی اتکایی بیمه ی باربری و تعیین ظرفیت و سهم نگهداری ‌بر اساس ضوابط و ارجحیت ها و در شرایط خاص تعیین گردد. ‌بنابرین‏ اظهار نظرها، ارائه دهنده یک طرز فکر و برداشت موجود در بازار برای تهیه و تنظیم برنامه ی اتکایی شرکتی است که هم زمان با گسترش و افزایش پرتفوی بیمه باربری، تجربه هم به دست می آورد .

این که برنامه اتکایی یک شرکت چگونه تنظیم می شود ، تا حدود بسیار زیادی بستگی به ساختار ، حجم و اندازه پرتفوی بیمه باربری دارد و همان طور که در بالا بدان اشاره شد می‌تواند از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت باشد . شرکت ها معمولاً تمایل دارند که پرتفوی بابری را به ۴ طبقه مشخص و معین تقسیم بندی کنند که عبارت است از : بدنه ، کالا ، مازاد خسارت ، دکل های حفاری نفت و گاز فلات قاره ای و خطرات مشابه که برای هر کدام از این چهار طبقه برنامه و پوشش اتکایی مجزایی اخذ می نمایند. خواه شرکت بیمه جدیدالتأسیس باشد و یا این که شرکت بیمه ای باشد که تأسیس گردیده و آماده فعالیت در زمینه بیمه باربری است ، باید دقت کافی مبذول گردد که هزینه های اداری تا سرحد امکان پایین نگه داشته شود . ‌بنابرین‏ نیاز به گونه ای از پوشش اتکایی وجود دارد که کاربرد آن کم هزینه و ارزان باشد . ‌بنابرین‏ تنها راه حل مشهود ، همان قراردادهای مشارکت است که شرکت بیمه می‌تواند ‌بر اساس آن ضمن تعیین سهم نگهداری متعارف ، قادر است که اکثریت کار را اداره نماید بدون اینکه نیاز به کمک و مساعدت اتکایی بیشتری داشته باشد. اگرچه سهم بیمه گر واگذارنده نباید آن قدر ناچیر باشد که صرفاً تمامی کار را به بیمه گر اتکایی واگذار نماید و یک سود بدون خطر را از محل دریافت کارمزدها به دست آورد . لذا در یک قرارداد مشارکت، ۹۰% حداکثر میزانی است که بیمه گر اتکایی آمادگی پذیرش آن را دارد . کارهای اداری یک چنین قراردادی محدود به تهیه کردن صورت حساب های اتکایی است ، البته بیمه گر اتکایی ممکن است در چند سال اولیه از بیمه گر واگذارنده بخواهد که بردروهای لازم را تهیه نماید تا او بتواند کنترلی بر نوع کارهای قبولی ، نرخ های اعمال شده و سیاست بیمه گری او داشته باشد .

در بعضی از مواقع شرکت بیمه جدید با موافقت بیمه گر ( بیمه گران ) اتکایی مشارکت ، می‌تواند اقدام به اخذ پوشش مازاد خسارت برای هر واقعه و یا حادثه بنماید تا بتواند خود را در قبال تجمع خطرات ناشناخته حفظ نماید . تجمع خطرات شناخته شده خود دارای مقوله ی دیگری است ، زیرا چنانچه به شرکت بیمه ای اجازه داده شود که پوششی برای تجمع خطرات شناخته شده اخذ نماید ، به مفهوم کاهش سهم نگهداری شرکت بیمه واگذارنده محسوب گردیده و به ندرت این اجازه داده می شود. در بعضی از موارد ، قرارداد مازاد خسارت با این هدف تنظیم می شود تا علایق بیمه گر واگذارنده و بیمه گر اتکایی قرارداد مشارکت را حفظ نماید که در این صورت آن ها سهم حق بیمه ی خود را از این قرارداد را پرداخت خواهند نمود .

بیمه گران دولتی و بازارهای محلی که تعداد بیمه گران اندکی در آن فعالیت می نمایند دارای نیازهای خاص اتکایی می‌باشند . با توجه به اینکه چنین شرکت هایی قادر نیستند که در خطرات اصلی به صورت بیمه ی مشترک سهیم و شریک گردند ، لذا این شرکت ها به بیشتر از یک قرارداد مشارکت نیاز دارند تا بتوانند پوشش دلخواه را ‌در مورد خطرات بزرگی که بالاجبار صادر می نمایند ، تأمین کند . ‌بنابرین‏ آن ها نیاز به یک قرارداد مشارکت تکمیلی و یک قرارداد مازاد سرمایه اتکایی ( که در جرگه ی بیمه گران باربری به نام قرارداد مازاد لاین معروف است ) و احتمالاً یک قرارداد اتکایی اختیاری – اجباری دارند .

بعد از چند سال که از فعالیت و توسعه ی شرکت سپری شد ، شرکت بیمه در موقعیتی خواهد بود که می‌تواند در وضعیت خود ، هم از نقطه نظر میزان سهم نگهداری شرکت و هم از جهت شکل و فرم قراردادهای اتکایی تجدید نظر نماید . یکی از روش هایی که شرکت بیمه می‌تواند برگزیند عبارتند از :

۱- اخذ پوشش اتکایی مازاد لاین برای افزایش ظرفیت بیمه گری ، آن هم در زمانی که درآمد حق بیمه مستقیم سهم نگهداریش افزایش یافته است و یا ،

۲- اخذ پوشش مازاد خسارت برای حفظ پرتفوی نگهداری شده در قبال تجمع خسارات ناشناخته .

نامعقول و به دور از اصول متعارف است که شرکت های بیمه قراردادهای مشارکت خود را به خاطر استفاده و کاربرد قراردادهای مازاد لاین به دور اندازند ، علی الخصوص در بازارهایی که در آن کار بیمه نویسی بدنه ی کشتی رایج است . معمولاً پوشش اتکایی مازاد لاین با این هدف اخذ می‌گردد که پوشش اضافی مناسبی را برای خطرات بزرگ تأمین نماید . اگر قرارداد اتکایی مشارکت باربری کالا به دور انداخته شود ، معمولاً قرارداد اتکایی مازاد خسارت متداول جایگزین آن می‌گردد .

امروزه آخرین مرحله ی تکامل و گسترش برنامه های تعداد زیادی از بیمه گران در کاربرد قراردادهای مازاد خسارت به عنوان تنها الگو و روش برای تحت پوشش گرفتن پرتفوی بیمه ی بدنه ی کشتی و باربری کالا قرار دارد . شیوه و عرف جهانی هم دوری گزیدن از قراردادهای نسبی و گزینش قراردادهای غیرنسبی می‌باشد .

گفتار سوم- ظرفیت ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




افراد خاص ممکن است شادتر از افراد دیگر به نظر برسند، زیرا آن ها از شماره های بالای مقیاس پاسخ استفاده می‌کنند یا اینکه می‌خواهند خود را در نظر دیگران و آزمایش کننده خوب جلوه دهند (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).

دلیل دیگر در رابطه با خطاها و مشکلات ارزیابی است که در زمان اجرای این مقیاس‌ها آشکار می‌شود (داینر و اسکلن، ۲۰۰۳). ‌بنابرین‏ گرچه خود گزارشی نقش اصلی را در تحقیق‌های بهزیستی ایفا می‌کنند، ولی باید از فنون دیگری، برای کسب درک کامل از این مفهوم استفاده شود (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).

روش مناسب دیگری که به اعتبار بخشیدن یافته های ارزیابی‌های خود گزارشی کمک می‌کند، روش نمونه گیری تجربی [۱۲۶]می‌باشد، این روش توسط سیک زنت می‌هالی ابداع شده است و طی آن افراد در زمان‌های تصادفی اقدام به ثبت احساسات و فعالیت‌های خود در یک دوره زمانی می‌کنند (داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).

در این شیوه ارزیابی، شرکت کنندگان کامپیوترهایی را در کف دست خود حمل می‌کنند و صدای یک زنگ را به صورت تصادفی در تمام طول روز دریافت می‌کنند و به محض شنیدن صدای زنگ، یک پرسشنامه زمینه را که روی صفحه کامپیوتر قرار دارد، در رابطه با فعالیت‌ها و حالات هیجانی اخیرشان کامل می‌کنند. نتایج این داده ها به محققین اجازه می‌دهد که افت و خیزهای هیجانی را در بیشتر روزها و ‌هفته‌ها ترسیم کنند و این داده ها را در ارتباط با محیطی که رویدادها در آن رخ داده است تجزیه و تحلیل کنند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴).

استفاده از این نوع مقیاس (روش نمونه گیری تجربی ) نیاز شرکت کنندگان را به یادآوری و کوشش در کسب یکسری گزارش‌های عاطفی رفع می‌کند (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).

فن دیگری که محققین برای ارزیابی بهزیستی استفاده می‌کنند، پاسخ افراد به تکلیف حساس هیجانی می‌باشد ؛ برای مثال سدلیتز [۱۲۷]و داینر (۱۹۹۳) از افراد خواستند تا تجربیات شاد زندگیشان را که می‌توانند در یک زمان کوتاه به خاطر آورند، یادآوری کنند، زیرا عملکرد در این تکلیف با ارزیابی‌های بهزیستی همبسته است و می‌توان جانشینی برای مقیاس‌هایی باشد که کمتر به سبک‌های پاسخ و ویژگی‌های شخصیتی حساس می‌باشند (نقل از داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).

روش دیگر، تکلیف تکمیل جمله یا تکلیف یادآوری کلمه می‌باشد. در این روش تعدادی جملات ناتمام در اختیار افراد قرار می‌گیرد و از آن ها خواسته می‌شود که جملات را کامل کنند، راستینگ[۱۲۸] (۱۹۹۸) نشان داده است که افراد شاد نسبت، به افراد ناشاد برای کامل کردن جملات از کلمات مثبت استفاده می‌کنند. در تکلیف یادآوری کلمه نیز تعدادی کلمه مثبت و منفی در اختیار شرکت کنندگان قرار می‌گیرد و از آنان خواسته می‌شود که کلمات را پس از دیدن یادآوری کنند. راستینگ (۱۹۹۸) نشان داده است که افراد شاد نسبت به افراد ناشاد در یادآوری کلمات مثبت سریع تر عمل می‌کنند (نقل از داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).

روش‌های دیگر ارزیابی بهزیستی، شیوه های زیست شناختی است، نظیر اندازه گیری ضربان قلب، پاسخ گالوانیکی پوست، بازتاب یکه خوردن [۱۲۹]،سطح هورمونی و فعالیت‌های عصب شناختی (داینر، سبیوس – داینر و تامیر، ۲۰۰۴)، حرارت بدن، دامنه تنفس، حرکات ماهیچه ای مربوط به صورت برای ارزیابی احساسات هیجانی (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳) و ارزیابی هورمون‌های استرس زاست (داینر، اسکلن، ۲۰۰۳).

برخی از ابزارهای پرسشنامه ای که برای اندازه گیری بهزیستی به کار می‌روند عبارتند از : پرسشنامه حالات شخصی که توسط برنز و مارتین (۱۹۹۵) تهیه شده، پرسشنامه شخصیتی آیزنگ [۱۳۰]و پرسشنامه شخصیتی نئو[۱۳۱]و پرسشنامه شادکامی آکسفورد[۱۳۲]که توسط آرجیل و لو (۱۹۸۹) تهیه شده است ( نقل از یزدانی، ۱۳۸۲) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ[۱۳۳]،۱۹۷۸) و پرسشنامه بهزیستی عمومی (دوپی [۱۳۴]) (نقل از کنو[۱۳۵]،لینتونن[۱۳۶] و آیتیو[۱۳۷]،۲۰۰۲).

۲-۷- عوامل و همبسته‌های بهزیستی

تحقیقات وسیعی در رابطه با همبستگی عوامل جمعیت شناختی و عوامل محیطی دیگر با بهزیستی صورت گرفته است. این یافته ها با کار کانتریل[۱۳۸](۱۹۶۵) در یازده کشور و بر روی ۲۳۸۷۵ نفر ؛ روجرز (۱۹۶۹) و کامبل[۱۳۹]، روجرز (۱۹۷۲) در امریکا ؛ اینگل‌هارت[۱۴۰](۱۹۹۰) و ونهون(۱۹۹۴)آغاز شد.

این تحقیقات نشان داد که عوامل جمعیت شناختی و محیطی بر روی بهزیستی تأثیر دارند (نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).

این عوامل عبارتند از :

۱٫ سن : (بات و بیزر[۱۴۱]،۱۹۹۷؛ نقل از داینر و میرز، ۱۹۹۷؛ داینر و سا، ۱۹۶۸؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ ریف[۱۴۲]،۱۹۹۱؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ اینگل‌هارت، ۱۹۹۰ ؛ نقل ا کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱؛ مروزاک و کولانز، ۱۹۹۸؛ بات ولیسیر، ۱۹۷۸؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳ ؛ شهرآرای، ۱۳۸۴).

۲٫ جنس 🙁 رابینسون و رجیتیر[۱۴۳]،۱۹۹۱؛ نقل از داینر و میرز، ۱۹۹۵ ؛ ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ میچالوس، ۱۹۹۱؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛‌هارینگ[۱۴۴] استوک[۱۴۵]و اکون [۱۴۶]،۱۹۸۴؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱؛ فوجیتا، داینر و ساندویک، ۱۹۹۱؛ نقل از داینر، اسکلن، ۲۰۰۳ ؛ وود[۱۴۷]،رهدز[۱۴۸]و ولن [۱۴۹]، ۱۹۸۹؛نقل از آرجیل ؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳).

۳٫ نژاد: (داینر، ساندیک، سایدلیتز[۱۵۰] و داینر، ۱۹۹۳ ؛ رابینز و ریگر [۱۵۱]، ۱۹۹۱ ؛ استک، سیدلیتز، ‌هارینگ و ویتر، ۱۹۸۵ ؛ نقل از میرز و داینر، ۱۹۹۵ ؛ کروکر[۱۵۲]، میچر[۱۵۳]، ۱۹۸۹ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).

۴٫ منابع و امکانات : (داینر و فوجیتا ۱۹۹۱ ؛، نقل از داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).

۵٫ سلامتی : (کمبل، کانورس [۱۵۴]و راجرز، ۱۹۷۶ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ هنرت[۱۵۵]، کراز [۱۵۶]،نادلر [۱۵۷]و بید[۱۵۸]،۱۹۹۰؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).

۶٫ ازدواج : (گلین [۱۵۹]،۱۹۷۵ ؛ گودیشن[۱۶۰]، ۱۹۸۹ ؛ وایت[۱۶۱]، ۱۹۹۲ ؛ مستکاستا[۱۶۲]،۱۹۹۵؛ داینر کهم [۱۶۳]،ساوایشی، ۱۹۹۸؛ کوردک[۱۶۴]،۱۹۹۱ ؛ مستکاستا، ۱۹۹۷ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵ ؛‌هارنینگ –‌هایدر [۱۶۵]و استک، کان و ویتر[۱۶۶]، ۱۹۸۵؛ نقل از داینر و ساوایشی، ۱۹۹۷ ؛ لی، سکمب و شهان، ۱۹۹۱ ؛ کوردک، ۱۹۹۱ ؛ گو، استیل و ۱۹۸۵؛ نقل از داینر و ساوایشی، ۱۹۹۷ ؛ لی [۱۶۷]،سکمب[۱۶۸] و شهان[۱۶۹]، ۱۹۹۱ ؛ کوردک، ۱۹۹۱ ؛ گو، استیل[۱۷۰] و‌هاگز[۱۷۱]، ۱۹۹۰؛ کاسلر[۱۷۲] و اسکس[۱۷۳]، ۱۹۸۲ ؛ نقل از ادینگتون و شامان. ۲۰۰۵).

۷٫ درآمد : (آرجیل، ۱۹۸۶ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱ ؛ داینر و داینر، ۱۹۹۵ ؛ ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).

۸٫ معنویت و مذهب 🙁 پارگامنت[۱۷۴]، ۱۹۹۸ ؛ کونیگ[۱۷۵]، ۱۹۹۴ ؛ الیسون[۱۷۶]، ۱۹۹۱ ؛ لوین و ویسینگ، ۱۹۹۴ ؛ نقل از زنجانی طبسی، ۱۳۸۳ ؛ الیسون، ۱۹۹۱؛ استرابرنج[۱۷۷]، شما[۱۷۸]، کهن[۱۷۹]، ربرت و کاملان[۱۸۰]، ۱۹۹۸ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵ ؛ بالستون[۱۸۱]، شون‌راد[۱۸۲] و ونتیس[۱۸۳]، ۱۹۳۳ ؛ کولاسانتو[۱۸۴] و شرایور[۱۸۵]، ۱۹۸۹ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




اصطلاح «گفتمان» معانی مشترک رویدادها در روابط فردی، الگوی روابط در طول زمان و ایجاد معانی مشترک در سطوح مختلف را شامل می شود. با این وجود مفاهیم مشترک هنگمیکه افراد به دلیل تغییر همسر یا تغییر کشور (یا هر دو) برای معنادار کردن زندگی خود معانی جدیدی را می‌پذیرند ممکن است به ضرورت یا به اختیار تغییر کند. معانی قدیم و جدید ممکن است درون یا میان نسلها تنش شدیدی ایجاد کند و توافق بر سر معانی مشترک همیشه ممکن نیست. ‌بنابرین‏ برای بسیاری از بزرگسالان و کودکانی که موقعیت و زمینه زندگی آن ها به طور چشمگیری تغییر کرده بسیار مهم است که به مفهوم «زندگی موازی» توجه شود.

گفتمان‌های اجتماعی، یعنی توصیفات مشترک دیگران از ما که جنبه هایی از هویت ما را نیز می‌سازد مثل «تک والد»، «شخص عبوس»، «مادرخوانده» یا «طبقه پایین» نیز مفاهیمی هستند که می‌توانند تأثیر منفی زیادی در درمان داشته باشند. با در نظر گرفتن گفتمان‌های اجتماعی وسیعتر و تأثیرا خاص آن ها بر افراد و افکار آن ها درباره خودشان، هر خانواده می‌تواند درک روشنتری نسبت به عوامل مؤثر بر زندگی روزمره خویش داشته باشد.

دیدگاه روانپوشی عمدتاًً مبتنی بر الگوی روانکاوری است، اساساً نظریه ای سایق نگر به شمار می‌آید، و بر تعامل و تأثیر متقابل نیروهای متضاد درونی فرد توجه دارد. با اینکه درمان مبتنی بر این الگو ظاهراًً فقط به شخصیت فرد بیمار توجه دارد، لیکن تأثیر بافت خانوادگی در تکوین شخصیت عنصر مهمی در این نظریه تلقی می شود.

یکی از طلایه داران خانواده درمانی به نام ناتان آکرمن سعی کرد نظریه روانکاری (با گرایش درون روانی) را به نظریه سیستم ها (با تأکید بر روابط بین فردی) پیوند دهد. او بدهکاری خانواده را ناشی از نارسایی در مکمل بودن نقش ها میان اعضای خانواده و تعارضات ناگشوده دائمی (درون و مابین اعضای خانواده) و همچنین بلاگردانی پیشداورانه می‌دانست. اقدامهای درمانی او با هدف جداسازی و گرشودن همین ‌آسیب‌های در هم تنیده، صورت می گرفت.

امروزه، موضع روانپوش عمدتاًً مبتنی بر نظریه نیروگدازی فردی است. در این نظریه، برخلاف نظریه درون روانی و سایق نگر فروید، بر نیاز اولیه کودکان برای دلبستگی به فرد مراقب، و تحلیل آن دسته از بازنماییهای روانی- یا (افراد)- درونی شده ای تأکید می شود که هنوز هم به دنبال کسب خشنودی از طریق روابط دوران بزرگسالی هستند.

فریمو، اسکینر، و شارف سه نمونه از رویکردهای درمانی مبتنی بر نیروگذاری فردی را ارائه کرده‌اند. فریمو معتقد است تعارضهای درون روانی نا گشوده ای که از خانواده مبدأ نشأت می گیرند، به شکل فرافکنیهایی که بر روی افراد صمیمی کنونی مثل همسران یا فرزندان می‌شوند، به حیات خود ادامه می‌دهند. علاقه او به حل و فصل و نهایتاًً رفع همین درون فکنده هاست؛ فریمو در خلال این فرایند، ابتدا فقط با زوجین کار می‌کند، بعد، با گروه زوجین مشغول به کار می شود و سپس جلسات مجزایی را با هر همسر و اعضای خانواده مبدأ وی برگزار می کند.

رابین اسکینر مدعی است بزرگسالانی که مشکل ارتباطی دارند، از دیگران انتظارات غیر واقع بینانه ای دارند که به صورت نظامهای فرافکنی است و با ‌کاستی‌های دوران کودکی ارتباط دارد. زوجین که غالباً نظامهای فرافکنی ناهمسانی دارند، سعی می‌کنند موقعیتی را در رابطه زناشویی خویش ایجاد کنند که بتوان تجربه گمشده (گذشته) را با بهره گرفتن از آن احیا کرد، و طرف مقابل کاستی مذبور را جبران کند. زوجین که در اثر این وضعیت ناکام می مانند، ممکن است فرافکنی های مذبور را به سوی یک فرزند هدایت یا به وی منتقل کنند، و لذا کودک بیمار خواهد شد. اقدامات درمانی اسکنیر، به ویژه در نوع گسترش یافته آن، معطوف به تسهیل افتراق و تفکیک میان زوجین است، به نحوی که هر کدام بتواند فردیت و استقلال بیشتری بیابد.

شارف و شارف از رویکردی استفاده می‌کنند که شدیداًً روانکاوی است، مطالب ناهشیار را فرا می‌خواند، دست به تفسیر می زند، بینش ایجاد می‌کند، و برای کمک به خانواده جهت یادگیری نحوه دخالت افراد درونی شده در روابط کنونی خانوادگی، از انتقال و انتقال متقابل استفاده می‌کند. یک هدف اصلی آن است که اعضای خانواده تأیید کننده نیازهای دلبستگی، فردیت، و رشد و کمال شخصی باشند.

ایوان بوزورمنی –نِگی و همکارانش به ضوابط اخلاقی خانوادگی و میراثهای بین نسلی توجه دارند و نیز این مطلب که عوامل اثر گذار گذشته چه تأثیری بر کارکرد امروزین تمامی اعضای خانواده بر جای می‌گذارد. در این دیدگاه، خانواده حاوی وفاداریهای نامشهود-یا تعهداتی- است که ریشه در نسل‌های گذشته دارد و همچنین حقوق پرداخت نشده ای دارد که باید پرداخت شوند. در رویکرد درمانی بافتِ نگر بوزورمنی- نِگی سعی می شود رفتار مسئولیت پذیر و قابل اعتماد مجدداً تولید شود و حقوق تمامی اشخاص به حساب آید. هلم اشتیرلین نیز در رویکردی مشابه، ‌به این موضوع توجه دارد که خانواده بیماران اسکیزوفرنیایی و همچنین بیماران مبتلا به بی اشتهایی روانی چگونه این حسابهای نامشهود را حفظ می‌کنند، و بیمارِ آشکار را مأمور حل و فصل این مشکلات زیربنایی می‌سازند.

خانواده درمانگرهای تجربه نگر/ انسان گرا از رویارویی درمان صریح با اعضای خانواده برای کمک به تسریع سایق طبیعی خانواده جهت رشد و شکوفایی توان بالقوه یکایک اعضا استفاده می‌کنند. این رویکرد که اساساً غیر نظری و غیر تاریخچه نگر است، بر بینش و تفسیر تأکید دارد. این امر، در وهله اول از طریق تعاملهای خانواده و درمانگر که تجربه ای رشد افزا فراهم می آورد، صورت می‌گیرد.

کارل ویتاکر و والتر کمپلر دست اندرکاران اصلی رویکرد تجربه نگر هستند. ویتاکر که تقریباً از ۳۰ سال پیش نشانه های بیماران اسکیزوفرنیایی را علایمی دال بر وقفه در رشد و کمال می‌دانست، کماکان به کار خود با خانواده ادامه می‌دهد و بر موانع درون روانی و بین فردی برای رشد و پختگی تأکید می ورزد. رویکرد خانواده درمانی وی که غالباً شامل یک یار درمانگر نیز می شود، به قصد تأکید بر تجارب واقعی و همچنین نمادینی که منبعث از فرایند درمان هستند، طراحی شده است و می کوشد تا به روشنگری خانواده بپردازد. ویتاکر گاه این ادعا را دارد که مداخلات وی عمدتاًً تحت مهار ضمیر ناهشیار او قرار دارند و گاهی اوقات، نوعی «رواندرمانی مهملات» را که به منظور یکه خوردن، گیج شدن، و سرانجام به فعالیت درآمدن نظام خانواگی متوقف یا مختل طراحی شده است، اجرا می‌کند. در طی این فرایند، او در پی تجربه رشدافزا برای خویش نیز هست، و اعتقاد دارد درمانگری که به لحاظ درمانی از این رویارویی نفع شخصی نبرده باشد، چیز چندانی به خانواده ارزانی نخواهد کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




در جنگ ایران و عراق پس از چندین دور گفت وگوهایی که بین هیئت‌های ایرانی و عراقی با نظارت صلیب سرخ جهانی و ‌بر اساس قطعنامه ی ۵۹۸ شورای امنیت انجام گرفت مبادله ی اسیران از تاریخ ۲۳/۵/۶۹ شروع شد مشکل اصلی در مبادله تعداد اسیران دو کشور بود چرا که ایران حدود هفتاد هزار اسیر نظامی از عراق و حدود چهل هزار نفر اسیر نظامی و غیر نظامی ایران را در اختیار عراق قرار داشت در ابتدا توافق گردید که در مقابل هر۱۰۰۰ اسیر ایرانی، تعداد ۱۷۰۰ نفر از عراقی ها آزاد شوند تا موازنه ی کلی برقرار باشد. اما سرانجام کمیته های قربانیان جنگ هر دو طرف نسبت به تبادل مساوی اسیران به توافق رسیدند. تعداد زیادی از اسیران دو طرف تبادل ولی تعدادی نیز هنوز باقی مانده اند مشکل در عدم اعلام صورت اسیران می‌باشد و صلیب سرخ جهانی نیز قدرت و ضمانت اجرای لازم جهت وادار نمودن و الزام عراق به دادن لیست اسیران ایرانی را ندارد. این تنها مورد نقض حقوق اسیران در قرن بیست و یکم نیست، اسیران کویتی نیز چنین سرنوشتی دارند، برخی از اسیران جنگ صربستان نیز علی‌رغم گذشت چندین سال از پایان جنگ هنوز بلاتکلیف بوده و اثری از وضعیت آن ها در دست نیست.

چندین ماده از کنوانسیون های قبلی و فعلی ژنو ناظر به بازگشت اسیران مجروح و بیمار در حین مخاصمات و قبل از خاتمه جنگ توسط دولت‌های بی طرف می‌باشد همچنین اسیران سالمی که مدت طولانی در اسارت بوده اند نیز می‌توانند در فهرست اسیران بازگشتی قرار گرفته یا در کشور بی طرف نگهداری شوند.

طبق کنوانسیون ژنو، چند شیوه برای رهایی اسیران قابل تحقق است، از جمله قید شده که می‌توان اسیران را به طور دسته جمعی آزاد ساخت (یعنی به طور مثال به آن ها اجازه داد که سرزمین دولت نگهدارنده را ترک گویند) و یا این که به صورت دسته دسته رها شوند، به نوعی دیگر و ‌بر اساس (قول شرف) برای اسیر هم، رهایی حاصل می شود. قسم و قول شرف زندانیان و اسرای جنگی مبنی بر این که اسلحه علیه دشمن به دست نگیرند، موجبات آزادی آن ها را فراهم می آورد. البته باید توجه داشت که اعتبار این قول منوط و موکول به مطابقت آن با قوانین دولت متبوع اسیر است، و در حقیقت بسیاری از دولت‌ها به اعضای نیروهای مسلح خویش اجازه نمی دهند در صورت اسارت، ‌بر اساس قول شرف رهایی یابند. از طرف دیگر چنین عملی مختص جنگ‌های بسیار طولانی بوده و در قرن حاضر متروک به حساب می‌آید.

دریافت فدیه و پول در مقابل رهایی اسیران در جنگ های قدیمی مرسوم بود و در نظام فئودالیسم رشد و تا قرن هجدهم ادامه داشت. رهایی اسیران جنگ در مقابل بده بستان های گوناگون میان طرفی مخاصمه در جنگ های معاصر هم وجود دارد و بعضی اوقات اسیران به صورت گروگان در می‌آیند تا زمانی دستاوردی نصیب دولت نگهدارنده گردد.

طرفین مخاصمه می‌توانند موافقت نامه ای برای بازگشت آن عده از اسیران سالم که به مدت طولانی در اسارت بوده اند و یا نگهداری آن ها در یک کشور بی طرف، مشکلات زیادی دارد منعقد نمایند. چنین موافقت نامه‌ای را «کارتل» می‌نامند که پیمان کتبی ویژه مبادله اسیران است و به کشتی مخصوص حمل و مبادله اسیران نیز گفته می شود که معمولاً به شکل مبادله، ‌بر اساس تعداد ودرجه اسیران صورت می‌گیرد. اسیران که بر اساس کارتل مبادله و به کشورشان مسترد می‌شوند در خدمات فعال نظامی شرکت داده نمی‌شوند.

به طور کلی رهایی و بازشت اسیران جنگی قبل از پایان رسمی منازعه مسلحانه، گرچه در کنوانسیون سوم پیش‌بینی شده، ولی طبق ارزیـابی خانم « کریستین شلید» بندرت تحقق یـافته و آن مـوارد نادر نیز با انگیزه های تبلیغاتی و بهره برداری های سیاسی همراه بوده، یا این که بخشی از یک تفاهم کلی تر بوده که ‌گروه‌های دیگری غیر از اسیران را در بر می گرفته است، به علاوه تحول دیگری هم مطرح شده و آن این که اسیران، به طور فزاینده به عنوان بخشی از معاملات و بده بستان ها و وجه‌المصالحه‌ی مسائل سیاسی تبدیل گردیده‌اند. در جنگ ۱۹۷۳ خاورمیانه مبادله اسیران جنگی، معطوف به رسانیدن آذوقه به ارتش سوم مصر که در محاصره کامل ارتش اسرائیل قرار داشت موکول گردید. هند در خلال مباحثه ی طولانی خویش با پاکستان ‌در مورد بازگشت اسیران پاکستانی، رهایی آن ها را به شناسایی دولت بنگلادش توسط پاکستان موکول کرد. در منازعه ویتنام، جمهوری دموکراتیک در می ۱۹۶۹ رهایی اسیران را به مذاکرات مربوطه به ایجاد دولتی تابع جمهوری دمکراتیک در ویتنام جنوبی منوط نمود. همچنین در سپتامبر ۱۹۷۰ شرطی را افزود که اگر ایالات متحده آمریکا برای خارج ساختن نیروهایش تاریخ معینی را نپذیرد، اصولاً بحث از رهایی اسیران مطرح نخواهد شد.

حقوق مرسوم و عرفی جاری در زمینه رهایی و بازگشت اسیران جنگی، در ماده ۱۱۸ کنوانسیون سوم، دستخوش تغییر عمده ای گردید. ماده ۱۱۸ در پاراگراف اول مقرر می‌دارد که (اسیران جنگی بعد از توقف مخاصمات فعال، بدون در نظر گرفتن تعداد یا درجات و وضعیت سلامتی آن‌ ها اعمال گردد. این ماده صراحتاً تأکید نموده که در صورت عدم وجود قراردادی در این مورد، در متن هر توافق نامه ای که میان طرفین مخاصمه و به منظور توقف عملیات جنگی منعقد می‌گردد و یا حتی اگر چنین موافقت نامه ای وجود نداشته باشد. هر یک از طرفین باید بدون تأخیر و به طور یک جانبه بازگشت اسیران جنگی طرف مقابل را عملی سازد.

با توجه به موارد گفته شده در کنوانسیون سوم ژنو ۵ شکل از روش‌های آزادی و بازگشت اسیران جنگی به کشورشان پیش‌بینی شده که در ذیل به شرح و بسط هریک از موارد پنج گانه خواهیم پرداخت.

۲-۲-۱- مبادله اسیران

اگر تمام قواعد بر حسن رفتار با اسیران جنگی به نحو احسن توسط دولت بازداشت کننده اجرا شوند و جمیع اسرای دربند از لحاظ معیشتی در رفاه کامل، آرامش و آسایش باشند،‌ ولی احساس می‌کنند تمام غم‌ها و غل و زنجیرهای عالم به دوش آن هاست. زیرا بزرگ ترین نعمت الهی از آن‌ ها سلب شده و تار و پودشان شب و روز در انتظار روز موعود یعنی رهایی از قفس شعله می‌کشد.

بنا بر این حیاتی ترین مسئله برای اسیر آزادی بوده که بهترین روش آزادی نیز مبادله سریع و بی قید و شرط آن‌ ها است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




تعداد
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار t
شاخص

گروه

۴۰

۰۳/۱۲۷

۶۷/۱۵

۹۶۰/۰

۷۸

۰۵۰/۰

نابینا

۴۰

۲۰/۱۲۷

۴۷/۱۵

عادی

همان گونه که در جدول ۴- ۵ مشهود است در ارتباط با پرسش اول تحقیق می توان استنباط نمود که بین نمره خودکنترلی افراد نابینا (۶۷/۱۵SD = و ۰۳/۱۲۷M =) و نمره خودکنترلی در افراد عادی (۴۷/۱۵ SD = و۲۰/۱۲۷M =) تفاوت معناداری وجود ندارد (۰۵/۰p>). ‌بنابرین‏ فرض صفر تأیید و بین نمره خودکنترلی نابینایان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود ندارد(۰۵/۰p> ).

سوال دوم: آیا سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟

جدول ۴- ۶ نتایج آزمون تی مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۶ آزمونt مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی

تعداد
میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار t
شاخص

گروه

۴۰

۱۰/۴۱

۸۵/۴

۰۰۱/۰

۱۰/۷۰

۴۲/۴-

نابینا

۴۰

۲۰/۳۵

۸۸/۶

عادی

همان گونه که در جدول ۴- ۶ مشهود است بین نمره سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان (۸۵/۴ SD = و۱۰/۴۱M = ) و افراد عادی (۸۸/۶SD= و۲۰/۳۵ M=) تفاوت معناداری وجود داشت(۰۵/۰> p ). به طوری که این تفاوت در سطح معناداری (۰۰۱/۰p = دو دامنه، ۱۰/۷۰ df = و۴۲/۴- t =) مورد تأیید است. همچنین نتایج آزمون لوین برای برابری واریانس ها از لحاظ آماری معنادار (۰۵/۰> p و۷۸/۲ f=) و در نتیجه از آزمون t برای واریانس های نابرابر استفاده گردید. ‌بنابرین‏ در تبیین پرسش دوم پژوهش می توان گفت فرض صفر مردود و بین سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نابینایان و افراد عادی تفاوت معناداری وجود دارد (۰۰۱/۰>P ).

سوال سوم پژوهش: آیا متغیرهای دموگرافیک(جنسیت،تحصیلات و ترتیب تولد) بر خودکنترلی و سیستم بازداری- فعالسازی رفتاری از افراد نابینا و عادی مؤثر است؟

جدول ۴- ۷ نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب جنسیت را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۷ آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب جنسیت

میانگین
انحراف معیار
سطح معنی داری
درجه آزادی
مقدار F
متغیر
جنسیت

۶۸/۱۲۷

۸۰/۱۲

۷۸۱/۰

۱

۰۸۷/۰

خودکنترلی
زن

۷۰/۱۲۶

۳۱/۱۷

مرد

۷۱/۱۳

۵۱/۳

۹۱۷/۰

۱

۰۱۱/۰

سیستم بازداری / فعال ساز رفتار
زن

۶۳/۱۳

۹۲/۲

مرد

با توجه به یافته های جدول شماره ۴-۷ تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی جنسیت از تاثیر معناداری بر خودکنترلی افراد مورد مطالعه برخوردار نسبت(۷۸۱/۰P = و۰۸۷/ ۰ F =). در ارتباط با تاثیر جنسیت بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاکی از آن است که جنسیت تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری ندارد (۹۱۷/۰ P =و۰۱۱/۰ F =).

جدول ۴- ۸ نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب ترتیب تولد را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۸ آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب ترتیب تولد

خودکنترلی
سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری
متغیر
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
ترتیب تولد

۲۵/۱۲۱

۲۸۶/۰

۴

۲۷/۱

۴۴/۱۵

۱۱۶/۰

۴

۹۱/۱

فرزند اول

۸۶/۸۲۷

۶۱/۱۳

فرزند دوم

۵۸/۱۲۶

۷۱/۱۲

فرزند سوم

۶۷/۱۳۵

۳۳/۱۳

فرزند چهارم

۸۳/۱۳۲

۳۳/۱۳

فرزند پنجم و بالاتر

همان گونه که در جدول ۴- ۸ مشهود است، تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی ترتیب تولد از تاثیر معناداری بر خودکنترلی در ‌گروه‌های مطالعه برخوردار نیست ( ۰۵P>/ و ۲۷/۱= F). در ارتباط با تاثیر ترتیب تولد بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاصل از جدول ۴- ۸ حاکی از آن است که ترتیب تولد از تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری برخوردار نیست (۰۵/۰<P و ۹۱/۱ F =).

جدول۴-۹ نتایج آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری افراد مورد مطالعه بر حسب تحصیلات را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۹ آزمون تحلیل واریانس دو عاملی برای مقایسه تفاوت میانگین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری بر حسب تحصیلات

خودکنترلی
سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری
متغیر
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
میانگین
سطح معناداری
درجه آزادی
مقدار F
تحصیلات

۹۰/۱۲۳

۶۸۱/۰

۴

۵۷۶/۰

۶۰/۱۲

پایین تر از دیپلم

۵۷/۱۲۴

۲۹/۱۳

۲۳۰/

۴

۴۳/۱

دیپلم

۳۲/۱۳۰

۴۵/۱۳

۰

فوق دیپلم

۸۱/۱۲۸

۲۵/۱۵

لیسانس

۵۰/۱۲۸

۷۵/۱۳

فوق لیسانس و بالاتر

همان گونه که در جدول ۴- ۹ مشهود است، تحلیل واریانس دو عاملی نشان داد که به طور کلی تحصیلات تاثیر معناداری بر خودکنترلی ندارد(۰۵/۰<P و۵۷۶/۰F =). آزمون دامنه شفه نشان داد بین نمره خودکنترلی در نمونه مورد مطالعه بر حسب تحصیلات تفاوت معناداری وجود ندارد(۰۵/۰<P). در ارتباط با تاثیر تحصیلات بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری نتایج حاکی از آن است که تحصیلات تاثیر معناداری بر سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری ندارد(۰۵/۰<P و۴۳/۱F =).

فصل پنجم:

بحث و نتیجه گیری

    1. . Behavior activation system ↑

    1. . Behavior inhibition system ↑

    1. . Barekli ↑

    1. . Langchor ↑

    1. . Beeck ↑

    1. . Chang & et.al. ↑

    1. . Heponiemi ↑

    1. . Harmon-Jones ↑

    1. ۱٫ Krienter& Kinicki ↑

    1. . Bauuchaine ↑

    1. . Fauci & et al ↑

    1. . Rosenkranz and et al ↑

    1. . Colder & Ocuner ↑

    1. . Quay ↑

    1. . Depue ↑

    1. . Mood-Congruency ↑

    1. . Bower ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




توکّل دارای آثاری است. برخی از این آثار عبارت اند از:

– رهایی از اضطراب و دلشوره و کم شدن تشویش و نگرانی،

– احساس برخورداری از پشتوانه ای محکم و حمایت حامی قدرتمند که موجب دلگرمی است،

– عدم یأس و دلسردی در صورت عدم حصول نتیجه دلخواه.

قرآن بعد از تذکر ‌به این امر که معبودی جز خدای یگانه نیست، توکل بر او را به عنوان یک امر لازم بر می شمرد((عباسی،۱۳۸۱).) و بندگان را به داشتن این صفت، تشویق می‌کند. این تشویق از طریق برشمردن آثار معنوی و اخروی و دنیوی توکل صورت می‌گیرد. در یکجا می فرماید: خداوند توکل کنندگان را دوست دارد.( سوره آل عمران، آیه ۱۵۹) محبت خداوند برای مؤمنان ارزشمند و با معنا است و اثر تشویقی زیادی بر آنان دارد و در جای دیگری می فرماید: هر کس به خدا توکل کند خداوند برای او کافی است (سوره طلاق، آیه ۳).

تسلیم در برابر اراده الهی

مفهوم دیگری که در فرهنگ اسلام بسیار مورد توجه قرار گرفته است عبارت است از: تسلیم در برابر مشیت الهی و راضی بودن به سرنوشت. با این باور، کدام مصیبت می‌تواند انسان را درهم بشکند و او را به مرز فروپاشی روانی و اختلال و آشفتگی نزدیک کند. مصیبت و بلا بر ایمان مؤمنان می افزاید و توجه آنان را به اصولی جلب می‌کند که التفات بدانها به تصحیح مسیر زندگی آنان می‌ انجامد.( سوره بقره، آیه ۱۵۶).

شادکامی

افراد شادکام افکار و رفتارهایی دارند که سازگار و کمک کننده می‌باشد. این‌گونه افراد با دیدگاهی روشن به امور می‌نگرند. دعا و نیایش دارند. به طور مستقیم برای حل مسائل از خود تلاش نشان می‌دهند و به موقع از دیگران کمک می‌طلبند. از سوی دیگر، افراد غیرشادکام، بدبینانه فکر و عمل می‌کنند. در خیالات فرو می‌روند. خود و دیگران را سرزنش می‌کنند و از کار کردن برای حل مشکلات اجتناب می‌ورزند(دینر و همکاران،سال؟)

مفاهیم دیگری همچون باور به علم، احاطه، حکمت، قدرت، تدبیر و رحمت خداوند نیز هر کدام دارای آثار مثبت و سازنده ای بر افکار، احساسات و رفتارهایی هستند که نتیجه نهایی مجموعه آن ها این است که انسان باورمند به آن ها انسانی می شود با شخصیت محکمِ برخوردار از آرامش روان و اطمینان خاطر، صبور و حلیم در برابر شداید و مشکلات و مصائب و مشقّات.هرچه درجه خلوص ایمان و باور ‌به این عقاید و معارف، بیشتر و میزان آگاهی ‌به این شناخت، افزون تر باشد، به همان نسبت، آثار این باورها در اندیشه، احساس و رفتار فرد، ظاهر می شود و به مقداری که در هر یک از ابعاد و جنبه ها کاستی وجود داشته باشد به همان مقدار از آثار مثبت آن کاسته می شود(عباسی،۱۳۸۱).

دین و سلامت روان

جهان بینی آن گاه تکیه گاه یک مکتب و پایه ایمان قرار می‌گیرد که رنگ و صبغه مذهبی داشته باشد. شناختهای اساسی ما درباره جهان، انسان و همه پدیده‌های عالم بر نحوه تفکر، جهت‌گیری، انتخابها و رفتارهای ما تأثیر دارند. جهان بینی در واقع، کُنش – ‌واکنش‌ها یا بازخوردهای اساسی ما را نسبت به خود، دیگران و هستی شکل می‌دهد. وحید که اولین اصل از اصول عقاید اسلامی است بر این آگاهی‌ها تأکید می‌کند که جهان و همه پدیده‌های عالم، آفریده هستند و همه به او نیازمندند و او از همه بی نیاز است.(سوره فاطر،آیه:۱۵) .خدا به همه چیز، آگاه و بر همه چیز تواناست (سوره شوری، آیه ۱۲ ؛ سوره حج، آیه ۶)

ابعاد اندازه گیری شده دینداری

ابعاد گوناگون دینداری در پژوهش های انجام شده در این زمینه اندازه گیری شده است. می توان این ابعاد را در موارد زیر خلاصه کرد:

    • باور مذهبی[۱۷]: باور داشتن در مقابل باور نداشتن، باور قلبی وعمیق در مقابل باور سطحی، باور به خدا،پیامبران و روز واپسین، عقاید و باورهای سنتی.

    • وابستگی مذهبی[۱۸]

    • بعد اجتماعی و سازمانی مذهبی: عضویت اجتماعی و سازمانی مذهب، شرکت در مراسم مذهبی، فعالیت های اجتماعی مذهبی،شرکت در نماز جماعت و یا دعاهای جمعی، دادن کمک های مالی به مساجد و معابد.

    • بعد فردی و غیرسازمانی مذهب: درخواست چیزی از خداوند، شفاعت، میانجیگری و دعای خیر برای دیگران، تحسین و تشکر،اعتراف و اقرار به گناه، تفکر در آثار خلقت خداوندی، مکاشفه، خواندن قرآن و دعا در خلوت.

    • بعد ذهنی و مذهبی بودن[۱۹]: چقدر مذهب برای فرد اهمیت دارد؟، تا چه اندازه فرد خود را مذهبی می‌داند؟

    • انگیزه مذهبی( درو نسویی/ برو نسویی)

    • جستار مذهبی[۲۰]

    • تجربیات مذهبی

    • شکوفایی مذهبی ( رابطه معنی دار، رضایت بخش و عرفانی با خداوند)

    • مقابله های مذهبی

    • دانش مذهبی

    • پیامدها و نتایج مذهبی بودن

    • تاریخچه مذهبی بودن

  • رشد یافتگی معنوی و مذهبی (کونیک و همکاران،۲۰۰۲؛نقل از خدایاری فرد و همکاران،۱۳۷۸).

سلامت روان[۲۱]

مفهوم سلامت روان

لوین سون و همکارانش در ۱۹۶۲ سلامت روان را اینطور تعریف کرده‌اند: سلامت روان عبارت است از اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود، دنیای اطراف، محل زندگی، اطرافیان مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد، چگونگی سازش وی با درامد خود و شناخت مکانی و زمانی خویشتن دارد(میلانی فر،۱۳۷۸).

سلامت روان به سلامت شناختی و یا عاطفی اطلاق می شود، در واقع این مفهوم ‌در مورد نحوه تفکر، احساس و رفتار ما می‌باشد. سلامت روان همچنین می‌تواند به معنای عدم حضور یک اختلال روانی باشد. تقریبا ۲۵ درصد مردم در بریتانیا در طول زندگی خود یک مشکل مربوط به سلامت روان را دارند. گفته می شود که آمریکا بالاترین میزان بروز مشکلات مربوط به سلامت روان در جهان توسعه یافته را دارد. سلامت روان شما می‌تواند بر روی زندگی روزمره، روابط و حتّی سلامت جسمانی شما تأثیر بگذارد. سلامت روان همچنین دربرگیرنده توانایی یک فرد برای لذت بردن از یک زندگی، برای حفظ توازن بین فعالیت های زندگی و تلاش ها برای رسیدن به انعطاف پذیری روان شناختی می‌باشد (آیکین[۲۲]، ۲۰۱۰).

بر اساس لغت نامه پزشکی مدیلکسیکن[۲۳]، سلامت روان به بلوغ یا حالت نرمال عاطفی، رفتاری و اجتماعی، و عدم حضور اختلال ذهنی یا رفتاری اطلاق می شود و همچنین به عنوان حالت سلامت روانشناختی در نظر گرفته می شود که در آن، فرد به یک تمامیت رضایت بخش محرک های غریزی مورد پذیرش برای خود و محیط اجتماعی خود می‌رسد(آیکین،۲۰۱۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ب.ظ ]




دنیس. سی. اسپارکس[۲۳۶]در سال ۱۹۸۰، در مقاله ای با عنوان «بیست و پنج پیشنهاد برای مدیریت زمان »، از بین پیشنهادات ارائه شده در رابطه با مدیریت زمان، تعدادی را که برای افراد مناسب تر بوده برگزیده و از بین آن ها به موارد زیر اشاره دارد : تهیه فهرست فعالیت‌ها و تعیین اولویت‌های آن ها، هدفگذاری و ایجاد طرح کار و یادگرفتن اینکه «نه » بگوییم (اسپارکس، ۱۹۸۰).

مایکل. دبلیو. بورن[۲۳۷]در سال ۱۹۷۹، پیشنهاداتی در زمینه بهبود مدیریت زمان مطرح ‌کرده‌است که عبارتند از : تعیین اهداف، تحلیل زمان موجود، تفویض مسئولیت به دیگران، سازماندهی آنچه که غیر قابل اجتناب است (بورن، ۱۹۷۹).

پاتریشا. اس. واگر[۲۳۸]در سال ۱۹۸۱، لازمه مدیریت موفق زمان را، برنامه ریزی دقیق، نوشتن اهداف، سازماندهی زمان برای رسیدن به برنامه های کاری می‌داند و نیز هدفگذاری را وسیله ای برای ارزیابی برنامه ها می‌داند (واگر، ۱۹۸۱).

یکی از وجوه مدیریت زمان، پیچیدگی آن است که کنترل آن را برای برخی دشوار می‌سازد. مدیریت زمان از عناصر چندی پدید آمده است که این عناصر به یکدیگر گره خورده اند. تعیین یک موقعیت و مشخص کردن ضایع کنندگان وقت در آن، متضمن تقلا و کوشش فوق العاده ای است (مکنزی ؛ ترجمه رضاپور، ۱۳۷۲).

رابینز[۲۳۹](۱۹۹۲) که یکی از صاحب نظران مدیریت است، اعتقاد دارد که دو نوع زمان وجود دارد :

یکی زمان غیر قابل کنترل و دیگری زمان قابل کنترل. او می‌گوید بسیاری از افراد، نمی توانند تمام وقتشان را کنترل نمایند. آن ها پیوسته و روزمره به بحران‌های ناگهانی، واکنش نشان می‌دهند. وقت عمده آن ها صرف ‌پاسخ‌گویی‌ به درخواست‌ها و تقاضاها و نیز توجه به مسائل و مشکلاتی می‌شود که توسط دیگران ایجاد شده است و این نوع زمان را نمی توان کنترل و مدیریت نمود. در مقابل بخشی از وقت آدمی قابل کنترل است. بسیاری از پیشنهادهای ارائه شده جهت مدیریت زمان، مربوط به استفاده از زمان قابل کنترل است. برای اینکه بخشی از وقت آدمی که قابلیت کنترل دارد، قابل مدیریت کردن است (رابینز، ۱۹۹۲).

«زمان تنها منبعی است، که به محض دستیابی به آن، می‌باید مصرف شود و آهنگ مصرف آن هم ثابت است. بعضی محققین در نوشته های خود برای افزایش اوقات آموزش از نظر کمّی، پیشنهاداتی ارائه نموده اند، ولی آنچه که بیش از همه مورد نیاز است، استفاده مؤثر از مقدار زمانی است که در دسترس است. برای این امر، برنامه‌ریزی و سازماندهی کافی، مورد نیاز است. در غیر این صورت، زمان بیشتری به هدر می‌رود. » (میلر[۲۴۰]،۱۹۸۵، ص.۳، دیلون[۲۴۱]، ۱۹۸۱، ص.۴).

وبر[۲۴۲]در سال ۱۹۸۹، برای پیشرفت افراد در زمینه استفاده مؤثر از زمان به منظور انجام فعالیت‌های کاری شش پیشنهاد ارائه می‌دهد : تشخیص بین فعالیت مهم و فعالیت اضطراری، چشم پوشی از انجام بعضی از فعالیت‌ها که نیاز به زمان دارد، تمرکز بر فعالیتی که بیشترین کمک را به فرد می‌کند، تفویض اختیار، بهبود روابط بین افراد، پیشرفت در زمینه اهداف بلند مدت حیاتی. (وبر، ۱۹۸۹).

بی شاپ[۲۴۳]در سال ۱۹۸۶، برای بهبود مدیریت زمان مراحلی را مطرح می‌کند که عبارتند از : تحلیل زمان، تعیین مشکلات موجود در زمان، ارزیابی از خود، تعیین اهداف و اولویتها، توسعه فعالیت‌های برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، مواجه شدن با مشکلات زمان، تحلیل فعالیت‌های روزانه و استفاده مؤثر از تلفن (بی شاپ، ۱۹۸۶).

    1. Seligman , M.E.P. ↑

    1. csikszentmihalyi,M. ↑

    1. Argyle,M. ↑

    1. Myers , D. ↑

    1. The pursuit of happiness ↑

    1. Lu,L. ↑

    1. Fritz,G.H. ↑

    1. Scott,H. ↑

    1. Shannon, C ↑

    1. caroline , L. ↑

    1. Good,T. ↑

    1. Brophy,J. ↑

    1. Levin, K. ↑

    1. Farahany,M.N. ↑

    1. Personalogical ↑

    1. Institutional ↑

    1. Mohan.J. ↑

    1. Gulati,A. ↑

    1. Reidel,J.S. ↑

    1. Pandey.R.P. ↑

    1. Molnar,P. ↑

    1. Crealock,C.M. ↑

    1. introversion – extraversion ↑

    1. neuroticism ↑

    1. psychoticism ↑

    1. self-perception ↑

    1. Hansford , B.C. ↑

    1. Hattie, J.A. ↑

    1. Deluty , R.H. ↑

    1. Halasselt , V. ↑

    1. Bellack, A.S. ↑

    1. Hersen. M. ↑

    1. Bernestein , M.R. ↑

    1. Newman , R.M. ↑

    1. Visual – Spatial. ↑

    1. subjective well-being ↑

    1. life satisfaction ↑

    1. pleasant emotions ↑

    1. feelling of fulfillment ↑

    1. meaning ↑

    1. Diener , E.&Scollon , C.H. ↑

    1. life quality ↑

    1. optimism ↑

    1. hope ↑

    1. Roysamb,E. ↑

    1. Harris , J. ↑

    1. Magnus , P. ↑

    1. Vitterso , J. ↑

    1. Tambs,K. ↑

    1. Suh,E. ↑

    1. Oishi,S. ↑

    1. Natvig , K. ↑

    1. Albrektsen , G. ↑

    1. Qvarnstron , V. ↑

    1. Erikson , E. ↑

    1. Boss , M. ↑

    1. Myers , D.G. ↑

    1. Veenhoven , R. ↑

    1. Kashdan , T.B. ↑

    1. Fuhrere, M.J. ↑

    1. Krause , J.S. ↑

    1. Hampton , N.Z. ↑

    1. Rask,K. ↑

    1. Kurki,p. ↑

    1. Paavilainen,E. ↑

    1. Laippala,P. ↑

    1. Arrindell , W.A. ↑

    1. Wensink,J. ↑

    1. Rosenberg, E. ↑

    1. Stedma,J. ↑

    1. Hatzichristou , C,H. ↑

    1. King , L.A. ↑

    1. Janoff –Bulman , C.H. ↑

    1. Biswas – Diener , R. ↑

    1. Dumant , C. ↑

    1. Larson , R. ↑

    1. Sandvik, E. ↑

    1. Pavot , W. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]





سرسختی روان شناختی ابتدا مورد توجه کوباسا (۱۹۷۹) قرار گرفت و به عنوان مجموعه ای متشکل از ویژگی های شخصیتی در نظر گرفته شد که در رویارویی با حوادث فشارزای زندگی به عنوان منبعی از مقاومت، همانند سپری محافظ عمل می‌کند و افراد واجد آن می‌توانند به گونه ای کارآمد با مشکلات و فشارهای زندگی مقابله کنند (حقیقی، عطاری، رحیمی و سلیمانی نیا، ۱۳۷۸).

کوباسا (۱۹۸۳)، سرسختی را ترکیبی از باورها درباره خود و جهان تعریف کرده‌اند که از سه مؤلفه تعهد، مهار و مبارزه جویی تشکیل شده است.


باور به تغییر، دگرگونی و پویایی زندگی و این نگرش که هر رویدادی به معنای تهدیدی برای امنیت و سلامت انسان نیست، انعطا ف پذیری شناختی و بردباری در برابر روی دادهای سخت تنش زا و، موقعیت های مبهم را به دنبال دارد .بررسی ها گویای آن است که سرسختی با سلامت جسمی و روانی رابط ه مثبت دارد و به عنوان یک منبع مقاومت درونی، تأثیرات منفی استرس را کاهش می‌دهد و از بروز اختلال های جسمی و روانی پیشگیری می‌کند. (زانگ، ۲۰۱۰) در پژوهشی که در بین دانشجو یان چینی انجام گرفت، نشان داد که سرسختی با پنج عامل بزرگ شخصیت ارتباط دارد، به طوری که سه مؤلفه سرسختی (تعهد، مهار و مبارزه جویی ) با روان رنجورخو یی ارتباط منفی و معنادار و با چهار عامل دیگر شخصیت برونگرایی، گشاده رویی،خوشایندی و وظیفه شناسی ارتباط مثبت و معنادار ی دارند . دلاهیج، گیلارد و دام(۲۰۱۰) گزارش کردند که سرسختی با شیوه های مقابله ای سازگارانه ارتباط مثبت و معنادار و با سبکها ی مقابله ای ناسازگارانه ارتباط منفی و معنادار دارند.


نادری و حسینی (۱۳۸۹) نشان دادند که سرسختی روان شناختی و امید به زندگی با هم همبستگی مثبت و معنادار دارند. ویسی، عاطف وحید و رضایی (۱۳۷۹) گزارش دادند که در وضعیت استرس زا کسا نی که از سرسختی بالاتر ی برخوردارند، سلامت روان بیشتری دارند تا کسانی که سرسختی پایین تری برخوردارند. (بابلان، قاسم پور و حسن زاده، ۱۳۹۰).

پیشینه عملی تحقیق


آزموده و همکاران (۱۳۸۶) عنوان کردند که بین جهت گیری مذهبی و متغیرهای شادکامی و سرسختی روانشناختی رابطه معنادار وجود دارد و افراد با جهت گیری درونی نسبت به افراد با جهت گیری بیرونی از تعهد، مهار و مبارزه جویی بیشتری برخوردارند. دیگر نتایج آن ها دلالت می کرد که بین زنان و مردان از نظر سرسختی روانشناختی تفاوت معنی داری هست و دختران از سطح سرسختی روانشناختی قوی تری برخوردارند.

نریمانی (۱۳۸۶) نشان داد بین متغیرهای سرسختی روانشناختی، سبک های تفکر و مهارت های اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت معناداری وجود دارد و از سه متغیر پیش بین تنها متغیرهای سرسختی روانشناختی و سبک های تفکر قابلیت پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را داشتند.

درتحقیق کامیار(۱۳۸۶) رابطه معناداری بین عوامل خود انگیزی در هوش هیجانی با عوامل سرسختی دیده نشد. یافته دیگر این پژوهش حاکی بود که زنان و مردان از نظر سرسختی و هوش هیجانی تفاوتی ندارند (یاسمی نژاد، محمدیان و فعلی، ۱۳۹۰).

مصاحبی(۱۳۸۳) در پژوهش خود با عنوان رابطه بین رضایت زناشوئی و میزان انعطاف پذیری بین زن وشوهرها ‌به این نتیجه رسید که همسانی در انعطاف پذیری یکی از ویژگی های شخصیتی افراد است که با رضایت از زندگی زناشوئی ارتباط دارد.

در پژوهش نادری و همکاران(۱۳۸۸) رابطه هوش معنوی و هوش هیجانی با رضایت از زندگی سالمندان، نتایج نشان داد که بین هوش معنوی و رضایت از زندگی، همچنین بین هوش هیجانی و رضایت از زندگی رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون با روش ورود نشان داد که متغیرهای هوش معنوی، هوش هیجانی به ترتیب پیش‌بینی کننده رضایت زندگی بودند.

اسماعیل خانی و همکاران(۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان بررسی روابط ساده و چندگانه هوش هیجانی، خود کارآمدی و سرسختی روان شناختی با سبک مدیریت تعارض سازش در دانشجویان، نشان دادند که: الف) بین هوش هیجانی و سبک مدیریت تعارض سازش رابطه معنی داری وجود ندارد. ب) بین خود کارآمدی و سبک مدیریت تعارض سازش رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. ج) بین سرسختی روان شناختی و سبک مدیریت تعارض سازش رابطه منفی و معنی دار وجود دارد. د) نتایج تحلیل رگرسیون به روش ورود مکرر نشان داد که بین متغیرهای پیش بین با متغیر سبک مدیریت تعارض سازش، همبستگی چندگانه وجود دارد. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون به روش مرحله ای نشان داد که از میان مجموع متغیرهای پیش بین تنها متغیرهای سرسختی روان شناختی و هوش هیجانی به ترتیب، قادر به پیش‌بینی سبک مدیریت تعارض سازش هستند.

در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه هوش هیجانی و رضایت زناشویی که توسط سلیمانیان و محمدی (۱۳۸۸) انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد بین هوش هیجانی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد و هوش هیجانی به تنهایی ۳۰ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می‌کند. همچنین این تحقیق نشان داد بین مؤلفه‌ های هوش هیجانی (توجه، وضوح، بازسازی خلقی) و رضایت زناشویی همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. نتیجه تحلیل رگرسیون چند گانه گام به گام نشان داد عامل توجه بیشترین توانایی تبیین تغییرات رضایت زناشویی را دارد و ۱۹ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می‌کند. عامل وضوح ۷ درصد و عامل بازسازی ۳ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین کرده‌اند. نتیجه تحقیق همچنین نشان داد میزان هوش هیجانی در زنان به طور معناداری بیشتر از مردان است

در پژوهش کامیار و یزدی (۱۳۸۶) با عنوان بررسی رابطه سرسختی با هوش هیجانی و مقایسه آن در زنان و مردان دانشجوی شاغل دانشگاه های شهر تهران، نتایج نشان داد که بین سرسختی و هوش هیجانی دانشجویان، رابطه معنادار وجود دارد؛ همچنین بین مؤلفه‌ های تعهد، کنترل، و چالش در سرسختی و مؤلفه‌ های خودآگاهی، خودکنترلی، هشیاری اجتماعی و مهارت های اجتماعی در هوش هیجانی رابطه وجود دارد؛ نیز، رابطه معناداری بین مؤلفه‌ های خودانگیزی در هوش هیجانی با مؤلفه‌ های سرسختی دیده نشد. آخرین یافته های این پژوهش حاکی از آن است که زنان و مردان از نظر سرسختی و هوش هیجانی تفاوتی ندارند.

فروغی، حسینیان و یزدی (۱۳۸۷)در بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مؤلفه‌ های آن با رضایت زناشویی کارکنان بیمارستان به نتایج زیر رسیدند بین هوش هیجانی و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (r<0.39 p<0.01). همچنین بین مؤلفه‌ های هوش هیجانی (خود آگاهی، همدلی، خودکنترلی و مهارت های اجتماعی) و رضایت زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین مؤلفه‌ خود انگیزی و رضایت زناشویی رابطه معناداری به دست نیامد.

صلاحیان و همکاران(۱۳۸۹) در بررسی رابطه بین هوش هیجانی و بخشودگی با تعارضات زناشویی نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی و بخشودگی زوج ها پیش بین متغیر تعارضات زناشویی بوده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




۱ . استعداد، یک توانایی بالقوه است که در وجود هر انسانی به ودیعه نهاده شده است؛

۲ . این توانایی بالقوه برای شکوفایی و بروز خود، نیازمند شرایط و بستر مناسب است و چه بسا در صورت فراهم نیامدن امکانات و شرایط مناسب، هرگز بروز نیابد.

۳ . می‌توانیم این توانایی بالقوه را به دو دسته عمومی و اختصاصی تقسیم کنیم. ‌به این صورت که توانایی‌های عمومی، در میان تمام انسان ها مشترک است و البته بسته به اشخاص مختلف، دارای شدت و ضعف است و توانایی‌های اختصاصی نیز آنهایی هستند که در بین انسان ها متفاوت و گوناگون اند و همه انسان ها از آن برخوردار نیستند.

دومین مفهومی که باید به آن توجه کرد، مفهوم آموزش (تعلیم و تربیت) است. البته ما در این جا آموزش[۶۷] را از زاویه اشتغال و استعداد، مورد بررسی قرار خواهیم داد.

درباره رابطه تعلیم و تربیت و استعداد، می‌توانیم به دو نکته اساسی اشاره نماییم : نکته اوّل، این است که ترتیب، خود، ابزاری است برای رشد و شکوفایی استعدادها. به طور مثال، در تعریفی از تربیت، آن را «پرورش دادن، یعنی به فعلیت درآوردن استعدادهای بالقوه و درونی در یک شخص» (مطهری، ۱۳۸۱). بیان کرده‌اند، به طوری که با مراجعه و مطالعه اهداف نهاد «آموزش» در جهان، متوجه خواهیم شد که یکی از اهداف اساسی در همه نظام های آموزش و پرورش، همانا رشد و شکوفایی استعدادهای فراگیران است.

از سوی دیگر، نظام تعلیم و تربیت در هر جامعه ای، تربیت کننده نیروی انسانی[۶۸] مناسب مورد نیاز بخش های مختلف جامعه است و یکی از مهم ترین ابعاد و انواع برنامه ریزی آموزش در هر سازمانی، برنامه ریزی نیروی انسانی[۶۹] است که شامل: برنامه ریزی برای تربیت عموم کارکنان، اعم از کارگران نیمه ماهر تا کاردان ها، مهندسان، دکترها، معلّمان، استادان و سایر متخصصان است. بنا بر این، ملاحظه می شود که برنامه ریزی نیروی انسانی، مستقیما با برنامه ریزی اقتصادی در ارتباط است؛ زیرا هدف آن، تربیت افرادی است که باید چرخ های اقتصاد کشور را به حرکت درآورند( فیوضات، ۱۳۸۰).

این نکته نیز بر همه روشن است که یکی از اساسی ترین انتظارات خانواده ها و دانش آموزان از نظام آموزشی در هر جامعه، کسب آمادگی های لازم برای یافتن یک شغل مناسب در آینده است.

البته آموزش و پرورش، دارای ابعاد بسیار متفاوتی است و نقش بسیار زیادی در توسعه فردی و اجتماعی ایفا می‌کند، به طوری که بخش گسترده ای از ابعاد و اثرات آن را نمی توان به آسانی اندازه گیری کرد؛ اما به هر حال، یکی از انتظارات اساسی از نظام آموزش و پرورش، تربیت افرادی است که بتوانند در آینده، با بر عهده گرفتن مشاغل و حرفه های مختلف اجتماعی، چرخ های جامعه را به گردش درآورند.

به طوری کلی، آموزش های مربوط به اشتغال را می توان به دو دسته اساسی : ۱)آموزش های پیش از خدمت (اشتغال)[۷۰] و ۲) آموزش های ضمن خدمت[۷۱] تقسیم کرد. آموزش های پیش از خدمت به آموزش هایی گفته می شود که یک نفر، پیش از عهده دار شدن یک شغل، آن ها را فرا می‌گیرد، مانند آموزش هایی که در مدرسه و دانشگاه، یا در دوره های کارآموزی[۷۲] به افراد، داده می شود. هدف از این آموزش ها نیز آماده کردن فرد برای احراز یک شغل بخصوص است (سیف، ۱۳۸۱).

البته آموزش هایی که در مدرسه و دانشگاه داده می شود، کمتر جنبه اختصاصی و بیشتر جنبه کلّی دارد و در بیشتر موارد، فرد را به صورت نظری برای پذیرفتن شغل، آماده می‌کند که در این میان باید حساب آموزش‌های فنی و حرفه ای و یا دوره هایی که به صورت عملی برای پذیرفتن یک شغل درنظر گرفته می‌شوند (مانند کارآموزی ها) را جدا کرد.

درباره آموزش های ضمن خدمت، می توان گفت : با توجه به تحولات سریع علوم و تکنولوژی، دانش و اطلاعات افراد برای ‌پاسخ‌گویی‌ ‌به این پیشرفت سریع، ناتوان و ناقص است. از این رو، در دنیای متحوّل امروز، هیچ کس نمی تواند با تکیه بر آموخته های خود در نظام آموزش رسمی، سازگاری مناسب با محیط خود داشته باشد. بنا بر این، بر اساس فلسفه آموزش مستمر، اطلاعات و دانش انسان باید همواره پویا، به روز و در حال تکامل باشد و در هر مرحله ای از زندگی باید در کوران جدیدترین یافته ها و اطلاعات مربوط به حرفه و زندگی اش قرار گیرد (فتحی واجارگاه، ۱۳۷۳). و هدف آن، تجهیز نیروی انسانی شاغل در سازمان ها به دانش ها و مهارت های جدید و مورد نیاز است.

بین آموزش های ضمن خدمت و آموزش های پیش از خدمت، تفاوت هایی وجود دارد که بارزترین های آن ها را می توان به صورت زیر بیان کرد:

در آموزش های ضمن خدمت، برخلاف آموزش و پرورش کلاسیک(رسمی)، با بزرگ سالانی سر و کار داریم که به اقتضای نیازهای حرفه ای و شخصی شان، باید از برخی از دانش ها و مهارت های جدید، اطلاع یابند. از این رو، آموزش های ضمن خدمت، باید نوعی جهت‌گیری «مشکل گرا» و «کاربردی» داشته باشند. به عبارت دیگر، لازم است محتوا و شیوه این آموزش ها به نحوی باشد که نیازهای حرفه ای و شخصی افراد و مسائلی را که آن ها در محیط کاری و زندگی خویش با آن ها درگیرند، مرتفع سازد (امام جمعه و سعیدی رضوانی، ۱۳۸۱). در حالی که آموزش های پیش از خدمت، بیشتر «نظری» و «کلّی» و «موضوع گرا» هستند و در آن ها، فردِ تحت آموزش، فارغ از مشکلات، آموزش می بیند.

نکته پایانی که درباره آموزش های حرفه ای باید به آن اشاره کنیم، این است که این گونه آموزش ها باید به سه بُعد : دانش[۷۳]، نگرش[۷۴] و مهارت[۷۵]، توجه داشته باشند و این سه بُعد را در هر فردی، برای پذیرفتن شغل، به وجود آورند. البته موضوع آموزش های شغلی، خود، نیازمند بحث گسترده ای است که در حوصله این نوشته نیست.

رابطه استعداد و آموزش با اشتغال مناسب

حال با توضیح دو مفهوم استعداد و آموزش، زمان آن رسیده است که رابطه این دو را با هم و با اشتغالِ مناسب، بیان کنیم.

در یافتن یک شغل مناسب و توفیق و پیشرفت و ارتقا در آن، عوامل متعددی دخیل هستند که دو عامل اساسی آن، استعداد و آموزش است و این بدان معنا است که یک فرد، برای پذیرفتن یک شغل و موفقیت یافتن در آن، از یک طرف، نیازمند آن است که استعداد و توانایی بالقوه را برای انجام دادن آن شغل و حرفه داشته باشد و از سوی دیگر، دانش، مهارت و نگرش های مربوط به آن شغل را نیز در دوره های مختلف آموزشی کسب کند. برای روشن تر شدن بحث، به مثال زیر توجه کنید:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




تاب‌آوری۲۵۹۰٪

پرسشنامه مورد استفاده دیگر مربوط به پرسشنامه تاب‌آوری بوده که با توجه به جدول (۳-۳) مشاهده می­کنیم ضریب آلفای به دست آمده برای تاب‌آوری ۹۰٪ بوده که این مقدار عالی است و سؤالات در حد عالی گویا بوده ­اند.

۳-۵-۴-پرسشنامه طرح‌واره ناسازگار یانگ

پرسشنامه‌ی طرح‌واره‌ی یانگ(فرم کوتاه) یک پرسشنامه‌ی ۷۵ سوالی است که برای سنجش ۱۵ طرح‌واره‌ی شناختی اولیه، طراحی شده است. این طرح‌واره‌ها عبارتند از: محرومیت هیجانی[۱۲۵]، رهاشدگی[۱۲۶]، بی‌اعتمادی/ بدرفتاری[۱۲۷]، انزوای اجتماعی[۱۲۸]، نقص/ شرم[۱۲۹]، وابستگی/ بی کفایتی[۱۳۰]،آسیب‌پذیری نسبت به ضرر[۱۳۱]، خود تحول نیافته و گرفتار[۱۳۲]، اطاعت[۱۳۳]، فداکاری، بازداری عاطفی، معیار های سر سختانه[۱۳۴]، استحقاق یا بزرگ منشی[۱۳۵]، خود کنترلی ناکافی و شکست.هر یک از ۷۵ عبارت این پرسشنامه در مقیاس لیکرت ۵ نقطه ای از”اصلأ ‌در مورد من صدق نمی‌کند”تا”دقیقأ مرا توصیف می‌کند” نمره گذاری می‌شود. نمره ی فرد در هر طرح‌واره با جمع نمرات پنج سوال مربوط به آن طرح‌واره حاصل می‌شود که دامنه ی آن در هر طرح‌واره از ۵ تا ۲۵ است.نمره ی بالاتر نشان دهنده حضور پررنگ تر طرح‌واره ی ناکارآمد است.در این پرسشنامه از نمره ی کل هم می‌توان برای مقایسه استفاده کرد.به دیگر سخن آزمودنی های مورد سنجش را می‌توان هم در سطح هر طرح‌واره و هم در سطح نمره ی کل پرسشنامه با هم مقایسه کرد.این پرسشنامه توسط یانگ و برون[۱۳۶]( ۱۹۹۴)، طراحی شده است. فرم اولیه ۲۰۵ آیتم بود. فرم کوتاه این پرسشنامه در سال ۱۹۹۸ طراحی شد(عباسیان و فاتحی زاده،۱۳۸۲).

پایایی: در مطالعه‌ ولبرن[۱۳۷] و همکاران(۲۰۰۲)،کلیه ی خرده مقیاس‌های ۱۵ گانه فرم کوتاه پرسشنامه طرح‌واره‌ها از همسانی درونی کافی تا بسیار خوبی برخوردار بودند.آلفای کرونباخ کلیه ی طرح‌واره‌ها از(۷۶ ٪ تا ۹۳٪ )، محاسبه شد. نالی (۱۹۷۸ )، ضریب آلفای بالای ۷۰٪ را خوب محسوب می‌کند.

در مطالعه‌ عباسیان و فاتحی زاده(۱۳۸۲ ِ)، که به منظور اعتباریابی فرم کوتاه پرسشنامه طرح‌واره‌های شناحتی روی دانشجویان اصفهان انجام گرفت،پایایی پرسشنامه به روش همسانی درونی از طریق آلفای کرونباخ ۹۴٪ محاسبه شد.همچنین در این تحقیق پایایی فرم کوتاه پرسشنامه به روش بازآزمایی۶۴ ٪ محاسبه گردید.آزمون t عدم تفاوت میانگین نمرات دو جنس را نشان داد.روایی: در مطالعه ی ولبرن و همکاران(۲۰۰۲)، نتایج تحلیل عاملی از ساختار درونی پرسشنامه قویأحمایت می‌کند.در مطالعه ی ولبرن رابطه خرده مقیاس‌های پرسشنامه‌ی طرح‌واره با علایم اضطراب، افسردگی و پارانویا سنجیده شد که نتایج از روایی ساختاری پرسشنامه حمایت می‌کند و نشان می‌دهد که طرح‌واره‌های شناختی با علایم آسیب شناختی ویژه مرتبط هستند.بارون اف[۱۳۸] هم همسانی درونی و تحلیل عاملی این پرسشنامه را در کره و استرالیا مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که ۱۳ طرح‌واره از ۱۶ طرح‌واره دارای نمرات خوبی بودند.

صدوقی و همکاران (۱۳۸۷)، خصوصیات روان‌سنجی پرسشنامه‌ی یانگ را باحجم نمونه ی ۳۷۰ نفر بررسی کردند.آن‌ ها ‌به این نتیجه رسیدند که هر۱۵ طرح‌واره‌ی یانگ در ایران دارای ثبات خوبی می‌باشند. در این تحقیق ثبات درونی برای هفده عامل به وسیله ضریب آلفای کرونباخ در دامنه ۶۲ ٪ تا۹۰٪ به دست آمد. آلفای کرونباخ برای مقیاس کلی ۹۴ ٪ بود(عباسیان و فاتحی زاده،۱۳۸۲).

این بخش پرسشنامه مربوط به ‌سوالات طرح واره­های ناسازگار است که نتایج آن در ذیل آمده :

جدول (۳-۴) آزمون آلفای کرونباخ بر روی متغیر طرح واره­های ناسازگار

متغیر

تعداد گویه

ضریب آلفا کرونباخ

طرح واره­های ناسازگار

۷۵

۹۶٪

همان طور که در جدول(۳-۴) مشاهده می­کنیم ضریب آلفای به دست آمده برای طرح‌واره­‌های ناسازگار ۹۶% بوده که این مقدار عالی است و سؤالات در حد عالی گویا بوده ­اند.

۳-۶- روش اجرای آزمون

به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز این پژوهش، پس از مصاحبه انفرادی با مبتلایان به سوء مصرف مواد که برای درمان به کلینیک های در نظر گرفته شده مراجعه کرده بودند و ارائه توضیحاتی ‌در مورد هدف پژوهش، ضرورت همکاری صادقانه در ‌پاسخ‌گویی‌ به سوالات و دادن اطمینان به افراد ‌در مورد محرمانه ماندن اطلاعات بیان شده از سوی آن ها و بدون در نظر گرفتن محدودیت زمانی به تکمیل پرسشنامه ­های سبک‌های دلبستگی، راهبردهای مقابله‌ای، طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه و تاب‌آوری و همچنین فرم جمعیت شناختی پرداختند، روش اجرا در گروه غیرمبتلا نیز به همین منوال نیز انجام گرفت.

۳-۷- روش تحلیل اطلاعات

در این پژوهش جهت بررسی داده های آماری از نرم افزار ۱۸ SPSSاستفاده شده است. همچنین با توجه ‌به این که نوع تحقیق علی– مقایسه ای است، برای تجزیه و تحلیل یافته های مربوط به سوالات این پژوهش با روش تحلیل واریانس مورد تحلیل و بررسی قرارگرفت.

فصل چهارم

تجزیه و تحلیل داده ها

۴-۱- مقدمه

فصل چهارم شامل دو بخش است؛ پس از استخراج داده ­ها و اطلاعات توسط نرم افزار spss به توصیف و تجزیه و تحلیل داده ­ها پرداخته­ شده است. در بخش توصیف داده ­ها به ذکر آماره­ های توصیفی که شامل شاخص­ های مرکزی و پراکندگی، میانگین، میانه، نما و… است و در بخش تحلیل داده ­ها نیز توسط آمارهای استنباطی به آزمون فرضیات پرداخته شده است.

۴-۲- آمارهای توصیفی

در این قسمت با توجه به آمارها و نمودارهای به دست آمده به توصیف آماری متغیرها پرداخته شده است .

جدول(۴-۱) توزیع افراد ‌بر اساس سن و وضعیت اعتیاد

سن

وضعیت اعتیاد

مجموع

سالم

بیمار

۲۰ تا ۲۹ سال

تعداد

۲۰

۱۲

۳۲

درصد

۴۰٪

۲۴٪

۳۲٪

۳۰ تا ۳۹ سال

تعداد

۱۴

۲۲

۳۶

درصد

۲۸٪

۴۴٪

۳۶٪

۴۰ سال به بالا

تعداد

۱۶

۱۶

۳۲

درصد

۳۲٪

۳۲٪

۳۲٪

مجموع

تعداد

۵۰

۵۰

۱۰۰

درصد

۱۰۰٪

۱۰۰٪

۱۰۰٪

با توجه به جدول (۴-۱) به طور کل تعداد پاسخ دهندگان ۱۰۰ نفر بوده است که ۵۰ نفر آن افراد سالم و ۵۰ نفر دیگر افراد معتاد بوده ­اند، توزیع سنی افراد در دو گروه بیمار و سالم بدین گونه بوده : در گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال ۲۰ نفر سالم و ۱۲ نفر بیمار، در گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال ۱۴ نفر سالم و ۲۲ نفر بیمار، و در گروه سنی ۴۰ سال به بالا ۳۲ نفر سالم و ۳۲ نفر بیمار بوده ­اند. تعداد افراد بیمار در گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال کمتر و در گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال بیشتر از افراد سالم بوده است و در گروه سنی ۴۰ سال به بالا با هم برابر بوده ­اند. جدول زیر نیز توزیع درصدی را نشان می‌دهد به نحوی که درصد گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال در افراد سالم و درصد گروهی سنی ۳۰ تا ۳۹ سال در افرا معتاد بیشتر است و درصد گروه سنی ۴۰ سال به بالا در دو گروه سالم و بیمار مساوی شده است.

    1. – Atkinson ↑

    1. -Hilgard ↑

    1. -Bowlby ↑

    1. ۴٫Lazarouse ↑

    1. -Marlatt & Gordon ↑

    1. -Miller ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




۲-۲-۲-۴- قابلیت خودتنظیمی

خودتنظیمــی در نظر زیمرمن[۱۰](۱۹۹۹) عبارت اســت از برنامه ریزی بر مبنای مشــاهده‏ی خویشتن که به‏طور مداوم رفتار را برای دستیابی به اهداف مورد نظر، پایش می‌کند. یادگیرنده خودتنظیم، بدون نیاز به نظارت، شخصا برای یادگیری تلاش کرده، به آن جهت بخشیده و یادگیری خود را پایش و ارزشــیابی می‌کند. افراد خودتنظیم اهداف شــخصی برای خود در نظر می گیرند و برای دســتیبابی به آن ها راهبردهایی را بــه‏کار می‌برند (زمانی امیر، ۱۳۸۵).

خودتنظیمی افراد را قادر می ســازد تا بر افکار، احساسات، انگیزش و رفتار خود کنترل داشته باشــند. بندورا (۱۹۹۱) از وجود فرآیندهای خودتنظیمی مرکزی که رفتــار و تجربه را میانجیگری می‌کند، دفاع می‌کند. او پیشنهاد می‌دهد که بسیاری از رفتار انسانی با آینده نگری تنظیم شــده، به مردم اجازه می‌دهد که به شیوه‏ فعال عمل کنند و در هدف گذاری شرکت کنند و انگیزه را به چالش بکشند.

۲-۲-۲-۵- قابلیت خودانعکاسی (خوداندیشی)

افراد اندیشــه ها و رفتارها را با اســتانداردهای از قبل تعیین‏شده مقایســه می‌کنند و ‌بر اساس این مقایســه، ادراک خودشان درباره‏ توانایی انجام وظایف را بهبود می بخشند (شــاوران، ۱۳۹۰). پاچارز[۱۱](۲۰۰۰) نیز معتقد است که افراد از طریق این قابلیت ‌در مورد تجربه هایشــان احساســی ایجاد می‌کنند، باورهای شــناختی خود را کشــف می‌کنند و در ارزیابی خود و تغییر افکار و متعاقب آن رفتارشــان درگیر می‌شوند.

۲ـ۳ـ راهبردهای یادگیری

منظور از راهبرد یک برنامه یا نقشه کلی است که که از مجموعه عملیات تشکیل می شود و برای رسیدن به یک هدف خاص به اجرا در می‌آید. راهبردهای یادگیری، دلالت بر روش هایی دارند که فراگیران برای یادگیری استفاده می‌کنند و ثابت شده است که روش های مؤثری برای افزایش یادگیری فراگیران هستند. راهبردهای یادگیری دامنه گسترده ای دارند و از تکنیک های بهبود حافظه گرفته تا راهبردهای امتحان دادن و مطالعه کردن را در بر می گیرند (نیاز آذری، ۱۳۸۲).

راهبردهای یادگیری حرکتی هدف‌مند و ارادی هستند که شخص در تلاش برای افزایش پیامد یاد یار مطلوب خود به کار می‌برد یا هر فعالیتی که فراگیران آن را در زمان یادگیری به کار می‌گیرند تا به وسیله آن میزان یادگیری خود را افزایش دهند (سیف،۱۳۹۰).

همچنین کارداش و املوند[۱۲] (۲۰۰۳)، به نقل از وار و داوینگ[۱۳] (۲۰۰۰) راهبردهای یادگیری را این‌گونه تعریف کرده‌اند: «فعالیت‌های پیدا و پنهان پردازش اطلاعات که در هنگام رمزگردانی برای تسهیل در اکتساب و اندوزش اطلاعات جدید و نیز بازیابی صحیح اطلاعاتی که قبلاً یادگرفته شده است به کار گرفته می‌شود».

در نظریه خبرپردازی، یادگیری به عنوان فرایند دریافت محرک‌های محیطی به وسیله گیرنده‌های حسی، گذر این محرک‌ها از حافظه حسی و حافظه کوتاه مدت، به رمز درآمدن و معنی دار شدن، و نهایتاًً قرار گرفتن در حافظه درازمدت تعریف شده است. هر تدبیری که ‌به این منظور توسط روان‌شناسان کشف و ابداع شده‌اند، با نام مهارت‌های یادگیری و مطالعه، یا به اصطلاح فنی‌تر راهبردهای شناختی و فراشناختی نام گذاری شده‌اند (سیف ۱۳۹۰).

به گفته سیف (۱۳۹۰)، اسلاوین[۱۴](۲۰۰۶) راهبردهای یادگیری را به راهبردهای شناختی و فراشناختی تقسیم می‌کند و معتقد است که راهبردهای شناختی برای تسهیل یادگیری و تکمیل تکالیف به کار می‌رود در حالی که راهبردهای فراشناختی به منظور بازبینی این پیشرفت مورد استفاده قرار می‌گیرند. به عبارت دیگر راهبردهای شناختی برای پیشرفت و دستیابی به اهداف شناختی استفاده می‌شوند و راهبردهای فراشناختی جهت نظارت بر این فرایندها به کار گرفته می‌شوند.

شکل۲-۱ طبقه بندی انواع راهبردهای یادگیری را نشان می‌دهد.

شکل ۲-۱- طبقه بندی انواع راهبردهای یادگیری

همان‌ طور که در شکل ۲-۱ آمده است راهبردها، عملیاتی هستند فراتر از فرایندهایی که نتیجه طبیعی انجام فعالیتی می‌باشند. ‌بنابرین‏ ورق زدن صفحات و یا نگاه کردن به یک متن به عنوان یک راهبرد مطالعه، شرایط لازم را ندارند. اکثر راهبردهای مختص به هدف، مربوط به حیطه خاصی است. برای مثال راهبردهای حفظ کردن، شامل تکرار مطالبی است که یاد گرفته می‌شوند، گروه بندی مطالب قابل سازمان‌دهی به خوشه‌هایی که به علت روابط معنایی با هم تناسب دارند و ایجاد رابطه بین عناصر جداگانه و در نتیجه افزایش قابلیت یادگرفتن آن ها می‌باشد. راهبردهای درک مطلب عبارتند از: یادداشت‌برداری، خلاصه کردن، خط کشیدن زیر مطالب و جواب دادن به سؤالات مربوط به متن. همچنین تعدادی از راهبرهای مختص به هدف برای ایجاد راه‌حل های مسائل وجود دارد. برای مثال، هنگامی که اطلاعات فرد ‌در مورد حیطه‌هایی کم است، استدلال از طریق تشابه آن حیطه‌ با حیطه‌های دیگری که برایش شناخته شده است مفید می‌باشد. به طور خلاصه راهبردهای مختص به هدف زیادی وجود دارد که استفاده‌ کنندگان راهبردها می‌توانند برای انواع مختلف حیطه‌های محتوایی از فعالیت های شناختی مدرسه گرفته مانند حل مسئله ریاضی تا مسلط شدن بر فعالیت های فیزیکی مانند مهارت ها و توالی های حرکتی پیچیده اعمال کنند.

۲-۳- ۱- راهبردهای شناختی

راهبردهای شناختی اقداماتی هستند که ما به آن ها کمک آن ها اطلاعات تازه را برای پیوند دادن و ترکیب کردن با اطلاعات قبلا آموخته شده و ذخیره سازی آن ها در حافظه دراز مدت آماده می‌کنیم (سیف، ۱۳۹۰).

پروکاپ[۱۵] (۲۰۰۹) راهبردهای شناختی را به عنوان روشی که در آن اطلاعات زبانی پردازش می شود، تعریف ‌کرده‌است. که این راهبردها باعث تقویت فرایند تفکر می شود و برای دست یابی به اهداف شناختی مانند درک کردن و حفظ کردن اطلاعات کمک کننده است. و همچنین به کد گذاری و بازیابی اطلاعات نیز کمک می‌کند(نقل از هوشمند جا، جوانمرد و مرعشی، ۱۳۹۳).

راهبردهای شناختی را از مناظر مختلف مورد توجه قرارداده‌اند پارک[۱۶] (۱۹۹۵) به دو طبقه از راهبردهای شناختی اشاره کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




۲-۲-۶-۲سال های ۱۹۹۳-۱۹۹۹ : تمرکز بر انسان دریافت کننده

تغییر جهت توجه به دریافت کننده در انتقال پیام،دوره زمانی جدیدی را رقم زد که تماما با دوره قبل متفاوت بود.موضوعات پژوهشی جدید به کاوش پیرامون طرف دریافت کننده در این ارتباطات پرداختند و دانش از شریان های مختلف از روان شناسی به نظریه مدیریت برند جریان یافت.نگاه انسانی نگاهی دو سویه است:مصرف کننده به نحو دقیق مورد بررسی واقع می شود و نگاه های انسانی مختلف به برند وارد صحنه می‌گردد.‌به این ترتیب،رویکردهای انسان گرایانه[۲۷] و فردگرایانه[۲۸] که به رویکرد مبتنی بر مصرف کننده،رویکرد شخصیتی و رویکرد رابطه ای موسومند در این سالها به منصه ظهور رسیدند.

در طول سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۹ روش های گردآوری داده ها نرم تر شد؛طرح های تحقیقات کمی،کیفی ونیز آمیخته برای مطالعه رابطه میان برند و مصرف کننده به کار گرفته شد.رویکرد رابطه ای اولین رویکردی است که تماما مطالعات کیفی در آن صورت پذیرفت.

  • رویکرد مبتنی بر مصرف کننده

در سال ۱۹۹۳،کلر رویکرد کاملا جدیدی را برای مدیریت برند پی ریزی کرد که در آن،برند به عنوان سازه ای شناحتی در ذهن مصرف کننده مورد توجه قرار گرفت.فرض بر این است که یک برند قوی،تداعی های مطلوب،منحصر به فرد و قدرتمندی در ذهن مصرف کنندگان ایجاد می‌کند.در این حالت در ارتباطات برند توجه از طرف ارسال کننده به سمت دریافت کننده سوق می‌یابد.در این رویکرد،مصرف کننده مالک برند است،اما کماکان مفروضه ارتباطات خطی وجود دارد.نگاه به مصرف کننده در این رویکرد در روان شناسی شناختی ریشه دارد و طبق این عقیده،رایانه بهترین استعاره برای انسان به عنوان مصرف کننده است.دیدگاه مصرف کننده در سیطره ارتباطات خطی است،چرا که بازاریاب کسی فرض می شود که قادر است مصرف کننده را برای یک اقدام خاص برنامه ریزی کند.این مکتب فکری غالب ترین رویکرد در مدیریت برند تاکنون بوده است.

مدیریت برند در سال های نخستین روی طرف فرستنده در ارتباطات تمرکز داشت.در سال ۱۹۹۳ این قلمرو علمی به ویژه با مقاله ای پژوهشی دستخوش تغییرات بنیادینی گشت.کلر[۲۹] در مقاله ای تحت عنوان “مفهوم سازی،اندازه گیری و مدیریت ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده برند” در مجله بازاریابی منتشر کرد و بروز تغیرات عمده در گستره مدیریت برند را برانگیخت.ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده برند[۳۰] بر این فرض استوار است که برند در ذهن مصرف کنندگان به عنوان یک سازه شناختی[۳۱] وجود دارد و از این رو،عنوان “رویکرد مبتنی بر مصرف کننده” بر آن نهاده می شود.از این مقطع زمانی به بعد تحقیقات مصرف کنندگان تا حد زیادی تحت تاثیر روان شناسی شناختی و نظریه پردازش اطلاعات در انتخاب مصرف کننده[۳۲] قرار گرفته است.تولد رویکرد مبتنی بر مصرف کننده موجب شد که آگاهی ها و علوم از این شاخه های علمی به حوزه مدیریت برند راه یابند.

تا پیش از این دوره،اصول مدیریت برند از وابستگی شدید به اصول ثابت و مفروض در بازاریابی رنج می‌برد.مقالات پژوهشی پیرامون مدیریت برند اغلب در زمره مقالاتی به حساب می‌آیند که ‌در مورد تبلیغات و یا دیگر مفاهیم بازاریابی منتشر می شد.حتی ایده کلیدی “ارزش ویژه برند” مطرح نبود و یا تعریفی مشخص از آن وجود نداشت.همه این مسایل موید آن بود که مدیریت برند،بلوغ نیافته و از لحاظ علمی ناقص و نارس است.با بررسی کامل مفهوم ارزش ویژه برند،شیوه جدیدی طرح ریزی شد که نهایتاً اصول علمی مستقل تری برای مدیریت برند به همراه داشت.

«تعبیر کلر از مدل ارزش ویژه مبتنی بر مصرف کننده برند به نحوه وسیعی،پذیرفته ترین و جامع ترین نحوه رویارویی با مقوله برندگذاری را در بازاریابی آمریکایی عرضه کرد» (هولت[۳۳] ،۲۰۰۵)

تاثیر اولیه و عمده این نظریه،پس از طرح در سال ۱۹۹۳،با انتشار کتاب بسیار مهم کلر تحت عنوان مدیریت راهبردی برند:ایجاد،اندازه گیری و مدیریت ارزش ویژه برند همراه شد.

در رویکرد مبتنی بر مصرف کننده ، برند به عنوان سازه ای شناختی که در ذهن هریک از مصرف کنندگان قرار دارد ،مورد تحلیل قرار می‌گیرد.از این رو،مصرف کننده به نقطه اصلی توجه در این رویکرد تبدیل شده است.در واقع ،مصرف کننده ناگهان به عنوان “صاحب” برند مورد توجه قرار می‌گیرد.رویکرد مبتنی بر مصرف کننده دیدگاهی از بیرون به درون را در مدیریت برند مطرح می‌کند.‌بنابرین‏ این رویکرد،در مقابل رویکردهایی که به شکل دهی راهبرد درونی معطوف هستند،شکل دهی راهبرد بیرونی را شامل می شود.

در این رویکرد،خلق ارزش برای برند از طریق قالب ریزی تداعیات برند[۳۴] در ذهن مصرف کننده سامان می‌یابد.‌به این ترتیب،شناخت مصرف کننده جهت این نوع ارزش آفرینی برای برند موضوع محوری محسوب می شود.اما لازم به ذکر است که این رویکرد،نگاهی ویژه به مصرف کننده دارد.مصرف کننده از طریق نظریاتی که در روان شناسی شناختی و نظریه پردازش اطلاعات در انتخاب مصرف کننده مطرح است ،مورد توجه قرار می‌گیرد.

  • رویکرد شخصیتی

قله دیگر در مدیریت برند در سال ۱۹۹۷ ایجاد شد.این رویکرد مایل است به برند؛ شخصیتی همچون انسان ببخشد.نگاه انسانی به برند و مصرف کننده ای که به مصرف نمادها مشغول است در پرتو این رویکرد جای می گیرند.مصرف کنندگان به برندها شخصیت می بخشند و از این شخصیت ها در تبیین ارزش نمادین و بیان هویت فردی خود استفاده می‌کنند.رویکرد شخصیتی ریشه در روان شناسی شخصیت دارد و از فنونی کمی در کنار روش های اکتشافی برای شناسایی و اندازه گیری شخصیت برند بهره می‌برد.رویکرد شخصیتی پیش شرطی است برای اکثر آنچه در رویکرد رابطه ای مطرح است.

  • رویکرد رابطه ای

ایده ارتباط دو سویه میان برند و مصرف کننده اصول علمی مدیریت برند را دستخوش تغییر اساسی کرد.ایده برند به عنوان یک شریک ارتباطی همیشگی بر مبنای استعاره انسانی مشابه رویکرد شخصیتی شکل گرفت.این رویکرد ،رویکرد مبتنی بر گفت و گو را چنان که در رویکرد شخصیتی ایجاد شده بوده در قلمرو مدیریت برند بسط و گسترش بیش تری داد.رویکرد رابطه ای در مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم[۳۵] ریشه داشته و روش های مطرح در آن ماهیتی پدیدارشناسانه[۳۶] دارد.این ریشه ها بیانگر وقوع تغییر در پارادایم ها بود،چرا که با روش های پژوهشی مورد استفاده در رویکردهای اول در مدیریت برند تفاوت و تمایز بنیادین داشتند.

۳-۲-۶-۲سال های ۲۰۰۰ به بعد: تمرکز فرهنگی/محتوایی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]





هدف‌های این برنامه عبارتند از :

    • فراهم‌آوری امکان همکاری میان کارشناسان توسعه کتاب و کتابخوانی در سطح جهانی، منطقه‌ای، ملی، و محلی

    • تشویق و حمایت از جریان تبادل اطلاعات

      • کمک به توسعه و ترویج کتاب و کتابخوانی برای مناطق مختلف برابر با تعاریف و برنامه های یونسکو

    • برآوردن نیازهای فرهنگی و آموزشی

  • ایجاد ارتباط میان مناطق محلی و منطقه‌ای برای برطرف کردن کمبودهای اطلاعاتی.

حمایت‌های این برنامه نیز شامل موارد زیر است:

    • توسعه مواد خواندنی برای کودکان و بزرگسالان،

    • ایجاد و توسعه امکانات برای کتابخانه‌های روستایی، سیار، نمایشگاه‌های کتاب و تشویق و ترویج کتابخوانی،

    • تقویت زیرساخت‌های تجارت کتاب،

    • بهبود مهارت کارشناسان که در زمینه تولید و توزیع کتاب مانند تألیف، نشر، چاپ، و فروش کتاب فعالیت دارند،

  • ترویج موافقت‌نامه فلورانس، حق مؤلف جهانی، و دیگر تدابیر بین‌المللی، و ایجاد نظام قانونی برای کشورهایی که به برنامه تجارت کتاب پیوسته‌اند.

بودجه اپرب از محل بودجه جاری یونسکو تأمین می‌شود، اما کمک‌های دیگری نیز از منابع دیگر در اختیار اپرب قرار می‌گیرد.

آموزش برای توسعه انتشارات، مهارت‌های حرفه‌ای و به‌کارگیری روش‌های علمی از کلیدهای اساسی در امر توسعه و نشر کتاب است. از جمله فعالیت‌های فرهنگی اپرب آموزش کارشناسان، نویسندگان، ویراستاران، طراحان، مدیران و توزیع‌کنندگان منابع فرهنگی است. آموزش‌ها از طریق برگزاری کلاس‌های کارآموزی، همایش‌ها، و تشکیل کارگاه‌های آموزشی انجام می‌شود. برخی از این برنامه ‌ها که تاکنون اجرا شده شامل تولید مواد آموزشی زیست محیطی، نشریات ادواری برای کودکان در سنین مختلف، استفاده از چندرسآن‌های‌ها، استفاده از رایانه، نگارش کتاب‌های علمی برای کودکان و نوجوانان، تصویرگذاری و طراحی، توسعه عادت خواندن، ترجمه‌ی کتاب‌های ویژه کودکان، توسعه شیوه های چاپ، و بازاریابی و توزیع کتاب است (نجفی،۱۳۸۹).

“طرح واژه‌رسانان (آورندگان واژه ها)، طرحی برای ترویج خواندن با بلندخوانی”

بنیاد “بیبلیومدیای” سوئیس[۱۱] و گروه تئاتر “کاباره” [۱۲]، طرح “واژه‌رسانان” را با مشارکت کتابخانه‌های عمومی ایالت “وو” [۱۳] اجرا می‌کنند. در این طرح کاربران‌کتابخانه‌های عمومی خواندن متنی به صدای بلند را به رایگان، به یک شخص و یا یک گروه مورد نظرشان، در محل اقامت آن‌ ها و یا در هر محل دیگری، هدیه ‌می‌کنند. چون بلندخوانی نقطه تلاقی ادبیات و هنر تأتر است، بیبلیومدیا هنرمندان حرفه‌ای تاتر را هم در این طرح سهیم ‌کرده‌است. هنرمندان گروه تأتر کاباره، “واژه‌رسانان” این طرح هستند. بیبلیومدیا طرح “واژه‌رسانان” را به رایگان در اختیار کتابخانه‌های عمومی می‌گذارد و به آن ها امکان می‌دهد که با ارائه آن، طیف فعالیت‌های خود را گسترش دهند و افراد بیشتری را جذب خود کنند. بیبلیومدیا با اجرای این طرح، خواندن را از طریق کتابخانه‌های عمومی ترویج می‌کند و به آن ارج می‌نهد. هنرمندان تئاتر هم با بلندخوانی متن‌ها لحظه‌های لذت بخشی را برای شنوندگان خلق می‌کنند. این طرح در حال حاضر فقط در کتابخانه‌های عمومی ایالت “وو” به اجرا در می‌آید و از کتابخانه‌ای به کتابخانه دیگری سفر می‌کند. بیبلیومدیا قبل از اجرای این طرح در هر کتابخانه، که دو تا سه روز طول می‌کشد، فهرستی از متن‌ها را در اختیار آن می‌گذارد. کتابخانه این فهرست را در اختیار علاقه مندان قرار می‌دهد تا متن، مکان و زمان اجرای آن را انتخاب کنند. متن‌ها را کتابداران متخصص کتابخانه‌های بیبلیومدیا انتخاب می‌کنند و می‌توانند متناسب هر مناسبتی باشند. (تولد، نامزدی، عروسی … و غیره) بیبلیومدیا اجرای این طرح را از سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۷ میلادی) در ایالت “وو”آغاز کرد. به خاطر استقبال فراوان کتابخانه‌های عمومی از آن در این ایالت، بیبلیومدیا می‌خواهد اجرای طرح “واژه‌رسانان” را به دیگر ایالت‌های سوئیس نیز گسترش دهد (وکیلی،۱۳۸۸).

“طرح جایزه ترویج کتابخوانی آساهی”

هر ساله به گروه یا مؤسسه‌‌ای اهدا می‌شود که با انجام فعالیت‌های چشمگیر، سهم پایداری در اجرای برنامه ­های ترویج کتابخوانی کودکان و نوجوانان داشته باشند. فکر ایجاد این جایزه در بیستمین کنگره دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان در سال ۱۹۸۶ در توکیو مطرح شد.

روزنامه ژاپنی آساهی – شیمبون از حامیان کنگره توکیو در آن سال بود و برای این که مشارکتش با IBBY همواره تداوم پیدا کند، تعهد کرد که از طرح های ابتکاری و برجسته در ارتباط با ترویج کتابخوانی پشتیبانی مالی کند. بدین ترتیب از سال ۱۹۸۸، هر یک از شعبه های ملی IBBY کاندیداهای خود را به دفتر اعلام ‌می‌کنند و هیات داورانی مرکب از پنج عضو کمیته اجرایی IBBY ، طرح‌هایی را که در ارتباط با ترویج کتابخوانی است، مورد بررسی قرار می‌دهند. این جایزه، شامل یک دیپلم و یک میلیون ین ژاپن است و طی مراسمی در زمان برگزاری نمایشگاه کتاب در بولونیا / ایتالیا به برنده بهترین طرح اعطا می‌شود.

معرفی برخی از طرح‌ها و نهادهایی که تاکنون جایزه آساهی یا ترویج‌ خواندن را از آن خود کرده‌اند:

“طرح پرورش شوق خواندن در مناطق آسیب پذیر!”[۱۴]

طرح پرورش شوق خواندن در مناطق آسیب پذیر پروژه‌ای است برای ترویج‌ خواندن که در مدلین دومین شهر بزرگ در کشور کلمبیا اجرا می‌شود. بنیاد ترویج خواندن “جوردی سیرا فابرا” نویسنده مشهور اسپانیایی، این پروژه را در ۴ منطقه آسیب پذیر و فقیر نشین مدلین اجرا می‌کند. در این مناطق، بیشتر از سه میلیون نفر زندگی می‌کنند. بسیاری از آن‌ ها، افراد بی‌خانمانی هستند که در اثر فقر، خشونت های اجتماعی و دلایل سیاسی، به زندگی در خیابآن‌ها یا ویرانه ها روی آورده‌اند. خشونت و فقر در این بخش های شهر بیداد می‌کند. در چنین شرایطی، بنیاد سیرا فابرا، در پارک ها، کنار خیابان ها و بسیاری از مکان های غیر رسمی و پر رفت و آمد این ‌محله‌ها، به ترویج خواندن می‌پردازد. با جعبه های پر از کتاب در این گوشه و آن گوشه کارگاه‌های ترویج خواندن برپا می‌کند، فروشگاه های خیابانی ارزان کتاب به راه می‌اندازد، فیلم‌های مربوط به خواندن و ادبیات و کتاب برای ساکنان نمایش می‌دهد، نویسندگان را ‌به این ‌محله‌ها دعوت می‌کند و با ساکنان نشست های گپ و گفت راه می‌اندازد. این فعالیت‌ها، همه و همه برگزار می‌شوند تا کودکان و بزرگسالانی را که شرایط عادی زندگی خود را به دور از کتاب و فرهنگ سپری می‌کنند، با شوق خواندن و لذت بردن و آموختن آشنا شوند و به آن خو بگیرند. این پروژه تاکنون، موفق شده به ۲۱ هزار نفر از ساکنان این مناطق آسیب پذیر خدمات فرهنگی ارائه کند و بسیاری از سازمان ها، نهاد ها و افراد دیگر را نیز به فعالیت برای ترویج خواندن و فرهنگ در کشور تشویق کند. این پروژه، در سال ۲۰۱۰ جایزه ترویج خواندن آساهی را از دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان دریافت کرد (عالمی،۱۳۸۹).

“طرح بنیاد کتابخانه کودکان “اوسو””

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




ماتیو و زاجاک (۱۹۹۰) یافته های بیش از ۲۰۰ پژوهش در زمینه تعهد سازمانی را با فرا تحلیل مورد بررسی قرارداده اند و به ارائه یک مدل نظری در خصوص سه مقوله : عوامل پیش نیاز و موجب تعهد سازمانی، عوامل همبسته با تعهد سازمانی، و نتایج و پیامدهای تعهد سازمانی دست یافته اند (زکی، ۱۳۸۷).

جدول شماره (۲-۱): طبقه بندی عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی

مقدمات ایجاد تعهد
عوامل همبسته
پیامدهای تعهد سازمانی
ویژگی‌های شخصی
ویژگی‌های شغل
انگیزه
عملکرد شغلی

سن

جنس

تحصیلات

وضعیت تأهل

سابقه شغلی

سابقه در سازمان

استنباط از شایستگی خود

توانایی

دستمزد

وضعیت نقش:

    • ابهام نقش

    • تضاد نقش

  • تعدد نقش

تنوع مهارت

استقلال کاری

چالش

دامنه شغل

روابط گروه یا رهبر:

    • انسجام گروهی

    • وابستگی کاری

    • ملاحظه کاری رهبر

    • ارتباطات رهبر

  • رهبری مشارکتی

خصوصیات سازمانی:

    • اندازه سازمان

  • تمرکز سازمانی

(کلی ، درونی)

درگیر شدن با شغل

فشار شغلی

تعهد شغلی

(با توجه به ارزیابی دیگران، سنجش بازده)

استنباط از راه چاره های دیگر

تمایل به جستجو برای کار دیگر

تمایل به ترک سازمان

میزان توجه به کار

تأخیر

تغییر شکل

رقابت شغلی از:

(کلی، ذاتی، ظاهری)

سرپرستی

همکاری

ترفیعات

ماهیت کار

اقتباس از ماتیو و زاجاک (۱۹۹۰)

    1. -Moorhead & Griffin ↑

    1. -Allen & Meyer ↑

    1. -Mayer & Herscovitch ↑

    1. -Nehmeh ↑

    1. -Carrier & Bourque ↑

    1. -Bolarinwa & Olorunfemi ↑

    1. -Commnuication ↑

    1. -To make Commom ↑

    1. -Peter ↑

    1. -Williams ↑

    1. -Weekley ↑

    1. -Eisenberg,Goodall & Tretheway ↑

    1. – Defleur, Kearney, & Plax ↑

    1. -Koontz ↑

    1. -Bodla ↑

    1. -Chappel and Read ↑

    1. -Newman, and Summer ↑

    1. -Rodriques ↑

    1. -Birrvenu ↑

    1. -Berelson, Bernard and Steiner ↑

    1. -Hoy & Miskel ↑

    1. -One-way communication ↑

    1. -Two-way communication ↑

    1. -Vertical communication ↑

    1. -Down ward communication ↑

    1. -Up ward communication ↑

    1. -Horizontal communication ↑

    1. -Diagonal communication ↑

    1. -Formal communication ↑

    1. -Informal communication ↑

    1. -Dubrin ↑

    1. -Verbal communication ↑

    1. -Nonverbal communication ↑

    1. -Oral ↑

    1. -Non oral ↑

    1. -Berko, Wolvin & Wolvin ↑

    1. -Linear model ↑

    1. -Interactional ↑

    1. -Transactional ↑

    1. -Organizational commitment ↑

    1. -Buchanan ↑

    1. -O’Reily, & Chartmen ↑

    1. -Porter, Steers , Mowday & Boulian ↑

    1. -Williams, & Anderson ↑

    1. -Somers ↑

    1. -Sheldon ↑

    1. -Luthans & Shaveh ↑

    1. -Solalanscik & Fefer ↑

    1. -Northcraft & Neale ↑

    1. -Steers, Mowday & Porter ↑

    1. -Koch & Steers ↑

    1. -Mowday, Porter & Steers ↑

    1. -Brett, Corn & Slecum ↑

    1. -Cohen ↑

    1. -Affective commitment ↑

    1. -Continual commitment ↑

    1. -Normative commitment ↑

    1. -Chang, Chi , & Miao ↑

    1. -Hahn, Lippert, & Paynton ↑

    1. -Triplett ↑

    1. -Roethlisberger & Dickson ↑

    1. -Elton Mayo ↑

    1. -Western Electric Company ↑

    1. -Hamilton ↑

    1. -Tankard ↑

    1. -Wilber Schramm ↑

    1. -University of Illinois ↑

    1. -Bernard ↑

    1. -Bernard & Barret ↑

    1. -Encyclopedia of Business and Finance ↑

    1. -Berlo ↑

    1. -Turkalj & Fosic ↑

    1. -Berko & Wolvin ↑

    1. – Mathieu & Zajac.. ↑

    1. -Hybels, & Weaver. ↑

    1. -Berger ↑

    1. -Corrie ↑

    1. -Seibold and Shea ↑

    1. -Stohl and Cheney ↑

    1. -Shannon & weaver ↑

    1. -Butland ↑

    1. -Holmes & Hundley ↑

    1. -Wood ↑

    1. -Narula ↑

    1. -Look , Wang , Westwood & Crowford ↑

    1. -Choong , Wong & Lau ↑

    1. -Appelbaum, Bailey, Berg, and Kalleberg ↑

    1. -Chen, Tsui, & Farh ↑

    1. -The Pennsylvania State University ↑

    1. – Affective commitment (AC) ↑

    1. -Noor, & Noor ↑

    1. -Đorđević ↑

    1. – Continuance commitment (CC) ↑

    1. -Walsh& Taylor ↑

    1. -Beck, & Wilson ↑

    1. – Normative commitment (NC) ↑

    1. -Suliman, & Iles ↑

    1. -McDonald, & Makin ↑

    1. – Chester bernard ↑

    1. -Henry mintzberg ↑

    1. -Admirstion ↑

    1. -Respect ↑

    1. -Acception ↑

    1. – Communication (2010). In Oxford English Dictionary online ↑

    1. – Pusateri ↑

    1. – Dance ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




۱- افراد معتاد به علت غیر عقلایی بودن معاملات خود در زمره افراد محجور می‌باشند؛

۲- با مقایسه صفات و ویژگی های موجود در افراد سفیه می توان افراد معتاد را هم محجور دانست؛

۳- در فرد سفیه عاقل بودن، غیر عقلایی بودن تصرف مال، ‌و استمرار وجود دارد که هر سه ویژگی به طور کامل در فرد معتاد وجود دارد؛


۴- درحقوق ایران وضعیت معاملات آن ها مشخص نیست ولی می توان آن ها را غیر نافذ دانست.

۱-۹- روش تحقیق:

این تحقیق یک تحقیق کاربردی می‌باشد چرا که ما در این خصوص قرار است وضعیت این افراد را مشخص وبا تصویب لوایح قانونی به مجلس شورای اسلامی این ابهام را در حقوق موضوعه ایران برطرف نماییم در این صورت با توصیف مواد قانونی ‌و نظریات حقوق ‌دانان به صورت فیش برداری از طریق کتابخانه ای ومطالعه کتب فقهی وحقوقی انجام می‌گردد.


فصل دوم: موضوع شناسی


قبل از آنکه بحث را شروع کنیم بهتر است که ابتدا در خصوص دو واژه اعتیاد و معتاد از لحاظ لغوی واصطلاحی کاملا توضیح بدهیم و سپس تاریخچه اعتیاد را در ایران و یا سایر جهان شرح بدهیم تا در هنگام استفاده و استعمال این دو واژه در این پژوهش دچار سر در گمی نشویم.



۲-۱-مفهوم اعتیاد و معتاد

در این مبحث در قالب دو گفتار مفهوم اعتیاد را از لحاظ لغوی واصطلاحی شرح می‌دهیم سپس در ادامه به دیگر مباحث خواهیم پرداخت که در گفتار نخست ابتدا مفهوم اعتیاد را بررسی می‌کنیم.

۲-۱-۱-مفهوم اعتیاد

واژه‌ « اعتیاد » از نظر لغوی مصدر باب افتعال از ریشه ی « عاد » است که در فرهنگ لغت معین به معنی عادت کردن و خو گرفتن می‌باشد . در فرهنگ نامه ی دهخدا اعتیاد به مفهوم « پیاپی خواستن چیزی » آمده است .

در سال ۱۹۵۰ کمیته متخصّص تشخیص مواد اعتیادآور که وابسته به کمیسیون بهداشت جهانی است اعتیاد به موادّ مخدّر را چنین تعریف ‌کرده‌است :«اعتیاد به موادّ مخدّر ‌مسمومیت حاد یا مزمنی است که مضرّ به حال شخص و اجتماع می‌باشد و زاییده ی مصرفِ دارویی طبیعی یا صنعتی به شمار می رود و خصوصیات آن عبارت است از :

۱٫ وجود یک تمنّا و احتیاج به ادامه‌ استعمال دارو و به دست آوردن آن به هر طریقی که ممکن باشد.

۲٫وجود یک علاقه شدید یا یک گرایش به ازدیاد میزان مصرف دارو که به نام افزون طلبی مشهور است.

۳٫ یک وابستگی روانی و جسمی به آثار داروهای اعتیادآور بدین نحو که وقتی دارو به معتاد نرسد اثرات روانی وجسمی که به آثار محرومیت از دارو ، موسوم است در وی ظاهر می شود. »[۱]

در سال ۱۹۶۴ سازمان بهداشت جهانی واژه ی «وابستگی به مواد»[۲] یا «سوء مصرف دارویی»[۳] را جانشین واژه ی اعتیاد کرد .

اعتیاد را وابستگی جسمانی و روانی فرد به مواد مخدر، که ترک آن برای فرد مبتلا سخت باشد، تعبیر می‌کنند. توضیح آن که، فرد با مصرف مواد مخدر به احساس لذت دست پیدا می‌کند و با توجه ‌به این که بدن فرد در اثر مصرف ماده مخدر مقاوم می شود و حساسیت سابق را ندارد برای ایجاد حساسیتی که مقدار سابق برای او ایجاد لذت کند، لازم است فرد گرفتار به مرور زمان برمیزان مصرف بیفزاید. در اثر استمرار مصرف، یک نوع وابستگی جسمی و روحی ایجاد می شود، به نحوی که امکان ترک مصرف رفته رفته برای فرد، که به حالت اعتیاد رسیده، سخت می شود. فردی که به چنین حالتی رسیده باشد معتاد نامیده می شود. در این که اعتیاد یک نوع بیماری است یا نه بحث های علمی مختلفی صورت گرفته است و عقیده رایج بر آن است که اعتیاد نوعی بیماری است.و گفته می شود که « با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعات و تحقیقات، اعتیاد به طور کلی و آشکارا در اثر تغییرات ساختاری و کارکردی مغز ایجاد می شود. ‌بنابرین‏، می‌توان گفت که اعتیاد به طور قطع و یقین یک بیماری مغزی است»[۴]


توضیح آنکه فرد به خاطر ناراحتی هائی که داردو برای تسکین آلام جسمی یا روحی خود و به تصور غلط مبنی بر این که استعمال مواد مخدر آلام وی را خواهد زدود و یا تصور این که مصرف مواد مخدر باعث ایجاد شادی و نشئگی در وی خواهد شد، دست به استعمال مواد مخدر می زند. ابتدای مصرف نیز این نیازها برآورده می شود ولی بر اثر مرور زمان و با ایجاد وابستگی روحی و جسمی فرد نسبت به مواد مخدر معتاد می شود. لذا می توان گفت چنین شخصی بیمار است و با استعمال موادمخدر، اعتیاد بر وی عارض می شود. چنین شخصی، که دچار ناتوانی می شود، ذهن جامعه را به یکی ازعناوین «عمل ناپسند» ، « نابهنجار» و یا « مجرم» جلب می‌کند.

۲-۱-۲-مفهوم معتاد

سازمان بهداشت جهانی وابسته به سازمان ملل در این زمینه چنین مقررّ ‌کرده‌است :

«معتاد فردی است که در اثر استعمال مکرر و مداوم ، متّکی به موادّ مخدّر و یا سایر مواد است و دارای شخصات چهارگانه زیر می‌باشد:

در اثر مصرف مکرر مواد و یا دارو ، عادت روانی ایجاد می شود و این عادت فرد را به علت نیز و تمایل روانی به سوی موادّ مخدّر و یا دارو ، به حد وسواس تشویق و ترغیب نماید؛

برای نگهداری اثری که منظور و مطلوب معتاد است ، مقدار مواد مصرفی افزایش یابد؛

در اثر قطع موادّ مخدّر یا دارو ، علائم خاصی در معتاد ظاهر گردد که آن علائم بستگی به نوع موادّ مخدّر و داروی مصرفی دارد؛

اعتیاد به مواد مخدر یا دارو برای فرد یا جامعه زیان آور باشد.» [۵]

به طور کل معتادان به دو گروه تفننی و دائمی تقسیم می‌شوند: (معتاد تفننی فردی است که وابستگی عمیق به موادّ مخدّر ندارد و فقط در برخی مواقع آن را مصرف می‌کند). میانگین مصرف این افراد در هر ماه، حداکثر چهار بار در هر نوبت ۱ تا ۳ گرم – معمولاً تریاک – می‌باشد . به طور معمول تعداد معتادان تفننی چندین برابر تعداد معتادان دائمی یا رسمی و یا حرفه ای برآورد می شود .( معتاد دائمی فردی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم مواد ، دچار وابستگی شدید به مواد می‌باشد . که به دو صورت فکری یا روانی و جسمی ایجاد می شود )[۶]

حال که مفهوم اعتیاد ومعتاد را به درستی فرا گرفته، نوبت به آن رسیده تا ابتدا وضعیت حقوقی اعتیاد را در کنوانسیون ۱۹۸۸، ایران وسایر جهان بررسی نماییم سپس در ادامه به تاریخچه اعتیاد بپردازیم.

۲-۲-وضعیت حقوقی اعتیاد در کنوانسیون ۱۹۸۸

در بین کنوانسیون های سازمان ملل متحد (و قبل از آن جامعه ملل) کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و روان گردان مصوب ۱۹۸۸ وین، اولین کنوانسیونی است که به حقوق بشری معتاد به طور خاص توجه ‌کرده‌است. این کنوانسیون ضمن آن که با هدف ریشه کنی مواد مخدر در جهان به تصویب رسیده است ولی از حقوق انسانی معتادان نیز غافل نمانده است.


موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:37:00 ب.ظ ]




فصل سوم

روش شناسی پژوهش

مقدمه

در این فصل به توصیف طرح پژوهش، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری، ابراز اندازه گیری،‌روش اجرای پژوهش و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته می شود .

طرح پژوهش

پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است .

جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش را تمام معلمان مدارس استثنائی و عادی شاغل در آموزش و پرورش دولتی شیراز که در سال تحصیلی ۹۰-۸۹ اشتغال داشته اند ، تشکیل می‌دهد .

روش نمونه گیری

برای انتخاب نمونه از جامعه آماری فوق ، از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی استفاده شد . ‌به این منظور از بین چهار ناحیه شیراز دو ناحیه به صورت تصادفی انتخاب شدند ( نواحی دو و چهار ) . نمونه مورد نظر ما شامل ۱۶ مدرسه است که شامل ۴ مدرسه دخترانه و ۴ مدرسه پسرانه در هر دو گروه استثنایی و عادی می‌باشد . در مجموع تعداد نمونه ها ( معلمین ) در این تحقیق ۱۸۵ نفر می‌باشند که از این تعداد ۹۴ نفر از معلمین استثنائی ( ۵۳ مرد و ۴۱ زن ) و ۹۱ نفر از معلمین عادی ( ۶۱ مرد و ۳۰ زن ) می‌باشند .

جدول ۳-۱ : فراوانی و درصد گروه بندی رضایت شغلی معلمان مدارس اسثتنائی و عادی

گروه بندی
اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
پایین
۸
۵/۸
۷
۷/۷
متوسط
۶۲
۶۶
۵۵
۴/۶۰
بهینه
۲۴
۵/۲۵
۲۹
۹/۳۱
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰

جدول ۳-۲: فراوانی و درصد گروه بندی سن معلمان مدارس اسثتنائی و عادی

گروه بندی
اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
زیر ۳۴ سال
۲۸
۸/۲۹
۲۰
۲۲
بین ۳۴تا ۴۰سال
۳۵
۲/۳۷
۴۴
۴/۴۸
بیش از ۴۰سال
۳۱
۳۳
۲۷
۷/۲۹
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰

جدول ۳-۳ : فراوانی و درصد توزیع جنس معلمان مدارس اسثتنائی و عادی

جنسیت
اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
مرد
۵۳
۴/۵۶
۶۱
۶۷
زن
۴۱
۶/۴۳
۳۰
۳۳
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰

جدول ۳-۴ : فراوانی و درصد گروه بندی سابقه شغلی معلمان مدارس اسثتنائی و عادی

گروه بندی

سابقه شغلی

اسثتنائی
عادی
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
زیر ۱۰سال
۲۸
۸/۲۹
۳۰
۳۳
بین ۱۰ تا۱۵ سال
۳۲
۳۴
۲۲
۲/۲۴
بین ۱۵ تا ۲۰سال
۱۷
۱/۱۸
۲۴
۴/۲۶
بیش از ۲۰سال
۱۷
۱/۱۸
۱۵
۵/۱۶
کل
۹۴
۱۰۰
۹۱
۱۰۰

جدول ۳-۵ : فراوانی و درصد توزیع وضعیت تاهل معلمان مدارس اسثتنائی و عادی

تاهل

اسثتنائی

نرمال

فراوانی

درصد

فراوانی

درصد

مجرد

۱۸

۱/۱۹

۱۰

۱۱

متاهل

۷۶

۹/۸۰

۸۱

۸۹

کل

۹۴

۱۰۰

۹۱

۱۰۰

ابزار اندازه گیری

وسیله جمع‌ آوری اطلاعات در این پژوهش دو نوع پرسشنامه می‌باشد .

۱-پرسشنامه شادمانی آکسفورد

۲-پرسشنامه رضایت شغلی مقیمی

پرسشنامه شادمانی آکسفورد

از اولین تحقیقات در جهت تهیه آزمونهایی برای ارزیابی بهزیستی روانشناختی که در برگیرنده شادی نیز بوده اند در حدود چهار دهه می گذرد و ابزارهای اندازه گیری مختلفی برای این منظور تدوین شده اند که از بین آن ها ، سیاهه شادکامی آکسفورد(OHI[84]) یکی از رایجترین مقیاس هاست . نسخه اولیه این پرسشنامه در سال ۱۹۸۹ توسط آرگایل ، مارتین و کراسلند[۸۵] به عنوان ابزاری برای اندازه گیری شادی شخصی طرح ریزی شد. در سال ۱۹۹۵، ارتقاء مقیاس و برخی از خصوصیات آن توسط آرگایل و لو مورد بررسی قرار گرفت . طی پانزده سالی که از انتشار OHI می گذرد مطالعات مختلفی با بهره گرفتن از این پرسشنامه به منظور اندازه گیری شادی و هنجاریابی پرسشنامه در کشورهای مختلف ( انگلیس ، آمریکا، کانادا، اسپانیا، چین، ژاپن،استرالیا، تایوان،ایران و برخی کشورهای دیگر ) انجام شده است که نتیجه آن ها معرفی این مقیاس به عنوان یک ابزار نیرومند و معتبر در سنجش شادی بوده است . OHI ‌بر اساس چهارچوب پرسشنامه افسردگی ساخته شده و دارای ۲۹ آیتم چهارگزینه ای است ( هیلز و آرگایل ، ۲۰۰۲) .

در سال ۲۰۰۲ آرگایل و هیلز نسخه ای جایگزین و بهبود یافته از این مقیاس را زیر عنوان پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHI) طرح ریزی و ارائه کردند که متشکل از ۲۹ آیتم (۲۰آیتم از مقیاس قبلی و ۹ آیتم تجدید نظر شده ) است که در یک مقیاس لیکرتی ۶ درجه ای پاسخ داده می شود . تغییر در چهارچوب پاسخ دهی مقیاس ، بنابر ادعای سازندگان آن ، باعث کاهش احتمال پاسخدهی زمینه ای و آمرانه می شود و در جمعیت عمومی و نه فقط بالینی قابل اجراست ( هادی نژاد و همکاران ، ۱۳۸۸) .

با توجه به آنچه گفته شد ، دستیابی به آزمونی معتبر و قابل اطمینان که بتواند برآوردی صحیح از شادکامی در بین معلمان به دست دهد ، هدفی است در خور که محققان را در ارزشیابی وضعیت مطلوب روان شناختی در جمعیت های بزرگی مانند معلمان یاری خواهد داد .

در تحقیقات مختلف ضریب آلفای کرونباخ ۸۷/. تا ۹۲/. ، ضریب بازآزمایی ۵۳/. تا ۹۱/. در فواصل زمانی مختلف گزارش شده است. والیانت[۸۶] (۱۹۹۳ ) روایی آن را در دو نوبت همبستگی ۶۴/. و ۴۹/. ، گزارش ‌کرده‌است. در ایران نیز توسط علی پور و نوربالا (۱۳۷۸) اعتبار مطلوبی برای آن گزارش شده است. ضریب پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ ، تنصیف و بازآزمایی به ترتیب برابر با ۹۳/. ، ۹۲/. ، ۷۹/. گزارش شده است ( مطلب زاده، ۱۳۸۳) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




۳-۵-۴ آزمون کلمه و رنگ استروپ

آزمون کلمه و رنگ استروپ (گلدن ، ۱۹۸۷) برای سنجش انعطاف پذیری شناختی، مقاومت در برابر تداخل محرک‌های بیرونی، و توانایی بازداری کردن یک پاسخ کلامی غالب یا مسلط به کار می رود. عملکرد آزمودنی در سه تکلیف مورد مقایسه قرار می‌گیرد : خواندکلمات، نامیدن رنگ‌ها، و نامیدن کلمات رنگی، در تکلیف آخر، بیمار باید بجای خواندن کلمه رنگ جوهری را که کلمه با آن نوشته شده است(و با لغت مربوط به آن رنگ ناهماهنگ است) با حداکثر سرعت بگوید. در حال حاضر داده های هنجاری این آزمون برای سنین ۷ تا ۸۰ ساله موجود است هبن، میلبرگ (۲۰۰۲، ترجمه حق شناس، ۱۳۸۵).

در این پژوهش از آزمون کلاسیک استروپ استفاده شده. این آزمون سه مرحله دارد. مرحلۀ اول به صورت تصادفی اسم تعدادی رنگ می‌آید و آزمودنی باید با سرعت هر چه تمام تر و بدون اشتباه کلمات را بخواند.

در مرحله دوم همان رنگ‌ها نقاشی می‌شوند و آزمودنی می بایست آن ها را نام ببرد و در مرحلۀ سوم نام رنگهای آمده ولی کلمه رنگی که نوشته شده با خود رنگ فرق دارد (مثلاً آبی به رنگ سبز نوشته می شود).

آزمودنی باید کلمات را نادیده گرفته و فقط رنگ را نام ببرد. (استروپ ، ۱۹۳۵).

فاطمه قدیری و همکاران در سال ۱۳۸۵ ضریب بازآمایی برای زمان واکنش مرحله اول ۶/۰ و برای تعداد خطاهای همین مرحله ۵۵/۰ به دست آورند و در مرحله دوم آزمایش برای زمان واکنش ضریب پایایی ۸۳/۰ و برای تعداد خطاها ضریب ۷۸/۰ محاسبه گردید و در مرحله سوم ضریب پایایی برای زمان واکنش ۹۷/۰ و برای تعداد خطاها ۷۹/۰ بود.

۳-۶-روش اجرا

در این پژوهش آزمودنی ها از بین بیماران اعصاب و روان دکتر محرری بر اساس ملک تشخیصی DSM-IV و تشخیص روانپزشک و مصاحبه بالینی روانشناس بیمارستان انتخاب شدند. بدین طریق آزمون بر روی بیمارانی که به درمانگاه جهت پیگیری درمان نزد روانپزشک آمدند و همچنین افراد بستری که طول درمان را طی کرده و در سدد ترخیص بودند انجام شد.

برای اطمینان از اینکه بیماران بدون علائم روانپریشی هستند از آنان خواسته شد که پرسشنامه GHQ را انجام دهند، و افرادی که نمرات بالاتر از ۲۲ داشتند از این آزمون حذف شدند (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱). بعد از انتخاب آزمودنی ها با آزمون GHQ با سه آزمون، هوش مهک، آزمون کلمه و رنگ استروپ ، آزمون جور کردن ‌کارت‌ها ویسکانسین مورد ارزیابی قرار گرفتند.

۳-۷- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :

با توجه به هدف تحقیق و همچنین فرضیه های مطرح شده در پژوهش حاضر از روش آمار توصیفی از قبیل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و آمار استنباطی از قبیل : روش تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون بن فرونی و آزمون f یک طرفه به وسیله نرم افزار SPSS انجام شد.

فصل چهارم

یافته های پژوهش

۴-۱ مقدمه

در این فصل یافته ­های پژوهش در دو بخش آمار توصیفی و جمعیت­شناختی، و پاسخ به فرضیه ­های پژوهش ارائه می­گردد. در بخش توصیفی به ارائه­ نتایج توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش، اعم از میانگین، انحراف استاندارد ، حداقل و حداکثر نمرات، پرداخته می­ شود. و در بخـش دوم از طریق تحلیل واریانس چند متغیره به تأیید فرضیه ­های پژوهش پرداخته می­ شود.

۴-۲ توصیف داده ­ها

در این بخش، یافته ­های توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و حداقل و حداکثر نمره ­های متغیرهای مورد مطالعه­ پژوهش حاضر بررسی می­گردد، که به ترتیبی که در پی می ­آید، ارائه می­گردد:

۴-۲-۱ توصیف متغیرهای جمعیت شناختی

نسبت مردان به زنان در گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی یکسان (۱۵ به ۱۵) ، در گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی یکسان(۱۵ به ۱۵) ، و در گروه بهنجار یکسان (۲۰ به ۲۰) ‌می‌باشد.

همان گونه که داده ­های مربوط به توزیع میزان سن در جدول ۴-۱، نشان می­دهد، میانگین متغیر­ سن در بین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی (۹۳/۳۸) بالاتر از میانگین سنی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی (۶/۳۵) و گروه نرمال (۵/۲۹) ‌می‌باشد. اما بررسی انحراف استاندارد­های سه گروه نشان دهنده انسجام بیشتر در گروه بیماران مبتلا به افسردگی اساسی نسبت به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افراد بهنجار ‌می‌باشد. بررسی معناداری تفاوت­های میانگین­ها با بهره گرفتن از آزمونf، نشانگر تفاوت معنادار سه گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و افراد بهنجار در متغیر سن ‌می‌باشد.

جدول۴-۱٫ فراوانی و درصد میانگین سن به سال در سه گروه بیماران اسکیزوفرن، افسردگی اساسی و بهنجار

گروه
میانگین
انحراف­استاندارد
حداقل
حداکثر
تعداد
اسکیزوفرن

۹۳/۳۸

۴۶/۹

۱۹

۵۳

۳۰

افسردگی اساسی

۶/۳۵

۹۳/۷

۱۹

۵۴

۳۰

بهنجار

۵/۲۹

۴۴/۸

۲۱

۶۵

۴۰

جدول ۴-۲٫ آزمون تحلیل واریانس یک­راهه جهت بررسی تفاوت میانگین آزمودنی­ها در متغیر سن

منابع تغییر
مجموع مجذورات
درجه آزادی
میانگین مجذورات
F
درجه معناداری
بین گروه ها

۳۷۳/۱۶۱۴

۲

۱۸۷/۸۰۷

۸۷/۱۰

۰۰۱/۰

درون گروه ها

۰۶۷/۷۲۰۵

۹۷

۲۷۹/۷۴

همان‌ طور که در جدول ۴-۲ مشاهده می­گردد، مقایسه میانگین سن در بین گروه­ ها تفاوت معناداری را نشان داد. که با توجه به میزان f که برابر است با ۸۷/۱۰ و درجه­ آزادی (۲ و ۹۷) درجه معناداری (۰۰۱/۰)، با ۹۹ درصد اطمینان ‌می‌توان گفت بین گروه­ ها در متغیر سن تفاوت وجود دارد.

به منظور تعیین مکان معناداری از آزمون تعقیبی بن­فرونی استفاده شد، نتایج در جدول ۴-۳ بیان شده است. جدول حاکی از آن است میزان سن گروه ­های بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی نسبت به گروه بهنجار به صورت معناداری بالاتر است، ولی پایین­تر بودن میزان سن گروه بیماران افسردگی اساسی نسبت به گروه بیماران اسکیزوفرن معنادار نمی ­باشد.

جدول ۴-۳٫ آزمون تعقیبی جهت سن

سن
اسکیزوفرن
افسردگی اساسی
بهنجار
اسکیزوفرن

*

افسردگی اساسی

*

بهنجار

*

*

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




د) سایر حقوق و تکالیف کشورهای بی طرف:

۱-حقوق کشورهای بیطرف

الف) آزادی حمل و نقل هوایی بازرگانی با کشورهای متخاصم. از دیدگاه حقوقی کشورهای بی طرف می‌توانند با کشورهای دیگر حتی کشورهای متخاصم روابط تجاری داشته باشند و هواپیماهای تجاری بی طرف مطابق قانون می‌توانند تردد هوایی داشته باشند. محدودیت های این هواپیماها در ماده ۶۷ دستورالعمل رمو آمده است[۲۳۳]

ب) حق پناه دادن به خلبانان فراری کشورهای متخاصم کشورهای بی طرف می‌توانند به کلیه افراد نظامی کشورهای متخاصم اعم از فراری، اسیران جنگی و بیماران و مجروحان جنگی پناه دهد و از آن ها نگهداری کند این اعمال جز اعمال بشر دوستانه است و تنها برای این اعمال می شود که خدمتی به بشریت شود و در این راستا کشور بی طرف نباید از بی طرفی عدول کند و آن ها را اسیر جنگی بگیرد و یا از طرف دیگر آن ها را تجهیز کند و باعث تضیف طرف دیگر مخاصمه شود از این رو به کشور بی طرف اجازه داده شد که آنان را در اردوگاه های مخصوص نگهداری نموده یا آزاد کند.

ماده ۱۳ عهدنامه پنج لاهه در خصوص بی طرفی ‌به این مهم اشاره نمود که از باب وحدت ملاک ما این ماده را به جنگ های هوایی تسری می‌دهیم

پاراگراف آخر ماده ۳۷ کنوانسیون اول ژنو ۱۹۴۹ بیان نموده که ‌زخم‌داران و بیماران که با موافقت زمامداران محلی به وسیله هواپیماهای بهداری در خاک بی طرف پیاده شوند باید توسط آن کشور بی طرف در مواردی که حقوق بین‌المللی مقرر می‌دارد نگاه داشته شوند تا نتوانند مجدداً در عملیات جنگی شرکت نمایند مگر آنکه در این خصوص قرار دیگری بین دولت بی طرف با دولت های متخاصم داده شده باشد. هزینه بیمارستان و نگاهداری این اشخاص به عهده دولت متبوع آنان خواهد بود.

پ) حق دفاع از قلمرو هوایی خود[۲۳۴]

در خصوص این حق ماده ۴۰ کنوانسیون ۱۹۲۳ لاهه بیان می‌کند که هواپیماهای نیروی متخاصم باید از ورود به محدوده تحت صلاحیت یک کشور بی طرف خودداری کند و ماده ۴۲ به کشور بی طرف اجازه داده است که با هر وسیله ای مانع از ورود هواپیماهای نظامی نیروهای متخاصم به کشور خود شود و حتی به دولت بی طرف اجازه بازداشت آن ها را داده است.

ماده ۴۶ کنوانسیون لاهه نیز به دولت بی طرف اجازه داده است از هر وسیله ی استفاده کند تا هر هواپیمایی که بیم آمادگی حمله به نیروهای متخاصم از آن می رود، هواپیماهایی که در بین اعضای آن نیروی نظامی هستند، جلوگیری کند و برای سایر هواپیماها مسیر معینی را برای آن هواپیماها مشخص کند و ضمانت هایی را معین کند که آن هواپیما فقط از همان مسیر تردد خواهد نمود.

ماده ۱۰ عهدنامه پنجم لاهه در خصوص بی طرفی نیز ‌به این مهم اشاره نموده است که این اعمال به عنوان اقداماتی خصمانه در نظر گرفته نمی شوند.

ت) اجازه عبور به هواناوهای حامل بیمار و مجروحان جنگی[۲۳۵]

ماده ۱۸۱ دستورالعمل سن رمو بیان نموده است که هواپیماهای پزشکی نیروهای متخاصم فقط با موافقت نامه قبلی می‌توانند وارد حریم هوایی کشور بی طرف شوند و باید بعد از ورود بر طبق موافقت نامه عمل کنند و اگر برای بازرسی ملزم به فرود شوند باید در فرودگاه تعیین شده در کشور بی طرف فرود آیند.

در ماده ۱۸۲ پیش‌بینی نموده که اگر توافق نامه قبلی وجود نداشت و یا به دلیل سرپیچی از مفاد موافقتنامه هواپیما پزشکی وارد حریم بی طرف شد (به دلیل اشتباه یا اضطرار) باید به کشور بی طرف مشخصات شناسایی خود را اعلام کند و در صورت شناسایی این هواپیما به عنوان هواپیمای پزشکی نباید مورد حمله از سوی کشور بی طرف قرار گیرد و مجاز به ادامه مسیر خود می‌باشد و اگر مشخص شد که هواپیما پزشکی نیست قابل تصرف است و خدمه آن طبق مقررات حقوق بین‌المللی در کشور بی طرف بازداشت می‌شوند.

ماده ۴ عهدنامه پنجم لاهه نیز بیان نموده که کشور بی طرف می‌تواند اجازه دهند که مجروحان از قلمرو او عبور کنند به شرط آنکه نیروی نظامی و لوازم جنگی همراه آنان نباشند.

ج) حق غنیمت گیری انواع هواپیماهایی که به قلمرو کشور بی طرف تجاوز می‌کنند.

همان طور که در بند ۳ بیان شد کشورهای متخاصم برای عبور و مرور ‌بر فراز کشور بی طرف باید قواعدی را رعایت کنند و اگر سرباز زنند دولت بی طرف می‌توانند آنان را توقیف کنند.

۲)تکالیف کشورهای بیطرف

الف) منع تجهیز و تدارک جنگی متخاصمان:

در ماده ۴۴ کنوانسیون ۱۹۲۳ لاهه آمده است که کمک مستقیم و غیرمستقیم دوست بی طرف به هواپیماهای نیروی متخاصم و دادن مهمات و محموله های لازم برای هواپیما ممنوع است گر چه دولت های بی طرف برای تجارت آزاد هستند اما باید از جانبداری و انجام معاملاتی که تقویت جبهه یکی از متخاصمان شود خودداری کنند [۲۳۶]

کشورهای بیطرف نباید دامنه جنگ را تشدید کنند و کالاهایی که جهت عملیات نظامی لازم است تحویل متخاصمان دهند.[۲۳۷]

ب) منع ارائه اطلاعات نظامی به متخاصمان: [۲۳۸]

دادن اطلاعات نظامی به کشورهای متخاصم موجب خروج ثالث از بی طرفی در جنگ خواهد شد و انجام این کار از سوی کشور بی طرف ممنوع است.

پ) منع اجازه عبور یا توقف به نیروهای متخاصم

ت) عدم جانبداری از طرفین متخاصم

ماده ۹ عهدنامه پنجم لاهه کشور بیطرف را ملزم می‌کند که با متخاصمان رفتاری یکسان داشته باشد و تمام ممنوعیت های موجود برای متخاصمان به صورت یکسان اجرا و اعمال شود.

ر)سایرحقوق و تکالیف طرف های متخاصم:

۱)حقوق طرف های متخاصم

الف)حق عبور مشروط ‌بر فراز کشور بی طرف:

همان گونه در مفاد قبل ذکر شد هواپیماهای دل حال عبور ‌بر فراز کشورهای بی طرف باید در مسیر معین و زمان معین از فراز آن کشور عبور کرده و هر زمان تقاضای فرود شد جهت بازرسی و نشستن در مکان معین فرود آیند.

ب) حق غنیمت گیری انواع ناوهای هوایی بیطرف که تحت حمایت نظامی کشور متخاصم قرار دارند.

هواناوهای بی طرف تابع حق بازدید و بازرسی می‌باشند اگر در اثر بازدید و بازرسی مشخص شود که محموله آن ها تابع اصول بی طرفی است حق توقیف و ضبط آن ها وجود ندارد و در صورت اثبات اینکه این هواناوها قواعد بی طرفی را نقض نموده اند می توان آن ها را غنیمت گرفت.

در موارد ذیل اصل بی طرفی رعایت نمی شود:

۱) نفوذ در یک منطقه ممنوعه

۲) مبادرت به قاچاق جنگی

۳) یاری رساندن به دشمن

۴) مقاومت در مقابل بازدید و بررسی [۲۳۹]

۲)تکالیف کشور متخاصم:

الف) احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشور بی طرف

تمامیت ارضی کشور بی طرف مصون از تعرض است مگر آنکه آن گونه که شرح داده شد از بی طرفی خارج شود.

ب) منع مخاصمه از قلمرو هوایی کشور بی طرف

حریم هوایی کشور بی طرف نباید عرصه نبرد واقع شود، دولت بی طرفی ملزم به جلوگیری از نقض حریم هوایی خود می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




۳-۵-۲- اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری

تفسیر مضیق قوانین کیفری یعنی این که مجری قانون در سدد کشف اراده قانون گذار ‌باشد و در مقام اجرا نباید مخالف با اراده قانون گذار عمل نماید ‌بنابرین‏ قانون گذار باید در مقام تقنین چنان تصمیم گیری نماید که تفسیر و برداشت خلاف آن صورت نگیرد

۳-۵-۳- اصل تناسب مجازات با جرم و مجرم

اجرای عدالت ایجاب می‌کند که برای رعایت تناسب مجازات با جرم و مجرم ، مجازات ها با درجه بندی و جرم ها با تقسیم بندی بر اساس شدت و ضعف تعیین گردد تا برای هر مجرم به میزان مسئولیت او تعیین مجازات گردد .

۳-۵-۴- اصل عطف به ما سبق نشدن قوانین کیفری

یکی از اصولی که در قوانین کیفری ماهوی جریان دارد اصل به ما سبق نشدن آن ها می‌باشد که در تقنین که گاهی جهت جرم زدایی یا حذف مجازات صورت می‌گیرد ‌به این اصل توجه کامل گردد که در مقام تفسیر واجرای قانون مجریان دچار اشتباه نگردند.

در جمع بندی می توان بیان نمود که، حقوق کیفری بسیار محدود است، زیرا مقنن از مجازات فقط در زمانی استفاده می‌کند که ارزش های اساسی و حیاتی جامعه مورد تجاوز قرار گرفته و اقدامات پیشگیرانه و ضمانت اجراهای دیگر ناکافی و کارآمدی کافی را نداشته باشند. از این رو مقنن باید ضمن توجه کامل به موازین حقوقی و شرعی که راه درستی را در این باره ارائه می‌دهند. توجه کاملی هم به معیارها و اصول جرم انگاری به به آن ها اشاره شد، داشته باشد.

فصل چهارم: بررسی اصول و قواعد قانونگذاری قوانین شکلی

۴-۱- تشریفات قانون گذاری در ایران

در امر قانونگذاری، تشریفات و آیین خاصی وجود دارد. ابتدا به نهادهای قانونگذاری اشاره می‌کنیم، سپس مراحل قانونگذاری و روش های آن را بررسی می‌کنیم.

۴-۱-۱-نهادهای قانون گذاری

در هر کشوری نهاد یا نهادهایی را به امر قانونگذاری اختصاص داده‌اند. در نظام جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر کشورها، تفکیک قوا پذیرفته شده و قوه‌ای تحت عنوان قوه مقننه به رسمیت شناخته شده است تا وظیفه عمده و اصلی آن قانونگذاری و تصمیم سازی باشد. اما نکته متمایز کننده دیگری که ‌در مورد صلاحیت قانونگذاری مجلس شورای اسلامی نسبت به دیگر نهادها می توان بدان اشاره کرد آن است که این مجلس برخلاف دیگر نهادها که به صورت جزئی و موردی و یا در یک موضوع و زمینه خاص صلاحیت وضع قانون دارند از صلاحیت عام قانونگذاری در همه مسائل و زمینه ها در حدود مقرر در قانون اساسی برخوردار است، هرچند ممنوعیت هایی را نیز در باب قانونگذاری برای این مجلس میتوان در قانون اساسی ملاحضه نمود. قانون دارای تعریف و مفهوم حقوقی خاص خویش می‌باشد. حقوق ‌دانان قانون را به دو دسته عام و خاص تقسیم کرده‌اند. قانون به معنی عام «تمام مقرراتی است که از طرف یکی از سازمان‌های صالح دولت وضع شده است؛ خواه این سازمان قوه مقننه یا رئیس دولت یا یکی از اعضای قوه مجریه باشد»( کاتوزیان:۱۳۸۵، ۱۱۸).

اما قانون به معنای خاص آن گونه که در حقوق اساسی مدنظر است به قواعدی گفته می شود که با تشریفات مقرر در قانون اساسی از طرف قوه مقننه وضع شده و یا از راه همه پرسی به طور مستقیم به تصویب رسیده و پس از آن توسط شورای نگهبان تأیید شده و یا با باقی ماندن اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام برسد. قانون به معنی عام شامل بخشنامه، آییننامه، تصویب نامه و نظام نامه می‌گردد، اما قانون به معنای خاص تنها شامل قوانین وضع شده از سوی مجلس با تشریفات خاص خود و نتیجه همه پرسی می‌باشد. علاوه بر مواردی که در معنای خاصِ قانون ذکر شده است مانند مجلس و همه پرسی، موارد دیگری را نیز می توان اضافه کرد که مصوبات آن ها از ماهیت قانون برخوردار باشند مانند برخی مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام(کاتوزیان:۱۳۸۳، ۱۱۲).

به عقیده نگارنده، با این حال اگرچه وظیفه قانونگذاری در درجه اول بر عهده مجلس شورای اسلامی است لیکن باید دانست که قانون اساسی ایران در برخی موارد این حق را به نهادهای دیگر نیز تسری داده یا راه تعمیم آن را باز گذاشته است. چنان که ‌در مورد ارجاع به همه پرسی، خودِ قانون اساسی تصریح دارد. در دیگر موارد نیز به صورت ضمنی این حق شناخته شده است. به همین جهت زمانی که نهاد یا نهادهایی علاوه بر مجلس اقدام به وضع قانون یا مصوبات در حکم قانون بنمایند تعدد مراجع قانونگذاری محقق می شود.

۴-۱-۲-مراحل قانون گذاری

منظور از مراحل قانونگذاری، مراحلی است که مطابق قوانین و مقررات مربوط، مانند آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی, یک طرح یا یک لایحه باید طی کند تا پس از انجام آن مراحل و تشریفات متعدد، تبدیل به قانون شده و به آن عنوان شناخته شود. به طور کلی مراحل و فرایند قانونگذاری از نقطه شروع تا زمانی که به عنوان یک قانون زمان جرا در می‌آید، در پنج مرحله خلاصه می شود:

مرحله اول: پیشنهاد قانون در قالب طرح نمایندگان مجلس یا لایحه دولت و یا طرح قانونی شورای عالی استان ها

مرحله دوم، بررسی و تصویب قانون که ممکن است به صورت عادی دو شـوری یـا فوری یک شوری، دو یا سه فوریتی باشد.

مرحله سوم:نظارت بر مصوبات مجلس: اسلامی بودن رژیم سیاسی در ایران از یک سو و لزوم مراعات اصل سلسله مراتب قوانین از سوی دیگر ایجاب می‌کند: اولا: کلیه قوانین و مقررات ‌بر اساس موازین اسلام باشد. ثانیاً: قوانین مصوب مجلس با قانون اساسی مغایرت نداشته باشد، بدین منظور قانون‌گذار اساسی، در اصول متعدد قانون اساسی وظیفه پاسداری از احکام اسلام و قـانون اساسی و نظارت بر مصوبات مجلس از جهت انطباق آن ها با شرع و قانون اساسی را بر عهده شورای نگهبان گذاشته است( اوصل ۴، ۷۱، ۹۱،۹۴، ۹۶ قانون اساسی).

مرحله چهارم: مرحله چهارم: امضای رئیس جمهور و ابغ برای اجرا

مرحله پنجم: انتشار قانون توسط روزنامه رسمی. ماده ۳ قانون مدنی مقرر می‌دارد« انتشار قوانین باید در روزنامه رسمی بعمل آید».

۴-۱-۳-روش قانون گذاری

روش قانون گذاری صرفا ناظر به بخش شکلی فرایند تقنین است و به بررسی و احراز تناسب ابزار های انتخاب شده با اهداف اعلام شده و نیز ازمایش انسجام و سازگاری ارزش های غایی و نهایی با ارزش های ابزاری اقدام می‌کند.

۴-۲- باید ها و نباید های شکلی جرم انگاری

در جرم انگاری باید معیارهای شکلی نیز رعایت شود. آنچه به نظر می‌رسد در حقوق کیفری ایران می‌تواند جز بایدها و نبایدهای شکلی جرم انگاری به شمار آید به ترتیب مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۴-۲-۱-لزوم جرم انگاری از طریق مجاری خاص قانونی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




در بسیاری از مناطق فقرا مصالحی جز گیاهان برای خانه سازی، یا در واقع برای بر پا کردن آلونک‌هایشان ندارند.

‌در مورد گونه‌های جانوری، با شکار و ماهیگیری انسان‌های فقیر جهت تغذیه خود به انواع موجودات زنده روی می‌آورند و در چنین شرایطی انتظار از آن ها در خصوص اهمیت دادن به حفظ گونه‌های نادر و رو به انقراض در طبیعت غالباً برآورده نمی‌شود.

ثروتمندان چگونه تخریب محیط را دامن می‌زنند؟

ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و مردم ثروتمندی که در کشورهای مختلف زندگی می‌کنند نیز به اشکال مختلفی در تخریب محیط زیست نقش ایفا می‌کنند.

بهره‌گیری افزون‌تر از منابع مختلف محیط زیست از ویژگی‌های کشورهای ثروتمندتر و طبقات برخوردارتر جوامع است. ثروتمندان کالاها و خدمات بیشتری مصرف می‌کنند و این مصرف بیشتر در بسیاری مواقع فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.

ثروتمندان با مصرف بنزین بیشتر برای مسافرت‌های هوایی و زمینی، برخورداری از تعداد بیشتر خودرو و امکان استفاده از ماشین‌های بزرگتر و پرمصرف تر، با خودروهای تک سرنشین و با مسافرت‌های تفریحی طولانی جاده‌ای یا هوایی می‌توانند به عنوان عامل مؤثری در تخریب محیط زیست عمل کنند. با وجود همه اقدامات طرفداران محیط زیست در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا برای کاهش مصرف بنزین، هنوز شرکت‌های خودروسازی و شاید صاحبان شرکت‌های تولید و عرضه بنزین مردم را به استفاده از ماشین‌هایی بزرگ‌تر و در نتیجه پر مصرف‌تر ترغیب می‌کنند. در یعضی کشورهای ثروتمند (معمولاً کشورهایی که درآمد نفتی در اختیار دولت‌هایشان هست) نه تنها مالیاتی جهت احیای محیط زیست از بنزین اخذ نمی‌شود بلکه حتی (به دلیل ضعف ‌دولت‌هایشان در سامان دهی منابع موجود در دست دولت که می‌تواند در تأمین اجتماعی و ایجاد شغل و بیمه و امثال آن صرف گردد) بر روی بنزین یارانه پرداخت می‌شود و مصرف بنرین را بیشتر می‌کنند. و ثروتمندان که ماشین بیشتر و سفرهای بیشتر دارند بازهم به محیط بیشتر صدمه می‌زنند.

افراد ثروتمندتر و کشورهای ثروتمندتر امکان مصرف کالاهای لوکس و کالاهایی که در مقیاسه‌ای کنونی جهانی غیر ضروری محسوب می‌شود را پیدا می‌کنند. تولید و مصرف بسیاری از این کالاها با بهره‌گیری از منابع محیط، نفت، انرژی، چوب و یا خیلی از مواد کمیاب در طبیعت امکان پذیر می‌گردد و مصرف بیشتر از آن ها فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.

ثروتمندان با بهره‌گیری از امکانات بیشتر برای سفرهای تفریحی به مناطق بکر طبیعت سفر می‌کنند. برای سفرهای خود دولت‌ها را وادار به احداث جاده‌هایی از بین جنگل‌ها می‌کنند و طبیعت آنجا را از بین می‌برند.

افرادی از این طبقه به جهت امکانات مالی که دارند به شکار به جهت تفریح علاقه نشان می‌دهند. حتی با وجود بعضی محدودیت های ایجادشده برای این کار در بعی مناطق و بعضی فصول این افراد با دارا بودن قدرت اعمال نفوذ خود، یا با رشوه و تطمیع به عرصه‌ها هجوم می‌برند و گاهی که جریمه نقدی در کار است به راحتی جریمه را پرداخت نموده و به از بین بردن گونه‌های جانوری ادامه می‌دهند.

اگر فقرا برای سیر کردن شکم خود به گیاهان ‌بومی و گاه کمیاب و در معرض نابودی دست می‌یازند، ثروتمندان هم به دلایل مختلفی ‌به این اقدامات دامن می‌زنند. از قرن‌ها پیش تا کنون فقیرترین افرادی از جامعه برای بهره‌برداری از گیاهان دارویی و صنعتی محیط‌های طبیعی به کار گمارده می‌شوند. محصولات آرایشی و بهداشتی و بعضی محصولات سلامتی که به علت کمیابی گران هستند، مورد تقاضای ثروتمندان است و از این رو به انقراض این گونه‌ها در عرصه‌های طبیعی منجر می‌شود.

ساخت محصولات زینتی از کمیاب‌ترین موجودات زنده روی زمین و تقاضایی که برای آن ها توسط ثروتمندان وجود دارد به تخریب محیط زیست دامن می‌زند. کلکسیون پروانه‌ها یا گیاهان و گل‌ها و حشرات کمیاب و یا حیوانات تاکسیدرمی‌شده از جمله مصداقهای اثرات تقاضای ثروتمندان بر محیط زیست است.

ایده کسب درآمد به هر طریق ممکن توسط گروه‌های صاحب ثروت و کشورهای ثروتمند، به آن ها اجازه می‌دهد به جنگ افروزی و تولید و فروش صلاح‌ها و انواع تأسیسات و خدمات نظامی‌بپردازند تا از این طریق درآمد بیشتری را نصیب خود سازند. مرور سوابق نشان می‌دهد که در جنگ‌ها (خصوصاً جنگ‌های منطقه‌ای و کمتر جنگ‌های جهانی) کشورهای ثروتمندتر بهره برده‌اند و افراد و گروه‌های ثروتمند داخل کشورها ثروتمندتر شده‌اند، ضمن اینکه ثروتمندان غالبا کمترین صدمات را در جنگ‌ها می‌بینند. جنگ‌ها و انواع بحران‌هایی که در مقدمه آن ها می‌آید تا بحران‌هایی که بعد ار آن می‌آید، از جمله مهم‌ترین عوامل تخریب محیط زیست در مناطق درگیر می‌باشد و گاه می‌تواند اثراتی فرا منطقه‌ای داشته باشد.

ثروتمندان، به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته با بهره‌گیری از پول و قدرت و انواع ابزارهایی که در دست دارند به تسخیر عرصه‌های منابع طبیعی اقدام می‌کنند، یا قوانین را به شکلی جهت می‌دهند که به نفع خود در تغییر کاربری اراضی و تخریب عرصه‌های طبیعی از آن بهره ببرند و یا اگر قوانین به نفع آن ها نباشد با قانون‌گریزی و رشوه و انواع روش‌ها عرصه‌های محیط زیست را به خاطر کسب ثروت بیشتر تخریب می‌کنند. اراضی جنگل‌ها و مراتع و فضای سبز را تبدیل به ویلا و ساختمان و جاده و مجتمع تجاری می‌کنند و ‌به این گونه به تخریب محیط زیست کمک می‌کنند.

ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و یا گروه‌های ثروتمند در داخل کشورها به دلیل قدرتی که دارند، چنانچه برنامه ها، قوانین و لوایح زیست‌محیطی بر خلاف منافع آن ها به نظر برسد، از تصویب و یا اجرای آن جلوگیری می‌کنند. در مجامع بین‌المللی محیط زیست بزرگترین آلوده کنندگان اتمسفر کره زمین یعنی آمریکا و چین در تصمیم‌گیری و تصویب قوانین بین‌المللی محیط زیست سنگ اندازی می‌کنند و بودجه‌های کافی را در این مسیر هدایت نمی‌کنند. با وجودی که اثرات به کارگیری سوخت‌های فسیلی و انواع اقدامات بشری در گرمایش زمین و تغییر اقلیم و عواقب زیانبار آن مورد تأیید قاطبه دانشمندان است، هنوز بسیاری از سیاستمداران در چنین کشورهایی سعی در ایجاد تردید در این موضوع دارند. هنوز شرکت‌هایی که از مصرف انرژی‌های ناپاک در جهان سود می‌برند در جهان دانشمندان را به انجام تحقیقاتی ترغیب می‌کنند که شک و تردید ‌در مورد علل گرمایش زمین ایجاد کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




به طور قطع، یکی از اموری که زمینه ساز سعادت و کمال انسان در دنیا و آخرت است، داشتن محیطی سالم و امن است؛ که انسان بتواند در پناه آن، به تربیت جسم و جان خویش بپردازد و اصولاً یکی از وظایف مهم بشر که حفظ جان است، جز با زیستن در محیطی امن و سالم امکان‌پذیر نیست. بدین سبب، شرط اولیه داشتن روحی سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانی حاصل می‌شود که انسان از محیط زیست سالم بهره‌مند باشد.

از آنجا که انسان به عنوان جزئی از جهان عظیم خلقت، با مجموعه بزرگی از مخلوقات دیگر، از جمله طبیعت و محیط زیست در ارتباط است، بدیهی است که زندگی شایسته او، در گرو تنظیم مناسب روابط با آن ها خواهد بود. اسلام در این باره راهکارهای اساسی ارائه داده است؛[۱۱۱] به طوری که می‌توان گفت در اسلام، جامع‌ترین دیدگاه و صحیح‌ترین شیوه تعامل با طبیعت و محیط زیست بیان شده است.[۱۱۲]

با نگاهی به متون دینی و از جمله قرآن کریم می‌توان دریافت که محیط زیست و تلاش برای به حفظ و حمایت از آن، برای بهره‌مندی بشر از محیط زیستی امن و سالم جهت نیل به کمال، مورد اهتمام اسلام است.

از آنچه گفته شد معلوم می‌شود که طبیعت و محیط زیست در متون دینی، حق همه انسان‌ها در همه دورانهاست. ‌بنابرین‏، در مقابل حق استفاده‌ای که خداوند برای انسان در محیط زیست و طبیعت قائل شده است، وظیفه‌ای نیز بر عهده او گذاشته است که آن، حفظ و حمایت و بهره‌برداری صحیح از محیط زیست است؛ زیرا هدف خداوند از در اختیار گذاشتن طبیعت برای انسان این است که جهت رفاه، آسایش و تکامل خود از آن بهره‌مند شود. ‌بنابرین‏، اگر در استفاده از این امکانی که در اختیار او قرار گرفته، زیاده روی کند، بر خلاف آن هدف متعالی اقدام کرده که نتیجه‌اش به خطر افتادن حیات خود او و دیگران و بازماندن از سیر تکاملی در مسیر سعادت دنیا و آخرت خواهد بود.

به عنوان مثال، علم و فناوری، مهم‌ترین ابزار تصرف انسان در طبیعت است. تلاش علمی‌و به کارگیری فناوری در طبیعت و محیط زیست برای این است، که انسان بتواند از محیط زیست و طبیعت، جهت فراهم آوردن یک زندگی سعادتمندانه همراه با امنیت و آرامش استفاده کند؛ اما اگر انسان در استفاده از علم و فناوری برای تصرف در محیط زیست زیاده روی کند، ثمره‌ای جز مقهوریت و مغلوبیت او در مقابل سلطه زندگی ماشینی و صنعتی نخواهد داشت. این همان چیزی است که امروزه شاهد آن هستیم و به طور قطع هم خلاف دستورات و تعالیم اسلام است؛ زیرا اسلام، تسلط بر طبیعت را می‌خواهد، اما زیاده روی در این امر باعث شده که کار از دست انسان خارج شود؛ به گونه‌ای که سلامت، امنیت و انسانیت او در میان پیچ و مهره‌های این زندگی صنعتی و ماشینی گم شده است[۱۱۳].[۱۱۴]

با این همه، تصرف در محیط زیست باید به گونه‌ای باشد که انسان را در جهت دستیابی به حیات طیبه و توسعه متعادل که ضامن ارتقای وضع جسمی‌و روحی بشر است، یاری کند.[۱۱۵] به عبارت دیگر، تصرف در محیط زیست باید به شیوه‌ای باشد که ‌آدمی را به غایت و هدف خلقت برساند. بدین جهت، استفاده از آن به طور دلخواه و بدون در نظر گرفتن این که این نعمتها وسیله‌اند نه هدف، خود باعث گمراهی و انحراف انسان از مسیر حق خواهد بود. انسان به عنوان موجودی مختار، باید ‌به این واقعیت تن دهد، که زمین همان گونه که محل رشد تکوینی و جسمی‌اوست، باید محیط تکامل روحی و معنوی او نیز باشد؛ و چون اسباب و مقدمات تکامل روحی‌اش، ارادی و اختیاری است، پس باید به شیوه‌ای عالمانه و مدبّرانه از محیط زیست، برای این هدف متعالی استفاده کند؛[۱۱۶] زیرا رسیدن به تکامل روحی و معنوی بدون بهره‌مندی از محیط زیستی امن و سالم امکان‌پذیر نخواهد بود.

ج. عقل

قاعده «لاضرر ولاضرار فی الاسلام[۱۱۷]» از بنیادی‌ترین قواعد فقهی است که با‌پذیرش نقش اثباتی آن در احکام شرعی ـ که برخی از فقیهان به آن اذعان نموده‌اند می‌توان به جبران خسارت ناشی از تجاوز به سرمایه های زیست محیطی به آن استناد نمود؛ زیرا همان گونه که ایراد زیان به سرمایه های مادی و معنوی خصوص بدون جبران نمی‌ماند ایراد خسارت به مهم‌ترین سرمایه‌ طبیعی بشر چگونه می‌تواند نادیده گرفته شود. منطق حقوق اسلامی‌به ما می‌آموزد تا با قیاس اولویت به ضرورت جبران خسارت ناشی از تجاوز به حقوق محیط زیست حکم نماییم.

حتی در صورت تعارض قاعده لاضرر با قاعده سلطنت «الناس مسلطون علی اموالهم »[۱۱۸]، قاعده لاضرر به جهت تقدم حقوق جامعه و حقوق نوعی بشر، بر حق فرد، بر قاعده سلطنت رجحان دارد و به اصطلاح حقوق اسلامی، قاعده لاضرر دایره سلطه مالک در تصرفات مضرّ بر محیط زیست را تخصیص می‌زند.

یکی دیگر از قواعد فقهی که در صورت‌پذیرفتن نقش اثباتی آن در احکام شرعی می‌تواند در زمینه‌ی جبران خسارت ناشی از تجاوز به محیط زیست مورد استناد قرار گیرد قاعده نفی عسر و حرج است. زیرا عسر و حرجی که از به هم خوردن تعادل اکولوژیک طبیعت برای موجودات زنده و بشر پدید می‌آید چه بسیار مهم‌تر از عسر و حرجی باشد که از ناحیه افراد ایجاد می‌گردد. ‌بنابرین‏ اگر رفع یا کاهش عسر و حرج با جبران خسارت ممکن باشد متجاوز به حقوق محیط زیست به جبران خسارت آن ملزم می‌گردد.

عقل حفاظت از محیط زیست و جبران خسارت ناشی از تجاوز به آن امری ممدوح و پسندیده می‌شمرد و به ضمیمه‌ی قاعده ملازمه‌ی هر امری را که عقل به آن حکم نماید شرع نیز به آن حکم می‌کند؛ می‌توان اذعان نمود که شناسایی حقوق محیط زیست و جبران خسارت ناشی از تجاوز به آن از جمله‌ احکام شرع نیز می‌باشد.

د. بناء عقلا

بنای عقلا بر شناسایی حقوق محیط زیست و جبران خسارت ناشی از تجاوز بر آن استوار است و از ناحیه شارع نیز ردع و معنی در این زمینه در دست نیست. چنان که عدم ردع شارع را کاشف از‌پذیرش آن بدانیم بر لزوم جبران خسارت اذعان می‌نماییم. همچنین بنای عقلا بر مجازات متجاوز به محیط زیست تحقق یافته است؛ چنان که حقوق محیط زیست بین‌الملل و حقوق کشورها بر آن دلالت دارد.

حقوق محیط زیست بین‌الملل مشتمل بر معاهدات بین‌المللی (مشتمل بر ۳۰۰ معاهده) و قطعنامه‌های الزام آور و غیرالزام آور است. قطعنامه‌های غیر الزام آور به سه دسته توصیه ای، حاوی اعلامیه‌های اصولی و متضمن برنامه های عملی تقسیم می‌شود. عضویت کشورها از جمله ایران در برنامه محیط زیست ملل متحد (۱۹۷۲)، کنوانسیون تجارب بین‌المللی گونه‌های جانوران و گیاهان وحشی در معرض نابودی (۱۹۷۳)، کنوانسیون رامسر در زمینه‌ی تالاب‌های مهم بین‌المللی (۱۹۷۲) و کنوانسیون منطقه‌ای کویت درباره حمایت و توسعه‌ محیط زیست دریایی و نواحی ساحلی (۱۹۷۸)، اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (۱۹۸۴)، سازمان جهانی دریانوردی (IMO) و کنوانسیون مارپول (۱۹۷۳) به اهمیت کارکرد حقوق محیط زیست بین‌المللی و بنای عملی عقلا در زمینه‌ی جبران خسارت و مجازات متجاوز به محیط زیست دلالت نمی‌نماید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




بند دوم : موافقت نامه مالزی – ویتنام

یکی دیگر از موافقت نامه های دوجانبه موجود در خلیج تایلند، یادداشت تفاهم مالزی – ویتنام است که در سال ۱۹۹۲ امضا و در ژوئن ۱۹۹۳ لازم الاجرا شد. اگرچه این سند در خصوص چارچوب همکاری دو شرکت ملی نفت طرفین یعنی پتروناس، [۳۹۳] مالزی و پترویتنام[۳۹۴] می‌باشد، اما یک منطقه اختلافی و مورد ادعای طرفین در فلات قاره خلیج تایلند را نیز شامل می شود. منطقه مورد اختلاف شامل منطقه ای در شمال شرقی سواحل مالزی و جنوب غربی سواحل ویتنام و در قسمت جنوبی منطقه تعریف شده مالزی و تایلند قرار دارد. این منطقه بر روی نقشه در شش نقطه از A تا F تعریف گردیده است و در خصوص مخازن نفتی که از خطوط تعریف کننده منطقه عبور نماید، یک مدل توسعه مشترک در نظر گرفته شده است.[۳۹۵] دوره زمانی این موافقت نامه چهل ساله بوده و در طول مدت آن طرفین با می‌توانند آن را اصلاح و مورد تجدید نظر قرار دهند. این توافق نامه به مفهوم توافق طرفین در تحدید حدود دریایی نبوده وخللی بر حقوق حاکمه آن ها در فلات قاره و نیز مواضع آن ها در تحدید حدود وارد نمی سازد. مطابق ماده (۳)۲ این موافقت نامه، منافع حاصله از استخراج نفت و گاز در منطقه مورد نظر پس از کسر هزینه ها به طور مساوی بین طرفین تقسیم می‌گردد. شیوه اقدام در بهره برداری از مخازن نفت و گاز در منطقه تعریف شده آن است که دو شرکت ملی پتروناس مالزی و پترویتنام ویتنام بر اساس قرار دادی که بین خود منعقد کرده و به تصویب ‌دولت‌های‌ متبوع آن ها می‌رسد، مبادرت به عملیات اکتشاف و استخراج نفت و فروش آن می کند. در این راستا، دو شرکت ملی در ۲۵ آگوست ۱۹۹۳در قراردادی توافق کردند که کمیته مشترک ۸ نفره متشکل از نمایندگان دو شرکت مدیریت و نظارت بر استخراج منابع نفت و گاز را بر عهده داشته باشد. مدل انتخابی قرار داد قرارداد مشارکت در تولید است و بر اساس تصمیم کمیته مشترک مدیریت عملیات اکتشاف و استخراج به شرکت پتروناس واگذار شده است.[۳۹۶] این بدان معنا است که قانون حاکم بر فعالیت اکتشاف و استخراج نفت قانون مالزی می‌باشد. به عبارت دیگر، اگرچه دو شرکت ملی نفت در قالب توافق نامه و از طریق انتخاب اعضای کمیته مشترک همکاری در عملیات اکتشاف و استخراج نفت مداخله دارند، اما هدایت و مدیریت عملیات توسط شرکت پتروناس مالزی صورت می‌گیرد. این فرایند به دلیل فقدان قوانین مناسب در زمینه نفت و گاز در ویتنام اتخاذ شده است.[۳۹۷] حل و فصل اختلافات در موافقت نامه ویتنام و مالزی توسط کمیته مشترک منتخب دو شرکت و مقامات این کمیته صورت می‌گیرد و تنها در صورتی کمیته قادر به حل و فصل موضوع نباشد، دولت‌ها مداخله می‌کنند. همچنین در صورت کشف مخازن نفت و گاز که از خطوط منطقه تعریف شده عبور و وارد فلات قاره یکی از طرفین می شود دو دولت متفقاً ترتیب نحوه بهره برداری از آن را معین خواهند کرد.

موافقت نامه های مالزی – تایلند و مالزی – ویتنام هر دو به عنوان ترتیبات موقت همکاری بدون تعریف می‌شوند که دولت‌ها می‌توانند بدون خدشه به حقوق حاکمه خود در مناطق مورد اختلاف به توسعه مشترک میادین نفت و گاز می پردازند. با این وجود موافقت نامه ویتنام – مالزی انعطاف پذیر و واقع گرایانه تر و فاقد پیچیدگی های حقوقی همانند موافقت نامه مالزی تایلند است. زیرا رکن تصمیم گیری در خصوص نحوه بهره برداری از میادین مشترک نفت و گاز یعنی کمیته مشترک یک رکن فنی تجاری متشکل از نمایندگان شرکت های ملی نفت طرفین است. در حالی که مقام مشترک در موافقت نامه مالزی تایلند رکنی دولتی متشکل از دو رئیس (هر یک نماینده یک دولت) و تعدادی عضو است که به نمایندگی از ‌دولت‌های‌ ذیربط انجام وظیفه می کند.[۳۹۸] موافقت نامه مالزی و تایلند یک منطقه اعمال صلاحیت کیفری در خصوص فعالیت های مجرمانه نظیر آلودگی و ماهیگیری پیش‌بینی نمود که بر اساس آن در ۹۳۰ مایل مربع دولت مالزی و در ۱۱۰۰ مایل مربع تایلند اعمال صلاحیت می نمایند. البته این خط به معنی خط تحدید حدود فلات قاره محسوب نمی شود. در مقابل در موافقت نامه ویتنام و مالزی به دلیل وسعت کم منطقه تعریف شده و نیز فقدان سابقه چنین اقداماتی چنین صلاحیتی مسکوت مانده است.[۳۹۹]

بند سوم : موافقت نامه استرالیا – اندونزی

دریای تی مور شرقی[۴۰۰] پهنه آبی در جنوب شرقی آسیاست که کشور اندونزی و تی مور شرقی استقلال یافته در شمال آن و استرالیا در جنوب آن قرار دارد و دارای سواحل مقابل می‌باشند. مذاکرات اندونزی و استرالیا از دهه ۱۹۶۰ میلادی و زمانی که تی مور شرقی مستعمره پرتغال بود شروع شد و تا سال ۱۹۷۲ به طول انجامید.در این سال یک موافقت نامه تحدید حدود بستر دریا بین اندونزی و استرالیا منعقد شد. این خط مرزی از شرق به غرب در امتداد سواحل اندونزی و استرالیا در فلات قاره شروع و در مقابل سواحل تی مور شرقی قطع می شود و مجدداً بعد از این سواحل در مقابل سواحل دو کشور تداوم می‌یابد.محل قطع خط مرزی دو کشور در مقابل سواحل تی مور ، محدوده ای را به نام شکاف تی مور[۴۰۱] تشکیل می‌دهد. بعد از انعقاد موافقت نامه فوق، استرالیا مذاکراتی را با دولت پرتغال جهت تحدید حدود دریایی انجام داد، اما منجر به نتیجه نشد و در سال ۱۹۷۴ دولت پرتغال ادعای خود را در خصوص تی مور پس گرفت و جنگ داخلی در اندونزی آغاز شد و در سال ۱۹۷۶ اندونزی تی مور شرقی را استان بیست و هفتم خود نامید. اشغال تی مور شرقی حدود ۲۵ سال به طول انجامید. استرالیا با اتخاذ رویکرد عمل گرا به عنوان تنها کشوری که الحاق تی مور شرقی به اندونزی را مشروع می‌دانست، مذاکراتی را با اندونزی در خصوص «شکاف تی مور» شروع کرد[۴۰۲]. روند این مذاکرات حدود ده سال به طول انجامید و منجر به موافقت نامه ای میان استرالیا و اندونزی در سال ۱۹۸۹ شد.[۴۰۳]

این موافقت نامه به معاهده Timor Gap شهرت داشت. ابتدا منطقه همکاری دو کشور به سه منطقه A,B,Cتقسیم شد. منطقه A تحت رژیم بهره برداری مشترک با ایجاد مقام مشترک بود و در دو منطقه C,B هر یک از دو دولت وفق قواعد و مقررات خود از طریق واگذاری امر استخراج و اکتشاف به شرکت ها فعالیت می‌کردند اما ده درصد از عواید را به دولت دیگر پرداخت می کند. به عبارت دیگر در واقع منطقه بهره برداری تحت صلاحیت کامل یک دولت بود اما سهمی نیز به دولت دیگر تعلق می‌گیرد[۴۰۴]. منطقه B به نحو مذکور تحت صلاحیت استرالیا بود و ده درصد مذکور را به اندونزی می پرداخت و موظف به اطلاع دادن به اندونزی در

    1. ۱- نعمت اللهی، مینو، مبانی مهندسی نفت و گاز،شیراز: انتشارات دانشگاه شیراز، ۱۳۸۴ ص ذ. ↑

    1. ۲- همان. ↑

    1. ۳- عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، ، جلد سوم،تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۵، ص۲۴۰۶٫ ↑

    1. ۴- افشارحرب، عباس، زمین شناسی نفت،تهران ، انتشارات دانشگاه پیام نور، ۱۳۸۴،مقدمه، ص یک. ↑

    1. – Bitumen. ↑

    1. – Natural Gas. ↑

    1. – Crude oil. ↑

    1. ۳- سحابی، فریدون، زمین شناسی نفت،چاپ ششم ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۶، ص ۱۳٫ ↑

    1. ۴- همان، ص ۱۴٫ ↑

    1. ۵- دریاباری وشتانی، سیدمحمد زمان و بکی حسکوئی، مرتضی؛ سیر یکصدساله صنعت نفت ایران، تحولات حقوقی و اقتصادی، تهران ، نشر یزدا، ۱۳۸۷، ص ۲۲٫٫ ↑

    1. ۶- سحابی،همان. ↑

    1. – Natural Gas. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




این ماده در اجرای اصل ۳۵ قانون اساسی پیش‌بینی شده و ماده ی ۱۲۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری (۱۳۷۸) به عنوان پیینه تقنینی آن می‌باشد . همچنین در ماده ۱۹۰ آیین دادرسی کیفری (۱۳۹۲) نیز مورد توجه قرار گرفته است. آگاه سازی متهم ، بزه دیده و حتی شاهد از حقوق خود، نقش مؤثری در مراعات حقوق فردی اجتماعی آحاد جامعه دارد. در ماده ۶ قانون جدید آمده است: «متهم، بزه دیده، شاهد و سایر افراد ذی ربط باید از حقوق خود در فرایند دادرسی آگته شوند و ساز و کارهای رعایت و تضمین این حقوق فراهم شود».

مفاد این ماده به نوعی در ماده ۱۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری (۱۳۹۲) نیز بر این موضوع تأکید نموده است. متهم به عنوان فردی که هنوز مجرمیت وی در دادگاه صالح به اثبات نرسیده ، حق دارد تا حقوق شهروندی وی در برابر حاکمیت ، حفظ و حمایت شود. نظامند شدن دامنه ی اختیارات مقامات و مراجع تحقیق ، تعقیب و رسیدگی و محدود شدن دامنه ی دخالت آن ها در حریم خصوصی افراد ، به ویژه در احضار ،جلب،تفتیش و بازرسی منزل و محل کار و اماکن، کنترل مخابرات و مراسلات و …، بخشی از اقداماتی است که به منظور حفظ،توسعه و تحکیم حقوق شهروندی در این قانون لحاظ شده است.قانون جدید «یین دادرسی کیفری در ماده ی ۷ به بیان ضمانت اجرای کیفری عدم رعایت حقوق شهروندی پرداخته و مقرر می‌دارد: «در تمام مراحل دادرسی کیفری، رعایت حقوق شهروندی مقرر در این قانون و سایر قوانین مربوط از سوی تمام مقامات قضاییع ضابطان دادگستری و سایر اشخاصی که در فرایند دادرسی مداخله دارند، الزامی است.متخلفان علاوه بر جبران خسارت وارده ع به مجزات مقرر ر ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی شدید تری مقرر شده باشد».

شش اصل مذکور جزء اصول بنیادین ، اساسی و مهم دادرسی است و به عنوان زیر بنای قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ محسوب می شود و اگر در مواردی از قانون، با ابهام و اجمال مواجه شدیم یا خلاء قانون مشاهده گردید، می توان از این اصول کمک گرفت.

۴-۳-۷- اصل حفظ حقوق شهروندی

این اصل یکی از اصول بنیادین و مهم می‌باشد که می بایست قانون گذار از انجا که متهم ، مجرمیت او به اثبات نرسیده است در احضار ، جلب و بازرسی منزل ، کنترل مخابرات و مراسلات و … حقوق شهروندی متهمین را محترم شمرده و از تصویب مقررات ناقض این اصل خود داری نماید.

۴-۳-۸- اصل آگاهی سازی

یکی از حقوق متهم، بزه دیده و شاهد آگاهی و اطلاع از حقوق قانونی خود در فرآند دادرسی می‌باشد که ماده ۶ قانون آیین دادرسی کیفری مین این اصل می‌باشد و بیان می‌دارد که( این افراد باید از حقوق خود در فرایند دادرسی آگاه شوند وسازو کار های رعایت و تضمین این حقوق می‌دارد فراهم شود ) و قانون گذار باید در مقام قانون گذاری این اصل را مورد توجه قرار داده و از تقنین خلاف این اصل پرهیز نماید.

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

۵-۱-نتیجه گیری

سلسله مراتب قانونگذاری در نظام حقوقی ایران با تأکید بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارای سه مرتبه ولایت تشریعی خداوند، ولایت تقنینی معصومان و ولایت تقنینی فقیه است و بر قوانین جاری یعنی قانون اساسی، قانون عادی و مقررات دولتی حاکمیت دارند.

در حوزه حقوق و آزادی های فردی، قانونگذاری کیفری استثناء بوده و لذا جرم انگاری در این حوزه نیاز به دلیل دارد، چرا که اصل بر اباحه اعمال و رفتار ماست مگر این که قانون‌گذار کیفری قبلاً اعمال و رفتاری را ممنوع و به آن وصف جرم داده باشد. به همین خاطر است که قانون‌گذار اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۷۱مجلس شورای اسلامی را مکلف به قانونگذاری در حدود مقرر در قانون اساسی نموده است. با توجه به اصل ۷۱ قانون اساسی، اختیار مجلس شورای اسلامی در وضع مقررات کیفری و جرم انگاری بیحد و حصر نیست بلکه تابع محدودیتهای مقرر در قانون اساسی می‌باشد. همچنین با توجه به اصل چهارم قانون اساسی، یکی دیگر از محدودیت های مجلس شورای اسلامی در جرم انگاری، محدودیتهای شرعی است. بر همین اساس، قانون‌گذار اساسی در اصل هفتاد و دوم مقرر نموده: «مجلس شورای اسلامی نمیتواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد…». با توجه به اصل یادشده و نیز اصل ۷۱ قانون اساسی، شورای نگهبان در بررسی قوانین کیفری باید این مهم را مورد توجه قرار دهد که مجلس شورای اسلامی در حدود اصول مقـرر در قانون اساسی و شرع اقدام به جرم انگاری نموده است و در صورتی که تشخیص دهد اقدام مجلس شورای اسلامی در جرم انگاری رفتارها در حدود مقرر در قانون اساسی نبوده، از تأیید آن خودداری نماید.

علاوه بر رعایت محدودیتهای شرعی در جرم انگاری توسـط مجلس شورای اسلامی، لازم است که این امر با توجه به معیارهای عام مقرر در اصول نهم و چهلم قـانون اساسی صورت گیرد. ‌بر اساس اصول یادشده تنها مجوز ایجاد محدودیت در حقوق و آزادی های مشروع، جلوگیری از ورود خدشه به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی ‌و تمامیّت ارضی ایران و نیز جلوگیری از اضرار به غیر و تجاوز به منافع عمومی است و تنها در این موارد است که میتوان در حوزه حقوق و آزادی های فردی مداخله کرد. همچنین قانون‌گذار اساسی معیارهایی را در اصول۲۷، ۲۶، ۲۴ و ۲۸ به عنوان محدودیتهای مشروع توسط قانون‌گذار عادی بر برخی از حقوق و آزادی های فردی وضع ‌کرده‌است. جرم انگاری در حدود مقرر در قانون اساسی به شهروندان این اطمینان را می‌دهد که آزادی، جان، مال، حیثیت و امنیت آنان مورد تعرض قانونی قرار نخواهد گرفت مگر این که طبق قانون اساسی، استحقاق آن را داشته باشند. در واقع مهمترین کارکرد جرم انگاری دستورگرا، ایجاد توازن بین حقوق و آزادی های فردی و مصلحت عمومی است و نقش شورای نگهبان در این خصوص بسیار پر رنگ و تعیین کننده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




۲-۱۱-مدل های هوش معنوی:

۱- مدل زهر و مارشال)۲۰۰۰): مدل زهر و مارشال، مدل گل نیلوفر است، زیرا نیلوفر سمبل غایی از انسانی است که راه آشکاری جهت ترکیب سنن غربی و شرقی است. این مدل بر نوعی روانشناسی خویشتن مبتنی است و دیدگاه های روانشناسی غرب، فلسفه شرق و علم قرن بیستم را به هم پیوند می

زند. در این مدل به منابع پژوهشی گستردهای تکیه شده است، به گونه‌ای که فلسفه شرق و غرب و علم روز را به هم پیوند می زند. ۶ گلبرگ در مدل ارائه شده توسط زهر و مارشال عبارتند از: خدمت ، پرورش ، دانش، تغییر شخصی، برادری و اخوت، رهبری خدمتگذار(کریچتون، ۲۰۰۸).

۲-مدل هوش معنوی از دیدگاه سیندی ویگلسورث (۲۰۰۴/۲۰۰۸) :

ویگلسورث ۱۲ مهارت را برای هوش معنوی در نظر گرفت و بر اساس همین مهارت‌ها مدلی را نیز ارائه نمود.

جدول شماره ۳: مدل هوش معنوی از دیدگاه سیندی ویگلسورث (زارعی متین و همکاران، ۱۳۹۰)

خودآگاهی برتر

٭ آگاهی از مشاهده جهان خویشتن ٭ آگاهی از

هدف زندگی ٭ آگاهی از سلسله مراتب ارزش‌ها ٭

پیچیدگی تفکر درونی ٭ آگاهی از خود/فراخود

آگاهی فراگیر

٭ آگاهی از بهم پیوستن همه زندگی ٭ آگاهی از

جهان‌بینی دیگران ٭ وسعت نظر ادراک فضا/زمان ٭

آگاهی از محدودیت‌ها/نیروی ادراک بشر ٭ آگاهی از

قوانین معنوی ٭ تجارب یگانگی ماوراء

خود والاتر/رهبری فراخود

٭ تعهد نسبت به رشد معنوی ٭ حفظ خود والا در

مسئولیت ٭ زندگی هدفمند ٭ پایداری در اعتقادات

٭ راهنمایی خواستن از معنویت

پیشگاه معنوی/رهبری اجتماع

٭ یک عارف و معلم/مربی معنوی مؤثر ٭ یک عارف

و مامور تحولی مؤثر ٭ غمخواری کردن و داوری آگاه

٭ آرامش، حضور آرام و امن ٭ همتراز بودن با

گردش زندگی

۳- مدل آمرام (۲۰۰۷):

آمرام یک تئوری بنیادی جهانی، در خصوص هوش معنوی ارائه نمود. او با ۷۱ نفر از پیروان سنت های مختلف معنوی (بودیسم، مسیحیت، بت پرست، اسلام، صوفی، هندوئیسم، تائوئیسم، یوگا و…) که از نظر اطرافیانشان هوش معنوی داشتند، مصاحبه کرد. اکثریت آن ها از اساتید مذهبی بودند (شیخ، روحانی، کشیش و…) بعضی نیز متخصصین طب یا رهبران تجاری بودند، به طور یکه معنویت را با زندگی خود آمیخته بودند. او با هر یک از آن ها حداقل چهار مصاحبه انجام داد و از آن ها ‌در مورد سوالات زیر توضیح خواست؛ چگونه معنویت شان را بر اساس اعمال روزانه افزایش می‌دهند؟، معنویت چگونه کار و روابط آن ها را شکل می‌دهد؟، چگونه از معنویت برای انجام وظایف روزانه خود کمک می گیرند؟ و در پایان از شرکت کنندگان خواسته شد انتقادات خود را ‌در مورد موضوعات مطرح شده در مصاحبه های قبلی مطرح کنند. آمرام با بهره گرفتن از تئوری داده بنیاد و از طریق کدگذاری باز ۷ بعد از هوش معنوی و زیر شاخه های آن را استخراج کرد. این ۷ بعد شامل هوشیاری ، متانت ،معناداری ، تعالی، صداقت، تسلیم شدن (تن در دادن) صلح آمیز به خود و هدایت درونی است (آمرام، ۲۰۰۷/۲۰۰۹).

۴- مدل کینگ (۲۰۰۸):

کینگ نیز چهار بعد را برای هوش معنوی ارائه ‌کرده‌است:

تفکر وجودی انتقادی در خصوص مسائل مربوط به هستی، ایجاد معنای شخصی ، آگاهی متعالی، بسط حالت آگاهی(کینگ، ۲۰۰۸).

آمرام (۲۰۰۵) تفکر انتقادی وجودی را ” توانایی برای ایجاد معنا بر اساس درک عمیق از پرسش های وجودی و آگاهی و توانایی جهت استفاده از سطوح مختلف آگاهی در حل مسئله” توصیف می‌کند. مسائل وجودی موضوعاتی مانند مرگ و مسائل پس از آن و همچنین بررسی منشاء و هدف از زندگی را شامل می شود که گاردنر(۲۰۰۶) چنین پرسش های وجودی را «اساسی ترین پرسش های زندگی» می‌داند(هیلدبرانت، ۲۰۱۱).

ایجاد معنای شخصی به عنوان توانایی استفاده از تجارب فیزیکی و روحی جهت ایجاد معنا و هدف زندگی بیان گردیده است (ساغروانی، ۱۳۸۹). زمانی که با یک تنگنا مواجه می‌شویم، تولید معنی شخصی می‌تواند به حل معنی پایه کمک کند و ‌بنابرین‏ به عنوان یک روش حل مسئله هم عمل می‌کند (عبداله زاده، ۱۳۸۸). این نیز مورد بحث قرار گرفته که رویاها می‌تواند از معنی شخصی سرچشمه بگیرند (همان منبع).

آگاهی متعالی نیز ظرفیت تشخیص بعد متعالی خود، دیگران و جهان مادی از طریق هوشیاری است (کینگ، ۲۰۰۷). آمونز (۲۰۰۰) آن را توانایی پیش افتادن از جسم مادی و توسعه آگاهی عمیق تر از یک وجود الهی و یا نفس شخص تعریف می‌کند. در حقیقت آگاهی متعالی توانایی احساس بعد معنوی زندگی را بیان می‌کند (عبداله زاده و همکاران، ۱۳۸۸).

توسعه موقعیت هوشیاری که آخرین مؤلفه‌ از هوش معنوی است به توانایی ورود و خروج از حالت های بالاتر معنوی هوشیاری به صلاحدید خود فرد تعریف می شود (عبداله زاده و همکاران). افرادی که از هوش معنوی بالاتری برخوردارند، موقعیت های اوج هوشیاری را تجربه کرده و جهت حل مسائل از منابع معنوی بهره می‌برند و فضایل اخلاقی از قبیل تواضع، حق شناسی و گذشت را در آنان به وضوح می توان دید (اسمیت، ۲۰۰۵). به عقیده تارت (۱۹۷۵) آگاهی متعالی در حالات طبیعی بیداری پدیدار می شود در حالی که «توسعه موقعیت های هوشیاری» توانایی فراتر از حالات قبلی وورود به سطوح والاتر معنوی می‌باشد (کینگ و دکیکو، ۲۰۰۹).

شکل ۱ : مؤلفه‌ های هوش معنوی (اقتباس از: کینک و دکیکو، ۲۰۰۹)

توسعه موقعیت هوشیاری

تفکر انتقادی وجودی

ایجاد معنای شخصی

آگاهی متعالی

با توجه ‌به این که مدل کینگ (۲۰۰۸) از جامعیت بیشتری نسبت به سایر مدل های هوش معنوی برخوردار است، لذا در این پژوهش، برای معرفی و بررسی شاخص های هوش معنوی از مدل کینگ استفاده گرده است.

۲-۱۲-مفهوم کیفیت :

کیفیت، حاکی از درجه ای است که یک محصول با انتظارات مشتری و مشخصات ارائه شده تطبیق دارد. به هر حال کیفیت ارائه خدمات و تولیدات همواره مورد توجه انسان‌ها بوده است. شاید توسعه نوآوری و صنعت نیز، بر مبنای این اصل استوار باشد که انسان هیچ گاه نست به وضع موجود خود راضی نیست و همواره سعی در بهبود آن داشته است. در همین راستا کیفیت در بخش صنعت در دهه های ۱۹۵۰-۱۹۴۰ مورد توجه قرار گرفت و در علوم پزشکی از سال ۱۹۸۰ مطرح شد (رجبی پور میبدی، ۱۳۸۸).

سازمان بین‌المللی استاندارد (ISO)، کیفیت را مجموعه ای از مشخصات و ویژگی های یک خدمت یا کالا تعریف می‌کند تا بتواند نیازهای تضمین شده مشتری را برآورده سازد. هدف نظام کیفیت تامین اعتماد لازم برای مشتری و مدیریت ارشد سازمان هنگام ارائه خدمات است. در این میان بیمارستان ها جایگاه ویژه ای دارند، زیرا هر اشتباه حتی از نوع کوچک می‌تواند جبران ناپذیر باشد. ‌بنابرین‏ لازم است ارائه خدمات بدون نقص و مطابق با استانداردهای حرفه ای ارائه گردد (درگاهی، ۱۳۸۶)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




حوزه سوم: محدودیت های مختل

بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، محدودیت های درونی آن ها در خصوص احترام متقابل ‌و خویشتن- داری به اندازه کافی رشد نکرده است . آن ها ممکن است در خصوص احترام به حقوق دیگران ، همکاری کردن ، متعهد بودن یا دستیابی به اهداف بلند مدت مشکل داشته باشند . علاوه بر این ، چنین بیما رانی اغلب خودخواه ، لوس ، بی مسئولیت یا خودشیفته به نظر می‌رسند . آن ها معمولا در خانواده هایی بزگ شده اند که خیلی سهل انگار و بیش از حد مهربان بوده اند (گاهی اوقات طرح واره استحقاق می‌تواند شکلی از جبران افراطی طرح واره های دیگرمثل محرومیت هیجانی باشد ) .

معمولا در این قبیل موارد ریشه تحولی اولیه این طرح واره ، محبت بیش از حد نیست .

این بیماران در دوران کودکی ، نیازی نداشته اند از قوانینی پیروی کنند که دیگران از آن قوانین تبعیت می‌کردند . آن ها در دوران کودکی ملاحظه دیگران را نمی کرده‌اند و خویشتن دار نبوده اند. در نتیجه ، در بزرگسالی، توانایی مهار تکانه های خود را ندارند و نمی توانند ارضاء نیاز های آنی خود را به خاطر دستیابی به منافع آتی به تأخیر بیندازند .

بیمارانی که طرح واره ی استحقاق / بزرگ منشی دارند ، خودشان را یک سر و گردن بالاتر از دیگران می دانند و در نتیجه حقوق و امتیازات خاصی برای خودشان قائل اند . بیمارانی که این طرح واره را دارند ، خود را نسبت به رعایت احترام متقابل که پایه و اساس تعاملات اجتماعی سالم است ، موظف نمی دانند . آن ها اغلب اصرار می‌کنند که می‌توانند هر کاری را که دلشان بخواهد، بدون توجه به هزینه ای که این کار برای دیگران دارد ، انجام دهند . آن ها دوست دارند به قدرت برسند تا بتوانند برتری خود را به رخ دیگران بکشند (مثل موفق شدن ، مشهور شدن و پولدار شدن ) . این بیماران اغلب بیش از حد پر توقع یا سلطه گرند و در روابط اجتماعی با مشکلات دیگران همدلی نمی کنند .

بیمارانی که طرح واره ی خویشتن – داری / خود – انضباطی ناکافی دارند ، نمی توانند برای دستیابی به اهداف شان ، خویشتن – داری نشان دهند و ناکامی را به قدر کافی تحمل کنند از سوی دیگر نمی توانند ابراز هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند . در شکل های خفیف تر این طرح واره ، بیماران بر اجتناب از ناراحتی خیلی تأکید می‌کنند : به عنوان مثال سعی می‌کنند در روابط بین فردی ، تعارضی ایجاد نکنند و از پذیرفتن مسئولیت های بیشتر ، طفره می‌روند (مژگان صلواتی ، ۱۳۸۸).

حوزه چهارم: دیگر جهت مندی

بیمارانی که طرح واره هایشان در این حوزه قرار دارد ، به جای رسیدگی به نیازهای خود به دنبال ارضای نیازهای دیگران هستند . آن ها این کار را برای دستیابی به تأیید ، تداوم رابطه ی هیجانی یا اجتناب از انتقام انجام می‌دهند . این بیماران در روابط اجتماعی تمایل دارند بر پاسخ های دیگران بیشتر از نیازهای خودشان تأکید کنند و اغلب از خشم و تمایلات خودشان ناآگاه هستند . آن ها در دوران کودکی ، آزاد نبوده اند تا از تمایلات طبیعی خودشان پیروی کنند و در بزرگسالی به جای این که از درون جهت دهی شوند از محیط بیرونی تأثیر می‌پذیرند و از خواسته های دیگران تبعیت می‌کنند . ریشه تحولی طرح واره های این حوزه ، مبتنی بر پذیرش مشروط[۱۱۱] بوده است : کودکان باید جنبه‌های مهم شخصیت خود را برای دستیابی به عشق یا تأیید دیگران مهار می‌کردند . در اکثر این خانواده ها، والدین به جای توجه و اهمیت قائل شدن به نیازهای منحصر به فرد کودک ، بیشتر نیازهای هیجانی یا منزلت اجتماعی خود را مهم می دانند .

بیمارانی که طرح واره ی اطاعت دارند، کنترل خود را به دست دیگران می سپارند و در برابر آن ها تسلیم می‌شوند، زیرا احساس می‌کنند مجبورند این کار را انجام دهند. کارکرد طرحواره ی اطاعت معمولاً اجتناب از خشم، انتقام یا رها شدگی است. دو شکل عمده ی این طرح واره ی عبارتند از : (۱) اطاعت از نیاز ها : سرکوب تمایلات و خواسته های فرد و (۲) اطاعت از هیجان ها : سرکوب پاسخ های هیجانی ، خصوصاًً خشم. طرح واره ی اطاعت معمولاً با این برداشت همراه است که نیاز ها و احساسات فرد مهم و ارزشمند نیستند. این طرح واره ، اغلب به شکل رضایت و اشتیاق وافر برای خرسند کردن دیگران ظاهر می شود، در عین حال که نسبت به نیرنگ و فریب خوردن حساسیتزیادی دارد. اطاعت معمولاً منجر به افزایش تدریجی خشم شده و به شکل علائم ناسازگار ظاهر می شود(مثل رفتار منفعل- پرخاشگرانه ، طغیان های غیر قابل کنترل خشم ، علایم روان تنی یا انزوای عاطفی).

بیمارانی که طرح واره ی ایثار دارند ، نیازهای دیگران را با میل خود و حتی به قیمت از دست دادن رضایت مندی شخصی ارضاء می‌کنند . آن ها این کار را برای کاهش رنج و گرفتاری دیگران ، دوری از گناه ، دستیابی به احساس ارزشمندی[۱۱۲]و تداوم رابطه ی هیجانی با افراد نیازمند انجام می‌دهند . بیمارانی که این طرح واره را دارند، اغلب نسبت به رنج دیگران حساسیت زیادی نشان می‌دهند . آن ها مدام با این احساس دست و پنجه نرم می‌کنند که نیاز هایشان به طور کافی ارضاء نمی شود و این امر گاهاً منجر به احساس دلخوری آن ها می شود . این طرح واره با مفهوم دوازده مرحله ای «وابستگی بیمار گونه » همپوشی دارد .

بیمارانی که طرح واره ی پذیرش جویی/ جلب توجه دارند ، دستیابی به تأیید یا توجه دیگران را سرلوحه ی زندگی خود قرار می‌دهند . احساس ارزشمندی آن ها بیشتر به واکنش دیگران بستگی دارد تا واکنش های خودشان . این طرح واره اغلب مسائلی از قبیل اشتغال ذهنی زیاد نسبت به منزلت اجتماعی ، ظاهر ، پول یا موفقیت به عنوان وسیله ای برای رسیدن به تأیید و توجه دیگران را در بر می‌گیرد . چنین طرح واره ای ، اغلب منجر به تصمیم های سرنوشت سازی در زندگی می شود که غیر قابل اطمینان هستند و نتایج ناگواری در پی دارند (ویشار ،۱۹۵۰ ؛ به نقل از حسن حمید پور ،۱۳۹۰ ).

حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:36:00 ب.ظ ]




۲٫اراده باطنی(اراده حقیقی)

اراده ای که در نفس وجود پیدا کرده و هنوز ابراز نشده باشد خواه ابراز آن به وسیله الفاظ ایجاب و قبول باشد یا به وسیله اشاره یا نوشته یا فعل . در مقابل اراده ظاهری به کار می رود . در این معنی اصطلاح بالا ترجمه volonte intime در حقوق فرانسه است.[۱۷]

۳٫اراده ظاهری(اراده خارجی)

هر گاه اراده ( در عمل حقوقی ) ابراز شده باشد آن را اراده خارجی گویند و این ترجمه اصطلاح volonte declaree می‌باشد و در واقع اراده خارجی بمعنی اراده اظهار شده داست ( در مقابل اراده حقیقی به کار می رود ) به عبارت دیگر اراده ظاهری را اراده مکشوف به کاشف از قصد انشاء را گویند یعنی مدلول کاشف از قصد انشاء را اراده ظاهری نامیده اند خواه مطابق با تمام خصوصیات اراده خطور کرده در خاطر باشد خواه نباشد.[۱۸]

بند دوم:ویژگی اراده

اراده: قائم به نفس است؛ معلول تصور و تصدیق است؛ کیفیتی نفسانی است؛ دارای وجود ذهنی می‌باشد؛ از آن‌جا که قائم به نفس اراده کننده است، دارای وجود خارجی می‌باشد؛ امری بسیط است؛ اراده عارض بر نفس است و نفس قابل تجزیه نیست؛ لذا قصد هم تجزیه ناپذیر است.[۱۹]

در این جاست که بسیاری از حقوق دانان معتقدند که چون اراده بسیط و تجزیه ناپذیر است، تفکیک آن به دو عنصر قصد و رضا ممکن نیست. لیکن قانون مدنی ایران به پیروی از فقه امامیه، قصد و رضا را دو عنصر مستقل دانسته است.[۲۰]

بند سوم:مراحل شکل گیری اراده

۱٫ مرحله خطور و تصور: ابتدا تصویر خودرو و فروش آن در ذهن نقش می بندد و مورد ادراک قرار می‌گیرد. این مرحله، آزادی نیست و به طور قهری انجام می‌گیرد. یعنی اراده و اختیار در تحقق این مرحله نقشی ندارد؛ به دو دلیل: اول آن که با مراجعه به وجدان می توان به قهری بودن خطور پی برد. علاوه بر این در صورت ارادی بودن این مرحله، تسلسل پیش می‌آید.[۲۱]

۲٫ مرحله سنجش یا تصدیق: در این مرحله تصورات گوناگونی که به ذهن خطور کرده مورد ارزیابی و سنجش قرار می‏ گیرد تا از میان آن ها یکی برگزیده شود. در مثال مذبور پس از خطور خانه و فروش آن به ذهن، شخص جنبه‏ های مختلف آن را بررسی و آثار گوناگون آن رااز جهت سود و زیان و دیگر نتایج اقتصادی و اخلاقی ارزیابی و مفید بودن آن معامله را تصدیق می ‏کند.[۲۲]

۳٫ مرحله تصمیم و رضا: در این مرحله طرف معامله پس از سنجش و ارزیابی فروش خانه و تصدیق به مفید بودن آن شوق به ایجاد آن و تمایل به انجام معامله پیدا می ‏کند. این مرحله را که دراصطلاح علم معقول شوق می‏گویند در اصطلاح علم حقوق رضا می‏نامند.[۲۳]

. این تمایل و شوق با تصمیم و عزم ملازمه دارد؛ یعنی با پیدایش میل و رضا به تحصیل مورد معامله، عزم و تصمیم‏ـ که در علم معقول به آن شوق مؤکد می‏گویند ـ به انجام عمل حقوقی جهت به دست آوردن موضوع معامله ایجاد می‏ شود. برخی حکیمان این حالت را اراده و قصد می‏نامند.[۲۴]

تا این مرحله، هنوز از قصد انشای معامله نشانی نیست و بر خلاف آن چه گاه تصور می شود، تصمیم مذکور غیر از قصد انشاست؛ چون این تصمیم خالق و سازنده عقد نیست و صرفاً آمادگی روانی برای ایجاد عقد در آینده می‌باشد.

۴٫ مرحله اجرای تصمیم: تمایل و شوقی که به دنبال سنجش و ارزیابی در انسان پیدا می‏ شود او را به سوی اجرای عملی آن به حرکت در می ‏آورد. در این مرحله معامله کننده برای انشای عمل حقوقی آماده شده و با امضای مندرجات سند معامله یا ابراز لفظی، قصد درونی خود مبنی بر ایجاد عقد را ابراز می ‏کند. این مرحله که مهمترین مرحله از مراحل عمل ارادی است در روند انجام عمل حقوقی نیز مهمترین مرحله بوده قدرت خلاقه و سازنده اراده را نشان می‏ دهد. با انجام این مرحله عمل حقوقی محقق شده و آثار آن پیدا می‏ شود.[۲۵]

با تحلیل مراحل چهارگانه فعالیت روانی تمایز بین رضا و قصد نیز آشکار می‏ شود. رضایت در اعمال حقوقی همان میل و شوقی است که در مرحله تصمیم و پس از مرحله سنجش و ارزیابی و قبل از مرحله قصد و اجرای عملی تصمیم حاصل می‏ شود، ولی قصد انشاء یا قصد ایجاد اثر حقوقی آخرین مرحله از مراحل چهارگانه و بعد از مرحله رضا و تصمیم ایجاد می‏ شود.

ذکر این نکته مفید است که برخی از دانشمندان مرحله سوم یعنی مرحله شوق مؤکد را اراده و قصد نامیده و تحقق انشای امر معاملی را در این مرحله دانسته‏اند بر اساس این نظر مرحله چهارم، عملی است خارجی که بعد از اراده واقع می‏ شود. به نظر می‏رسد مرحله چهارم از مراحل فعالیت روانی بوده و اراده در این مرحله به حد وجوب می‏رسد و جایگاه انشاء امر معاملی نیز همین مرحله است. برخی حکیمان اسلامی این مرحله را نیرو محرکه یا عزم مصمم نامیده‏اند.[۲۶]

بند چهارم:انواع اراده

الف:کلیات

۱٫فقه

در فقه به اراده ظاهری و باطنی به عنوان دو چهره اراده اشاره شده است. برخی اراده مظهره و مضمره را به کار برده اند.[۲۷] ولی با توجه به حاکمیت قاعده فقهی «العقود تابعه للقصود»[۲۸] و اعتبار نیت در فقه اسلامی و هم چنین برخی از فروعات فقهی در باب اقرار، نظریه اراده باطنی در فقه قوی تر به نظر می‌رسد.

۲٫حقوق ایران

در حقوق ایران اراده در عرصه قرارداد‌ها خود را به دو صورت نشان می‌دهد:

۱- اراده باطنی (واقع یا حقیقی): ناظر به تمام فعل و انفعالات درونی شخص نسبت به امر خارجی است.

۲- اراده انشایی (خارجی یا اعلامی): اعلام امر دورنی در عالم خارج به عنوان حقیقت خارجی است.[۲۹]

اراده باطنی امری درونی و نفسانی است و به تنهایی اثری در عالم حقوق و اجتماع ندارد؛ لذا برای توافق دو اراده لازم است و به نحوی ابراز شود. به عبارت دیگر برای انعقاد عقد دو امر لازم است:

۱- قصد و رضا: اراده حقیقی (قصد انشا)؛

۲- آن چه بر اراده حقیقی دلالت کند: اراده انشایی: لفظ و ایجاب و قبول (ابراز اجرای تصمیم).

از آن جا که ماهیت اراده، اخطاری قلبی است که قهراً پس از تصور و تصدیق دقیق حاصل می شود و مقرون به عمل عضوی از اعضای بدن می‌باشد. اخطار قلبی مذبور تا وقتی منتهی به عمل خارجی نشود، اراده داخلی است و هنگامی که منتهی به عمل خارجی شد، اراده خارجی می‌باشد.[۳۰]

ب:انواع آن

۱٫اراده باطنی

‌به این معنا است که با توجه به حاکمیت قاعده فقهی العقود تابعه للقصود مبنای عقود از امور قلبی است و اراده ظاهری اعتبار خویش را از اراده باطنی دریافت می‌کند به عبارت دیگر پایه اصلی عقود از نظر فقها اراده باطنی است نه اراده ظاهری ‌بنابرین‏ اراده امر درونی و نفسانی است.[۳۱]

۲٫اراده ظاهری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




۵ ـ بند ۴ فوق تاثیری بر ماده ۴۱ یا بر هر مسأله مربوط به‌مسئولیت که ممکن است برای یک کشور به سبب انعقاد ‌یا اجرای معاهده‌ای که مقررات آن مغایر تعهدات آن ‌کشور در قبال یک کشور دیگر در چهارچوب معاهده‌ای دیگرباشد ، پیش آید ، نخواهد داشت‌.

فصل سوم‌- تفسیر معاهدات‌

ماده ۳۱ قاعده کلی تفسیر

۱ ـ یک معاهده با حسن نیت و منطبق با معنای معمولی ای‌که باید به اصطلاحات آن در سیاق عبارت و در پرتوموضوع و هدف معاهده داده شود ، تفسیر خواهد شد.

۲ ـ به منظور تفسیر یک معاهده‌ ، سیاق عبارت‌ ، علاوه برمتن که شامل مقدمه و ضمایم نیز می‌شود مشتمل است بر

الف ـ هر گونه توافق مربوط به معاهده که بین کلیه طرفهای‌معاهده در ارتباط با انعقاد آن حاصل شده است‌.

ب ـ هر نوع سندی که توسط یک یا چند طرف در ارتباط باانعقاد معاهده تنظیم شده و توسط طرفهای دیگر به عنوان‌سندی مربوط به معاهده پذیرفته شده است‌.

۳ ـ همراه با سیاق عبارت‌ ، به موارد زیر نیز توجه خواهدشد

الف ـ هر گونه توافق آتی بین طرفهای معاهده در خصوص‌تفسیر معاهده یا اجرای مقررات آن‌

ب ـ هر نوع رویه بعدی در اجرای معاهده که موید توافق‌طرفهای معاهده در خصوص تفسیر آن باشد.

ج ـ هر قاعده مرتبط حقوق بین ‌الملل که در روابط بین‌طرفهای معاهده قابل اجرا باشد.

۴ ـ در صورتی که ثابت شود قصد طرفهای معاهده معنای‌خاصی از یک اصطلاح بوده است‌ ، همان معنی به اصطلاح‌مذبور داده خواهد شد.

ماده ۳۲ وسایل تکمیلی تفسیر

از وسایل تکمیلی تفسیر ، منجمله کارهای مقدماتی ‌و اوضاع و احوال ناظر بر انعقاد معاهده می‌توان به منظورتایید معنای متخذ از اجرای ماده ۳۱ ، و یا تعیین معنای‌معاهده در صورتی که تفسیر آن طبق ماده ۳۱٫

الف ـ معنایی مبهم یا بی‌مفهوم القا کند ، یا

ب ـ منجر به نتیجه‌ای شود که آشکارا بی مفهوم یا نامعقول‌باشد ، استفاده نمود.

ماده ۳۳ تفسیر معاهداتی که به دو یا چند زبان اعتبار دارند.

۱ ـ وقتی که اعتبار معاهده‌ای به دو یا چند زبان تصدیق‌شده باشد ، متن آن در هر یک از آن زبانها به نحو یکسان‌معتبر خواهد بود مگر آنکه معاهده مقرر نماید ، یا طرفهای‌معاهده توافق کنند در صورت اختلاف متن معینی ملاک‌خواهد بود.

۲ ـ متن معاهده به زبانی غیر از ‌زبان‌هایی که اعتبار متن‌معاهده به آن ها تصدیق شده است تنها در صورتی معتبرخواهد شد که معاهده آن را پیش‌بینی کرده باشد ، یاطرفهای متعاهد آن گونه توافق کرده باشند.

۳ ـ اصل بر این است که اصطلاحات یک معاهده در تمامیان‌ ، دارای معنای واحدی هستند.

۴ ـ به جز موردی که متن خاصی به موجب بند یک ملاک‌قرار می‌گیرد ، چنانچه مقایسه متون معتبر معاهده اختلافی‌را در معنی نشان دهد که از طریق اعمال مواد (۳۱) و (۳۲)قابل رفع نباشد ، معنایی برگزیده خواهد داشت که نظر به‌موضوع و هدف معاهده بهتر تلفیق را بین متون مزبوربرقرار می‌سازد.

فصل چهارم‌ معاهدات و کشورهای ثالث‌

ماده ۳۴ قاعده کلی در ارتباط با کشورهای ثالث‌

یک معاهده برای کشور ثالث بدون رضایت وی تعهدات یاحقوقی ایجاد نمی‌کند.

ماده ۳۵ معاهداتی که برای کشور ثالث تعهداتی ایجاد می‌کند.

مقررات یک معاهده در صورتی برای یک کشور ثالث‌ایجاد تعهد می‌کند که قصد طرفهای معاهده ایجاد تعهدبرای آن کشور از طریق مقررات مذبور باشد و کشور ثالث‌کتبا و به طور صریح آن را بپذیرد.

ماده ۳۶ معاهداتی که برای کشورهای ثالث حقوقی ایجاد می‌کند.

۱ ـ مقررات یک معاهده در صورتی برای یک کشور ثالث‌ایجاد حق می‌کند که قصد طرفهای معاهده از مقررات‌مذبور اعطای آن حق به کشور ثالث‌ ، یا به گروهی ‌از کشورها که کشور ثالث بدان تعلق دارد ، یا به همه کشورهاباشد و خود کشور ثالث نیز با آن موافقت نماید ، تا زمانی‌که خلاف آن احراز نشود ، اصل رضایت کشور ثالث است‌مگر آنکه معاهده ترتیب دیگری مقرر نماید.

۲ ـ کشوری که در اجرای بند یک حقی را اعمال می‌کندباید در این خصوص شرایط پیش‌بینی در معاهده یاشرایطی را که در انطباق با معاهده ثابت است‌ ، رعایت کند.

ماده ۳۷ رجوع یا جرح و تعدیل تعهدات یا حقوق کشورهای ثالث‌

۱ ـ در موردی که به موجب ماده ۳۵ تعهدی برای یک‌کشور ثالث ایجاد شده باشد ، تعهد مذبور تنها با رضایت‌طرفهای معاهده و کشور ثالث قابل رجوع یا جرح و تعدیل‌خواهد بود مگر آنکه ثابت شود آن ها در خصوص ترتیب‌دیگری توافق کرده‌اند.

۲ ـ در موردی که طبق ماده ۲ حقی برای یک کشور ثالث‌ایجاد شده باشد چنانچه ثابت شود که مقصود این بوده است که از آن حق رجوع نشود و یا بدون رضایت کشورثالث جرح و تعدیل نشود ، طرفهای معاهده نمی‌تواند از آن‌حق رجوع و یا در آن جرح و تعدیل نماید.

ماده ۳۸ قواعدی در معاهده که بر اساس عرف بین ‌المللی‌ برای کشور ثالث الزام آور می‌شوند

هیچ کدام از ترتیبات مواد ۳۴ و ۴۷ مانع از آن نیست که یک‌قاعده مندرج در یک معاهده که به عنوان قاعده عرفی درحقوق بین ‌الملل شناخته شده است‌ ، برای کشور ثالث الزام‌آور گردد.

بخش پنجم‌ بی اعتباری‌ ، فسخ و تعلیق اجرای معاهدات‌

فصل اول‌ ترتیبات کلی‌

ماده ۴۲ اعتبار و ادامه نفوذ معاهدات‌

۱ ـ اعتبار یک معاهده یا رضایت یک کشور به التزام در قبال‌یک معاهده تنها از طریق اعمال عهدنامه حاضر قابل‌اعتراض می‌باشد.

۲ ـ فسخ یا رد یک معاهده یا خروج یک طرف از آن تنها ‌بر اساس اعمال مقررات همان معاهده یا عهدنامه حاضرصورت می‌گیرد. همین قاعده ‌در مورد تعلیق اجرای یک‌معاهده مجری است‌.

ماده ۴۳ تعهدات ناشی از حقوق بین ‌الملل و مستقل از یک‌ معاهده‌

بی اعتباری‌ ، فسخ‌ ، یا رد یک معاهده و نیز خروج یکی ازطرفهای معاهده یا تعلیق اجرای آنکه ناشی از اعمال‌عهدنامه حاضر یا مقررات خود معاهده باشد ، به هیچ وجه‌تاثیری در وظیفه یک کشور در انجام تعهدات مندرج درمعاهده که طبق حقوق بین الملل و مستقل از معاهده مزبورملزم به رعایت آن ها است‌ ، نخواهد داشت‌.

ماده ۴۴ تفکیک پذیری مقررات معاهده‌

۱ ـ هر طرف می‌تواند حق خود را دایر بر رد ، یا خروج ازیک معاهده یا تعلیق اجرای آن که ناشی از مقررات معاهده‌یا ماده ۵۶ عهدنامه حاضر باشد ، تنها در خصوص تمامی‌معاهده اعمال کند مگر آن که‌ ، معاهده مذبور ترتیب‌دیگری را مقرر نماید یا طرفهای معاهده به نحو دیگری‌توافق کنند.

۲ ـ استناد به مبنای بی اعتباری‌ ، فسخ‌ ، یا خروج از یک‌معاهده و یا تعلیق اجرای آن که طبق عهدنامه حاضرپذیرفته شده باشد ، جز در شرایط پیش‌بینی شده دربندهای ذیل یا ماده ۶۰ فقط می‌تواند نسبت به تمامی‌معاهده انجام گیرد.

۳ ـ اگر مبنای مورد بحث فقط به مواد مشخصی مرتبط‌باشد ، تنها در خصوص همان مواد می‌توان به آن استناد کردمنوط ‌به این که‌

الف ـ مواد مذبور را از حیث اجرا از بقیه معاهده قابل‌تفکیک باشند.

ب ـ از معاهده بتوان استنباط کرد یا به نحو دیگری ثابت‌شود که پذیرش مواد مورد بحث مبنای اساسی رضایت‌طرف یا طرفهای دیگر به التزام نسبت به کل معاهده نبوده‌است‌ ، و

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




از نظر کتل، صفت­ها واحدهای ساختاری شخصیت هستند. آن ها سازه­ های فرضی هستند که از مشاهده­ عینی رفتار استنباط می­شوند. یک صفت بر حسب یک تمایل به واکنش تعریف می­ شود که بخش نسبتاً پایدار شخصیت را تشکیل می­دهد. راه ­ای چندی برای طبقه بندی صفات وجود دارند از جمله صفت های مشترک در برابر صفت های یگانه، صفت های سطحی در برابر صفت های عمقی.

کتل صفت­های عمقی را بر حسب اصل و ریشه­ آن ها به صفت­های سرشتی و صفت­های محیط ساخته تقسیم کرد. ۱۶ صفت عمقی از جمله عامل A (خود دار در برابر بجوش)، عامل (کم هوش در برابر باهوش) و عامل (تحت تأثیر احساس­ها در برابر ثبات هیجانی) را ذکر می­ کند.

از نظر کتل دو نوع صفت پویا وجود دارد که عبارتند از: آمادگی­های ذاتی که منبع انرژی برای تمام رفتارهاست و دیگری احساس­ها که الگوهای آموخته شده نگرش­ها است.

کتل ‌در مورد شخصیت، بیشتر دیدگاه جبری دارد و بر هیچ هدف غایی بر رفتار تأکید نمی­ورزد. در نظریه­اش عوامل مؤثر دوران کودکی در رشد شخصیت به اندازه­ وراثت و محیط اهمیت دارند. سه فن اصلی که کتل برای ارزیابی شخصیت از آن ها سود جست عبارتند از داده­هایی که توسط مشاهده­گران درجه­بندی ‌شده‌اند، درجه بندی­های شخصی که از طریق پرسشنامه ­ها، سیاهه­های شخصیت و مقیاس­های نگرش صورت ‌می‌گیرد و داده ­های فراهم آمده از آزمون­ها که در برابر پاسخ های دروغ و ساختگی مقاوم هستند (شولتز، ۱۹۹۰؛ ترجمه کریمی و همکاران،۱۳۹۳).

الگوی پنج عاملی شخصیت

نظریه­ های کتل و آیزنک[۸۰] موضوع پژوهش­های بسیاری قرار گرفته است و برخی از نظریه­پردازان عقیده دارند که کتل بر روی تعداد زیادی صفات، تمرکز ‌کرده‌است و آیزنک بر روی تعداد کمی. در نتیجه، یک نظریه جدید ویژگی­های شخصیت به نام نظریه پنج عاملی شکل گرفت. این مدل پنج عامل شخصیت نشانگر پنج ویژگی اصلی است که در تعامل با یکدیگر، شخصیت انسان را شکل می­ دهند (وطن خواه و ابوالقاسمی، ۱۳۸۸).

مک­کری و کاستا در ادامه تحقیقات خود حضور مدل پنج عاملی را در پرسشنامه شخصیت آیزنگ، فرم تحقیق شخصیت جکسون و ۱۶ عاملی کتل به اثبات رسانیده­اند. تعداد زیادی از محققان در عوامل پنج گانه شخصیت، اصطلاحات گوناگونی برای هر بعد به کار برده ­اند که این تنوع صرفاً محدود به اصطلاحات است نه مفاهیم پایه­ای هر بعد .اما، عناوین اصلی که معمولاً در تحقیقات مختلف به کار می­رود بدین صورت است:

  1. روان رنجورخویی

۲- برون گرایی، برونگرایی(یا شاد خویی)

۳-عقل (یا انعطاف پذیری) [۸۱]

۴-رفاقت، خصومت (یا دلپذیری)

۵-با وجدان بودن (یا اراده)

عوامل پنج گانه شخصیت

پنج عامل اصلی شخصیت عبارتند از : روان نژندی، برونگرایی، گشودگی، موافق بودن، با وجدان بودن.

۱- روان نژندی

مؤثرترین قلمرو مقیاس­های شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان نژندی است. متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتی­های عاطفی، چون ترس اجتماعی، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می­ دهند، اما مطالعات بی­شماری نشان می­دهد­، افرادی که مستعد یکی از این وضعیت­های عاطفی هستند، احتمالاً وضعیت­های دیگر را نیز تجربه ‌می‌کنند (مک کری و کوستا، ۱۹۹۲)

تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می‌دهد. هر چند N چیزی بیشتر از آمادگی برای ناراحتی­های روان­شناختی دارد. مردان و زنان با نمره بالا در N مستعد داشتن عقاید غیرمنطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تکانش­های خود بوده و خیلی ضعیف­تر از دیگران با استرس کنار می­آیند .

همچنان که اسم این عامل نشان می­دهد، بیمارانی که به طور سنتی به عنوان نوروتیک تشخیص داده ‌شده‌اند کلاً نمرۀ بالایی در اندازه­ های N به­دست می ­آورند، اما مقیاس N این پرسشنامه همانند سایر مقیاس­هایش یک بعد از شخصیت سالم را اندازه ‌می‌گیرد. نمرات بالا ممکن است نشانه احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روانپزشکی باشد. اما زیر مقیاس N نباید به عنوان اندازه­ای برای اختلال­های روانی در نظر گرفته شود. ممکن است که به­دست آوردن یک نمره بالا در مقیاس N با یک اختلال قابل تشخیص روانی همراه نباشد، از طرفی تمام اختلال­های روانی با نمره بالا در N همراه نیست. به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت ضد اجتماعی داشته باشد و نمره بالایی در N کسب نکند.

افرادی که نمرات آن ها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند که با موقعیت­های فشارزا بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند.

۲- برونگرایی

برونگراها، جامعه­گرا هستند، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برونگرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم، ترجیح گروه ­های بزرگ و گردهمایی­ها، با جرئت بودن­، فعال بودن و پرحرف بودن نیز از صفات برونگراها است. آن ها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند. همچنین سرخوش، با انرژی و خوش­بین نیز هستند. مقیاس­های حیطه E به طور قوی با علاقه به ریسک­های بزرگ در مشاغل همبسته است (کوستا، مک کری و هالند، ۱۹۸۴ ).

هر قدر که نشان دادن مشخصات برونگراها آسان است، به همان اندازه نشان دادن ویژگی­های درونگراها مشکل است. در برخی از توصیف­ها درونگرایی باید به منزله فقدان برونگرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برونگرایی. از این رو افراد درونگرا خود دارترند تا غیر دوستانه، ‌مستقل‌اند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل و دیر جنب. وقتی منظور این است این افراد ترجیح می­ دهند تنها باشند، شاید گفته شود این افراد کمرو هستند. افراد درونگرا لزوماًً از اضطراب­های اجتماعی رنج نمی­برند. گر چه این افراد روحیه بسیار شاد برونگرا را ندارند، ولی آدم­های غیر خوشحال یا بدبینی نیستند.

۳- گشودگی به تجربه

عناصر گشودگی چون تصور فعال، احساس زیبا پسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت، اغلب نقشی در تئوری­های و سنجش­های شخصیت ایفا نموده ­اند. اشخاص گشوده هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آن ها از لحاظ تجربه غنی است. آن ها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش­های غیرمتعارف بوده و بیشتر و عمیق­تر از اشخاص غیر انعطاف­پذیر هیجان­های مثبت و منفی را تجربه ‌می‌کنند. نمرات گشودگی با نمرات هوش همبسته است. انعطاف­پذیری مخصوصاً با جنبه­ های مختلف هوش چون تفکر واگرا که عاملی در خلاقیت ‌می‌باشد، مربوط است (مک کری ، ۱۹۸۷) اما انعطاف­پذیری ظرفیت هوشی خیلی محدودی دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




  1. استرس های روان : حالت هیجانی شدید و ناراحتی و نگرانی های ولانی و عدم هماهنگی در زندگی زناشویی،زندگی در محیط نامناسب و مملو از کشمکش، فقز اقتصادی،شغلهای پرمسئولیت و … (طریقتی ، ۱۳۷۶ ) .

دو مقوله عمده از استرس ها و استراسور های فیزیکی و روان شناختی هستند . استرسورهای فیزیکی حوادثی هستند که تهدید فیزیکی مستقیم بر سلامت فرد دارند مانند گرما ، سرما و عفونت و .. استراسورهای روان شناختی حوادثی هستند که با خوشی های ما درگیر شده که این به ادراک ما از آن ها بر می‌گردد (لوولو ، ۱۹۸۵ ؛ به نقل از بیکریچ [۲۰] و همکارانش ، ۱۹۹۹) .

ما با انواع متفاوتی از استرسور ها مواجه می‌شویم ، بعضی محیطی هستند (سموم ، گرماو سرما ) ، بعضی روان شناختی(تهدیدی برای عزت نفس و افسردگی) و بعضی دیگر فیلسوفانه (استفاده از زمان ، هدف در زندگی) و بعضی جامعه شناختی (عدم استخدام ، مرگ یک عزیز ) می‌باشند (گرینبرگ [۲۱] ، ۲۰۰۲).

در اویل دهه ۱۹۵۰ میلادی روانشناسی به نام توماس هولمز در پژوهش های خود ‌به این نتیجه رسید که تنها عامل مشترک در ایجاد هر نوع استرس لزوم ضرورت و اجبار در ایجاد تغییر و تحول مهم در زندگی معمولی فرد است .

هولمز مشاهده کرد که در بیماران مبتلا به سل ، شروع بیماری غالب متعاقب با یک سلسله اتفاقات و حوادث و بحران های مخرب مانند : مرگ و میر در خانواده از دست دادن شغل یا تغییر آن بوده است . وی بیان داشت که استرس به علت ایجاد سل نیست ، لیکن در شدت و وخامت آن مؤثر است (شاملو ، ۱۳۷۸) .

به منظور نشان دادن تاثیر استرس از تغییرات عمده زندگی ، هولمز و روان شناسی به نام راهه در سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ میلادی پنج هزار آزمودنی را مبنی بر اولویت دادن به اتفاقات و حوادث و تغییرات مهم در زندگی به عمل آوردند که بر اساس آن مقیاس معروف هولمز و راهه به نام « ارزیابی سازگاری مجدد اجتماعی» برای اندازه گیری درجه اهمیت وقایع زندگی ساخته شده است نتایج این پژوهش اولویت وقایع اتفاقی را در زندگی به شرح زیر نشان داد :

جدول ۲-۱ : فهرست هولمز – راهه برای اندازه گیری شدت استرس (سی وارد ، ۱۹۹۷ ؛ ترجمه قراچی داغ ، ۱۳۸۰)

ردیف
حادثه ی زندگی
ال سی یو

۱

مرگ همسر

۱۰۰

۲

طلاق

۷۳

۳

جداشدن از همسر

۶۵

۴

زندانی شدن

۶۳

۵

مرگ یکی از بستگان نزدیک

۶۳

۶

بیماری یا جراحت شخصی

۵۳

۷

ازدواج

۵۰

۸

اخراج از کار

۴۷

۹

آشتی با همسر

۴۵

۱۰

بازنشسته شدن

۴۵

۱۱

تغییر سلامتی یکی از اعضای خانواده

۴۴

۱۲

بارداری

۴۰

۱۳

بد عملکردی جنسی

۳۹

۱۴

پیدا شدن عضوی جدید در خانواده

۳۹

۱۵

تغییرات تجاری

۳۹

۱۶

تغییرات مالی

۳۸

۱۷

مرگ یکی از دوستان نزدیک

۳۷

۱۸

تغییرات شغلی

۳۶

۱۹

تغییر شمار مجادله با همسر

۳۵

۲۰

وام گرفتن بیش از ۰۰۰/۱۰ دلار

۳۱

۲۱

ضبط ملک توسط بانک

۳۰

۲۲

تغییر مسئولیت شغلی

۲۹

۲۳

ترک منزل گفتن فرزندان

۲۹

۲۴

گرفتاری با خانواده همسر

۲۹

۲۵

موفقیت های شخصی برجسته

۲۸

۲۶

شروع به کار یا توقف کار همسر

۲۶

۲۷

شروع مدرسه یا خاتمه یافتن آن

۲۶

۲۸

تغییر شرایط زندگی

۲۵

۲۹

تجدید نظر در عادات شخصی

۲۴

۳۰

گرفتاری با رئیس

۲۳

۳۱

تغییر ساعات و شرایط کار

۲۰

۳۲

تغییر محل سکونت

۲۰

۳۳

تغییر مدرسه

۲۰

۳۴

تغییر تفریحات

۱۹

۳۵

تغییر فعالیت های مذهبی

۱۹

۳۶

تغییر فعالیت های اجتماعی

۱۸

۳۷

وام های کمتر از ۰۰۰/۱۰ دلار

۱۷

۳۸

تغییر عادات خواب

۱۶

۳۹

تغییر در دفعات جلسات خانوادگی

۱۵

۴۰

تغییر عادت غذا خوردن

۱۳

۴۱

تعطیلات – مرخصی

۱۳

۴۲

کریسمس

۱۲

۴۳

زیر پا گذاشتن قانون در حد جزئی

۱۱

در ادامه بررسی هولمز و راه این فهرست را در اختیار پزشکان متعدد قرار دادند و بعد نتایج خود را با تغییرات عمده زندگی به شکلی که پزشکان ارائه داده بودند ، مقایسه نمودند . معلوم شد که میان امتیازات حادثه زندگی و سوابق سلامتی شخصی همبستگی معناداری وجود دارد . آن ها ‌به این نتیجه رسیدند که امتیاز ۱۵۰ مرز میان شرایط به شدت تنش زا و مشکلات مرتبط با سلامتی است .

این دو پژوهش گر در مرحله بعدی با توجه به امتیازات ال سی یو [۲۲] (واحد های تغییر زندگی ) اقدام به طبقه بندی نمودند : امتیاز ۱۹۹-۱۵۰ بحران ملایم در زندگی را نشان می‌دهد ، امتیاز ۲۹۹-۲۰۰ بحران متوسط و امتیاز های بالای ۳۰۰ بحران شدید و عمده ای در زندگی است (سی وارد ، ۱۹۹۷ ؛ ترجمه قراچی داغی ، ۱۳۸۰ )

لازاروس بر خرده استرس زاها یا حوادث کوچک روزمره مانند ، ناراحتی های جزئی ، هیجانات ، ناکامی یا شکست ها توجه خاصی داشت و بر این عقیده بود که چنین موضوعات کوچکی مانند گیر کردن در ترافیک ، جاگذاشتن کلید ، درگیر شدن در بحث های جرئی ، شاید به اندازه یا بیشتر از حوادث عمده زندگی که توسط هولمز و راهه بیان شده است، اهمیت داشته باشد ( موریس [۲۳] و میستو[۲۴] ) ، لازاروس و همکاران او کشف کردند که وقایع روزمره زندگی را می توان به شیوه زیر گروه بندی کرد .

الف) گرفتاری های خانه داری : تهیه غذا ، خرید اجناس و …

ب) گرفتاری های سلامتی : بیماری های جسمی ، نگرانی های مربوط به مراقبت درمانی و …

ج) گرفتاری های موقتی : زیادی کار ، زیادی مسئولیت ، و کمبود وقت

د) گرفتاری های محیطی : جنایات ، تخریب خانه های همسایگان ، سرو صدای اتومبیل ها و رفت و آمده ها و …

و) گرفتاری های اقتصادی : کمبود درآمد ، داشتن قرض ، قسط بندی بدهی و … .

و) گرفتاری های شغلی : نارضایتی از شغل ، درگیری با رئیس اداره ، تعارض با همکاران و …

ی ) گرفتاری های امنیتی دراز مدت : نگران از دست دادن شغل ، تغییر قیمت های باز نشستگی و …(طریقتی ، ۱۳۷۶)

به طور خلاصه ، در حالی که هولمز و راهه بر روی حوادث بزرگ و لازاروس و همکارانش بر روی حوادث کوچک به عنوان منابع استرس تأکید داشتند ، موریس و میستو هم حوادث درونی و هم موقعیت های بیرونی و هم حوادث کوچک و بزرگ را به عنوان منابع استرس معرفی می‌کنند ، چرا که همه این حوادث احساس فشار ، عجز ، تعارض و اضطراب را ایجاد می‌کنند (موریس و میستو ، ۱۹۹۹) .

فیزیولوژی استرس

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




فصل چهارم – قیومیت

در صورت عدم وجود ولّی خاص (پدر، جد پدری و وصی منصوب) قیم عهده‌دار اداره دارایی محجور است.

در حقوق اسلامی، قیمومت نوعی از ولایت عام حاکم شرع در فقه امامیه است که هرگاه محجور ولّی خاص نداشته باشد و مجتهد جامع‌الشرایط برای اداره امور وی نباشد، عدول مؤمنان سرپرستی و اداره امور محجور را بر عهده می‌گیرند و هر یک از آنان به تنهایی یا با مشارکت دیگران می‌توانند در این زمینه با رعایت مصلحت محجور، اقدام نماید

قیم در لغت به معنای مستقیم، راست و متعادل و در اصطلاح حقوقی کسی است که از طرف حاکم شرع یا دادگاه برای سرپرستی و نگهداری اموال محجور در مواردی که ولّی خاص ندارد منصوب می‌گردد

گفتار اول – موارد نصب قیم

مطابق ماده ۱۲۱۸ ق.م. برای اشخاص ذیل قیم نصب می‌شود:

صغاری که ولّی خاص ندارند؛

مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آن‌ ها متصل به زمان صغر آن‌ ها بوده و ولّی خاص نداشته باشند.

مجانین و اشخاص غیررشید که جنون یا عدم رشد آن ها متصل به زمان صغرنباشد.

نظر بر این‌که مجانین (موضوع بند سوم ماده فوق) پس از رشد، از ولایت ولّی قهری خارج می‌شوند جنون بعدی ایشان موجب بازگشت مجدد به چتر ولایتی نخواهد بود و باید برای آنان قیم تعیین شود. به سه مورد فوق باید صغیر موضوع مواد ۱۱۸۴ و ۱۱۸۵ ق.م. را نیز اضافه کرد و آن صغیری است که ولّی قهری وی محجور شود یا خیانت او در اموال صغیر محرز گردد.

دادگاه در تعیین قیم به صلاحیت و قدرت ولّی در اداره اموال محجور توجه می‌کند، اما مطابق ماده ۶۱ قانون امور حسبی پدر یا مادر محجور با داشتن صلاحیت برای قیمومت بر دیگران مقدم هستند. همچنین مطابق ماده ۱۲۳۱ ق.م. سی که به سمت قیومت انتخاب می‌شود باید واجد شرایطی به شرح ذیل باشد؛ اهلیت، عدم وجود پیشینه محکومیت کیفری به ارتکاب جرایم مهمی مثل سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس و …، حسن شهرت اخلاقی. همچنین کسی که خود یا اقربای طبقه اول او دعوایی بر محجور داشته باشد نمی‌تواند به عنوان قیم انتخاب شود. به موجب ماده ۱۲۱۹ ق.م. والدین شخص محجور، مکلف می‌باشند در مواردی که قانون‌گذار تعیین قیم را لازم دانسته، مراتب را به دادستان محل اقامت خود یا نماینده او اطلاع داده و تقاضای انجام اقدامات لازم برای نصب قیم بنمایند و ماده ۱۲۲۰ ق.م. در صورت نبودن ابوین یا عدم اطلاع آنان، این وظیفه را بر عهده اقربایی قرار داده که با محجور در یک جا زندگی می‌کنند. ماده ۱۲۲۱ق.م. برای همسر محجور نیز این تکلیف را قائل شده است.

دادستان پس از اطلاع از طرق مواد فوق الذکر یا هر طریق دیگر مطابق ماده ۱۲۲۲ ق.م. باید اشخاصی را که برای قیمومت مناسب می‌داند، به دادگاه مدنی خاص (دادگاه خانواده فعلی) معرفی نماید و دادگاه در این خصوص تصمیم می‌گیرد و چنانچه شخص یا اشخاص معرفی شده از ناحیه دادستان را صالح دید وی را به سمت قیمومت می‌گمارد و در غیر این‌ صورت معرفی اشخاص دیگری را از دادسرا می‌خواهد. دادگاه همچنین می‌تواند علاوه بر قیم، یک یا چند نفر را به عنوان ناظر معین نماید و تعیین حدود اختیارات ناظر با دادگاه است.

گفتار دوم – وظایف و اختیارات قیم

ماده ۱۲۳۵ ق.م. دو وظیفه مهم بر عهده قیم گذارده است؛ مواظبت از شخص مولّی‌علیه و نمایندگی قانونی او در کلیه امور مربوط به اموال و حقوق مالی. ‌بنابرین‏ چنانچه طفل فاقد مادر و پدر باشد یا والدین از تکلیف حضانت طفل سرباز زنند، قیم وظیفه حضانت را بر عهده دارد. شروع به اعمال قیمومت از تاریخی است که سمت قیمومت به قیم اطلاع داده شود (ماده ۷۴ قانون امور حسبی) و اعمالی که قیم پس از نصب و قبل از ابلاغ انجام داده نافذ[۴]است.

مطابق ماده ۷۶ ق.ا.ح. در تصدی امور مالی محجور قیم موظف است سیاهه اموال محجور را به دادستان اعلام کند. حق فروش اموال ضایع شدنی و اموال منقول محجور و خرید مال برای طفل باید با رعایت مصلحت باشد (مواد ۸۱ و ۸۰ ق.ا.ح) اما مطابق ماده ۸۳ ق.ا.ح. اموال غیر منقول محجور صرفاً با تصویب دادستان قابل فروش است. همچنین پرداخت هزینه زندگی محجور توسط قیم صورت می‌گیرد (ماده ۸۲ ق.ا.ح.) صغیر ممیز می‌تواند اموال و منافعی را که به سعی خود به دست آورده با اذن قیم اداره کند (ماده ۸۶ ق.ا.ح.) نهایتاًً پس از رفع حجر، قیم موظف است، اموال محجور را به تصرف او یا در صورت تغییر قیم، به تصرف قیم بعدی بدهد (ماده ۸۷ ق.ا.ح).

مطابق ماده ۱۲۳۵ ق.م. مواظبت شخص و نماینده قانونی وی در کلیه اموال و حقوق مالی او با قیم است. مفهوم مخالف ماده ۱۲۴۰ همین قانون به قیم اختیار داده نسبت به اموال صغیر معامله کند، مگر این‌که با خود معامله نماید[۵]. از مفهوم مخالف ماده ۱۲۴۱ق.م. نیز استفاده می‌شود که قیم حق فروش اموال غیرمنقول مولّی‌علیه یا انجام معاملات معوض نسبت به آن را دارد مگر این‌که در نتیجه آن معامله، خود مدیون صغیر شود[۶]. ‌بنابرین‏ معامله معوض بر اموال منقول و غیرمنقول صغیر برای قیم مجاز است. اما مطابق ماده ۱۲۴۵ ق.م. باید حساب زمان تصدی خود را پس از کبر و رشد یا رفع حجر به مولّی‌علیه سابق خود بدهد و هر‌گاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد، باید حساب زمان تصدی خود را به قیم بعدی بدهد.

تفاوت سمت قیمومت با ولایت در این است که اگرچه قیم علاوه بر اختیارات مالی که در مواد ۷۶ ق.ا.ح و ۱۲۳۵ ق.م. قید شده است، دارای اختیار در تربیت و اصلاح محجور می‌باشد (ماده ۷۹ ق.ا.ح.) اما قیم تحت نظارت دادستان عمل می‌کند و باید صورت حساب دارایی و عملکرد خود را به دادستان اعلام نماید. مطابق ماده ۱۲۳۶ ق.م. قیم مکلف است، قبل از مداخله در امور مالی مولّی‌علیه، صورت جامعی از کلیه دارایی وی تهیه و یک نسخه از آن را به امضای خود برای دادستان محلی که مولّی‌علیه در حوزه آن سکونت دارد بفرستد. همچنین ماده ۱۲۳۷ ق.م. تعیین مخارج سالیانه فرد تحت قیمومت را از اختیارات دادستان دانسته است. اختیارات قیم در امور مالی محجور دارای محدودیت‌هایی است که در خصوص ولّی به چشم نمی‌خورد. از جمله این که مفاد ماده ۱۲۴۱ ق.م. و ۱۲۴۲ ق.م. که طبق آن قیم نمی‌تواند دعوی مربوط به محجور را به صلح خاتمه دهد.

رویه قضایی، اختیارات قیم در امور مالی محجور را با محدودیت‌هایی بیش از آنچه در قانون آ‎مده رو‌‌بر‌و ‌کرده‌است. به عنوان مثال مفهوم مخالف مواد ۱۲۴۰و ۱۲۴۱ ق.م. آن است که قیم می‌تواند اموال غیرمنقول محجور را بفروشد، رهن گذارد یا به طور کلی معامله کند به شرط آن که با خود معامله نکند یا در اثر معامله، خود مدیون مولّی‌علیه نشود. اما رویه ادارات امور سرپرستی صغار و محجورین بر نظارت کلی نسبت به انتقالات اموال غیرمنقول صغیر توسط قیم استوار است. دفاتر اسناد رسمی نیز از ثبت معاملات قیم نسبت به مال صغیر بدون اذن دادستان خودداری می‌نمایند. این رویه حتی در اموال منقول که ثبت انتقالات آن اجباری است مانند خودرو، جاری می‌باشد.

نتیجه

اجرای قوانین مربوط به حمایت از صغار در امور مالی و غیر مالی در عمل چالش‌هایی به بار می‌آورد که رفع آن نیازمند بازنگری در قانون است. به برخی از این مشکلات در ذیل اشاره می‌شود:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]





این اصل، گرچه با این عنوان در قوانین وارد نشده ولی مفاد آن مورد استفاده قانون‌گذار قرارگرفته است ( زراعت،۱۳۸۳،۶۱۹).بر اساس این قاعده در ماده ۱۹۸ قانون آئین دادرسی مدنی آمده است:” ‌در صورتیکه حق یا دینی بر عهده کسی ثابت شد، اصل بر بقای آن است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود”.


قواعد مذکور، در کتب قواعد فقه اهل سنت ذکر شده است و بر اساس اصل برائت گفته‌شده که به صرف نکول مدعی علیه از سوگند، حکم بر علیه او صادر نمی‌شود؛ زیرا اصل برائت اوست و سوگند به مدعی رد می‌شود و بعضی نیز به‌جای استصحاب از عنوان “الیقین لایزول بالشک ” استفاده کرده‌اند ( ابن نجیم،۱۴۰۵، ۲۹؛ سیوطی،۷۱ ).

قانون مدنی مصر نیز، تفسیر به نفع متعهد را در بند اول ماده ۱۵۱ مورد تأکید قرار داده است، البته استفاده از این قاعده درجایی است که قاضی قادر به دستیابی به اراده طرفین نباشد، در غیر این صورت در صورت آشکار شدن اراده متعاقدین، هر چند به ضرر متعهد باشد، باید طبق آن عمل شود ( سنهوری، ۱۹۹۸،۶۸۶ ).قاعده مذکور، مورداستفاده قانون الموجبات والعقود لبنان نیز واقع شده است و ماده ۳۶۹ آن را بیان ‌کرده‌است. مواد ۱۱۵، ۲۴۱ و ۳۰۰ این قانون نیز بر مبنای قاعده مذکور است.

طبق این قاعده، به قاضی اجازه داده شده، مهلت مناسبی به متعهد برای ایفای تعهد اعطا نماید ( العوجی،۱۴۱۵، ۶۵۵؛ الیاس ناصیف، ۱۹۹۸،۲۳۸ ).


مقایسه قوانین ایران، مصر و لبنان مؤید شباهت آن ها در تفسیر عقد به نفع مدیون است، ولی درعین‌حال، قوانین مصر و لبنان، به دلیل ذکر صریح آن، ذیل قوانین تفسیر عقد بر قانون ایران رجحان دارد. لازم است، قانون‌گذار ایران نیز با توجه به وجود مبنای فقهی، حقوقی و کاربرد وسیع این قاعده، در تجمیع قواعد تفسیری و ازجمله این مورد اقدام نماید.

فصل سوم: نقش اصول لفظی، اصول عملی و اصول حقوقی در تفسیر قرارداد

بخش اول: نقش اصول لفظی در تفسیر قرارداد از منظر فقه


در ابتدا توجه ‌به این مطلب ضروری است که در علم اصول فقه برای استنباط و اثبات احکام شرعی درمواردی که حکم شرعی وجود ندارد قواعد و احکامی در چهار بخش عمده تحت عنوان “مباحث الفاظ” و “مباحث عقلیه” و “مباحث حجت” و “مباحث اصول عملیه” وضع و تدوین شده است.

در طول قرون متمادی از عهد صحابه تا امروز مباحث این علم در اثر تلاش بی‌وقفه فقها و مجتهدین هر عصر و زمانی به رشد و تکامل قابل تحسینی دست یافته است. زیرا در دورانی که به معصوم جهت پرسیدن احکام فقهی مسائل مبتلا به و مستحدثه دسترسی نبود (که در مکتب امامیه این دوران مربوط به بعد از غیبت صغری و شروع دروران غیبت کبری امام عصر “عج” است)، (شهابی، …، ۳۸۱) راهی جز استنباط احکام فقهی از قران و سنت از طریق استدلالات و استنتاجات عقلی و منطقی نبود. ازاین‌رو می‌توان گفت احکام و قواعد اصول تدوین شده در علم اصول چون بر اساس اعمال فعالیت فکری و ذهنی و استنتاجات عقلی با این استدلال که احکام شارع مقدس بر مبنای عقل بوده و شارع مراد و مقصود خود را برای فهم مردم به زبان عرفی آن ها بیان کرده و به بیان اهل عرف سخن گفته است، از آن‌چنان استحکام عقلی برخوردار است که استفاده از آن ها مختص به استنباط احکام شرعی نبود و بسیاری از قواعد آن در مقام اعمال هر نوع تفسیری اعم از تفسیر قانون یا تفسیر قرارداد برای اطمینان از درستی تفسیر، نقش اساسی و تأثیری انکارناپذیر دارد. در این قسمت به تعریف و تبیین اصول لفظیه و اصول عملیه وهمچنین اصول حقوقی و لزوم و کاربرد آن ها در تفسیر قراردادها به اختصار اشاره و اکتفا می‌کنیم. روشن است که ذکر این مباحث از حیث ارتباط آن ها با مسئله تفسیر قراردادها بوده و غرض از بیان آن ها بحث و تشریح از حیث اصولی نیست. و داوطلب شرح تفصیلی می‌تواند به کتب اصولی معتبر نظیر فرائدالاصول تألیف شیخ انصاری “ره” معروف به رسایل و اصول فقه مظفر که از کتب اصولی جدید است ، مراجعه نمایید.

اصول لفظی اصولی هستند که هرگاه معنای وضعی لفظ معلوم باشد ولی در مقصود و مراد متکلم از لفظ شک و تردید داشته باشیم، این اصول وسیله‌ای هستند برای احراز معنای مورد نظر متکلم. توضیح اینکه گاهی شک و تردید در این است که آیا فلان لفظ خاص برای معنای خاصی وضع‌شده یا نه، به عبارت دیگر شک در وضع لفظ است. در این حالت بحث اثبات وضع و رفع شک نسبت به آن مطرح است که در این موارد رجوع به علائم تشخیص حقیقت از مجاز و تشخیص اهل لغت، رافع شک خواهد بود و در مبحث اصاله الحقیقه این مطلب مورد بحث قرار خواهد گرفت.

اما گاهی شک در وضع لفظ نیست. یعنی معنی وضعی لفظ روشن است اما شک در این است که گوینده کدام معنا را اراده داشته است. به عبارت دیگر مقصود گوینده از کلام مورد تردید است. در این حالت با توسل به اصول لفظیه که بر مبنای روش عقلا و لسان اهل محاوره و عرف تدوین گردیده رفع تردید نموده و قصد و اراده واقعی متکلم یا به عبارتی قصد و اراده مورد نظر در قرارداد را کشف می‌کنیم، زیرا اصول لفظیه در تقسیر قراردادها نیز همان گونه که در مقام استنباط احکام، در تشخیص ظهور الفاظ و کشف قصد متکلم به کار می‌رود. برای احراز مقصود طرفین از مفاد الفاظ قرارداد در مواردی که در مقصود و مراد متعاقدین از عبارات و الفاظ قرارداد شک و تردید وجود دارد به مثابه قواعد تفسیری محکم و متقنی می‌تواند کاربرد داشته باشد. در واقع اصول لفظیه ازجمله اصولی هستند که بر بناء عقلا و عرف استوار می‌باشند. (موسوی تبریزی، ۱۴۱۴،۴۶۷؛ مظفر، ۱۳۶۹،۱۴۷) که اگرچه کاربرد بیشتر آن ها در باب استنباط احکام شرعی است ولی استفاده از این اصول فقط مختص احکام شرعی نیست و استفاده مکرر و فراوان از آن ها در باب استنباط احکام شرعی نافی کارائی آن در حقوق موضوعه و به‌ویژه قراردادها نمی‌باشد.

اقسام اصول لفظیه عبارت‌اند از: اصل حقیقت، اصل عموم، اصل اطلاق، اصل عدم تقدیر، اصل ظهور، که در مباحث آتی شرح مختصری از هر یک و کاربرد آن ها به عنوان قاعده تفسیری در تفسیر قراردادها بیان خواهد شد.

گفتار اول :جایگاه اصاله الحقیقه و کاربرد آن در تفسیر قرارداد


الف) تعریف

هرگاه عبارت قرارداد دارای دو معانی حقیقی و مجازی باشد و شک و تردیدی حاصل شود که مقصود متعاقدین کدام یک از این دو بوده است و قرینه‌ای نیز بر اینکه معنای مجازی مورد نظر طرفین باشد و جود نداشته باشد، در این حالت اصل این است که عبارت را بر معنای حقیقی آن حمل کنیم. در تعریف حقیقت و مجاز گفته شده حقیقت آن است که لفظ در معنایی که برای آن وضع‌شده و به عبارت دیگر در “ماوضع له” به کار رود و مجاز مقابل آن بوده و به معنای آن است که لفظ در غیر معنایی که برای آن وضع شده و به عبارت دیگر در “غیر ماوضع له” به کار رود، که در این حالت حتماً قرینه‌ای باید در جمله بر مجاز بودن لفظ وجود داشته باشد. مثل لفظ اسد که در معنای حقیقی به شیر که حیوان درنده‌ای است اطلاق می‌شود و در معنای مجازی برای اشخاص شجاع به کار می‌رود. (مظفر، ۱۳۶۹،۲۹)

ب) علائم تشخیص حقیقت از مجاز

اصولیین برای تشخیص معنای حقیقی از معنای مجازی علاماتی ذکر کرده‌اند که مهم‌ترین آن ها سه علامت تبادر و عدم صحت سلب و اطراد است.

۱٫ تبادر

سبقت گرفتن یک معنی از سایر معانی در ذهن از خود لفظ بدون وجود هیچ قرینه‌ای را گویند. به عبارت دیگر یعنی معنایی که زودتر به ذهن متبادر می‌شود و این علامت حقیقت است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




دادرسی ویژه اطفال به مجموعه قواعدی منسجمی گفته می شود که در زمینه‌های کشف جرم ، تعقیب مجرمین، تحقیقات مقدماتی ، نحوۀ دادرسی و نحوۀ اجراء حکم خصوصاًً با رویکرد تربیتی از شروع تماس کودک و نوجوان با مقامات انتظامی و قضایی بایستی رعایت شود ؛ تا اهداف والای انسانی در جهت حفظ منافع عالی کودکان و نوجوانان در بالاترین اندازه ممکن مدّ نظر قرار گیرد. علاوه بر این ، دادرسى اطفال و نوجوانان ، به‏عنوان یک فرایند رسیدگى ، تضمین‏ کننده ی حقوق است که براى طفل متهم در نظر گرفته شده است . از آنجا که طفل متهم‏ ؛ در فرایند رسیدگى از وضعیتى آسیب‏پذیرتر نسبت به یک متهم بزرگسال برخوردار است لذا پیش‏بینى تضمین‏هاى حقوق طفل متهم در این دادرسى از اولویت‏ برخوردار مى‏باشد.

در رسیدگی به اتهامات نوجوانان و اطفال، همواره باید مصالح و منافع اطفال و نوجوانان، مدّ نظر قرار گیرد و از هر گونه برخوردی که با شأن، منزلت و اعتماد به نفس ایشان مغایرت داشته باشد یا احیاناً کمکی در تشدید شرایط نا مطلوب آنان نماید، احتراز شود.

مقامات مربوطه علاوه بر اینکه باید اصول دادرسی عادلانه و منصفانه را در برخورد با اتهامات طفل و نوجوانان رعایت کنند، به آن دسته از حداقل قواعد اسناد بین‌المللی ناظر به داد رسی مخصوص اطفال و نوجوانان و قوانین موضوعه نشأت گرفته از اصول مذبور عنایت جدی داشته باشند؛ زیرا ارتقاء دادرسی نوجوانان و اطفال متضّمن بخشی از روند توسعه ملی کشور ما محسوب می شود.

حال که ضرورت ها ی تعیین سن کامل برای اطفال و تعریف و تبیین مفهوم ، جایگاه و رعایت مواردی که در فرایند دادرسی اطفال از اهمیت لازم برخوردار بود را برشمردیم . در ادامه این پژوهش به بیان تاریخچه تعیین سن کبر در حقوق ایران قبل و بعد از انقلاب و همچنین قانون مجازات اسلامی بویژه نقش سن کبر در جرایم تعزیری و جرایم مستلزم حد و قصاص می پردازیم .

ب) تاریخچه تعیین سن کبر در حقوق ایران

قبل از آنکه ماده ۱۲۱۰ ق.م. در سال ۶۱ دستخوش اصلاح شود به موجب ماده مرقوم، سن بلوغ ۱۸ سالگی بود و ‌بنابرین‏ کسانی که زیر ۱۸ سال بودند، صغیر محسوب می شدند و نظر به ماده ۱۲۰۷ ق.م. از تصرف در اموال و حقوق مالی خود محروم بودند. [۱۳۸]

واضعین قانون مدنی این سن را اماره رشد قرار داده بودند و رسیدن به ۱۸ سالگی دلیل بر رشید بودن فرد بود مگر اینکه خلاف آن ثابت می گردید. در اصلاحی که در سال ۱۳۶۱ از ماده ۱۲۱۰( اصلاحی آزمایشی ۸/۱۰/۱۳۶۱ ) به عمل آمد، این ماده اینگونه تغییر یافت: «هیچ کس را نمی توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد، محجور نمود مگر آنکه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.»

در تبصره ۱ این ماده چنین آمده: «سن بلوغ در پسر ۱۵ سال و در دختر ۹ سال تمام قمری است» که این برگرفته از نظر اکثر فقهای امامیه است .

با توجه به ماده ۱۲۱۰ ق.م. و تبصره های آن به نظر می‌رسد که پایان کودکی، سن بلوغ است زیرا اولاً، صغر کودکی چنان که ذکر شد در مقابل بلوغ شرعی قرار دارد و از نظر عرفی به کسی که به سن بلوغ رسیده، صغیر نمی گویند. ثانیاًً، ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی نیز سن بلوغ در پسران ۱۵ سال تمام و دختر ۹ سال تمام قمری دلالت دارد . ‌بنابرین‏ با توجه به مفاد مواد فوق به نظر می‌رسد در قانون مجازات حاضر نیز ملاک مسئولیت کیفری را بلوغ قرار داده‌اند نه رشد و بلوغ نیز گاهی به سن وگاهی با ظهور علایم آن می‌باشد . ثالثاً، طبق نصّ ماده ۱۲۱۰ ق.م.: «رسیدن به سن بلوغ به معنای خروج از محجوریت است و با توجه به اینکه طبق بند یک ماده ۱۲۰۷ ق.م. صغار محجور شناخته شده اند از تقابل ماده ۱۲۱۰ و بند یک ماده ۱۲۰۷ ق.م. معلوم می‌گردد که در واقع صغیر محجور در مقابل بالغ غیر محجور است و ‌بنابرین‏ غیر از آن است»

در قانون مجازات اسلامی فعلی مصوب ۱/۲/۹۲رویکرد قانون‌گذار بر پایه سیاست جنایی افتراقی ‌در مورد اطفال سن مسئولیت کیفری را در سه مرحله ( ۹ سال تا ۱۲ سال) و ( ۱۲ سال تا ۱۵ ) و ( ۱۵ تا ۱۸ سال ) تعیین نمودند . به طور کلی برای اطفال کمتر از ۹سال شمسی قائل به عدم مسئولیت مطلق شدند که البته این دیدگاه متاثر ‌از نظریات فقهی است .

مورد توجه قرار نگرفتن سن رشد در مجازات های کیفری در حالی اعمال می شود که سن بر عهده گرفتن امور مالی در قانون مدنی ۱۸ سال در نظر گرفته شده است .

بازبینی قوانین مدنی ایران نشان می‌دهد که خاتمه دوره کودکی به طور واضح بیان و تعریف نشده است. فرد را می توان در یک موقعیت کودک و در موقعیت دیگری بالغ تلقی کرد . ‌بنابرین‏ از نظر حقوق فعلی ایران، با توجه به ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی و تبصره های آن [۱۳۹] و همچنین ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی[۱۴۰] پایان کودکی، رسیدن به سن بلوغ است . البته با این تفاوت که رویکردسیاست جنایی افتراقی ‌در مورد اطفال موجب شد که این موضوع با لحاظ کردن تاثیر رشد تدریجی اطفال در ارتکاب جرایم موجب حد و قصاص تا ۱۸ سالگی مقنن در مجازات نگاه تامینی و تربیتی را پیش‌بینی نموده است به طوری که رشد در آن تأثیر داده شده و صرف رسیدن به ۹ سالگی در دختران و ۱۵ سالگی در پسران به معنای پایان کودکی قلمداد نشده است . با دقتی که در حقوق اسلام و حقوق مدنی ایران که مبنای آن فقه امامیه است به عمل آمده ، معلوم می شود خروج از کودکی همان زمان بلوغ بوده و رشد در آن تأثیر ندارد ؛ دلیل آن این است که مسئولیت کیفری با رسیدن به سن تکلیف آغاز می شود . بر این اساس پسر بچه ای که به سن ۱۴ سال و ۷ ماه شمسی و دختر بچه ای که به سن ۸ سال و ۹ ماه شمسی رسیده باشد، بالغ و در نتیجه کبیر است .

  1. پیش از انقلاب اسلامی

در قانون مجازات عمومی سال ۱۳۰۴ و قانون تشکیل دادگاه­ های اطفال بزهکار سال ۱۳۳۸ ضابطه­ای که در آنجا مورد توجه قرار گرفته بود ، ضابطه و معیار رشد عقلانی و دماغی یا ضابطه تمییز بود؛ ‌به این معنا که، آیا فرد قدرت تمییز و تشخیص دارد یا خیر. منتها، این دو قانون با هم یک تفاوت داشتند و آن اینکه قانون سال ۱۳۰۴، از ۹ سال تا ۱۸ سال را مسئول و قانون تشکیل دادگاه­ های اطفال بزهکار سال ۱۳۳۸، با تقسیم طفولیت و نوجوانی بین سنین ۶ تا ۱۸ سالگی شمسی به سه دوره ۶ تا ۱۲ و ۱۲ تا ۱۵ و ۱۵ تا ۱۸ سال تفکیک نموده و میزان مسئولیت کیفری اطفال و پاسخ های مختلف به بزهکاری آنان را در هر دوره ، بدون تفاوت گذاری جنسیتی بین دختر و پسر ، مشخص و مجازات­های گواناگونی را برای فرد قرار داده بود. به طوری که این قوانین تا سال ۱۳۶۱ مجرا بودند . با توجه به مقررات فوق ؛ چنان که دختر و پسر از ۱۸ سال تمام به بالا دارای مسئولیت کیفری کامل شده و بنابرین از شمول « حقوق کیفری اطفال » خارج می شدند و به تابعان « حقوق کیفری عادی » یعنی حقوق کیفری بزرگسالان در می آمدند . [۱۴۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




در سال ۱۹۵۰ ولف پژوهش های معینی پیرامون استرس ناشی از حوادث طبیعی انجام داد . بررسی او بر این فرضیه استوار بود که حوادث از استرس زایی که به وسیله فرد به یک سری واکنش های محافظت کننده فیزیولوژیک می‌ انجامد که اگر این واکنش ها بیش از اندازه معین و یا به طور نامناسب بروز کنند ، موجب آسیب های فیزیوولژیک می‌شوند (به نقل از لو ولو ، ۱۹۹۲ ؛ ترجمه غریب ۱۳۷۱)

استرس چیست ؟

استرس هر نوع فشار روانی یا جسمی است که درجه آن از نظر قدرت یا تداوم از حد ظرفیت ارگانیسم فراتر رود و به ناسازگاری یا اختلال منجر شود (باترا)[۸]

برخی تنیدگی یا استرس را به عنوان یک محرک در نظر گرفته اند . از این دید گاه تنیدگی چیزی است که از خارج بر فرد تحمیل می شود و ناراحتی های جسمانی و روانی در پی دارد .

در روی آورد دوم تنیدگی به منزله یک پاسخ توصیف شده است . این الگو که بر نشانگان عمومی سازش (GAS ) [۹](سیله[۱۰]، ۱۹۵۶) مبتنی است تنیدگی را یک فرایند پاسخدهی می‌داند . روی آورد سوم بر چگونگی ادراک فرد از موقعیت تاکیدی می ورزد و تنیدگی را به شبکه وسیع عواملی مانند محرک ، پاسخ ، ویژگی های فردی ، ارزشیابی ها و سبک های سازشی نسبت می‌دهد که بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند . از این دیدگاه موقعیت ها به خودی خود تنیدگی زا نیستند بلکه تنیدگی ناشی از عدم موازنه ایست که بین ادراک فرد از الزام های محیط پیرامونی و ارزشیابی وی از توانایی خویشتن در پاسخدهی به آن ها به وجود می‌آید . ‌بنابرین‏ تنها زمانی که فرد نتواند با خواسته های محیط پیرامونی مقابله کند یا به عبارت دیگر بین موقعیت های بیرونی و ظرفیت واکنش عینی یا فاعلی او نسبت به آن ها ناهمگرایی وجود داشته باشد حالت تنیدگی ایجاد می شود .

کاپلان[۱۱]انسان را به صورت موجودی که نسبت به شرایط مختلف بر اساس مکانیسم مقابله ای که فرا گرفته عکس العمل نشان می‌دهد ترسیم نموده است . این مکانیسم بر اساس اصول تعادل حیاتی فعال شده و از هر حال موجودی آن محدود است استفاده می‌کند . در عین حال مشکلات زمانی بروز می‌کنند که موجودی فرد کافی نبوده و نمی تواند پاسخگوی نیاز های جسمانی ، روانی ، فرهنگی و اجتماعی وی باشد.

کوفرواپلی[۱۲] نیز چنین تعریفی ارائه کرده‌اند : فشار زمانی بر موجود جاندار عارض می شود که او احساس کند سلامتی و یا وحدت درونی اش به خطر افتاده و باید تمام انرژی موجود خود را برای دفاع از خود به کار گیرد .

باسووتیز[۱۳] پرسکی [۱۴]، کور چین[۱۵] ، وگر نیکر [۱۶] نیز چنین اشاراتی داشته اند . نباید فشار را به عنوان عاملی که بر فرد تحمیل می شود تصور کنیم ، بلکه باید آن را پاسخی به فزایندهای درونی و بیرونی بدانیم .

که فرد را به آستانه ی مراحلی می کشاند که طی آن ظرفیت یکپارچگی و وحدت روانی او به سر حد نهایت می‌رسد .

طبق تعریف لازاروس فشار روانی به طبقه ای کلی از مشکلات اشاره می‌کند که وجه تمایزشان از سایر مشکلات این است که در فشار روانی به فشار هایی که بر سیستم وارد می شود و واکنش سیستم در برابر آن ها ، توجه می شود . سیستم می‌تواند فیزیولوژیکی ، اجتماعی یا روانشناختی باشد، لازاروس چنین ادامه می‌دهد که واکنش ‌به این بستگی دارد که شخصی چگونه اهمیت یک رویداد آسیب زا ، تهدید کننده یا چالش انگیز را (آگاهانه یا ناآگاهانه ) تعبیر یا ارزیابی می‌کند (لازاروس ، ۱۹۷۱) . این تعریف سه مؤلفه‌ ای مهم را برای یک مدل از فشار روانی به دست می‌دهد :

    1. فشار هایی که بر سیستم وارد می شود .

    1. این نظر که شخص به شکلی تهدید را ارزیابی و یا درک می‌کند .

  1. اهمیت پاسخ آن سیستم.

سلیه از سال ۱۹۳۵ مفهوم تنیدگی را به عنوان نشانگان یا مجموعه واکنش های فیزیولوژیکی نامعیین ارگانیسم نسبت به عوامل زیان آور محیط با ماهیت فیزیکی یا شیمیایی درنظر گرفت . نشانگان عمومی سازش (GAS ) که توسط سلیه عنوان شده است به منزله تشکل خاص فرآیندها و حالات فیزیولوژیکی است که در پاسخ به انواع محرکات بیرونی یا عوامل تنیدگی زا بروز می‌کند :

    1. مرحله هشدار [۱۷]یا تکان یا ضربه : ‌بر اساس نشانه هایی که در پی می‌آیند مشخص می شود تپش قلب ، کاهش حرارت بدن ، شکل گیری زخم های معده ای و روده ای ، افزایش غلظت خون ، کاهش رفع ادرار ، ایجاد تورم ، کاهش و سپس افزایش گولبول های سفید ، کاهش میزان کلر خون ، اسیدوز، افزایش موقت قند خون ، و سپس کاهش آن و ترشح آدرنالین غدد فوق کلیوی .

    1. مرحله مقاومت[۱۸] ارگانزم : با افزایش فعالیت ازدیاد حجم قسمت قشری غدد فوق کلیوی ، کاهش سریع تیموس و اعضای لنفاوی دیگر و همچنین وارونه شدن اغلب علائم مشخص کننده مرحله اول متمایز می شود. اگر عوامل فشار زا پابرجا بماند مقاومت نسبت به محرکات بر اساس هورمون های کورتکس افزایش می‌یابد .

  1. مرحله بی رمقی یا فرسودگی[۱۹]: پس از تاثیر دراز مدت عوامل تنیدگی زا ظاهر می شود . به محض بروز نشانه های فرسودگی ضایعات مشخص کننده مرحله هشدار از نو آشکار می‌گردند و مرگ را در پی دارند .

طریقتی (۱۳۷۶) می‌گوید : اثر فشار های خارجی یا شرایط نامناسب بر روی بدن انسان و واکنشی که فرد نسبت به آن ها از خود نشان می‌دهد را استرس می‌گویند که اگر این فشار ها و تحرکات خارجی مکرر و شدید باشند سبب خستگی و ناراحتی عصبی می‌گردند.

انواع استرس

    1. استرس مثبت – غلبه بر استرس : در هنگام مواجهه با فشار میزان انرژی بدن افزایش پیدا می‌کند ، حس هوشیاری و کنترل موقعیت تقویت می شود ، فرد قادر به پذیرش وقایعی که روی می‌دهد خواهد بود و با مسائل و مشکلات بدون این که بیش از اندازه مضطرب شود رو به رو خواهد شد . هنگامی که فشار به پایان می‌رسد فرد قادر به استراحت خواهد بود ، از زندگی لذت برده و می‌تواند ناراحتی و تنش را از وجود خود بیرون نماید ، حس اعتماد به نفس در او تقویت شده و میزان احترام به نفس افزایش می‌یابد .

  1. استرس منفی – احساس پریشانی : در هنگام مواجهه با فشار در ابتدا ممکن است احساس لطمه شدیدی به فرد به دست می‌دهد و بسیار فعال شود ، امکان دارد احساس ناراحتی نموده و کنترل موقعیت را از دست دهد ، هر پیشامدی به یک مشکل تبدیل شده و دچار اضطراب شدیدی خواهد شد ، در طول زمان ممکن است توانایی خود را از دست داده و احساس افسردگی و بی علاقگی نماید ، به طور مداوم حالت عصبی و اضطرابی خواهد داشت ، آرامش از او سلب شده در لذت بردن از زندگی دچار مشکل شده و به ندرت می‌تواند بخندد و شاد باشد .

عوامل استرس زا

موقعیت ها ، شرایط و یا هر محرکی که تهدیدی برای انسان تلقی شود ، محرک استرس زا نام دارد که میزان استرس را افزایش می‌دهد . شمار محرک های استرس زا نه تنها بیش از اندازه است ، بلکه برای اشخاص مختلف ، متفاوت عمل می‌کند (سی وارد ۱۹۹۷ ، ترجمه قراچی داغی ، ۱۳۸۰ ) .

سلیه محرک را عامل استرس زا می‌داند و به زعم او باید میان استرس و عوامل به وجود آورنده آن تفاوت قایل شد . از دیدگاه سلیه عوامل استرس زا گوناگون هستند : سرما ، گرما ، خستگی ، مواد سمی ، عفونی ، ضربه و تکانه های کارکردی مانند ترس و خشم و یا هر گونه عامل استرس زا که باعث بروز واکنش می شود (از لوولو ، ۱۹۹۲ ، ترجمه غریب ، ۱۳۷۱ ) .

گروهی از دانشمندان استرس را بهسه دسته تقسیم کرده‌اند :

    1. استرس فیزیولوژیک : بی خوابی یا خستگی مفرط بر اثر کار زیاد ، نخوردن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




رابینز[۲۳۹](۱۹۹۲) که یکی از صاحب نظران مدیریت است، اعتقاد دارد که دو نوع زمان وجود دارد :

یکی زمان غیر قابل کنترل و دیگری زمان قابل کنترل. او می‌گوید بسیاری از افراد، نمی توانند تمام وقتشان را کنترل نمایند. آن ها پیوسته و روزمره به بحران‌های ناگهانی، واکنش نشان می‌دهند. وقت عمده آن ها صرف ‌پاسخ‌گویی‌ به درخواست‌ها و تقاضاها و نیز توجه به مسائل و مشکلاتی می‌شود که توسط دیگران ایجاد شده است و این نوع زمان را نمی توان کنترل و مدیریت نمود. در مقابل بخشی از وقت آدمی قابل کنترل است. بسیاری از پیشنهادهای ارائه شده جهت مدیریت زمان، مربوط به استفاده از زمان قابل کنترل است. برای اینکه بخشی از وقت آدمی که قابلیت کنترل دارد، قابل مدیریت کردن است (رابینز، ۱۹۹۲).

«زمان تنها منبعی است، که به محض دستیابی به آن، می‌باید مصرف شود و آهنگ مصرف آن هم ثابت است. بعضی محققین در نوشته های خود برای افزایش اوقات آموزش از نظر کمّی، پیشنهاداتی ارائه نموده اند، ولی آنچه که بیش از همه مورد نیاز است، استفاده مؤثر از مقدار زمانی است که در دسترس است. برای این امر، برنامه‌ریزی و سازماندهی کافی، مورد نیاز است. در غیر این صورت، زمان بیشتری به هدر می‌رود. » (میلر[۲۴۰]،۱۹۸۵، ص.۳، دیلون[۲۴۱]، ۱۹۸۱، ص.۴).

وبر[۲۴۲]در سال ۱۹۸۹، برای پیشرفت افراد در زمینه استفاده مؤثر از زمان به منظور انجام فعالیت‌های کاری شش پیشنهاد ارائه می‌دهد : تشخیص بین فعالیت مهم و فعالیت اضطراری، چشم پوشی از انجام بعضی از فعالیت‌ها که نیاز به زمان دارد، تمرکز بر فعالیتی که بیشترین کمک را به فرد می‌کند، تفویض اختیار، بهبود روابط بین افراد، پیشرفت در زمینه اهداف بلند مدت حیاتی. (وبر، ۱۹۸۹).

بی شاپ[۲۴۳]در سال ۱۹۸۶، برای بهبود مدیریت زمان مراحلی را مطرح می‌کند که عبارتند از : تحلیل زمان، تعیین مشکلات موجود در زمان، ارزیابی از خود، تعیین اهداف و اولویتها، توسعه فعالیت‌های برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، مواجه شدن با مشکلات زمان، تحلیل فعالیت‌های روزانه و استفاده مؤثر از تلفن (بی شاپ، ۱۹۸۶).

    1. Seligman , M.E.P. ↑

    1. csikszentmihalyi,M. ↑

    1. Argyle,M. ↑

    1. Myers , D. ↑

    1. The pursuit of happiness ↑

    1. Lu,L. ↑

    1. Fritz,G.H. ↑

    1. Scott,H. ↑

    1. Shannon, C ↑

    1. caroline , L. ↑

    1. Good,T. ↑

    1. Brophy,J. ↑

    1. Levin, K. ↑

    1. Farahany,M.N. ↑

    1. Personalogical ↑

    1. Institutional ↑

    1. Mohan.J. ↑

    1. Gulati,A. ↑

    1. Reidel,J.S. ↑

    1. Pandey.R.P. ↑

    1. Molnar,P. ↑

    1. Crealock,C.M. ↑

    1. introversion – extraversion ↑

    1. neuroticism ↑

    1. psychoticism ↑

    1. self-perception ↑

    1. Hansford , B.C. ↑

    1. Hattie, J.A. ↑

    1. Deluty , R.H. ↑

    1. Halasselt , V. ↑

    1. Bellack, A.S. ↑

    1. Hersen. M. ↑

    1. Bernestein , M.R. ↑

    1. Newman , R.M. ↑

    1. Visual – Spatial. ↑

    1. subjective well-being ↑

    1. life satisfaction ↑

    1. pleasant emotions ↑

    1. feelling of fulfillment ↑

    1. meaning ↑

    1. Diener , E.&Scollon , C.H. ↑

    1. life quality ↑

    1. optimism ↑

    1. hope ↑

    1. Roysamb,E. ↑

    1. Harris , J. ↑

    1. Magnus , P. ↑

    1. Vitterso , J. ↑

    1. Tambs,K. ↑

    1. Suh,E. ↑

    1. Oishi,S. ↑

    1. Natvig , K. ↑

    1. Albrektsen , G. ↑

    1. Qvarnstron , V. ↑

    1. Erikson , E. ↑

    1. Boss , M. ↑

    1. Myers , D.G. ↑

    1. Veenhoven , R. ↑

    1. Kashdan , T.B. ↑

    1. Fuhrere, M.J. ↑

    1. Krause , J.S. ↑

    1. Hampton , N.Z. ↑

    1. Rask,K. ↑

    1. Kurki,p. ↑

    1. Paavilainen,E. ↑

    1. Laippala,P. ↑

    1. Arrindell , W.A. ↑

    1. Wensink,J. ↑

    1. Rosenberg, E. ↑

    1. Stedma,J. ↑

    1. Hatzichristou , C,H. ↑

    1. King , L.A. ↑

    1. Janoff –Bulman , C.H. ↑

    1. Biswas – Diener , R. ↑

    1. Dumant , C. ↑

    1. Larson , R. ↑

    1. Sandvik, E. ↑

    1. Pavot , W. ↑

    1. Fujita,F. ↑

    1. Forgas,J.P. ↑

    1. Hedonic ↑

    1. Hobbes , T. ↑

    1. Desade , M. ↑

    1. Bentham,J. ↑

    1. Ryan , R. ↑

    1. Kubovy, M. ↑

    1. Kahnema , N. ↑

    1. Schwarz , N. ↑

    1. Diener,C. ↑

    1. Weiner , B. ↑

    1. self – esteem ↑

    1. Cropanzano, R.S. ↑

    1. telic theories ↑

    1. Emmons , R.A. ↑

    1. Ross,M. ↑

    1. goal discrepancy ↑

    1. Csikszentmihalyi,A. ↑

    1. Rice,J.A. ↑

    1. desire ↑

    1. social comparisons ↑

    1. Michalos , A.C. ↑

    1. Taylor , S.E. ↑

    1. adaptation ↑

    1. Allman,A. ↑

    1. Silver , R.L. ↑

    1. Ryff,C.D. ↑

    1. Maslow,A. ↑

    1. self – acceptance ↑

    1. environmental mastery ↑

    1. postitive relations with others. ↑

    1. personal growth ↑

    1. purpose in life ↑

    1. autonomy ↑

    1. Horn,V.J. ↑

    1. Taris , T. ↑

    1. Schaufeli , W. ↑

    1. Scherus , P. ↑

    1. Wissing,V. ↑

    1. Vaneden , C.G. ↑

    1. sense of coherence ↑

    1. affect ↑

    1. cognition ↑

    1. behavior ↑

    1. self – concept ↑

    1. interpersonal relation ↑

    1. experience – sampling (ESH) ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




مطابق ماده ۱۰۴-۸ این اصول، «طرفی که ایفای تعهد او به دلیل آن که منطبق با قرارداد نیست، از سوی طرف دیگر مورد قبول واقع نشده، در صورتی که هنوز زمان اجرا نرسیده باشد یا تأخیر آن چنان نباشد که به عدم اجرای اساسی منتهی شود، می‌تواند اجرای جدید و منطبق با قرارداد را انجام دهد». در فرضی که اجرای قرارداد پیش از موعد انجام می شود بر طبق این ماده، متعهد می‌تواند اجرای جدیدی را ارائه نماید، مشروط بر اینکه این اقدام تا پیش از زمان مقرر شده در قرارداد برای اجرا، انجام شده باشد. به نظر می‌رسد در این مورد حتی اگر عدم اجرا از سوی متعهد، اساسی باشد، وی می‌تواند برای اجرای دوباره قرارداد اقدام کند. این موضوع از قسمتی از همین ماده که بیان می‌دارد « … یا تأخیر آن چنان نباشد که به عدم اجرای اساسی منتهی شود…» استنباط می شود، زیرا اگر عدم اجرای متعهد، اساسی نباشد همان حکمی که درباره تأخیر در اجرا بیان شده، برای این فرض نیز کفایت می کرد، زیرا وقتی متعهد با فرض تأخیر در اجرا باز هم می‌تواند اجرای جدیدی را انجام دهد، به قیاس اولویت، پیش از حلول اجل نیز می‌تواند و نیازی به انشای حکم جداگانه برای آن نیست. تنها زمانی این عدم اجرا می‌تواند به متعهدله حق فسخ بدهد که مطابق ماده ۳۰۴-۹ این اصول، آشکار باشد که عدم اجرا از سوی متعهد، اساسی خواهد بود، که با توجه به نوع نگارش ماده معلوم می‌گردد که مقصود، زمان مقرر در قرارداد است. برخی معتقدند که حکم ماده ۱۰۳-۷ اصول حقوق قراردادهای اروپایی در موردی که زمان اجرای تعهد معین نشده است، یا در آینده قابل تعیین است، قابل اعمال نمی باشد. هم چنین تحویل کالا در محدوده یک دوره زمانی- به موجب حکم یاد شده- تحویل پیش از موعد تلقی نمی شود[۱۴۵]. به موجب بند اول ماده ۱۰۳ – ۲ پیش نویس طرح مشترک مرجع[۱۴۶] که در حقیقت طرح اولیه پیشنهادی برای قانون مدنی آینده اتحادیه اروپا تلقی می شود، متعهد می‌تواند اجرای پیش از موعد را که به او پیشنهاد شده است، رد کند، مگر آنکه چنین اجرایی خسارت نامتعارفی بر وی تحمیل ننماید[۱۴۷].

بند چهارم: اجرای پیش از موعد در حقوق ایران و حق متعهد به اصلاح

در قانون مدنی ایران، حکم صریح و قاعده کلی در خصوص اجرای پیش از موعد عقد بیان نشده است و بالتبع، در خصوص حق متعهد به اصلاح مورد تعهد نیز حکم صریحی وجود ندارد، ولی از برخی مواد قانون مدنی به طورضمنی مواردی را می توان کشف و استنباط نمود[۱۴۸].

به عنوان یک قاعده کلی، متعهد وظیفه دارد تعهد خود را در زمان مقرر ایفا نماید ونمی توان متعهد را به ایفای پیش از موعد ملزم نمود. بر این اساس، ماده ۳۹۴ قانون مدنی بیان می‌دارد: «مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرایطی که در عقد بیع مقرر شده است تأدیه نماید». هم چنین ماده ۷۳۹ قانون مدنی مقرر داشته است: «درکفالت مطلق، مکفول له هر وقت بخواهد می‌تواند احضار مکفول را تقاضا کند ولی در کفالت موقت، قبل از رسیدن موعد، حق مطالبه ندارد». ماده ۷۴۴ نیز در ارتباط با تعهد کفیل بیان نموده است: «اگر کفیل، مکفول را در غیر زمان و مکان مقرر یا بر خلاف شرایطی که تعیین کرده‌اند تسلیم کند، قبول آن بر مکفول له لازم نیست، لیکن اگر قبول کرد، کفیل بری می شود. هم چنین اگر مکفول له بر خلاف مقرر بین طرفین تقاضای تسلیم نماید، کفیل ملزم به قبول نیست». باید توجه داشت که عبارت «غیر زمان … مقرر»، هم شامل تأخیر و هم شامل تعجیل در تسلیم مکفول است. از دو حکم یاد شده استنباط می شود که در کفالت مقید به زمان معین، هم کفیل و هم مکفول له ذی نفع اجل هستند.

به موجب ماده ۷۱۵ قانون مدنی، «هرگاه دین مدت داشته و ضامن قبل از موعد آن را بدهد، مادام که دین حال نشده است نمی تواند از مدیون مطالبه کند». با آن که موضوع عقد ضمان می‌تواند تعهد غیر پولی مثل تحویل ده تن گندم یا احداث ساختمان و امثال آن باشد، اما در اغلب موارد از عقد ضمان در تعهدات و دیون پولی استفاده می شود. اکثر مثال های ذکر شده نیز در خصوص دیون پولی است[۱۴۹]. در این ماده، امکان پرداخت دین، قبل از موعد، مورد تأیید قرار گرفته است. از این ماده استنباط می شود که اگر برای ضامن به طور ضمنی امکان ایفای دین قبل از موعد وجود دارد، پس مدیون اصلی نیز قبل از وقوع عقد ضمان، چنین حقی را دارد. اما باید توجه داشت که در اغلب موارد، ضمان نسبت به تعهدات پولی منعقد می شود، این موضوع از برخی مواد قانون مدنی در باب ضمان از جمله مواد ۶۹۰، ۶۹۲، ۶۹۴ ، ۶۹۷، ۶۹۹، ۷۰۲، ۷۰۳، ۷۰۷، ۷۰۸ و ۷۲۱ استنباط می شود[۱۵۰]. هم چنین در ماده ۶۷۱ قانون مدنی نیز امکان پرداخت پیش از موعد برای ضامن، نسبت به ضمان مؤجل از دین حال ملاحظه می شود. در چنین حالتی، ضامن دین حال را با قید مدت ضمانت می‌کند و پرداخت آن را در اجل معینی به عهده می‌گیرد، امّا در عین حال، قادر است که قبل از فرار رسیدن موعد، دین را به طلبکار بپردازد.

مشابه همین وضعیت در عقد قرض وجود دارد. ماده ۶۵۱ قانون مدنی مقرر داشته است که «اگر برای عقد قرض، به وجه ملزمی اجلی تعیین شده باشد، مقرض نمی تواند قبل از انقضای مدت، طلب خود را مطالبه کند». با این که این حکم در مقام بیان عدم امکان مطالبه طلب، قبل از انقضای اجل از سوی وام دهنده است، اما چون ‌در مورد مدیون ساکت است، می توان استنباط نمود که پرداخت پیش از موعد از سوی او منعی نخواهد داشت، چرا که معمولاً موضوع قرض، مبلغی پول است و پرداخت پیش از موعد، مخل حقوق مقرض نیست، ضمن این که عقد قرض معمولاً عقدی است مبتنی بر احسان و کمک به همنوع و مقرض انتظار دریافت سود ندارد.به همین دلیل هم ماده ۲۴۴ قانون مدنی مقرر داشته است: «طرف معامله که شرط به نفع او شده است می‌تواند از عمل به آن شرط صرف نظر کند، در این صورت مثل آن است که این شرط در معامله قید نشده باشد». برخی از حقوق دانان با استناد ‌به این ماده بیان داشته اند که شرط اجل چون معمولاً به سود بدهکار است، طلبکار قبل از موعد حق مطالبه ندارد، اما بدهکار می‌تواند از این امتیاز صرف نظر کند و دین را قبل از موعد بپردازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:35:00 ب.ظ ]




در فرمول فشار های روانی شماره ۲ ، افکار منفی بر افزایش بر انگیختگی پیشی می گیرند . ‌بنابرین‏ راه مؤثر تر برای کم کردن فشار های روانی این است که افکار منفی را متوقف کنیم قبل از این که افکار برانگیختگی را افزایش دهند . هنگامی که فشار های روانی به شکل فرمول ۲ بروز کنند تکنیک های بدنی به تنهایی فقط به فشار های روانی غیر مستقیم هجوم می‌برند که احتمالا اثر آن بسیار کم است . ‌به این دلیل است که برای بسیاری از ورزشکاران تنها استفاده از تکنیک های آرایش بدنی ساده به تنهایی کار ساز نیست و بهتر است از تکنیک های شناختی استفاده شود . (همان منبع)

فشار های روانی فرمول ۱

تحریکات محیطی برانگیختگی افکار منفی = فشارهای روانی

تکنیک های جهانی کنترل تکنیک های شناخی کنترل

فشارهای روانی فشارهای روانی

فشارهای روانی فرمول ۲

تحریکات محیطی افکار منفی برانگیختگی = فشارهای روانی

تکنیک های شناختی کنترل فشار روانی تکنیک های جسمانی کنترل فشار روانی

شکل ۲-۲ : استفاده تکنیک های شناختی و جسمانی کنترل فشار های روانی در فرمول های ۱ و۲ (متداول ترین تکنیک های شناختی – رفتاری در آخر این فصل توضیح داده شده است ) .

تعریف گروه

کلمه گروه با توجه به زمینه کاربرد آن دارای معانی و تعاریف متعددی است و گاه از کلماتی مانند انبوه ، دسته ، توده ، اجتماع ، سازمان ، و خلق به عنوان مترادف از آن استفاده می شود . گروه تعریف گوناگونی در جامعه شناسی و روان شناسی دارد که برخی عبارتند از :

    1. تجمع عده ای از افراد که عملکرد مشترک دارند و از قوانین و مقررات درون گروهی خاص پیروی می‌کنند.

    1. عامیت سازمان یافته و هدفدار عده ای از افراد که با یکدیگر همبستگی دارند .

    1. مجموعه ای سازمان یافته وپایدار از افراد که منافع و اعتقادات و ارزش های کم و بیش مشترک دارند و رفتار آن ها تابع قوانین و مقررات درون گروهی مشخص است .

  1. تجمع عده ای از افراد که بین آن ها روابط قابل توصیف و مشهود و نیز ارزش ها و معیار های مشترک وجود دارد (نیکخواه ، ۱۳۸۲ ) .

تپین[۷۳] گروه را چنین تعریف می‌کند « گروه عبارت است از یک نظام باز که از سه نفر یا بیشتر ترکیب شده باشد و این افراد به علت مشترکی به یکدیگر همبستگی پیدا کرده‌اند و اعضای گروه زیر نظام آن محسوب می‌شوند . برن [۷۴]، استورات[۷۵] و ساندین (۱۹۸۳ ) ، به نقل از نیکخواه (۱۳۸۲) گروه را چنین تعریف کرده‌اند « گروه عبارت است از نظام اجتماعی با مرزهای مشخصی که اعضاء را از غیر اعضاء جدا می‌کند و علاوه بر آن مرز های عضویت در گروه را با نقشی که هر یک از اعضاء ایفا می نمایند مشخص می‌کند » .

این تعاریف نکات مشترک و در عین حال متفاوتی دارند . در تمام تعاریف بر تجمع بیش از دو نفر برای تشکیل دو گروه تأکید شده است . در تمام تعاریف همچنین ارتباط متقابل و کنش و واکنش بین اعضاء و هدفداری از جمله وجود مشترک تعاریف ارائه شده می‌باشد . از این تعاریف و بحث فوق نتیجه گرفته می شود که گروه تجمع بیش از دو نفر است که هدف مشترک و کنش و واکنشی دارند ، به نیاز های یکدیگر و ارضای آن علاقه مندند ، از قوانین و مقررات معینی تبعیت می‌کنند ، تفاهم و صمیمیت بین آن ها حاکم است و برای رسیدن به اهداف مشترک وحدت عمل دارند (شفیع آبادی ، ۱۳۷۵ ؛ تقوی ، ۱۳۶۷ ؛ پاکدل و سلطان ، ۱۳۸۲ به نقل از نیکخواه ، ۱۳۸۲ ) .

تاریخچه گروه درمانی

انسان که ذاتا موجوی اجتماعی است از زمان‌های دور برای غلبه بر قهر طبیعت ، انجام راحت تر و بهتر کارها و کسب رضایت بیشتر ، به عنوان یک ضرورت به زندگی گروهی روی آورده است . زندگی گروهی به انسان احساس تعلق ، و امنیت و ارزشمندی می‌دهد . انسان همواره از بودن با اطرافیان و نزدیکان ، احساس شادی می کرده و ناراحتی ها و نگرانی های خود را در جمع به فراموشی می سپرده است . همچنین حمایت های فامیل و دوستان در مواقع بحرانی ، موجب تسلی خاطر فردی می‌گردد.

مسمر[۷۶] که در پیدایش و گسترش گروه درمانی سهم بسزایی داشت ، به وجود نیروی مرموز مغناطیس حیوانی در بدن انسان معتقد بود و برای اولین بار با بهره گرفتن از تلقین ، بیماران روان را به صورت گروهی درمان کرد و به همین لحاظ ، عده ای مسمر را پدر روان درمان گروهی می خوانند (ثنایی ، ۱۳۶۳ ) .

تاریخچه منظم و مدون گروه درمانی که در قرن نوزدهم مطرح شد ، در دوره اولیه سال های ۱۹۰۵- ۱۹۳۲ و دوره توسعه سال های ۱۹۳۲ تا امروز قابل بررسی است .

  1. دوره اولیه سال های ۱۹۳۲-۱۹۰۵ : بسیاری معتقد ‌گروه‌های قبل از ۱۹۳۰ را نمی توان گروه درمانی تلقی کرد . زیرا این گروه ها از ملاک های متداول امروز برخوردار نبودند این ملاک ها عبارتند از : اندازه کوچک (حدود ۸ نفر ) ، رهبری بی ریاست ، دسته بندی مراجعان بر مبنای طبقه بندی ناشی از تشخیص مرضی ، آزادی عمل و فعال بودن اعضای گروه (همان منبع )

با وجود این ، اولین کوشش ها در زمینه گروه درمانی به وسیله جوزف پرات [۷۷] انجام گرفت ، او در سال ۱۹۰۵ میلادی از روش گروهی برای آموزش دستورات بهداشتی به مسئولین در یکی از بیمارستان های شهر بوستون استفاده کرد ، سپس لازل[۷۸] برای بررسی ارزش درمانی بیماران ، به انجام پروژه هایی اقدام کرد . او همچنین برای آموزش بیماران اسکیزوفرینک بستری شده در بیمارستان ها سخن رانی هایی را ایراد کرد . در سال ۱۹۰۹ میلادی ، مارش [۷۹] به همراه لازل از روش های گروه درمانی در بیمارستان های روانی استفاده کرد و معتقد بود که در درمان باید از یک مجموعه افراد استفاده کرد تانتایج مطلوب حاصل گردد. مورینو [۸۰] یکی از بانفوذ ترین افراد در زمینه روان درمانی گروهی است که در سال ۱۹۱۳ ، «روان درمانی گروهی » را ارائه داد. او در سال ۱۹۵۱ اولین کمیته بین‌المللی روان درمانی گروهی را تأسيس کرد (شفیع آبادی ، ۱۳۷۵) .

  1. دوره ی توسعه ۱۹۳۲ تا کنون : دوره ی دوم ، دوره پیشرفت سریع و شکوفایی مشاوره و روان درمانی گروهی تلقی می شود . تعداد کتب منتشر شده در ۲۵ سال قبل از آغازین این دوره فقط ۳۴ کتاب بوده است و بعد از آن با سرعت زیادی رو به افزایش نهاده است . شاید نخستین فردی که به طور جدی به کار روان درمانی گروهی در این دوره پرداخت ، روانپزشکی به نام ماکسول جونز [۸۱] بود . کسی که در طی جنگ جهانی دوم متوجه شد که درمان مناسبی برای سربازان مبتلا به نوروز جنگ [۸۲] وجود ندارد . او متوجه شد که درمان چنین افرادی در گروه ها کاملا مؤثر است . در سال ۱۹۹۴ ، لوین ، با بهره گرفتن از نظریه میدان ، پویایی گروه را مطرح ساخت . اکرمن [۸۳] از گروه درمانی در حل مشکلات خانواده استفاده کرد . سپس ساتیر [۸۴] در انجام گروه درمانی خانواده موفقیت هایی کسب کرد (نصری ، ۱۳۸۳ ) .

درایکوزر [۸۵] که از پیروان روان شناسی فردی آدلر است ، از گروه درمانی در خانواده ، مدرسه و مراکز تربیتی استفاده بسیار کرد . کورسین [۸۶] و باخ [۸۷] نیز برای گسترش گروه درمانی فعالیت ارزنده ای انجام دادند . باخ و استولر [۸۸]از پیشگامان گروه درمانی ماتن هستند. راجرزو پیروانش از جمله گوردون ، هولس [۸۹] و جندلین[۹۰] از تکنیک های گروه درمانی در حل مشکلات مراجعان استفاده کردند . رفتار گرایان نیز به استفاده از گروه درمانی علاقه وافری نشان دادند و لازاروس [۹۱] از شاگردان واپسی بود ، سهم مهمی در این توسعه بر عهده دارد (همان منبع ) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




۲-۱۴ ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی

از آن ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻈﺎم ﻣﻘﺪّس ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﻓﻘﻂ وﻓﻘـﻂ از ﻃﺮﯾﻖ اﻋﺘﻘﺎد ﻋﻤﯿﻖ اﻗﺸﺎر ﻣﻠّﺖ ﺑﻪ اﺳـﻼم ﻋﺰﯾـﺰ ﻣﺴـﺘﺪام و ﭘﺎﯾـﺪار ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ و از ﻃﺮﻓﯽ ﻧﻈﺎم ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﭼﯿﺰی ﺟﺰ ﻧﺤﻮۀ ﺣﯿﺎت اﺳﻼﻣﯽ در ﻋﺮﺻﮥ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎی ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻧﯿﺴﺖ و اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ در واﻗﻊ ﻓﻠﺴﻔﮥ ﺣﯿﺎت اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﺑﺮ روی زﻣﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﻫﺴـﺖ، ﺑﻨـﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻻزم اﺳﺖ ﮐـﻪ ﺑـﯿﺶ از ﻫـﺮ ﭼﯿـﺰی در راﺳـﺘﺎی رﯾﺸـﻪ دار ﮐـﺮدن اﻋﺘﻘﺎدات دﯾﻨﯽ ﻫﻤّﺖ ﮔﻤﺎرد ﺗﺎ ﺻﺤﯿﺢﺗﺮﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪه ﺑﻪ ﻧﺴـﻞ ﺟـﻮان ﺑﺮﺳﺪ. از اﯾﻦ رو، در اداﻣﻪ ﺑﺮﺧﯽ از اﺻﻮل و ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺷﺮﯾﻌﺖ اﺳﻼم ﮐﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺷﮕﺮﻓﯽ ﺑﺮ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮی ﺳﺒﮏ زﻧـﺪﮔﯽ ﻣﺆﻣﻨﺎﻧـﻪ دارﻧـﺪ، ﺑﯿـﺎن ﻣﯽ ﺷﻮد. ﯾﮑﯽ از ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺑﺎ اﻫﻤﯿﺖ در ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎﻧﯽ، ﺗﻠﻘﯽ و ﺗﻌﺮﯾﻔـﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از اﻧﺴﺎن اراﺋﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد. از ﺗﻌﺎرﯾﻔﯽ ﮐﻪ در آﯾﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﺧﺼﻮص اﻧﺴﺎن ﺑﯿﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺑﺮﻣﯽآﯾﺪ:

    • اﻧﺴﺎن ﻣﻮﺟﻮدی دو ﺳﺎﺣﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺰون ﺑﺮ ﺟﺴﻢ، دارای روح ﻣﺠﺮد و ﻏﯿﺮ ﻣﺎدی اﺳﺖ (ﺳﻮره ﺣﺠﺮ، آﯾﺎت ۲۸ و (۲۹ اﯾﻦ دو ﺑﻌﺪی ﺑﻮدن اﻧﺴﺎن، اﻗﺘﻀﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮔﺮاﯾﺶﻫﺎ و ﺗﻤﺎﯾﻼت دوﮔﺎﻧـﻪای داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺷﺮﯾﻌﺖ اﺳﻼﻣﯽ از اﻧﺴﺎن ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮاﯾﺶ ﻫﺎی روﺣـﺎﻧﯽ را در اﻟﻮﯾﺖ و اﻣﯿﺎل ﻧﻔﺴﺎﻧﯽ را در ﺧـﺪﻣﺖ ﺣﻘﯿﻘـﺖ اﻧﺴـﺎﻧﯿﺖ ﯾﻌﻨـﯽ روح ﻗﺮار دﻫﺪ (ﺳﻮره ﺷﻤﺲ، آﯾﺎت ۱۰ـ (۷ – از ﺑﺮﺟﺴــﺘﻪﺗــﺮﯾﻦ اﻣﺘﯿــﺎزات روح اﻟﻬــﯽ در اﻧﺴــﺎن، ﺗﻌﻘــﻞ و ﺧﺮد ورزی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺒﺪأ ﻫﻤﻪ ﻣﻌﺎرف، ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪی ﻫﺎ و ﮔﺮاﯾﺶ ﻫـﺎی اﺻﯿﻞ اﺳﺖ (ﻣﻠﮏ، ۱۰؛ اﻧﻔﺎل، (۲۲ و ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ دﺳﺘﺎورد ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ، در اﯾﻤﺎن و ﺗﻌﺒﺪ ﺧﺮد ورزاﻧﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﻮده اﻣـﺎم ﻋﻠـﯽ(ع)، ﻋﻘﻞ، دﯾﻦ و ﺣﯿﺎ ﻗﺮﯾﻦ و ﻫﻤﻨﺸﯿﻦ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

  • از ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ اﻣﺘﯿﺎزات اﻧﺴﺎن در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﺟﻮدات دﯾﮕـﺮ، اراده و آزادی اوﺳﺖ. ﺑﺎ وﺟﻮد آﻧﮑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ و ﭘﯿﺎﻣﺒﺮان، اﻧﺴـﺎن را ﺑـﻪ راه راﺳﺖ دﻋﻮت و ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، اﯾﻦ ﺧﻮد اﻧﺴﺎن اﺳﺖ ﮐﻪ اﻧﺘﺨـﺎب ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﺳﻮره اﻧﺴﺎن، ۳؛ ﺳﻮره ﯾﻮﻧﺲ، (۹۹

ـ ﭘﺲ از آﻧﮑﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ اراده و ﺧﻮاﺳﺖ (ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ) ﺧـﻮد وارد ﺳﺮزﻣﯿﻦ اﯾﻤﺎن ﺷﺪ و وﻻﯾﺖ اﻟﻬﯽ را ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ، ﺑﻪ اﻗﺘﻀﺎی ﻋﻘﻞ و ﻗﺎﻧﻮن »اﻟﺘﺰام ﺑﻪ ﺷﯽ اﻟﺘﺰام ﺑﻪ ﻟﻮازم آن ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ« از او ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻣﻄﯿﻊ دﺳﺘﻮرات و ﻫـﺪاﯾﺖ ﻫـﺎی دﯾﻨـﯽ ﺑﺎﺷـﺪ (ﺳـﻮره اﺣﺰاب، (۳۶

ـ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اراده و اﺧﺘﯿﺎری ﮐﻪ در وﺟﻮد اﻧﺴﺎن ﻧﻬﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ، او در ﻗﺒﺎل رﻓﺘﺎر و اﻋﻤﺎل اﺧﺘﯿﺎری ﺧﻮد ﻣﺴـﺌﻮل اﺳـﺖ و ﺑﺎﯾـﺪ در ﺑﺮاﺑﺮ ﭘﺬﯾﺮش اﻣﺎﻧﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ وی اﻋﻄـﺎ ﺷـﺪه ﭘﺎﺳـﺨﮕﻮ ﺑﺎﺷـﺪ(ﺳـﻮره اﺣﺰاب، (۷۲

ـ اﻧﺴﺎن ﻣﻮﺟﻮدی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﻞ ﺑﻪ ﺟﺎوداﻧﮕﯽ در ﻓﻄـﺮت او ﻧﻬـﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮ اﯾﻦ اﺳﺎس اﺳﻼم در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﯿﻞ ﻓﻄﺮی، ﻣﺮگ را ﭘﺎﯾﺎن زﻧﺪﮔﯽ ﻧﻤﯽ داﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ آن را ﻣﺒـﺪأ ﺣﯿـﺎت واﻗﻌـﯽ ﻣﻌﺮﻓـﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﺳﻮره ﻋﻨﮑﺒﻮت، (۶۴

ـ اﻧﺴﺎن ﺑﻪ واﺳﻄﻪ دﻣﯿﺪه ﺷﺪن روح اﻟﻬﯽ، ﻫﻤﻮاره ﮐﻤﺎل ﻣﻄﻠـﻖ و ﻧﺎﻣﺤﺪود را ﻃﻠﺐ ﻣﯽﮐﻨـﺪ و در راﻫـﯽ ﮐـﻪ ﺣﺮﮐـﺖ ﮐﻨـﺪ، ﻣﺘﻮﻗـﻒ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد و اﺷﺒﺎع ﭘﺬﯾﺮ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺮای ﺳﯿﺮاﺑﯽ اﯾﻦ روح ﺗﺸـﻨﻪ، ﻫـﯿﭻ ﭼﺸﻤﻪ ای ﺟﺰ ﯾﺎد ﺧﺪا آرام ﺑﺨﺶ ﻧﯿﺴﺖ زﯾـﺮا ﻏﯿـﺮ او ﻣﺤﺪودﻧـﺪ و وﺟﻮد ﻧﺎﻣﺤﺪود، ﻓﻘﻂ ﺧﺪاوﻧﺪ اﺳﺖ (ﺳﻮره ﻃﻪ، ۱۲۴؛ ﺳـﻮره رﻋـﺪ، ۲۸؛ ﺳﻮره اﺷﺘﻘﺎق، (۶

ـ اﻧﺴﺎن، ﺧﻠﯿﻔﻪ و ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ ﺧﺪا ﺑﺮ روی زﻣﯿﻦ اﺳﺖ (ﺳـﻮره ﺑﻘـﺮه، و ﻫﻤﻪ ﻧﻈﺎم آﻓﺮﯾﻨﺶ ﺑﺮای اﻧﺴﺎن و ﺑﻬﺮه ﻣﻨﺪی او آﻓﺮﯾﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ (ﺳﻮره ﺑﻘﺮه، (۲۹ ﺑﻪ اﻧﺴـﺎن ﺗﻮاﻧـﺎﯾﯽ آن داد ﺷـﺪه ﮐـﻪ ﻫﻤـﻪ ﭘﺪﯾﺪهﻫﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﻮد (ﺳﻮره اﺑﺮاﻫﯿﻢ، ۳۴ ـ (۳۳

ـ از دﯾﺪﮔﺎه ﺷﺮﯾﻌﺖ اﺳﻼﻣﯽ، اﻧﺴـﺎن ﻣﻮﺟـﻮدی اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ اﺳـﺖ و ﺧﻄﺎب ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑـﻪ او در اﻏﻠـﺐ آﯾـﺎت ﻗـﺮآن، ﺑـﺎ ﺗﻌﺒﯿـﺮ »ﯾـﺎ اﯾّﻬـﺎ اﻻﻧﺴﺎن…» «اﻟﻤﺆﻣﻨﻮن…« ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﺎم و ﺟﻤﻊ ﺑﯿـﺎن ﺷـﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﺧﻮد ﻧﺸﺎن از روﯾﮑﺮد و ﻧﮕﺎه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﺳﻼم ﺑﻪ اﻧﺴﺎن دارد. اﺳﻼم، ﯾﮑﯽ از ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ راه ﻫﺎی ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﺧﺪا و ﻧﺰدﯾﮑﯽ ﺑـﻪ او را ﺑﺮادری و ﺗﻼش ﺑﺮای رﻓﻊ ﻧﯿﺎز اﻧﺴﺎن ﻫﺎ ﻣﻌﺮﻓـﯽ ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ »اﻧﻤـﺎ اﻟﻤﺆﻣﻨﻮن اﺧـﻮه« (ﺳـﻮره ﺣﺠـﺮات، (۱۰؛ از ﺳـﻮی دﯾﮕـﺮ، اﻣﮑـﺎن ﺗﺤﻘﻖ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﺒـﺎدات و ﺗﻮﺻـﯿﻪ ﻫـﺎی اﺧﻼﻗـﯽ اﺳـﻼم را ﻓﻘـﻂ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﯾﺎﻓﺖ.

ﺑﺮﺧﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﺷﺒﮑﻪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎی ﻧﻈـﺎم ﺳـﻠﻄﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺎور و اﻋﺘﻘﺎدات دﯾﻨﯽ ﻣﺴـﻠﻤﺎﻧﺎن را ﺗﻀـﻌﯿﻒ و آﻧﺎن را دﭼﺎر ﺑﺤﺮان ﻫﻮﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ. ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎی اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ ﺑـﻪ واﺳـﻄﻪ ﮔﺴـﺘﺮدﮔﯽ، ﻓﺮاﮔﯿـﺮ ﺷـﺪن و ﺟـﺬاﺑﯿﺖ ﻧـﺰد ﺗﻤـﺎم اﻗﺸـﺎر ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﻣﺤﺒﻮﺑﯿﺖ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﻧﺪ وﻟﯽ ﻫﺮ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﻣـﻮرد اﻓـﺮاط و ﺗﻔـﺮﯾﻂ ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮد ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ اﻧﺴﺎن را دﭼﺎر آﺳﯿﺐﻫﺎی زﯾﺎدی ﮐﻨﺪ.

۲-۱۵ ﻓﻀﺎی ﻣﺠﺎزی و ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی

ﻇﺮﻓﯿﺖ و ﻏﻨﺎی ﺑﯽ ﮐﺮان دﯾـﻦ ﻣﺒـﯿﻦ اﺳـﻼم ﮐـﻪ ﺗﻌـﺎﻟﯿﻢ آن ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻗﺮآن، ﺳﯿﺮه و ﺳﺨﻨﺎن اﺋﻤـﻪ ﻣﻌﺼـﻮم(ع) و ﻋﻘـﻞ اﺳـﺖ، ﺣﺎوی ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از ﺑﺎورﻫـﺎ و ﻣﻌـﺎرف ﺑﻨﯿـﺎدﯾﻦ ﻫﺴـﺘﯽ ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽ، اﻧﺴـﺎن ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽ و راﻫﻨﻤـﺎ ﺷـﻨﺎﺧﺘﯽ(ﻧﺒﻮت و اﻣﺎت) اﺳﺖ و در ﺣﻮزه ﻫﺎﯾﯽ ﭼﻮن اﻋﺘﻘـﺎدات، اﺧﻼﻗﯿـﺎت، ﻓﻘﻪ و اﺣﮑﺎم، ﺑﺮای ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﺨﺶ ﻫﺎی زﻧﺪﮔﯽ اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ، ﺳﯿﺎﺳـﯽ، ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی و ﺣﺘﯽ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﺪﯾﺪ، ﺳﺒﮏ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﺆﻣﻨﺎﻧﻪ ای را ﺑﺮای ﭘﯿﺮوان ﺧﻮد ﺑﻪ ارﻣﻐﺎن آورده اﺳﺖ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﻣـﯽﺗﻮاﻧﻨـﺪ ﺑـﺎ آﺷﻨﺎﯾﯽ و ﭘﺎﯾﺒﻨﺪی ﺑﻪ ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی، در ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑـﺎ ﺷـﺒﮑﻪﻫـﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺳﺎﻟﻤﺘﺮی از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ.

ﻓﺮد در دوره ﻣﺪرﻧﯿﺘﻪ از ﺟﺎ ﮐﻨﺪه ﻣﯽﺷﻮد و اﺿﻄﺮابﻫـﺎی وی اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ. اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﯾﻦ وﺿﻊ را ﻣﺘﺤﻮل ﮐﺮد؛ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ آن ﺷﺪت ﺑﺨﺸﯿﺪ. در اﯾﻦ ﺟﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﻓﺮدﯾﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽرﺳﻨﺪ و ﺗﻮاﻣﺎً ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺟﻨﺒـﻪ ﭘﺴـﺖ ﻣﺪرﻧﯿﺴـﺘﯽ اﯾﻨﺘﺮﻧـﺖ را ﻣـﯽﺳـﺎزﻧﺪ.

اﻣﮑﺎﻧﺎت ﻣﻮﺟﻮد ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب اﻧﻮاع ﻣﺘﻔﺎوت ﺧﺮوﺟﯽﻫﺎی اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮدﯾﺖ ﮐﺎرﺑﺮان را ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﺑﻠﮑـﻪ ﻣﻮﺟـﺐ ﺗﮑﺜـﺮ ﺑﯿﺸـﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮد. در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل، ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯿﺰان ﺗﻔﺎوتﻫـﺎ در اﺛـﺮ رﺷﺪ، اﺳﺘﻔﺎده ﻋﻤﻮﻣﯽ از اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ، ﺟﻬﺎن ﺑﯿﻨـﯽﻫـﺎی اﻓـﺮاد واﮔﺮاﺗـﺮ (Divergence) ﻣﯽﺷﻮد .[۳] اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﺑﺎزار ارﺗﺒﺎﻃﯽ اﺳﺖ و ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻪ رﺷﺪ ﻓﺮدﯾﺖ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ و اﺷﮑﺎل اﺑﺮاز وﺟﻮد ﺷﺨﺼﯽ را ﻣﺘﻨﻮعﺗﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، اﻣﺎ در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل ﻧﻤﯽﺗﻮان از اﯾـﻦ اﯾـﺮاد ﭼﺸـﻢ ﭘﻮﺷﯽ ﮐﺮد ﮐﻪ وﺳﺎﯾﻞ ارﺗﺒـﺎﻃﯽ ﺑـﻪ ﺗـﺪرﯾﺞ ﻧﻘـﺶ ﻓﺰاﯾﻨـﺪه ای در ﺳﺴﺖ ﮐﺮدن اﻧﺴـﺠﺎم اﺟﺘﻤﺎﻋـﺎت واﻗﻌـﯽ و ذرهای ﮐـﺮدن ﺟﻮاﻣـﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ دارد. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﺎﻋﺚ رﺷﺪ ﯾـﮏ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺷﺨﺼـﯽ ﺷﺪه و ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺨﯿﻼت و ﺗﺼﻮرات و ﭘﻨﺪارﻫﺎی ﻓﺮدی اﺳﺖ. اﯾﻦ اﻣﺮ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮐﺎﻫﺶ ﻧﻔﻮذ ﮐﻠﯿﺖﻫﺎی ﺳﯿﺎﺳـﯽ ﺑـﺮ ﻫﻮﯾـﺖ ﺳـﺎزیﻫـﺎی ﻓﺮدی ﺗﻤﺎم ﻣﯽﺷﻮد و ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺟﺪﯾﺪ ﻫﻮﯾﺘﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد .[۴]

ﻋﻼوه ﺑﺮ اﯾﻨﺘﺮﻧﺖ، ﺷـﺒﮑﻪﻫـﺎی اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ ﻣﺠـﺎزی ﻫـﻢ ﭼـﻮن ﻓﯿﺲ ﺑﻮک، ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﯾﺠﺎد ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺠـﺎزی ﻫﺴـﺘﻨﺪ. اﯾـﻦ ﺟﻮاﻣـﻊ ﻣﺠﺎزی ﺑﺮ اﺳﺎس ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﺗﻌﺎرﯾﻒ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻃﺒـﻊ دارای ارزشﻫـﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﺳﯿﺎﺳﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﮔﺮﭼﻪ ﮐﺎرﺑﺮان ﺧﻮد در ﺷﮑﻞ دﻫﯽ اﯾﻦ ﺟﻮاﻣﻊ ﻧﻘﺶ ﭼﺸﻤﮕﯿﺮی اﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ اﻣﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦاﯾـﻦ ﺟﻮاﻣـﻊ ﻣﺠـﺎزی و ﮔﻔﺘﻤـﺎن ﺣـﺎﮐﻢ ﺑـﺮ آﻧـﺎن در ﺗﺄﺛﯿﺮﮔـﺬاری و ﺷﮑﻞ دﻫﯽ ﺑﺎورﻫﺎی اﻋﺘﻘﺎدی ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ اﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




در دوران بلوغ دستیابی به محبوبیت و جذابیت به واسطه ی فرایند مقایسه اجتماعی اهمیت بیشتری می‌یابد و کسانی که نمی توانند ‌به این اهداف دست یابند، ناتوانی شان می‌تواند منجر به ارزیابی منفی از خویشتن و نارضایتی از بدن شود(دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶). نوجوانان نسبت به تأثیر رسانه ها نیز آسیب پذیرتر هستند. چون فکر می‌کنند که رسانه ها مرجع با اهمیتی هستند، اما با این وجود نمی دانند که چگونه پیام‌های این مراجع با اهمیت را ارزیابی کنند(کتر، روهور و لوندری[۱۴۶]،۲۰۰۶).

بنا به یافته های ریکاردلی و مک کوبی (به نقل از بلک بیکر، اسمیت و کیائو، ۲۰۰۸) کودکان از خانواده ، معلمان، دوستان و رسانه های گروهی حتی قبل از جوانی می ‌آموزند که چاقی خوب نیست و تناسب اندام یا لاغری خوب است.

برخی از مطالعات نشان داده‌اند که کودکان ۷ تا ۱۱ ساله همسن و سالان چاق خود را مورد انتقاد قرار می‌دهند و کودکان چاق در میان دوستانشان محبوبیت کمتری دارند، کمتر مورد علاقه والدین هستند و در مدرسه ضعیف تر عمل می‌کنند (اتا، لودن، و لالی،۲۰۰۷).

در دوره ی نوجوانی، بلوغ به نوبه ی خود با تغییرات بدنی همراه است که نوجوان را نسبت به نقشهای جنسی زنانه و مردانه بیش از پیش حساس می‌کند و ‌به این ترتیب تن انگاره در هر دو جنس را تحت تأثیر قرار می‌دهد(کتر، روهور و لندری، ۲۰۰۶؛ استیس، مارتی، اسپور، پرسنل و شاو[۱۴۷] ،۲۰۰۸؛ هینیکه و پاکستون[۱۴۸]،۲۰۰۷). مطالعه ای که در نمونه ای از جمعیت استرالیایی انجام شده است، نشان می‌دهند که بلوغ تأثیر مستقیمی بر تن انگاره و نارضایتی از بدن بویژه در دختران دارد(پاکستون و همکاران، ۲۰۰۵).

نتایج حاصل از ۱۹۹۷ بررسی مربوط به تن انگاره نشان می‌دهد که نارضایتی از بدن در میان زنان ۲۰ تا ۲۹ ساله به اوج خود می‌رسد، در حالی که در مردان اوج نارضایتی از بدن مربوط به سنین ۳۰ تا ۵۰ سالگی است(اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷).

بیشترین میزان نارضایتی از بدن در زنان و مردان مربوط به سن ۲۰ سالگی است و با افزایش سن گرچه نارضایتی از بدن و نگرانی درباره ی آن از بین نمی رود، اما با افزایش سن رو به کاهش می‌گذارد و همین امر سبب تغیر الگوی بدن آرمانی و کاهش رفتارهای وارسی بدن در سال‌های بعدی می شود(چوت، ۲۰۰۶).

شاخص توده ی بدنی

شاخص توده ی بدنی روشی رایج برای طبقه بندی وزن زنان و مردان است که بر اساس آن، نمره ی کمتر از ۲۰ وزن پایین، نمره ی ۲۰ تا ۲۵ وزن طبیعی، نمره ی ۲۵ تا ۲۹ اضافه وزن و نمره ی بالاتر از ۳۰ چاقی را نشان می‌دهند. شاخص توده ی بدنی یکی از عوامل با اهمیت در تن انگاره و نارضایتی از بدن است. شاخص توده ی بدنی روشی رایج برای اندازه گیری وزن افراد نسبت به قدشان است. بررسی ها نشان داده‌اند که شاخص توده ی بدنی همبستگی قابل ملاحظه ای با نارضایتی از بدن دارد. افراد دارای نمره ی شاخص توده ی بدنی بالاتر نارضایتی بیشتری از بدن خود دارند و تمایل بیشتری به لاغری یا تغییر ظاهر خود دارند(دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶ و تیگمن، ۲۰۰۵). بررسی‌ها همچنین نشان می‌دهد این تأثیر شاخص توده ی بدنی در زنان قویتر از مردان است(استیس، مارتی، اسپور، پرسنل و شاو، ۲۰۰۸).

مطالعه ای در انگلستان روی ۴۵۸ نوجوان نشان داد که بین وزن واقعی افراد با ترجیح آن ها برای شکل بدنی آرمانی همبستگی معنی داری وجود دارد، به گونه ای که دختران سنگین وزن تر کمتر احتمال دارد که تن انگاره ی آرمانی لاغرتری را در مقایسه با دختران لاغرتر انتخاب کنند(گزارش بررسی سلامت مدل‌های زیبایی، ۲۰۰۹).

در مطالعه ای دیگر رابطه ای قوی بین شاخص توده ی بدنی و تن انگاره آرمانی مشاهده شد. در این مطالعه با افزایش نمره ی شاخص توده ی بدنی، ناهمخوانی تن انگاره در مردان کاهش و در زنان افزایش می یافت. (پرسنل، بیرمن و مادلی[۱۴۹]، ۲۰۰۷).

در پژوهشی دیگر با بهره گرفتن از مقیاس تن انگاره ی” پرسشنامه ی کیفیت زندگی”[۱۵۰]، مشخص شد که با افزایش نمره ی شاخص توده ی بدنی، نمره ی رضایت از بدن کاهش می‌یابد(لیتلتون و اولندیک[۱۵۱]، ۲۰۰۳). شاخص توده ی بدنی نگرش افراد نسبت به بدنشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و سبب می شود در زنان دارای شاخص توده ی بدنی بالاتر عوامل اجتماعی- فرهنگی مؤثر بر تن انگاره بیشتر ادراک شوند(دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶).

نژاد و قومیت

نژاد و قومیت هم یکی از عوامل زیستی است که بر تن انگاره و نارضایتی از بدن تأثیر دارد. مطالعات متعددی حاکی از تفاوت تن انگاره و نارضایتی از بدن در نژادها و قومیت های مختلف است. بررسی های متعددی نشان داده‌اند که زنان افریقایی تبار آمریکایی تن انگاره ی مثبت تر و رضایت از بدن بیشتری در مقایسه با سایر ‌گروه‌های نژادی آمریکا دارند (لیتلتون و اولندیک، ۲۰۰۳).

در یک مطالعه روی زنان آمریکایی ۱۹ تا ۳۵ ساله مشخص شد که گرچه سیاهپوستان شاخص توده ی بدنی بالاتری دارند، اما ۴۰ درصد از آنان در مقایسه با سفیدپوستان وزنشان را طبیعی ارزیابی می‌کنند. این در حالی بود که در میان زنان سفیدپوست ۲۰ درصد از کسانی که شاخص توده ی بدنی کمتر از ۲۵ داشتند، تصور می‌کردند که اضافه وزن دارند(کراگو، استز و گری[۱۵۲]، ۱۹۹۵).

در مطالعه ی دیگری در آمریکا مشخص شده است که زنان سیاهپوست و اسپانیایی تبار در مقایسه با زنان سفیدپوست و آسیایی تبار آمریکایی الگوی آرمانی بدن لاغراندام (باربی شکل) را کمتر درونی می‌کنند(دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶). این یافته با یافته های مطالعه ی آبرامز و استورمر(به نقل ازاسمولاک وتامپسون، ۲۰۰۹) که نشان داده است دختران سفیدپوست در مقایسه با سایر اقوام و نژادها آگاهی و درون فکنی بیشتری از الگوی آرمانی بدن لاغراندام زنانه دارند، نیز تأییدشده است.

با وجود تفاوت‌های گزارش شده در تن انگاره ی نژادها و قومیتها، برخی بررسی‌های اخیر نیز حاکی از شیوع مشابه نارضایتی از بدن در کشورها و فرهنگ‌های مختلفی است که از فرهنگ غربی تاثیر پذیرفته اند. به طور مثال، مطالعاتی که در کشورهای استرالیا، فرانسه و ایالات متحده ی آمریکا، ژاپن،کره، فیجی و حتی ایران انجام شده است نشان می‌دهد که جمعیت قابل ملاحظه ای از افراد این جوامع تمایل به بدنی مناسبتر دارند و از وضعیت بدنی خود راضی نیستند.

عوامل روان شناختی

عوامل روانی، با نحوه ی ادراک افراد از تن وهیکلشان سر و کار دارند یا مربوط به وضعیت روانی فرد هستند که بر تن انگاره و رضایت یا نارضایتی از بدن تأثیر می‌گذارند. همچنین این عوامل افکار، باورها و نگرشهای مربوط به بدن وشکل ظاهری را در بر می گیرند. در میان عواملی روانی تأثیرگذار بر تن انگاره به ویژه بر نقش و تأثیر خودانگاره و عزت نفس در پژوهش‌ها تأکید شده است.

عزت نفس و خودانگاره ی مثبت

عزت نفس را به عنوان جنبه ای از ارزش شخصی در نظر می گیرند که ساحت بدنی آن در برگیرنده ی شایستگی ورزشی ادراک شده، وضعیت جسمانی، جذابیت و مانند آن است. بررسی ها نشان می‌دهند که خودانگاره ی مثبت و داشتن عزت نفس بالا با کیفیت زندگی شخصی، خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی همبستگی مثبت دارد(دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶) و عزت نفس پایین می‌تواند منجر به نارضایتی از بدن وتن انگاره ی منفی شود(دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶ و هارپر و تیگمن، ۲۰۰۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




عامل بسیار مهم دیگر در بهزیستی و تفاوت‌های فرهنگی، روابط اجتماعی می‌باشد. در بسیاری از جوامع، به خصوص جوامع جمع گرا، داشتن روابط اجتماعی صمیمی و خوشبینانه برای شادی و احساس بهزیستی اهمیت دارد. مقایسه شاد ترین افراد با آنهایی که کمتر شاد هستند. نشان می‌دهد که افراد شاد تمایل به داشتن کیفیت بالای دوستی، حمایت خانوادگی و روابط عاشقانه دارند. شاد ترین افراد، دلبستگی اجتماعی قوی دارند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴). از روابط اجتماعی با دیگران راضی هستند و زمان کوتاه را نسبت به متوسط افراد در تنهایی می‌گذرانند (داینر و سلیگمن، ۲۰۰۲).

رابطه صمیمانه با دیگران، به سلامتی بیشتر، وضعیت عاطفی و فیزیکی بهتر منجر می‌گردد. سهیم شدن احساس لذت با دیگران در یک رابطه صمیمانه، به خصوص اگر فرد یا جامعه ای که فرد در آن به سر می‌برد، این گونه روابط را به عنوان ارزش مطرح کند و بر آن صحه گذارد، می‌تواند آن احساس را تشدید کند (آنومی موس، ۱۹۹۳).

در یک مطالعه مقایسه ای در باره بهزیستی، روابط اجتماعی ساکنین پیاده روها در کلکته را با بی خانمان‌های امریکا بررسی کردند. ساکنین محله فقیر نشین کلکته در فقر تکان دهنده ای زندگی می‌کردند، دارایی اندکی داشتند، پول کمی به دست می‌آورند، از شرایط جسمانی سختی رنج می‌بردند و به آرامش کامل، تجهیزاتی جهت مراقبت از سلامتی، آب تمیز و غذای مغزی دسترسی نداشتند ؛ بی خانمان‌های امریکا، به نسبت فقیر نشنین‌های کلکته دسترسی آسانتری به سر پناه، غذای مجانی، پتو و فرآورده‌های بهداشتی داشتند. بر خلاف رفاه نسبی، بی خانمان‌های امریکا، بهزیستی پایین تری را نسبت به ساکنین پیاده روهای کلکته گزارش کردند. نگاه دقیق تر ‌به این داده ها نشان می‌دهد که بخش عظیمی از احساس بهزیستی ساکنین پیاده روهای کلکته مربوط به کیفیت بالای روابط اجتماعی آن ها می‌باشد که به عنوان یک ارزش نیز در آن جامعه تقویت شده است. حال آنکه بی خانمان‌های امریکا فاقد آن بودند و این احساس خلاء را گزارش کردند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴).

بنابر آنچه گفته شد ؛ وجود تفاوت‌های وسیع فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف، برداشت واحد و یکسان از مقوله بهزیستی را به چالش می‌کشد. لذا احساس بهزیستی یک موضوع فرهنگ وابسته است و بالتبع مطالعات و پژوهش‌های بیشتری را نیز طلب می‌کند. شایان ذکر است که از میان عوامل گوناگون و نقش آن ها در شادی و بهزیستی، بیشترین تفاوت‌ها در فرهنگ مشاهده گردیده است ( کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).جامعه ایرانی ارزش‌های فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی متفاوتی نسبت به دیگر جوامع دارد. پس مطالعه بهزیستی در جامعه ایرانی ممکن است نشانگر خصوصیات متمایزی نسبت به دیگر فرهنگ‌ها باشد و این در حالی است که تحقیقات نظام داری در این خصوص صورت نگرفته است. اگر به مسأله شادی و نشاط در جهان امروز توجه کنیم، ملاحظه می‌شود که شادی هم به شکل فردی و هم به شکل جمعی ارضا می‌شود و بسیاری از برنامه ریزان در سطح جهان، در صدد بر آمده اند روش‌هایی را که به شادی و ارضای دسته جمعی افراد می‌ انجامد، بیش از پیش گسترش دهند؛ زیرا اهمیت این روش‌ها بیشتر از روش‌های ارضای فردی شادی افراد است. ممکن است فردی افسرده و منزوی باشد و خود به خود طرف شادی‌های موجود در جریان زندگیش نرود، ولی شادی‌های جمعی، فضایی پدید می‌آورند که اگر به فرض کسی هم منزوی باشد، جریان شادی جمعی، فرد منزوی را در خود تحلیل برده، حل می‌کند (منطقی، ۱۳۸۳).

«اگر به مسأله شادی در محیط خودمان توجه کنیم، در می‌یابیم که در جامعه پس از انقلاب، با دیده نفی و تردید به مسأله شادی نگریسته شده است. این روند شک و تردید بدانجا انجامیده است که ما به دشواری‌ تن به پذیرش فردی افراد دادیم و جامعه این امکان را نیافت تا روی شادیهای دسته جمعی فکر کند، طرح بدهد و مردم را به سوی شادی و نشاط هر چه بیشتر متمایل سازد.» (منطقی، ۱۳۸۳، ص.۶۴).

«بایسته‌ بودن عرضه های شادی و نشاط اجتماعی فرا روی جوانان، ارضای هیجان جویی آن ها در مسیر‌های غیر متعارفی محقق می‌شود. ‌به این معنا که جوان جویای شادی و نشاط در صورت بسته دیدن عرصه‌های تحقق شادی به شکل صحیح آن، شادی را در شکل مرضی آن محقق کرده، از این رهگذر، به آرامش خاطر خویش می‌پردازد» (منطقی، ۱۳۸۳، ص.۶۴).

«از طرف دیگر، جوامع مختلف درگذر سنت[۲۱۸] به تجدد[۲۱۹] نیز با تنگناها و دشواری‌های خاصی مواجه می‌شوند. به اعتقاد دورکیم [۲۲۰]در جوامع ابتدایی کارهای گروهی، از تنوع چندانی برخوردار نیست، اما در جوامع متمدن، در نتیجه پیدایش تخصص، تقسیم کار صورت گرفته، هر فرد یا دسته به کار مستقلی می‌پردازند. به عبارتی، بر خلاف همکاری که در جامعه ابتدایی، خود به خودی است، در جامعه متمدن همکاری آگاهانه و همراه با میل و اراده است » (نقل از منطقی، ۱۳۸۳،ص.۸۱).

دورکیم تصور می‌کرد که در صورت در هم شکسته شدن جامعه سنتی بر اثر تقسیم کار اجتماعی و نوسازی، جامعه جدید بلافاصله شکل نمی گیرد و گذر از جامعه سنتی به جامعه مبتنی بر همبستگی، ‌مدت زمانی دراز به طول می‌ انجامد. که در این مرحله، جامعه در حال گذر از سنت به جامعه صنعتی، دچار بی هنجاری[۲۲۱]شده، نظم، ارزش‌ها و اخلاق پیشین دچار تزلزل و فروپاشی می‌شود و این در حالی است که نظم، ارزش‌ها و اخلاق جدید نیز شکل نگرفته است. در این حالت شاهد فزونی گرفتن مواردی مانند اضطرار، بی قراری، سردرگمی، به خود وانهادگی، پوچی و مانند آن ها می‌باشیم. با افزایش این موارد و نیز عدم توجه و حتی مقابله برخی از مسئولان فرهنگی جامعه به مسئله شادی و نشاط افراد، جوانان و مردم جامعه با حساسیت زیادی با مسئله اخیر برخورد کرده و در اثر کاهش آستانه تحریکشان در این زمینه، در برخورد با کمترین تحریکی بیشترین واکنش را از خود نشان می‌دهند، ثانیاًً افراد در برخورد با عرصه‌های بسته، محدود و نفی شده شادی و هیجان، درصدد بر می‌آیند به شکل فردی به نیازهای طبیعی خودشان پاسخ دهند و دلیل فقدان امکانات، ارضای هیجان جویی آنان به شکل انحرافی و یا حتی مرضی انجام می‌پذیرد (منطقی، ۱۳۸۳، ص. ۸۲).

لذا با توجه ‌به این که بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، فشار روانی، افسردگی و خودکشی در دوران نوجوانی و جوانی نمایان می‌شود و نوجوانان و جوانان نیز یک زمان در حالت شادی و یک زمان در حالت غم قرار دارند و جامعه ما هم به دلایلی که عنوان شد با محدودیت‌های بسیاری در ارضای هیجانات خوشایند که منجر به شادی و نشاط می‌شود ؛ روبروست، می‌بایست ‌به این سازه توجه مبرمی داشته و آن را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی و پژوهش قرار دهد. تحقیق حاضر نیز برای به دست آوردن چنین رابطه ای انجام شده است.

به طور خلاصه : در این بخش احساس بهزیستی، مؤلفه‌‌های آن، ویژگی‌های افراد شاد، رویکردهای نظری، شیوه های ارزیابی بهزیستی، عوامل و همبسته‌های آن را از نظر گذراندیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




تن انگاره ی ادراکی اشاره به دقت افراد در قضاوت شکل، اندازه و وزن بدنشان در مقایسه با نسبت‌های واقعی آن دارد و تن انگاره ی نگرشی در برگیرنده‌ی افکار و احساسات مربوط به بدن همچون رضایت از شکل بدن، اندازه بدن، وزن و جذابیت جسمانی است (گروگن[۹]، ۲۰۰۸). تن انگاره به نظر تامسون و فن دنبرگ[۱۰] ( ۲۰۰۲) اغلب با اندازه گیری یکی از چهار مؤلفه‌‌ی آن، یعنی:

۱ـ رضایت کلی ذهنی (ارزیابی کلی بدن)

۲ـ عاطفه (احساس نسبت به بدن)

۳ـ شناخت‌ها (طرحواره ها [۱۱]و باورهای[۱۲] مربوط به بدن)

۴ـ رفتارها (اجتناب از موقعیتهایی که ممکن است برانگیزنده‌ی نگرانیهای مربوط به تن و انگاره ی آن باشند) ارزیابی می‌شود.

اگرچه نارضایتی از بدن و گاهی اختلال‌های خوردن ناشی از آن پدیده‌هایی شایع و در عین حال خاص فرهنگ غربی در نظر گرفته می‌شدند و باور بر این بود که در فرهنگ‌های غیر غربی شیوع چندانی ندارند (آلتابه[۱۳]، ۱۹۹۸؛ مک کارتی[۱۴]، ۱۹۹۰؛ وانگ، بایرن، کناردی و هیلز[۱۵]، ۲۰۰۵) اما، مطالعات جدیدتر بویژه مطالعات دهه اخیر نشان دهنده شیوع بالای آن ها حتی در فرهنگ‌های غیر غربی است. به طوری که امروزه، معرفی «الگوی آرمانی لاغر اندام زنانه» [۱۶](باربی شکل)[۱۷] برای شکل بدن زنان و “الگوی آرمانی عضلانی مردانه»[۱۸](بیل شکل)[۱۹] برای مردان – در رسانه های فرهنگ‌های مختلف جهان – افراد را از فیجی گرفته تا چین و ژاپن و حتی کشورمان ایران به شدت تحت تأثیر قرار داده است و بنا به مطالعات انجام شده (بیکر[۲۰]، ۲۰۰۴؛ لی و لی[۲۱]، ۲۰۰۰؛ ماکینو، تسوبویی و دننرستین[۲۲]، ۲۰۰۴؛ تومی یاما و من[۲۳]، ۲۰۰۸؛ مونی، فارلی و استروگنل[۲۴]،۲۰۰۹؛ عمیدی غفرانی پور و حسینی،۱۳۸۵؛ حیدری چروده و کرمانی،۱۳۸۹؛ موحد، محمدی و حسینی،۱۳۹۰) نارضایتی از بدن و نگرانی درباره‌ تن را در حد قابل ملاحظه‌ای افزایش داده است.

شیوع نارضایتی از بدن در زنان نوجوان و جوان به حدی بالا است که اغلب آن را به مثابه‌ی یک «ناخرسندی بهنجار»[۲۵] در نظر می‌گیرند (رودین، سیلبرستین و استریگل مور[۲۶]، ۱۹۸۵). این نارضایتی با ایجاد عزت نفس پائین، افسردگی و اختلال‌های خوردن[۲۷] نیز رابطه دارد (پاکستون، نیومارک ، زتاینر، هانن و آیزنبرگ[۲۸]، ۲۰۰۶).

اهمیت نارضایتی از بدن،تن انگاره و عوامل دخیل در آن توجه و علاقه ی ‌پژوهشی قابل ملاحظه‌ای را ‌به این زمینه در فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف به خود جلب ‌کرده‌است. با این وجود ادبیات پژوهشی مربوط به تن انگاره و نارضایتی از بدن به لحاظ مدل یابی و مدل سازی غنای چندانی ندارند و توجه پژوهشی و بالینی قابل ملاحظه‌ای ‌به این حیطه به ویژه در ایران نشده است. پژوهش حاضر به منظور بررسی مدلی درباره‌ تن انگاره و نارضایتی از بدن در جمعیت ایرانی طرح شده است و ضمن بررسی همبسته‌های با اهمیت مربوط به تن انگاره (نارضایتی از بدن) درصدد ارائه مدلی برای ارتباط بین متغیرهای دخیل در نارضایتی از بدن در جمعیت ایرانی است. در این پژوهش رابطه ی قد، وزن، شاخص توده ی بدنی[۲۹]، طرحواره ی ظاهر[۳۰]، خویشتن پنداره[۳۱] (عزت نفس) و وارسی بدن[۳۲] با تن انگاره یا به عبارتی نارضایتی از بدن، در نمونه ای از جمعیت ایرانی مورد بررسی قرار خواهدگرفت و مدلی در باره ی ارتباط این متغیرها ارائه و تناسب آن با جمعیت مورد مطالعه بررسی خواهد شد.

بیان مسئله

همان‌ طور که پیش از این اشاره شد نارضایتی از بدن و نگرانی درباره‌ شکل، وزن، اندازه و زیبایی آن یکی از اشتغال خاطرها و مشکلات رو به گسترش در جوامع و فرهنگ‌های مختلف بشری است افراد با توجه به بازخوردهایی که از محیط اجتماعی و فرهنگی خود می‌گیرند و همچنین با توجه به ادراکات و تجاربی که در رابطه با تن و ظاهر خود دارند و ارزشیابی‌هایی که با توجه به ملاک‌های مختلف از خود به عمل می‌آورند به تن انگاره ای دست می‌یابند که به نوبه‌ی خود در تعامل با محیط سبب رضایت و یا نارضایتی از تن است. بنا به نظر بادی[۳۳](۲۰۰۲، به نقل از عمیدی و همکاران، ۱۳۸۵)تن انگاره دربرگیرنده ی سه مؤلفه‌ ی اساسی به شرح زیر است:

۱- بدن واقعی[۳۴]: یعنی بدن فرد آن گونه که هست.

۲-بدن آرمانی[۳۵]: یعنی بدنی که فرد آرزوی آن را دارد.

۳-بدن نمایشی[۳۶]: یعنی بدنی که فرد از خودش به نمایش می‌گذارد.

ظاهر جسمانی و خصوصیات بدنی، بخش با اهمیتی از تن انگاره هستند که اولین منبع اطلاعات در تعامل اجتماعی به شمار می‌روند و نقش اساسی در تعیین باورها ورفتارهای مربوط به بدن ایفا می‌کنند. بخش با اهمیت دیگر تن انگاره که در واقع بیشتر جنبه ی روانی، اجتماعی و فرهنگی دارد در برگیرنده ی ادراکات، طرحواره ها، رفتارها و باورهایی است که طی رشد فرد و متاثر از تجارب مختلف اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرند. شکل گیری تن انگاره و عوامل دخیل ‌در رضایت و نارضایتی از بدن موضوع بررسی‌ها و مطالعات مختلف و نظریه ‌پردازی های متفاوتی بوده است و حتی برای کمک به کسانی که آشفتگی تن انگاره و نارضایتی از بدن دارند، تدابیر مختلف درمانی تدوین و به کار گرفته شده است. با این وجود مدل سازی و مدل یابی قابل ملاحظه‌ای برای تعیین و تبیین روابط ساختاری بین متغیرهای دخیل در تن انگاره و ایجاد رضایت یا نارضایتی از بدن انجام و گزارش نشده است.

بررسی‌های مربوط به تن انگاره طی سالها در چارچوبهای نظری مختلف از روان پویایی گرفته تا شناختی- رفتاری انجام شده اند و محور این بررسی‌ها از میزان شیوع نارضایتی از بدن و آشفتگی تن انگاره، رشد وشکل گیری و عوامل دخیل در آن تا درمان نگرانی و نارضایتی از بدن،متغیربوده است.

شیلدر[۳۷](۱۹۳۵) از پیشروان بررسی ونظریه پردازی درباره ی تن انگاره، معتقد بود تن انگاره ،تصویر ذهنی سه بعدی است که فرد می‌تواند برای خودش از جلو، عقب و یا طرفین اما نه به طور همزمان تجسم کند (به نقل از رحیمی ، ۲۰۱۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




.برای آزمون فرضیه‌ها با بررسی تعاریف، نظریات، دیدگاه ها و پژوهش های داخلی و خارجی مطرح شده در این فصل، از میان رویکردهای مورد بحث ‌در مورد هر متغیر در این تحقیق، در خصوص مدیریت ارتباط با مشتری ، مدیریت ارتباط با مشتری کسانوف که طبق آن مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک راهبرد در سطح سازمان که برای بهینه کردن سوددهی و درآمد و رضایت مندی مشتریان با سازماندهی ‌بر اساس ‌گروه‌های مختلف مشتریان، ترویج رفتار رضایت مندانه و ارتباط فرایندها از مشتریان تا تامین کنندگان تعریف می‌کند و بیان می‌دارد که سرمایه گذاری در مدیریت ارتباط با مشتری، باعث درک بهتر، دسترسی بیشتر و تعامل موثرتر با مشتری از طریق کانال های مختلف می شود.

در خصوص مدیریت دانش ، مدیریت دانش نوناکو مد نظر قرار گرفته است. در این مدل دانش،از طریق تعامل بین دانش نهفته و صریح ایجاد می شود.نوناکو تعامل این دو نوع دانش را فرایند تغییر و تبدیل دانش می نامد. قابل ذکر است که در این مدل فرایند تبادل بین دانش صریح ‌و ضمنی به صورت دایره ای نیست بلکه به شکل مارپیچ است، بدین معنی که تکرار چرخش ها مقیاس مارپیچ را بزرگتر کرده و این بمعنای تکامل بیشتر دانش سازمانی است . جامعه پذیری :جامعه پذیری هنگامی اتفاق می افتد که دانش نهفته در ذهن خود را به دانش نهفته در ذهن دیگری منتقل کنیم.

بیرونی سازی : بیرونی سازی بیان دانش ضمنی و انتقال آن به شکلهای قابل درک برای دیگران است.به اصطلاح افراد مرزهای درونی و بیرونی خود ‌را گسترش می‌دهند.

ترکیب :ترکیب شامل تبدیل دانش صریح به شکلهای پیچیده تری از این نوع دانش است.

درونی سازی :درونی سازی حاصل تبدیل دانش صریح به دانش نهفته است.در اینجا افراد با خلاقیت‌های ذهنی خود از نظریات صریح آموخته شده دانش های جدید ایجاد می‌کنند که گر چه به آسانی قابل انتقال به دیگران نیست اما در عملکردهای آن ها آن ها منعکس می شود.

همچنین در خصوص بازاریابی رابطه مند ، مدل وارن کیگان که معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصت‌ها و ایجاد ارزش برای مشتریان است که می توان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت و پشتوانه ای محکم برای ادامه حیات سازمان و کسب رهبری در آن عرصه از رقابت را پیدا کرد .

نمودار مفهومی :

بیرونی سازی

مدیریت ارتباط با مشتری

مدیریت دانش

بازاریابی رابطه مند

ترکیب

درونی سازی

اجتماعی سازی

اجتماعی

تبادل اطلاعات

فعالیت های فروش

نظارت بر روابط

فصل سوم

فرایند پژوهش

در این فصل به روش پژوهش و روش گردآوری داده ها واطلاعات پرداخته وسپس جامعهد آماری نمونه مورد بررسی و روش نمونه گیری را مشخص می کینم.درپایان نیز به معرفی ابزار پژوهش می پردازیم .

۱-۳ روش پژوهش

روش پژوهش از نوع همبستگی می‌باشد ، در این نوع تحقیق رابطه میان متغیر ها بر اساس هدف تحقیق تحلیل می‌گردد .

۲-۳ جامعه آماری

در این تحقیق جامعه اماری ۱۰۸ نفراز کارمندان بانک‌های سپیدان می‌باشند که به علت هزینه زیاد و وقت کم در شهرستان سپیدان و به دلیل محدود بودن جامعه آماری از مطالعه موردی استفاده می‌گردد .

۳-۳ نمونه و روش نمونه گیری

تعداد نمونه مورد مطالعه با جامعه منطبق می‌باشد و از روش سرشماری استفاده شد

.

جدول ۱-۳ جنسیت
تاهل
زن
مرد
کل
فراوانی
۱۶
۹۲
۱۰۸
درصد
۸/۱۴
۲/۸۵
۱۰۰

۴-۳ متغیرهای جمعیت شناختی:

جدول ۲- ۳ سطح تحصیلات
تحصیلات
دیپلم
فوق دیپلم
لیسانس
فوق لیسانس
کل
فراوانی
۲۷
۲۴
۵۲
۵
۱۷۹
درصد
۲۵
۲/۲۲
۱/۴۸
۶/۴
۱۰۰

جدول ۳-۳ سابقه
سابقه
زیر ۵سال
۵تا۱۰ سال
۱۰تا ۱۵سال
۱۵تا ۲۰سال
بالای ۲۰ سال
کل
فراوانی
۳۷
۳۰
۲۳
۸
۱۰
۱۰۸
درصد
۳/۳۴
۸/۲۷
۳/۲۱
۴/۷
۳/۹
۱۰۰

.

جدول ۴-۳ سن
سن
زیر۳۰ سال
۳۰تا۴۰ سال
۴۰ تا ۵۰ سال
بالای ۵۰ سال
کل
فراوانی
۴۱
۴۷
۱۸
۲
۱۰۸
درصد
۳۸
۵/۴۳
۷/۱۶
۹/۱
۱۰۰

۵-۳ ابزار پژوهش

ابزارجمع آوری اطلاعات پرسشنامه است که دراختیار کارکنان قرار گرفت. این پرسشنامه‌ها شامل: پرسشنامه پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتریان احمد خردمند ، مدیریت دانش نوناکو و بازاریابی رابطه مند جواد عباسی است.

پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتریان

برای اندازه گیری متغیر مدیریت ارتباط با مشتری از پرسشنامه مدیریت ارتباط با مشتری که توسط احمد خردمند (۱۳۹۱) تهیه و تدوین گردیده استفاده خواهد شد. این پرسشنامه دارای ۶سوال می‌باشد شیوه نمره گذاری این پرسشنامه از نوع طیف لیکرت می‌باشد که شامل ۵گزینه از بسیار زیاد تا خیلی کم می‌باشد در این پرسشنامه هر چه جمع امتیازات پرسشنامه بالاتر باشد، بیانگر اعمال قوی تر سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان در سازمان مورد بررسی می‌باشد. عکس این قضیه نیز صادق است. در راستای روائی پرسشنامه نیز پس از نظرسنجی از ۱۰ نفر متخصص در زمینه روائی محتوائی پرسشنامه ، مشخص گردید که پرسشنامه حاضر دارای روائی صوری می‌باشد .پایایی پرسشنامه با بهره گرفتن از آلفای کرونباخ محاسبه و۸۲/۰ می‌باشد .

مدیریت دانش

برای اندازه گیری متغیر مدیریت دانش از پرسشنامه مدیریت دانش که توسط نوناکو(۲۰۰۰) تهیه و تدوین گردیده استفاده خواهد شد. این پرسشنامه دارای ۲۶سوال می‌باشد و مدیریت دانش را در ۴بعد بیرونی سازی ترکیب درونی سازی و اجتماعی سازی می سنجد . شیوه نمره گذاری آن به صورت ۵گزینه ای است و گزینه های آن شامل:کاملا مخالفم تاکاملا موافقم می‌باشد. در راستای روائی پرسشنامه نیز پس از نظرسنجی از ۱۰ نفر متخصص در زمینه روائی محتوائی پرسشنامه ، مشخص گردید که پرسشنامه حاضر دارای روائی صوری می‌باشد .به منظورسنجش پایایی این پرسشنامه ، با روش آلفای کرونباخ برابر با ۰٫۸۶ می‌باشد.

بازاریابی رابطه مند

برای سنجش بازاریابی رابطه مند از پرسشنامه بازاریابی رابطه مند جواد عباسی(۱۳۸۲) استفاده شد .این پرسشنامه دارای ۴ زیر مقیاس است .ابعاد این پرسشنامه شامل اجتماعی، تبادل اطلاعات ،فعالیت های فروش ونظارت بر روابط می‌باشد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




۳. ارزشیابی نامناسب

بیان نقاط ضعف و قوت به شکل منطقی و عادلانه نه تنها کسی را نمی آشوبد، بلکه راهکارهای مناسب در جهت تغییر رفتار و رعایت اصل یادگیری محسوب می­ شود. سنجش مناسب و عادلانه منجر به تشویق و ترغیب کارکنان واحدها و ارتقاء سطح کیفی کار (بهره ­وری) شده و چه بسا که تشویق به عنوان تقویت کننده انگیزه­ های تضعیف شده برای انجام بهتر وظایف تلقی شود. لذا با چنین رویکردی، رفتار کارکنان در راستای افزایش کارآئی سوق پیدا می­ کند در حالی که ارزیابی نامناسب و ناعادلانه نه تنها موجبات رشد را فراهم نمی کند، بلکه باعث استرس، اضطراب، کاهش اعتمادبه نفس و درگیری روانی افراد می شود.

۴. تعارض نقش

تعارض نقش به معنای عدم تطابق شخصیت با شغل ‌می‌باشد. تفاوت­های فردی، نقش مهمی در رفتار اجتماعی و موفقیت­های علمی و یا شغلی دارد. اگر کارکنان واحدها، احساس کنند استعداد و توانایی انجام کاری را که به آن ها تفویض شده است را دارند هم در محیط کار سازگار نشان می­ دهند و هم در جامعه و خانواده مورد رضایت و احترام خواهند بود و برعکس اگر اشتغال فرد با بخشی از توانمندی و شخصیت وی سازگاری نداشته باشد در این صورت قسمتی از قابلیت ­های وی معطل می­ماند و این امر موجب بروز اختلال روانی شده و کارکنان واحد در مسیرهائی فعال می­شوند که با هدف سازمانی مغایرت دارد. تعارض نقش در واحدهای سازمانی، زیانبار خواهد بود به همین دلیل بسیار مناسب است که در بخش ستادی هر سازمان، واحدی استقرار یابد تا با شناسائی افرادی که با عدم رضایت قلبی، عشق و علاقه در واحدها به کار گمارده می‌شوند.

اولاً در زمره مستخدمان در نیایند و ثانیاًً در صورت حدوث چنین امری با بررسی، آموزش و ارائه طریق در فعال کردن چنین کارکنانی در جهت تحقق اهداف سازمانی گام بردارند. ‌بنابرین‏ مدیران واحد باید در پی آن باشند تا با شناخت تفاوت های فردی بپردازند، چه بسا که شناخت تفاوت های فردی می‌تواند آن ها را در حل بسیاری از معضلات شغلی و سازمانی افراد کمک کند.بهترین شیوه هدایت تعارض های سازمانی، داشتن روابط اخلاقی و احترام آمیز با کارکنان در عین تعهد به قوانینی و مقررات است. صداقت در گفتار، متانت در کردار و احترام و تواضع در برابر سایر کارکنان همراه با رعایت قوانینی؛ حس اعتماد آن ها را نسبت به مدیر افزایش داده و زمینه اطلاعت از رهنمودهای او را فراهم می آورد. در هر حال چنین رویکردی باعث می شود تا اهداف سازمانی تحقق یابد و افراد در ایفای نقش فردی و اجتماعی خود موفق تر بوده و در نتیجه سازگاری با محیط کار و خانواده و رضایت مندی شغلی حاصل آید(عابدی،۱۳۸۱،ص۴۵).

۲- پیشینه تحقیق

الف) پژوهش های انجام شده در داخل کشور

احسانی و همکاران. (۱۳۹۱). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه سبک رهبری سرپرستان با میزان رضایت شغلی کارکنان در تنکابن” پرداخته‌اند و نتیجه نشان داد که اکثریت واحدهای دارای رضایت شغلی بالا، افرادی بودند که سرپرستاران آن ها از سبک رهبری متقاعد کننده استفاده می‌کردند و بر عکس اکثریت افراد دارای رضایت شغلی پایین پرستارانی بودند که سرپرستارانشان از سبک رهبری تفویضی برای سرپرستی بخش استفاده می­کردند. در سازمان‌هایی که مدیران علاوه بر بعد وظیفه مداری به بعد رابطه مداری هم توجه بالایی دارند و با ایجاد محیط مشاوره ای سعی می‌کنند کارکنان را در تصمیمات مشارکت دهند میزان رضایت شغلی بالا می رود که این خود منجر به افزایش تعهد سازمانی در کارکنان، افزایش کیفیت ارائه خدمات و در نهایت بالا رفتن رضایت در بیماران می شود.

نکوئی مقدم و همکاران(۱۳۹۰). درپژوهشی با عنوان ” به بررسی رابطه سبک رهبری مدیران و رضایت شغلی کارکنان شبکه های بهداشت و درمان دانشگاه علوم پزشکی کرمان” پرداخته‌اند و اکثر مدیران از سبک بینابینی رابطه مدار و وظیفه گرا استفاده می‌کنند و رضایت بیشتر کارکنان در حد متوسط است. میانگین نمره رضایت سبک انسان­مدار به طور معنی داری از سبک­های تلفیقی و
وظیفه­مدار بیشتر بود. همچنین نتایج بررسی رابطه سبک رهبری و رضایت شغلی نشان داد که رابطه
معنی داری میان این دو وجود دارد.

حسینی (۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “ به بررسی راهکارهای کاهش فشار شغلی و افزایش انگیزش در میان کارکنان سازمان زندان ها” پرداخته است که نتیجه به دست آمده نشان داد راهکارهای فشارهای شغلی می‌تواند از طریق مدیریت سازمان یافته کاهش یابد.

پرداختچی و همکاران(۱۳۸۸). در پژوهشی با عنوان “به بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری و فرسودگی شغلی مدیران و معلمان مدارس شهرستان تاکستان “ پرداخته است نتیجه حاکی ازآن است که کیفیت زندکی و فرسودگی شغلی معلمان یک نوع رابطه معناداری بینشان وجود دارد.

عابدی (۱۳۸۱). در پژوهشی با عنوان” بررسی و مقایسه اثربخشی روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری اجتماعی، سازگاری شغلی و مدل شناختی، رفتاری شادمانی فودایس بر کاهش فرسودگی مشاوران آموزش و پرورش شهر اصفهان” پرداخته که نتیجه نشان داد روش های مشاوره شغلی به سبک نظریه یادگیری می‌تواند فرسودگی شغلی را کاهش و نشاط در بین معلمان را افزایش دهد.

ب) پژوهش های انجام شده در خارج از کشور

براچ (۲۰۰۹). در پژوهشی با عنوان “بررسی رویکردهای مختلف در زمینه رضایت شغلی کارکنان از طریق فعالیت­های رهبری هدفدار” پرداخته و این رویکردها را بر اساس دوبعد: انصاف و اعتقاد مورد تحلیل قرار داده و بر این اساس، ۴ نوع نگرش نسبت به رهبری هدفدار را شناسایی وتبیین نموده است.

دنیس وادوارد(۲۰۰۷). در پژوهشی با عنوان “بررسی رابطه میان فشارهای شغلی و میزان توانمندسازی کارکنان” پرداخته است وبه بررسی رابطه عوامل زمینه ای شامل: رابطه با مافوق، روابط عمومی با شرکت، تیم کاری و تمایل به عملکردها با توانمندسازی پرداختند. نتیجه مطالعه آن ها ‌به این صورت است که عوامل: رابطه با مافوق و روابط عمومی با شرکت به طور معناداری با جنبه­ های معنادار بودن شغلی، تاثیر وخود تعیینی مرتبط­اند ولی با شایستگی ارتباطی پیدا نکردند.

رناتان(۲۰۰۵). درپژوهشی با عنوان” بررسی اثرات محیط بر فشارهای شغلی به وجود آمده توسط مدیران در بین کارکنان بانکی لندن” پرداخته‌اند و نیجه نشان داد که محیط می ­تواند فشارهای شغلی ثابت و غیر پایدار بر کارکنان ایجاد نماید.

سواراندی(۲۰۰۳). در پژوهشی با عنوان” بررسی عوامل مؤثر بر فشارهای شغلی کارکنان در افریقا جنوبی” پرداخته و نتیجه نشان داد که در این قاره فشارهای شغلی کارکنان از مدیریت در بین سطوح مختلف تابع شرایط اثرگذاری محیط می‌باشد.

پلگرینی و دونالدی (۲۰۰۱). درپژوهشی با عنوان” بررسی اثرات فشارهای شغلی و روانی دربین زنان ” پرداخته‌اند و نتیجه نشان داد که اثرات فشارهای شغلی در بین زنان با توجه به نوع فعالیتشان بسیار متفاوت می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




      1. عوامل اقتصادی : تامین برخی از خواسته ها منوط به داشتن امکانات مالی و مادی است ، اگر برای یک خانواده داشتن منزل شخصی هدف باشد ، به دلیل عدم استطاعت خرید خانه میسر نگردد ، پی آ”مد آن ناکامی است .

    1. عوامل سیاسی : نوع حکومت هامی تواند در به وجود آمدن ناکامی مؤثر باشد ، مثلا حکومت‌های استدای ، نظام کمونیستی و تک حزبی و .. نمونه های بارز این گونه تفکرات بوده و زمینه ای برای محرومیت افراد تلقی می شود ، حتی در مواردی هم که شرایط خفقان آور باشد باعث پیدایش احساس ناکامی در افراد آن جامعه می شود .

    1. وجود تبعیضات : یکی دیگر از عوامل ناکام کننده تبعیضات است که به صورت های : بتعیض نژادی ، تبعیضات ناروای محیط های آموزشی ، تبعیضات ناروا در محیط خانه و … که نه تنها باعث بروز ناکامی می شود ، بلکه مشکلات رفتاری را نیز در پی خواهد داشت .

    1. عوامل فیزیکی : دانش آموزی قصد شرکت در یک مسابقه ورزشی را دارد ، به دلیل عدم دسترسی به وسیله نقلیه از رفتن به مسابقه محروم و دچار ناکامی می‌گردد این یکی از مواردی است که عوامل فیزیکی باعث ناکامی می شود .

    1. عوامل طبیعی ، مثل سیل ، زلزله وحوادثی نظیر آن ، مانعی بر سر راه خواسته های افراد تلقی شده و موجب ناکامی می‌گردند .

    1. تحقیق در زمینه « ناکامی و شیوه های برخورد با آن » ( ایمانی [۷۹]مهر ۱۳۷۰ ) : قسمت سوم

    1. واکنش‌های ناشی از ناکامی :

    1. پرخاشگری ، فرضیه ناکامی ، پرخاشگری که مطابق آن هر نوع ناکامی به پرخاشگری می‌ انجامد و هر گونه پرخاشگری نتیجه ناکامی است تا اندازه ای اغراق آمیز به نظر می‌رسد ، ناکامی ممکن است با پاسخهای دیگری منجر شود .

    1. چون بازگشت به رفتارهای کودکانه

    1. کناره گیری یا بی اعتنایی

  1. یا کوشش آرام برای حلب مسئله ( شاید بهتر این باشد که ناکامی را مقدمه تحریک هیجانی ، خشم را خود حالت هیجانی و پرخاشگری را یکی از پاسخهای شخص در برابر خشم بدانیم.)

البته پاسخ پرخاشگر آمیز معمولا پاسخ آموخته شده ای است که خشم یا سائقه ناشی از ناکامی را کاهش می‌دهد .

در بحث از عوامل تشدید کنند پرخاشگری می توان اذعان نمود که بررسی دقیق قرائن موجود ، حاکی از آن است که نقش ناکامی در بروز و عدم پیدایش پرخاشگری آشکار به طور عمده به دو عامل بستگی دارد : الف ) به نظر می‌رسد که ناکامی زمانی موجب افزایش حالت پرخاشگرانه در فرد می شود که نسبتا شدید باشد ، اما اگر خفیف یا متوسط باشد ممکن است موجب تشدید آن نشود . ب) قرائن فزاینده حکایت از آن دارد که ناکامی زمانی بروز پرخاشگری را افزایش می‌دهد و آن را تشدید می‌کند ک با ناحق و تحمیلی باشد .

می توان نتیجه گرفت که انگیزه رفتارهای آدمی یعنی اهدافی که او را در زندگی دنبال می‌کند ، کسب رضایت خاطر و کامیابی است و این هدف و منظور تحقق نمی یابد ، مگر آنکه احتیاجات طبیعی که بخشی از آن جنبه بدنی دارد مانند نیاز به آب ، هوا – حفظ خود از سرما و گرما .. و یا معنوی و روانی هستند مانند نیاز به محبت ، احترام و تملک امور معنوی .. و تمایلات اکتسابی او تامین شود . هرگاه وصول ‌به این اهداف بامانع یا مشکلی برخورد نماید ، برای رفع آن گاه متوسل به پرخاشگری می شود . طبیعی است که کودکی که از مهر و عطوفت مادر محروم می ماند و یا معلم کمتر به او توجه می‌کند به دلیل برخورداری از ناکامی دست به پرخاشگری می زند ، برای مقابله با ‌پرخاشگری‌های ناشی از ناکامی در محیط‌های ‎آ”موزشی باید موارد ذیل را مطمح نظر داشت:

    1. تامین احتیاجات بدنی و روانی

    1. آشنا کردن دانش آموزان با این امر که انسان ‌در همه امور کامیاب نمی شود .

    1. توجه داشتن به روحیات دانش آموزان در هنگام وضع مقررات مدرسه ، یعنی هر چه از سنگینی و سختی آن کاسته شود از بروز ستیزه جویی بیشتر جلوگیری می شود ، زیرا فرد کمتر دچار احساس محرومیت می‌کند .

    1. داشتن حق اعتراض و بیان خواسته ها

    1. سهیم بودن در اداره امور مدرسه

    1. رعایت عدالت در مدرسه توسط اولیاء آن

    1. ایجاد حس احترام و اعتماد به نفس واعتماد نسبت به اولیای مدرسه

    1. ترویج و تبلیغ اصول و ارزش‌های اخلاقی به وسیله ‌سرمشق‌های عملی

    1. تشکیل گروهای مختلف علمی ، فرهنگی ، هنری ، تشویق گروهای موفق

    1. اولین تجربه دانش آموزان از محیط آموزشی باید تجربه موفقی باشد .

  1. پرهیز از به کار بردن محرکاتی که موجب انگیختن شاگردان می شود ، همچون فریاد کشیدن بر سر آن ها ، که پاسخ متقابل آن ها نیز پرخاشگری و خشونت است .

۴-تحقیق در زمینه « ناکامی و شیوه های مواجهه با آ‎ن » ( فرغار[۸۰] ۱۳۷۱)

افراد مختلف به طور متفاوت در برابر ناکامی و واکنش نشان می‌دهند برای مثال نتیجه یک بررسی که درباره هفت دانش آموز انجام گرفته ذکر می‌گردد :

این دانش آموزان در مسابقه بهترین انشای سال شرکت نمودند با توجه به نتایج مسابقه و عکس العمل ‌افرادی که موفق به دریافت جایزه نشدن ، واکنش‌های متفاوت در قبال احساس ناکامی از برنده شدن مورد توجه قرار می‌گیرد :

  1. دانش آموز اول ، افزایش تلاش ۲- دانش آموز دوم ، دلسرد شدن از ادامه کار ۳- دانش آموز سوم ، انتخاب ایده آلی جدید در جایگزینی هدف قبلی ۴- دانش آموز چهارم ، پناه بردن به رویا در برابر احساس ناکامی ۵- دانش آموز پنجم ، بروز عکس العملهای پرخاشگرانه ۶- دانش آموز ششم ، جابجایی در بروز پرخاشگری ( خشم خود رامتوجه خانواده خود کرد ) ۷- دانش آموز هفتم واکنش واپس گرا ( برگشت به دوره های ) رانشان داد.

سایر واکنش‌های به ناکامی عبارتند از :

احساس حقارت : احساس ناکامی اغلب با احساس حقارت همراه است ، مثلا کسی که در انتخابات ورودی دانشگاه موفق نمی شود از این که حس جاه طلبی او ارضاء نشده دچار احساس شکست می شود وهرگاه فردی درمقایسه موقعیتی ازخود با سایرین ‌به این تجربه برسد که نسبت به سایرین کمبودهایی دارد ، ممکن است با این طرز نگرش درمورد خود دچار احساس حقارت شود و مکانیسم‌های دفاعی از قبیل : جبران – دلیل تراشی ، سرکوبی … به کار گیرد .

واپس گرایی بیماری‌های جسمی ناشی از ‌کشمکش‌های روحی بروز بیماری روانی ناشی از فشار روحی درموارد خاص نیز ناکامی به اختلال یا وقفه در کار بعضی از ارگان‌های بدن مثل : بینایی ، شنوایی ، یا تکلم منجر می شود .

تدابیر مؤثر برای تحمل ناکامی :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




با توجه به شیوع بالای نارضایتی از بدن و رابطه‌ نارضایتی از بدن با سایر مشکلات بهداشت روانی و جسمی ابداع و به کارگیری شیوه های مداخله‌ای ، درمانی و پیشگیری توجه خاصی را به خود جلب ‌کرده‌است. ‌به این منظور ‌بر اساس ادبیات موجود از رویکردها و محتوا‌های مختلف در میان بزرگسالان، نوجوانان و جوانان، دانش آموزان و دانشجویان استفاده شده است. ‌بر اساس محل وشرایط انجام مداخله ها می‌توان آن ها را به مداخله‌های فردی، خانوادگی، مداخله‌های مدرسه‌ای و مداخله‌های جامعه‌نگر تقسیم کرد.

به لحاظ رویکرد و محتوا این مداخله ها را می‌توان به ۱) روانی ـ تربیتی التقاطی، ۲) مداخله‌های جامعه‌نگر رسانه‌ای، ۳) مداخله‌های ارتقای عزت نفس، ۴) مداخله‌های ناهماهنگی شناختی، ۵) مداخله های مبتنی ‌بر رویکرد فمنیستی و۶) مداخله‌های شناختی ـ رفتاری تقسیم کرد.

این مداخله‌ها عمدتاًً برای کمک به زنان طراحی شده‌اند. اما قابل کاربرد برای مردان نیز هستند و علاوه بر ارزش درمانی می‌توانند به عنوان شیوه های پیشگیرانه و بهداشتی نیز برای افراد در معرض خطر به کار گرفته شوند. در ادامه به توضیح بیشتر این برنامه های مداخله‌ای می‌پردازیم.

الف ) برنامه های روانی ـ تربیتی التقاطی

هدف زیربنایی این برنامه ها کاهش درون فکنی یک مدل آرمانی یا به شدت عضلانی به ترتیب در زنان و مردان است. به علاوه هدف این برنامه کاهش از اهمیت و ارزشی است که به لاغری یا عضلانی بودن داده می‌شود. در این برنامه ها عامل علّی خطر ساز اصلی در ایجاد نارضایتی از وضعیت بدن همین امر در نظر گرفته می‌شود و تلاش می‌شود با فراهم ساختن اطلاعات واقع بینانه‌تر، از شکل گیری نارضایتی از بدن و اختلال‌های خوردن جلوگیری شود و فرد رژیم غذایی بهنجار و مناسبتری داشته باشد. معمولاً این برنامه ها حوزه های زیر را درچارچوبی التقاطی مورد تأکید قرار داده و آموزش می‌دهند.

۱ـ آموزش درباره تغییرات بهنجار شکل بدن و فیزیولوژی به ویژه در دوره‌ بلوغ

۲ـ تأثیر عوامل فرهنگی بر تصویر تن، رفتار خوردن و تغییرات آن در گذر زمان

۳ـ القائاتی برای ایجاد احساسی مثبت نسبت به تن

۴ـ آموزش‌هایی درباره‌ تن انگاره های ناسالم و غیر واقع بینانه‌ای که در رسانه ها و تبلیغات ارائه می‌شوند

۵ـ تلاش برای تغییر و اصلاح ‌نمایش‌هایی که از تصویرهای زنان در رسانه های جمعی ارائه می شود

۶ـ آموزش درباره‌ خطرات رژیم‌های غذایی برای کاهش وتنظیم سریع وزن در کوتاه مدت

۷ـ آموزش درباره‌ ماهیت و علائم اختلال‌های خوردن و چگونگی دستیابی به کمک در این باره به هنگام نیاز

۸ـ آموزش صحیح و سالم تنظیم وزن

۹ـ آموزش رابطه بین احساسات و خوردن.

مطالعات مربوط ‌به این روش حاکی از ثمرات مثبت کوتاه مدت آن است و تقریباً نیمی از برنامه های اجرا شده از این نوع ‌بر اساس گزارش شخصی شرکت کنندگان در آن سبب کاهش نارضایتی از بدن یا کاهش خوردن ناسالم شده است (استینر آدایر[۱۶۱] به نقل از پاکستون، ۲۰۰۲).

ب) مداخله‌های جامعه نگر رسانه‌ای

هدف این برنامه ها نیز این است که آگاهی زنان را بالا ببرند، به آن ها نشان دهند که تصاویرجذاب زنانی که در رسانه ها ارائه می‌شود، تحریف شده است و نشان داده شود که چگونه برای اهداف تجارتی این مدل‌ها رژیم غذایی خطرناکی گرفته‌اند. در این برنامه ها تلاش بر این است که مهارت‌های رسانه‌ای زنان را افزایش دهند، به گونه‌ای که تصاویر تحریف شده‌ زنانه‌ای را که به آن ها ارائه می‌شوند به چالش بگیرند و ضرورتاً تحت تأثیر این تصاویر نگرش‌های مثبت و واقع بینانه ای را که نسبت بدن خودشان دارند در جهت منفی تغییر ندهند. باور بر این است که این برنامه ها، درون فکنی یک الگوی لاغر اندام آرمانی را کاهش می‌دهند و خودکارآمدی در رابطه با شکل و وزن بدن را بالا می‌برند. در واقع این برنامه ها، شیوه‌ای نقادانه برای مواجهه با رسانه‌ را به مشارکت کنندگان می‌آموزند و آن ها را از حالت منفعل برای پذیرش نگرشهای القاء شده، خارج می‌کنند. نیومارک[۱۶۲] و همکاران (۲۰۰۰) نمونه ی جالبی از این نوع برنامه را به نام “من بودن مجانی است” برای دختران به کار برده‌اند. مطالعه درباره‌ این برنامه و برنامه های مشابه نشان دهنده کارآمدی و اثر بخشی آن در کاهش نارضایتی از وضعیت بدن بوده است و سبب کاهش اثرات منفی تماشای تصاویر تبلیغاتی زنان شده است.

ج) مداخله های مبتنی بر ارتقای عزت نفس

در این مداخله‌ها فرض بر این است که با چاره کردن عوامل روان شناختی زیر ساز نارضایتی از بدن همچون ضعف عزت نفس و خلق پایین، می‌توان نارضایتی از تن انگاره را کاهش داد. در پژوهشی، اودآ و آبراهام[۱۶۳] (۲۰۰۰) به بررسی تأثیر ارتقای عزت نفس بر تن انگاره و اختلال‌های خوردن دانش آموزان دوره ی راهنمایی پرداختند. بررسی آن ها نشان داد که این روش نارضایتی از بدن را کاهش می‌دهد اما، اثرات آن در پیگیری طولانی مدت ماندگار نیست. با این وجود در پیگیری طولانی مدت، گروه مداخله ارتقای عزت نفس در مقایسه با گروه گواه، متوسط وزن بالاتری داشت.

د) مداخله‌های ناهماهنگی شناختی

این مداخله یکی از مداخله‌هایی است که به وسیله استیس[۱۶۴] و همکارانش (۲۰۰۱ و ۲۰۰۰) به ویژه برای دانشجویان مبتلا به نگرانی نسبت به وضعیت بدن، شاغل به تحصیل سال‌های اول دانشگاه طراحی و اجرا شده است. این مداخله که ارزش پیشگیرانه نیز دارد بر کاهش درونی فکنی بدن لاغر آرمانی – به گونه‌ای که معمولاً در فرهنگ‌های غربی و امروزه تقریباً تمامی فرهنگ‌ها به وسیله رسانه های جمعی تبلیغ می‌شود- تمرکز دارد. این نگرش ‌به این دلیل انتخاب شده است که تصور می شود مهم‌ترین عامل خطر ساز برای ایجاد نارضایتی از بدن، نگرانی از تناسب اندام و اختلال‌های خوردن در آینده باشد.

نظریه ناهماهنگی شناختی بیان می‌کند که داشتن نگرش‌ها و باورهای ناهمخوان و ناهماهنگ سبب ناراحتی و آشفتگی روانی می‌شود و این ناراحتی و آشفتگی به نوبه ی خود افراد را به اصلاح نگرش‌ها و باورهای نا همخوان با هم بر می‌انگیزد. ‌به این ترتیب، استیس و همکارانش (۲۰۰۱ و ۲۰۰۰) استدلال می‌کنند که اگر کسانی که الگوی آرمانی لاغر اندام را به عنوان یک نگرش یا باور درون فکنی کرده‌اند برانگیخته شوند تا به طور اختیاری مواضعی مخالف این باور یا نگرش درون فکنی شده اختیار کنند، کاهشی در درون فکنی الگوی لاغری آرمانی شان ایجاد می‌شود که سبب کاهش نارضایتی از بدن، کاهش تمایل به رژیم‌های غذایی پرخطر برای تنظیم وزن و کاهش احساسات منفی می‌شود که با الگوی آرمانی درون فکنی شده ی پیشین، همراه هستند.

در این مداخله مجموعه‌ای از تمرین‌های شفاهی، نوشتاری و رفتاری طراحی شده است که به مراجعان کمک می‌کنند تا مواضعی مخالف الگوی آرمانی لاغر اندام درون فکنی شده (دارای تناسب اندام و جذاب) اتخاذ کنند.

ه) رویکرد فمنیستی

این رویکرد که به رویکرد پیرن[۱۶۵] (۱۹۹۹، به نقل از پاکستون، ۲۰۰۵) هم معروف است، راهبردی پیشگیرانه و فمنیستی است که طی دوره‌ای ده ساله در مدرسه باله‌ی کانادا تدوین شده است. در این رویکرد عمدتاًً از بحث‌های گروهی منظم که به وسیله دکتر پیرن هدایت می‌شوند به منظور اجازه دادن به بیان احساس و نگرانیهای دختران و شناسایی مشکلات آن ها استفاده می شود. این رویکرد جنبه ی تجربه ای[۱۶۶] داشته و مؤلفه‌‌های مختلفی از جمله روابط نزدیک و صمیمانه، همدلی، پذیرش و به چالش کشیدن نقشهای تحمیلی جوامع مردسالار (همچون: نقش همسری، مادری، کدبانویی و…) را در برمی گیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:34:00 ب.ظ ]




۳-۳-۲٫ ضرورت وجود روانشناسی مثبت گرا

سلیگمن و میهالی (۲۰۰۰) بیان کردند که تا قبل از جنگ جهانی دوم روانشناسی سه هدف مجزا داشت:

الف) درمان بیماری های روانی ب) ساختن زندگی بارور و رضایت بخش برای همکاران ج) شناخت و پرورش استعدادهای بالا.

بعد از جنگ جهانی دوم، دو هدف از این اهداف سه گانه روانشناسی به دلایلی مورد غفلت قرار گرفت و کل رسالت روانشناسان محدود و معطوف به هدف اول یعنی درمان بیماران روانی شد. سلیگمن و سایر روانشناسان دو هدف عمده را برای این دلیل بیان کردند: ۱) وقوع جنگ جهانی دوم و خیل بی شمار افراد نیازمند دریافت خدمات روانشناختی ۲) تأسیس مؤسسه‌ ملی سلامت روان در امریکا و بودجه های هنگفتی که این مؤسسه‌ برای پژوهش و فعالیت های مرتبط با بیماری های روانی اختصاص داد (سلیگمن، ۲۰۰۳؛ ۱۲۶).

موضوع غفلت روانشناسی و روانشناسان از اهداف و رسالت های دیگر خود در گذشته نیز مورد مخالفت روانشناسان بزرگ بویژه روانشناسان انسانگرا قرار گرفته بود. در این زمینه می توان به دیدگاه کارل راجرز و آبراهام مزلو اشاره کرد. این روانشناسان بر این باور بودند که روانشناسی در کنار پرداختن به موضوعات منفی و مشکلات افراد باید به وجوه مثبت آنان هم توجه داشته باشد. مفهوم اشخاص دارای کارکرد کامل[۴۱] در نظریه راجرز یا افراد خودشکوفا در دیدگاه مزلو از جمله مفهوم سازی های مرتبط با دید مثبت به آدمی نزد این دو متفکر روانشناس هستند. مزلو به ویژه به غفلت از وجه مثبت انسان در کتاب انگیزش و شخصیت می نویسد “علم روانشناسی بیشتر در نگاه منفی به آدمی، موفق بوده تا نگاه مثبت به او. این علم ‌در مورد کمبودهای انسان، بیماری های او و نقاط ضعفش مطالب زیادی را بر ما عیان کرده ولی از استعدادهای بالقوه آدمی، فضیلت ها و اهداف قابل حصولش با توان های روانشناختی بالایش چیزی نگفته است” (براتی سده، ۱۳۸۸ ؛۳۳).

روانشناسی مثبت به صورت استعاره ای می خواست انسان منفی یک را به صفر تبدیل کند ولی نمی گفت چگونه این انسان را از صفر به مثبت یک برسانیم. یا همان طوری که شلین (۱۹۵۶) ذکر می‌کند در گذشته سلامت روان یک مفهوم مازاد بوده اما امروزه بر عکس نیاز داریم به جای اینکه فقط بگوییم “کاهش اضطراب، کاهش افسردگی و …” بگوییم “چه کاری شخص می‌تواند انجام دهد” هنگامی که به سلامتی دست پیدا کرد (سلیگمن و میهالی، ۲۰۰۰؛۸).

از اواخر دهه ۱۹۹۰ و به طور مشخص از سال ۱۹۹۸ که سلیگمن رئیس انجمن روانشناسی امریکا شد. توجه به اهداف مورد غفلت روانشناسی معطوف شد. برای تحقق بخشیدن ‌به این اهداف بود که روانشناسی مثبت بر مبنای اصول و مفروضه های تازه ای در کانون مطالعات علمی قرار گرفت.

۴-۳-۲٫ رفتار سازمانی مثبت

اگرچه اهمیت و ارزش مثبت گرایی[۴۲] سال های زیادی است که پذیرفته شده است، اما در سال های اخیر، مثبت گرایی یک حوزه مورد توجه برای تئوری سازی، تحقیق و کاربرد در روانشناسی و اکنون رفتار سازمانی قرار گرفته شده است.

با توجه ‌به این که روانشناسی مثبت شتاب زیادی به دست آورده، اهمیت آن را نمی توان در محیط کار ندیده گرفت. حیطه ها و رویکردهایی برای مثبت گرایی در محیط کار ظهور یافته اند که منتج به ظهور رفتار سازمانی مثبت، پژوهش های سازمانی مثبت و سرمایه روانشناختی شده است. ‌در مورد اینکه دنیای ما به طور عام و محیط کار ما به طور خاص نیازمند یک رویکرد متعادلی است که هم مثبت گرایی و نقاط قوت و هم منفی گرایی و نقاط ضعف خود را در نظر بگیریم و سعی در تقویت نقاط قوت و مثبت گرایی و تصحیح نقاط ضعف و منفی گرایی، اجماع نظر وجود دارد. امروزه تحقیقات و پژوهش هایی در زمینه مثبت گرایی در محیط کار به طوری که با رفتار سازمانی، رهبری سازمانی و مدیریت منابع انسانی مرتبط باشد انجام گرفته است، که زمیته شروع این تجقیقات را می توان مفهوم سازی ابتدایی روانشناسی مثبت توسط سلیگمن و میهالی دانست. همانند روانشناسی مثبت، رفتار سازمانی مثبت هم ادعا نمی کند که اکتشافات جدیدی از اهمیت مثبت گرایی را ارائه می‌دهد، اما تأکید می‌کند که نیاز است تمرکز بیشتری روی تئوری سازی، تحقیق و کاربرد صفات، حالات و رفتارهای مثبت در محیط کار داشته باشیم. به عبارت دیگر سلیگمن بیان کرد که روانشناسی مثبت اکتشافات جدیدی نیست بلکه دیدگاه متفاوتی را ایجاد ‌کرده‌است (سلیگمن و سیکسزنت میهالی، ۲۰۰۰؛۸). به همین ترتیب لوتانز و آولیو (۲۰۰۹) بیان می‌کنند که برای رفتار سازمانی مثبت استعاره “شراب کهنه در بطری جدید” را به کار بردند. با بهره گرفتن از این استعاره بیان می شود که رفتار سازمانی مثبت گرا به کارگیری یک مفهوم قدیمی در یک فضای جدید می‌باشد. یعنی رفتار سازمانی مثبت در محیط هایی که سازمان های امروزی با آن ها روبرو هستند (مثل جهانی سازی، تکنولوژی های پیشرفته و …) یک مفهوم منحصر به فرد و جدیدی است که با بهره گرفتن از مفاهیم و واژه های گذشته شکل نویی به خود گرفته است. یعنی اگرچه برای روانشناسی جدید نیستند، اما کاربرد آن ها در محیط کار نسبتاً جدید است. در خصوص این مفهوم جدید که اخیراًً تحقیقات زیادی بر روی آن انجام شده است نمی توان گفت که سریعاً می‌تواند خود را با دانش مرسوم و مدل های مفهوم سنتی منطبق کند. اگر چه رفتار سازمانی مثبت دارای پایه علمی و دربرگیرنده معیارهایی است که دارای تئوری ها و یافته های تجربی غنی است اما نسبت به تئوری های موجود که تاکنون بنا شده است ممکن است نسبتاً منحصر به فرد باشد (آوی و همکاران، ۲۰۱۰؛۴۳۱).

۵-۳-۲٫ مثبت گرایی: برای چه؟ و به چه دلیل؟

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




۳-۵ روش گرد‌آوری اطلاعات

در این پژوهش برای جمع‌ آوری اطلاعات در بخش کتابخانه‌ای از کتاب‌ها، مقالات، رساله‌ها و پژوهش‌ها داخلی و خارجی و در بخش می‌دانی از پرسشنامه‌های استاندارد شده استفاده گردید.

در بخش می‌دانی نیز برای جمع‌ آوری اطلاعات آزمودنی‌ها از سه پرسشنامه‌ی مهارت‌های ارتباطی، هوش هیجانی بار-اون و هوش معنوی کینگ و پرسشنامه اطلاعات فردی استفاده شده است.

۳-۶ ابزار اندازه‌گیری

با توجه به اینکه سه متغیر در این پژوهش موردبررسی قرار می‌گیرد، لذا از سه پرسشنامه استفاده گردیده است، که در ادامه به توضیحات هریک از پرسشنامه‌ها آورده شده است.

۳-۶-۱ پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی

پرسشنامه مهارت‌های ارتباطی توسط بارتون جی. ای (۱۹۹۰) ساخته‌شده است که از ۱۸ گویه و ۳ خرده مقیاس مهارت کلامی (۶ سؤال)، مهارت شنودی (۶ سؤال) و مهارت بازخوردی (۶ سؤال) تشکیل‌شده است که به منظور شناسایی و سنجش مهارت‌های ارتباطی خود به کار می‌رود.

نمره‌گذاری پرسشنامه به صورت طیف لیکرت ۵ گزینه‌ای می‌باشد که برای گزینه‌های «کاملاً مخالفم»، «تا حدودی مخالفم»، «مطمئن نیستم»، «تا حدودی موافقم» و «کاملاً موافقم» به ترتیب امتیازات ۱، ۲، ۳، ۴ و ۵ در نظر گرفته می‌شود.

کاملاً مخالفم تا حدودی مخالفم مطمئن نیستم تا حدودی موافقم کاملاً موافقم ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
 [ 01:33:00 ب.ظ ]





خدای تعالی برتری مردها را بر زنها، از جهت قوت عقلی و نیروی بدنی به طور کلی بر کلی است. نه به طور شمول بر تمام افراد. زیرا چنانچه معلوم است، خیلی از ‌زن‌هایی بوده و هستند که در تدبیر و عقل، بلکه در قوای بدنی بر بعضی از مردها فضیلت دارند[۷۳].


نظر صاحب تفسیر المنیر:

«فکان الرجل مفضّلاً علی المراه فی العقل و الرأی و العزم و القوّه، لذا خصّ الرّجال بالرّساله و النبوه…[۷۴] ».

در کلام این مفسر نیز، بر امتیاز عقلی و برتری قوّت مردان بر زنان، تأکید شده است.

نظر صاحب تفسیر تقریب القرآن:

«فان الله سبحانه فضّل الرّجل علی المراه عقلاً و جسماً و تحمّلاً ـ کما هو واضح وقد ثبت فی العلم الحدیث ـ[۷۵]».

در این کلام نیز، وجه برتری مرد بر زن، عقل، نیرو و توان ذکر شده است.

نظر صاحب تفسیرالمیزان:

«… هو ما یفضل و یزید فیه الرجال بحسب الطبع علی النساء وهو زیاده قوّه التعقّل فیهم وما یتفرّع علیه من شدّه البأس و القوّه و الطاعه علی الشدائد من الاعمال و نحوها فإن حیاه النساء حیاه احساسیّه و عاطفیّه، مبنیّه علی الرّقه واللطّافه». (طباطبایی،محمدحسین، بی تا)

در کلام مرحوم علامه نیز بر قدرت تعقّل بیشتر در مردان و زندگی عاطفی زنان پافشاری شده است.

نظر تفسیر نمونه:

در تفسیر نمونه پس از آنکه به سرپرستی خانواده توسط مردان پرداخته شده آمده است:

«این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتی در مرد است؛ مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروی عاطفه و احساسات (به عکس زن که از نیروی سرشار عواطف بیشتر بهره مند است) و دیگری داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر؛ که با اولی بتواند بیاندیشد و نقشه طرح کند و با دومی بتواند از حریم خانواده ی خود دفاع نماید». (مکارم،ناصر و دیگران،۱۳۷۵)

در تفسیر مواهب الرحمن:

«… فضّله الله تعالی بأمور تجعله صالحاً لهذه المهمّه، وهی القوّه و شدّه البأس و زیاده التعقّل[۷۶]».

ایشان نیز سبب برتری مرد را بر زن، قدرت جسمی و فکری افزونتر دانسته است.

نتیجه و تحلیل اقوال مفسرین

آنچه از مجموع سخنان مفسّران بزرگ به دست می‌آید آن است که همگی آنان، بر دو نیروی برتر مردان بر زنان که همان قدرت تعقل بیشتر و توانمندی جسمی است، تصریح کرده‌اند و برخی از مفسران به فروعات دیگری از آن دو شاخه ی اصلی نیز اشاره کرده‌اند. ولی به هر حال، نیروی تعقّل بیشتر و توان جسمی افزونتر تقریباً مورد اتفاق مفسران است.

مفسران، مایه ی تفضیل مردان به همسرانشان را، قدرت تعقّل بیشتر و نیروی بدنی افزونتر دانسته اند، در حالی که در آیه ی مورد بحث، به طور اجمال آمده است: «بِما فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ» و مایه برتری مردان را بیان نکرده است.

وصف «قوامیت» که ریشه ی لغوی آن، همان برپا داشتن دیگری است، وجه امتیاز و برتری مرد را روشن می‌سازد. او دارای اوصافی است که به آن سبب، برپا دارنده ی خیمه ی خانواده و سرو سامان دهنده ی اوضاع همسر است. با آن اوصاف و ویژگی ها، همسرش به او تکیه می‌کند، سر و سامان می‌یابد، برپا می ماند و به زندگی مطلوب خویش ادامه می‌دهد. (کاظم زاده، علی، ۱۳۸۱)

۳-۱-۴-۱- ریاست مردان در خارج از منزل

سؤال آن است که آیه ی محل بحث (نساء/۳۴)، فقط به محدوده ی روابط خانوادگی محدود می شود، یا فراتر از آن، مدیریت جامعه را نیز در بر می‌گیرد؟

به عبارت دیگر: آیا در روابط اجتماعی میان زنان و مردان، حق مدیریت و سرپرستی با مردان است؟ آیا در جامعه نیز مردان «قوّام» بر زنان و سرپرست آنهایند؟ یا آیه فقط مربوز به محدوده ی روابط زن و شوهر است؟

نظر صاحب تفسیرالمیزان:

مرحوم علامه طباطبایی پس از آنکه سبب برتری و فضیلت مردان را بر زنان، نیروی تعقل افزونتر در مردان و توانمندی بیشتر جسمی آنان می‌داند، می نویسد:

«این علت برتری در مردان، مخصوص خانواده و همسران نیست. بلکه این حکم برای همه ی مردان، در برابر همه زنان است. در تمامی امور که زندگی این دو صنف به آن مرتبط است ـ مانند مسائل حکومتی و قضاوت و مانند آن ـ به سبب برتری عقلی مردان ـ مدیریت و رهبری به عهده ی آنان است». (طباطبایی،محمدحسین، بی تا)


به تعبیر دیگر: علت این حکم، عمومیت دارد و فراتر از محدوده ی زندگی خانوادگی است. چرا که علت مدیریت مردان بر زنان، عقل و تدبیر و نیروی جسمانی افزونتر است. و این محدود به خانواده و روابط زن و شوهر نیست.

مرحوم علامه در ادامه می افزاید:

«الرِّجالُ قَوَامُونَ عَلی النِّساءِ»، اطلاق دارد و کل روابط مردان با زنان را در اجتماع شامل می شود؛ ولی ادامه ی آیه که فرمود: «فَالصِالِحاتُ قانِتاتُ» فقط به روابط زوجین اختصاص دارد و از تمکین و رابطه ی خاضعانه زن در برابر شوهر سخن می‌گوید. و در واقع «فالصّالحات» یک فرع، از فروع آن حکم مطلق است». (طباطبایی،محمدحسین، بی تا)

حکم نخستین آیه «الرِّجالُ قَوَامُونَ» مطلق است، هم روابط زن و شوهر و هم روابط زنان و مردان را در مدیریت جامعه شامل می شود. ولی (فَالصبالِحاتُ) به بیان یک قسم و یک نوع از آن حکم مطلق اشاره دارد؛ که همان روابط زوجین است.

نظر صاحب تفسیر قاسمی:

«‌به این آیه استدلال شده است که زن نمی تواند قضاوت و امامت را به عهده بگیرد، چرا که مردان قوام و سرپرست آن ها هستند و بر آنان جایز نیست، سرپرست مردان شوند[۷۷]».

نظر صاحب مواهب الرحمن:

مرحوم آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری پس از آنکه سبب برتری مردان بر زنان را، یک امر طبیعی و تکوینی می‌داند، که همان نیروی جسمی و عقلی افزونتر باشد[۷۸]، می‌گوید:

«این علت برتری تعمیم دارد و فقط مخصوص روابط خانوادگی نیست؛ هرچند خانواده و همسری از مصادیق روشن آن است. همچنین در این آیه در بیان قوامیت مردان بر زنان، از دو کلمه ی «رجال» و «نساء» استفاده شده، نه کلمه ی «ازواج». گویا این حکم برای جنس مردان است که خداوند آنان را سرپرست زنان قرار داده است[۷۹]».

در جای دیگر نیز می‌گوید:

«این سرپرستی را که خداوند برای مردان قرار داده است، مخصوص جهت معینی مثل سرپرستی مرد بر همسر خویش نیست؛ بلکه مطلق است و مردان قوام و سرپرست زنانند در مسائل اجتماعی و حفظ شئونات جامعه، همانند قضاوت و اداره جنگ و مانند آن. خداوند پذیرش این امور را تکلیف مردان قرار داده است[۸۰]».

برخلاف این نظرات،بعضی مفسران، این آیه را در محدوده ی روابط زن و شوهر معنا کرده‌اند و به روابط مردان و زنان در جامعه ـ در پرتو این آیه ـ نپرداخته اند.

آیت اله جوادی آملی می نویسد:

«وقتی که زن در مقابل مرد و مرد در مقابل زن به عنوان دو صنف مطرح است، هرگز مرد قوام و قیم زن نیست. و زن هم در تحت قیمومیت مرد نیست. «الرِّجالُ قَوَامُونَ عَلی النِّساءِ» مربوط به آنجایی است که زن در مقابل شوهر و شوهر در مقابل زن باشد. که در آن صورت سخن از قوام بودن به میان می‌آید». (جواد آملی، عبدالله، ۱۳۷۸)

البته به نظر می‌رسد، سیاق آیه در بیان نحوه ی ارتباط زن و شوهر در دایره ی امور خانوادگی است و قرائنی در آیه است، که همین نظر را تأیید می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




۵-۲- فرایندهای شناختی

ما اشیا و افراد آشنا را باز شناسی می‌کنیم، راه خود را در پیرامون خود پیدا می‌کنیم، حرف می زنیم، صحبت دیگران را می فهمیم، می خوانیم، می نویسیم، برنامه ریزی می‌کنیم، اعمال را انجام می‌دهیم، فکر می‌کنیم، تصمیم می گیریم، مسایل را حل می‌کنیم، یاد می گیریم و به یاد می آوریم، مجموعه این فعالیت­ها را فرایندهای شناختی می­نامند (فراهانی، کرمی نوری و اوحدی،۱۳۹۰). در روان شناسی شناختی، فرایندهای شناختی به صورت تفکیک شده مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در این دیدگاه شناخت از یک طرف، شبکه ای به هم پیوسته و مرتبط از ‌فرآیندهاست که اطلاعات را به صورت نظام دار پردازش می‌کند و از طرف دیگر، دارای زیر مجموعه های مستقلی است که اطلاعات را به شیوه های خاص پردازش می‌کنند و هر یک دارای ویژگی های روان شناختی و فیزیولوژیکی خاص می‌باشند. بعضی از جنبه‌های شناختی شامل توجه و حافظه می‌باشد (فراهانی و همکاران، ۱۳۹۰).

۶-۲- توجه

توجه[۲۷]به توانایی ذهنی گفته می شود که فرد اطلاعات خاصی از میان اطلاعات دیگر انتخاب و به پردازش بیشتر آن می پردازد. به عبارت دیگر چون ظرفیت شناختی ما با محدودیت رو به روست توجه به محدود کردن پردازش اطلاعات مربوط می شود. توجه به دو نوع تقسیم می شود:

الف) توجه ارادی

ب) توجه غیرارادی

در توجه ارادی هدف مشخصی جست وجو می شود و با انگیختگی و هشیاری بیشتر فرد همراه است. در توجه ارادی، ما چیزهایی را انتخاب می‌کنیم که با انتظارات و توقعات ما هماهنگی داشته باشد و فرد بر آن کنترل دارد. از طرف دیگر محرک هایی نیز در خارج وجود دارند که توجه ما را به خودشان جلب می‌کنند. این گونه محرک های خارجی با انتظارات و توقعات ما مطابقت ندارند و معمولا غیر منتظره اتفاق می افتند و واکنش«آن چیست» را در ما به وجود می آورند و ما بر آن کنترل نداریم و به صورت خود به خودی صورت می پذیرد. ‌به این نوع توجه، توجه غیرارادی گفته می شود. پردازش مربوط به توجه ارادی کند و آهسته است، پردازش توجه غیر ارادی تند و سریع است. پردازش های ارادی و کنترل شده ظرفیت شناختی ما را کاهش می‌دهد و انجام تکالیف دیگر را دشوار می‌سازد. در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار این ظرفیت را کاهش نمی دهد و انجام تکالیف دیگر را به طور همزمان برای ما دشوار نمی سازد. پردازش های ارادی و کنترل شده قابل اجتناب اند و می توان آن ها را متوقف ساخت، در حالی که پردازش های غیر ارادی و خودکار غیرقابل اجتناب اند. وقتی محرکی در محیط ارائه گردد توجه ما را ناگزیر به خود جلب می‌کنند پردازش های ارادی و کنترل شده قابل انعطاف و قابل تغییرند و می توان آن ها را در موقعیت های گوناگون به کار برد، ولی پردازش های غیر ارادی و خودکار غیر قابل انعطاف اند و زمانی که یادگیری می‌شوند، به دشواری می توان به اصلاح و تغییر آن ها دست زد. ‌بنابرین‏، می توان گفت زمانی که پردازش های خودکار به کار برده می‌شوند، می توان توجه را در بین چند منبع اطلاعاتی تقسیم کرد و از ظرفیت شناختی بیش تر استفاده نمود؛ ولی در پردازش کنترل شده باید به برخی اطلاعات توجه خود را متمرکز نموده، در حالی که برخی اطلاعات دیگر را می توان مورد توجه قرار نداد. محرک هایی که تازه، غیر منتظره، متباین و تعجب بر انگیز باشند، توجه غیر ارادی ما را بیشتر جلب می‌کنند و معمولا بهتر نیز به یاد آورده می‌شوند (فراهانی و همکاران ،۱۳۹۰).

۷-۲- حافظه

حافظه، عنوانی است که ‌در مورد توانایی انسان برای یادگیری، نگهداری، یادآوری و استفاده از اطلاعات و دانش به کار برده می شود و وسیله ای است که تجارب قبلی خود را در آن نگهداری و اطلاعات را برای استفاده در زمان حاضر از آن استخراج می‌کنیم (تالوینگ، ۲۰۰۰؛ تالوینگ و کریک، ۲۰۰۰؛ بجور کلاند، اشنایدر و هرنالدزبلاسی ، ۲۰۰۳؛کرودر، ۱۹۷۶؛ نقل از استرنبرگ، ۲۰۰۶). وقتی از حافظه صحبت می شود بیشتر اصطلاح یادگیری به ذهن می‌آید، در حالی که مرحله اول حافظه، یعنی، اکتساب و ثبت اطلاعات است و حافظه به مجموعه ی فرایندهای اکتساب، نگهداری و کاربرد اطلاعات گفته می شود. مطالعات مربوط به حافظه در روان شناسی از قدمت بسیار برخوردار است و از همان ابتدا نظر بر این بوده است که حافظه مراحل و انواع گوناگونی دارد(فراهانی و همکاران، ۱۳۹۰).

امروزه سه مرحله ی اصلی را در حافظه مورد شناسایی قرارمیدهند. روان شناسان شناختی، سه نوع عملیات مشترک حافظه را بدین شرح مشخص ساخته اند: رمز گردانی[۲۸]، اندوزش[۲۹]و بازیابی[۳۰] (بدلی، ۲۰۰۰، ۱۹۹۸، ۱۹۹۹؛ براون وکریک، ۲۰۰۰ ؛نقل از استرنبرگ، ۲۰۰۶). هر عملیاتی بازنمای یک مرحله در پردازش حافظه است.

۱- مرحله ی رمزگردانی (یادگیری): در این مرحله اطلاعات با ویژگی ها و خصوصیات گوناگون و از جنبه‌های مختلف فیزیکی (ظاهری) و معنایی ثبت می‌شوند و اطلاعات وارد سیستم شناختی ما می‌شوند که به آن درون داد[۳۱] نیز گفته می شود. در این مرحله، داده های حسی را به شکل بازنمودهای ذهنی در میآوریم .

۲- مرحله ی اندوزش (نگهداری): در این مرحله اطلاعات ثبت و یاد گرفته شده در حافظه، نگهداری و محافظت می‌شوند تا در زمان مناسب از آن ها استفاده شود.

۳- مرحله­ ی بازیابی (یادآوری): در این مرحله، اطلاعات مورد نیاز که بنا بر شرایط و موقعیت‏های گوناگون متفاوت خواهد بود مورد بازیابی قرار می‌گیرد و فرد اطلاعات را به نحو هشیارانه یا ناهشیارانه یادآوری کرده و مورد بازشناسی قرار می‌دهد. ‌به این مرحله برون داد نیز گفته می شود (فراهانی و همکاران،۱۳۹۰).

۸-۲- تقسیم بندی حافظه

اتکینسون و شیفرین (۱۹۶۸) تقسیم بندی معروف خود را از حافظه پیشنهاد کردند: ثبت حسی[۳۲]، انباره کوتاه مدت[۳۳]و انباره بلند مدت[۳۴]. کانال های حسی (خصوصاًً حس بینایی) ثبت های اولیه را دریافت می‌کنند و موجب می‌شوند که ثبت حسی به عنوان یک عنصر مجزا در حافظه تشخیص داده شوند. اطلاعات در مدت کوتاه چند هزارم ثانیه چنان چه مورد توجه واقع نشوند از بین می‌روند.

حافظه کوتاه مدت یا حافظه کاری[۳۵] دومین نظام حافظه است. در حافظه کوتاه مدت زمان از بین رفتن اطلاعات طولانی تر از حافظه حسی است و تخمین این زمان دشوار است، زیرا تا حدود زیادی تحت تأثیر کنترل آزمودنی می‌باشد، ولی شواهدی وجود دارد دال بر این که اطلاعات در حافظه کوتاه مدت چنان چه تکرار و تمرین نشود در دوره زمانی بین ۱۵ تا ۳۰ ثانیه از بین می رود. مقدار و نوع اطلاعاتی که از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل می شود به پردازش کنترل شده ای نیاز دارد، هر چند که اطلاعات موجود در حافظه کوتاه مدت به صورت غیر کنترل شده نیز به حافظه بلند مدت انتقال می‌یابد. در حافظه ی بلند مدت ساده ترین فرضیه آن است که قبول کنیم رد حافظه[۳۶] به صورت همه یا هیچ عمل می‌کند، اگر یک رد حافظه تشکیل شود سپس یک بازیابی[۳۷]و پاسخ صحیح اتفاق خواهد افتاد (کرمی نوری، ۱۳۸۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




توانایی تغییر چارچوب­های ذهنی

افراد مختلف، محیط اطراف و شرایط را به شکل­های کاملاً متفاوتی می­بینند. زیرا هر یک با زاویه دید خود به موضوع نگاه ‌می‌کنند. زاویه دید هر فرد نیز ریشه در چارچوب­های ذهنی وی دارد. جارچوب­های ذهنی فرد نیز مجموعه ­ای از اعتقادات، باورها، ارزش­ها، عادات وتأثیر تجربیات قبلی او استرکه بر روی نحوه نگرش وی به موضوعات مختلف، تأثیر می‌گذارد. نگرش بسیاری از افراد درچارچوب خاصی گیر می­ کند. ذهنی که با چارچوب خاصی به رویدادها نگاه می­ کند، توان دیدن زوایای دیگر را از دست می­دهد. توانایی تغییر چارچوب­های ذهنی یعنی توانایی شکستن حصارهایی که ذهن و نگاه فرد را محدود می­ کند و به فردامکان دیدن از زوایای گوناگون را می‌دهد، خصوصاًً از زاویه دید دیگران.توانایی تغییر چارچوب­های ذهنی در واقع یعنی بردن مشکلات یا موقعیت­ها به چارچوب بزرگتری که بتوان در دورنمایی بزرگتریامتفاوت به آن نگریست. یعنی از زاویۀ دید شخصی خود در یک موقعیت، استراتژی یا مشکلی دور شدن و به تصویری بزرگتر ‌و مفهومی گسترده تر دست یافتن.

استفاده مثبت از مشکلات و شکست­ها

اما توانایی استفاده مثبت از مشکلات ‌و شکست­ها به فرد کمک می­ کند تا احساسات خود را از موقعیت های مشکل و شکست­ها به فرد کمک می­ کند تا احساسات خود را از موقعیت های مشکل و شکست­ها دور کند ‌و بتواند منابع و امکانات موجود را به خوبی ببیند، از آن ها استفاده کند، ‌و مسیر درست را بیابد. چنین فردی به بدشانسی عقیده ندارد ومشکلات هرچند بزرگ، نمی ­توانند مانع پیشروی وی شوند. او همواره به جای احساس تأسف ودرخواست همدردی برای خود، به دنبال راه حل است، زیرا مطمئن هست که در انتهای مسیر همیشه به نور می­رسد.

احساس رسالت

داشتن احساس رسالت در زندگی، یعنی فرد می‌داند از زندگی چه می­خواهد، باید در زندگی چکار کند و در آن مسیر گام بر می‌دارد. یعنی صدای درونش را بشنود و به آن گوش دهد، صدایی که از آرمان­ها و ارزش­های درونی فرد سرچشمه­ ‌می‌گیرد. فرد با گوش کردن به ندای درونش راه درست زندگی را می­یابد و در این راه، هیچ مانعی نمی تواند او را بازدارد. در این حالت احساس می­ کند زندگی یک حرکت یکنواخت نیست که فرد در آن با ریتم دیگران ادامه دهد، بلکه برای مسیری ویژه خودش خلق که باید درآن به پیش رود.

رسالت افراد در زندگی با یکدیگر ممکن است کاملا متفاوت باشد. این مسیر با استعدادها، خواسته ­ها و نیازهای درونی فرد کاملاً هماهنگ است، در سطح بزرگ­تر، مسیری که برای آن به دنیا آمده است. احساس رسالت از درون ناخودآگاه فرد سرچشمه ‌می‌گیرد زیرا در آن هیچ حسابگری یا هدفی به جز مسیری که در آن می­رود وجود ندارد، مسیری که با ارزش­های درونی وی تعیین می­­شود.

ایمونز(۲۰۰۰) هوش معنوی را دارای پنج مؤ لفه مختلف می‌داند:

۱) قدرت تعالی یعنی عبور از ظواهر مادی و فیزیکی

۲) قدرت ورودبه حالات و هوشیاری های معنوی

۳) قدرت مزین کردن اتفاقات روزانه با حس تقدس

۴) قدرت استفاده از منابع معنوی برای حل مسائل زندگی

۵) قدرت انجام رفتار های پر فضیلت (عفو و گذشت، سپاسگذاری، تواضع، مهربانی و…).

تبیین نوبل[۳۱] (۲۰۰۰، به نقل از ایمونز،۲۰۰۰) از هوش معنوی چنین است: یک توانمندی ذاتی و فطری انسان است لیکن مانند هر استعداد و موهبت دیگر به شیوه های گوناگون و به درجات مختلف در جمعیت انسانی بروز می‌کند . وی بر مؤلفه های ایمونز (۲۰۰۰) صحه می‌گذارد، ولی دو مؤلفه دیگر برآن ها می افزاید:

۱) درک هوشیارانه این نکته که واقعیت فیزیکی و جسمانی درون یک واقعیت بزرگتر و چند بعدی که ما به وسیله خودآگاه و ناخودآگاه هر لحظه با آن در تعامل هستیم تشکیل می شود.

۲) به دنبال سلامت روانشناختی خودو همه انسان ها بودن.

ویگلزوورث(۲۰۰۴) هوش معنوی را توانایی رفتار توأم با شفقت و حکمت ،همراه با حفظ صلح درونی و بیرونی (متانت) بدون در نظر گرفتن شرایط می‌داند. به اعتقاد وی شفقت و حکمت با هم مظهر عشق را تشکیل می‌دهند، اهمیت متانت (ادب) هم ‌به این علت است که بر حفظ تعادل، آرامش و در واقع رفتار با شفقت و حکمت با دیگران تمر کز می‌کند، و به عبارت« بدون در نظر گرفتن شرایط » نشان دهنده این است که ما می‌توانیم مسالمت آمیز بودن و محبت آمیز بودن رفتار های خود را حتی در شرایط تنش حفظ کنیم. به گفته ویگلزوورث(۲۰۰۴) این چیزی است که ما در رهبران معنوی خود تحسین می‌کنیم.

وی ‌بر اساس تعریف بالا در خصوص هوش معنوی مدل جالبی را ارائه ‌کرده‌است. ‌به این منظور وی فهرستی از چهار مجموعه شامل ۲۱مهارت را تهیه ‌کرده‌است که باور دارد معرف هوش معنوی هستند. این فهرست در جدول ۲-۱ آمده است. همان گونه که خواهیم دید به جز ویگلزوورث (۲۰۰۴) افراد دیگری نیز وجود دارند که هوش معنوی را به عنوان مجموعه ای از مهارت ها در نظر گرفته اند.

جدول۲-۱: مهارت های هوش معنوی از دیدگاه ویگلزوورث(۲۰۰۴)

آگاهی جهان شمول

آگاهی ‌از روابط متقابل امور در کل زندگی

آگاهی از جهان بینی دیگران

درک وسیع زمان

آگاهی از محدودیت ها و قدرت درک انسان

آگاهی از قواعد معنوی

تجربه یگانگی متعالی

آگاهی از خود نفسانی و خود عالی

آگاهی از جهان بینی خود

آگاهی از هدف( رسالت) زندگی

آگاهی از سلسله مراتب ارزش ها

پیچیدگی ذهنی

آگاهی از خود نفسانی و خود عالی

تسلط اجتماعی/ حضور معنوی

یک معلم یا مربی معنوی عاقل ‌و موثر بودن

یک عامل تغییر عاقل ‌و موثر بودن

تصمیم گیری های دلسوزانه و خرد مندانه

حضور آرام وشفا بخش

تسلط برنفس خود /خود عالی

تعهد به رشد معنوی

حفظ تسلط خود عالی

زندگی کردن برای اهداف و ارزش ها

حفظ ایمان در سختی ها

‌بر اساس توصیف ویگلزوورث (۲۰۰۴) هر کدام از این ۲۱ مهارت دارای پنج سطح است. سطح صفر بدان معنی است که فرد هنوز شروع به توسعه آن مهارت نکرده است . سطح ۵ بالاترین سطحی هر مهارت است و حتی در سطح ۵ نیز شخص «کامل» تلقی نمی شود به خاطر اینکه همیشه فضا برای رشد وجود دارد.این سطوح مهارتی در جدول ۲-۴ بیان شده اند.

جدول۲-۲: سطوح پنج گانه مهارت های مربوط به هوش معنوی از نظر ویگلزوورث(۲۰۰۴)

توانایی توضیح درمورد درک نفس خود را از جمله منشأ آن و نقشی که در رشد معنوی ایفا می‌کند دارد

سطح ۱

توانایی مشاهده نفس خود را در عمل دارد و می‌داند چه چیز باعث طغییان نفس می شود.

سطح۲

آگاهی و توانایی «گوش دادن» به صورت دوره ای به خود متعالی به عنوان صدایی متفاوت از نفس خود را دارد.

سطح۳

صدای خود متعالی را واضح می شنود و درک می‌کند که خود می‌تواند «صداهای متعدد» داشته باشد. به صدای خود متعالی در تصمیم گیری های مهم بها می‌دهد.

سطح۴

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




۳-۲-۷-تفصیل غیر ضروری

مواد قانونی باید به شکلی تدوین گردد که در عین گویا بودن و عدم اشکال در انتقال پیام‌، گزیده باشد و به بیان دیگر‌، از ایجاز مخل و اطناب مملّ دور باشد. این سخن بدین معنی است که زبان قانون زبان دستوری و موجز می‌باشد. ‌بنابرین‏ آوردن استدلال های حقوقی و بیان توضیحات مفصل در متن قانون غیرشایسته و نامناسب است. البته از سوی دیگر متن قانون نباید به اندازه زیاد موجز و مختصر باشد به گونه ای که فهم آن را با دشواری روبرو سازد. گاه ممکن است ایجاز موجب اخلال در فهم قانون گردد و یا اطناب و تفصیل زیاد نیز فهم قانون را در میان مفاهیم و عبارات طولانی با دشواری روبرو سازد. در این مورد پیش نویس قانون مبارزه با مواد مخدر نمونه خوبی است. در این پیش نویس نویسنده آنچنان دچار اطناب و طولانی نویسی است که دریافت مقصود واقعی قانون‌گذار در بین عبارات و مفاهیم طولانی و متعدد گم می شود(خانی: ۱۳۹۲، ۲۵).

از جانب دیگر تفصیل غیرضروری در این پیش نویس قانون مبارزه با مواد مخدر را از حد یک قانون جزیی و محدود فراتر برده و آن را به کتاب قانون تبدیل نموده به گونه ای که مطالعه تفصیلی و دقیق آن خارج از حوصله عمومی می‌باشد.

۳-۲-۸- استفاده کردن از مفاهیم و اصطلاحات نامانوس

به نظر نگارنده، قانون باید برای تمام افراد قابل فهم و درک باشد. لازمه این امر آن است که قانون‌گذار نباید از مفاهیم و اصطلاحاتی استفاده نماید که برای مردم نامانوس و غیرقابل درک است. بنا براین در مواردی که قانون برگرفته از قوانین دیگر کشورها است، لازم است قانون‌گذار اصطلاحات بومی مناسب را برای آن به کار گیرد و از به کار بردن مفاهیم و اصطلاحات خارجی اجتناب نماید.

۳-۲-۹- اجتناب از بیان فلسفه قانون

عقیده نگارنده بر این است که، لازمه اصولی همانند صراحت، ایجاز و اختصار و وضاحت در قانون این است که قانون‌گذار صرف به بیان احکام قانونی اکتفاء نماید. ‌بنابرین‏ طرح فلسفه و دلایل قانون در متن قانون توجیه ندارد. زیرا این امر نه تنها قانون‌گذار را برای تامین اهداف کمک نمی کند بلکه موجب نقض غرض می‌گردد. بیان فلسفه قانون در متن قانون با اصل صراحت و وضاحت قانون مغایرت دارد. به علاوه اینکه این امر از مصادیق تفصیل غیر ضروری است که هیچ کمکی به فهم بهتر قانون نمی کند.

۳-۲-۱۰-بی‌نظمی در ساختار‌

گفتیم قانون‌گذار برای تهیه قانون مناسب بایسته است که هم به شکل قانون توجه نماید و هم از محتوای آن دقت لازم را به عمل آورد. این سخن بدین معنی است که برای قانون‌گذار و قانون نویس فرم و ساختار قانون نیز از اهمیت جدی برخوردار می‌باشد. ساختار صحیح قانون ضمن آنکه موجب ایجاد نظم منطقی میان اجزاء و فصول مختلف یک قانون را فراهم می‌سازد، از جانب دیگر فهم و برداشت قانون را نیز آسان می‌سازد. شایسته و بایسته این است که قانون‌گذار در تدوین و سامان‌دهی مواد قانونی از ساختاری منطقی و یکسان سود بجوید تا از یک سو زمینه کارآمدی و بهینه‌سازی مراجعه به قانون و از سویی دیگر جلوگیری از تکرار پیام‌ها‌، خلط مباحث و غفلت از برخی مطالب را فراهم سازد. در عایت نظم و ترتیب در کارها و امور از ضروریات زندگی بشری است که در دین اسلام بسیار مورد سفارش قرار گرفته و جزء آخرین پیام‌های امیر مؤمنان علی ـ علیه‌السلام ‌ـ است.؛ چه این که بی‌نظمی زیان‌هایی چون سردرگمی‌، از دست رفتن فرصت‌ها و غفلت را در پی دارد. از این رو‌، وجود این عنصر در قانونی که هدف آن تنظیم امور و روابط انسان‌ها است ضرورت دو چندان می‌یابد. اگر چند ماده قانونی مرتبط با یکدیگر با فاصله از یکدیگر آورده شود‌، ضریب خطا و غفلت از برخی مواد را افزایش می‌دهد و برداشت و تحلیل‌های نادرست را به دنبال خواهد داشت‌. به عنوان مثال، نظم اقتضا می‌کند که در چینش مواد‌، ابتدا مواد مربوط به تعریف و بیان مصادیق‌، سپس مواد مربوط به مجازات آورده شود. در طراحی ساختار قانون علاوه بر اینکه ارتباط میان اجزای مختلف قانون مورد توجه است، تلاش می شود تا ماده های قانونی در یک تقسیم بندی منطقی و مناسب ارائه گردد. این سخن بدان معنی است که قانون‌گذار باید ماده های مربوط به تعریف مفاهیم و اصطلاحات را از سایر ماده ها تفکیک نماید. هم چنین لازم است ماده های مربوط به اجرای قانون از مرحله تحقیق و بازجویی تا مرحله قضاوت و داوری و تا مرحله صدور حکم و الزامات قانونی از همدیگر تفکیک گردد. در این مورد قوانین اساسی کشورها مثال خوبی است. در قانون اساسی ما ماده های مربوط به مسایل کلان و کلی از ماده های جزیی تفکیک گردیده. هم چنین ماده های مربوط به حقوق ملت از ماده های مربوط به حکومت جداگانه آورده شده است(میرخانی: ۱۳۸۳، ۱۱-۱۲).

جدا نمودن موادات مربوط به قوای ثلاثه از دیگر نمونه های یک تقسیم بندی مناسب در قانون اساسی است. شایسته در تدوین و تهیه قوانین عادی نیز این فصل بندی و تفکیک مورد توجه قرار گیرد. زیرا همان گونه که تداخل مواد قانونی فهم و دریافت درست از قانون را با ابهام و سر در گمی روبرو می‌سازد، تبویب و فصل بندی مناسب قانون به فهم آسان قانون کمک می کند

۳-۳-جرم انگاری

حقوق جزا در یک جامعه، نماد قدرت دولت است که بایستی پا به پای آزادی و قانون وجود داشته باشد و هرسه (قدرت، آزادی و قانون) همراه همدیگر پیش روند، چون «دولت باید به منظور جلوگیری از سوءاستفاده از آزادی، قدرت داشته باشد. آزادی و قانون بدون قدرت به معنای هرج و مرج است. قانون و قدرت منهای آزادی مساوی با استبداد است و قدرت بدون آزادی و قانون صفت بربریت است»(نویمان: ۱۳۷۳، ۱۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




بانک استقراضی ایران: روسیه تزاری نیز که در قرن گذشته رقیب انگلیس در ایران بود، به دنبال استقرار بانک شاهنشاهی در تلاش کسب امتیاز در ایران برآمد. شخصی به‌نام “ژاک پولیاکوف” که از اهالی روسیه تزاری بود، در سال ۱۸۹۰ میلادی (۱۲۶۹ شمسی) امتیاز تأسيس بانکی به‌نام “بانک استقراضی ایران” را کسب نمود. مدت امتیاز ۷۵ سال در نظر گرفته شده و این بانک نیز از پرداخت مالیات معاف بود.

بانک استقراضی ایران ابتدا به صورت یک شرکت سهامی تأسيس شد و اداره مرکزی آن در سال ۱۲۷۰ در تهران افتتاح گردید. این بانک چندین شعبه نیز در شهرستان‌های شمالی دایر نمود و به انجام عملیات تجاری پرداخت. در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷ شمسی)، دولت روسیه تزاری پس از خریداری سهام بانک فوق، آن را ضمیمه بانک دولتی پترزبورگ نمود.

بانک استقراضی ایران هیچ‌وقت موفق به جلب اعتماد کامل مردم نگردید و در فعالیت‌های خود تقریبا ناموفق بود. این بانک پس از روی کار آمدن دولت بلشویکی در روسیه به‌موجب عهدنامه ۱۹۲۱ میلادی (۱۲۹۹ شمسی) به دولت ایران تحویل داده شد. نام این بانک پس از تحویل به “بانک ایران” تغییر داده شد، ولی به‌علت مشکلات مالی که از گذشته باقی مانده بود، نتوانست به کار خود ادامه دهد و در نهایت در سال ۱۳۱۲ شمسی منحل و در بانک کشاورزی ادغام شد.

بانک سپه: اولین بانک ایرانی که افتتاح گردید، “بانک سپه” بود. این بانک در سال ۱۳۰۴ تحت نام “بانک پهلوی قشون” در جهت انجام امور مالی و به کار انداختن وجوه صندوق بازنشستگی درجه‌داران ارتش تأسيس شد. در ابتدا هدف از ایجاد این بانک انجام امور مالی ارتش بود، ولی توانست به‌تدریج با ایجاد شعباتی در شهرستان‌های مهم به فعالیت‌های بانکی معمولی نیز بپردازد. عملیات بانک سپه به صورت افتتاح حساب جاری، نقل و انتقال وجوه، تنزیل بروات تجارتی، ایجاد قرضه بانکی و غیره بود. این بانک در سال ۱۳۳۲ تغییر اساسنامه داد و به‌شکل شرکت سهامی به فعالیت‌های بانکی خود ادامه داد.

تا قبل از تأسيس بانک ملی ایران، مؤسسات و بانک‌های دیگری نیز به فعالیت‌های بانکی اشتغال پیدا کردند که از جمله آن ها مؤسسه‌ رهنی ایران است که بعدها در بانک ملی ادغام و به‌نام بانک کارگشایی موسوم شد. دیگری بانک عثمانی است که اساسا یک بانک انگلیسی و فرانسوی ایجاد شده در ترکیه بود که در سال ۱۳۰۱ چندین شعبه در ایران افتتاح نمود. بانک روس و ایران نیز یک بانک خارجی محسوب می‌شد که در سال ۱۳۰۵ برای تسهیل در مبادلات بازرگانی بین دو کشور در ایران تأسيس شد.

بانک ملی ایران: سال‌ها قبل از افتتاح بانک ملی ایران و قبل از آغاز فعالیت بانک‌های خارجی در ایران، شخصی به‌نام “حاج محمد حسن امینی دارالضرب” پیشنهاد فعالیت یک بانک ایرانی را با سرمایه مشترک دولت و ملت به ناصرالدین شاه نمود. این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت.

پس از آغاز مشروطیت نیز عده‌ای از نمایندگان برای تامین قرضه مورد نیاز دولت، پیشنهاد تأسيس یک بانک ایرانی به‌نام بانک ملی را دادند که با تمام کوشش‌های انجام شده نتوانست این بانک پای گیرد.

قانون تأسيس “بانک ملی ایران” در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۳۰۶ از تصویب نهایی مجلس شورای ملی گذشت. سرمایه اصلی این بانک ۱۵ میلیون تومان تعیین شد. با توجه به اشکالاتی که در تهیه مبلغ فوق وجود داشت، طبق ‌اساس‌نامه‌ای که در سال ۱۳۰۷ به تصویب رسید، سرمایه اولیه بانک دو میلیون تومان تعیین گردید.

بانک ملی ایران در ابتدای کار به پذیرش سپرده‌های دیداری و مدت‌دار، تنزیل بروات و اسناد تجارتی، دادن قرضه به افراد (وام) در مقابل وثیقه و عملیات عادی بانکداری پرداخت. هرچند که بانک ملی می‌توانست به افراد عادی وام بدهد، ولی بدون اجازه مجلس شورای ملی نمی‌توانست به دولت یا شهرداری‌ها وام اعطا نماید.

پس از بازخرید حق انتشار اسکناس از بانک شاهنشاهی در سال ۱۳۰۹، این امتیاز در اسفندماه ۱۳۱۰ به بانک ملی واگذار گردید. اسکناس‌های انتشار یافته به وسیله بانک ملی از ابتدای سال ۱۳۱۱ به جریان افتاده و این بانک با حفظ وظایف خود به عنوان یک بانک تجاری عملا به بانک مرکزی ایران تبدیل شد. فعالیت بانک ملی به‌سرعت گسترش یافته و صندوق‌داری دولت را نیز کاملا به‌عهده گرفت.(پژویان،۱۳۸۶،ص۱۱).

در سال ۱۳۱۷ اساسنامه جدیدی به تصویب رسید و بر اساس تصویب‌نامه‌های بعدی، مسئولیت‌های بانک ملی افزایش یافت. از جمله این وظایف حفظ ارزش پول، حفظ موازنه ارزی، تنظیم اعتبارات کشور، نظارت بر فعالیت سایر بانک‌ها و یا به‌عبارت دیگر وظایف یک بانک مرکزی بود. در خردادماه ۱۳۳۹ اساسنامه جدیدی برای بانک ملی فراهم شد و وظایف آن تفکیک گردید. به دنبال تجزیه وظایف بانک ملی، بانک مرکزی ایران تشکیل گردید(پژویان،۱۳۸۶،ص۱۲).

بانک‌های ادغام شده پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شرح ذیل می‌باشد:

ردیف

بانک‌های ادغام شده پس از انقلاب اسلامی

نام بانک

نوع فعالیت

بانک‌ها و مؤسسات ادغام شده

۱

بانک ملی ایران

تجاری

این بانک با نام قبلی به فعالیت خود ادامه داد

۲

بانک سپه

تجاری

این بانک با نام قبلی به فعالیت خود ادامه داد

۳

بانک رفاه کارگران

تجاری

این بانک با نام قبلی به فعالیت خود ادامه داد

۴

بانک ملت

تجاری

اعتبارات تعاونی توریع، ایران و عرب، بیمه ایران، بین‌الملل ایران، پارس، تجارت خارجی ایران، تهران، داریوش، عمران و فرهنگیان

۵

بانک تجارت

تجاری

شهریار، صنایع ایران، کار، روس و ایران، ایرانیان، ایران و خاورمیانه، ایران و انگلیس، اعتبارات ایران، بازرگانی ایران، بین الملل ایران و ژاپن، تجارت ایران و هلند، اصناف ایران(ایرانشهر)

۶

بانک صادرات ایران

تجاری

گسترش آذربایجان، گسترش خزر، گسترش خوزستان

۷

بانک صنعت و معدن

تخصصی

اعتبارات صنعتی، توسعه صنعتی و معدنی ایران، توسعه و سرمایه گذاری ایران، شرکت سرمایه گذاری های بانک‌های ایران، صندوق ضمانت صنعتی و صندوق معادن

۸

بانک کشاورزی

تخصصی

تعاون کشاورزی ایران، توسعه کشاورزی ایران و کلیه مؤسسات اعتباری وابسته به وزارت کشاورزی

۹

بانک مسکن

تخصصی

رهنی ایران، ساختمان، شرکت سرمایه گذاری ساختمانی بانک‌های ایران، شرکت‌های پس انداز و وام مسکن کوروش بزرگ، اکباتان، پاسارگاد، شرکت‌های پس انداز و وام مسکن در شهرستانها

جدول ۲-۱ بانک‌های ادغام شده پس از انقلاب اسلامی(رستمی، ۱۳۹۰، ص۲۴).

۲-۵ ترازنامه بانک‌ها

وجود اطلاعات مالی شفاف یکی از الزامات اساسی کارایی بازار سرمایه است. اگرچه اطلاعات مالی از منابع مختلف قابل استخراج می‌باشد، اما در حال حاضر صورت‌های مالی اصلی‌ترین منبع اطلاعات مالی است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




۳-۲ قلمرو پژوهش

۳-۲-۱ قلمرو موضوعی پژوهش

این پژوهش به بررسی رابطه بین دارایی‌های نقدی و انعطاف‌پذیری مالی شرکت می‌پردازد

۳-۲-۲ قلمرو زمانی پژوهش

این پژوهش در بازه زمانی سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ انجام ‌شد.

۳-۲-۳ قلمرو مکانی پژوهش

این پژوهش در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام شد.

۳-۳ جامعه آماری و شیوه انتخاب شرکت ها جهت آزمون فرضیه های پژوهش

جامعه آماری پژوهش شامل تمام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به تعداد۴۶۸شرکت است .

معمولاً در مسایل مختلف تحقیق، مطالعه درباره تمام جزئیات جامعه از توان محقق خارج است و در صورتی که بتوان با مطالعه تعداد محدودی از افراد یک جامعه، اطلاعات مورد نیاز کافی راجع به همه افراد و جامعه به دست آورد، ضرورتی ندارد که همه افراد جامعه مورد مطالعه قرار گیرند روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه‌گیری حذف سیستماتیک است. نمونه آماری شامل شرکتهایی است که ویژگی‌های زیر را داشته است:

۱- در طی سالهای۸۶ تا ۹۱ در بورس فعالیت داشته و گزارشات مالی و سایر اطلاعات مورد نیاز این پژوهش را در طی این سالها به بورس عرضه کرده باشد.

۲- پایان سال مالی آن ها ۲۹ اسفند هر سال باشد.

۳- جز شرکت‌های سرمایه‌گذاری نباشد.

بر اساس این معیارها نمونه آماری پژوهش شامل ۷۸ شرکت را در بر می‌گیرد.

تعداد شرکتهایی که در سال‌های ۱۳۸۶الی۱۳۹۱ در بورس حضور داشته اند

۴۶۸

شرکتهایی که بعداز۱/۱/۸۶ دربورس اوراق بهادارپذیرفته شده وقبل از۱/۱/۹۱ خارج شده اند

۱۹۰

پایان سال مالی آن ها اسفندماه نباشد

۹۶

صورت‌های مالی هر یک از شرکت‌ها جهت استخراج اطلاعات مالی آن ها در دسترس نبود

۵۶

جز شرکت‌های سرمایه گذاری بودند

۴۸

تعداد شرکت هایی که داده های آن ها جمع‌ آوری شده است (نمونه نهایی)

۷۸

جدول۳-۱ چگونگی انتخاب شرکت‌های مورد مطالعه پژوهش

۳-۴ روش پژوهش

هر تحقیقی باید بر اساس مسأله اصلی، اهداف، فرضیه‌ها، امکانات و نیز ملاحظات اخلاقی، طرح و روش خاصی داشته باشد تا با مدد آن بتوان به شناخت منظم و سازماندهی شده واقعیات مورد مطالعه دست یافت. روش پژوهش از نظر نوع داده هاتوصیفی و از نوع همبستگی است. توصیفی ‌به این دلیل که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیده‌های مورد بررسی است و برای شناخت بیشتر شرایط موجود می‌باشد و همبستگی به دلیل اینکه در این پژوهش رابطه بین متغیّرها مورد نظر است. تحقیق حاضر به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته و در پی اثبات وجود این رابطه در شرایط کنونی ‌بر اساس داده های تاریخی است. برای بررسی همبستگی بین متغیرها، از تحلیل رگرسیون استفاده شده است.

برای اجرای این آزمون می‌بایست پیش‌فرض تحلیل رگرسیون اجرا شود تا نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون قابل استناد باشند. این تحقیق دارای یک متغیرمستقل و یک یا چند متغیر وابسته است که میزان اثر متغیّر مستقل بر متغیّرهای وابسته از طریق آزمون‌های رگرسیون برازش می‌شود. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی می‌باشد و به بررسی ارتباط بین سطح نگهداری دارایی‌های نقدی و انعطاف پذیری مالی پرداخته است. براین اساس داده های شرکت‌های نمونه برای یک دوره زمانی ۶ ساله از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۱ جمع‌ آوری ‌گردید. سپس متغیّرهای تحقیق اندازه‌گیری و روابط احتمالی بین آن ها به لحاظ آماری تجزیه و تحلیل شد. در پژوهش حاضر، میزان نگهداری وجه نقد به عنوان متغیر مستقل و ظرفیت بدهی، جریانات وجوه نقد و فرصت‌های رشد شرکت متغیرهای وابسته پژوهش هستند.

۳-۵ روش جمع‌ آوری داده ها

داده های مورد نیاز جهت محاسبه متغیرهای پژوهش، از بانک اطلاعاتی ”ره‌آورد نوین“ استخراج شده است. پس از جمع‌ آوری داده هایی که برای انجام پژوهش مورد نیاز است، انتخاب ابزاری مناسب به منظور محاسبه و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به متغیرها اهمیت خاصی دارد. به منظور انجام محاسبات و آماده نمودن داده ها به اطلاعات مورد نیاز پژوهش و همچنین تجزیه و تحلیل آن ها، از نرم افزارهای لیزرل، آموس و SPSS استفاده شده است. یکی از مواردی که بایستی ‌در مورد جمع‌ آوری داده ها به آن توجه کرد، روایی ابزارهای گردآوری داده ها است. منظور از روایی ابزار گردآوری داده ها این است که ابزارها بتوانند واقعیت ها را به خوبی نشان دهد. از آنجا که ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، بانک‌های اطلاعاتی تهیه شده توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران و یا کتابخانه سازمان بورس اوراق بهادار تهران است؛ لذا می توان به روایی ابزارهای گردآوری داده ها اعتماد نمود.

۳- ۶ روش تجزیه و تحلیل داده ها

برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. با بهره گرفتن از آمار توصیفی به بیان جداول توصیفی و رسم نمودارها و برای آزمون فرضیات پژوهش از آمار استنباطی استفاده شده است.

۳-۶-۱ رگرسیون خطی

رگرسیون روش آماری است که به بررسی ارتباط دو یا چند متغیر می ­پردازد که با بهره گرفتن از آن می‌توان یک متغیر را ‌بر اساس یک یا چند متغیر دیـگر پیش‌بـینی نمود. حال در صورتی که یک متغیر مستقل وجود داشته باشد، با مدل رگرسیون خطی ساده و در صورتی که بیش از یک متغیرمستقل بود با مدل رگرسیون چندگانه مواجه هستید.

الف) رگرسیون ساده

فرض کنید X یک متغیروابسته، Y یک متغیر مستقل و e متغیر خطا باشد. معادله خط رگرسیون به صورت:

( ۳-۱ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




دسته ای از کشورها، من جمله فرانسه (مواد ۱۱۳۱ و ۱۱۳۲ ق.م)، به همبستگی عوضین نظر داشته اند و به تئوری علت تصریح نموده اند.

اما دسته ای دیگر از کشورها شاید تحت تأثیر اعتراضات و انتقادات مطرح، مانند آلمان، سوئیس این نظریه را در قوانین خود ذکر نکرده اند؛ گرچه آلمان (در مواد ۸۱۲ تا ۸۲۲ ق.م) و سوئیس (در ماده ۶۲ ق.م) «اصل همبستگی تعهدات» در قراردادهای دو تعهدی و نیز مفهوم غیر قراردادی «استفاده بلاجهت» را پذیرفته اند.

در قانون مدنی ایران نیز، با این که ماده ۱۹۰، از ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی فرانسه گرفته شده است، مع ذلک قانون گذار ایران در آن ماده به جای تعهد، از «جهت معامله» سخن گفته و مشروعیت جهت معامله را، از شرایط صحت عقد قرار داده است. به علاوه، ماده ای نظیر ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی فرانسه که تعهد بدون جهت یا مبتنی بر جهت اشتباهی را بلا اثر تلقی کرده، در قانون مدنی ما رؤیت نمی شود. لهذا، قانون گذار ایران ، از قانون مدنی فرانسه پیروی نکرده و در برابر بحث ها، انتقادها و اظهار نظرهای موافق و مخالف، سکوت را ترجیح داده است.

لیکن، نباید تصور کرد که نتایجی که در حقوق فرانسه از نظریه ی علت گرفته شده، در حقوق ما ناشناخته است. در واقع، کسانی که فایده ی تئوری علت را انکار می‌کنند، نتیجه ی حاصل از آن را می‌پذیرند، بدون این که از تئوری مذکور نام ببرند.

در مقایسه با نظریه ی علت که در برخی از کشورهای اروپایی به طور گسترده مطرح گردید، نظریه ی مشابهی با عنوان نظریه ی عوض از قرن ۱۶ میلادی، در حقوق انگلستان مورد بحث قرار گرفته است. ریشه ی بحث بر می‌گردد ‌به این که در حقوق قدیم انگلیس، تعهدات علی الاصول الزام آور نبودند. رفته رفته، طرح دعاوی متعدد، سبب گردید تا دادگاه ها قاعده ای را ایجاد نمودند که مطابق آن، تعهدات به طور کلی لازم الاجرا نباشند و استثنای آن انجام برخی تشریفات در عقود بلاعوض (انعقاد عقد در قالب خاص) یا وجود عوض در عقود معوض باشد؛ به دیگر سخن، برای این که قراردادی الزام آور باشد، بایستی در یکی از دو قالب فوق جای گیرد.

عوض در واقع، یک عمل مقابله به مثل است و از اصل قدیمی «شی در برابر شی» اقتباس گردیده است؛ هر طرف چیزی می‌دهد و چیزی متقابلاً دریافت می کند. به طور مثال، در عقد بیع، عوض تعهدِ پرداختِ مشتری، تعهدِ بایع به تسلیم مبیع است. این، در واقع، ضرری است که بر بایع تحمیل گردیده است.

عوض، صرفاً در عقود معوض محل بحث دارد و همانند نظریه ی علت در کلیه ی عقود معوض، معنای واحدی را می رساند و متوجه تعهد است؛ نه عقد و انگیزه ی شخصی.

موازنه نیز، از بنیادی ترین اصول است؛ اصلی که در قالب این نظریه مطرح گردید، صرفاً در عقود معوض جریان دارد؛ عقودی که در آن دو کفه ی ترازو وجود دارد و در هر کفه منافع یک طرف قرار گرفته است که هر زمان یک کفه رو به سمت پایین آورد، کفه ی دیگر نیز به حرکت درآمده و مقابل آن می‌ایستد و علت این توازن چیزی نیست جز، نظریه ی موازنه.

نظریه ای که نه تنها در حین العقد مجری است (موازنه در تملیک)؛ بلکه در زمان اجرای تعهدات و حتی بعد از عقد نیز، (موازنه در تسلیم و ارزش اقتصادی) جریان دارد؛ که گاه جنبه ضمانت اجرایی داشته و طرفین را ملزم و پای بند به تعهدات طرف مقابل می کند و گاه از بار تعهدات شخص می کاهد و او را نیز معاف از انجام تعهد خود می کند و در همه ی این موارد، فقط و فقط، به اجرا یا عدم اجرای تعهد طرف مقابل می نگرد. این امر، ناشی از عدالت و انصاف قراردادی است.

فصل سوم:

آثار اصل همبستگی عوضین

تاکنون اصل همبستگی عوضین در جامه های مختلف، از نگاه نویسندگان بزرگ ایرانی و غیر ایرانی، عرض اندام نموده است. قالب هایی چون تئوری علت، تئوری عوض، تئوری موازنه.

سعی ما بر این بوده است که این پراکندگی ها را جمع نموده و از اتحاد حاصل، اصلی را انتزاع و استخراج کنیم که هرچند در برخی از کتب مختصراً مورد اشاره واقع شده، اما به صورت جامع و کامل مورد بحث و بررسی قرار دهیم، تا با تنقیح موضوع، به بسیاری از اختلافات حادث پایان دهیم و این مهم میسر نیست، مگر با جمع‌ آوری و گردآوری آثار این اصل.

همبستگی عوضین، محدود به زمان اجرای تراضی نیست. دو طرف به اجرای تعهدات خویش می اندیشند و انعقاد پیمان را، مقدمه ی مقصود نهایی می بینند. برای مثال، در خرید و فروش، انگیزه ی اصلی، تصور دارا شدن و در اختیار گرفتن عوض مقابل است و پیمان مربوط به تملیک، مقدمه و سبب رسیدن ‌به این هدف نهایی است. خریدار پول نمی دهد تا اسناد عادی یا رسمی معامله را به دست آورد یا در عالم اندیشه مالک شود؛ بلکه او می‌خواهد بر مبیع سلطه پیدا کند و از منافع آن بهره مند شود.

‌بنابرین‏، نمی توان ادعا کرد که عقد بیع، با ایجاب و قبول تمام می شود. درست است که عقد از آن هنگام منعقد می‌گردد؛ ولیکن، هنگامی متعاقدین به منظور خود می‌رسند که عقد به درستی به اجرا درآید. لذا، نباید چنین پنداشت که همبستگی عوضین، هنگام اجرای تعهد از بین می رود و دو دین جداگانه باقی می ماند که از ریشه ی مشترک آبیاری شده و اکنون وجودی مستقل دارند (کاتوزیان ۱۳۸۷، ۸۰: ۴).

آثار گوناگون اصل همبستگی عوضین، از توجه به علت وار بودن وابستگی دو عوض در برابر یکدیگر، شناسایی می‌شوند. عنایت به احکام ویژه ای که در عقود معوض مطرح شده، به گونه ای که در عقود غیر معوض با این احکام روبه رو نخواهیم شد، روشن می‌کند که قانون گذار بر پایه ی تحلیل های حقوقی، تمامی این آثار را در معرض توجه قرار داده است. این آثار اصولاً مشترک میان تمام عقود معوض هستند و می توان اذعان داشت که مدلول التزامی و بایسته ی عقود معوض اند.

بدین ترتیب، مطالب این فصل را در پنج مبحث مورد بررسی قرار می‌دهیم، ابتدا به ضرورت وجود عوضین (مبحث اول) و ضرورت تسلیم عوضین (مبحث دوم) می پردازیم و سپس به معافیت دو تعهد مقابل هم به سبب مانعیت عامل خارجی (مبحث سوم) و همزمانی اجرای تعهد طرفین (مبحث چهارم) خواهیم پرداخت و در نهایت، ضمان درک که برخلاف موارد پیش گفته، در موارد بطلان عقد قابل طرح است (مبحث پنجم) مورد امعان نظر قرار خواهد گرفت.

۳-۱- ضرورت وجود عوضین

در بیع عین معین یا کلی در معین، وجود خارجی مبیع حین العقد ضروری است و الا معامله باطل خواهد بود. ماده ۳۶۱ قانون مدنی، در این خصوص مقرر می‌دارد که: «اگر در بیع عین معین، معلوم شود که مبیع وجود نداشته، بیع باطل است.»

اگر چه این ماده، ‌در مورد بیع است؛ ولیکن خصوصیت بیع، بطلان آن را ایجاب نمی نماید و چون این حکم، مطابق قاعده به نظر می‌رسد ؛ لذا باید مفاد آن را به سایر عقود تملیکی نیز، سرایت داد.

در تحلیل آن آمده است، شرط مذبور به علت تملیکی بودن عقد است که مورد معامله به وسیله ی عقد، از یک طرف به طرف دیگر تملیک و انتقال داده می شود؛ زیرا فقط، مال موجود می‌تواند مورد تملیک قرار گیرد و به حکم عقل نیز، امر معدوم نمی تواند موضوع دین و انتقال قرار گیرد، ولو آن که پیدایش آن در زمان بعد محقق باشد (امامی ۱۳۵۵، ۲۱۴- ۲۱۵: ۱؛ کاتوزیان ۱۳۸۷، ۱۳۰- ۱۳۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




الف: نوسان پذیری اقتصادی: [۲۲]

نوسان پذیری اقتصادی عبارت است از حساسیت ارزش اقتصادی شرکت نسبت به نوسانات نرخ ارز . نوسان پذیری اقتصادی به دو بخش تقسیم می شود : ( گرانت[۲۳] و همکاران ۲۰۰۴ )

نوسان پذیری معاملاتی [۲۴]

نوسان پذیری معاملاتی عبارت است از نوسان در ارزش خانگی قراردادهای خارجی که مبلغ آن ها از پیش تعیین شده است. بعبارت دیگر نوسان پذیری معاملاتی موقعی به وجود می ­آید که شرکت دارایی یا بدهی خارجی مانند حسابهای دریافتنی خارجی، حسابهای پرداختنی خارجی، وام خارجی یا پس انداز خارجی داشته باشد که در دفاتر به پول ملی ثبت شده باشد. ارزش این نوع داراییها و بدهی­ها بستگی به نرخ ارز دارد. تسویه این تعهدات یا قراردادها در آینده بر روی جریانات نقد­[۲۵]شرکت تاثیر خواهد داشت.

( گرانت و همکاران ؛ ۲۰۰۴ )

نوسان پذیری عملیاتی [۲۶]

نوسان پذیری عملیاتی­، نوسان در جریان نقد عملیاتی آتی بواسطه عکس العمل نشان دادن به نوسانات

نرخ ارز است­. تغییر در نرخ ارز می‌تواند بر موقعیت رقابت­، قیمت­، حجم فروش و هزینه­ های یک مؤسسه‌ تاثیر گذاشته و در نتیجه عایدات نقد آن را تحت تاثیر قرار دهد­. برای بسیاری از شرکت‌ها نوسان پذیری عملیاتی مهمتر از نوسان پذیری معاملاتی است­. ( پیت و همکاران؛۱۹۹۵؛ص۴۲۷ )

ب : نوسان پذیری حسابداری : [۲۷]

نوسان پذیری حسابداری از نیاز به گزارش شرایط مالی شرکت و اعلام آن ها به صورت پول رایج ناشی می شود­. صورت مالی عملکرد خارجی شرکت باید به پول رایج تبدیل شود­. نوسان پذیری حسابداری عبارت است از انحراف ارزش دفتری دارایی و بدهی خارجی که به پول رایج ثبت شده است­. ( گرانت و همکاران؛۲۰۰۴)

در حقیقت فقط یک نوع ریسک نرخ ارز وجود دارد و آن نوسان پذیری اقتصادی است­. این نوع ریسک موقعی به وجود می ­آید که عایدات نقد واقعی شرکت با تغییرات نرخ ارز تغییر یابد یا بعبارت دیگر زمانی که تغییرات قیمت نسبی بین دو کشور به وسیله تغییرات نرخ ارز جبران نشود­، نرخ ارز به طور واقعی تغییر کرده و بر روی جریانات نقدی شرکت تاثیر خواهد گذاشت­. انواع دیگر مفاهیم نوسان پذیری از نرخ ارز کوششی­ در جهت شناخت ابعاد مختلف نوسان پذیری اقتصادی است ( کرنل[۲۸] و همکاران ؛۱۹۸۳؛ صص۳۱-۱۶ )

۲-۲-۵-عوامل مؤثر بر نوسان پذیری از نرخ ارز

یکی از عوامل مؤثر بر نوسان پذیری شرکت‌ها از نرخ ارز نوع صنعت می‌باشد. ‌به این شکل که با افزایش نرخ ارز ارزش صنایعی که در زمینه صادرات و سرمایه گذاری خارجی فعالیت ‌می‌کنند و یا احیانا رقیب کالاهای وارداتی هستند افزایش یافته و در مقابل ارزش صنایع وارد کننده و کالاهایی که قابلیت تجارت بین‌المللی ندارند کاهش خواهد یافت­.

از دیگر عوامل مؤثر برنوسان پذیری از نرخ ارز میزان داراییها و بدهی­ها­ی ارزی ‌می‌باشد­. ‌به این شکل که با افزایش نرخ ارز ارزش شرکتهایی که بدهی ارزی آن بیش از دارایی ارزی آن ها‌ است کاهش یافته و در مقبل ارزش شرکتهایی که دارایی ارزی آن ها بیش از ارزش بدهی های ارزی آن ها‌ است افزایش خواهد یافت.

قیمت سهام شرکت‌ها مانیتور تاثیر پذیری آن ها از نوسانات نرخ ارز می‌باشد بنا بر این هر چه این مانیتور بزرگتر باشد تاثیر پذیری شرکت‌ها از نوسانات نرخ ارز روشن تر قابل مشاهده خواهد بود لذا در این تحقیق از شرکتهایی که سهام شناور آزاد بیشتر دارند استفاده گردیده است .

۲-۲-۶-همترین ابعاد کاربردی بازارهای ارز

    • تسهیل تامین مالی دربازارهای خارجی

    • تسهیل speculation روی ارزش ارزها

    • استفاده ازنوسانات برای سود آوری

  • درک این بازاربا هدف کنترل تاثیرات منفی نوسانات برجریانات نقدی شرکت‌ها

مختصری از تاریخچه انتقال به سیستم ارزهای شناور

از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۷۱­، سیستم برتون و ودز تجویز می کرد که نرخ برابری یک ارز در مقابل دیگری دریک باند باریک ثابت پیرامون یک نرخ و با دخالت دولت‌ها تعیین گردد. با این حال این سیستم به وضعیتی منجر شد که درآن برخی ارزها مانند دلار آمریکا نسبت به ارزهای دیگر بسیار پر ارزش تر گردید. در سال ۱۹۷۱ موافقتنامه Smithsonian منعقد شد که برای مقابله با چنین شرایطی بود. ‌بر اساس این موافقتنامه، کشورهای مهمی در دنیا اجازه میدادند تا دلار کاهش ارزش یافته و مرزها یا باند گفته شده در بالا دارای نوسانی بیشتر ازیک و تا سقف ۲٫۲۵ درصد گردد. در سال ۱۹۷۳ ،در قالب سمیتسونیون دوم مرزهای نوسان نرخ‌های ارز در مقابل یکدیگر به کلی برداشته­ شد. این سیستم شناور برابری ارزها، امروزه ­نیز عمل می‌کند. با این حال، دولت‌ها کماکان در این سیستم دخالت ‌می‌کنند و این کار را با تغییرات در نرخ‌های بهره انجام می­ دهند. مضاف براین­، در سال ۱۹۹۲­،۱۲ کشور مهم ‌اروپایی‌­ در شهر واتیکان، نرخ‌های برابری ارزهای خود را به یکدیگر به ترتیبی pegged کردند تا یوروبه وجود آید.(این کشورها شامل بلژیک، اتریش، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، ایرلند، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال واسپانیا هستند).

نقش مؤسسات مالی درمعاملات ارزی در این بازار

    • درست مانند معاملات در بازار اوراق قرضه و بازار پول این بازار نیز از نوع OTC با وجود dealer هاست.

    • معامله گران این بازار معمولا دریک سالن معاملاتی بزرگ متعلق به یک بانک تجاری ویا FI مستقر می‌شوند.

    • معامله گران دریک یا چند ارز متخصص هستند.

    • پلاتفرمهای معاملاتی آن لاین امروزه به سرعت جای خود را نسبت به سیستم های رودررو و حتی “سنتی الکترونیکی” باز ‌کرده‌است(۹۰ درصد).

  • net position ها در این ساختار به صورت زیر برای یک سال و یا یک لحظه خاص محاسبه می شود:

نرخ‌های برابری ارزها ومعاملات مربوطه

    • نرخ‌های برابری ارزها: دارای مفهومی ساده است و چیزی نیست جز نرخ برابری یک ارز در برابر ارز دیگر.

  • معاملات ارزها: دو نوع معامله در ساختار این بازار وجود دارد spot and forward نوع spot یا نقدی آن معامله برحسب نرخ موجود آن است که معمولا به وسیله واحد ارزهای خارجی بانک‌های تجاری و یا معامله گران غیر بانکی این ارزها انجام می شود­:

مثال از معاملات spot : یک سرمایه گذاری آمریکائی درصدد خرید پوند انگلیس از طریق یک بانک محلی در۱۶­دسامبر۲۰۰۴ است این فرد یا شرکت مبالغ دلاری را از حساب بانکی دلاری خود به حساب دلاری فروشنده پوند انتقال می­دهد و این کار را در نرخ فروشنده بر ای هر پوند انجام می‌دهد و به طور همزمان پوند­ها از حساب فروشنده به حساب تعیین شده توسط خریدار یا همین سرمایه گذار آمریکائی منتقل می­ شود. به نرخها در درون این نوع معاملات­spot or current exchange rate گفته می­ شود. تقویت پول ملی یک کشور به معنی آن است که کالاهای آن کشور برای خریداران خارجی گرانتر می‌شوند زیرا درزمان پرداخت بهای آن باید بخش بزرگتری از پول خود را بدهند تا ارز مربوط به کشور صادر کننده را بخرند و بالعکس.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




‌بنابرین‏ در یک جمع بندی و به طور خلاصه می توان معنویت را توانایی حل مسائل با اتکاء به نیروی برتر، خودآگاهی، خودشناسی و توانایی شناخت ارزش ومعنا دانست.

هوش و انواع آن

بر طبق بسیاری از تعاریف ارائه شده «هوش» عاملی است که سبب توانایی فرد برای مقابله با مشکلات وحل سازگارانه آن ها می شود. از جمله پیاژه[۱۲] (۱۹۶۹؛ به نقل از مرعشی؛۱۳۹۰) هوش را قدرت سازگاری با محیط می­داند. همچنین گاردنر[۱۳] (۲۰۰۴) نیز هوش را مجموعه ­ای از توانایی های حل مسئله معرفی می­ کند.

‌در مورد اینکه هوش ‌و اساساً ظرفیت های ذهنی انسان متعدد یا متحد هستند و آیا ما به طور کلی دارای یک ظرفیت ذهنی به نام هوش هستیم و یا انواعی از هوش وجود دارد مدت­ها مناقشه برپا بوده است استرنبرگ[۱۴] (۲۰۰۱) نشان داد که ضریب هوشی [۱۵](هوشبهر، و یا همان هوش منطقی) فقط می‌تواند ۲۰ درصد از واریانس موفقیت های شغلی افراد را پیش‌بینی کند ‌و توجیه بقیه واریانس موفقیت های شغلی نیاز به پذیرش ظرفیت های ذهنی جداگانه ای دارد اما در گذشته اسپیرمن[۱۶] (۱۹۲۷، به نقل از خدایاری فرد ،۱۳۸۸) هوش را شامل یک توانایی عمومی می‌دانست.که در هر زمینه ها به کار می رود. او این توانایی عمومی را فاکتورg (حرف اول کلمه general ) خواند که برای هر زمینه خاص با یک توانایی ویژه یا فاکتورS (حرف اول کلمه Specific ) تلفیق می شود.

بعدها روان شناسان متعددی از جمله ثرندایک[۱۷] (۱۹۲۰) با این نظرمخالفت کردند وبرای انواع توانایی های ذهنی انسان تمایز بیش­تری قائل شدند. ثرندایک(۱۹۲۰) قائل به سه نوع هوش اجتماعی، انتزاعی و عینی بود. اما ‌بر اساس تئوری گاردنر(۲۰۰۴) هوش مقوله متنوع تری است. وی ابتدا در تئوری هوش چندگانه خود ۷ نوع هوش (ریاضی – منطقی، جنبشی – بدنی، موسیقائی، فضائی، زبانی، بین فردی، درون فردی) را شرح کرد. اما بعداً با افزایش یک هوش دیگر (هوش طبیعی) ۸ نوع هوش را پذیرفت و از احتمال وجود هوش دیگری به عنوان هوش نهم نیز سخن گفت (گاردنر،۲۰۰۴). او هوش اخیر را که با دیده تردید به آن می نگریست «هوش وجودی » خواند که به انسان این توانایی را می‌دهد که ‌در مورد چیستی خود، علت پدیداری زندگی، هدف غائی و معنای زندگی سؤال کند. همان گونه که خواهیم دید ‌بر اساس تبیین ها و مدل های گوناگون هوش معنوی این گونه سؤالات در حیطه پرسشگری هوش معنوی هستند.

هوش معنوی به عنوان نوع مستقلی از هوش

تلفیق دو مفهوم هوش و معنویت منجر به پیشنهاد سازه دیگری به نام هوش معنوی شده است. ایمونز(۱۹۹۹) در چارچوب تئوری هوش های چند گانه گاردنر (۲۰۰۴) معنویت را به عنوان نوعی از هوش مطرح کرد. به عنوان مؤیدی بر این نظر حسینی و همکاران (۲۰۱۰) با بررسی متون پژوهشی مرتبط تأکید می‌کنند که معنویت می‌تواند به عنوان نوعی از هوش در نظر گرفته شود زیرا عملکرد وسازگاری شخص را پیش‌بینی می‌کند و ظرفیت هائی را برای فرد فراهم می‌کند تا به وسیله آن ها مشکلات خود را حل کند و به اهداف خود دست یابد. به طور کلی آنچه که موجب شده است سازه معنویت به عنوان هوش مفهوم سازی شود آن دسته از مشاهدات و یافته هائی هستند که نشان می‌دهند کار بست الگوهای ویژه­ای از افکار، هیجانات، و رفتارها(که معمولاً درذیل مفهوم دین و معنویت به آن ها پرداخته می شود) در زندگی روزمره می‌توانند موجب افزایش سازگاری و بهزیستی انسان شوند (آنان دارجاه[۱۸] و هایت[۱۹] ، ۲۰۰۱، کندی[۲۰]، ۲۰۰۲،وان نس [۲۱]و کاسل[۲۲] ،۲۰۰۳ ،دالمن[۲۳]،۲۰۰۴، به نقل از سهرابی و ناصری ،۱۳۸۸).

اما اصطلاح «هوش معنوی» اولین بار در حدود یک دهه قبل توسط زوهر و مارشال (۲۰۰۰) مطرح گردید. به اعتقاد زوهر (۲۰۰۰) هوش معنوی نوعی از هوش است که شخص به وسیله آن به عمیق ترین معانی، اهداف، و انگیزه های خود دست می‌یابد. هوش وجودی گاردنر (۲۰۰۴) بسیار شبیه به هوش معنوی بوده و با آن هم پوشانی دارد؛ هر چند کاملاً با آن یکی نیست . با این حال گاردنر(۲۰۰۴) با وجود سازه­ای به نام هوش معنوی مخالفت کرد و تا مدت ها از پذیرش آن جلوگیری نمود، تا اینکه به تازگی پژوهش ها از اهمیت معنویت در رشد و تکامل انسان، هوش وی و رفتار وی حمایت کردند. واگان (۲۰۰۲) نیز چنین اظهار عقیده کرد که هوش معنوی یکی از انواع هوش های چند گانه است و می‌تواند مستقلاً تقویت شود.

در بررسی (اسمیت[۲۴] ۲۰۰۵) هم نشان داده شد که هوش معنوی لازمه سازگاری بهتر با محیط است و افرادی که هوش معنوی بالاتری دارند تحمل بیش تری در برابر فشارهای زندگی داشته و توانایی بالاتری را برای سازگاری با محیط نشان می­ دهند. شاهد دیگر برای اینکه هوش معنوی به راستی یک ظرفیت ذهنی برای سازگاری و تطابق است، پژوهشی است که معلمی و همکاران(۱۳۸۹) انجام دادند و نتیجه گرفتند که هوش معنوی با افکار ناکارآمد همبستگی منفی معنادار دارد.

ار­­­­ا­­­­­­­­­­­­­­­­ئه­ی الگوی ساده برای ارتباط انواع هوش

برای بررسی بهتر انواع هوش های مطرح شده، می توان الگویی ساده به دست داد که نشان دهنده ی ارتباط بین سطوح هوش باشد. به سخن دیگر، برای درک و ارتباط بهتر برنامه درسی با پدیده ی هوش، می توان از ساختار هرمی کمک گرفت که در آن سطوح مختلف انواع هوش با یکدیگر تعاملی ویژه دارند (نمودار۲-۱).

نمودار۲-۱ الگوی ارتباطی سطوح هوش(صمدی،۱۳۸۰)

ایده­ این الگو آن است که مانند نوزادان، نخستین محور تمرکز انسان ، کنترل بدن[۲۵](PQ) است. پس از آن، مهارت­ های زبان شناختی و درکی گسترش می‌یابد(IQ) و نکات کلیدی برنامه درسی مدارس می شود. سپس، مهارت های ارتباطی اولیه در فرد رشد می‌کند(EQ )؛ اما برای بسیاری از افراد هوش هیجانی تنها پس از پدید آمدن نیاز به بهبود و پیشرفت در فعالیت هایشان مورد توجه قرار می‌گیرد. هوش معنوی (SQ) نیز هنگامی مهم می شود که فرد به دنبال هدف و معنا است و از خود می پرسد که « این همه آن چیزی است که وجود دارد؟»پرسشی که از زمان کودکی به شکل های گوناگون برای آدمی مطرح می شود و در جست و جوی پاسخ به آن است. با توجه به سطوح مختلف هوش در بالا، می توان در یافت که این سطوح تعاملی ویژه با یکدیگر دارند. برای نمونه، فرد به بخش های مهم و بنیادی EQ نیاز دارد تا رشد معنوی او با موفقیت آغاز شود.سازه‌های خود آگاهی هیجانی [۲۶]و همدلی [۲۷]شالوده و پایه ­ئی بسیار استوار برای ورود به هوش معنوی پی ریزی می‌کند. با این همه، هنگامی که رشد معنوی آغاز شود، بازخورد مثبت آن تقویت مهارت های EQ است و در یک چرخه، تقویت بیش تر EQتقویت بیش تر SQ رادر پی دارد. این پیوند دو سویه، به رشد و پرورش هر دو سطح هوش در فردکمک می‌کند. چنین تعاملی میان همه­­ی سطوح هوش وجود دارد.

هم چنان که پیشتر گفته شد، معنویت تنها به فعالیت های زیست شناختی و عصب شناختی مربوط نیست؛ بلکه معنویت به طور کلی برای انسان وجود دارد و یکی از والاترین نیازهای انسان است و نقشی بنیادی و محوری در سلسله مراتب نیاز های انسان (نمودار ۲-۲) به گونه ای دیگر در گفتار هوش معنوی مطرح می شود(نمودار ۲-۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




مع الوصف، همان گونه که مستأجر می‌تواند به منظور دفع ضرر، قبل از انجام عمل، از تأدیه ی اجرت المسمی امتناع نماید، اجیر نیز می‌تواند به منظور دفع ضرر، قبل از قرار گرفتن اجرت المسمی در ید حاکم یا شخص ثالث مورد توافق ایشان، از شروع به عمل خودداری کند (نجفی بی تا، ۲۴۴: ۲۷).[۷۸]

این استدلال، حاکی از پذیرش نفی ضرر به عنوان مبنای حق حبس، در فقه منور ماست.

در تأیید این نظر، اضافه می شود که، متعاقدین چنان به همبستگی و برابری اجرای دو تعهد متقابل، وابسته اند که، اگر ناچار شوند بدون دریافت آن چه در عقد انتظار داشته اند، آن چه را به عهده دارند تسلیم نمایند، احساس ظلم و تجاوز می‌کنند؛ چرا که این خطر وجود دارد که طرف مقابل، به دلیل اعسار یا تلف قهری موضوع تعهد یا تفریط خود یا تقصیر دیگران، نتواند وفای به عهد نماید. نتیجه­ مهمی که از این همبستگی گرفته می شود، این است که هر یک از طرفین معاوضه، می‌تواند اجرای تعهد خود را منوط به تسلیم عوض قراردادی و اجرای تعهد دیگری کند (کاتوزیان ۱۳۸۷، ۸۲: ۴).

۳-۴-۲-۴ بنای عقلا

امام خمینی «ره» در کتاب البیع، ضمن مخالفت با نظر محقق اردبیلی و نظریه ی توافق ضمنی بر حق حبس، مبنا و منشأ حق حبس را، این گونه تبیین و تدلیل می نمایند:

«بر هر یک از متبایعین، تسلیم آن چه عقد بر آن واقع شده است لازم نیست؛ نه بدان دلیل که مرحوم اردبیلی و صاحب حدائق بیان داشته اند [رد مال غیر، واجب و لازم است؛ لذا بر هر یک از طرفین، لازم است که عوض را تسلیم نماید و در صورت امتناع از تسلیم، این عمل امساک مال غیر و ظلم بوده و ظلم یکی از ایشان، مستلزم جواز ظلم طرف دیگر نیست.] و نه به دلیل لزوم رد عوضین مبنی بر شرط ضمنی مورد توافق طرفین [طرفین ضمن توافق بر عقد، بر این نکته نیز توافق دارند که هر یک از طرفین، تعهد خویش را در قبال طرف دیگر انجام دهد و در صورت خودداری هر یک از ایشان، طرف دیگر نیز، بتواند متقابلاً از انجام تعهد، در مقابل فرد مستنکف امتناع نماید.]

بلکه ‌به این دلیل که تسلیم و تسلّم، از احکام عقلایی مترتب بر بیع است؛ تا آن جا که می توان گفت: بیع عبارت است از داد و ستد (اخذ و اعطا)؛ بدین لحاظ که همچنان که بیع، انشایی برای رسیدن به مالکیت عقلایی است، داد و ستد نیز، از اسباب عقلایی است؛ بدون این که در نفس معاوضه، تقیید و التزامی باشد.

لذا احکام آشکار عقلایی لازم العمل هستند، مگر این که دلیل شرعی مانع آن گردد؛ و در نزد عقلا بر این امر، حق امتناع مترتب می‌گردد؛ چنان چه هر یک از طرفین از تسلیم امتناع نماید، همچنان که برای هر یک از طرفین، حق مطالبه می‌باشد، می‌توانند به حاکم رجوع کنند ‌به این دلیل که حق حبس، حق عقلایی است که مترتب بر معاوضه است؛ نه به دلیل قاعده ی «الناس مسلطون علی اموالهم» که ملک وی است.

حاکم نیز، از باب ثبوت حق برای هر یک از ایشان، اجبار به تسلیم می کند نه از باب امر به معروف؛ همچنان که عدم حق مطالبه، در صورت امتناع ادای حق طرف مقابل، بر آن مترتب می‌گردد؛ زیرا حق وی از نظر عرف مطلق نبوده، بلکه مقیّد است؛ پس او نمی تواند در حالی که عوض را به طرف مقابل تسلیم نکرده، مالش را از وی مطالبه کند.» (به نقل از نصیری، تفرشی و رستمی چلکاسری ۱۳۴۸، ۱۵۰).

۳-۴-۲-۵ حق تقاص (معامله به مثل)

این نظریه، با استناد به آیه ی ۱۹۴ سوره ی بقره[۷۹] حق حبس و تمانع را، بر مبنای تقاص یا جواز معامله به مثل توجیه ‌کرده‌است که به مقتضای آن، اگر یک طرف از تسلیم یا ادای حق دیگری امتناع کند؛ طرف دیگر حق دارد، از تسلیم مال یا ادای حق وی، متقابلاً خودداری نموده، مانع دست یابی به مال یا حق خویش شود.

البته، استناد به تقاص، در صورتی می‌تواند به عنوان مبنایی برای حق حبس مورد توجه قرار بگیرد که خودداری یک طرف از اجرای تعهد، مصداق اعتداء یا تجاوز به حقوق دیگری محسوب شود و آن، در فرضی قابل تصور خواهد بود که طرف دیگر در اصل، منکر وجود مال یا حق دیگری نزد خود باشد؛ یا اساساً از تسلیم مال یا اجرای تعهد امتناع کند؛ یا بدون جهت آن را به تأخیر بیندازد. لذا، آن جا که یک طرف با وجود اعلام آمادگی، اجرای تعهد خود را، به اجرای تعهد از سوی طرف مقابل موکول می‌کند، چنین امتناعی تجاوز و عمل خلاف به شمار نمی آید؛ تا طرف دیگر بتواند به عنوان معامله به مثل یا تقاص، از اجرای تعهد خویش خودداری نماید (به نقل از پارساپور و عیسایی تفرشی ۱۳۸۸، ۱۳).

۳-۴-۲-۶ عدالت و انصاف

بنا بر این نظر، حق حبس مبتنی بر عدالت و انصاف است. پس از توافق، دو عوض، در حکم مجموعه ای است که پاره ای از آن، با پاره ای دیگر معاوضه می شود و تعهد هر طرف، در برابر تعهد دیگری قرار می‌گیرد؛ نظر به تساوی رابطه ی عقد نسبت به متعاقدین، نمی توان منکر اجرای همزمان دو تعهد شد و قائل به حق تقدم یکی از متعاقدین شد (صفا ۱۳۸۸، ۶۵- ۶۶؛ تولیت ۱۳۸۰، ۱۴؛ جعفری لنگرودی ۱۳۷۸، ۱۶۹۸: ۳).

‌بر اساس این نظر، عدالت معاوضی ایجاب می‌کند که دو تعهد متقابل، در یک زمان اجرا شود و تبعیضی در میان نباشد (کاتوزیان ۱۳۸۷، ۸۲: ۴).

لذا در صورت امتناع یکی از طرفین از ایفای تعهدش، طرف دیگر ملزم به اجرا نیست؛ زیرا بنا به حکم انصاف، نباید به یکی از طرفین حق داده شود که اجرای تعهد طرف را تقاضا نماید؛ بدون این که خود، برای اجرای تعهدی که در همان عقد برای وی حاصل شده است، حاضر شود (عدل ۱۳۸۹، ۲۴۲).

۳-۴-۲-۷ موازنه در تعویض

به نظر برخی، اساس حق حبس به معنی عام کلمه، چه در سمت ایجاب (اثبات) و چه در سمت سلب (نفی) بر موازنه در تعویض نهاده شده است.

«در طرف ایجاب (که حق حبس در معنی اخص در این معنی به کار می رود) تسلیم مورد عقد، از جانب یک طرف قرارداد، در برابر طرف دیگر، مورد توجه است که اگر هر دو طرف، از تسلیم امتناع ورزند (تمانع)، قانون به تبع حقوق فطری، آنان را ذی حق در امتناع می شناسد؛ اما در طرف سلب (که موازنه در تسلیم جامه ی عمل پوشیده و عوضین رد و بدل شده اند و در طرف اثبات ، به کمال خود رسیده اند؛ اینک عقد به سبب فسخ یا اقاله یا شفعه گسیخته شده و آن وضع ایجابی، تباه و ویران گشته) باز هم روح موازنه در تعویض (که ناشی از تراضی طرفین بوده)، سایه ی خود را بر این امور (خیار، اقاله، شفعه) می گستراند.

با این تفاوت که، دامنه ی آن موازنه در تعویض که سابقاً به سوی ایجاب کشیده شده بود؛ اینک به طرف سلب کشیده می شود و جریان معکوس مبادله خود نمایی می‌کند. ‌بنابرین‏، اگر عقد بیعی (مثلاً) پس از تسلیم مبیع و تأدیه ی ثمن به فسخ بیانجامد، خریدار می‌تواند تسلیم مبیع را، موکول به بازگرداندن ثمن، از طرف فروشنده نماید.»

‌بر اساس دیدگاه مذکور، تمانع از تسلیم در طرف سلب، همانند امتناع آن دو در طرف ایجاب، حکمی است فطری که از بداهت عقلی برخوردار است (جعفری لنگرودی ۱۳۸۱، ۱۲۲).

۳-۴-۲-۸ لزوم رعایت حسن نیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




هر تغییر در عرضه و تقاضا سبب بر هم خوردن تعادل بازار نفت خواهد شد. به لحاظ تئوری اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد و یا اگر تقاضا افزایش یافته و عرضه کم شود می ­تواند دلیلی بر افزایش قیمت شود (وکیل، ۱۳۸۰: ۱۴). به طور کلی عواملی وجود دارد که بر قیمت نفت مؤثر می­باشند؛ این عوامل در دو دسته تقسیم می­شوند: یک دسته از این عوامل مربوط به قیمت است که بر طبق اصول اقتصادی، چنانچه قیمت کاهش یابد فرصت فروش بیشتر می­ شود زیرا افراد بیشتری می ­توانند خود را در زمره­ خریداران احتمالی آن درآورند و گاهی هم خریداران قبلی بر مصرف خود می­افزایند و هرگاه قیمت افزایش یابد عکس این حالت رخ می­دهد. اقتصاددانان معتقدند این نوسان قیمت خود به خود می ­تواند سبب کنترل بازار گردد. تمایل به اینگونه واکنش­ها در مقابل نوسانات قیمت، کشش نامیده می­ شود و هر قدر کشش بازار بیشتر باشد، عرضه­کننده تمایل کمتری به افزایش قیمت از خود نشان خواهد داد (همان، ص: ۱۵).

دسته دوم عوامل نامربوط به قیمت هستند که بر تقاضای نفت مؤثرند: درآمد، رشد اقتصادی، درجه­ توسعه ­یافتگی اقتصاد، میزان رقابت در بازار، مسائل جمعیتی و رشد جمعیت، درجه­ شهرنشینی، عادات و سنن اجتماعی، سیاست­های صادراتی و مبادلات بازرگانی، شرایط­جوی و عوامل فصلی، تحقیق و توسعه، تعدد و فراوانی مصرف­ کنندگان موقت و پاره­ای عوامل غیرقابل پیش ­بینی از اهم این عوامل می­باشند(قنبری، ۱۳۹۰: ۸۷).

الف) تقاضای نفت

بهترین راه درک مکانیسم نوسان قیمت یک کالا این است که ببینیم تقاضا چه واکنشی در برابر افزایش یا کاهش قیمت دارد. تمایل به واکنش کاهشی یا افزایشی تقاضا در مقابل نوسانات قیمت، همان­طور که قبلاً اشاره کردیم کشش نامیده می­ شود و هر قدر کشش بازار بیشتر باشد، نوسان قیمت کمتر خواهد بود(همان، ص: ۸۸).

باید توجه داشت که تقاضا برای نفت خام تقاضای فرعی یا مشتق شده است، زیرا تقاضاکنندگان در حقیقت تقاضایشان برای مصرف فراورده­های نفتی است ‌و مجموع تقاضاهای فراورده­های نفتی موجب تقاضا برای پالایشگران نفت خام می­ شود. اکثر فراورده­های نفتی جزو کالاهای ضروری به حساب آمده و کشش قیمتی تقاضا برای آن ها بسیار کم است (حسنتاش، ۱۳۷۷: ۱۷).

ب) عرضه نفت

در صنعت نفت هزینه­ های ثابت یعنی سرمایه ­گذاری اولیه مربوط به اکتشاف، حفر چاه، نصب واحدهای بهره ­برداری، خط لوله و غیره بسیار سنگین هستند. در حالی که هزینه­ جاری آن نسبتاً کم است به همین دلیل کسی که سرمایه ­گذاری ثابت را انجام داده است دائماً علاقه­مند است که از حداکثر ظرفیت تولید خود استفاده کند و هر سرمایه ­گذاری اولیه ظرفیت محدود و مشخصی را ایجاد می­ کند و افزایش ظرفیت جدید تولید مستلزم سرمایه ­گذاری سنگین جدید بوده و زمانبر است. پس چناچه تقاضا بیش از ظرفیت نصب شده باشد عرضه نمی­تواند به آن واکنش سریع نشان دهد (قنبری، ۱۳۹۰: ۸۸). با توجه به اینکه مجموعه­ صنعت نفت از تولید هر چاه تا تحویل نفت خام به مشتری مجموعه ­ای به هم پیوسته است و بروز هر خللی در مراحل این مجموعه منجر به تولید متوسط خواهد شد، معمولاً تولید کننده ناگزیر است که برای تداوم بخشیدن به تولید هدف، اقدام به احداث ظرفیت تولیدی بیش از میزان تولید هدف نماید. هزینه تولید نفت در کشورهای حوزه­ خلیج فارس به طور اساسی تأثیری روی قیمت­ها نداشته است. حوزه ­های نفتی همگی بزرگ بودند، نسبتاً نزدیک دریا قرار داشتند، و استخراج آن ها تقریباً ساده بود (همان، ص ۸۹). ‌بنابرین‏ در صنعت نفت دو واژه ظرفیت تولید و ظرفیت قابل تداوم تولید از هم قابل تفکیک هستند. با توجه به فنا پذیر بودن نفت و چون در مراحل اولیه تولید طبعاً مخازن پربازده و کم­هزینه مورد بهره ­برداری قرار ‌می‌گیرد، لذا سرمایه ­گذاری­های جدید بر روی نفت خام پر هزینه­تر صورت گرفته و هزینه نهائی تولید بالا رفته، البته توسعه تکنولوژی با ابداع شیوه ­های پیشرفته­تر اکتشاف و حفاری و به کارگیری مدیریت مدرن تا حدی باعث کم­شدن هزینه­ ها می­ شود. و نهایتاًً اینکه فقدان دسترسی به سرمایه در بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت ممکن است موجب شود که این کشورها نتوانند واکنش به موقع و مناسبی نسبت به افزایش تقاضا و قیمت­ها نشان دهند (حسنتاش، ۱۳۷۷: ۲۰).

۲-۳-۲- عوامل مؤثر بر قیمت نفت

امروزه کمتر کسی تردید دارد که نفت و تعیین قیمت آن به شدت تحت تأثیر مسائل سیاسی است. ساز و کارهای قیمت­ گذاری هنوز بر مبنای معادله­ سنتی عرضه و تقاضا ست؛ اما اهمیت تعیین کننده­ نفت در رشد اقتصاد جهانی و پیشرفت­های صنعتی سبب شده روابط میان تولیدکنندگان و مصرف­ کنندگان همواره از مبنایی سیاسی برخوردار باشد. قیمت­ گذاری منابع پایان­پذیر مثل نفت، توسط هاتلینگ[۳۴] در سال ۱۹۳۱ مطرح شد. وی در نظریه خود عنوان می­ کند، منبع نفتی هر کشور محدود است و امکان جانشینی هر واحد این منابع که در زمان حال استخراج و مصرف می­شوند، وجود ندارد. ‌بنابرین‏ در قیمت گذاری آن منبع هزینه فرصت از دست رفته (ارزش سایه­ای) را لحاظ می­نماییم. البته تعیین هزینه فرصت از دست رفته و یا ارزش سایه­ای امری ذهنی است، که در قیمت گذاری منابع نفتی باید در نظر گرفته شود (همتی، ۱۳۷۴). در برخی از تحلیل­ها، حداکثر منابع خالص اجتماعی زمانی حاصل می­ شود که قیمت (تقاضا) با هزینه نهایی صنعت (عرضه کل بازار) مساوی شود. در بازار رقابتی، زمانی که قیمت با هزینه نهایی کل برابر شود، منابع خالص اجتماعی حداکثر می­ شود. در صورتی­که در اقتصاد منابع پایان­پذیر، باید قید مربوط به کمیابی منابع نیز برای رسیدن به عدالت اجتماعی لحاظ شود. ‌بنابرین‏ در حالت تعادل مجموع هزینه نهایی تولید و هزینه فرصت (رانت کمیابی) در واحد اضافی برابر قیمت تعادلی است. یعنی علاوه بر هزینه نهایی تولید، هزینه فرصت نیز در تعیین قیمت منبع اثر دارد. به همین دلیل قیمت نفت همواره از هزینه نهایی تولید آن بالاتر بوده است، اما قیمت آن طی زمان تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار داشته است. عواملی مانند:

    • عوامل اقتصادی (هزینه تولید، عرضه و تقاضا)

    • عوامل انحصاری (اوپک، شرکت­های بزرگ نفتی)

    • عوامل سیاسی (برخوردهای سیاسی کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده)

  • عوامل روانی (شایعات مبنی بر قطع عرضه یا وفور تقاضا، همچنین برداشت از ذخایر و یا افزایش میزان ذخیره­سازی)

بررسی روند قیمت نفت خام نشان می­دهد که قیمت این کالا تمایل زیادی به افزایش یا کاهش دارد که غالباً رفتار گام زنی تصادفی نامیده می­ شود. بدین معنی که در هر لحظه از زمان مستقل از اینکه چه روند قیمتی وجود داشته است این امکان وجود دارد که قیمت این کالا افزایش یا کاهش پیدا کند.

نوسانات قیمت انرژی از عدم تعادل در عرضه و تقاضا ناشی می­ شود. این عدم تعادل می ­تواند در اثر وقایعی نظیر جنگ، تغییر رژیم سیاسی، بحران­های اقتصادی، شکل­ گیری یا انحلال موافقت­نامه­ های تجاری، الگوهای غیر منتظره جوی و غیره شدت گیرد، پس یکی از عوامل تعیین کننده بنیادین در قیمت نفت تعادل بین عرضه و تقاضا در بازارهای مختلف است.

۲-۳-۳- عوامل اقتصادی تعیین­کننده قیمت نفت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]





عدم تمکین در اصطلاح حقوقی نشوز و زنی که از شوهر اطاعت نمی کند ناشزه نامیده می شود. نشوز در لغت به معنی ارتفاع و بلند شدن و در اصطلاح حقوقی نافرمانی یکی از زوجین است. نافرمانی زوج و عدم ایفاء وظایف زناشوئی از ناحیه او نیز در فقه اسلامی نشوز نامیده شده است. هرگاه نافرمانی و وظیفه نشناسی از هر دو طرف باشد، آن را شقاق نامیده اند.[۱۵۵] ولی در حقوق امروز نشوز را معمولاً برای نافرمانی زن به کار می‌برند.



هرگاه زن ناشزه باشد، شوهر می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده، الزام زن را به تمکین بخواهد به علاوه او نمی تواند از شوهر مطالبه ی نفقه کند. قانون مدنی در این زمینه مقرر می‌دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع و عذر موجهی عدم تمکین داشته باشد، حق وی نسبت به نفقه ساقط خواهد شد. ولی اگر زن به علت خطری که از جانب شوهر متوجه اوست از ماندن در خانه ی شوهر خودداری کند یا به علت ابتلاء شوهر به امراض مقاربتی از نزدیکی با او امتناع نماید، این امتناع مانع حق نفقه نخواهد بود [۱۵۶].

۴-۳-۴- روابط مالی زن و شوهر در قانون مدنی

۴-۳-۴-۱- استقلال مالی زن:

در حقوق ایران، اموال زن و مرد دارایی مشترک را تشکیل نمی دهد، بلکه اموال هر یک از زوجین مستقل و جدا از اموال دیگری است. بدین سان زن در حقوق ایران، که در این قسمت از فقه اسلامی پیروی ‌کرده‌است، از نظر مالی مستقل است. وی می‌تواند در اموال خود، چه به صورت جهیزیه باشد چه غیر آن، آزادانه تصرف کند و هر گونه عمل مادی یا حقوی نسبت به آن ها انجام دهد. شوهر حق هیگچونه مداخله در اموال و دارایی زن را ندارد و ریاست او بر خانواده اختیاراتی برای وی در این زمینه ایجاد نمی کند. از این لحاظ حقوق اسلام و ایران برای زن اهلیت کامل قائل شده و برخلاف حقوق سابق اروپا، زن را به هیچ وجه محجور نشناخته است.

ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی در این باره می‌گوید: «زن مستقلاً می‌تواند در دارایی خود هر تصرفی را که می‌خواهد بکند». این یک قاعده ی مترقی است که در بعضی از کشورهای متمدن و پیشرفته، زنان پس از سال ها مبارزه به آن دست یافته اند.

کار اقتصادی زن هم جزء اموال او به شمار می‌آید و زن مجبور نیست آن را به رایگان در اختیار شوهر بگذارند، مگر کاری که برحسب عرف و عادت، از باب حسن معاشرت یا معاضدت، وظیفه زن محسوب شود که زن نمی تواند مزدی برای آن مطالبه کند. (صفایی، سید محسن، ۱۳۸۰)

در حقوق اسلامی گفته اند: زن می‌تواند برای کارهایی که در منزل شوهر به امر او انجام می‌دهد از او مطالبه حق الزحمه نماید[۱۵۷]. البته اگر زن قصد تبرع داشته باشد، یعنی قصد آن را داشته باشد که مجاناً و افتخاراً کارهای خانه را انجام دهد، مستحق حق الزحمه نخواهد بود. تبصره ۶ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۱ به حق الزحمه یاد شده اشاره کرده و دادگاه را مکلف ‌کرده‌است که در صورت تقاضای طلاق از جانب شوهر، و به شرط اینکه تقاضای مذبور ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق او نباشد، به درخواست زن مبنی بر مطالبه حق الزحمه کارهایی که شرعاً به عهده وی نبوده و به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده، ترتیب اثر دهد و اجرت المثل اینگونه کارها را محاسبه و به پرداخت آن حکم نماید. دادگاه در مرحله اول باید از طریق سازش و مصالحه نسبت به تأمین خواسته زوجه اقدام کند و در صورت عدم امکان مصالحه، هرگاه شرط ضمن عقدی به سود زن وجود داشته باشد. مانند شرط انتقال تا نصف دارایی به دست آمده در ایام زناشویی، باید طبق شرط مذبور عمل نماید و در آخر، هرگاه تأمین خواسته زن از راه های یاد شده ممکن نباشد، باید حکم به پرداخت اجرت المثل کارهای او صادر نماید . باید یادآور شد که قاعده استحقاق زن نسبت به اجرت المثل کارهایی که به دستور شوهر انجام می‌دهد نمی تواند منحصر به مورد طلاق باشد. بلکه یک قاعده کلی است که در موارد دیگر نیز قابل اعمال است. در تأیید این نظر می توان به ماده ۳۳۶ ق.م. استناد کرد که چنین مقرر داشته است: “هرگاه کسی برحسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود، مگر اینکه معلوم شود که قصد تبرع داشته است.” این قاعده را قاعده استیفاء از عمل غیر نیز نامیده اند که شامل کار زن در منزل شوهر نیز خواهد شد[۱۵۸].

۴-۳-۴-۲- نفقه زن در قانون مدنی

برابر ماده ی ۱۱۰۶ قانون مدنی «در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است». این مزیتی است که قانون‌گذار ایران برای زن قائل شده است و به موجب آن زن می‌تواند از شوهر مطالبه نفقه کند و در صورت لزوم از طریق مدنی و کیفری او را برای پرداخت نفقه تحت تعقیب قرار دهد. فلسفه این قاعده آن است که در اکثر خانواده های ایرانی زنان اموال و درآمد کافی برای تأمین مخارج خود و شرکت در هزینه ی خانواده ندارند. وانگهی اداره خانه و امور داخلی خانواده که وظیفه ای بس بزرگ است به عهده آن ها‌ است و زنان به کار اقتصادی دیگری که منبع درآمدی برای آنان باشد اشتغال نمی ورزند. (کاتوزیان، ناصر،۱۳۷۹)

البته، چنان که در پیش گفتیم، زن در صورتی استحقاق نفقه خواهد داشت که از مرد تمکین کند و به تعبیر دیگر، وظایف زناشوئی را انجام دهد: نشوز زن مانع استحقاق نفقه است. حال ببینیم مفهوم و طبیعت نفقه چیست و نفقه زوجه دارای چه ویژگی هائی است و آیا ممکن است زن پس از انحلال نکاح حق نفقه داشته باشد و ضمانت اجرای نفقه زن چیست؟

الف) مفهوم نفقه زن:

ماده ی ۱۱۰۷ قانون مدنی در تعریف نفقه زوجه می‌گوید: «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء». چنان که ملاحظه می شود، ماده مذکور فقط مسکن و پوشاک و خوراک و اثاثه خانه و خدمتگزار را ذکر کرده و از سایر چیزهائی که عرفاً مورد احتیاج زن است مانند هزینه دارو و درمان و آرایش و شستشو سخنی نگفته است. اگر ظاهر قانون را ملاک عمل قرار دهیم، باید بگویئم اینگونه هزینه ها، چنان که گروهی از فقهای امامیه گفته اند، جزو نفقه نیست. لیکن قبول این نظر برخلاف مصلحت خانواده و اجتماع است و با ذوق سلیم و عرف هم سازگار نیست. پس می توان گفت آنچه در ماده ۱۱۰۷ آمده حصری نیست و هر چیزی که برحسب متعارف مورد احتیاج زن باشد، جزو نفقه است و مرد باید آن را برای زن فراهم کند. (کاتوزیان، ناصر،۱۳۷۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




البته ذکر این نکته لازم است که برخی از معتادان به مواد مخدر ( مانند مصرف کنندگان هروئین ) دائم در حال خمار هستند و تحت تأثیر این مواد تقریباّ می توان گفت رابطه ای با دنیای خارج ندارد و فقط و فقط ‌به این می اندیشند که مصرف مواد خود را بالا ببرند تا به حالت نشئگی برسند این گونه افراد قطعاً از تعریف سفیه خارج هستند ؛ چون یکی از ارکان تعریف سفیه عاقل بودن فرد است و فرد معتاد به هروئین رابطه اش با دنیای خارج یک رابطه ی عادی و عقلایی نیست و بعداً خواهد آمد که این گونه افراد در حکم مجنون هستند و حجر آنان در مباحث آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.

نکته ی دیگر قابل طرح این است که معتادین به مواد مخدر عموماً سه حالت را تجربه می‌کنند :

حالت طبیعی؛

حالت خماری؛

حالت نشئگی.

در حالت طبیعی نمی توان حالات افراد معتاد را حالت یک فرد سفیه دانست ولی زمانی که در حالت خماراند می توان عناصر تعریف سفیه را ‌در مورد او یافت اما در حالت نشئگی ارتباط معتاد با جهان خارج تقریباً قطع است و فرد، حالت طبیعی ندارد و در واقع نمی توان او را فرد عاقلی که سود و زیان خود را می فهمد دانست پس نمی توان فرد معتاد را سفیه دانست و می توان او را در برخی مواقع مجنون خواند که در این خصوص این موضوع در فصل بعدی مفصل می پردازیم.

اما باید گفت که سفیه اصطلاحی نیز می خوابد و ممکن است بیهوش شود و یا خود را مست کند اما هیچ کس نمی گوید که چون خوابیده یا بیهوش شده یا مست شده ، دیگر عنوان سفیه به او صدق نمی کند .

در مباحث گذشته ابتدا نظریه پزشکی قانونی را مطلعه کردیم سپس ویژگی های افراد سفیه را افراد معتاد بررسی ومطابقت داده ایم در ادامه می‌خواهیم که به زبان ساده از طریق نمودار این شباهت را نشان بدهیم.

۴-۴-۱-نمودار شکلی افراد سفیه ومعتاد

در یک نگاه ساده به وسیله نمودار می توان فهمید که افراد سفیه تمام ویژگی های آن ها شبیه به افراد معتاد می‌باشد.

۱٫ فردی عاقل است؛

*ویژگی های فرد سفیه: ۲٫ فردی است که تصرف در اموالش عقلایی نیست؛

۳٫ فردی است که مستمراٌ اموال خود را تضییع می‌کند.

۱٫فردی عاقل است؛

ویژگی های فرد معتاد: ۲٫ فردی است که تصرف در اموالش عقلایی نیست؛

۳٫ فردی است که مستمراٌ اموال خود را تضییع می‌کند.

پس در این صورت همان طور که دیدیم در شکل فوق تمام صفات و ویژگی های فرد سفیه را فرد معتاد هم دارد با این تفاوت که در قانون مدنی ماده ۱۲۰۷ افراد غیر رشید (سفیه) را تعریف وآنها را در زمره افراد محجور آورده است ولی به افراد مورد بحث ما( معتاد به مواد مخدر) در هیچ یک از منابع فقهی ویا حقوقی اشاره ای نشده و اهلیت آن ها تا این لحظه نامعلوم می‌باشد .

اما ما در این پژوهش از لحاظ علمی و تطبیق و مقایسه ایشان با افراد سفیه یا شاید مجنون می توان این حکم را داد که افراد مورد بحث ما در ردیف همان افراد محجور می‌باشند و به وسیله دادستان در باره این افراد حکم حجر را صادر کرد.

۴-۵-تطبیق فرد معتاد با فرد مجنون

حال که در یک مطالعه و مطابقت کلی افراد سفیه را با افراد معتاد مقایسه داده، نوبت به آن رسیده تا افراد مجنون را با افراد معتاد مقایسه و تطبیق داد ومانند آن ها بحث کرد وبه یک نتیجه کلی رسید.

۴-۵-۱-مفهوم جنون وانواع آن

در این مبحث قصد داریم که ابتدا مفهوم جنون را از لحاظ لغوی واصطلاحی شرح داده سپس در ادامه به انواع جنون بپردازیم و ویژگی هر یک را از لحاظ حقوقی بررسی کنیم تا در نهایت این ویژگی ها را با افراد معتاد مقایسه کرده وببینیم که آیا می توان این افراد محجور خواند یا نیاز به دلیل دیگری وجود دارد.

جنون یک حالت عارض بر افراد سالم می‌باشد که خود دو نوع داشته وحالت اول آن همان جنون ادواری می‌باشد که یک شخص در برخی مواقع دچار می شود اما در مقابل جنون دایمی تمام لحظات فرد را در بر می‌گیرد که در گفتار های بعی به صورت مفصل به می پردازیم.

۴-۵-۲- تعریف لغوی و اصطلاحی مجنون

در لغت انگلیسی با نام Exorcison و یا Amnesia , Iusanit به کار می رود . در لغت فارسی به معنی دیوانگی است و در اصطلاح وضعیت شخصی است که در هنگام انجام اعمال حقوقی بدان ابتلا دارد یا به طور دقیق تر مجنون کسی است که قوه عقل ودرک ندارد وبه اختلال کامل قوای دماغی مبتلاست؛ به عبارت دیگر مجنون مختل المشاعر است.

از نظر حقوق جزا جنون به هر درجه باشد رافع مسئولیت کیفری می‌باشد و از نظر حقوقی اثر جنون در عقد ابطال آن عقد به طور کلی می‌باشد . به جنون ادواری جنون اطباقی نیز گفته می شود . و اما جنون دائمی وضعیت یا بیماری ای است که شخص دائماً بدان دچار بوده و قوای دماغی و مشاعر وی دائماً مختل می‌باشد . در جنون ادواری در این حالت ( پسیکوزهای حاد ) بیماری، سریع و بدون مقدمه شروع شده و در مدت چند ساعت و یا چند روز تغییرات کلی در حالت و یا رفتار و یا اخلاق بیمار ایجاد می‌کند این نوع جنون ناشی از اختلالات هیجانی و عاطفی است .

۴-۵-۳-ویژگی های جنون ادواری

مجنون را به اعتبار استمرار جنون وعدم استمرار آن به مجنون دائمی و یا ادواری تقسیم کرده‌اند(ماده ۱۲۱۳ ق.م).مجنون دائمی دارای جنون مستمر ‌و مداوم است ، در صورتی که مجنون ادواری حالات متفاوت دارد ،گاهی در حال جنون وگاهی در حال افاقه به سر می‌برد. مجنون دائمی مطلقاٌ ‌و مجنون ادواری در حالت جنون نمی تواند هیچ تصرفی در اموال وحقوق مالی خود بکند ولو با اجازه ولی یا قیم خود؛لکن اعمال حقوقی که مجنون ادواری در حالت افاقه می کند نافذ است،مشروط بر آنکه افاقه او مسلم باشد.

آنچه از این مطلب بر می‌آید و در فقه نیز به آن تصریح شده است ،بطلان اعمال حقوقی مجنون است ؛ اما چون مجنون ادواری گاهی در دوران افاقه به سر می‌برد و در این ایام سلامت خود را باز می‌یابد ،اعمال حقوقی او در این حال صحیح ‌و معتبر است، به شرط اینکه افاقه او ثابت و محرز باشد.

مبحث بعدی معاملات انواع جنون را بررسی خواهیم کرد تاببینیم می توان یک فرد معتاد را در برخی مواقع مجنون دانست.

۴-۵-۴-معاملات جنون ادواری

در خصوص معاملات مجنون ادواری در بین خود حقوق ‌دانان ‌وفق‌ها اختلاف نظر می‌باشد.

در حقوق جدید ، برخی از استادان ، با استناد به استصحاب معامله مجنون ادواری را باطل اعلام کرده‌اند، مگر اینکه مدعی ثابت کند که معامله در زمان افاقه واقع شده است،[۷۸]لیکن بعضی دیگر از استادان ‌به این استدلال ایراد کرده و گفته اند که با دوری بودن جنون یقین سابقی به دست نمی آید تا بتوان آن را استصحاب وحکم به بقای حالت پیشین کرد؛«آنگاه اظهار نظر کرده‌اند که صدور حکم حجر ، اماره ای بر بطلان همه معاملات محجور می‌باشد، مگر اینکه سلامت او در آن حال اثبات شود.[۷۹] و به طور کل می توان گفت تمام معاملات فرد مجنون ادواری باطل نیست چرا در ماده قانونی مورد نظر یک استثناء آورده و آن هم اینکه در زمان افاقه صحیح می‌باشد.

۴-۶-مقایسه فرد معتاد با فرد مجنون

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




با پذیرش این مهم، بحث درباره کیفیت اخذ مالیات، پایه ها، نرخ ها، درجه شمول معافیت ها،آثار اقتصادی انواع مالیات ها و غیره که در مجموع “نظام مالیاتی” یک کشور را تعریف می‌کنند،شروع می شود. این بحث قدمتی به اندازه تاریخ اقتصاد مدرن دارد و حاصل آن متون و مطالب عمیق اقتصاد بخش عمومی و رشته‌های مرتبط با آن است. در ایران نیز مالیات، سابقه ای دیرینه دارد. برای نخستین بار چهارچوب آن در قانون اساسی مشروطه تدوین شد. جامع ترین و مهمترین قانون مالیات‌های کشور در ۲۸ اسفند ۱۳۴۵ به تصویب رسید، و هر از گاهی با اصلاحات اندک به روز شد. بازنگری اصولی در این قانون در۱۳ اسفند ۱۳۶۶ به تصویب رسید و با اصلاحات پی در پی همراه بود، تا اینکه در ۲۷ بهمن ۱۳۸۰ لایحه اصلاح موادی از قانون مالیات‌های مستقیم ‌به‌تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و نتیجه آن تغییرات اساسی در این قانون بود.

۲-۲) تعریف مالیات

اولین مرحله در توسعه و گسترش دانش، تشخیص مفاهیم نظری و تجربی است.ابهام در گسترش دانش، ناشی از بکاربردن این مفاهیم به صورت غلط است. ممکن است مفاهیم یا گزاره های یکسان برای افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد، لذا افراد برای ایجاد ارتباط یا انتقال می بایست از مفاهیم دقیق و روشن استفاده کنند و برداشت یکسان از مفاهیم نیاز به تعریف دارد.برای اینکه تعریف یک مفهوم جامع باشد باید دو ویژگی داشته باشد:

    1. تعریف باید طوری باشد که فضای مفهوم به طور پایدار تثبیت شود تا همه افراد، از آن مفهوم فقط یک مطلب را بفهمند و امکان تغییر مفهوم و تعبیر گوناگون از آن وجود نداشته باشد.

  1. تعریف باید به گونه ای دقیق باشد که بتوان مفهوم آن را به سادگی بررسی نمود بدین معنا که صفات و اصطلاحات به کار رفته برای تعریف یک موضوع، خود دارای فضای مفهومی مشخص و صریحی باشد.

کنفوسیوس در ارتباط با مفاهیم می‌گوید: اگر من فرمانروای جهان بودم اولین کاری که می کردم تثبیت معنی و مفهوم واژه ها بود،زیرا تعریف واژه مقدمه عمل است. خاکی،غلامرضا، (۱۳۸۲)،روش تحقیق با رویکرد پایان نامه نویسی، چاپ اول، تهران، انتشارات بازتاب ‌بنابرین‏ از آنجایی که مفهوم مالیات در موضوع مورد پژوهش اهمیت ویژه ای را دارا می‌باشد لذا تعریف این واژه از دیدگاه صاحب‌نظران ارائه می‌گردد:

منسکیو معتقد است که مالیات از قسمتی از مال هر فرد است که به دولت می‌دهد برای اینکه از قسمتهای دیگر اموال خود اطمینان پیدا کرده و با آسودگی خاطر از قسمتهای دیگر متمتع گردد.منتسکو،روح القوانین،ترجمه علی اکبر مهتدی،انتشارات امیر کبیر،۱۳۶۲،صفحه۳۷۰

کاستون رژ-اقتصاددان کلاسیک-مالیات را چنین تعریف ‌کرده‌است:مالیات عبارت است از یک نوع پرداخت و تادیه مالی که در نتیجه الزام قانونی از نظر تامین مخارج دولت،بلاعوض به وسیله مردم انجام می شود.دکتر زندی حقیقی،منوچهر،اقتصاد بخش عمومی و اقتصاد مالیه عمومی،انتشارات دانشگاه تهران،سال۱۳۶۹،صفحه۵۵۶

یک مفهوم قدر مالیات این است که دولت با همه صاحبان درآمد شریک است،به عبارت دیگر،قانون مالیاتها یعنی اعلام مشارکت دولت با شرکت‌ها و سایر اشخاص صاحب درآمد نسبت به درآمدی که آن ها تحصیل کرده‌اند. مشارکت دولت به دلیل بسترهای مناسبی است که برای فعالیت‌های اقتصادی مانند تامین امنیت داخلی، حفظ و مراقبت از حدود و ثغور کشور،انجام طرحهای عمرانی و زیر بنایی نظیر احداث و ترمیم و نگهداری شبکه راه های مواصلاتی،مخابراتی،بنادر،اسکله ها،فرودگاه ها،خدمات آموزشی،بهداشتی و درمانی فراهم می‌کند. طبعا دولت برای انجام وظایف و خدمات و به طور کلی جهت اداره امور مملکت به منابع مالی نیاز دارد. و بهترین و سالمترین طریق تامین منابع مالی دولت برقراری و وصول مالیات‌های مختلف است. فصل نامه حسابدار رسمی،سال اول،شماره دوم،پاییز ۱۳۸۳،صفحه۴۹

دیوید ریکاردو-موریس داب معتقدند که،مالیات بخشی از محصول زمین و کار کشور است که در اختیارحکومت قرار داده می شود و همیشه باید در نهایت، از محل سرمایه کشور پرداخت شود یا از محل درآمد آن. دیوید ریکاردو-موریس داب،اصول اقتصاد سیاسی و مالیات ستانی،ترجمه حبیب ا..تیموری،تهران نشرنی ۱۳۷۴،صفحه۱۶۵

در پایان تعریف دیگری از مالیات با توجه به اوضاع و احوال اقتصادی جوامع در حال حاضر که کم و بیش مورد تأیید قرب به اتفاق دست اندر کاران امور مالی می‌باشد،به شرح زیر از نظر می گذرد.به موجب اصل تعاون ملی و برابر قوانین و مقررات مصوب، هر یک از افراد یک کشور موظف است به منظور تامین مخارج عمومی مملکت و حفظ منابع اقتصادی،سیاسی و اجتماعی بر حسب توانایی و استطلعت مالی خود سهمی از درآمد و یا دارایی خویش را به خزانه دولت بپردازد.

۲-۳) تاریخچه مالیات از آغاز تا امروز در ایران

بنابر سوابق،ایران از قدیمی ترین کشورهایی است که برای تامین مخارج عمومی، دست به وصول مالیات زده است. به زعم برخی از تاریخ نویسان عمر تاریخ مالیات در ایران به بیش از پنج هزار سال می‌رسد و وصول مالیات به زمان سومریان برمی گردد. اما برای اولین بارامور مالیات در زمان داریوش بزرگ هخامنشی تنظیم و تعیین و ساتراپ یا بخش های امپراتوری ملزم به پرداخت میزان معینی مالیات می‌شوند. در حالی که قبل از آن به دریافت پیشکش ها و هدایا اکتفا می شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]





از مباحث دیگری که ‌در مورد ماده ۷۶۸ ق. م مطرح شده است، بحث «تعهد به نفع شخص ثالث» است. در اکثر نظامهای حقوقی، اصل «نسبی بودن قراردادها» و یا اصل «شخصی بودن قراردادها حاکم بر هر قراردادی است (محقق داماد، ۱۳۷۳، ص۵). اگرچه در کنار این اصل، اصل «قابلیت استناد قرارداد» نیز وجود دارد (کاتوزیان، ۱۳۷۶، ج۱، ص۳۴۷). اصل نسبی بودن، هنوز هم از حیات حقوقی مستحکمی بهره‎مند است.


اصل نسبی بودن قراردادها ‌به این معنا است: رابطه‎ای که بر اساس قرارداد، بین اشخاص ایجاد می‎شود، تنها نسبت به کسانی که با هم توافق می‎کنند مؤثر است و تنها آنان می‎توانند درباره آن عقد در دادگاه اقامه دعوی نمایند. نفع و زیان عقد نسبت به طرفین عقد است. به تدریج، با توسعه روابط اقتصادی و تجاری و ایجاد نیازهای جدید، مکاتب حقوقی مختلف مجبور شدند تا استثنائاتی بر این اصل وارد سازند. از جمله این استثنائات، «تعهد به نفع ثالث» است.

پیدایش صنعت بیمه و نیاز مبرم جامعه به آن، بویژه ‌در مورد بیمه‎هایی چون بیمه عمر، به رغم اصرار زیاد مکاتب حقوقی مختلف بر اصل نسبی بودن قراردادها، سبب قبول «تعهد به نفع ثالث» شد و اصل تعهد به سود ثالث در نظامهای حقوقی به عنوان استثنا بر آن اصل پذیرفته شد و مبانی مختلفی برای توجیه صحت تعهد به نفع ثالث ارائه شد (محقق داماد، همان. و جمالی زاده، ۱۳۸۰، ص۳۸۶).


درباره تعهد به نفع ثالث به صورت شرط ضمن عقد، چه به صورت شرط فعل و چه به صورت شرط نتیجه، قول صحیح در نظر بسیاری از فقها این است که عموم قاعده «المومنون عند شروطهم» آن را دربرگیرد (طباطبایی: ۱۴۱۹، ج۹، ص۳۵). امّا این بحث در محدوده ماده ۷۶۸ ق. م نیست. آن چه در ماده ۷۶۸ ق. م آمده است، تعهد به نفع ثالث به صورت ابتدایی و قراردادن اثر مستقیم عقد برای ثالث است.

درباره این مطلب که آیا اثر عقد را می توان مستقیماً برای شخص ثالثی قرار داد، بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. ریشه اختلاف در این نکته نهفته است که آیا آن اثر، مقتضای ذات عقد است یا متقضای اطلاق آن. در صورتی که مقتضای ذات عقد باشد، عقد باطل خواهد بود؛ ولی قرار دادن اثری که مقتضای اطلاق عقد است برای غیر طرفین قرارداد، سبب بطلان آن نمی‎شود. به عنوان مثال: آیا می‎توان اثر بیع را که تملّک مشتری نسبت به مبیع است، برای شخص دیگری که در قرارداد نقشی ندارد قرارداد؟ و به عبارت دیگر، تملیک مبیع به مشتری و ثمن به بایع مقتضای ذات عقد بیع است و یا مقتضای اطلاق آن.

برخی از فقها می‎گویند شرط تعهد به نفع ثالث در قراردادی به طور مستقیم، منافات با مقتضای ذات عقد دارد؛ چون به حکم عقل در معاملات، هر یک از عوضین باید در ملک کسی داخل شود که عوض دیگر از ملک او خارج شده است. ‌بنابرین‏ اگر بنا شود که ثمن در ملک شخصی غیر از طرف قرارداد وارد شود، این شرط موجب بطلان معامله است؛ زیرا خلاف مقتضای ذات عقد است و شرط خلاف مقتضای ذات عقد، هم باطل است و هم مبطل (مجلسی، ۱۴۰۳، ص۲۷۲).

برخی دیگر از فقها این نظر را پذیرفته‎اند که ورود هر یک از عوضین در ملک مالک دیگر طرف قرارداد، مقتضای عقد بیع نیست؛ بلکه اثر اطلاق معامله است و با شرط خلاف می‎توان آن را تغییر داد (خوئی، ۱۴۱۲، ص۲۵۵).

به نظر می‎رسد قرارداد دو نفر به نفع شخص ثالث ابتدائاً ‌بر اساس مقتضای عمومات ادّله، هیچ اشکالی در صحّت آن وجود نداشته باشد و اگر دلیل عمده ادّله صحت عقود را بنای عقلا بدانیم و شارع در این‎باره، احکام عقلایی را امضا نموده باشد، با توجه به افزایش روزافزون این عقود، همچنین بیمه عمر و یا بیمه شخص ثالث در جوامع و پسندیده بودن آن ها ترد عقلا، باید بپذیریم که تعهد به نفع ثالث، ابتدائاً نه ضمن عقد دیگر، از نظر فقهی صحیح است.

۳-۳-۷-۱-۲- مبانی حقوقی

اصل نسبی بودن قراردادها در قالب موادی از قانون مدنی در اکثر نظامهای حقوقی تجلّی نموده است. قانون مدنی ایران نیز به موجب ماده ۲۳۱، این اصل را پذیرفته است؛ امّا در ذیل این ماده، مفاد ماده ۱۹۶ق. م، بر این اصل استثنا شده است. قانونی بودن تعهد به نفع شخص ثالث از ماده ۱۹۶ ق. م به خوبی هویداست. ‌بنابرین‏ تعهد به نفع ثالث از طریق شرط ضمن عقد میّسر است. اما بر اساس ماده مورد بحث، در هر عقد صلحی، یکی از دو طرف می‎تواند در عوض تعهد طرف دیگر، بر انجام امری به سود ثالثی تعهد کند. سؤالی که مطرح است این است که مبنای جعل قاعده مندرج در ماده ۱۹۶ ق. م و ماده ۷۶۸ ق. م چیست؟ آیا یک استثناست یا قاعده ای عمومی و فراگیر؟

برخی از حقوق ‌دانان در پاره ای از عبارات خود، حکم ماده ۱۹۶ق. م را استثنا می‎دانند و معتقدند «از مفاد ماده ۲۳۱ ق. م به خوبی برمی‎آید که ماده ۱۹۶ ق. م حاوی حکمی استثنایی و خلاف قاعده است؛ ‌بنابرین‏ متن ماده را باید تفسیر محدود کرد» (کاتوزیان، حقوق مدنی (قواعد عمومی قراردادها) ، ۱۳۷۶، ج۱، ص۳۶۲). لیکن در عبارت دیگری بیان داشته اند: «ماده ۱۹۶ق. م از قواعد عمومی قراردادهاست؛ ‌بنابرین‏ نمی‎توان ادّعا کرد که امکان تعهد به سود ثالث، ویژه صلح و هبه و دیگر حقوق رایگان است». البته ایشان ماده ۱۹۶ ق. م را ناظر بر موردی می‎دانند که تعهد به نفع ثالث جنبه تبعی و فرعی دارد؛ یعنی شرط به سود ثالث، ضمن معامله اصلی است که بین طرفین واقع شده است. ولی در پاره‎ای از عقود، مثل بیمه و صلح، تعهد به سود ثالث به عنوان عوض اصلی است و در نهایت می‎پذیرند که تعهد به ‎نفع ثالث، چه به صورت شرط ضمن عقد و چه به صورت تعهد اصلی، از جمله قواعد عمومی قراردادها‎ است (همان، ص۳۷۳).

اصل بر این است که هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد و انسان‌ها تنها از طریق قرارداد می‎توانند قانون حاکم بر روابط حقوقی خود را وضع نمایند و به عهد و پیمان خود احترام گذارند. ‌بنابرین‏ اخلاق و استقلال انسان، مانع از این است که او ناچار به پذیرش احسان دیگران باشد. اما باید در نظر گرفت که گاهی مصلحت اجتماعی ایجاب می‌کند در پاره‎ای از موارد، تعهدات به نفع اشخاص ثالث غیر طرف قرارداد، نافذ باشد؛ به عنوان مثال، در عقد بیمه، ضروری است که طرفین عقد بیمه به سود شخص ثالث حقی ایجاد نمایند و این حق در شمار دارایی بیمه‎گذار نیاید. به جهت جمع بین مصلحت عمومی و مصلحت فردی، چاره این شد که نهاد «تعهد به نفع ثالث» ‌در مجموع قواعد حقوقی جای گرفت. اگر ممکن است در ضمن قرارداد میان دو تن چنین تعهدی ایجاد شود، چرا نتوان مستقیماً چنین تعهدی را ایجاد نمود؟ بر این اساس، ماده ۷۶۸ ق. م وضع شد و تثبیت شد که از طریق عقد صلح، تعهد به نفع ثالث به عنوان عوض مال المصالحه قرار گیرد. در عقد صلح معوّض، موضوع ماده مورد بحث، یکی از عوضین مال الصلح است و عوض دیگر تعهد به پرداخت نفقه از سوی متصالح است، نه مبلغ نفقه.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]





۳-۳-۳-۱-۲-۲- صلح محاباتی

صلحی را که با عوض نابرابر و گاه ناچیز انجام می شود «صلح محاباتی» می‌نامند. این عنوان در بند یک ماده ۴۲۳ قانون تجارت به کار رفته است ولی قانون گذار تعریفی از آن نکرده است در واقع صلح محاباتی از اقسام صلح معوض است و طرفین با علم به تعادل ارزش عوضین عمدا و به طور قابل ملاحظه ای به قصد احسان بر هم می‌زنند. این صلح معمولا بین نزدیکان واقع می شود. لیکن گاهی صلح محاباتی برای فرار از دین منعقد می شود که به جهت غیر مشروع بودن جهت آن صلح غیر نافذ و منوط به رضایت طلب کاران است (کاتوزیان پیشین. لنگرودی پیشین).



۳-۳-۳-۲- صلح مجانی

نام صلح بلاعوض، ما را بی نیاز از تعریف نمودن آن می‌کند. اماّ، می توان گفت:صلح رایگان عقدی است که به موجب آن کسی مالی را به دیگری ببخشد یا تعهدی را به طور مجانی بر عهده بگیرد (کاتوزیان، پیشین)

در قانون مدنی، همان طور که در بحث گذشته بیان شد، ماده ۷۵۷ درباره صلح بلاعوض صراحت دارد که:«صلح بلاعوض نیز جائز است. »‌بنابرین‏، ممکن است کسی به جای این که مال خود را به طور غیر معوض به دیگری هبه کند، آن مال را تحت عنوان صلح بلاعوض به او منتقل نماید؛تا علاوه بر این که ضرورتی به قبض متهب نباشد (ماده ۷۹۸ق. م. ) در موارد خاصی که واهب می‌تواند از هبه رجوع کند (ماده۸۰۳ق. م) این حق از او سلب شود و یا مصالح با اطمینان از استحکام عقد، صلح مجانی را امضاء کند.

برای این که مالک، مال خود را به طور مجانی به دیگری انتقال دهد، از جنبه شرعی اشکالی دیده نشده است. زیرا، حدیث نبوی می فرماید:« انَّ النَّاسِ مسلطون علی أَمْوَالِهِمْ » (مجلسی، ۱۴۰۳، ص۲۷۲).

‌بنابرین‏، مالک می‌تواند هر نوع تصرف مشروعی را در اموال خود بنماید. مثلاً، آن را غیر معوض به هر که بخواهد صلح کند. از نظر اصول و قواعد حقیقی نیز ایرادی ‌به این فعل، به ‌نظر نمی رشد. زیرا، با صلح مال بلاعوض به دیگری، نه به حقوق کسی تجاوز می شود و نه تعهدی را به او تحمیل می‌کند. قاعده تسلیط که مبنای ان حدیث مذبور است و ماده ۳۰ق. م. نیز این موضوع را تأیید می‌کند.

۳-۳-۳-۲-۱- صلح حطیطه

علی القاعده صلح دعوی، صلح معوض بوده و اصولا اشخاص در دعاوی که منجر به صلح می شود مالی را به دیگری به عنوان مال الصلح می‌دهند لیکن هرگاه در صلح اقرار یا انکار مدعی به موجب عقد صلح راضی شود که قسمتی از مدعی به ( عین یا دین) چشم بپوشد این صلح را صلح حطیطه می‌نامند.

حطیطه به معنی تخفیف است و در واقع مدعی ‌به این ترتیب از خواسته خود به خوانده تخفیف داده است (علامه حلی، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۷۷٫ انصاری، پیشین).

۳-۳-۳-۲-۲- صلح ابتدایی مجانی یا صلح بلاعوض

صلح ابتدایی ممکن است به صورت مجانی باشد و به موجب آن کسی مالی را به دیگری ببخشد یا تعهدی را به طور مجانی بعهده بگیرد.

۳-۳-۴- صلح مسامحه و صلح مغابنه

این دو نوع صلح در ماده ۷۶۱ قانون مدنی پیش‌بینی شده است که مقرر می‌دارد:

«در صلحی که ‌در مورد تنازع یا مبتنی بر تسامح باشد قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمی تواند آن را فسخ کند اگرچه به ادعای غبن باشد مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار».

از این ماده معلوم می شود که در بعضی از اقسام عقد صلح ادعای غبن می توان کرد و نسبت به بعضی دیگر نمی توان ادعای غبن کرد. بدین لحاظ نوع اول را صلح مغابنه و نوع دوم را صلح مسامحه یا صلح مبنی بر تسامح نامیده اند (لنگرودی، ۱۳۷۰، ص۲۱۵).

۳-۳-۴-۱- صلح مغابنه

هرگاه صلح در مقام معاملات دیگر واقع شود و تلاش هریک از طرفین به منظور سودجویی یا رفع نیاز باشد در چنین معاملاتی انواع خیارات از جمله خیار غبن وجود دراد. ‌بنابرین‏ اگر کسی ماشین خود را به دیگری در برابر مبلغ معین صلح کند و معلوم باشد که قصد تسامح نداشته است می‌تواند در صورت وجود غبن صلح را فسخ کند (لنگرودی، همان).

۳-۳-۴-۲- صلح مبنی بر مسامحه

در جایی که صلح برای رفع تنازع باشد یا برای معاملاتی باشد که گذشت و اغماض هدف مهم دو طرف یا یک طرف عقد است (صلح محاباتی) قابل فسخ به استناد غبن نیست و تنها پاره ای از خیارات ( خیار تخلف شرط و خیار شرط) در آن جاری می شود. علت این که خیار تخلف شرط و خیار شرط در صلح مسامحه قابل اعمال است این است که طبع این دو خیار با هر نوع عقدی سازگاری دارد. (لنگرودی، پیشین. کاتوزیان پیشین)

۳-۳-۵- صلح در دادگاه و صلح خارج از دادگاه

این تقسیم بندی از جهت نفوذ فایده ای ندارد، زیرا مهم نیست که صلح در چه نقاطی واقع می شود ولی از نظر اثبات و قدرت اجرایی حائز اهمیت می‌باشد.

۳-۳-۵-۱- صلح در دادگاه

صلحی که در دادگاه واقع می شود یا طرفین در دادگاه به صحت آن اقرار می‌کنند مانند احکام دادگاه اجرا خواهد شد، بدون این که از حیث اعتبار و آثار حکم به شمار آید. (لنگرودی، پیشین ص۲۴۲٫ کاتوزیان پیشین) این صلح رسیدگی قضائی را موضوعا منتفی می گرداند و در صورت مجلس دادگاه که گزارش اصلاحی نامیده می شود این مسئله قید می‌گردد. ماده ۱۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی در این خصوص مقرر می‌دارد:

«دادگاه پس از حصول سازش بین طرفین به شرح فوق رسیدگی را ختم و مبادرت به صدور گزارش اصلاحی می کند. مفاد سازش نامه که طبق مواد فوق تنظیم می شود نسبت به طرفین و وراث و قائم مقام قانونی آن ها نافذ و معتبر است و مانند احکام دادگاه ها به موقع اجرا گذاشته می شود، چه این سازش مخصوص به دعوای مطروحه بوده یا شامل دعاوی یا امور دیگری باشد»

۳-۳-۵-۲- صلح خارج از دادگاه

صلحی که در خارج از دادگاه واقع می شود اگر مربوط به دادرسی تحقق نیافته باشد باید به صورت سند رسمی درآید و گرنه در هیچ مرجعی پذیرفته نمی شود. (مواد۴۶ و۴۸ قانون ثبت) و اگر سند عادی راجع به دادرسی باشد به موجب ماده ۱۸۳ قانون آیین دارسی مدنی طرفین باید در دادگاه حاضر شده و به صحت آن اقرار نمایند.

سوالی که در این قسمت مطرح می شود این است که صلح نامه ای که داوران امضاء می‌کنند چه وضعیتی دارد، آیا حکم است یا قرارداد؟

جعفری لنگرودی معتقد است«این صلح نامه در حکم گزارش اصلاحی و دارای طبیعت قراردادی است» (لنگرودی، پیشین)

در مقابل کاتوزیان بر این عقیده است که :

«داوران را نباید وکیل دو طرف دعوی پنداشت اینان دادرس انتخابی هستند که اقتدار خود را از پیمان داوری می گیرند و رأی‌ اینان نیز خود به خود قدرت اجرائی ندارد و باید پس از رسیدگی صوری دادگاه و صدور اجرائیه به موقع اجرا گذاشته شود ولی این رأی‌ با حفظ ویژگی های خود حکم است نه قرارداد» (کاتوزیان، پیشین ص۳۲۳)

به نظر می‌رسد که نظر جعفری لنگرودی صحیح تر می‌باشد چرا که کاتوزیان نیز در نظر خود صراحتا این مسئله را قبول داشته که رأی‌ داوران به خودی خود قدرت اجرایی ندارد.

۳-۳-۶- صلح اسقاط

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ب.ظ ]




۲-۶- تاب‌آوری
Resiliency در فرهنگ لغات، کشسانی و خاصیت فنری و ارتجاعی ترجمه شده است که البته این واژه ها رسایی و گویایی لازم را برای انتقال مفهوم این واژه در حوزه پیشگیری از اعتیاد نداشته و به همین دلیل تاب‌آوری که به عنوان معادل فارسی آن برگزیده شده، اصطلاح بهتر و مناسب‌تری است. واژه تاب‌آوری را می‌توان به صورت توانایی بیرون آمدن از شرایط سخت یا تعدیل آن تعریف نمود. در واقع تاب‌آوری ظرفیت افراد برای سالم ماندن و مقاومت و تحمل در شرایط سخت و پر خطر است که فرد نه تنها بر آن شرایط دشوار فائق می‌شود بلکه طی آن و با وجود آن قوی تر نیز می‌گردد. پس تاب‌آوری به معنای توان موفق بودن، زندگی کردن و خود را رشد دادن در شرایط دشوار (با وجود عوامل خطر)، است . این فرایند خودبه خود ایجاد نمی‌شوند مگر اینکه فرد در موقعیت دشوار و ناخوشایندی قرار گیرد تا برای رهایی از آن یا صدمه‌پذیری کمتر، حداکثر تلاش را برای کشف و بهره‌گیری از عوامل محافظت کننده (فردی و محیطی) در درون و بیرون خود که همواره به صورت بالقوه وجود دارد به کار گیرد (زرین کلک،۱۳۸۸).

تاب‌آوری ‌در مورد کسانی به کار می‌رود که در معرض خطر قرار می‌گیرند ولی دچار اختلال نمی‌شوند. از این رو شاید بتوان نتیجه‌گیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب‌پذیری هست اما شرط کافی نیست‌. عوامل تاب‌آور باعث می‌شوند که فرد در شرایط دشوار و با وجود عوامل خطر از ظرفیت‌های موجود خود در دست یابی به موفقیت و رشد زندگی استفاده کند و از این چالش و آزمون‌ها به عنوان فرصتی برای توانمند کردن خود بهره جوید و از آن‌ ها سربلند بیرون آید. تاب‌آوری با در نظر داشتن توأم شرایط استرس زا و توانایی ذاتی افراد برای پاسخ‌گویی، دوام آوردن و رشد نرمال در حضور شرایط استرس زا مطرح می‌شود. مفهوم تاب‌آوری یک راه حل امیدبخش و خوشایند است زیرا سرانجام سختی‌ها و شرایط بد دوران کودکی می‌تواند بالقوه ویرانگر و ناامید کننده باشد. شواهد روشنی ‌در مورد وجود رابطه میان وقایع ناخوشایند و سختی زندگی در دوران کودکی با بروز اختلالات روانی در سال‌های بعدی زندگی وجود دارد که از این اختلالات می‌توان افسردگی، سوء مصرف مواد و خودکشی را نام برد(محمدی،۱۳۸۹).

۲-۶-۱- مدل‌های تاب‌آوری

  1. مدل گارمزی و همکاران

گارمزی و همکاران (۱۹۸۴)، سه مدل تاب‌آوری جبرانی[۷۳]، محافظتی[۷۴] وچالش[۷۵] را ارائه کردند. در مدل جبرانی، عامل جبرانی متغیری است که در جهت متقابل یک عامل خطرزا مقابله یا عمل می‌کند و تأثیر مواجه را خنثی می‌کند.این عامل در تعامل با عامل خطرزا قرار ندارد، بلکه تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد مورد نظر دارد، هر دو عامل خطرزا و جبرانی در پیش‌بینی پیامد نقش دارند. مدل دیگر تاب‌آوری مدل محافظتی است. در این مدل یک عامل محافظتی، به منظور کاهش احتمال یک پیامد منفی با یک عامل خطرزا در تعامل قرار می‌گیرد. این عامل با تعدیل اثر رویارویی با خطر و به وسیله اصلاح و تغییر واکنش به یک عامل خطرزا، به عنوان یک تسریع کننده عمل می‌کند، یک عامل محافظتی تأثیری مستقیم و مستقل بر پیامد داشته باشد، اما در حضور یک عامل فشارزا، اثر آن قوی تر می‌شود. این مدل بیشترین سهم را در مطالعات تاب‌آوری به خود اختصاص داده است (محمدی،۱۳۸۹).

در مدل چالش، وجود عامل خطرزا که موجب استرس و فشار می‌گردد مثبت تلقی می‌شود و باعث رشد مهارت‌های فرد می‌شود که می‌تواند تأثیر مطلوب در انطباق با محیط داشته باشد. در این مدل استرس خیلی کم، چالش کافی ایجاد نمی‌کند و سطوح بالای استرس نیز می‌تواند به رفتار ناسازگارانه منجر شود، ولی سطوح متوسط استرس، فرد را با چالشی رو به رو می‌کند که در صورت غلبه بر آن موجب تقویت کفایت می‌شود. اگر چالش به صورت موفقیت آمیز صورت پذیرد به فرد کمک می‌کند تا برای مشکل بعدی آماده باشد(محمدی،۱۳۸۹).

۲) مدل مفهومی تاب‌آوری

ماستن و رید در خصوص تاب‌آوری به توصیف مدل‌های مفهومی پرداخته که شامل مدل‌های متمرکز بر متغیرو مدل‌های متمرکز بر شخص می‌باشد. مدل‌های متمرکز بر متغیر شامل مدل‌های جمع پذیری[۷۶]، تعاملی[۷۷] و غیر مستقیم[۷۸] می‌باشند.در مدل جمع پذیر که تأثیرات تراکمی عوامل خطرزا و دارایی ها در رابطه با یک پیامد مثبت مورد آزمون قرار می‌گیرند. طبق این مدل نسبت به اینکه یک فرد در زندگی چقدر درست عمل می‌کند، دارایی ها و خطرزاها نقش مستقلی را بر عهده می‌گیرند. در مدل تعاملی دو نوع اثر تعاملی را توصیح می‌دهد. یکی اینکه در فرد یا محیط یک ویژگی پایدار وجود دارد که آمادگی فرد را برای رویارویی با موقعیت تهدیدکننده، افزایش یا کاهش می‌دهد. نوع دوم، سیستم محافظتی است که به وسیله تهدید فعال شده است. مدل غیر مستقیم تاب‌آوری، پدیده اثرات میانجی را نشان می‌دهد که طی آن تأثیر نیرومند بر پیامد به وسیله خطرات یا منافع متأثر می شود. نوع دیگر مدل غیر مستقیم شامل اثر نا مشهود پیشگیری کامل است. وقتی که یک عامل پیشگیرانه نیرومند از رخداد شرایط خطرزا پیشگیری می‌کند. مدل‌های متمرکز بر شخص که تأکید اصلی شان بر شخصیت تاب‌آور است شامل مطالعات موردی، گروه‌های تاب‌آور و مدل تمام شخصیتی می‌باشند(اعتبار جهرمی،۱۳۸۹).

۲-۶-۲- ابعاد تاب‌آوری

    1. مثبت اندیشی: مثبت اندیشی به عنوان یک آمادگی برای انتظار رخداد بهترین موقعیت‌ها و رویداد ها به شکل مثبت تعریف می‌شود. در ساختار تاب‌آوری، مثبت اندیشی به حس داشتن یک آینده مثبت، تمایل به یافتن معنای مثبت در تجربیات و باور به داشتن توانایی اثر گذاری به طور مثبت بر دیگران و محیط اطلاق می‌شود. پژوهش‌های سلیگمن[۷۹] (۲۰۰۵)، نشان می‌دهد که مثبت اندیشی با سلامت جسمانی بهتر، موفقیت بیشتر تحصیلی، شغلی و ورزشی و روابط رضایت بخش ارتباط دارد و همچنین این افراد سلامت روانی بهتری از خود نشان می‌دهند و طول عمر بیشتری نسبت به افراد بدبین دارند (محمدی، ۱۳۸۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




از دیدگاه حسابداری مالیات بر سود شرکت ها، تفاوت های موقتی می ­توانند هستهُ اصلی تئوری های حسابداری را تشکیل دهند ، زیرا حسابداران یا مدیریت می ­توانند بر شیوهُ ثبت و گزارش کردن این اقلام کنترل هایی اعمال کنند . آن ها منشاُ اصلی ایجاد تفاوت بین سود مالیاتی و سود گزارش شده در یک دورهُ خاص می­باشند، ولی بر عکس تفاوت‌های دائمی، آن ها نمی ­توانند در سراسر عمر شرکت بین مقادیر سود فاصله یا تفاوت ایجاد کنند ( پارسائیان به نقل از هندریکسن ، ۱۳۸۸ ) .

تفاوت های زمانبندی: تفاوت­های ناشی از زمان منظور کردن اقلام بدهکار وبستانکار به حساب سود یا زیان (همان منبع) .بعبارت دیگر، چنانچه زمان شناسایی درآمد و هزینه طبق اصول پذیرفته شده حسابداری با زمان پذیرش آن ها به ‌عنوان درآمد و هزینه برای محاسبه سود مالیاتی(طبق قانون مالیات) متفاوت باشد تفاوت های زمانی ایجاد می­ شود(بزرگ اصل،۱۳۷۹).

دربارهُ تفاوت های زمانی چهار حالت را می توان متصور بود .

الف – هزینه­ای که از دیدگاه مالیاتی در نظر گرفته می­ شود ولی در صورت‌های مالی زمان شناسایی آن به دوره ­های بعد انتقال می­یابد. نمونه های شناخته شده عبارتند از کاربرد روش های تسریعی استهلاک دارایی های ثابت ، به لحاظ مقاصد مالیاتی و کاربرد روش خط مستقیم از دیدگاه تهیه صورت‌های مالی.

ب – درآمدی که در دوره جاری در حساب ها منظور شود، ولی از دیدگاه مالیاتی در تاریخی دیرتر منظور گردد . کاربرد روش اقساطی فروش برای محاسبه مالیات و کاربرد روش تعهدی فروش، برای تهیه صورت‌های مالی ، که این یک روش شناخته شده­تری است .

ج – درآمدی که در محاسبه مالیات منظور می‌کنند ولی هنگام تهیه صورت‌های مالی آن را به دوره های بعد منتقل ‌می‌کنند . پیش دریافت که هنگام وصول مشمول مالیات می­ شود، ولی برای تهیهُ صورت های مالی زمانی آن را به ‌عنوان درآمد منظور ‌می‌کنند که خدمات مربوطه ارائه شده باشد .

د – هزینه هایی که در صورت های مالی از درآمد های دوره کم می‌کنند ، ولی برای محاسبه مالیات، آن ها را در دوره دیگری منظوری می نمایند . یک نمونه ضمانت نامه های محصولات فروش رفته و هزینه های مربوطه است که برآورد می­شوند و فقط زمانی که پرداخت صورت گیرد ‌می‌توان آن ها را از سود مالیاتی کسرکرد.

با پذیرش تخصیص میان دوره­ای، در دو حالت اول و دوم بایستی یک حساب بدهی مالیات بر سود یا حساب بستانکار دیگری به وجود آورد ، زیرا هزینه مالیات مرتبط با سود حسابدرای دوره جاری از مالیاتی که باید در دوره جاری پرداخت گردد بیشتر می شود. در حالت‌های سوم و چهارم باید از یک حساب بنام مالیات پیش پرداخت شده یا حساب بدهکار دیگری استفاده کرد ، زیرا مالیات پرداختی یا پرداختنی دوره جاری از هزینه مالیات گزارش شده در دوره جاری بیشتر است (پارسائیان ببه نقل از هندریکسن،۱۳۸۸).

تفاوت های ارزشیابی: تفاوت های ناشی از به کارگیری مبانی متفاوت ارزشیابی اقلام در محاسبه مالیات که آن را تفاوت های ارزشیابی می­نامند (همان منبع). تفاوت های ارزشیابی زمانی به وجود
می‌آیند که مبانی اندازه گیری درآمد ها و هزینه ها طبق اصول پذیرفته شده حسابداری با مبانی اندازه گیری درآمد ها و هزینه ها برای محاسبه سود مالیاتی متفاوت باشد که در این مورد در ایران اگر وجود هم داشته باشد نادر است (بزرگ اصل،۱۳۷۹). در ارتباط با مبانی ارزشیابی به ‌عنوان تفاوت‌های موقتی مواردی در استاندارد های حسابداری برخی از کشورها بشرح ذیل مطرح شده اند :

الف – کاهش مبنای محاسبه استهلاک ‌در مورد دارایی های استهلاک پذیر به سبب تخفیف های مالیاتی

ب – عملیات در کشور های خارجی که پول عملیاتی و پول گزارشگری آن یکسان است . بر اساس استانداردهای حسابداری برخی کشورها ، پس از تغییر نرخح ارز ، مبنای مالیاتی برخی از دارایی ها و بدهی های عملیات خارجی می‌تواند با موارد متناظر آن بر مبنای ارزش های تاریخی و پول کشور اصلی تفاوت داشته باشد .

ج – افزایش مبنای مالیاتی دارایی ها به دلیل تعدیل بر اساس تورم ، این تعدیل موجب می­ شود که این مبانی با مبنای ارزشیابی مبتنی بر ارزش‌های تاریخی صورت های مالی تفاوت پیدا کند .

د – ترکیب واحدهای تجاری به روش خرید که درآن ، ارزش های منتسب به دارایی های ترکیب شده می‌تواند با مبنای مالیاتی متناظر آن ها تفاوت داشته باشد( پارسائیان به نقل از هندریکسن،۱۳۸۸).

۲-۴) سود حسابداری و مالیاتی در ایران

۲-۴-۱)مالیات سود شرکت های ایرانی

این مالیات برای نخستین بار در سال ۱۳۰۹ و به موجب قانون مالیات بر شرکت ها و تجارت در ایران مرسوم گردید. به تدریج در قوانین و مقررات مربوطه با توجه به مقتضیات زمان و شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ‌تغییراتی داده شد. بر اساس آخرین اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم مورخ ۲۷/۱۱/۱۳۸۰ بر طبق ماده ۱۰۵ قانون مالیات های مستقیم جمع درآمد شرکت ها و درآمد ناشی از فعالیت های انتفاعی سایر اشخاص حقوقی که از منابع مختلف در ایران یا خارج از ایران تحصیل می­ شود، پس از اعمال زیان های حاصل از منابع غیر معاف و کسر معافیت های مقرر به استثنای مواردی که بر طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه­ ای ‌می‌باشد ، مشمول مالیات به نرخ ۲۵% خواهند بود(صفار ۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




۲- پیشگیری از بازگشت: شامل آموزش معمولی پیشگیری از برگشت است و ایجاد تحکیم در اهداف درمانی است.

۳- کنترل بازگشت: کنترل بازگشت به فرایند تحلیل عوامل آشکار ساز و پیامدهای بازگشت و انطباق درمان مطابق با آن اشاره دارد.هنگامی که بازگشت سریعی رخ داد، باید با شدت بیشتری ادامه یابد.

۲۲-۲- برنامه معتادان گمنام :

معتادان گمنام یک انجمن غیر انتفایی از مردان و زنان همدردی است که اعتیاد به مواد مخدر مشکل اصلی زندگی شان بوده است

(( .. ما معتادانی هستیم که در حال بهبودیم و اکنون به طور مرتب گرد هم می آییم تا به کمک یکدیگر پاکی خود را حفظ کنیم این برنامه یک برنامه پرهیز کامل از هر گونه مصرف مواد مخدر است)).

تنها لازمه عضویت در این انجمن تمایل به قطع مصرف مواد مخدر است هیچ شرط و شروطی۰ برای عضویت وجود ندارد به هیچ سازمانی وابسته نیست حق عضویتی نداشته و به هیچ سازمانی ( سیاسی، مذهبی یا انتظامی ) ارتباط ندارد و هر کس که مایل باشد بدون محدودیتی از لحاظ سن، مذهب ، نژاد و جنسیت می‌تواند ‌به این انجمن ملحق شود.(فروهر.۱۳۸۸)

افرادی که عضو می‌شوند تا روزی که زندگی سالم و دور از اعتیاد را داشته باشند می‌توانند در گروه باقی بمانند و از طریق شرکت در جلسات گروه و پیروی از برنامه بازیافت ، ضمن حمایت از همدیگر ، کمک به دیگران خود می آموزند و از طریق این مبادله همگی درباره پستی بلندی های روند بهبود چیزهای مختلفی یاد می گیرند از آنجا که اعتیاد فرایندی روانشناختی و بسیار پیچیده است طوری که افراد به تنهایی قادر به رهایی از آن نیستند.NA با برنامه ۱۲ مرحله ای ضمن درک این افراد حمایت بی دریغی را نیز به آن ها ارائه می‌دهد و با تقویت اصل مشارکت و همکاری به کنار آمدن با مشکلات انسانی کمک می رسانند.

برنامه های NA برای بسیاری از افراد مفید بوده و در زمینه خود داری از مصرف و بازیافت زندگی به دور از اعتیاد کمک ‌کرده‌است.

– از لحاظ ذهنی ، انجام رفتار عاقلانه ( حفظ نگاه واقع گرایانه)

– صداقت مسئولانه ( گفتن حقیقت به خود و به دیگران)

– هوشیاری روحی ( پرورش و رشد با تکیه به ایمان فردی)

این برنامه ها یک متد ( شیوه ) مرحله ای می‌باشد که انجام مراحل ( گانه تا رسیدن به بهبود ) طی سالیان متمادی کلید اصلی ا اگر برنامه های درمانی منجربه شرکت شخص در مرحله نخست گردد گام مهم و بزرگی آغاز شده ) است؛ یعنی اقرار ‌به این مسئله که شخص در برابر مصرف مواد ناتوان و ضعیف است و باید تشخیص دهد زندگی اش از اختیار او خارج شده است .

تو هم داشتن کنترل در مصرف و انکار وجود مشکلات ناشی از مصرف مواد، به حفظ و استمرار اعتیاد منجر خواهد شد.

اگر شخصی به مرحله اقرار برسد و از مرحله انکار و تو هم عبور کند ، امکان خود داری مستمر و شانس تشدید و تقویت شرایط بهبود و ماندن و ادامه دادن مراحل باقی مانده افزایش می باید.

” بازیافت را پیشرفت تدریجی است نه آرمانی کامل”

معمولا به اعضا توصیه می شود طی ۹۰ روز در ۹۰ جلسه شرکت کنند.(هومان.۱۳۸۷)

روند پیشروی بر اساس گامها:

عملکرد این انجمن بر اساس ۱۲ گام یا ( قدمهای دوازده گانه) ای صورت می‌گیرد ؛ که اگر فرد خواهان پاکی در هر یک از مراحل تلاش خود را به کار بندد در جهت بهبودی و پیشرفت گام‌های مؤثر و راسخی خواهد برداشت. این قدمها عبارتند از :

۱- ما اقرار کرده ایم در برابر اعتیاد مان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود.

۲- ‌به این باور رسیدیم یک نیروی برتر می‌تواند سلامت عقل را به ما باز بگرداند.

۳-ما تصمیم گرفتیم اداره زندگی مان را به مراقبت خداوند بدان گونه که او را درک می‌کردیم بسپاریم. ۴- ما یک تراز نامه بر اخلاقی بی با کانه و جستجو گرانه از خود تهیه نمودیم.

۵- ما چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند ، به خود و یک انسان دیگر اقرار کردیم.

۶- ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصیتی ما را بر طرف سازد.

۷- ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را بر طرف کند.

۸- ما با تهیه فهرستی از کلیه کسانی که به اعضا صدمه زده بودیم ، خواستار جبران خسارت آن ها شویم.

۹- ما به طور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم.

۱۰-ما به تهیه تراز نامه شخصی خود ادامه می‌دهیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعاً به آن اقرار کردیم.

۱۱- ما از راه مراقبه و دعا با خدا خواهان ارتقاء رابطه خود با خداوند شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرائیش شدیم.

۱۲- با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدیم ها ، ما کوشیدیم این پیام را به دیگر معتادان رسانده و این اصول روحانی را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم.(فروهر ، ۱۳۸۸)

سه اصل ضروری در تمامی این مراحل عبارتند از :

۱- داشتن صداقت

۲- روشن بینی

  1. تمایل ( قطع مصرف).

۲۳-۲- سلامت روان :

مفهوم سلامت روان در واقع جنبه ای از مفهوم کامل تندرستی و سلامتی است

سازمان بهداشت جهانی (who) سلامتی را چنین تعریف می‌کند

” حالت سلامتی کامل فیزیکی ، روانی و اجتماعی نه فقط فقدان یک بیماری یا ناتوانی “

سلامت روانی ” کارکرد موفقیت آمیز اعمال روانی ، از نظر تفکر ، خلق و رفتار که منجر به فعالیت‌های سازنده بر آورنده روابط با دیگران و توانایی سازش به تغییر و مقابله با ناملایمات می‌گردد ” تعریف شده است (کاپلان و سادوک.۱۳۸۷)

بر اساس دیدگاه های شناختی ، سلامت یا عدم سلامت روانی را به نحوه دریافت و تفسیر افراد از جهان یا به طور اخص محیط پیرامون وابسته دانسته اند ( سومرز فلانگان ۲۰۰۴) . ‌بنابرین‏ دیدگاه ها چگونگی تجربه واقعیت از طریق ادراک تعیین می شود . هر اندازه دریافت افراد از محیط پیرامون و انعکاس آن در ذهن به واقعیت نزدیکتر باشد . روابط افراد با محیط بیرونی و پیرامون و چگونگی واکنش آن ها به حوادث و رویدادها منطقی تر و به واقعیت نزدیکتر باشند ، افراد منطقی تر و به سلامت روانی ایده آل نزدیکترند .

باز خورد فرد نسبت به خود ( بدون توجه به میزان خوش بینی یا بد بینی آن ها) و دنیای اطراف در آسیب پذیری آنان به تنیدگی های روانی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند (وارنر.۲۰۰۰)[۱۷]

به طور مثال: از لحاظ شناختی ، احتمال وقوع حوادث و پیامدهای آن ها در ذهن تاثیر چشمگیری بر میزان ترس و اضطراب اجتماعی دارد زیرا پاسخ های هیجانی انسان به گونه ای کلی متاثر از شناخت اوست که اغلب به عنوان تحریفهای شناختی عنوان می‌شوند که می‌توانند منجربه ایجاد سوء تفاهم در روابط بین فردی گردد از جمله اختلال های شایع روانی ( اضطراب و افسردگی ) می‌باشند (Davidh reickmann 2004)…(یونسی.۱۳۸۸)

۲۴-۲- نظریه های سلامت روان:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




سوء مصرف و اعتیاد به مواد تغییر دهنده رفتار و خلق و خو آثار مخرب جسمانی مانند (بیماری‌های گوارشی ، قلبی ، تنفسی ، عصبی ، ایدز ، مجروح شدن و در برخی مواقع مرگ) ، روانی مثل (استرس ، اضطراب ، دلهره ، بی قراری ، افسردگی ، فراموشی و پریشانی) ،خانوادگی مانند (اختلاف ‌و کشمکش با اعضای خانواده ، ارتباط ناسالم با افراد خانواده ، سوء استفاده و تجاوز جنسی ، دعوا و خیانت و کتک کاری ، طلاق و جدایی) ، شغلی مانند (تأخیر و غیبت از محل کار ، اخراج و بیکاری)،مالی مثل (بدهکاری ، ورشکستگی ، فقر و تنگدستی ) ، اجتماعی مانند ( طرد ، انزوا و گوشه گیری ، از دست دادن دوستان ، بی ارزشی ، نداشتن احترام ، تنهایی و بی کسی) ، اخلاقی ( دروغگویی و تهمت ، زنا ) دارد و باعث ارتکاب خلاف ، جرم و جنایت های مختلف همانند ( تجاوز و سوء استفاده های جنسی ، تقلب ، دزدی ، رشوه خواری ، ربا ، کلاهبرداری و قتل) می شود.( دباغی.۱۳۸۷)

از نظر سازمان راهنمای تشخیص و آماری انجمن روان پزشکی آمریکا (APA) اعتیاد الگویی از مصرف مکرر مواد است که معمولاً به ظهور علایم تحمل ، ترک و رفتارهای اجباری مصرف مکرر مواد می‌ انجامد.اعتیاد ، عادت اکتسابی است که زمانی ظهور کرده و خاموش کردن آن حتی در مواجه با پیامدهای بسیار منفی و چشم گیر آن دشوار است. واژه « وابستگی[۶]» حاکی است که الگوی رفتار شامل کنترل ضعیف خود فرمانی است که با وجود بازخوردمنفی ادامه دارد و اغلب به نظر می‌رسد خارج از کنترل باشد.

اسکول و پاندینا (۲۰۰۳) معتقدند در بحث از مصرف مواد ، رفتارهای وابسته به مصرف متأثر از عوامل درون شخصیتی ، برون شخصیتی و اجتماعی – فرهنگی است. (بهاری.۱۳۸۸)

هر جامعه ای سعی می‌کند از طریق وضع قانون و به کارگیری افراد از هنجارهای اجتماعی مصرف مواد را به نظم و قاعده درآورد.کسانی که در هر عملی حد مجاز را رعایت نکنند منحرف و نابهنجار تلقی می‌شوند. ممکن است در جوامع مختلف و یا در یک جامعه در زمان‌های مختلف تخطی از حد مجاز انحراف به شمار نیاید. مثلاً در بسیاری از نقاط در آفریقای شمالی مصرف الکل و ماری جوانا ممنوع است. در بعضی مناطق هندوستان تریاک در فروشگاه ها به طور آزاد به فروش می‌رسد اما مصرف الکل طبق قانون اساسی منع شده است.

آنچه در این بین به نظر قابل بیان است اینکه هنجارها و قوانین وضع شده در جوامع ارتباط چندانی با خطرات واقعی اینگونه مواد روی سلامتی بدن ندارند. بلکه از نظر جامعه شناسان آنچه اهمیت دارد عکس العملی است که جامعه در برابر انواع این مواد نشان می‌دهد. زیرا این نحوه عکس العمل جامعه است که نقش و پایگاه های اجتماعی مصرف کننده مواد مخدر را تعیین می‌کنند.(قراباغی.۱۳۸۷)

۵-۲- تعریف واژه اعتیاد و مفهوم آن :

واژه اعتیاد در فرهنگ لغت معین و عمید به معنای خو گرفتن و عادت کردن آمده است و منظور از عادت هر عملی که به صورت خود به خودی و بدون دخالت تفکر و اندیشه صورت می‌گیرد. برای درک معانی آن ابتدا تفاوت اعتیاد با عادات باید مشخص گردد. عادت های ذاتی انسان مانند تعریق یا تنفس جهت حفظ تعادل بدن و جهت ایجاد سازگاری با مقتضات گوناگون حیات ، ضروری است و انسان در زمان مقتضی و شرایط لازم به کسب عادات و یادگیری جهت تطابق بهتر با امور زندگی خود می پردازد ، با این حال ‌در مورد اعتیاد نحوه واکنش متفاوت است. ‌به این معنا که اعتیاد یک عادت غیر انطباقی است که مانع از ایجاد سازگاری مورد نیاز و مناسب آدمی با جریانات و شرایط محیط شده و از ادامه ترقی و تعالی در او می کاهد.

اعتیاد یک اصطلاح غیر علمی و عامیانه و به معنای وابستگی بیمار گونه به مصرف یک یا چند نوع ماده مخدر است که سب بروز رفتارهای مواد جویانه شده و در صورت مصرف نکردن آن ماده ، علایم محرومیت در شخص معتاد بروز می‌کند. منظور از مواد یک ماده شیمیایی – نه خوراکی – است. بعد از مصرف ، وابستگی و نیاز شدید در فرد به مصرف دوباره آن منجر می‌گردد.(بهاری.۱۳۸۸)

به طور متعارف اعتیاد برای شناسایی رفتارهای خود مخربی به کار می رود که شامل مؤلفه‌ های دارویی است. این واژه مختص کسانی است که گرفتار وابستگی جسمانی به یک یا بیش از یک داروی غیر قانونی اند : که شامل هوس کردن شدید به مواد و نیاز به مواد بیشتر برای رسیدن به همان تأثیر قبلی است (APA . به نقل از دی کلمنته ، ۲۰۰۳)

در سال ۱۹۶۴ سازمان بهداشت جهانی ‌به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد[۷] ، دیگر اصطلاحی علمی نیست و « وابستگی دارویی »[۸] را به جای آن توصیه کرد. مفهوم وابستگی به مواد در ضمن چند دهه معانی رسمی بسیار و معانی معمولی فراوانی داشته است. اساساً ، در ارتباط با تعریف وابستگی از دو مفهوم استمداد شده است : ( ۱- وابستگی رفتاری و ۲- وابستگی جسمی). وابستگی رفتاری بر فعالیت های مواد جویی و نشانه های وابسته به الگوی مصرف بیمار گونه تأکید ‌کرده‌است.

وابستگی جسمی بر اثرات جسمی (فیزیولوژیکی) دوره های متعدد مصرف مواد تأکید نموده است.

تعارف منوط به وابستگی جسمی با ملاک های طبقه بندی از وجود تحمل و اثرات ترک استفاده کرده‌اند.از نظر DSM-IV تجدید نظر شده (DSMIV-TR) ملاک تشخیصی برای سوء مصرف مواد الگوی غیر انطباقی مصرف یک ماده که به ناراحتی قابل ملاحظه از نظر بالینی منجر شود و در طول مدت حداقل ۱۲ ماه مصرف داشته باشد ، تعریف شده است.(کاپلان و سادوک.۱۳۸۷)

مهمترین و قابل تعریف ترین مشخصه اعتیاد وابستگی (جسمی – روانی) به عنصری طبیعی یا شیمیایی است که پس از مدتی جدایی از آن بسیار دشوار می شود.

وابستگی جسمی وضعیتی است که در آن بدن فرد ، خود را با آن ماده سازگار کرده و بخشی از وضع طبیعی (Normal) عملکرد معمولی در سلولهای بدن شده است. این وضع دو مشخصه عمده دارد : ۱- تحمل[۹] ۲- محرومیت از مواد[۱۰] . در تحمل بدن که به صورت افزایشی خود را در جذب آن ماده سازگار می بیند باید به صورت تصاعدی از آن برای ارضای خاطر خود استفاده کند. در برخی از موارد این افزایش به مرحله ای می‌رسد که افزدون بیشتر مواد حاصلی ندارد و تسکینی برای فرد ایجاد نمی کند.

محرومیت از مواد عبارت است از علایم جسمانی و روانی ناخوشایند در شخص معتاد که زمانی به وجود می‌آید که از استفاده از موادی که به آن وابسته است محروم شود. بروز نوع علایم به نوع مواد مصرف شده بستگی دارد و شامل تحریک پذیری عصبی ، اضطرای ، میل بسیار شدید به مصرف ، توهم ، تهوع ، سردرد و ‌لرزش‌های عضلانی است. مواد مختلف قدرت‌های بالقوه متفاوت در ایجاد وابستگی جسمانی دارند. وابستگی جسمی به هروئین بسیار بالا است ولی در برخی مواد دیگر مانند LSD کمتر است. (هافمن و واینر ۱۹۹۲)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




در نهایت ‌می‌توان تحقیق را ‌به این صورت تعریف کرد: تحقیق فعالیتی است هدف­دار، منظم و طرح­ریزی­ شده که به منظور یافتن پاسخ سؤالی یا تأیید فرضیه­ای، درک و شناخت علل پدیده­ای و یا کشف حقیقتی به کار می­رود.

در این فصل، ابتدا روش پژوهش بیان شده است و در ادامه، جامعه آماری، حجم نمونه آماری و روش گردآوری و ابزار تجزیه و تحلیل داده ­ها تشریح ‌شده‌اند. در پایان، روش­های آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده ­ها بیان شده است.

۳-۲ روش­شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف؛ پژوهشی کاربردی ‌می‌باشد؛ چرا که تأثیر تأمین مالی خارج از ترازنامه را از طریق مهم­ترین ابزار آن یعنی اجاره عملیاتی، بر واکنش سرمایه ­گذاران نسبت به اعلان سود را مورد توجه قرار داده است. در طبقه ­بندی از نظر نحوه­ گردآوری داده ­ها، ‌به این دلیل که هدف پژوهش توصیف کردن شرایط و یا پدیده ­های مورد بررسی و همچنین شناخت بیشتر شرایط موجود است، توصیفی ‌می‌باشد و به دلیل اینکه رابطه بین متغیرها مورد توجه است، از نوع همبستگی ‌می‌باشد. همچنین از نظر نوع داده ­ها، کمّی و از نظر زمان اجرای پژوهش، مقطعی ‌می‌باشد.

۳-۳ جامعه آماری و نحوه انتخاب شرکت­ها جهت آزمون فرضیه ­های پژوهش

در این تحقیق، تمامی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازهء زمانی سال ۱۳۸۷ تا پایان سال ۱۳۹۲ به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده است. دلایل انتخاب جامعه آماری مذکور این است که سازمان بورس اوراق بهادار تهران اطلاعات نسبتاً جامعی در خصوص وضعیت شرکت­ها و روند عملکرد مالی و اقتصادی آ­ن­ها دارد و ‌می‌توان گفت تنها منبع اطلاعاتی است که ‌می‌توان با بهره گرفتن از آن به منابع اطلاعاتی مالی شرکت­ها دسترسی یافت. از این رو، نمونه آماری به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده است. در این روش ابتدا شرایطی جهت انتخاب نمونه تعریف شده و نمودهای فاقد شرایط مذکور از نمونه، حذف ‌شده‌اند. دلیل استفاده از این روش و تعریف چنین شرایطی، همگون نمودن نمونه آماری با کل جامعه و امکان تعمیم نتایج حاصل از آزمون­ها به جامعه آماری ‌می‌باشد. جامعه آماری تحقیق با توجه به شرایط و ملاحظات ذیل، محدود شده و نمونه آماری از آن استخراج شده است:

۱٫ اطلاعات و صورت­های مالی آن در دسترس ‌می‌باشد.

۲٫ طی سال­های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ شرکت از ابزار اجاره عملیاتی استفاده کرده باشد.

۳٫ برای رعایت قابلیت مقایسه­پذیری، سال مالی شرکت­ها منتهی به ۲۹ اسفند ماه هر سال باشد.

۴٫ شرکت طی سال­های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ تغییر سال مالی نداشته باشد.

۵٫ شرکت تا پایان ۱۳۸۶ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده و طی سال­های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ از بورس اوراق بهادار تهران نیز خارج نشده باشد.

۶٫ سهام شرکت در پایان اسفند ماه هر سال بایستی حداقل یک بار معامله شده باشد و توقف معاملاتی بیش از سه ماه ‌در مورد سهام یاد شده اتفاق نیفتاده باشد.

شرح
تعداد

جمع کل

اعضای جامعه آماری در پایان سال ۱۳۹۲

۴۷۰

محدودیت ۱

اطلاعات و صورت­های مالی آن در دسترس نمی ­باشد.

(۳۸)

محدودیت ۲

طی سال­های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ شرکت از ابزار اجاره عملیاتی استفاده کرده باشد.

(۳۸)

محدودیت ۳

سال مالی شرکت­ها منتهی به پایان اسفند ماه هر سال نمی ­باشد.

(۴۲)

محدودیت ۴

شرکت­هایی که طی سال­های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ تغییر سال مالی داشته­­اند.

(۲۲)

محدودیت ۵

شرکت­هایی که بعد از ۱/۱/۱۳۸۸در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده یا قبل از پایان اسفند ۱۳۹۲ از تابلوی بورس خارج ‌شده‌اند.

(۴۴)

محدودیت ۶

شرکت­هایی که سهام آن­­ها در پایان اسفند ماه هر سال حداقل یک بار معامله نشده و توقف معاملاتی بیش از سه ماه ‌در مورد سهام یاد شده اتفاق افتاده است.

(۱۲)

کل محدودیت­ها

جمع شرکت­های حذف شده از جامعه آماری

(۱۹۶)

جمع شرکت­های انتخابی
۲۷۴

جدول (۳-۱) چگونگی انتخاب شرکت­های مورد مطالعه پژوهش

۳-۴ روش گردآوری داده ­ها

در این پژوهش برای گردآوری داده ­ها و اطلاعات، ابتدا از روش کتابخانه ­ای استفاده به عمل می ­آید. در بخش کتابخانه ­ای، مبانی نظری پژوهش از کتب، پایان نامه­ های تحصیلی و مجله ­های تخصصی فارسی و لاتین گردآوری می­گردد و سپس داده ­های پژوهش از طریق جمع ­آوری داده ­های شرکت­های منتخب با مراجعه به صورت­های­مالی، یادداشت­های توضیحی، گزارش­های هفتگی و ماهنامه بورس اوراق بهادار جمع ­آوری شده است.

۳-۵ ابزار تجزیه و تحلیل داده ها

اطلاعات مورد نیاز شرکت­ها از طریق نرم افزار ره آورد نوین، بانک­های اطلاعاتی تدبیر­پرداز و سایت رسمی بورس اوراق بهادار تهران گردآوری می شود و سپس با جمع ­بندی و محاسبات مورد نیاز در صفحه گسترده نرم افزار اکسل برای تجزیه و تحلیل آماده شده است. تجزیه و تحلیل نهایی به کمک نرم افزار آماری Eviwse8 انجام می­گردد.

۳-۶ روش­های تجزیه و تحلیل داده ­ها

شاخص­ های مرکزی و پراکندگی برای متغیرهای تحقیق به منظور تحلیل توصیفی متغیرها، قبل از آزمون فرضیه ­ها تعیین ‌شده‌اند. این اقدام به منظور ارائه دیدگاهی کلی نسبت به جامعه آماری و شناخت بیشتر آن صورت ‌می‌گیرد. قبل از هر چیز، باید نوع داده ها از جهت تابلویی (پانل) و یا تلفیقی (پولینگ) بودن مشخص شود که برای این منظور از آزمون F لیمر استفاده شده است. آزمون هاسمن برای تعیین استفاده از مدل اثرات ثابت در مقابل مدل اثرات تصادفی انجام گرفت.

برای بررسی آنکه در یک مدل رگرسیون، جملات خطا خود همبسته می­باشند یا خیر، از آزمون دوربین واتسون استفاده شد. ضریب تعیین معیاری است که قوت رابطه میان متغیر مستقل و متغیر وابسته را تشریح می­ کند. مقدار ضرایب متغیرهای مستقل، مشخص­کننده آن است که چند درصد از تغییرات متغیر وابسته، توسط متغیر مستقل توضیح داده شده است. معنادار بودن معادله رگرسیون با بهره گرفتن از آماره F صورت گرفته است. بعد از آزمون معنادار بودن رگرسیون، معنادار بودن هر یک از ضرایب آزمون گردید که برای این امر از آزمون t استفاده شد. شایان ذکر است که تمامی آزمون­های آماری در سطح معناداری ۹۵% انجام گرفته است.

۳-۷ روش­های آماری آزمون فرضیه ­ها

۳-۷-۱ آمار توصیفی

شاخص های مرکزی و پراکندگی برای متغیرهای تحقیق به منظور تحلیل توصیفی متغیرها قبل از آزمون فرضیه ­ها تعیین می­شوند. میانگین به عنوان مهم­ترین شاخص مرکزی به همراه انحراف معیار به عنوان مهم­ترین شاخص­ های پراکندگی محاسبه خواهد شد، انحراف معیار نیز پراکندگی داده ­ها را نشان می­دهد. این اقدام به منظور ارائه دیدگاهی کلی نسبت به جامعه آماری و شناخت بیشتر آن صورت ‌می‌گیرد.

۳-۷-۲ بررسی نرمال یا غیر نرمال بودن داده ­های پژوهش

برای اجرای روش های آماری و محاسبه آماره آزمون مناسبت و استنتاج منطقی درباره فرضیه ­های پژوهش مهم­ترین عمل قبل از هر اقدامی، انتخاب روش آماری مناسب برای پژوهش است برای این منظور آگاهی از توزیع داده ­ها از اولویت اساسی برخوردار است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]




۳-۳ جامعه آماری

جامعۀ آماری در پژوهش حاضر شامل تمامی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی و تمامی افراد بهنجار می‌باشد.

۳-۴- گروه نمونه و روش نمونه گیری

در این پژوهش گروه نمونه شامل ۳۰ فرد مبتلا به اسکیزوفرن (۱۵ زن، ۱۵ مرد) ۳۰ فرد مبتلا به افسردگی اساسی (۱۵ زن، ۱۵ مرد) و ۴۰ نفر از افراد بهنجار بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. . آزمودنی ها نباید عقب ماندگی ذهنی، بیماری صرع، ضایع مغزی، بیش فعالی و اختلال توجه و سوء مصرف مواد داشته باشند و نیز دارای توانایی حداقل خواندن و نوشتن باشند. همچنین آزمودنی‌ها از نظر جنس با یکدیگر همتاسازی شدند. ولی متاسفانه با تمام تلاشی که صورت گرفت این تحقیق موفق به همتاسازی گروها از نظر جنس نشد .‌بنابرین‏ در تحلیل واریانس چند متغییره با بهره گرفتن از کواریانس یا متغییر همپراش[۱۴۱] در نظر گرفته شد. همچنین گروه بهنجار از بین پرسنل بیمارستان و همراهان به شرطی که از وابستگان نزدیک بیمار نباشند انتخاب شدند.

۳-۵- ابزار پژوهش

در تحقیق حاضر از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، آزمون هوش مهک، آزمون جور کردن کارت های ویسکانسین و آزمون کلمه و رنگ استروپ استفاده شده که در زیر به آن ها خواهیم پرداخت.

۳-۵-۱- پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ):

این آزمون توسط گلدبرگ (۱۹۷۲) ابداع شد. یکی از معروف ترین آزمون های مورد استفاده برای پی بردن به اختلاف روانی نهفته است (حسنی، ۱۳۸۶).

پرسشنامه سلامت عمومی یک «پرسشنامه سرندی» مبتنی بر روش خود گزارش دهی است که در مجموعه بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند، مورد استفاده قرار می‌گیرد (گلدبرگ، ۱۹۷۲).

فرم ۲۸ ماده ای پرسشنامه عمومی دارای این مزیت است که برای تمام افراد جامعه طراحی شده است. این پرسشنامه به عنوان یک ابزار سرندی می‌تواند احتمال وجود یک اختلال روانی را در فرد تعیین کند (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱). این پرسشنامه دارای چهار زیر مقیاس است: خرده مقیاس های نشانه های جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارساکنش وری اجتماعی و افسردگی. که مدت زمان اجرای آزمون به طور متوسط حدود ۱۰ تا ۱۲ دقیقه است. از ۲۸ ماده پرسشنامه موارد ۱ الی ۷ مربوط به مقیاس جسمانی است. موارد ۸ الی ۱۴ علائم اضطرابی و بی خوابی، موارد ۱۵ الی ۲۱ مربوط به علائم اجتماعی و موارد ۲۲ الی ۲۸ علائم افسردگی را می سنجد (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱).

روش نمره گزاری پرسشنامه سلامت عمومی بدین ترتیب است که از گزینه الف تا د، نمره صفر، یک، دو، و سه تعلق می‌گیرد. در نتیجه نمره فرد در هر یک از خرده مقیاس ها از صفر تا ۲۱ و در کل پرسشنامه از صفر تا ۸۴ خواهد بود. نمرات هر آزمودنی در هر مقیاس به طور جداگانه محاسبه می شود و پس از آن نمرات ۴ زیر مقیاس را جمع و نمره کلی را به دست می آوریم در هر مقیاس کسب نمره ۶ به بالا نشانه وجود اختلال و در مجموع کل مقیاس ها اخذ شده نمره ۲۲ به بالا بیانگر علائم مرضی می‌باشد (فتحی آشتیانی، ۱۳۹۱).

تقوی(۱۳۸۰) به منظور تعیین اعتبار این پرسشنامه از سه روش بازآزمایی، دو نیمه سازی و ثبات درونی استفاده نمود. نتایج به دست آمده با روش بازآزمایی برای کل پرسشنامه ۷۲/۰ و برای خرده آزمون‌های علایم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارسایی ‌در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب ۶۰/۰ ، ۶۸/۰،۵۷/۰و ۵۸/۰ بود. به علاوه نتایج به دست آمده، با روش تنصیفی برای کل پرسشنامه ۹۳/۰ و برای خرده آزمون‌های علائم جسمانی ، اضطراب و بی خوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب ۸۶/۰، ۸۴/۰ ، ۶۸/۰ و ۷۷/۰ بود همچنین نتایج به دست آمده جهت سنجش ثبات درونی با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه ۹۰/۰ و برای خرده آزمون‌های علایم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، نارسایی در عملکرد اجتماعی و افسردگی به ترتیب ۷۶/۰، ۸۴/۰، ۶۱/۰ و ۸۸/۰ بود. همچنین گلدبرگ و ویلیامز (۱۹۹۸)، اعتبار تنصیفی برای کل پرسشنامه را ۹۵/۰ گزارش کردند. ثبات درونی را با روش آلفای کرونباخ در مطالعه چان (۱۹۸۵) ، و کی یس (۱۹۸۴) ، ۹۳/۰ گزارش کردند (همان منبع).

۳-۵-۲- آزمون مهک

مهک یک آزمون جدید خواندن لغات فارسی است که به ویژه برای استفاده بزرگسالان فارسی زبان طراحی شده است، و برای برآورد هوش پیش مرضی به کار می رود. این آزمون شامل ۵۰ لغت کوتاه و نامنظم می‌باشد که شیوه ی نگارش آن ها سرنخ روشنی از شیوه ی درست خواندن آن ها ارائه نمی دهد و برای هر لغت حدس هوشی به تنهائی موجب پاسخ صحیح نخواهد شد (حق شناس و همکاران، ۲۰۰۰).

این مقیاس توسط حق شناس (۱۳۷۹) بر روی ۱۵۴ نفر از جمعیت شهر شیراز (۷۶ زن ، ۷۸ مرد) هنجاریابی گردید و آزمون هوشی ریون به عنوان ملاک خارجی برای تعیین رابطه نمره های آزمون خواندن واژه ها و هوشبهر عمومی به کار برده شد. همچنین در این پژوهش، آزمون پیشرونده ریاضی نیز به کار گرفته شد و افزون بر به دست آوردن هنجای این آزمون بر روی نمونه مورد بررسی ، ضریب های همبستگی این آزمون با آزمون های یاد شده نیز به دست آمد. سال های تحصیلات گذشته فرد نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری بین مهک و ریون (۳۶/۰ = r برای نمونه کلی، ۴۶/۰ = r برای مردان، ۳۵/۰ r = برای زنان)، و مهک و آزمون پیشرونده ی ریاضی (۳۶/۰ = r برای نمونه کلی، ۴۴/۰ = r برای مردان، ۳۳/۰ = rبرای زنان) وجود دارد. در اینجا در نمره های مهک، تفاوت معناداری بین سالمندان مشکوک به دمانس و آنهایی که بدون نقص حافظه بودند مشاهده نشد، در حالی که دو گروه در نمره های ریون تفاوت معناداری داشتند (حق شناس و همکاران، ۲۰۰۱) .

محاسبه ی ضریب پایانی آزمون دو نیمه ی مهک (مقایسه ی یک در میان، هر کلمه با کلمه ی بعدی خود ) ۸۲/۰ و برای نیمه ی اول و دوم (۲۵ کلمه ی اول و ۲۵ کلمه ی بعدی) ۷۴/۰ به دست آمد (۱۳۳=n). ثبات درونی به کمک ضریب آلفای کرونباخ برای این تعداد ۷۹/۰ بود حق شناس ، ۱۳۷۹). نتایج نشان داد که اعتبار همگرای بالایی بین نمره های خواندن و سال های تحصیل ۶۱/۰ = r و نمره خوانده و آزمون ریون (RSPM ) 41= r /0 (به عنوان ابزاری از ضریب هوشی) وجود دارد. پایائی ‌بازآزمایی نمره های مهک در حدود ۲ ماه و نیم (۷۳ روز) رضایت بخش بود (حق شناس و همکاران، ۲۰۰۱). ‌بنابرین‏ با توجه مطالب ذکر شده، آزمون مهک از سه ملاک ذکر شده بالا برخوردار است.

نحوه ی اجرای آزمون به ترتیبی است که از آزمودنی تقاضا می شود که ۵۰ لغت را بخواند و سپس با تلفظ صحیح هر یک از لغات یک نمره دریافت می‌کند (همان منبع).

۳-۵-۳- آزمون جور کردن کارت‌های ویسکانسین WCST :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ب.ظ ]





۳-۴- احکام زن ناشزه

آوردن این بحث در اینجا بخاطر آن است که ‌به این موضوع بپردازیم که ریاست زن همچنان که بعهده مردان است ، در صورت تخطی از وظایف همسری، آیا این ریاست می‌تواند مبنای تنبیه و تربیت زن ناشزه هم قرار گیرد؟ و ثانیاً چرا زنان حق تنبیه و تادیب مردان را ندارند؟لذا در اینجا به تفصیل به موضوع نشوز زن و احکام و آثار آن می پردازیم.


نشوز: مراد از نشوز سرکشی و طغیان و سرپیچی کردن هر یک از زن و مرد از تکالیف ویژه ی خود است. (فیض، علیرضا،۱۳۸۰)

در صورت تحقق نشوز، تکالیف هر یک از زن و شوهر در برابر دیگری ‌بر اساس آیات قرآن متفاوت است. اگر زن ناشزه باشد، حقی که شوهر در برابر او دارد، با صورت نشوز مرد و نحوه ی برخورد زن با او فرق دارد.

در آیه ی ۳۴ سوره ی نساء، نشوز زن مطرح شده است. قرآن کریم می فرماید:

الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللهُ بَعضَهُم عَلی بَعضٍ وَبِما أَنفَقُوا مِن أَموالِهِم فَالصّالِحاتُ قشنِتاتُ حافِظاتُ لِلغَیبِ بِما حَفِظَ اللهُ وَ الَّاتِی تَخافُونَ نُشوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهجُرُوهُنَّ فِی المَضاجِعِ وَاضربوهُنَّ فَإِن أَطَعنَکُم فَلا تَبغُوا عَلَیهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللهَ کانَ عَلِیَاً کَبِیراً.

«مردان سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتری هایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاق هایی که از اموالشان (‌در مورد زنان) می‌کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضع اند و در غیاب (همسر خود)، اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند، و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندر دهید؛ و (اگر مؤثر واقع نشد) در بستر از آن ها دوری نمایید؛ و اگر (هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آن ها به انجام وظایفشان نبود)، آن ها را تنبیه کنید. و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدی برای آن ها نجویی. (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست)».


۳-۴-۱- تفسیر واژه ها

بخشی از این واژه ها، در نخستین تفاوت حقوقی میان زن و مرد (تفاوت زن و مرد در سرپرستی و مدیریت) مورد تفسیر قرار گرفت و اکنون برخی دیگر از این واژه ها را تفسیر می‌کنیم.

۳-۴-۱-۱- قانتات

این واژه هر چند پیش از این تفسیر شد، ولی به سبب ارتباط با این بحث، به طور فشرده معنایش مورد اشاره قرار می‌گیرد.

«قانتات» از ریشه «قنوت» به گفته ی «مفردات» به معنای اطاعت خاضعانه است.

با توجه به سخن دیگر ارباب لغت، قنوت به معنای «اطاعت توأم با خضوع، ادب و فروتنی است[۱۰۲]».

۴-۱-۲- نشوز

«نشوز» از مادّه ی «نشز» در اصل به معنای زمین مرتفع و بلند است و در اینجا، به معنای بغض و سرکشی زن نسبت به مرد می‌باشد. گویا زن، خویشتن را از مطیع بودن برای مرد، بالا می کشد و خود را در دسترس او قرار نمی دهد[۱۰۳].

این آیه ـ همان گونه که در بحث های سابق گذشت ـ به ارتباطات درون خانوادگی می پردازد و از روابط زن و شوهر سخن می‌گوید.

قرآن مجید مردان را سرپرست و نگهبانان زنان خویش قرار داده است و وجه قوّامیّت را نیز ذکر ‌کرده‌است.

در ادامه، به چند ویژگی زن خوب می پردازد و می فرماید: زنان شایسته و خوب کسانی هستند که متواضعانه در اطاعت شوهرند و حفظ الغیب شوهر می‌کنند. یعنی در غیاب شوهر نسبت به اموال و آبروی وی دچار خیانت نمی شوند.

آنگاه درباره ی شیوه ی برخورد با زنان ناشزه و نافرمان سخن می‌گوید و در برابر آنان سه عمل را ـ به نحو ترتیب ـ ذکر می‌کند. نخست باید آن ها را اندرز داد و با سخنان مهرآمیز و هشدار دهنده با وظایفشان آشنا ساخت.

در مرحله ی بعدی اگر موعظه تأثیر نداشت، دوری گزیدن از آن ها در بستر را پیشنهاد می‌کند و در صورت ادامه ی سرکشی، مرد اجازه داد با تنبیه بدنی زن را به وظایفش آشنا سازد.

از آنجا که هدف از انجام این مراحل، انتقام و ستمگری بر زنان نیست، لذا قرآن کریم در ادامه می افزاید: اگر در این میان، زنان از نافرمانی دست کشیدند و به اطاعات شما تن دادند حق هیچگونه ستمی را درباره ی آنان ندارید و بدانید که خداوند بلندمرتبه و بزرگ است و اجازه ی ستمگری را به شما نمی دهد.

شأن نزول این آیه پیش از این در تفسیر «الرّجال قوّامون» گذشت.

در این بخش، نکته هایی ذکر می شود که پیش از این، به آن ها پرداخته نشده و با بحث نشوز مرتبط است.

۳-۴-۲- ویژگی های زنان شایسته

زنان شایسته دارای چنین ویژگی هایی هستند:

الف ـ در امور زناشویی همواره در برابر شوهر مطیع و فروتن اند.

تعبیر به «قانتات» که از ریشه ی «قنوت» به معنای «اطاعت توأم با خضوع و ادب و فروتنی» است، بر این نکته تأکید دارد که زن شایسته، باید همواره در آنچه با زندگی مشترک مرتبط است، فرمان بردار شوهر و نسبت به او متواضع باشد. و از نافرمانی و یا اطاعت غیر متواضعانه بپرهیزد. البته این فروتنی مربوط به مسائل زناشویی و در محدوده ی روابط زوجین است، که زن باید از انجام هر چیزی که منافی زناشویی است، اجتناب ورزد. ولی در غیر این محدوده، مثل حفظ حقوق فردی و اجتماعی و دفاع از آن، مستقل است.

ب ـ زن شایسته، پاسدار و نگهبان حقوق شوهر در غیاب است.

تعبیر به «حافظات للغیب بما حفظ الله» گویای این مطلب است که زنان حقوقی را که خدا برای مردان قرار داده، و مراعات را بر عهده ی آنان قرار داده است، حفظ می‌کنند. مرحوم علامه طبابایی می نویسد:

«ما در «بما حفظ الله» مصدریّه است و «باء» برای وسیله به کار می رود. در نتیجه معنا چنین می شود که: زنان شایسته، مطیع شوهران ‌‌خویشند و آن حقوقی را که خداوند برای مردان قرار داده است و حفظ آن را بر عهده ی زنان گذاشته، حفظ می‌کنند؛ اموری مانند سرپرستی، وجوب اطاعت زنان از آنان، و مراقبت و نگهداری از امور پنهانی خانواده»[۱۰۴].

به هر حال، زنان شایسته، نه تنها در حضور شوهر، بلکه در غیاب او «حفظ الغیب» می‌کنند. و مرتکب خیانت در اموال و گوهر عفّت خویش و حفظ شخصیت شوهر نمی شوند. و همه را به درستی نگهبانی و نگهداری می‌کنند و این گونه زنان شایسته، قابل تقدیر و تحسین اند و مردان در برابر آنان، نهایت حق شناسی را انجام می‌دهند.

۳-۴-۳- سر تافتن از خواسته ی شوهر ـ در قلمرو زندگی زناشویی ـ نکوهیده است

در برابر زنان شایسته، که از آن ها با وصف «قانتات» (متواضع و مطیع) یاد ‌کرده‌است، تعبیر به »وَاللَّاتِی تَخافُونَ نُشوزَهُنَّ» (آنان که از نافرمانی ایشان می ترسید) در حقیقت نکوهش زنانی است که در برابر شوهر، حال قنوت و تواضع و فروتنی ندارند.

زنان شایسته و مورد ستایش، فروتن و متواضع اند و خود را در دسترس شوهر قرار می‌دهند؛ ولی زنان ناشایست، نافرمان و سرکشند و خود را از اطاعت شوهر دور می دارند.

۳-۴-۴- به مجرد ترس از نشوز زن باید به پیشگیری و یا درمان آن پرداخت

تعبیر قرآن به «تَخافُونَ نُشوزَهُنَّ» و راه های علاجی که پس از آن ذکر می‌کند، گویای این حقیقت است که مرد به مجرد آشکار شدن علائم نشوز و نافرمانی زن، شایسته است به درمان آن روی آورد. البته در این مرحله به تعبیر «المیزان»: از نخستین راه علاج باید استفاده شود که همان موعظه و پند و اندرز است[۱۰۵].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:30:00 ب.ظ ]




در استرالیا نیز بال کریشنا و همکاران[۴۲] (۲۰۰۷) نشان دادند که ۴۰ درصد شرکت های نمونه ی تحقیق طی دوره ۱۰ ساله ۱۹۹۳ الی ۲۰۰۳ زیان گزارش کرده‌اند و میزان محافظه کاری شرطی نیز افزایش یافته است.

نتایج پژوهش قوآنگ (۲۰۰۷) نشان دادکه محافظه کاری شرطی و غیرشرطی نقش های متفاوتی در هریک از تفاسیر محافظه کاری بازی می‌کنند . تفسیر قراردادی منجر به محافظه کاری شرطی و تفسیر دعاوی حقوقی منجر به هر دو شکل محافظه کاری شرطی و غیرشرطی می شود . سایر تفاسیر نیز منجر به محافظه کاری غیرشرطی می‌گردند. او همچنین دریافت که با افزایش محافظه کاری غیرشرطی، محافظه کاری شرطی کاهش می‌یابد. ‌بنابرین‏ لازم است تا نوعی تعادل میان آن ها ایجاد گردد. گیولی و همکاران (۲۰۰۷) اشاره دارند که برای محاسبه شاخص محافظه کاری همزمان باید از مدل های مختلف استفاده نمود. آن ها در پژوهش خود نشان دادند که نتایج مدل باسو با سایر مدل ها متفاوت است و با توجه به اینکه محیط گزارشگری از نظر نوع صنعت ، کشور و دوره زمانی متفاوت است باید هم زمان از مدل های متفاوت استفاده نمود.

احمد و دلمن[۴۳] (۲۰۰۸) در تحقیق دیگری نتیجه می گیرند ، محافظه کاری حسابداری مانع سرمایه گذاری مدیران در پروژه هایی با بازده منفی می شود. همچنین او در می‌یابد که رابطه مستقیمی بین درصد سهام متعلق به اعضا هیئت مدیره و محافظه کاری وجود دارد.

۲-۳-۲ تحقیقات داخلی

بهمن بنی مهد در سال ۱۳۸۵ بر اساس اطلاعات یک دوره یازده ساله (۱۳۷۳ الی ۱۳۸۳) از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، عوامل مؤثر بر محافظه کاری حسابداری را تعیین و مدلی را برای اندازه گیری آن پیشنهاد داد. نتایج تحقیق او نشان داد که محافظه کاری حسابداری و شاخص سودآوری ( بازده و دارایی ها ) در ایران طی دوره تحقیق به طور همزمان کاهش یافته است. اندازه شرکت ها و مالیات ، بر محافظه کاری حسابداری اثری نداشته و محافظه کاری حسابداری نمی تواند به عنوان یک مکانیزم قراردادی کارآمد برای کاهش تعارض های تقسیم سود بین سهام‌داران و اعتباردهندگان محسوب شود .

محسن خوش طنیت و فرزانه یوسفی اصل در سال ۱۳۸۶ در پژوهشی با عنوان « رابطه بین تقارن و عدم تقارن اطلاعاتی با محافظه کاری » به بررسی این رابطه در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از سال ۸۱ تا ۸۵ پرداختند. سه فرضیه اصلی پژوهش ‌به این صورت بیان شدند:

    1. هرچه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه‌گذاران آگاه و ناآگاه بیشتر باشد، محافظه‌کاری در صورت های مالی بیشتر است.

    1. تغییرات در عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه‌گذاران آگاه و ناآگاه در طول‌ زمان ، بر میزان محافظه‌کاری در صورت‌های مالی مؤثر است.

  1. تغییرات در محافظه‌کاری در طول زمان ، بر میزان تغییرات در عدم تقارن‌ اطلاعاتی مؤثراست.

برای آزمون فرضیات از آزمون F استفاده شد. آن ها در این تحقیق بیان کردند عدم تقارن مابین سرمایه‌گذاران آگاه و ناآگاه‌ موجب ایجاد هزینه های نمایندگی می‌شود که این امر به نوبه خود موجب افزایش‌ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران می‌گردد . لذا ذینفعان هر شرکتی به دنبال مکانیزمی‌ در جهت کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می‌باشند. از طرفی محافظه‌کاری انگیزه و توانایی مدیران را برای دستکاری ارقام حسابداری‌ کاهش داده و لذا موجب کاهش هزینه های نمایندگی می‌گردد. نتایج تحقیق نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی مابین سرمایه‌گذاران آگاه و ناآگاه‌ منجر به تغییرات محافظه‌کاری می‌گردد ، اما محافظه‌کاری منجر به عدم تقارن اطلاعاتی نمی‌گردد. این نتایج مغایر با پیشنهاد FASB است که عنوان می‌کند محافظه‌کاری منجر به ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی می‌شود.

در پژوهش دیگر ، جواد رضازاده و عبدالله آزاد در سال ۱۳۸۷ در مقاله ای با همین عنوان رابطه بین محافظه کاری حسابداری و عدم تقارن اطلاعاتی را بر روی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ مورد بررسی قرار دادند. فرضیه های اصلی این پژوهش عبارت بودند از : ۱- هر چه عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران بیشتر باشد ، محافظه کاری در صورت های مالی بیشتر است. ۲- تغییر عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب تغییر در میزان محافظه کاری صورت های مالی می شود. برای آزمون فرضیات از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش آن ها حاکی از وجود چنین رابطه ای بود. طبق نتیجه گیری آن ها، تغییر در عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران موجب تغییر در سطح محافظه کاری می شود.

بهمن بنی مهد و تهمینه باغبانی در سال ۱۳۸۸ در تحقیقی با عنوان « اثر محافظه کاری حسابداری، مالکیت دولتی، اندازه شرکت و نسبت اهرمی بر زیان دهی شرکت ها » این رابطه را در ۴۸ شرکت زیان ده از شرکت های خارج شده از تابلوی بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۷ ساله ۱۳۸۰ الی ۱۳۸۶ مورد بررسی قرار دادند. فرضیه اصلی ‌به این صورت بیان شد : ۱- میان محافظه کاری حسابداری و زیان شرکت ها رابطه معنی دار وجود دارد. آزمون فرضیه با بهره گرفتن از نرم افزار spss و به روش تجزیه و تحلیل گام به گام انجام و مشخص شد که محافظه کاری حسابداری ، اندازه شرکت ، و نسبت اهرمی با زیان دهی شرکت ها رابطه معنی دار دارند و بر آن تأثیر می‌گذارند. درصد مالکیت دولت و نسبت فروش به جمع دارایی ها با زیان دهی شرکت ها رابطه معنی داری ندارند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که محافظه کاری حسابداری با زیان دهی شرکت ها رابطه ای مستقیم دارد. این موضوع از دیدگاه نظری پذیرفته شده و مشابه نتایج پژوهش های خارجی می‌باشد.

همچنین نتایج پژوهش بر وجود رابطه ای مستقیم میان اندازه شرکت ها و زیان دهی رابطه ای معکوس میان نسبت اهرمی و زیان دهی تأکید دارد.

محمد حسین قائمی، محمد حسین ودیعی و میثم حاجی پور در سال ۱۳۸۹ در تحقیقی با عنوان « تأثیر محافظه کاری بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود P/E » به بررسی تأثیر حسابداری محافظه کارانه بر پایداری سود و نسبت قیمت به سود (P/E) در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در محدوده زمانی ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۶پرداخته اند. فرضیه های اصلی در این تحقیق ‌به این صورت مطرح شد : ۱- پایداری سود در شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می‌کنند کمتر است. ۲- نسبت قیمت به سود (P/E) شرکت هایی که سود محافظه کارانه تری گزارش می‌کنند کمتر است. آزمون فرضیات با بهره گرفتن از رگرسیون انجام شد. یافته های تحقیق حاکی است که حسابداری محافظه کارانه به ایجاد درآمد های موقت (درآمدهای با پایداری کم) منجر می‌گردد. این موضوع به ویژه برای استفاده کنندگان صورت های مالی که تلاش می‌کنند سود و جریان‌های نقدی آتی را بر اساس سود دوره جاری پیش‌بینی کنند مفید و مهم است، لذا ضمن معطوف کردن توجه سرمایه گذاران و تحلیلگران ‌به این موضوع به منظور گرفتن تصمیمات سرمایه گذاری، پیشنهاد می‌کنند که نهاد های وضع کننده استاندارد، منافع و مزایای حسابداری محافظه کارانه را توأماً مد نظر قرار دهند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری: هزینه کمبود وجه نقد در شرکت هاى با فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری بیشتر، به دلیل هزینه هاى فرصت ناشى از رها کردن طرح‌هاى ‌سرمایه‌گذاری با ارزش، بیشتر است.

‌بنابرین‏، انتظار مى‌رود که بین فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری و مانده وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشد. همچنین، در این نظریه پیش بینى مى‌شود که شرکتهاى با فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری بیشتر، هزینه هاى بحران مالى بیشترى دارند، زیرا در حین ورشکستگى، خالص ارزش فعلى مثبت طرح هاى مذکور از بین مى‌رود. شرکتهاى با فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری بیشتر، به منظور اجتناب از بحران مالى، مقدار بیشترى وجه نقد نگهدارى خواهند کرد.

میزان نقدشوندگى داراییهاى جارى: زمانى که شرکت‌ها با کمبود وجه نقد مواجه مى‌شوند، میزان قابلیت تبدیل دارایى‌هاى جاری به نقد، مى‌تواند جایگزین وجه نقد محسوب شود. ‌بنابرین‏، انتظار مى‌رود که شرکتهاى با قدرت نقدینگی بیشتر، وجه نقد کمترى نگهدارى کنند.

اهرم مالى: اهرم مالى، احتمال ورشکستگى را افزایش مى‌دهد و انتظار مى‌رود که شرکتهاى اهرمی براى کاهش مخاطره مالى، وجه نقد بیشترى را نگهدارى کنند. نسبت اهرم مالى، عاملى براى تعیین توانایى شرکت به منظور انتشار اوراق بدهى جدید محسوب مى‌شود. از این رو، اگر قدرت بازپرداخت هزینه های تأمین مالی در شرکتی افزایش یابد، انعطاف پذیری مالی بیشترى نیز دارد و ممکن است وجه نقد کمتری نگهداری کند. به همین دلیل، رابطه بین اهرم مالی و میزان وجه نقد را، با دقت نمی‌توان تبیین کرد(فریرا و ویللا،۲۰۰۴).

اندازه: بر اساس نظریه موازنه، رابطه مورد انتظار بین اندازه شرکت و نگهدارى وجه نقد، منفى است. از آنجایى که شرکتهاى بزرگ، انعطاف‌پذیرى بیشترى دارند، مى‌توان ‌جریان‌های نقد پایدارترى را براى آن ها انتظار داشت. در نتیجه کمتر با خطر ورشکستگى مواجه مى‌شوند و نسبت به شرکتهاى کوچک، دسترسى آسان‌ترى به منابع تأمین مالى دارند(تیتمن و وسلز[۳۳]،۱۹۸۸). شرکتهاى بزرگى که اعتبار بانکى دارند، به میزان بیشترى مى‌توانند استقراض کنند و قادر هستند که در صورت لزوم، وجوه را راحت‌تر کسب کنند. علاوه بر این، شرکتهاى بزرگ، همواره مى‌توانند بخشى از دارایى‌هاى غیرضرورى خود را براى کسب وجه نقد، بفروشند(اپلر و همکاران، ۱۹۹۹). همچنین از اندازه به عنوان شاخصى براى عدم تقارن اطلاعاتى، میان افراد زمانى که عدم تقارن اطلاعات سازمانى شرکت اندک است، استفاده مى‌شود.

جریان نقدی: از آنجایى که جریان نقدى، یک منبع نقدینگى در دسترس را فراهم مى‌‌کند، مى‌تواند جایگزین مناسبى براى وجه نقد در نظر گرفته شود. ‌بنابرین‏، انتظار مى‌رود که بر اساس این نظریه، بین جریان نقد و مانده وجه نقد، رابطه منفى وجود داشته باشد(کیم، مارو شرمان[۳۴]،۱۹۹۸).

عدم اطمینان جریان نقدى: شرکتهاى داراى نوسان‌هاى بیشتر ‌جریان‌های نقدى، احتمالاً بیشتر با کمبود وجه نقد مواجه مى‌شوند، زیرا جریان نقدى ممکن است به طور غیر منتظره کاهش یابد. ‌بنابرین‏، انتظار مى‌رود که بین عدم اطمینان جریان نقد و مانده وجه نقد رابطه منفى وجود داشته باشد(جانى و همکاران، ۲۰۰۴).

سررسید بدهى: تأثیر سررسید بدهى بر مانده وجه نقد، مشخص نیست. ‌شرکت‌هایی که بر بدهى کوتاه مدت اتکا مى‌کنند، قرارداد اعتبارى خود را باید در هر دوره تمدید کنند و اگر محدودیتی در تمدید قرارداد اعتبارى ایجاد شود، با خطر بحران مالى مواجه مى‌شوند. ‌بنابرین‏، با کنترل سایر عوامل مى‌توان انتظار داشت که سررسید به طور منفى، با مانده وجه نقد رابطه داشته باشد. اما بارسلى و اسمیت[۳۵](۱۹۹۵) نشان دادند که شرکت‌هاى با درجه اعتبار فراوان، به دلیل سهولت ایجاد بدهى، معمولاً از بدهى کوتاه مدت استفاده مى‌کنند و مانده وجه نقد کمترى نگهدارى مى‌کنند که این رابطه را مثبت مى‌کند.

پرداخت سود سهام: شرکتى که در حال حاضر سود سهام مى‌پردازد، مى‌تواند منابع را با کمترین هزینه از طریق کاهش پرداخت سود سهام تأمین کند. ‌بنابرین‏، انتظار مى‌رود که ‌شرکت‌هایی که سود سهام مى‌پردازند، در مقایسه با ‌شرکت‌هایی که سود سهام نمى‌پردازند، وجه نقد کمتری نگهدارى کنند(فریرا وویللا،۲۰۰۴).

۳- نظریه سلسله مراتب تأمین مالى

بر اساس نظریه مذکور، شرکت‌ها تأمین مالى را از منابع داخل شرکت به تأمین مالى خارجى ترجیح می‌دهند. (درابتز، گرانینگر و هیرچوگل[۳۶]،۲۰۱۰). ‌بنابرین‏، در بحث تأمین مالى، شرکت‌ها منابع ‌سرمایه‌گذاری را ابتدا از منبع سود انباشته تأمین مى‌کنند، سپس با بدهى‌هاى کم مخاطره و بعد با بدهى‌هاى پرمخاطره و سرانجام با انتشار سهام به تأمین منابع مالى مى‌پردازند. در نتیجه، از آنجایى که مدیریت، منابع داخلى تأمین مالى را بر منابع خارجى ترجیح مى‌دهد، به انباشت وجه نقد تمایل دارد تا بتواند در مرحله اول، تأمین مالى را از داخل شرکت انجام دهد و به خارج از شرکت رجوع نکند(فریرا و ویللا، ۲۰۰۴).

۲-۲-۲-۳ عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه سلسله مراتبى

فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری: فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری بیشتر، براى انباشت بیشتر وجه نقد، تقاضا ایجاد مى کنند، زیرا کمبود وجه نقد، موجب خواهد شد که شرکت، فرصتهاى ‌سرمایه‌گذاری سودآور خود را از دست بدهد، مگر اینکه به تأمین مالى پرهزینه خارجى دست یابد. ‌بنابرین‏، انتظار مى‌رود که بین فرصتهاى سرمایه گذارى و نگهدارى وجه نقد، رابطه مثبت وجود داشته باشد.

اهرم مالى: درباره موضوع سلسله مراتب تأمین مالى، زمانى که ‌سرمایه‌گذاری از سود انباشته تجاوز مى‌کند، معمولاً بدهى افزایش مى‌یابد و زمانى که ‌سرمایه‌گذاری کمتر از سود انباشته است، بدهى کاهش مى‌یابد و ‌بنابرین‏، مانده وجه نقد از الگوى معکوس این فرایند پیروى مى‌کند، یعنى زمانى که ‌سرمایه‌گذاری از سود انباشته بیشتر مى‌‌شود، مانده وجه نقد کاهش مى‌یابد و زمانى که سرمایه‌گذاریهاى کمتر از سود انباشته است، مانده وجه نقد افزایش مى‌یابد. رابطه پیش بینى شده بین این عامل و مانده وجه نقد، بر اساس نظریه سلسله مراتب تأمین مالى، معکوس است.

جریان نقدى: با کنترل سایر متغیرها انتظار مى‌رود که شرکتهاى با جریان نقدى بیشتر، وجه نقد بیشترى داشته باشند.

اندازه: کنترل عامل ‌سرمایه‌گذاری، شرکتى که بزرگتر است، به طور پیش فرض موفق‌تر بوده است و از این رو، وجه نقد بیشترى باید داشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




دو مورد اول بیان کننده انگیزه مدیران، جهت افزایش سود دوره جاری با بهره گرفتن از انتقال سود دورهای آتی به دوره جاری می‌باشند، تا امکان بر کنار شدن آن‌ ها را در کوتاه مدت کاهش دهند، این انگیزه زمانی افزایش خواهد یافت که عملکرد دوره جاری ضعیف باشد. مورد سوم مبنی بر مهم‌تر بودن سودهای دوره آتی خواهد بود به عبارت دیگر مدیر خوب گذشته جبران مدیریت ضعیف آتی را نخواهد کرد. مدیران در دوره های عملکرد قوی، کمتر نگران بر کناری خواهند بود، اما ترجیحاً آن‌ ها در چنین دوره هایی تر غیب می‌شوند تا از ذخیره سود برای دوره هایی که عملکرد ضعیف دارند استفاده کنند. این کار به وسیله انتقال سود از دورهای جاری به دوره آتی میسر خواهد بود که انتقال سود موجب افزایش دوره تصدی آن‌ ها خواهد شد.

از سال ۱۹۵۳، هیورت مدعی شده است که انگیزه هموارسازی سود بر این پایه قرار دارد که رابطه با اعتباردهندگان و کارکنان بهبود یابد و از سوی دیگر از طریق اقدام‌های روان‌شناسانه چرخه‌ها و نوسان‌های تجاری کاهش یابد. گوردن بر این باور است که:

    1. شاخصی که مدیریت شرکت در انتخاب از میان روش‌های حسابداری به کار می‌برد این است که روش مذبور، مطلوبیت یا رفاه را به حداکثر برساند.

    1. همین مطلوبیت تابعی از امنیت شغلی، سطح و نرخ رشد حقوق و سطح و نرخ رشد شرکت (از نظر اندازه یا بزرگی) می‌باشد.

  1. رضایت سهام‌داران از عملکرد شرکت باعث می‌شود که مقام و میزان پاداش مدیران بالا رود. یعنی اگر سایر عوامل ثابت باشد، هر قدر سهام‌داران ابراز رضایت یا سعادت بیشتری کنند، امنیت شغلی، درآمد و سایر خواسته های مدیریت نیز بیشتر خواهد شد.

با توجه به انگیزه های فوق یک مدیر:

    1. سود مورد گزارش را هموار می‌سازد

  1. نرخ رشد سود را هموار می‌سازد.

مقصود از هموارسازی نرخ رشد سود به شرح زیر است: اگر نرخ رشد بالا بود، رویه‌هایی به اجرا در می‌آید تا آن را کاهش دهد و عکس قضیه هم صادق است.

«بیدلمن» دو دلیل ارائه می‌کند که مدیریت بر آن اساس می‌کوشد سودهای خالص مورد گزارش را هموار سازد. نخستین دلیل بر این فرض استوار است که یک جریان ثابت سود می‌تواند انتظارات ذهنی سرمایه گذار را نسبت به نتایج احتمالی سود و سهام آتی تحت تأثیر قرار دهد در نتیجه بر ارزش سهام شرکت اثری مطلوب می‌گذارد، زیرا میزان ریسک کل شرکت را کاهش می‌دهد.

بیدلمن دومین انگیزه را برای هموارسازی، توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن سود و کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده مجموعه بازار می‌داند و می‌گوید: «تا آنجا که عادی شدن موفقیت آمیز است و تا میزانی که سرمایه گذاران کاهش کوواریانس بازده سهم و بازده بازار را تشخیص داده و در فرایند ارزشیابیشان دخالت می‌دهند، هموارسازی روی ارزش سهام، اثرات سودمندی خواهد داشت» (آقایی و کوچکی، ۱۳۷۴، ۲۴).

در واقع هموارسازی سود، ناشی از احساس ‌به این نیاز است که مدیریت می‌خواهد پدیده عدم اطمینان محیط را خنثی نماید و نوسان‌های عملکرد سازمان را که ناشی از چرخه میان دوره ای که مبتنی بر رونق و کساد است، کاهش دهد.

دلایل بیدلمن در تحقیقی که میچلسون و همکارانش در سال ۱۹۹۹ انجام دادند تأیید شد. تحقیق آن‌ ها نشان می‌دهد که هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت‌ها تأثیر گذاشته و بازار به سودهای هموار پاسخ مثبت نشان می‌دهد (میچلسون و همکاران[۴]، ۱۹۹۹، ۶۴).

اما تحقیقی که به بررسی تأثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است، نتیجه دیگری داده است. نتایج تحقیق مشخص ‌کرده‌است که در مجموع ۵/۳۰ درصد شرکت‌هایی که متغیر هموارسازی در آن‌ ها برای دوره زمانی ۱۳۷۴-۱۳۷۹ مورد مطالعه قرارگرفته، هموارسازند. بر اساس نتایج تحقیق مذکور در بورس اوراق بهادار تهران، هموارسازی را نمی‌توان ابزاری مؤثر بر بازده سهام شرکت‌ها دانست (قائمی و دیگران، ۱۳۸۲، ۱۴۸).

همان طور که گفته شد هموار سازی سود در غالب تئوری نمایندگی تعریف می‌شود. اولین فرض تئوری نمایندگی این است که اشخاص بر حسب منافع شخصی خود عمل می‌کنند در حالی که این منافع لزوماًً در تمامی دوره ای با منافع شرکت‌ها همسو و همسان نیست. فرض با اهمیت دیگر تئوری نمایندگی، قرار داشتن شرکت در تقاطع ارتباطات قراردادی است که میان مدیریت، سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و دولت وجود دارد.

یکی از فرضیه های تئوری نمایندگی حاکی از این است که مدیریت سعی در حداکثر نمودن منافع خود دارد که این هدف لزوماًً همسان و همسو با حداکثر کردن ارزش شرکت نیست. در حالی که مدیریت سعی می‌کند حقوق و مزایای خود را به حداکثر ممکن برساند، اما ناگزیر باید این کار را در چارچوب افزایش سود خالص، بازده سرمایه گذاری یا معیارهای مشابه حسابداری انجام دهد و در عین حال افزایش قیمت اوراق بهادار شرکت را نیز مد نظر داشته باشد. اگر چه انگیزه اصلی مدیریت معمولاً بهبود عملکرد است اما ممکن است مدیریت سعی در انتخاب آن دسته از روش‌های حسابداری داشته باشد که سود شرکت را در آینده نزدیک افزایش دهد که خود موجب بالا رفتن حقوق و مزایای مدیران می‌شود. در این قبیل موارد، امکان دارد که تصمیمات مدیران، همسو با علایق و منافع سهام‌داران نباشد (شباهنگ، ۱۳۸۷، ۳۱).

۲-۲-۴ ابعاد هموار سازی سود

به طور کلی، مقصود از ابعاد هموارسازی سود ابزار یا روش‌هایی است که به وسیله آن اعداد و ارقام مربوط به سود یکسان می‌شود. بارنز و همکاران تفاوت بین سه روش هموارسازی را به صورت زیر بیان نموده‌اند:

۱- هموارسازی از طریق وقوع رویداد و (یا) شناخت و ثبت آن:

مدیریت می‌تواند زمان معامله های واقعی را به گونه ای تعیین کند که آن‌ ها بر درآمد مورد گزارش اثر بگذارند و بدین گونه در طول زمان نوسان‌ها را مهار کند. در بیشتر موارد، تعیین زمان طبق برنامه برای وقوع رویدادها (مانند وقوع هزینه تحقیق و توسعه) تابع مقررات حسابداری است که بر فرایند شناخت و ثبت این رویدادها حاکم است.

۲- هموارسازی از طریق تخصیص بر دوره های زمانی: با فرض وقوع رویداد و شناخت و ثبت این رویداد، مدیریت برای تعیین دوره هایی که تحت تأثیر مقادیر کمی این رویدادها قرار می‌گیرند، از اختیارات زیادی برخوردار است و می‌تواند بر آن‌ ها اعمال کنترل نماید.

۳- هموارسازی از طریق طبقه بندی (از این رو، آن را هموارسازی طبقه ای می‌نامند): هنگامی که آمار و ارقام موجود ‌در مورد مدیریت سود و زیان، به غیر از سود خالص (پس از کسر همه هزینه ها از همه درآمدها) موضوع هموارسازی باشد، مدیریت می‌تواند اقلام مربوط به اجزای سود را طبقه بندی نماید و بدین وسیله تغییرات مربوط به دوره زمانی متعلق ‌به این آمار را کاهش دهد (آقایی و کوچکی، ۱۳۷۵، ۶۳).

آرتورلویت، رئیس هیئت مدیره کمیسیون بورس اوراق بهادار بر این باور است که شرکت‌های سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله عمل) استفاده کرده‌اند:

    1. ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرها، با هدف پاک کردن تراز نامه.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




موجودی‌های نقدی همواره درصد قابل توجهی از دارایی‌های شرکت‌ها را به خود اختصاص داده‌اند. این رقم در شرکت‌های آمریکایی برابر با ۸ درصد مجموع دارایی‌ها(کیم،۱۹۹۸) و در شرکت‌های انگلیسی برابر ۹ درصد از دارایی‌ها بوده است(اوزکان،۲۰۰۴). به طور معمول، مدیران به دنبال سطحی از موجودی‌های نقدی هستند که با توجه به مزایا و معایب نگهداری موجودی‌های نقدی حالت بهینه داشته باشد. به عبارت دیگر، شرکت‌ها در جستجوی آن سطح بهینه از نقدینگی هستند که به دلیل کمبود نقدینگی، ضررهای عمده به شرکت وارد نیاید و از طرفی، با نگهداری وجه نقد اضافی، فرصت‌ها از دست نرود و این مورد، همان سطح نقدینگی هدف در شرکتهاست که البته با توجه به ویژگی‌های گوناگون شرکت‌ها و دوره های زمانی مختلف، متفاوت است. تحقیقات تجربی نشان داده‌اند که سطح نقدینگی شرکت‌ها هدفمند است. مدیران برای میزان نقدینگی انتهای یک دوره زمانی برنامه‌ریزی و در جهت رسیدن به آن تلاش می‌کنند. ویژگی‌های گوناگونی می‌توانند چگونگی تعیین سطح نقدینگی را توصیف نمایند. آشنایی با این ویژگی‌ها و درک روابط میان آن ها پیش نیاز اصلاح نقدینگی هدف خواهد بود. شواهد نشان می‌دهد که شرکت‌ها سطح مطلوب نگهداری وجه نقد را ‌بر اساس ایجاد توازن میان منافع و هزینه های نگهداری وجه نقد تعیین می‌کنند.

نتایج پژوهش جیم لی(۲۰۱۰) نشان داد که شرکتهایی که محافظه کاری بالایی دارند انعطاف‌پذیری کمتری دارند و در نتیجه وجه نقد احتیاطی کمتری نگهداری می‌کنند. ‌

ارسلان و فلوراکیس(۲۰۰۹) در پژوهش نشان داد که شرکت‌ها جهت انعطاف‌پذیری مالی در درجه اول سیاست‌های محافظه‌کارانه بدهی را پیش می‌گیرند و بندرت به نگهداری وجه نقد زیاد به داشتن انعطاف پذیری مبادرت می‌کنند(مطابق یافته های آن ها بدهی مهمترین جز انعطاف پذیری مالی است).

نتایج مارچیکا و لورا(۲۰۱۰) بیانگر این بود که تحت یک سلطه محافظه‌کارانه بدهی شرکت‌ها این قابلیت را خواهند داشت که یک ساخت مالی انعطاف‌پذیری داشته باشند. دارا بودن انعطاف‌پذیری مالی شرکت‌ها را قادر خواهد کرد تا در زمان شوکهای مثبت بازار برای فرصت‌های سرمایه‌گذاری دسترسی بهتری به منابع مالی داشته باشند و وجوه مورد نیاز خود را برای تامین مالی فرصت‌های سرمایه‌گذاری فراهم نمایند.

نتایج پژوهش همچنین نشان دهنده این است که شرکتهایی که در طول دوره بحران مالی انعطاف‌پذیری مالی بهتری ‌داشته‌اند از توانایی بیشتری در جذب فرصت‌های سرمایه‌گذاری وابستگی اندکی در دسترس بودن منابع سرمایه‌گذاری ‌داشته‌اند. این نتایج پژوهش با نظریه سلسله مراتبی تامین مالی و انعطاف‌پذیری مالی مبنی بر داشتن ظرفیت مازاد بدهی و برتری تامین مالی از طریق بدهی بر تامین مالی به وسیله سرمایه مطابقت دارد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که قدرت و اهمیت انعطاف پذیری مالی از طریق بدهی بر انعطاف‌پذیری مالی از طریق نگهداری وجوه نقد است.

نتایج پژوهش خدایی و زارع(۱۳۸۹) نشان دهنده عدم وجود تاثیر انعطاف‌پذیری مالی بر هزینه های سرمایه گذاری و همچنین عدم رابطه بین گردش وجوه نقد و هزینه های سرمایه‌ای در شرکت‌های مورد بورسی است.

۲-۳ پیشینه پژوهش

۲-۳-۱ پیشینه داخلی

آقایی و همکاران(۱۳۸۸) درپژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل مؤثر بر نگهداری وجه نقد در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند.نتیجه گیری نمودند که حسابهای دریافتنی، خالص سرمایه درگردش، موجودی کالا و بدهی‌های کوتاه مدت، به ترتیب از مهمترین عوامل دارای تأثیر منفی بر نگهداری موجودی‌های نقدی هستند. فرصت‌های رشد شرکت، سود تقسیمی، نوسان جریان‌های نقدی و سود خالص به ترتیب از مهمترین عوامل دارای تأثیر مثبت بر نگهداری موجودی‌های نقدی هستند. اما شواهد کافی ‌در مورد تأثیر منفی بدهی‌های بلند مدت و اندازه شرکت‌ها بر نگهداری موجودی‌های نقدی وجود ندارد.

کاشانی پور و نقی نژاد(۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان بررسی اثر محدودیتهای مالی بر حساسیت جریان نقدی– وجه نقد پرداختند. آن ها با بهره گرفتن از معیارهای اندازه شرکت، عمر شرکت، نسبت سود تقسیمی و گروه تجاری نشان دادند که جریان‌های نقدی تأثیر معنی‌داری برسطح نگهداری وجه نقد نداشته و هم چنین تفاوت معنی‌داری حساسیت جریان‌های نقدی– وجه نقد شرکت‌های با محدودیت مالی و شرکت‌های بدون محدودیت مالی وجود ندارد.

تهرانی و حصارزاده(۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان بررسی تأثیر جریان های نقدی آزاد و محدودیت تأمین مالی بر بیش سرمایه گذاری و کم سرمایه‌گذاری در۱۲۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند.نتیجه گیری نمودند که رابطه بین جریان‌های نقدی آزاد و بیش سرمایه‌گذاری، مستقیم و به لحاظ آماری، معنی‌دار می‌باشد. بین محدودیت در تأمین مالی و کم سرمایه‌گذاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

فخاری و تقوی(۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان بررسی تأثیر کیفیت اقلام تعهدی برمانده وجه نقد شرکت‌ها پرداختند. در این پژوهش کیفیت اقلام تعهدی با بهره گرفتن از مدل دیچاو و دیچیو(۲۰۰۰) اندازه‌گیری شده است نتیجه گیری نمودند که متغیرهای بکارگرفته شده در پژوهش فخاری وتقوی(۱۳۸۸) تقریبا ۶۲ درصد از تغییرات در مانده وجه نقد شرکت‌های نمونه انتخابی در دوره زمانی پژوهش را توضیح می‌دهند. کیفیت اقلام تعهدی به عنوان عاملی مؤثر در میزان موجودی نقد، مهم و مربوط است.

مهرانی و حصارزاده(۱۳۸۸) ‌به این نتیجه رسیدند که شرکت‌های دارای کیفیت بالاتر حسابداری، میزان وجه نقد کمتری نگهداری می‌کنند و همچنین فرصت رشد دارای اثر مثبت بر میزان نگهداری وجه نقد بوده و در مقابل دارایی‌های نقد شونده، نسبت اهرمی و میزان توزیع سود اثر منفی بر میزان نگهداری وجه نقد دارند

ایزدی‌نیا و رسائیان(۱۳۸۹) به بررسی رابطه برخی از ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی شامل درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره و درصد سرمایه‌گذاران نهادی و سطح نگهداشت وجه نقد به عنوان متغیرهای مستقل و معیار ارزش شرکت به عنوان متغیر وابسته در بورس اوراق بهادارتهران پرداختند. نتیجه گیری نمودند که بین درصد مالکیت سرمایه‌گذاران نهادی و ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. اما بین درصد اعضای غیرموظف هیئت مدیره و ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه معناداری وجود ندارد. سطح نگهداشت وجه نقد نیز رابطه مثبت و معنی‌داری با ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




از طرف دیگر معایب این فناوری محدود شدن حریم های خصوصی افراد است چراکه با ابزارهای جدید امکان رخنه و نفوذ در این حریم ها وجود دارد و از جایی که اطلاعات افراد به صورت دیجیتال در رایانه های شخصی یا اداری وجود دارد. برخی افراد می‌توانند به سری ترین اطلاعات دیگران دست یافته و از این طریق به باج خواهی بپردازند چرا که امروزه این اطلاعات در حکم گروگان با ارزشی می‌تواند به عنوان حربه ای بر علیه افراد مورد استفاده قرار گیرند. تلفن همراه دوربین دار، میکرون های کوچک و … امروزه محفل های خصوصی خانواده ها را در معرض تهدید قرار داده است. که در جامعه خودمان شاهد برخی سوء استفاده از این پدیده هستیم که اگر اقدامات دولت ها در کنترل مکالمات و ارتباطات افراد را که همه آن ها قابل دسترسی و کنترل می‌باشد را هم ‌به این مطالب اضافه کنیم بیشتر آن روی سکه فناوری های نوین را نشان خواهد داد.

۵-۲- هوشمند‌سازی مدارس

هوشمندسازی مدارس از راهبردهای اساسی تحول بنیادین آموزش و پرورش است. بر اساس سند ملی تحول بنیادین وزارت آموزش و پرورش، هوشمندسازی مدارس و مجتمع‌های آموزشی و پرورشی طی سه مرحله به انجام خواهد رسید. مدرسه، معلمان و خانواده

طرح راهبردی هوشمندسازی مدارس بر اساس فرمایشات حضرت امام خمینی (ره)، منویات مقام معظم رهبری، سیاست‌های کلی نظام، سند چشم‌انداز، نقشه جامع علمی کشور، برنامه درس ملی و قانون پنج ساله توسعه، طراحی و عملیاتی گردیده است. در این برنامه معلم نقش کلیدی دارد، کتاب جایگاه خاص خود را دارد و هدف گذاری برای آموزش دانش‌آموزان ، معلمان و اولیا (خانواده) مورد تأکید قرار گرفته است .

با رویکرد تحولی این طرح جریان تعلیم و تربیت با توجه به پیشرفت‌های علمی و فناوری و نیازها و مهارت‌های زندگی امروز تغییر می‌یابند و با تنوع در رسانه های آموزشی و متنوع‌سازی فضا و محیط‌های یاددهی و یادگیری در برنامه درسی ملی، این امکان را فراهم خواهد ساخت تا دانش‌آموزان و معلمان تجارب جدیدی را در حوزه دانش و پژوهش کسب نمایند. هدف از هوشمندسازی مدارس تربیت دانش‌آموزانی پژوهش ‌محور و پژوهش گر می‌باشد. به کار‌گیری دانش و فناوری برتر، زمینه‌ساز تربیت مدیران فردای میهن اسلامی می باش( حاجی بابائی،۱۳۸۹).

۶-۲-اسناد پشتیبان هوشمند سازی مدارس

سند چشم انداز۲۰ ساله نظام جمهوری اسلامی ایران

دستیابی به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم که به عنوان یکی از هدف‌های اصلی در سند چشم‌انداز آمده است نیازمند توسعه همه جانبه علمی در تولید و تجاری سازی دانش است.

آموزش الکترونیکی به عنوان ابزاری قدرتمند در عملیاتی کردن این هدف باعث ایجاد فرصت‌های برابر در فراگیری در همه جا، همه زمان و برای همه می‌شود و توسعه آن می‌تواند نقش مهمی در دستیابی به هدف فوق داشته باشد ( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، ۱۳۸۹،ص ۵۶).

برنامه پنجم توسعه

در بند الف ماده ۱۹ برنامه پنجم توسعه کشور آمده: دولت موظف است تا پایان برنامه، فناوری اطلاعات و ارتباطات را در کلیه فرایندها جهت تحقق عدالت آموزشی و تسهیل فرایندهای موجود و ارائه برنامه های آموزشی و دروس دوره های تحصیلی به صورت الکترونیکی به کار گیرد. وزارت آموزش و پرورش نیز موظف است تا پایان برنامه، آموزش از راه دور و رسانه‌ای را به منظور تضمین دسترسی به فرصت‌های عادلانه آموزشی تحقق ببخشد.

بند ده ماده ۱۹ نیز به به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایندهای آموزشی برای تحقق عدالت آموزشی و تسهیل فرایندهای موجود و ارائه برنامه های آموزشی و دروس دوره های تحصیلی به صورت الکترونیکی اشاره دارد ( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش،۱۳۸۹،ص۲۰)

سند توسعه فاوای وزارت آموزش و پرورش

توانمند‌سازی و تحول‌آفرینی در نظام آموزشی دستیابی به اهداف یادگیری ‌و تاکید بر نقش و جایگاه معلم و عدالت آموزشی و حفظ و تقویت ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی جهت فراهم آوردن محیط یاددهی- یادگیری مبتنی برفناوری اطلاعات وارتباطات در نظام آموزش و پرورش است.

سند راهبردی نظام جامع فناوری اطلاعات کشور

در این سند موارد زیر، جهت به کارگیری فناوری اطلاعات وارتباطات آمده است:

۱)تسهیل آموزش‌های رسمی مبتنی بر فناوری اطلاعات در مدارس با گسترش شبکه اینترنت و هوشمندی مدارس؛

۲)تقویت سیستم آموزش مبتنی برفناوری اطلاعات بین دبیرستان‌های بزرگ وکوچک ودانشکده ها.

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش

ارتقای کیفیت فرایند تعلیم وتربیت با تکیه بر استفاده هوشمندانه از فناوری‌های نوین

راهکار ۱/۱۷- توسعه ضریب نفوذ شبکه ملی اطلاعات وارتباطات (اینترانت) در مدارس با اولویت پرکردن شکاف دیجیتالی بین مناطق آموزشی و ایجاد ساز وکار مناسب برای بهره‌برداری بهینه و هوشمندانه توسط مربیان ودانش‌آموزان در چارچوب نظام معیار اسلامی.

راهکار ۲/۱۷- تولید و به کار گیری محتوا ی الکترونیکی متناسب با نیاز دانش‌آموزان و مدارس با مشارکت بخش دولتی و غیردولتی و الکترونیکی کردن محتوای کتاب‌های درسی بر اساس برنامه درسی ملی (با تأکید بر استفاده از ظرفیت چند رسانه‌ای) تا پایان برنامه پنجم توسعه کشور.

راهکار ۳/۱۷- اصلاح و به روز آوری روش‌های تعلیم و تربیت با تأکید بر روش‌های فعال، گروهی و خلاق با توجه به نقش الگویی معلمان

راهکار ۴/۱۷- گسترش بهره برداری از ظرفیت آموزش‌های غیر حضوری و مجازی در برنامه های آموزشی و تربیتی ویژه معلمان، دانش‌آموزان و خانواده های ایرانی در خارج از کشور بر اساس نظام معیار اسلامی و با رعایت اصول تربیتی از طریق شبکه ملی اطلاعات وارتباطات.

نقشه جامع علمی کشور

در این سند توسعه نظام آموزش الکترونیک و زیر ساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه آموزش عالی و آموزش و پرورش و تربیت و توانمندسازی دانش‌آموزان در شئون دینی، خانوادگی، اجتماعی، زیستی و بدنی، هنری، حرفه ای، علمی و فناوری برای ورود به عرصه‌های مختلف زندگی و جامعه و پرهیز از جهت‌گیری محض دوره آموزش عمومی به سمت آموزش عالی می‌باشد. و با رصد دائمی شرایط محیطی به منظور پاسخ‌گویی پیوسته و پویای آموزش و پرورش به نیازهای حال و آینده جامعه می‌باشد. در محتوای متن سند نقشه جامع علمی کشور مواردی مرتبط با نظام آموزش و پرورش داریم که در ذیل آمده است:

-از ۸ هدف کلان نظام علم و فناوری کشور: ۳ هدف مرتبط با آموزش و پرورش

-از ۹ هدف بخشی نظام علم و فناوری و نوآوری کشور: ۳ هدف مرتبط با آموزش و پرورش

-از ۱۳ راهبرد کلان توسعه علم و فناوری در کشور: ۹ راهبرد مرتبط با آموزش و پرورش

-از ۷۳ راهبرد ملی متناسب با راهبردهای کلان توسعه علم و فناوری در کشور: ۲۱ راهبرد ملی مربوط به آموزش و پرورش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




ریکاردلی و مک کوبی (به نقل از ورتیم، پاکستون و بلانی، ۲۰۰۹) دریافتند که خلق پایین یا منفی نه تنها اثر عوامل اجتماعی فرهنگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه تأثیر سویی بر رضایت از بدن دارد. مطالعه ای در استرالیا نشان داده است که تجربه ی خلق پایین در نوجوانان با تلاش برای کاهش وزن در دختران و تمایل به عضلانی شدن در پسران، فارغ از وزن واقعی آن ها همراه است (مک کوبی، ریکاردلی، ملور و بال، ۲۰۰۵).

عوامل بین فردی

عوامل بین فردی، مربوط به تعامل های بین افراد به ویژه خانواده و دوستان هستند. همسن و سالان و خانواده نقش محوری در تأکید بر الگوی آرمانی بدن و ایجاد نارضایتی از بدن دارند(اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷ ). همگام با افزایش سن و رشد فرد از کودکی به نوجوانی و جوانی تأثیر همسن و سالان بیشتر می شود.

در نوجوانی والدین نسبت به تن انگاره، پوشش، رفتار خوردن و فعالیت بدنی نوجوان حساس تر هستند و بیشتر در این باره اظهار نظر می‌کنند و از آن ها خرده می گیرند. فشار به نوجوان برای شیک پوشی، تناسب اندام و زیبایی در این دوره می‌تواند منجر به نارضایتی از بدن در آن ها شود(پرسنل، بیرمن واستیس، ۲۰۰۴).

بررسی‌ها نشان می‌دهند که بین تلاش کودکان و نوجوانان برای کاهش وزن و اظهار نظر والدین آن ها درباره ی وزنشان به ویژه در دختران همبستگی وجود دارد (دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶ و پرسنل، بیرمن و مادلی، ۲۰۰۷). این تأثیر هم از جانب مادران و هم از جانب پدران در رابطه با نارضایتی از ظاهر جسمی دختران اعمال می شود (کلی، ویگنول و دیتمار[۱۵۳]، ۲۰۰۸) و بازخورد والدین به فرزندان با عزت نفس آنان نیز رابطه دارد.

تأثیر احتمالی همسن و سالان و خانواده بر تن انگاره و نارضایتی از بدن به دو طریق اعمال می شود: یکی از طریق مستقیم با اظهار نظر آنان درباره ی بدن فرد و ظاهرشان که همان تقویت اجتماعی است و دیگری از طریق غیرمستقیم که به واسطه ی سرمشق گیری از آنان و یا تبعیت از هنجارهای اجتماعی انجام می شود (دوهنت وتیگمن، ۲۰۰۶).

در میان نوجوانان و جوانان سرمشق گیری و تقلید از همسن و سالان پیش‌بینی کننده ی با اهمیتی برای برنامه های کاهش وزن و عمل جراحی زیبایی است. بعلاوه، سرمشق گیری از همسن و سالان و دوستان سبب نگرشهای منفی نسبت به وزن و خوردن، افزایش سطح نارضایتی از بدن و کاهش عزت نفس است(کناووس، پاکستون و الساکر، ۲۰۰۷).

عوامل محیطی و فرهنگی

عوامل محیطی تأثیرگذار بر تن انگاره و نارضایتی از بدن، رسانه های گروهی و وضعیت اقتصادی-اجتماعی را در برمی گیرد. مطالعات متعددی نقش و تأثیر رسانه های گروهی را به ویژه در انتقال دادن و سرمشق کردن الگوهای آرمانی بدن و اهمیت بخشیدن به ویژگی‌های بدنی خاصی در مردان و زنان(پاکستون، نیومارک، زتاینر، هانان و آیزنبرگ، ۲۰۰۶ و گروگن، ۲۰۰۸) و در نتیجه ایجاد احساس منفی در آنان نسبت به بدنشان تأیید می‌کند.

وضعیت اقتصادی- اجتماعی

به نظر می‌رسد طبقه اجتماعی هم بر چگونگی ادراک افراد از خودشان و میزان اهمیتی که برای تن انگاره آرمانی قائل هستند، تأثیرگذار باشد. بررسی ها نشان می‌دهند که دختران طبقات بالای اجتماعی در مقایسه با طبقات پایین در آمریکا و استرالیا، الگوی آرمانی لاغرتری را برای خود برمی گزینند و در نتیجه ناهمخوانی بیشتری بین بدن خود و آن الگوی آرمانی تجربه می‌کنند (وایزمن، گری، موسیمان و آهرنز، ۱۹۹۲ و مونرو و هوون، ۲۰۰۵). این یافته ها با یافته های مربوط به زنان انگلیسی طبقات بالای اجتماعی که در مقایسه با طبقات پایین تر، نارضایتی از بدن بیشتری گزارش می‌کنند، همخوان هستند (پرسنل، بیرمن و استیس، ۲۰۰۴).

البته در این مطالعات نقش واسطه ای عزت نفس را نباید از نظر دور داشت. در مطالعه ای که در آمریکا انجام شده است برعکس این مطالعات مشخص شد که نوجوانان دختر و پسر طبقات پایین اجتماع عزت نفس پایین تر و نارضایتی از بدن بالاتری دارند.با این وجود، گروگن (۲۰۰۸) بر این باور است که در عصر حاضر تن انگاره از وضعیت اقتصادی-اجتماعی تأثیر نمی پذیرد؛ چون رسانه های جمعی برای همگان و در همه ی طبقه های اجتماعی الگوی بدنی آرمانی یکسانی را ارائه می‌کنند.

تأثیر رسانه های گروهی

بیشترین و مهمترین تأثیر رسانه های گروهی، همان‌ طور که پیش از این هم اشاره شد از طریق نمایش، تبلیغ و ترویج الگوهای تن انگاره ی آرمانی، اعمال می شود. ارائه و ترویج الگوها ی آرمانی بدن و ظاهرجسمانی جذاب به وسیله ی تلویزیون، سینما، فیلم، نوارهای ویدیویی، روزنامه ها، مجلات و به ویژه در حال حاضر از طریق فضای مجازی انجام می شود. رویارویی با این تصاویر آرمانی جذاب سبب افزایش آگاهی از آن ها و درون فکنی آن ها می شود و به نوبه خود میزان نارضایتی از بدن را افزایش می‌دهد(مونرو و هوون، ۲۰۰۵).

به طور کلی در جوامع امروزی رسانه ها نقش اصلی را در انتقال ملاک لاغری برای زنان در همه سنین به عهده دارند و پژوهش ها نشان می‌دهد که الگوی آرمانی لاغراندام زنانه ارائه شده در آن ها منجر به نارضایتی از بدن و روی آوری به شیوه های ناسالم برای کنترل وزن و ترمیم ظاهر است (اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷).

برای تبیین تأثیر رسانه ها بر تن انگاره و نارضایتی از بدن نظریه های متعددی ارائه شده است که از آن جمله می توان به نظریه اجتماعی فرهنگی ( اتا، لودن و لالی، ۲۰۰۷ و استیس و شاو، ۲۰۰۴ )، نظریه ی مقایسه ی اجتماعی(مک کوبی، ریکاردلی، ملور و بال، ۲۰۰۵)، نظریه ی ترویج[۱۵۴] (دوهنت و تیگمن، ۲۰۰۶)، نظریه ی جذب- اضافه[۱۵۵] ، نظریه ی یادگیری اجتماعی[۱۵۶] و نظریه ی انسجام[۱۵۷] (پاکستون، ۲۰۰۵) اشاره کرد.

در مجموع مرور بررسی های مربوط به تأثیر رسانه ها بر تن انگاره نشان می‌دهد که رسانه ها نقش با اهمیتی در ارائه و انتقال الگوهای جذاب بدنی یعنی، الگوی آرمانی لاغراندام زنانه(باربی شکل) و الگوی آرمانی ستبرتن مردانه(بیل شکل) دارند. به گونه ای که بر تن انگاره ی افراد تأثیری منفی بجای می‌گذارند که به نوبه ی خود منجر به نارضایتی از بدن می شود. این نارضایتی تا حد زیادی محصول آگاهی افراد از این الگوهای آرمانی فرهنگی برای بدن و درون فکنی آن ها‌ است.

اختلال بد شکلی بدن ( اوج آشفتگی تن انگاره)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




مجلس سنای بریتانیا در رابطه با استرداد پینوشه عنوان نمود که شیلی در سال‌های بین ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ عضو کنوانسیون عدم شکنجه بوده است و طبق قانون باید تاریخ سال ۱۹۹۸ را مدنظر قرار داد، زیرا قوانین استرداد مجرمین داخلی، مستلزم آن است که شیلی، اسپانیا و بریتانیا از طرفین کنوانسیون باشند. این در حالی است که تاریخ پایان سال ۱۹۹۰، مربوط به درخواست استرداد اسپانیا در زمینه دعاوی شکنجه بوده است که قبل از انتخابات دموکراتیک دولت شیلی در سال ۱۹۹۰ این شکنجه‌ها صورت گرفته بود. اگر موضوع تفکیک‌پذیری در این مورد مطرح می‌شد، نظام عدم تفکیک‌پذیری احتمالا درخواست استرداد را ملغی می‌کرد در حالی که نظام تفکیک پذیری آن را خواهد پذیرفت. یعنی چنانچه حق شرط نامعتبر باشد، طبق نظام تفکیک پذیری حق شرط دولت شیلی باطل خواهد شد. اسپانیا و بریتانیا اظهار ‌داشته‌اند که حق شرط دولت شیلی نسبت به بند ۲ کنوانسیون منع شکنجه [۹۱]ناسازگار با هدف کنوانسیون و یک حق شرط نامعتبر است. در این چنین مواردی معمولا نظام تفکیک‌پذیری باعث محافظت از حقوق بشر می‌شود. در حالی که عدم تفکیک پذیری آن را دچار چالش می‌کند.

اگر دولت مطابق نظام عدم تفکیک‌پذیری از معاهده کنار برود و دوباره به آن ملحق شود، دچار محدودیت‌ها و هزینه های زیادی خواهد شد. معمولاً گزینه پیروی از نظام تفکیک‌پذیری چیزی است که دولت هنگام التزام خود نسبت به چنین معاهداتی به آن راغب است، چرا که با باطل شدن عضویت دولت، محدودیت‌های بیشتری برای حق حاکمیت آن‌ ها در زمان الحاق مجدد به کنوانسیون به وجود می‌آید. زمانی که این مسائل حل و فصل می‌شوند، به درک بهتری خواهیم رسید و می‌توانیم به سازماندهی نظامی بیندیشیم که ا نفصال‌پذیری را به عنوان یک گزینه مطرح می‌کند. گاهی اوقات اقدام دولت در خصوص یک معاهده، حاکی از لزوم فسخ حق شرط نامعتبر در شرایط خاص است. در شیوه سازماندهی نظام تفکیک‌پذیری، ‌به این شرایط و شرایطی که فسخ در آن نامناسب است، توجه می‌شود. این به دلیل آن است که در تعیین یا اجرای چنین نظامی گاهی باید با ابهام یا سکوت مواجه شد. اگر دولتی در زمان پیوستن به معاهده آشکارا حق شرط خاصی را از شرایط ضروری یا غیر ضروری پیوستن به معاهده عنوان کرده باشد، فعالیت‌های نهاد رسیدگی کننده ساده‌تر خواهد شد. اما در مواردی که دولت، به صورت آشکار، حق شرط خاصی را از شرایط پیوستن به معاهده بیان نکرده بشد باید از فرضیات تفسیری و پیش فرض برای تعیین قصد و نیت دولت در ارائه شرط استفاده کرد و در نهایت اساسی یا غیراساسی بودن شرط را در پیوستن به معاهده تشخیص داد.

۶-۳-۳-۴ اقدامات مقدم بر نظریه عمومی شماره ۲۴ کمیته حقوق بشر

اولین قدمی که در این زمینه برداشته بشد، سوالی بود که کمیته رفع تبعیض نژادی مطرح کرده کمیته رفع تبعیض از کمیته حقوقی مجموع عمومی پرسید که آیا این کمیته صلاحیت قانونی دارد که در خصوص ناسازگاری حق شرط با موضوع و هدف کنوانسیون اظهارنظر و تصمیم‌گیری کند یا خیر؟ کمیته ششم در پاسخ ‌به این سوال با استناد به اینکه این کمیته صرفا نماینده دولت‌های عضو محسوب می‌شود، بیان نمود که چنین صلاحیتی ندارد. زیرا کمیته مذکور نهاد نمایندگی کشورهای متعاهد نیست که به تنهایی صلاحیت کلی احراز از حق شرط بر کنوانسیون را داشته باشد.

زمانی که یک حق شرط مطابق کنوانسیون ارائه شود و مورد پذیرش قرار گیرد، تصمیم کمیته، حتی به اجماع مبنی بر عدم پذیرش حق شرط نمی‌تواند دارای اثر حقوقی باشد. [۹۲] در رابطه با کنوانسیون حذف تمامی اشکال تبعیض علیه زنان نیز، کمیته حذف تمامی اشکال تبعیض علیه زنان به عنوان نهاد نظارتی کنوانسیون، از کمیته ششم ‌در مورد نقش‌اش در زمینه حق شرط ناسازگار با موضوع و هدف کنوانسیون سوال نمود. کمیته ششم در پاسخ اظهار داشت که کمیته حذف تمام اشکال تبعیض، صلاحیت تصمیم‌گیری در خصوص حق شرط‌های ناسازگار با موضوع و هدف معاهده را ندارد، هر چند که حق شرط بر عملکرد کنوانسیون و کمیته تاثیراتی داشته باشد.

به نظر می‌رسد که این پاسخ‌های کمیته ششم مجمع عمومی سازمان ملل به سوالات کمیته رفع تبعیض نژادی و تبعیض علیه زنان به استناد ماده ۲۰ کنوانسیون وین ۱۹۶۵ حقوق معاهدات بوده است که بر طبق آن فقط دولت‌ها صلاحیت تعیین حق شرط‌های مغایر با موضوع و هدف کنوانسیون را دارند. به علاوه، در نشست سال ۱۹۹۲ سران، به دولت‌ها توصیه شد تا به طور منظم حق شرط‌ها را بررسی کنند و نتایج این بررسی‌ها را در گزارشات خود به نهادهای مربوط به معاهده ارائه نمایند. [۹۳] در طی جلسه پنجم سران در سال ۱۹۹۴روسا خاطر نشان کردند که نهادهای نظارتی باید از دولت بخواهند درباره علل ارائه حق شرط نسبت به ‌معاهده‌های حقوق بشری توضیح دهند. همچنین روسا توصیه نمودند حق شرط ارائه شده بر معاهدات بین‌المللی که مغایر با موضوع و هدف کنوانسیون و در تضاد با مقررات حقوق معاهدات است را اصلاح نمایند. در کنوانسیون جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۹۲ نیز به دولت‌ها توصیه شد تا از ارائه حق شرط‌های مغایر با موضوع و هدف معاهده پرهیز کنند. [۹۴]

۷-۳-۳-۴ کمیته حقوق بشر

کمیته حقوق بشر درباره حقو شرط ۲ نظر مهم است که در نظریه عمومی شماره ۲۴ خود این دو نظریه را مطرح کرد.

کمیته حقوق بشر در اولین نظریه خود بیان کرد که صلاحیت تعیین سازگار بودن یا ناسازگار بودن حق شرط را با موضوع و هدف معاهده دارد. و دو دلیل بر اثبات صلاحیتش در این خصوص آورد: اول اینکه، این کار برای دولت‌های عضو معاهدات حقوق بشری نامناسب است و دوم اینکه کمیته در این راستا نمی‌تواند از انجام وظایف خود اجتناب کند. [۹۵]

در دومین نظر خود کمیته حقوق بشر بیان کرد اثر حقوقی یک حق شرط نامعتبر تفکیک آن از معاهده است، بدین معنا که حق شرط باطل، دولت شرط گذار کماکان عضو معاهده تلقی می‌شود.[۹۶]

با توجه ‌به این دو بیانیه کمیته حقوق بشر ‌به این نتیجه می‌رسیم که کمیته حقوق بشر خود را هم برای تشخیص معتبر تامعتبر بودن حقو شرط و هم، برای تعیین آثار حقوقی این شرط، دارای صلاحیتی می‌داند. در اینجا انچه حائز اهمیت است، این است که مبنای صلاحیت کمیته در تشخیص حق شرط‌های نامعتبر و تعیین آثار حقوقی آن ها چیست؟ در ادامه به بررسی مبانی صلاحیت کمیته در این خصوص می‌پردازیم.

۱-۷-۳-۳-۴ بررسی صلاحیت کمیته برای تشخیص حق شرط‌های نامعتبر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




گروکن(۲۰۰۸) بر این باور است که تن انگاره، وضعیتی فاعلی دارد و می‌تواند نسبت به تغیییر از طریق تاثیر و نفوذ اجتماعی باز باشد. اگرچه، تعریفهای متعدد و متفاوتی از تن انگاره وجود دارد در این پژوهش به تعریفی از آن توجه داریم که تن انگاره را به مثابه ی ادراکی شخصی در نظر می گیردکه مؤلفه‌ های در تعامل ادراکی، عاطفی، شناختی و رفتاری دارد و می‌تواند ازعوامل مختلف بدنی، ذهنی، محیطی و بین فردی متاثر شود.

تعریف نارضایتی از بدن

نارضایتی از بدن توصیف کننده ی آشفتگی در مؤلفه‌ یا مؤلفه‌ هایی از تن انگاره است. به عبارتی نارضایتی از بدن را می توان احساسی منفی وتحریف شده نسبت به ظاهر یا ناخشنودی از بدن یا اندازه وشکل آن در نظر گرفت که سبب نگرانی درباره ی تن انگاره وبه نوبه ی خود منجربه تاثیر سو بر سلامت جسمی و روانی فرد می شود(استریگل مور وفرانکو، ۱۹۹۴ به نقل ازلووراسکیرول[۹۳]،۲۰۰۷).

شکل جدی تر و به نسبت شدیدتر نارضایتی از بدن ‌و نگرانی درباره ی آن آشفتگی تن انگاره است که سه جنبه ی اصلی دارد. این سه جنبه بنا به نظرپوکراجاک بولین و زیویک سروویک (۲۰۰۵) عبارتنداز:

۱- تحریف اندازه ی بدن (ناتوانی دربرآورد وتخمیین واقع بینانه ای از اندازه ی بدن خود)

۲- عدم رضایت از بدن (احساس ‌ناخشنودی درباره ی بدن خود یا قسمت‌هایی از آن)

۳-اختلال تن انگاره (وضعیتی که در آن رفتار فرد به تبع دو جنبه ی قبلی آشفته می شود)

عده ای دیگر از محققان( مثل شیه و کوبو، ۲۰۰۲) برای آشفتگی تن انگاره یا نارضایتی از بدن تنها دو جنبه در نظر می گیرند که عبار تند از:

۱- میل به لاغری ( تمایل بیش از حد فرد برای دستیابی به لاغری آرمانی)

۲- عدم رضایت از اندازه ی بدن (ناهمخوانی بین تصویر فعلی ادراک شده ی فرد از بدنش وتصویر آرمانی که برای آن درنظر دارد).

همان طور که در فصل قبل اشاره شد در این مطالعه منظور از نارضایتی از بدن احساس ناخوشایندی است که فردنسبت به اندازه، وزن و شکل آن دارد و میزان نگرانی و اشتغال خاطری که از این بابت تجربه می‌کند.

بررسی‌های همه گیر شناسی مربوط به نارضایتی از بدن

نارضایتی از بدن در سراسر جهان غرب پدیده‌ای شایع است و به نظر می‌رسد و به زودی مسئله‌ای جهانی شود. شیوع بالای این نارضایتی در زنان به حدی است که گاهی آن را یک ناخشنودی بهنجار می‌نامند (رودین، سیلبرستین، استریگلمور،۱۹۸۵). پاکستون (۲۰۰۰) نارضایتی از تن انگاره را زمینه‌ای نیازمند مراقبت بهداشتی در نظر می‌گیرد.

بررسی‌های همه گیر شناسی در جمعیت‌های مختلف، میزان شیوع و بروز متفاوتی ‌را گزارش کرده‌اند. به به طور مثال در مطالعه‌ دختران دبیرستانی استرالیا و نیوزلند ۷۰ تا ۷۶ درصد از آنان تن انگاره یی آرمانی را برای خودشان آرزو داشتند که از وضعیت موجودشان به مراتب لاغرتر بود. نیمی از آن ها تلاش برای کاهش وزن داشتند در حالی که درصد خیلی کمتری از آن ها اضافه وزن داشتند (پاکستون ۱۹۹۰، فایر، بولک و سالیوان[۹۴]؛ ۱۹۹۶).

در مطالعه‌ای که کش (۱۹۹۷) در ایالات متحده آمریکا انجام داده مشخص شده است که ۵۶ درصد از زنان و ۴۳ درصد از مردان نارضایتی از وضعیت بدنی دارند.

در مطالعه‌ دیگری که به وسیله کناردی، براون و وگت[۹۵] (۲۰۰۱) درجمعیت زنان جوان استرالیایی انجام شد فقط ۲۴ درصد از زنانی که وزن سالم و طبیعی داشتند از وزن خود راضی بودند.

در مطالعه ا‌ی که در سال ۲۰۰۲ به وسیله کش روی ۶۰۰ نفر دانشجو انجام شد میزان نارضایتی از ظاهر فیزیکی برای دختران ۳۳ درصد و برای پسران ۱۴ درصد گزارش شده است. این یافته در حالی است که تنها ۶ درصد از مردان و ۱۹ درصد از زنان آشفتگی شدیدی بدین دلیل گزارش کردند.درمطالعه ی دیگری به سال ۱۹۸۵کش گزارش کرده بود که از ۳۰ هزار مشارکت کننده ی مورد بررسی اش، به ترتیب دو پنجم از زنان ویک سوم از مردان به طور کلی ظاهرشان را دوست ندارند. همچنین نتایج بررسی دیگر وی حاکی از نارضایتی کلی ۵۶ درصد از زنان و۴۳ درصدمردان ازظاهرشان بود(کش۱۹۸۶).

فیتس، گیبسون و ردینگ[۹۶] (۱۹۸۹) در یک بررسی زمینه یابی نشان داده‌اند که ۷۰ درصد از دانشجویان آمریکایی تا حدی از ظاهر جسمانی خود ناراضی هستند و این نارضایتی را بیان می‌کنند و ۴۸ درصد تا حدی با جنبه‌هایی از ظاهر جسمانی خود اشتغال خاطر دارند و نگران آن هستند.

مطالعه‌ای که توسط کش ، وینستید وجاندا[۹۷] (۱۹۹۷) انجام شده نشان داده است که مردان عمدتاًً از شکم (۶۳ درصد) وضعیت عضلانی(۴۵درصد) و سینه (۳۸درصد) ناراضی هستند و ۱۷ درصد از مردان حداقل ۳ سال از عمر خود را صرف دستیابی به وزن ایده‌آل می‌کنند.

‌بر اساس بررسی دانشگاه میسون استرالیا در سال ۲۰۰۷ روی ۲۹ هزار استرالیایی ۱۱ تا ۲۴ ساله، ۳/۳۲ درصد از نمونه مورد مطالعه مهمترین نگرانی خود را تن انگاره دانسته‌اند و این مشکل در رتبه‌ای برتر از تضادهای خانوادگی و مقابله با استرس قرار داشته است.

‌بر اساس مطالعه دیگری که در سال ۲۰۰۸ (زمینه‌یابی ملی جوانان استرالیایی ، ۲۰۰۷) روی جوانان ۱۵ تا ۲۰ ساله‌ی استرالیایی گزارش شد، ۵۴ درصد از آنان نگران تن انگاره خود بوده‌اند و آمار نارضایتی از تن انگاره نسبت به سال ۲۰۰۶ افزایش نشان داده است. (نظر سنجی دموکراتهای استرالیا از جوانان، ۲۰۰۸).

شیوع بالای نارضایتی از بدن سبب شده که عده‌ای از جمله هاریسون و کاستل[۹۸](۱۹۹۹)، پاکستون وهمکارانش(۲۰۰۶) وگروگن(۲۰۰۸) بر این باور باشند که نگرانی نسبت به ظاهر جسمانی و نارضایتی از بدن پدیده شایع در جعمیت عمومی و رو به گسترش است. تفاوت میزان شیوع در مطالعات مختلف علاوه بر تفاوت واقعی می‌تواند ناشی از تعریف عملیاتی و ابزارهای اندازه گیریی باشد که در این مطالعات مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از بدن

به منظور ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از بدن یا به عبارتی نگرش و احساس نسبت به وضعیت بدن (نارضایتی از وزن ، شکل، قیافه و …) از شیوه ها و فنون مختلفی استفاده شده است.

یکی از این شیوه ها، استفاده از مقیاس‌های مبتنی بر تصویرهای ترسیم شده‌ای است که پیکرهایی با اندازه های مختلف به طور مثال کاملاً لاغر اندام تا بسیار چاق را نشان می‌دهند. معمولاً ‌به این منظور از نه پیکر ترسیمی زن و مرد در اندازه های مختلف استفاده می‌شود. در این شیوه از آزمودنی می‌خواهند تصویری را که با وضعیت بدنی او تقریباً هم خوانی دارد مشخص کند. هم چنین می‌توان از او خواست که وضعیت بدنی آرمانی و جذاب را هم مشخص کند. می‌توان ‌بر اساس فاصله بین تن انگاره ی آرمانی و تصویری که بدنش را آن گونه تصور می‌کند، همچنین فاصله ی بین تن انگاره ی جذاب و تصویری که از جذابیت خودش انتخاب کرده، میزان نارضایتی‌اش را محاسبه کرد(تامپسون و آلتابه، ۱۹۹۱). این شیوه ی ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از بدن به لحاظ خصوصیات روان سنجی (اعتبار و پایایی) در فرهنگ‌های متفاوتی بررسی شده است و مقیاسی مناسب به منظور ارزیابی تن انگاره و نارضایتی از وضعیت بدنی در نظر گرفته می‌شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:26:00 ب.ظ ]




شرایط ایجاد رابطه

برای فراهم آوردن این شرایط رعایت چند نکته ضروری است:

۱) به وجود آمدن آزادی کامل درابراز احساسات ورفتار.

۲) ارتباط یافتن گفتارورفتارمراجعان با احساسات ورفتارمشاور.

۳) تشخیص صحیح احساسات ‌و ادراک به وسیله مراجعان.

۴) برمراجعان معلوم می شود که مشکل او ناشی ازناهماهنگی موجود بین تجارب ومفهوم خود است.

۵) به مفهوم خود سازمان مجددی می‌دهند وآن را با تجارب خویش هماهنگ می‌کند که در نتیجه حالت‌های دفاعی و مقدماتی درهم شکسته می شود.

۶) توجه مثبت وغیرشرطی را تجربه می‌کند ومی آموزد که نسبت به خودش توجه مثبت غیرشرطی را نیز اعمال کند.

۷) خود رامرکزومحورارزشیابی خویشتنی قرار می‌دهد ‌و کمتر ‌بر اساس فرایند ارزش گذاری ارگانیزمی ارزشیابی می‌کند و عکس العمل نشان می‌دهد. (شفیع آبادی ۱۳۷۵)

۸) تغییر شخصیت، تحول از حالت عدم انعطاف به سیلان واز ایستایی به پویایی است درجریان درمان ودرفرایند تغییرشخصیت، هفت بخش رفتاری را می توان در مراجعان مشاهده کرد. (شفیع آبادی ۱۳۸۱)

مراحل مشاوره گروهی مراجع محوری

مرحله اول : گفتگو تقریباً سطحی وظاهری است ویک نوع عدم تمایل به انتقال اطلاعات در مراجع دیده می شود. مراجع در این مرحله تمایای به ارتباط با خود ندارد وارتباطش فقط در حدعوامل خارجی انجام می پذیرد. مراجع احساسات و عوامل شخصی را به خودش اسناد نمی دهد وخود را مالک آن ها نمی داند.

در این مرحله هیچ مشکل ویا ایرادی تصور نمی شود. درتمایل به تغییر وجود ندارد و در این مرحله داوطلب ادامه درمان نیست.

مرحله دوم : اگر در مرحله اول شریکی فراهم آوریم که مراجع آماده پذیرش درمان شود ‌و همکاری را آغاز کند، در این صورت بیان موضوعات درباره عوامل خارجی از«خود» آغاز می شود. مشکلات به منابع وعوامل خارجی اسناد داده نمی شودعمل تجربیدن درگذشته انجام می شود وبه رفتارواحساسات به مقدارکمی معنی ومفهوم شخص داده می شود ممکن است مراجع درچنین سطحی خودش داوطلبانه برای تغییر مراجعه کند. ولی معمولاً آن را ادامه نمی دهد ویا پیشرفت کمی درجریان درمان حاصل می‌آید.

مرحله سوم : مقاومت کاهش می‌یابد ومراجع درباره خود وتجربیات وابسته به بحث می پردازد.احساسات، معانی ومفاهیم شخصی اظهار می‌شوند ومسئولیت بسیارکمی برای آن ها ‌از طرف‌ مراجع پذیرفته می شود اکثر درمانها ‌از چنین مرحله ای ‌آغاز می شوند.

مرحله چهارم : اعمال پذیرش، درک وهمدلی نسبت به مراجع درمرحله سوم موجب می شود که مراجع به مرحله چهارم برسد واحساسات خود رابیان کند وبا اندکی اکراه، ترس وعدم اعتماد آن ها را بپذیرد. مراجع به کشفیاتی راجع به خودش نا ئل می

آید ومحبت ‌و کارایی برخی ازفعالیت هایش را مورد سؤال قرار می‌دهد.

تمایزاحساسات به مقداربیشتری انجام می‌گیرد وتضادها بررسی می‌شوند. مراجع خود را نیز درایجاد مشکلات مسئول می پندارد وبا مشاور روابطی ‌بر اساس احساسات برقرار می‌کند.

مرحله پنجم : در این مرحله احساسات آزادانه ودرعین حال با تعجب بیان می‌شوند اگرچه عدم اعتماد وترس هنوز تا اندازه ای وجود دارد ولی احساسات تقریباً به طور کامل ارائه و بیان می‌شوند. احساسات،معانی ومفهوم با دقت بیشتری از یکدیگر متمایز می‌شوند.فرد احساساتش را می پذیرد وآنها را متعلق به خودش می‌داند، تجربیدن را ‌آغاز می کند ومستقیماً با تضادها مواجه می شود .مراجع مسئولیت مشکلش را می پذیرد وبه هستی ارگانیزمی خود نزدیکتر می شود.

مرحله ششم : این مرحله کاملاً مشخص است. احساساتی که قبلاً در درون افراد بود حال به طورآنی به تجربه درمی آید ومراجع نتایج آن را به خوبی می بینند فرد با احساس و با تجربه خودش آن طوری که هست نه آن گونه که وحشتزا وترس آور بود مواجه می شود. بدین معنی که مراجع مهم اکنون با تجربه واحساسش زندگی می‌کند وآنگونه که آن را احساس می‌کند. در نتیجه همگانی با تجربیات که می‌خواهد به کارمی بندد، مراجع تغییرات احساسات را می پذیرد، آن ها را متعلق به خودش می‌داند، به فرایند کلی ارگانیزمی خویش اعتماد می‌کند وبه راحتی با مسائل درونی وبیرونی مواجه می شود.

روش­های آماری تحلیل داده ­ها

بعد از پایان یافتن کار جمع ­آوری اطلاعات و حذف پرسشنامه ­های ناقص و بی­جواب، سرانجام کار توصیف و تحلیل آماری بر روی٣٢ نسخه پرسشنامه (١۶پرسشنامه در مرحله پیش آزمون و ١۶ پرسشنامه در مرحله پس آزمون ) انجام گرفت. بر این اساس، پرسشنامه­ ها مجدداً شماره­گذاری شده و اطلاعات هر کدام از آن­ها کدگذاری گردید .کد های داده شده به سؤالات پرسشنامه‌ها وارد کامپیوتر شده و با بهره گرفتن از بسته ی نرم­افزار کامپیوتری معروف به (SPSS) در محیط ویندوز تحلیل شده است. در تحلیل داده ­ها، ابتدا ویژگی های فردی آزمودنی ها و هم چنین خودپنداره بین دو گروه آزمایش و گواه با بهره گرفتن از روش های آمار توصیفی مانند جداول یک و دو بعدی توزیع فراوانی مطلق ، درصد فراوانی ، میانگین و انحراف استاندارد بررسی و توصیف شده اند سپس فرضیات تحقیق با بهره گرفتن از روش های آمار استنباطی مانند آزمون تی و ضرایب همبستگی (پیرسون و اسپیرمن ) بررسی شده اند.

فصل چهارم

یافته های تحقیق وتجزیه وتحلیل آن ها

در این فصل داده های جمع‌ آوری شده در دو بخش مورد تحلیل قرار می‌گیرند، در بخش نخست با بهره گرفتن از تکنیک‌های آمار توصیفی ویژگی‌های جمعیت مورد مطالعه بررسی خواهد شد.در بخش دوم با بهره گرفتن از تکنیک‌های آمار استنباطی هر یک از فرضیات پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

۴-١- بررسی ویژگی‌های جمعیت مورد مطالعه بر اساس آمار توصیفی

قبل از تحلیل داده ها، جهت شناخت بیشتر جامعه مورد مطالعه به توصیف هر یک از متغیرها با بهره گرفتن از تکنیک‌های آمار توصیفی مانند جداول یک و دو بعدی توزیع

فراوانی مطلق ، درصد فراوانی ، میانگین و انحراف استاندارد به ترتیب زیر می‌پردازیم:

۴-١-١- توزیع فراوانی آزمودنی ها برحسب سن آن ها

جدول ۴-١ بیانگر توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن آن ها می‌باشد. بر اساس داده های جدول زیر می توان گفت که سن ٨/١٨درصد از کل پاسخگویان ١٣سال ، ٣/۶درصد ١۴سال ٨/١٨درصد ١۵سال ، ٣/۶درصد ١۶سال و ۵٠درصد ١٧سال می‌باشد. میانگین و انحراف استاندارد سن آزمودنی ها به ترتیب ۶/١۵و ۶/١سال می‌باشد.

جدول ۴-١: توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن آن ها

سن
فراوانی (تعداد)
درصد
١٣سال
٣
٪٨/١۸
١۴سال
١
٪٣/۶
١۵سال
٣
٪٨/١٨
١۶سال
١
٪٣/۶
١٧سال
٨
٪۵٠
جمع
١۶
٪١٠٠
میانگین
۶/١۵سال
انحراف استاندارد
۶/١سال

۴-١-٢- توزیع فراوانی آزمودنی ها برحسب میزان تحصیلات آن ها

جدول ۴-٢توزیع فراوانی پاسخ‌گویان را بر حسب میزان تحصیلات آن ها نشان می

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:25:00 ب.ظ ]
1 3